ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۱ تیر ۹۷، ۱۴:۴۰ - Va hid
    :((
  • ۳ تیر ۹۷، ۲۰:۲۶ - منتظر ....
    دقیقا
پیوندها
پیوندهای روزانه

شتری بر درب نونوایی !!

دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۳۳ ق.ظ

شتری بر درب نانوایی...

شنیدین که میگن این شتریه که در هر خونه ای می خوابه!
اما شتر و درب نانوایی رو مطمئنا نشنیدین
نوناش همون وسطش به اندازه یه کف دست اگه قابل خوردن بود و بقیه ش متاسفانه خمیر و غیرقابل مصرف.
به غر و پر مردمم توجه خاصی نمی کرد!
یه روز یکی از پیرمردای اهل محل وارد نونوایی میشه و در حضور مشتریها مجسمه شتری رو جلو نونوا میذاره که از خمیرای کناره های نون درست کرده بود!!!!
قضیه که تو محل پیچید و تصمیم سایر اهل محل برای اجرای این نوع اعتراض تازه فهمید که باید به نظرات مردم توجه بکنه وگرنه ممکنه از فردا گله شتر جلو نونواییش به صف کشیده بشه!!!

طرح قشنگیه که میشه اونو به همه شهرها و نونوایی های کشور کشوند و واحد جدید سنجش کار نونوایی ها قرارش داد!! خخخخخ
هر شتر یه کارت زرد

تازه برا هر شغلی میشه یه شتری تعریف کرد و نوع اعتراضات رو از اعتراضات کم اثر زبونی به این سمت و سو تغییر جهت داد!

شما چندتا شتر در مغاره و کسب و کارتون میشه خوابوند؟!

عذاب دیدار با رئیس جمهور!!

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۲ ق.ظ

زنگ زدند که براتون کارت ویژه صادر کردیم  سخنرانی رئیس جمهور امروز ساعت سه، قرار فلانجا...


خوب بنده خدا! من که بیام همچین مراسمی یا باید یکی دوساعت دندون رو جیگر بذارم و خودمو بخورم! یا دل به دریا زده بلند شم و پاچه این مرتیکه رو به دندون بگیرم؟!

کدومش مورد پسند حضرتتونه؟!!

شما مسلما به دومیش راضی نیستین! و طبیعتا منم به اولیش!

پس بی خی نازنین!

دزدهای دوست داشتنی!

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۳ ق.ظ

ارسال ها تمامی ندارند
گروه ها به شدت فعالند
کانال ها هم
پی وی هم هیییی
سروش و روبیکا هم که دانلود رایگان است
تلویزیون هم که بماند
چه راحت عمرم را دارند می دزدند
و چه راحت به دزدها لبخند می زنم!

دروغ انتظار

چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۳۳ ب.ظ

از جمله دعاهای همیشگی محافل و مجالسمون دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفه.
خیلی ام پیاز داغشو داریم زیاد می کنیم و خودمونو مشتاق و واله جلوه میدیم و از درد فراق گریان و نالان.

بد نیست مقداری در واقعه تاریخی زیر تامل کنیم:

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده:
یهود در کتاب هاى خویش دیده بودند هجرتگاه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بین کوه عیر و کوه اُحد (دو کوه در دو طرف مدینه) خواهد بود، یهود از سرزمین خویش بیرون آمدند و در جستجوى سرزمین مهاجرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) پرداختند، در این میان به کوهى به نام حداد رسیدند.

گفتند: حداد همان اُحد است در همانجا متفرق شدند و هر گروهى در جائى مسکن گزیدند.

بعضى در سرزمین تیما .
و بعضى دیگر در فدک و عده اى در خیبر .

آنان که در تیما بودند میل دیدار برادران خویش نمودند، در این اثناء عربى عبور مى کرد، مرکبى را از او کرایه کردند، وى گفت: من شما را از میان کوه عیر و اُحد خواهم برد، به او گفتند: هنگامى که بین این دو کوه رسیدى ما را آگاه نما.

مرد عرب هنگامى که به سرزمین مدینه رسید اعلام کرد: اینجا همان سرزمین است که بین دو کوه عیر و اُحد قرار گرفته است.

سپس اشاره کرده گفت: این عیر است و آن هم اُحد، یهود از مرکب پیاده شدند و گفتند: ما به مقصود رسیدیم دیگر احتیاج به مرکب تو نیست، و هر جا مى خواهى برو.

نامه اى به برادران خویش نوشتند که ما آن سرزمین را یافتیم، شما هم به سوى ما کوچ کنید.

آنها در پاسخ نوشتند ما در اینجا مسکن گزیده ایم، خانه و اموالى تهیه کرده ایم و از آن سرزمین فاصله اى نداریم، هنگامى که پیامبر موعود به آنجا مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهیم آمد!

آنها در سرزمین مدینه ماندند و اموال فراوانى کسب نمودند این خبر به سلطانى به نام تُبَّع رسید با آنها جنگید، یهود در قلعه هاى خویش متحصن شدند، وى آنها را محاصره کرد، سپس به آنها امان داد، آنها به نزد سلطان آمدند تُبَّع گفت: من این سرزمین را پسندیده ام و در این سرزمین خواهم ماند، در پاسخ وى گفتند: این چنین نخواهد شد; زیرا این سرزمین هجرتگاه پیامبرى است که جز او کسى نمى تواند به عنوان ریاست در این سرزمین بماند.

تُبَّع گفت: بنابراین من از خاندان خویش کسانى را در اینجا قرار خواهم داد تا آن زمانى که پیامبر موعود بیاید وى را یارى نمایند، لذا او دو قبیله معروف اوس و خزرج را در آن مکان ساکن نمود.

این دو قبیله هنگامى که جمعیت فراوانى پیدا کردند به اموال یهود تجاوز نمودند، یهودیان به آنها مى گفتند: هنگامى که محمّد(صلى الله علیه وآله)مبعوث گردد شما را از سرزمین ما بیرون خواهد کرد!

هنگامى که محمّد(صلى الله علیه وآله)مبعوث شد، اوس و خزرج که به نام انصار معروف شدند به او ایمان آوردند و یهود وى را انکار نمودند این است معنى آیه وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا...

آرى، همان جمعیتى که با عشق و علاقه مخصوص براى ایمان به رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمده بودند و در برابر اوس و خزرج افتخارشان این بود که پیامبرى مبعوث خواهد شد و آنها یاران خاص وى خواهند بود. بر اثر تعصب، لجاج و دنیاپرستى در صف دشمنان او قرار گرفتند در حالى که دور افتادگان گرد او را گرفته و به یارانش پیوستند.
- تفسیر نمونه ذیل آیه 89 بقره -

این مربوط به یه قوم مدعی انتظار بود در مورد اشخاص هم داریم:
وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ... - اعراف 175 و 176 -
این که بعضى احتمال داده اند، مراد شخص امیة بن ابى صلت همان شاعر معروف زمان جاهلیت است که نخست بر اثر آگاهى از کتب آسمانى پیشین در انتظار ظهور آخرین پیامبر بود، ولى کم کم به این فکر فرو رفت که ممکن است خودش پیامبر باشد و به همین دلیل پس از بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نسبت به او حسد ورزید و بناى مخالفت را گذاشت.

و یا این که منظور ابوعامر راهب معروف است که در زمان جاهلیت، مردم را نوید به ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى داد، اما پس از ظهور پیامبر راه مخالفت را پیش گرفت، هر دو احتمال بسیار بعید به نظر مى رسد.

زیرا جمله وَ اتْلُ و کلمه نَبَأَ و جمله فَاقْصُصِ الْقَصَصَ نشان مى دهد: این جریان مربوط به افراد معاصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نبوده، بلکه از سرگذشت اقوام پیشین است.
...
ولى از آنجا که افرادى همانند بلعم در عصر و زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) همانند ابوعامر و امیة بن ابى صلت وجود داشته اند، مفهوم آیات بر آنها تطبیق شده است، همان گونه که بر افراد مشابه او در هر عصر و زمان نیز منطبق خواهد شد... - تفسیر نمونه ذیل آیه -


با این حساب نمی ترسیم انتظار ما هم از این دست انتظارها باشه؟! قوممون و شخصمون؟!
مایی که انتظارمون برای امام موعود(ع) در همون حد حرف و دعا و ادعا اگه باشه و نه بیشتر.

در حالی که اینها کسانی بودند که خونه و زندگی خودشونو به عشق درک پیغمبر موعود(ص) رها کرده بودند و یا فوق منتظرین عادی از زمره مبلغین بزرگ انتظار به شمار میومدند، در نهایت اما کارشون به مقابله با پیامبرشون رسید!

در کلاس آواز...

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

مرتب صدا رو تو گلوش میچرخونه و میگه:
عععععععع
رفته کلاس آواز، بهشون گفتند برا تقویت حنجره این حرفو مرتب تکرار کنه.

یه کم که گذشت دیدم تمرینشو عوض کرد:
ررررررر
میگه: اینو برای سلیس و روان گقتن کلمات دستور دادند.


گفتم:
نگفتند بعدش این دوتا حرفو با هم تکرار کنین؟!!! خخخخخ
راحت خرتون کردند ونفهمیدین!!!

به سبک مردان آهنین!

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۳ ق.ظ

حاجی! هر کسی تو این روستا ساز خودشو میزنه دیگه گندشو درآوردند امشب در این خصوص اگه بتونین صحبت کنین ...

همه شونو تک تک می شناختم آدمای مومن و دلسوز و وجیه
یه میز جلوم گذاشته بودند
گفتم امشب شب شادیه اول از همه می خوایم یه مسابقه خیلی جدی بین مسئولین روستا برگزار کنیم
مسابقه ای در حد مسابقه مردان آهنین
یکی از شوراها رو صدا زدم یکی از اعضاء هیات امنا و یکی از بسیج رو
خودمم بلند شدم و عبا رو کنار گذاشتم هر نفر گوشه ای از چهار طرف میز رو گرفتیم و گفتم هر کسی که تونست میز رو به طرفی که خودش هست بکشانه برنده ست!
رقابت مخصوصا بخاطر مسائلی که بینشون بود اون قدر جدی شد که میز داشت از هم کنده می شد!
سوت پایان رو زدم.
بعد به هر کدام رو کردم و از توان خودش و حریفش سوال کردم وگفتم به سبک مردان آهنین باید جواب بدن!
خوب می گفتند ما تلاش خودمونو کردیم و عضله مون اگه نمی گرفت و آسیب دیدگیمون اگه نبود و جو سنگین  مسابقه و فلان وبهمان بهتر از اینها بودیم ! و بهرحال شرمنده هم تیمیامون شدیم و اینکه حریف هم حریف قدر وقلدری بود و در اوج قدرت قرار داشت و ملت هم می خندیدند!
دوباره گفتم میز رو همه با هم بگیرین گفتند حاج آقا خسته شدیم دیگه نوبت بقیه دوستانه گفتم نه دیگه بحث مسابقه نیس
میزه رو ایقد کش واکش دادین میترسم یهو از هم در بره بگیرین بذاریمش فلان گوشه!
 بعد وارد بحث شدم که چقدر در حرکت اول هر کدام از ما انرژی مصرف کردیم و عرق ریختیم اما میز از جاش تکون نخورد که نخورد بعلاوه هم اون آسیب دید و هم خودمون بی بهره از آسیب نموندیم!
اما در حرکت دوم به راحتی آب خوردن میز رو همون جا که خودمون خواستیم بردیم بدون صرف انرژی و بدون خسارت.
در امور فرهنگی واجتماعی هم همینه گاهی همه عزیزان دارند تلاش خودشونو میکنن اما بازدهی خاصی نداره چرا؟! چون هماهنگی و همگراییی که بین همه افراد مرتبط با قضیه باید برقرار می بوده نبوده.
می خوایم کار بکنیم که میدونم میخوایم باید با هم هماهنگ باشیم و منسجم وگرنه زحمت خشک و خالی خواهد بود بدون هیچ عائدی و ثمره ای.

امیدوارم که حل شده باشه.

ما علیه ما

دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ق.ظ

میگم: جنس ایرانی بخر پولش بره تو جیب کارگر ایرانی
میگه: اگه خودم کارگر نبودم همین کارومیکردم!!
با تعجب که نگاهش میکنم میگه:
مگه از جونت سیر شده باشی!!!

تا اینو گفت کلی خاطره به ذهنم اومد

اون جوونیا که هنو مجرد بودیم خونه یکی از دوست وآشناها میرفتیم این بنده خدا هم هوای مارو زیادی داشت میدونست حلوا دوس داریم اکثر اوقات برامون حلوا می پخت اونم حلوای کنجدی و ما هم با کیف ولذت تمام می خوردیم.
تا اینکه یه روزی خودشون مسافرت رفته بودند وکلیدو دادند که مواظب خونه شون باشیم
پخت غذا هم افتاد گردن خودمون
شام چه بپزیم چه نپزیم؟ دیدیم همون حلوا راحت تر و خوشمزه تره!
چشمتون روز بد نبینه سطل آردشونو باز که کردیم دیدیم شپشکه که داره ازش بالا میره!
هیچی دیگه بعد از اون هرجا حلوای کنجدیه با احتیاط مصرف می کنم!! خخخخخ

خلاصه میخوام بگم از ماست که برماست

حضرت جدی !!!

شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۰۱ ق.ظ

اگه یه بابا اسم بچه ش رو بذاره
اخمو !! یا جدی!! یا عبوس!!
چی بهش میگین؟!

امیدوارم حرف نامربوطی نزده باشین!
چون اون بابا کسی نیست جز آقا امیرالمومنین!
و اون فررند نیست مگر عباس بن علی!

بله عباس یعنی کسی که خیلی عبوس و ترش رو و جدیه، یا شیری که سایر شیرها ازش فرار می کنن!!
اگه علی این اسمو گذاشته پس نباید اسم بدی باشه!

کاش ما هم تو این دور وزمونه ای که دشمن داره مرتب جلو میاد و به فکر تسخیر گام به گام خاکریزهامونه کوتاه بیا هم نیست، یه کم عباس بودیم!!
در واقع این روزها عباس میدان رزم متاسفانه دشمنه! و ما شمری که امان نامه ش رو قراره پاره کنن و جلوش بریزن!

+ مولود امروز در عین حالی که عباسه، ابوالفضل هم هست: پدر فضیلت و بزرگواری پدر وفا و ادب وایثار.
و هنر ابالفضل العباس این بود که هرکدام رو با بصیرتی که داشت در جای خودش بکار می گرفت.

عباسی باشین
و ابوالفضلی

یه میلیونی ها !!!

جمعه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۱۵ ق.ظ

کلاس اول و دوم ابتدایی تو این روستایی که ما هستیم حدود دوبرابر سومی هاشونن
بگی نگی سوال برانگیزه، نه؟!

یه حساب سرانگشتی و دیدم که بله اینا همون یه میلیونی هان!!
یادتونه که؟!
سال 1389 وعده پرداخت یه میلیونی دولت برا هر نوزاد!
والبته بگمانم نهایت  یکی دوسال هم بیشتر دوام نیاورد

نکته :
فردا اینا عین دهه شصتیا قراره هرجا وارد بشن خرابکاری به بار بیارن یعنی؟!!!
ازالان گفتم که حواس مسئولین جمع باشه! نگن نمیدونستیم!

بعدشم واقعا برام جالبه فکرمیکردم نگاهمون به ازدواج فقط نگاه کاسبانه ست! معلوم شد تو فرزندآوری هم اینجور بودیم!!

در اوج

جمعه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۲۹ ق.ظ

در اوج که باشی بال هم نزدی نزدی...

فقط خدا نکند قیچیشان کنند!!!!

حکومت اعمال !!!

پنجشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۹ ب.ظ

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
عُمّالُکُمْ اَعْمالُکُمْ، کَما تَـکونونَ یُوَلّى عَلَیْکُمْ؛
کارگزاران شما [نتیجه] اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومت مى شود.
شرح شهاب الاخبار، ص 260.

از حکومتیا که گله داری، انگار درواقع از خودت گله داری!
اونها رو میخوای اصلاح کنی، خودتو باید اصلاح کنی!

خیلی روایت قشنگیه...

گله میکنه از اختلاسهای چند میلیارد هزاری و این بخور بخورا و ببر ببرایی که هر گاه و بیگاه خبرش در میاد!
میگم بخدا قسم اگه ما جای اونا بودیم شاید بدتر از اونا عمل می کردیم
اونام بچه همین جامعه ند
چقدر کاسبامون تو وزن اجناسی که می خرن و می فروشن دقت دارن؟
چقدر تولیدکننده مون به کیفیت کالاش توجه داره؟
چنددرصد از تاکسی دارامون پول خوردا رو به مسافرانشون برمیگردونن؟!
چند درصد از کارمند وکارگر و معلمامون از وجدان کاری بهره مندند؟!
همین افراد رو در نظر بگیر اگه دستشون به بیت المال باز بشه ؟!
همینهایی که از چندرغاز نمیگذرند از پول قلمبه میتونن بگذرند؟!
همینهایی که راحت حقوقی رو که می گیرند حروم می کنند، از مال حرام ابایی دارند؟!
عمالکم اعمالکم
آری حاکمان شما، اعمال خود شما هستند!

+ اون کسی که از مسئولین گله می کنه و اکثرا گله هاش  بجا هم هست اما آیا نمی دونه ( کلکم راع و کلکم مسئول ) ؟!
کوچک یا بزرگ بالاخره هر کدام از ما مسئولیتی داریم آیا تو که معترض به مسئولینی در قبال مسئولیتشون، در برابر مسئولیت خودت به درستی عمل کردی؟!
جا نداره پیش از نقد دیگران سعی در اصلاح رفتار خومون داشته باشیم؟!
و اون وقته که اعتراض و توپیدن به دیگران رنگ و بوی انصاف به خودش می گیره و امید به تاثیرش خواهد رفت.

سرفراز باشین

دیرپز

چهارشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۵ ق.ظ

شغلش کشاورزیه
میگه ای بابا! نمیاد نمیاد آخر فروردینی برف میاد
محصولاتمون امسال چه بشه خدا میدونه
میگم خدا رو شکر نون نداشته باشیم آبو که داریم!
می خنده

+
مثل این گوشتایی که دارند به خوردمون میدن
احساس میکنم آبها هم دیر پز شدند!!! خخخخخ
قبول دارین؟!

جونت به لبت میاد تا یه کتری آبو بخوای واسه ی یه چای دورهمی جوش بیاری!

نمیدونم... احتمالا به خاطر املاح زیاد آب باشه که اونم بر اثر برداشت زیاد آبهای زیرزمینی حاصل شده.

سوت آغاز، سوت پایان

سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۱۰ ق.ظ

نماز صبح ها میانگین نماز گزارامون به ده نفر هم نمی رسند
ظهر که برنامه بیان احکام شرعی دارم گفتم شکر خدا ظهر و شب ها جمعیتمون بدک نیست اما میدونین بیشترین تاکید جماعت در مورد نماز عشاءه و البته صبح
-یعنی اول و آخر روز-
شروع و پایان ها خیلی مهمند که چطور باشند!!!
شروع یک روز با درک برکات سحر که باشه با حضور در جماعت مسلمین که باشه با تنفس در مساجد که بیوت اللهند باشه به انسان در طول روزش خط میده و اونو از ارتکاب بسیاری از اشتباهات حفظ میکنه
پایان روز که با این عمل عبادی پر از ثواب توام بشه با حضور در مساجد الهی که سپری بشه اسباب آمرزش کوتاهیهای روز رو فراهم آورده و بعلاوه با این حس و حال به بستر خواب رفتن کجا و نقطه مقابلش

بعد از این تذکرات فکر میکنین چه اتفاقی افتاد؟!
بر جمعیت نماز صبحمون اضافه که نشد هیچ از جمعیت ظهرمون هم کاسته شد!! خخخخخ
روزگاریه که ما داریم!!!

پولشاه!!!!

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۸ ق.ظ

اینکه چه محتوایی داره خوب یا بد نمیدونم
یعنی ندیدم که بدونم
اما تبلیغش؟!
( بچه تون رو با خیال راحت به سینما ببرین... برای دیدن فیلشاه! )
خوب این یه فیلم یکی دوساعته بیشتره مگه؟! همچین میگن که انگار قراره یه شبکه تلویزیونی شبانه روزی افتتاح کنن!؟
خوب بعد از اتمام این فیلم چه خاکی تو سرمون باید بکنیم؟!
بعدشم تبلیغ این فیلم تو شبکه پویایی انجام میگیره که مخاطبش خود بچه هاست و اونجا برا متقاعد کردن خانواده ها موضوعاتی رو داره مطرح میکنه که ظاهرا به هدف فرار از همونها امثال این فیلم هزینه و ساخته شده و میشن!
گرفتن گوش وچشم کودک بکار گرفته در تبلیغ در مواجهه با برخی از کلمات نتیجه ای جز باز شدن چشم و گوش مخاطبین معصومش میتونه داشته باشه؟! مطمئنا سازندگان این تیزر تبلیغی از روانشناسی بی بهره نیستن!! یا نکنه فکر کردند با گرفتن چشم و گوش اون بچه، چشم و گوش بچه هایی هم که پاش نشستند گرفته میشه؟!
بچه خیانت رو تو فیلمها کم نمیشنوه و در تبلیغ فیلشاه با طرح این سوال که مامان! خیانت یعنی چی؟! داره خیلی واضح و جدی ذهن اونو درگیر این موضوع پر از خطر میکنه! یاللعجب که انگار قراره در آوردگاه های مالی رسالت افراد و گروهها به کلی از یاد بره ! بدون فرقی بین مکتبی ها وغیر مکتبی ها

عاقبتمون بخیر

حیات بخش

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۲۸ ب.ظ

آستینهاشو بالا زد انگشتای دستشو به قدرت هرچه تمام تر بهم چسباند انگار که اونها رو بهم جوش داده باشند! به آهستگی و با کمال احتیاط آب رو به گودی مشتش ریخت

کنار رود هم که بود همین کار رو می کرد تا چه برسه به حالا که تو این بیابون برهوت مشک آبش رو به تمامی می رفت.

صورت ودست راستشو بیشتر نشسته بود؛ دیگه طاقتم طاق شد!

- دویدن تو این دشت بی آب وعلف حسابی تشنه م کرده بود -

مشتشو که آب کرد تا به دست چپش بریزه، گردنمو دراز کردم تا بوی آب رو از نزدیک تر استشمام کنم!

نفسم به دستش که خورد متوجه من شد...

مشتی که می خواست با اون وضوشو کامل کنه جلو دهان من گرفت! کم بود اما به گوارایی اون در تمام عمرم نخورده بودم!

دستی بر سر و گردنم کشید و به قصد بالای تل از من فاصله گرفت.

دستها را بر زمین زد و پیشانی و پشت دستها رو با اون مسح کرد

به طرف قبله ایستاد اذان واقامه ای گفت به گوارایی آبی که لحظاتی قبل به من نوشاند!

شیهه ای کشیدم و مشتاقتر از همیشه به تماشای نماز او ایستادم.


+ مساله ٦٧٤ رساله امام:

هرگاه بترسد که اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند، خود او یا عیال و اولاد او، یا رفیقش و کسانی که با او مربوطند مانند نوکر و کلفت از تشنگی بمیرند یا مریض شوند یا به قدری تشنه شوند که تحمل آن مشقت دارد، باید به‏ جای وضو و غسل، تیمم نماید. 

و نیز اگر بترسد حیوانی که مانند اسب و قاطر معمولا برای خوردن سرش را نمی‏برند، از تشنگی تلف شود، باید آب را به آن بدهد و تیمم نماید، اگر چه حیوان مال خودش نباشد. 

و همچنین است اگر کسی که حفظ جان او واجب است به طوری تشنه باشد که اگر انسان آب را به او ندهد، تلف شود.


+ با توجه به اوضاعی که مرتب داره بحرانی تر از قبل میشه ترسم از اینه که مراجع به طور مطلق فتوا بدن به کنار گذاشتن وضو وغسل

نسل بعدی چیزی دیگه به نام وضو وغسل نشناسند!!


مادر - د

جمعه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ب.ظ

مادر نه
مادر با همه خوبی اش نه
آن درد است که انسان را بزرگ می کند!
آری درد
مادر تنها وظیفه اش این است که با مهرورزی درد را بر انسان قابل تحمل سازد!
دوست دارم مادر را
و دوست دارم درد را

توریست

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۳۰ ق.ظ

(توریست) با (تروریست) چندان تفاوتی ندارند!!

- ظاهرش! و باطنش! -
خواستم رئیس جمهور شوم - بزرگواری کنید - بر علیهم استفاده نکنید!
اما (توریست) با لبخند همان کاری را می کند که (تروریست) با اسلحه!!

تحول

شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۲۱ ب.ظ
خانه ها تکانده شدند
سال و روز نو
سر و صورتها اصلاح شدند
کفش و لباس ها نو
آسمان مهربان شد
زمین خالی نو
یک کلام:
عالم متحول شد...
جز آدم که ماند دعای تحویل بخواند!!

مخاطب پیام

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۱۳ ب.ظ

از موعظه ها چه بر می آید؟!
وقتی هرکسی فکر میکند مخاطب پیام، دیگرانند!!!

توبه ی تحویل

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۴۹ ق.ظ

حول حالنا...
دیدین بعضیا میخوان از اشتباهاتشون معذرت خواهی کنن عرضه مستقیم گویی رو ندارند، اما به هر نحوی که هست بالاخره پیامشونو به طرف مقابل میرسونن؟!


حول حالنا که در دعای تحویل سال گفته میشه - ندیدم کسی بهش اشاره کرده باشه - از این دسته. و این همون معنای توبه شرعیست ولذا اگر از عمق وجود گفته بشه آنچنانی که در مفاتیح آمده میتونه گناه پنجاه ساله انسان رو پاک بکنه!!


داریم میگیم خدایا! سالی که گذشت رو خوب عمل نکردیم میخوایم اما امسال خوب باشیم! خیلی خوب! خوبترین!

و در عین حال اعترافی ضمنی هم هست به ضعف خود و تقاضای امداد الهی در پیمودن این مسیر!


پس دعای تحویل یعنی توبه و استغاثه
کاش جدی گفته باشیمش


حالتون توپ توپ توپ

پیام نوروزی امام جواد(ع)

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۵۸ ق.ظ

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : مُلاقاهُ الاْخوانِ نَشْرَهٌ، وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ کانَ نَزْراً قَلیلا.
(امالی شیخ مفید، ص 328، ح 13)

امام جواد علیه السلام:
دیدار برادران دینی دو بهره با خود به همراه دارد
1- باعث نشاط وشادابی دل و روح شده
2- اسباب باروری وشکوفائی عقل را فراهم آورد.

در واقع امام علیه السلام نقطه هدف دیدارهای مومنین رو اینچنین به ایشان تذکر داده و گوشزد میکنن ولو مدت زمان اون مثل دید وبازدید های این شب و روزهای نوروزی، کوتاه و مختصر هم بوده باشه.
و ما کجاییم و این فرمایش؟!
حاصل دیدار بسیاری از ماها گاهی هیچکدام از این دو نیست گاهی تنها اولیش اگه باشه
گاهی متاسفانه چیزهایی ست که زیارت مومن رو با اونهمه توصیه، اصلا از دایره مطلوبیت خارج و در امور مذموم وارد میکنه.
چشم وهمچشمی، غیبت وتهمت، شایعه پراکنی، شکمپروری، ایجاد بستر گناه و و و

دیدارتون عجین با بیداری

ضرب المثل ها اینجور زاده میشن!!!

سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۵ ب.ظ

کجاست؟ اونی که هی بلوف میزد اگه من شورا شدم فلان میکنم وبهمان میکنم! اینجارو اینجورمیکنم واونجارواونجور، اینو میارم واونو میبرم، میگیرم ومیسازم و...
 

مجلس زیراعتراضات شدیدیکی ازبزرگان محل کاملاساکت بود. میتونم بگم جمعیت یکی درمیون نفس میکشیدند که من شیخ زدم خرابش کردم!! خخخخ
وقتی باحرارت ادامه داد: کجاست؟ اونی که ادعا می کرد من بیام خاک تو دهنم میکنم وگل بیرون میدم!! 

اینجا بود که نتونستم خودمو نگه بدارم وزدم زیرخنده
مجلس بکلی عوض شد.


بله ضرب المثل ها اینجوری زاده میشن:
( خاک تو دهنم میکنم وگل بیرون میدم )
برا اونا که الکی بلوف میزنند و ادعای زیادی میکنند!

+ جنگ ودعوای بالایی ها بماند میبینم بین این پایین پایینا هم سر یه مقام شورایی چه بگومگوهاکه نیست؟!
تف بر دنیا 

ضد نعلبکی !!!

دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ق.ظ

به حکمت قبولش دارم
تو خونه ش نعلبکی یافت نمیشه
اصرارهم داره چایی رو داغ داغ بیارن!!!


دقت که کردم دیدم همه اعضای خانواده پای چای جمع میشن ونبود نعلبکی بهونه ایه برای بیشتر بودن در کنار هم
بهش گفتم خنده چشمکی زد و به نشونه تایید سری تکون داد.

برم منم نعلبکی هامونو بشکنم
شما هم...

شهادت یا عید؟!

چهارشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۵۴ ق.ظ

بگم؟!نگم؟!

سوال این روزای مردمه

بله بگم؟! نگم؟! نه البته از نوع احمدی نژادیش...


سوالشون اینه با توجه به همزمانی شهادت امام هادی با عید نوروز، تبربک عید بگیم یا نه؟!

فرمایش امیر (ع) رو همه احتمالا شنیدین که فرمود:

کل یوم لایعص الله فیه فهو یوم عید

خوب هتک حرمت به امام معصوم از شدیدتربن گناهانه

اگه حرمت امام رو حفظ کردی وتبریک گفتی چه مانعی داره؟!


بخشی از رسوم عید نوروز جزء توصیه های موکد دین هست... صله ارحام و وحدت وصفا وصمیمیت و پذیرایی وانفاق و... پوشیدن لباس نظیف و استعمال عطر وانجام غسل و...


اما پیشنهادی که امشب وسط سخنرانی بهم الهام شد اینه که میهمانی رفتین یا میهمانی دادین، صله رحمی کردین و ابراز لطف ومحبتی به دیگران داشتین و همه هم از امور مطلوب شرعیست، به نیت امام هادی(ع) انجام بدین...

با این کار هم به سنتهامون عمل کردیم و هم عرض ارادت خودمون رو به ساحت مقدس امام هادی علیه السلام رسوندیم.


عیدتون مبارک

سال خوبی داشته باشین

دیوانه بازی شیخ !!!!

دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۵۲ ق.ظ

ادا هم بلد نیستم...
میترسم وسط کار یهو خنده م بگیره و بزنم همه چیزو خراب کنم!!!! خخخخخ
اولین منبری که محل جدید رفتم میخواستم پا منبر جلو چشم کنجکاو جمعیت عین این لات و لوتها با بالا انداختن شونه، عبا رو از دوشم پایین بندازم پاچه ها رو بالا بزنم و برم بشینم بر قله منبر...
نگاه جمعیت که کامل به طرفم معطوف شد صدا رو کت وکلفت کنم و با اقتدار بگم :

 ( مردم!! فقط یه جمله و تمام :

مرد و مردونه اومده م که کار بکنم اهلشین بسم الله ... )
و از منبر پایین بیام!!

تازه خنده هم نگیردم این ملتی که من میشناسم بجای اینکه منقلب بشن و هیجان بگیرن و بلند شن و درمیان موج احساسات ندا بدن که :

حاجی!حاجی! حمایتت می کنیم! و تا خون در رگ ماست  پنیر وخامه و ماست و از این حرفا خخخخ
بلند میشن دستمو میگیرن میندازن بیرون میگن مرتیکه دیوونه!!!
این اومده برامون نماز بخونه؟!!!
خوب بود زود فهمیدیم
خخخخخ


لبتون خندون

همه فامیل های من

شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۰۸ ب.ظ

سفید، زرد، سرخ، سیاه، زن، مرد، کوچک، بزرگ، انسان، حیوان

همه محکوم به یک حکمیم :
زادن، زیستن، مردن

ازاین قرابت بالاتر؟!

زد و خوردهای عالم بیشتر به خود درگیری می مانند تادشمنی!!!

غم! منو رها بکن... - مثل رفیقا
غم! منو تنها بذار... - تنهای تنها
چی میخواستیم و چی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

 ما میخواستیم زمینو یه باغ پرصفا بسازیم
ما میخواستیم که بهشتو تو همین دنیا بسازیم!

چی میخواستیم وچی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

حالا این منم که تنها سر به کوچه ها میذارم
حالا این منم که جز غم یار وهمدمی ندارم!

غم! منو رها بکن... - مثل رفیقا
غم! منو تنها بذار... - تنهای تنها

توی این دوروزمونه همو بهتر که غریبم
همو بهتر که کسی نیس بشه محبوب و حبیبم

منم و خدای واحد
منم و اشکای بی حد
منم و چش انتظاری
واسه مرگی که نیومد!

چی میخواستیم و چی شد؟!
چی میخواستیم وچی شد؟


سراینده: محمدشورگشتی

ما و یه کم قدیمترها

چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ب.ظ

میگفت:
چندروزی بود یخچالمون روشن نمیشد
تعمیرکاری رو خبر کردیم بنده خدا هرچه ور رفت سردرنیاورد.
گفت: چطور شد که خراب شد؟!
گفتیم: خودمونم نمیدونیم اما چند وقته دیگه روشن نمیشه!
کارش به درازا که کشید یه علاءالدین - ازاین چراغ نفتی های قدیم - آوردیم که خودشو گرم کنه و چای وبساطی و...
خلاصه کشیده شد به ناهار
دور سفره نشسته بودیم که یهو دیدیم یخچال زد و خودبخود روشن شد!!!

آقای حسینی - تعمیرکاره رو میگم - نتونست مانع قهقه ش بشه!
آروم که گرفت، گفت: هوای اطاق از هوای یخچال سردتر، چطور باید روشن میشده این بدبخت؟!!

داره زمستون امسالم با همه افت وخیزش دیگه تموم میشه اما بد نیست بدونیم یه روزی گرما رو حبس میکردن زیر یه متر کرسی و همه اعضای خانواده که خیلی بزرگتر از خانواده های امروزی ما بودند، میومدند دورش جمع میشدن و صرفه جویی انرژی و دورهمی و... نه اینجور که با یکی دو نفر تمام فضای صدمتری خونه رو باید گرم کنیم و بعضا هم برای متعادل کردن هوا مجبور بشیم در و پنجره ها رو چارطاق وا بگذاریم!

خونه تکونی که میکنین به نظرم میشه دیگه بخاری ها رو جمع کرد و خودمونو بسپریم به هوای حیات بخش بهاری.
بعضیا بخاری هاشونو وقتی برمی دارن که پشت بند اون بشه کولرو روشن کرد!! یعنی باید همیشه یه چیزی تو خونه روشن باشه!!!خخخخ


+ البته ... شبا احتیاطا لحاف پتو یادتون نره! خدای ناکرده مریض نشین ما رو بگیرین به فحش وناسزا خخخخ

اندر فلسفه شب چارشنبه سوری!! خخخخخ

چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ

همچین میگه شب چارشنبه سوری که انگار وحی منزله!!

بدتر اینکه زور میزنه که براش یه فلسفه ای هم ببافه!! خخخخ
گفتم اگه فلسفه ای هم داشته باشه اینه که اون خدارحمتیا خواستند خدمتی به جامعه آینده کنند و آخر سالی هرچه آدم کهنه و شل و کوری که وظیفه خودشو ندونسته و به جوری از چنگ مرگ جون سالم بدر برده و با سال نو همخوانی نداره، دوستانه یه جوری از رو دست جامعه بردارند!! که خوب چون پیشین بودند از پسین دنیا غافل که با پیشرفت علم و اومدن مواد منفجره و این بند وبساط قربانیان چارشنبه سوری برو بچ های کم سن وسال وآینده سازان این مرزوبوم خواهند بود و این کار به کم شدن شل و کر و کوران جامعه کمک که نمیکنه به اضافه شدن اونها منجر خواهد شد!!
خدارحمتشون کنه قصدخیرداشتند!!خخخ

گم شده!!!

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۰۵ ق.ظ

اومد تو...
قبل هرسلام وکلامی شروع کرد به ورانداز کردن اطراف!

بعد که انگار از جستجوی چیزی مایوس شده باشه، رو کرد به مغازه دار و گفت:
( ببخشین شما تسبیح منو ندیدین؟!
اشتباه نکنم همینجا جا مونده بود؟! )

مغازه دارم برا رفع تکلیف یه نگاه از سر اکراه به دوروبرش انداخت و به نشانه منفی سرش رو به چپ و راست تکون داد.


پیرمرد ناامیدانه داشت برمی گشت که نگاهش به نگاهم گره خورد - گویا تازه متوجه حضور من شده باشه - سر تو گوشم کرد و با حالتی که از عمق ناراحتیش حکایت میکرد، گفت:
( قیمتی بود!!!
سالها پیش که مشهد رفته بودم، صدوپنجاه هزار تومن پول بابتش داده بودم!
 جنسش چی چیک بود و کجا درستش کرده بودند و ازاین حرفا... )


 یه لبخند معنی داری بهش زدم و شروع کردم به چرخوندن تسبیح هزارتومنی که تو دستم داشتم!!


+ گاهی گمشده اون چیزی که فکر می کنیم، نیست! قبول دارین؟!!