ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

مردان زن نما ؛ زنان مرد نما

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ

O در روایات متعدّد، از زنانى که خود را شبیه مردان ومردانى که خود را همانند زنان مى کنند وزمینه عمل زشت لواط را فراهم مى سازند، به شدّت نکوهش شده است.

تفسیر نور ذیل آیه 79 سوره هود

... بازی

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۴۸ ب.ظ

خاک می شوند:

سبزها و آبی ها

مشکی ها و قهوه ای ها

خاک می شوند:

سرخ ها و صورتی ها

بنفش ها و تریاکی ها

بازی چشم و لب ها جز خاک بازی نیست!

ا ن س ا ن

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۳ ب.ظ

شکر خدا که انسان را حمار آفرید که تعامل کند!

و گاو که سود برساند!

و میمون برای دل کودک!

و شیر به جهت ناموس!

کلاغ که دل به دنیا بندد!

کبوتر که به تفریح و سرگرمی درآید!

طاووس که به سر و وضع خود برسد!


بد آنجاست که هر چیزی باشد و انسان نباشد!!

وراجی!

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۸ ب.ظ

وسط سخنرانی برا جلب توجه یهو میگم:

آهای خانمی! که پشت پرده داری صحبت می کنی، با شمام؟!!!

و جالبه همیشه هم درست درمیاد!!!! خخخخخخ

میگن: حاج آقا انگار چشم داره!!

یکی از همکارا تعریف می کرد:

دهه ی محرم اعزام شدیم به منطقه ای...

دم ورود به مسجد دیدم اوووه چه صدای ولوله ای از داخل میاد!!!

خدا رو شکر کردم که الحمدلله شب اول محرم و اینهمه جمعیت!

میگه:

درب رو که وا کردم دیدم عجب! کفش مفشی تو کفش کن نیست!

وارد مسجد شدم دیدم دوتا پیرزنند دارند در گوشی با هم حرف می زنن!! خخخخخخخخ


+ البته با عرض پوزش از بانوانی که حرمت مجالس رو رعایت می فرمایند!

* خواب دیدم... *

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۴ ب.ظ

خواب دیدم به شهر غریبی وارد شده ام

سنجابی نظرم را جلب کرد

به دنبالش راه افتادم

مرا به مغازه ای برد


پیرمردی پشت میز...

نمی دانم چه می فروخت

توجهم تمام معطوف سنجاب بود

آقا! این سنجاب....

گفت:

بله مال خودم است!

گفتم:

می دانی حرام گوشت است؟! و ادرار و مدفوعش نجس؟!

چطور جنس نجس به خلق الله می فروشی؟!


پیرمرد توجهی نکرد!


داشتم فکر می کردم چطور قانعش کنم که سه تا جوان وارد شدند

در دست یکی از آنها کاغذی بود و نوشته ای...

گفت:

پدرجان! می دانی به این دلیل و این دلیل، عرضه ی اجناس مغازه ت به زیان مردم است! می دانی چه می فروشی؟! و به که می فروشی؟! از ما گفتن، دیگر خود دانی!

متوجه اجناس شدم دیدم تمام اجناس ممنوعه ست و من از آن غافل بودم!


پیرمرد فکری کرد و بر حرف آنها صحه گذاشت و توبه کرد!

جریان در شهر پیچید...

در میان استقبال مردم از او، دستش در دست من بود و مردم مرا به عنوان منجی می شناختند!

و من هر چه در جمعیت نگاه انداختم، از آن سه جوان خبری نبود که نبود!!


+ خدا قوت! همه کسانی که گمنام مشغول رصد و اصلاح امور فرهنگی جامعه اید و هرگز به چشم نمی آئید. خدا قوت!

داداش چوپان دروغگو!!

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

ضربه ی محکمی زد و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

نرده که می لرزید، تمام ساختمان به لرزه در می آمد!

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

قهقهه ی او بود که تا آسمان می رسید!


بار دوم هم ضربه ای کوبید و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

و باز قهقهه ی او بود که تا آسمان بلند شده بود!


بار سوم اما صدای او که به « زلزلـــــــــه زلزلــــــــه » برخاست، ساکنین به جای فرار شروع کردند به خندیدن بر او

ولی در نهایت... این صدای خنده ی آنها بود که زیر آوار گم شد!!!!


+ شرط عقل است که خطرات جدی را هرگز به شوخی نبایست گرفت!

دوری

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ب.ظ

چو بودی، تکیه بر تو - یار کردم

چو رفتی، تکیه بر دیوار کردم

به خود لرزید دیوار و فرو ریخت!

وطن در زیر آن آوار کردم!!

به جمهوری اسلامی...

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۹ ب.ظ

نظامی که ماهیتش جمهوری اسلامی ست ...

مسلما وقتی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند که اسلامیت و جمهوریت آن حفظ گردد! 

وگرنه اسمی تو خالی بیش نخواهد بود!

و با کمال تأسف می بینیم تهدیدات مهمی هم اسلامیت و هم جمهوریت نظام را نشانه رفته اند!


وجود رباهای بانکی، عادی سازی مظاهر بی دینی از قبیل سگ گردانی و بی حجابی و پارتی های مختلط و روزه خوری و برخوردهای خارج از اخلاق مسئولین، با یک نظام مدعی اسلامیت به هیچ عنوان همخوانی نمی تواند داشته باشد!


جمهوریت نظام و حضور در صحنه مردم را هم اموری از قبیل فاصله گرفتن طبقاتی دولتمردان از مردم، وجود اختلاس ها و دستمزدهای نجومی و عدم برخورد قاطعانه با آن، عدم توجه به حقوق اولیه ملت از قبیل مسکن و آب و هوا و اشتغال و ازدواج و درمان... به شدت تهدید می کند و تا دیر نشده می بایست از طرف دلسوزین واقعی نظام اقدامات لازم صورت گیرد!


به شدت معتقدم اعتراض های مدنی نسبت به عملکرد مسئولین باید آزاد و گسترده گردد! هیچ مسئولی نباید نسبت به خیانت ها و کوتاهی های خود و اطرافیان خود احساس امنیت داشته باشد! مسئول باید واقعا خودش را مسئول ببیند نه ارباب و صاحب اختیار مردم!


روحیه مطالبه گری را در مردم باید بالا برد!

و این اشتباه که چون نظام نظام اسلامی ست پس اعتراض به مسئولین آن اعتراض به اسلام قلمداد گردد را باید با جایگزینی روحیه امر به معروف و نهی از منکر اصلاح و ترمیم نمود.

+ برای من بسیار شگفت است که در تمام عالم نظامی باشد و ضرر مثلا کارخانه و کارگاهی خاص به شهروندانش مشخص و مسجّل باشد و سالیان سال گذشته باشد و در میان اعتراض جمع عظیمی از مردم و مسئولین محلی و قول و قرار مسئولین بالا دستی هنوز هم به فعالیت خودش ادامه بدهد! این واقعا عجیب است ... 

من چنین جایی را سراغ دارم: شهر توریستی!!! خرو نیشابور...

+ در یک کلام مواظب باشیم جمهوری اسلامی تبدیل نشود به دو دروغ بزرگ و شاخدار!!

دین و دنیا

پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ

می گویم حجاب تا روح لطیفت آزرده نشود

تا به حقوق دیگران توجهت بدهم

تا فرزند هر کس فرزند خود او باشد!!


می گویم نماز که غرور و کبرت را درهم بشکنم

که سپاسگزاری تعلیمت داده باشم


می گویم جماعت تا نظم و وحدت را در جامعه نهادینه سازم!

تا به این طریق از حال و روز برادران خبردارت نمایم!


می گویم زکات که امنیت و آرامش داشته باشی

تا انصاف و انسانیت در تو نمیرند


می گویم روزه تا به سلامتی ات سودی رسانده باشم

که بر روح مقاومتت بیفزایم!


می گویم حج تا الگویی چو ابراهیم را به تو بشناسانم

که در کوره ی سفر خامی ات را از تو بگیرم


می گویم خمس تا همین چیزها را تبلیغ بکنم!

ریای طلبگی!

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۵ ب.ظ

حاجی میری ریاست سازمان تبلیغات نیشابور از قول آیت الله مشکینی:


« شما طلابی که تبلیغ میرین، ریا برای شما اشکال نداره!!

خونه ی خودتون نماز شب نمیخوندین اما الان که مهمون خونه ی مردمین بخونین!! به این نیّت صحیح و الهی که بتونین نگاه مردم به روحانیت رو اصلاح و تقویت بکنین!!! »

با کمال پوزش حرف درستی نمی دونم!!

کسانی که اهل چنین مراعاتهایی هستند معمولا از بینشی صحیح و درست برخوردارند! حال آنکه کسانی که چنین نیستند و چنین وانمود میکنن قطعا گفتار و رفتاری در خور خودشون دارند!

و متعاقب اون با سر زدن کاری سبک، ناشایست و نابجا از این افراد - که کاملا امری مورد انتظار هم هست - بر برداشت های مردم نسبت به قشر متدین به صورت مطلق (چه اون که وانمود کرد و چه اون که حقیقتا چنین بود) تأثیر منفی گذارده و در دراز مدت نتیجه ای کاملا بر عکس عائد ما خواهد نمود!

- اینها نماز شب خونهاشونن و اینجورن!! واویلا به بقیه شون!!!

و هیچ بعید نمیدونم بی اعتمادی به وجود امده در برخی محله ها و شهر و روستاها به روحانیت و نیروهای مذهبی زائیده چنین طرز تفکر و پیاده سازی اون بوده باشه!


+ امان از پیشانی پبنه بسته ی بعضیا!!

گاوصندوق!!

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۳۱ ب.ظ

گاهی همه چیز در کشوهاست

و گاو صندوق ها حکم یک ردّگم کنی را بیشتر ندارند!!!

گاو صندوق ها را زیاد هم جدی نباید گرفت!!!

بـــــــــــی آبرویی

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۴ ب.ظ

بدجور داشت اذیتم می کرد

دور و برم رو پائیدم کسی نبود

- کوچه تاریک کسی هم نباید باشه -

نصیحت سعدی رو به گوش گرفتم که :

« چو بادی در شکم پیچد فرو هل! »

تا فرو هلیدیم! پسره از سینه دیوار بلند شد: 

« حاجی! سلام » خخخخخخخ

- ای مرگ سلام!

توی اینهمه مدت همسایگی که روز و شب منو دیدی کی سلام کردی که امشب بکنی؟!!


راوی: محفوظ


+ حالا جدای از این داستان طنزگونه، آبروی آدم واقعا به بادی بنده! 

کلیپ خروج باد معده از امام جماعت وهابی مسجدالنبی(ص) حین پخش مستقیم نماز رو لابد دیدین؟!!!

مغرور به خودمون نشیم یک

حافظ آبروی دیگرانم باشیم دو

مخصوصا تو این عصر تکنولوژی که ابزار ثبت وضبط فراوان است و انسان های پست هم متأسفانه کم نیستند!

[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۱۹]

حاج اقا یه سوال: راسته که شما گفتین اقایون باید دوتا زن بگیرن یا شایعس


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۱]

آقایون نه، حاج آقایون چرا خخخخخخخ


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۱]

برای چی حاج اقایون


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۲]

به هزار و یک دلیل!!!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۲]

خوب کلاس پرسش و پاسخ یکیش میتونه همین موضوع باشه


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۳]

این به قول شما حاج اقایون از اول که حاج اقا نبودن با کمک همین زناشون شدن حاج اقا اگه این زنها نبودن که حاج اقا نمیشدن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۳]

خخخخخخخخ


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۴]

حاج اقا نه یعنی پوادارا!!! خخخخ ما که وضع اقتصادی چندانی هم نداریم... البت شکایتی هم نداریم


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۴]

بهتون توصیه میکنم همچین موضوعی رو پیش نکشین تو جلسه


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۴]

چرا؟!!!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۵]

برای اینکه زنهای اینجا خیلی رو مرداشون تعصب دارن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۶]

خوب تعصب دارند یعنی چی؟! رو اینکه اسم زن دیگه ای رو بیارن؟! یا اینکه چون دوستشون دارن؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۶]

امان از خودخواهی...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۶]

هر دو


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۷]

خوب تعصب اولی که بی جاست... با عرض پوزش


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۷]

غیرت رو از زنها نخواستند در قبال شوهرانشان!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۷]

ببینین این نشانه تبلیغات منفی جامعه ست


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۸]

میخواین ببینین چی درسته به طبیعت نگاه کنین که دست نخورده ست!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۸]

تو طبیعت چی میبینین؟!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۸]

خود خواهی نیست مردای اینجا با کمک زنشون پولدار میشن با زحمت کشیدن هر دوشون پا به پای هم برای همین نمیخوان که حاصل زحمتشونو زن دیگه ای بیاد استفاده کنه


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۲۹]

خانما به جهت اینکه زمان عادت دارند بارداری و حمل و شیردهی دارند همیشه جوابگوی مرد نیستند... از طرفی دوران جنسی اونها کوتاه تره نسبت به مرد...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۰]

اگه مردی احساس نیاز کرد چه بکنه؟! به حرام رضایت میدین؟!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۰]

نه ولی این دلیل خوبی برای زن دوم گرفتن نیست


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۱]

بحث مسائل مالی نیست که .... زن دوم رو که فرد میگیره میتونه با زن اول نسبت به آنچه تا اون روز جمع کردند به توافق برسند... من بشخصه گفتم تا ازدواج دوم هرچه بوده و نبوده مال زندگی اولمه... و دومی هم پذیرفته


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۲]

بعضی متاسفانه وضع مالی خوبی ندارن  ولی به قول شما به همین دلیل وبهانه میرن زن دوم میگیرن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۲]

چطور دلیل خوبی نیست... همین دلیل مجوز برا زن گرفتن مگه نیست در ازدواج اول! حالا اگه تأمین نشد همون فلسفه اینجا هم وجود داره


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۲]

از طرفی فقط بحث مرد نیست.. از دید زن دوم هم به قضیه نگاه کنین...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۳]

چه کسانی تن به همسری دوم میدن؟! کسانی که امیدی به ازدواج با پسران رو دیگه ندارند به جهت زیادی سن یا عدم زیبایی یا عدم مال و .... اینها حق زندگی دارند یا نه؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۴]

در جریان بعضی از زندگی این دخترا بودم.. اشکهاشون رو وقتی یه پیرمردی که سه برابر سن خودشو می اومد خواستگاریشون... واینا باید پرستاری فرد رو میکردند تا همسری اونو...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۴]

اینا چه کنند؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۴]

مردان همیشه در معرض تلفات بیشتری هستند نسبت به زنان.. چه بخاطر جنگ چه کار و شغل و حضور در بیرون خانه و درگیری ها و ...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۵]

زنان جوانی که از اینها بیوه میشن چه بکنند؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۵]

آمار زنان دم بخت ما و مطلقه جوان ما نسبت به پسران مجردمون میزان نیست... مخصوصا که جوانانی هم با این شرایط بی بند و باری تن به ازدواج و سختیهای اون نمیدن....


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۷]

چی کنیم با این زنان؟! به نظرتون از حق زندگی ساقطشون کنیم؟! بگیم آرزوی شوهر رو به گور ببرن؟! یا بگیم ولش کن بریزین تو خیابون و مشغول بی بند وباری یا تو کنج خانه به خودارضائی مشغول بشین...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۷]

شما راست میگین ولی من میشناسم مردایی رو که هم خونه زندگی درستی ندارن هم پول ندارن هم معتاد هستن ولی با همه اینها باز میرن زن دوم میگیرن خب ای خیلی بی انصافی در حق زن اول


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۷]

انسان باید همه جوانب کار رو در نظر بگیره...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۸]

نه زن دوم گرفتن کار هر کسی نیست... شرط سنگین عدالت گذاشته شده و کمند کسانی که بتونند به اون عمل کنند


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۸]

از شرایط اقتصادی و بدنی باید برخوردار باشه و در عین حال نسبت به اظهار محبت به هردو و هزینه در قبال هردو عدالت بکنه...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۳۹]

من هرگز برا این مردای معمولی ازدواج مجدد رو به صلا ح نمیدونم


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۰]

گفتم حاج اقاها چون بهتر از پس این عدالته برمیان... بعلاوه که بین زن و دختر مردمند و این به حفظ اونها از خدای ناکرده انحراف کمک میکنه!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۰]

متاسفانه بعضی از اقایون که زن دوم دارن بهانشون اینه که زن اولشون مریضه دیگه نمیشه باهاش زندگی کنن ولی نمیگن که این زن تو زندگی اینا مریض شده انقدر زحمت کشیده که دیگه نمیتونه پاسخ گوی مردشون باشن از اول که مریض نبودن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۱]

اما به صورت کلی ازدواج موقت رو فکر میکنم باید پررنگ کنیم که از عوارض کمتری برخورداره و جوابگوی نیازها هم میتونه باشه...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۱]

اما کو فرهنگی که این نوع ازدواج رو هم قبول کنه؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۱]

کج مییرم کج...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۲]

اگه دختر و پسری به حرام همو ببینند و .. ککمون نمی گزه اما خدا نکنه بشنویم صیغه کرده ند!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۲]

دینی نیست رفتارمون اصلا....


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۲]

اینجا زنا هیجوقت این چنین فرهنگی رو قبول نمیکنن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۳]

اون مردا رو من هم قبول ندارم... عرض کردم ازدواج دوم وقتیه که فرد اول به حقوقش برسه... حرمتش حفظ بشه و ... اما ایا میتونیم بگیم چون زن تو زندگی مرد مریض شد باید دندون رو جگر بذاره؟! مسائل رو قاطی نکنین! هواشو باید داشت مسلما قدرشو باید دانست قطعا! اما نه اینکه پس مردش حق تجدید فراش نداشته باشه! آیا اگه بمیره چی؟! حق ازدواج بهش میدین؟! چرا؟! به جهت نیاز واین نیاز هم در این صورت موجوده!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۳]

عجیب اینه سنی ها 4 زن میگیرند و بینشان هیچ اختلافی نیست و کاملا جاافتاده ست اما ما شیعه ها اینجور!!! وعجیب تر اینکه میاند دختر سن بالاهای خود ما رو هم میبرند و اینجا از غیرت ما که مدعی غیرتیم خبری نیست که نیست!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۴]

ونگاه میکنیم میبین که عجب داره جمعیت اهل سنت ایران خودشو میرسونه به جمعیت شیعه ها...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۴]

ایا به اینم فکر کردین؟!!!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۴]

حاج اقا ها که خیلی پولدارن و میتونن خرج یه زندگی دیگرو بدن خب اشکال نداره ولی مردای عادی حق ندارن همچین کاری رو بکنن


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۴]

خودخواهی تا کجا؟! حتی اگه به مذهبت لطمه بخوره؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۵]

من مردای عادی رو نگفتم... واشاره کردم همه چی هم پول نیست... بعلاوه تو اینها ازدواج موقت که کمتر عارضه داره چرا اونو قبول نمی کنیم؟!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۵]

اصلا مگه میشه دین رو قبول کرد اما احکامشو خوب و بد کرد؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۵]

مگه سیب زمینیه؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۶]

گفت چرا مردا ازدواج دوم؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۶]

گفتم چرا زنها مهر؟! مگه ازدواج برا هردو نیست؟! چرا پس مرد باید مهر بده به زن؟!  زن مهر بده به شوهر!!!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۶]

گفتم قرار به اینه؟! چرا مردا نفقه زن رو بدن؟! خود زنها خرج خودشونو دربیارن؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۷]

ببیین اینا رو که خانما خوب زود میپذیرن اما جایی که به ظاهر به ضررشونو ( و البته گفتم در واقع نیست چرا که زنان دوم هم از جنس زنانند) اینجور داد و فریاد راه میندازن؟!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۸]

احکام در کنار هم باید دیده بشن وگرنه کار ناقصه...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۹]

خود خواهی نیست حاج اقا شرایط زندگی خیلی سخت شده


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۹]

الان خودتون تونستین عدالتو بین همسرانتون برقرار کنین؟


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۴۹]

اینجا اگه اقایون صد تا زن هم که بگیرن نمیتونن عدالتو بینشون برقرار کنن برای همینم همیشه با هم اختلاف خواهند داشت


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۰]

ببینین اصل وجود سختی تو زندگیها قابل کتمان نیست ازدواج دوم که میشه همه سختیها رو میخوان بچسبونن به اون در حالی که چنین نیست...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۰]

بله من سعیمو کردم... و بشخصه جوری برنامه چیدم که مدیون خانمام نشم...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۱]

من با دومی به شرطی وارد ازدواج دوم شدم که از حق عدالت در همخوابی و مسائل اقتصادی بگذره...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۲]

و با پرداختن به اولی بیش از دومی به نوعی حق اعتراض منطقی هم از او گرفته میشه.. مگه بحث بی انصافی باشه که اون  رو دیگه علاجی نیست!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۳]

شما درست میگین حق با شماست ولی زنهای اینجا در مقابل این جور مسله ها واکنش تندی نشون میدن برای همین بهتره تو جلسه مطرح نکنین


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۴]

افرادی که با دو زن مشکل دارند معمولا با یکی هم مشکل دارند...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۴]

اصراری نیست اما چون سؤال زیاد میکنن میخوام روشن بشن...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۵]

مگه اقایون همچین سوالی از شما پرسیدن؟


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۵]

خانمه برا اماح حسن گریه می کرد مخالف ازدواج دوم هم بود گفتم میدونی امام حسن رو همسرش شهید کرد؟! گریه ش بیشتر شد گفتم میدونی امام حسن چند تا زن داشت؟! یهو گریه ش خشکید... !!! جالبه گفت: راستش شاید حق داشته !!!!خخخخخ


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۶]

اها خانوما ازتون پرسیدن؟


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۷]

خانما زیاد سؤال میکنن و به نوعی اعتراض! آقایون نه چیز خاصی مطرح نکردن بماند هرچند در رفتار بعضیهاشون تغییراتی ایجاد شده!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۷]

مگه امام حسن چند تا زن داشتن؟


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۷]

نمیدونم من چه تغییری کردم که مجوز تغییر رفتار اونها بوده باشه؟!!!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۸]

خب اینو باید از خانوماتون پرسید


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۸]

بهشون گفتم مواظب باشین فردای قیامتی که بهش معتقدین اگه آیه سوم سوره نساء به شکل انسانی ظاهر شد و راه  رو بر شما بست و گفت چرا در دنیا متعرض من شدین... بتونین ایشالا جواب بدین...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۰۹:۵۹]

تعدا زنان امام حسن رو هم نمیگم!!!خخخخخ حداقلش اینه که چند زنه بود دیگه...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۰]

البته شما و هیچ کس دیگه نباد به خودش چنین حقی بده که بذار ببینیم حاج اقا در قبال اینها چطور برخورد میکنه!!! یکی از اسبابی که ازدواجهای مجدد رو سخت میکنه همین طرز برخورداست...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۰]

ببخشید که میپرسم شما به خانم اولتون چیگفتین که راضی شدن شما دوباره ازدواج کنین؟


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۰]

همین فشاری ست که به نوعی از طرف جامعه به این زنان وارد میشه...


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۱]

آیا شما که تنها زن یه مرد هستین ؟! کسی حق داره از زندگی شما سؤال بکنه؟! و ایا هیچ مشکلی با هم ندارین؟! امان از کنجکاوی و تجسس های بیجا...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۲]

ببخشید حاج اقا منظوری نداشتم معذرت میخام که پرسیدم


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۳]

نمیشه همه چی رو مطرح کرد... ولی من از ایشون ابتداءً و به صورت جدی خواستم ازدواج موقتی داشته باشم وایشون هم پذیرفتند.. اما عرض کردم به جهت دوری فرهنگ جامعه از فرهنگ اسلامی کسی پذیرای این ازدواج نشد و در نهایت به این صورت عمل کردیم...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۳]

ببخشید😔😔😔😔😔😔


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۴]

و باز هم با توجه به این تجربه کسانی رو که بخوان اقدام کنند... به ازدواج موقت بلند مدت ترغیب می کنم تا ازدواج مجدد!!


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۴]

واقعا ازتون پوزش میطلبم تورو خدا از دست من ناراحت نشین


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۵]

خواهش... شما بزرگوارین و معلوم شد به دنبال یافتن جواب مسأله هستین...


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۶]

قصد فوضولی تو زندگی شما رو نداشتم  ببخشید


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۶]

اصلا ناراحتی نیست... خوشحال شدم از نقدتون ... دوباره و این بار بدون تعصب مطالب رو مرور کنین که مبادا نسبت به یک حکم الهی کینه ای در وجودمون باقی بمونه... هرچند جامعه چنان بد عمل کردند که چنین حسی ایجاد شده و ازدواج دوم رنگ و بوی نفرت به خودش گرفته!


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۶]

مؤید باشید  وسرفراز


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۷]

سپاسگزارم امیدوارم منو بخشیده باشین وحلالم کنین


محمد شورگشتی, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۰۹]

عرض کردم ناراحتی نیست که حلال کردنی باشه! آسوده باشید. التماس دعا و خدانگهدار


[۰۳.۰۲.۱۷ ۱۰:۱۰]

التماس دعا ممنون روزتون بخیر

تنبیه

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ب.ظ

گوشَت  را  بگیر  به  کشیدن !

صورتت  را  بنواز  به  کشیده !

محروم  ساز  خود  را  از  تفریح !

همه اش  که  نباید  معلّم  تنبیهت  کند !!

تاوان

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

یهود بماند

نصاری بماند

مشرکین هم ابراهیم(ع) را از خودشان میدانستند!! (1)

محبّتِ آلودگان همواره نشانه ی آلودگی محبوب نیست!

گاه تاوان خوبی فرد است!!


(1) مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَکِنْ کَانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (67) آل عمران


+ میگن مثلا فلان شبکه بیگانه از فلان کس تعریف کرده پس آدم بدیه!!! من به طور مطلق این حرفو قبول ندارم؛ آیه قرآن هم دلیل منه! توجه داریم که بسیاری از همین بیگانگان از امام هم تعریف داشته اند!

+ در مورد دختری که مورد عشق لات و لوتی قرار گرفته، قضاوت نادرست و عجولانه نداشته باشیم!

+ گفتم «تاوان خوبی» چون عشق بعضی افراد و بعضی جریانات بدنام به انسان های درست وشایسته در نگاه اول نوعی ننگ و عار برای ایشان محسوب میشه تا مایه ی امتیاز وافتخار!

من و انقلاب ...

سه شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷ ق.ظ

انقلاب صورت گرفت

شرابی سرکه شد!


موش در سرکه انداختند

عن قریب است بمیرد!!

دروغ تبسم

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ

پیشانی ام را بالا می کشم!

چشمانم را گشاد می کنم!

به لحنم شکر می پاشم!

بر لبانم دروغ تبسم می کارم!

مبادا غم های من دلی را از شما غمگین سازند!!

بی خیال

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۱ ب.ظ

یک روز از چشمت می افتم!

یک روز چشم از من بر نمی داری!

خوشحال باشم یا اندوهگین؟!

چشم که بر تو ببندم، همه چیز درست می شود!!

جواب کامنت یکی از دوستان

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ
علی در مطلب سلام بر خودم !!! 
سلام
...
یادمه یه جایی خوندم به محض تاریکی هوا(قبل از غروب)چراغ منزل رو روشن کنید و برای همین من هم همیشه این کارو کردم.
و چون پدرم همیشه میگفت از بچگی که خونه ای که شب تاریک باشه دزد نشون میکنه تاکید موکد شد برام این قضیه... .

شما در این مورد نخوندید تو کتاب های روایت و حدیث که روشن کردن چراغ خانه قبل از غروب وسعت رزق میاره؟
(البته یه چیزی دیگه در مورد خونه بود زدودن تار عنکبوت از دیوار های خانه!)

ممنون از مطلبتون.
...
راستی خواهشا مواردی از آیات قرآن که درباره زیاد شدن رزق و روزی هست هم بگید.
البته سوره واقعه رو زیاد میگفتند و زیاد خوندیم ولی باز اگر مطلبی هست بگید.

سلام

در موضوع روشن کردن منزل قبل از غروب باید بگویم روایتی داریم از امام رضا(ع) که می فرماید: 
أبوعلی الاشعری رفعه قال: قال الرضا علیه السلام: إسراج السراج قبل أن تغیب الشمس ینفی الفقر - کافی، باب النوادر ح ش 13
روشن کردن چراغ قبل از غروب، از بین برنده فقر است!

اما اولا به لحاظ سندی روایت مرفوعه است و از اعتبار لازم برخوردار نیست!

و ثانیا به لحاظ دلالت، خالی از اشکال نیست! 
چرا که از محرمات مسلم دینی « اسراف» است! 
من از خود شما می پرسم آیا روشن کردن چراغ در روشنایی چیزی جز اسراف خواهد بود؟!

اصلا در وسائل الشیعة بابی نگاشته شده به عنوان: «باب کراهة الاسراج فی القمر» در روایت اول این باب از قول پیامبر (ص) چنین آمده است: 
یا علی، أربعة یذهبن ضیاعاً: الأکل على الشبع، والسراج فی القمر، والزرع فی السبخة، والصنیعة عند غیر أهلها - وسائل الشیعة، باب کراهة الاسراج فی القمر ح 1
چهار چیز باعث اسرافند: یکیش روشن کردن چراغ است در پرتو نور ماه!!!

از طرفی البته روایاتی داریم که ورود به خانه ی تاریک را بدون چراغ مکروه می دانند: 
إن رسول الله (صلى الله علیه وآله) کره أن یدخل بیتاً مظلماً إلا بسراج - وسائل الشیعة، باب کراهة دخول بیت مظلم بغیر مصباح، ح 2

نتیجه :
بعد از چشم پوشی نسبت به مشکل سندی مرفوعه امام رضا(ع) روایات مربوطه را بدین صورت می شود جمع کرد:

از آنجا که آماده سازی چراغها در زمان های قدیم وقت گیر بوده منظور فرمایش امام رضا(ع) این است که پیش از تاریکی جهت روشن کردن منزل اقدام کنید که وقتی تاریکی حکمفرما شد خانه بی چراغ نداشته باشید!

در واقع زشتی اسراف که بر همگان روشن است، محرومیت از مواهب هم که کار درست وسنجیده ای به حساب نمی آید! 
پس می ماند استفاده و بهره مندی از مواهب اما بهینه و بجا ! که میطلبد انسان با برنامه ریزی صحیح شرایط این نوع استفاده را از پیش برای خود فراهم بیاورد!


در موضوع اسباب فقر روایات زیادی داریم که روایت ذیل در این جهت از روایات تقریبا جامع هست:

عن أمیر المؤمنین (علیه السلام)، أنه قال: 
" ترک نسج العنکبوت فی البیت یورث الفقر والاکل على الجنابة یورث الفقر، والتمشط من قیام یورث الفقر، وترک القمامة فی البیت یورث الفقر، والیمین الفاجرة تورث الفقر، والزنا یورث الفقر، واظهار الحرص یورث الفقر، واعتیاد الکذب یورث الفقر، وکثرة الاستماع إلى الغناء یورث الفقر، وقطیعة الرحم تورث الفقر - مستدرک الوسائل، باب کراهة مبیت القمامة فی البیت، وجملة من الآداب، ح 1 -
موجبات فقر: نگرفتن تار عنکبوت از منزل (همانطور که شما اشاره کردین) خوردن در حال جنابت، ایستاده شانه کردن، وجود گرد و غبار در منزل، قسم دروغ، زنا، ابراز حرص و طمع، عادت به دروغگویی، گوش دادن زیاد به غنا و آوازخوانی، ترک ارتباطات فامیلی.

راه برکت را هم قران مجید به وضوح بیان فرموده است:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (96) اعراف
و اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى دارند ایمان بیاورند و تقوى پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشائیم ولى (آنها حقایق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم .

+ بعدا نوشت:
خوب باید گفت در بحث روشن کردن چراغ قبل از غروب، جدای از روایت امام رضا(ع) روایات دیگری هم من جمله روایت ذیل وجود دارد و این احتمال را زنده می کند که شاید حقیقتا خصوصیتی در این عمل بوده باشد و دارای آثاری وضعی...
الحسن بن محمد الطوسی فی (الأمالی) عن أبیه، عن الفحام، عن المنصوری، عن علی بن محمد الهادی (علیه السلام)، عن آبائه، عن الصادق (علیهم السلام) قال: 
إن الله یحب الجمال والتجمل، ویکره البؤس والتباؤس، فإن الله إذا أنعم على عبد نعمة أحب أن یرى علیه أثرها، قیل: کیف ذلک؟ قال: ینظف ثوبه، ویطیب ریحه، ویجصص داره، ویکنس أفنیته، حتى أن السراج قبل مغیب الشمس ینفی الفقر ویزید فی الرزق. - وسائل الشیعة، باب استحباب التجمل وکراهة التباؤس ح 9 -

درویش

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ق.ظ

من آن درویشِ تنهایِ خموشم

نمی خواهد کسی جوش و خروشم

فقط از در زدن ها مانده با من

صدایِ تِک تِک قفلی به گوشم!!

هر چه دلمون بخواد؟! واقعا هرچه؟!

سه شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ

لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ...  - فرقان آیه 16 و نحل آیه 31

برای بهشتیان آنچه که بخواهند، فراهم خواهد بود!!

سؤال: 

هرچه؟! واقعا هرچه؟!

یعنی مثلا یه فرد بهشتی میتونه رو کنه به خدا و بگه: 

خدایا! بیا جامون رو با همدیگه عوض کنیم؟! من بشم خدا و تو بشی بنده؟! 

یا پائینتر درخواست مقام انبیاء واولیاء رو داشته باشه؟! 

یا به طور کلی تقاضای تعطیلی جهنم رو بکنه؟!

و...


جواب

در بهشت پرده ها از برابر چشمان بهشتیان کنار مى رود، حقایق را به خوبى درک مى کنند و تناسب ها در نظر آنان کاملا واضح مى شود، آنها هرگز به فکرشان نمى گذرد که چنین تقاضاهائى از خدا کنند !

و این درست به این مى ماند که ما در دنیا تقاضا کنیم که یک کودک دبستانى استاد دانشگاه شود!!! و یا یک دزد جنایتکار قاضى دادگاه!! 

آیا این گونه امور به فکر هیچ عاقلى در دنیا مى رسد؟! 

در آنجا نیز چـنین است!

از این گذشته آنها تمام خواسته هایشان تحت الشعاع خواست خدا است و همان مى خواهند که خدا مى خواهد.


به عبارت دیگر:
خواسته هاى اهل بهشت، همچون خواسته هاى خداوند در چهارچوب حکمت است. 
یعنى همان گونه که « إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ - حج آیه 18 » از طرف خداوند در قالب کار حکیمانه است؛ « لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ » نیز از سوى مؤمنان در قالب تقاضاى حکیمانه است و نه خواسته های بی ربط و بیجا - 

برگرفته از:
 تفسیر نمونه و تفسیر نور، ذیل آیه 16 فرقان - 

حقوق

سه شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۳ ب.ظ

حقوقم را تمام و کمال هم که بدهند، کفاف آخر ماهم را نمی کند!

گریه ام برای این نیست!

می ترسم!

می ترسم در سفری که می روم، سرمایه ام پایان گیرد و حقوق معوّقه ی برادرانم بر گردنم باقی بماند!!


+ پست مناسب: 

حقوق نجومی مسلمان!

دستنوشته...

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۹ ب.ظ

نوشته ها که تایپی شدند ...

حال و روز نویسنده لابلای کاغذهای مچاله ی درهمش پنهان ماند!

لعنت به صنعت ...

ستمکارترین - به عشق !




سلام بر خودم !!!

يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ب.ظ

... فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةً ... (61) سوره نور

هنگامى که وارد خانه اى شدید بر خودتان تحیت الهى بفرستید!!! - تحیتى پر برکت و پاکیزه! -


یعنی چی وارد خانه ای شدید به خودتان سلام بکنید؟! دیوانه ایم که با خودمان سلام وعلیک کنیم؟!! خخخخخخ

1 - می خواهد کمال وحدت را در یک جامعه اسلامی به نمایش بگذارد! که همان در و همسایه و فک و فامیلی که به هنگام ورود منازل، به ایشان سلام می دهید با خود شما فرقی ندارند و یکی هستید!!

مثل آن چیزی که سعدی گفته: بنی آدم اعضای یک پیکرند...


2 - شما که به کسی سلام می کنید، از آنجا که برگرداندن جواب سلام بر طرف واجب است پس با سلام به او انگار که به خودت سلام کرده ای!! بعلاوه تحیتی اضافه که دستوری قرآنی ست:

وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا (86) نساء - 

هنگامى که کسى به شما تحیت گوید پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید! و یا لااقل به طور مساوى پاسخ گوئید که خداوند حسابرس همه چیز است!

پس معنی « فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِکُمْ » همان معنایی ست که می گویند: هرچه کنی به خود کنی...


3 - آیه مزبور مربوط به خانه هایی ست که کسی در آنجا ساکن نیست! که می گوید ادب سلام کردن را بکار بگیرید حتی در چنین اماکنی!!

و در این صورت به جای « سلام علیکم » بگویید: « السلام علینا » آنچنان که در سلام دوم نماز می گوئیم: « السلام علینا و علی عبادالله الصالحین! »

هیچ اشکالی هم ندارد، چرا که سلام نوعی دعای صحت و سلامتی ست و دعا چنانکه در حق دیگران صحیح است و بجا، در حق خود نیز درست وبجاست.


+ آیه شریفه تحیّت وسلام را « مِن عندالله » می داند! در واقع سلام های ما چیزی در تقدیر دارند: سلام الله علیکم!

در زیارت عاشورا به صراحت بیان داشته است: ... علیک منّی سلام الله ابدا ؛ ما بقیت و بقی اللیل و النهار ...


والسلام علیکم ورحمةالله

نزدیکیــــــــــ دوریـــــــــــ

شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ


دنیای بدی ست!

دنیای واقعا بدی ست... که نزدیکی به کسی دوری از دیگری تلقی می گردد!!

تقصیر از من نیست، از ماده است!

من می خواهم به همه نزدیک شوم، بدون آن که از کسی دور باشم!!

ای که گفتی لعنت مکن !

جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ب.ظ

+ به این میگن جواب !!

ای که گفتی بر « یزید » و « آل او » لعنت مکن

زان که شاید حق تعالی کرده باشد رحمتش !


آنچه با آل نبی(ص) او کرد، اگر بخشد خدای

هم ببخشاید تو را، گر کرده باشی لعنتش !!

با داداعلی احمدی

جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۲ ق.ظ

در بچگی با رفقای کوچیک موچیک دور هم بودیم شبی،
یکی از رفقا حرف از عشق انداخت. من که نمیخواستم
حرف از راز دل زده بشه(خب به هرحال شیطنت بچگی)
بخاطر همین جریان و بحث رو پیچوندم و تا همه گفتن و
نوبت به ما رسید:) همونطوری که کنار دوچرخه ام بودم
فورا برگشتم دستم رو انداختم روی دوچرخه و گفتم: این
عشق منه ^_^ !

همه دهان ها باز ماند و متعجب شدند چون هر کس از
یک دختری حرف زد و من از دوچرخه ای که تازه خریدم!

همه فهمیدند که من دارم قضیه رو می پیچونم، بنابرین
یکی دو بار دیگه با شرح مسئله مورد بحث سوالشان را
پرسیدند: «یعنی وجدانا تو تا به حالا عاشق نشدی؟ »
و باز هم همان جواب را دادم:خب چرا... عاشق چرخم

همه خندیدند و یکی از دوستان که باهام خیلی رفیقتر
بود و اگر می پرسید مجبور بودم عشق پنهان توی دلم
رو بر ملا کنم داشت به جمعمون اضافه میشد و من با
اخم و قیافه حق به جانب و مغرورانه بلند شدم گفتم:
فقط بلدید مسخرم کنید.اشکال نداره ولی من چرخمو
دوست دارم الانم میرم باهاش عشق کنم.باز خندیدن

(با خودم میگفتم در عوض نمیفهمن من کدوم فرشته
رو بین دخترای محل انتخاب کردم تو دلم غافل از اینکه
اونا بعد از مدتی در همون نوجوانی و بچگیا از محله ما
رفتند و از شواهد و خبر هاشون که هر ماهی سالی
می رسید می فهمیدم که کلا وضع بهتری پیدا کردند
و اخلاق اون دختر هم و نحو لباس پوشیدن و فرهنگ
و سوادشون هم بالا تر رفته و خیلی از ما سر شدند.

از طرفی من حتی به یک کار کوچک هم بعد از خدمت
دست نیافته و روز به روز ندار تر و ساده پوش تر شدم.
به طوری که پدر و مادر با وجود دو برادر مجرد بزرگ ترم
برای من قدم از قدم در امر ازدواج بر نداشتند.

این بود که این عشق پنهان در نطفه خفه شد.گذشت.

گذشت و منظور این بود؛من ماندم و یک دوچرخه بعد از
خدمت سربازی و تنهایی و دور زدن با دوچرخه ام حتی
در هوای سرد زیر بارون زیر برف و چقدر عشق ورزیدم.
اصلا عشق دوچرخه شده بودم و نو کردم دوچرخه امو
به قدری خوشگل و باحال بود جاینت بود و دور طوقه ها
و دور فرمون رو سفید کرده بودم تو شب برق می زد و
تنه سفید و قرمز و سبک و خوش دست بود عاشقش
بودم اصلا انگار عشق دوچرخه جای عشق قبلی دلم
رو گرفته بود!

سرتون رو درد نیارم هر چند بعید میدونم بخونید این رو

یک شب که بخاطر یک دور بیشتر زدن در شب امتحانم
که باید ساعت یازده شب خواب می بودم به بهونه یک
مداد و خودکار خریدن دویدم سمت دوچرخه و هرچقدر
مادرم اصرار کرد که فردا صبح موقع رفتن بگیر و سرده
گفتم عشقش با دور زدن و خرید رفتن با دوچرخه ست
رفتن همانا و تصادف کردن همانا***وانتی بهم زد***
موقع رفتن به مغازه ساعت یازده شب که در خیابان ها
پرنده پر نمی زد ، خلوت من رو به اشتباه انداخت و در 
برگشت با سرعت سرپایینی رو با شتاب بیشتر رفتم
و با یک وانت برخورد کردم بطوری که خدا رحم کرد و
دستم را از فرمان به دلیل ضربه شدید رها کردم.
و گرنه با دوچرخه به زیر چرخ های ماشیم روانه شده
بودم.همان دوچرخه که عشقم بود و شد داشت مرا
میکشت.اما خوشبختانه این تلنگری بود و من خراش
جزئی برداشتم و سرم شیشه ماشین را ترک داد و
سپر ماشین هم مچ پایم را از جاش در آورد،انداختم.

محض شوخی چون خاطره تلخ بود بگم شیشه طرف
ترک برداشت ولی سرم ضد ضربه بود چیزیش نشد!
----------------------------------------------------------
*اگر خاطره قابل تاملی بود میتونید یک پستش کنید.

البته با این نتیجه گیری که درسته عشق های پاک زمینی ختم به عشق الهی میشوند و مقدس هستن در حد خودشون اما افراط در آن غفلت به بار می آورد.

بر سرت خاک باید ریخت !

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ

خودت  را  آتش  می زنی ... 

که  شاید  دامنی  را  از  من  بسوزانی ! !

و  من  دلم  می سوزد !

یک  پارچه  آب  و  خاک  می شوم ... 

بی  آنکه  قصدم  خاموش  کردن  دامنم  بوده  باشد !

دین و دَین

دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۴۸ ب.ظ

دین یا دَین ؟!

مدیون یا متدیّن ؟!


دین که حافظ جان مردم باید باشد !

و حافظ مال مردم !

و حافظ عِرض مردم !


شما بیش از همه، به دین مدیونید !!

عشقــــــــــولانه

دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ب.ظ

در آغوشم آرام که می خوابی ...

تنفس دلچسب ترین است !

که در هر مرتبه، تو را از نو لمس می کنم !!!