ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۳:۰۶ - گل نرگس
    موافقم
  • ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۰:۵۲ - Va hid
    :((
پیوندها
پیوندهای روزانه

اگر تو پدری...

جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۳۳ ب.ظ

منصور دوانقی به زیاد بن عبداللَّه مبلغی داد تا آن را در میان افراد نابینا و یتیم تقسیم نماید.

ابو زیاد تمیمی که انسان طمعکاری بود، گفت:

نام مرا در میان نابینایان بنویس!

زیاد بن عبدالملک گفت:

باشد می نویسم؛ چرا که خداوند می فرماید: "فَانَّها لاتَعْمیَ الاَبصارُ وَلکِنْ تَعْمی الْقُلوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ" - سوره مبارکه حج آیه 46 - چشمهاى ظاهر نابینا نمى شوند ، بلکه دلهائى که در سینه ها جاى دارد بینائى را از دست مى دهند!.

سپس ابو زیاد درخواست کرد که نام فرزندش نیز در دفتر نام ایتام نوشته شود!

زیاد بن عبداللَّه گفت :

آن را هم می نویسم ؛ هر که را تو پدری ، یتیم است!!

شوخی پیغمبر

جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۱۶ ب.ظ

پیغمبر به پیرزنی فرمود:

فلانی! می دانستی که پیرزنان وارد بهشت نمی شوند!

بلال پیرزن را گریان دید و به عرض پیامبر رساند.

رسول الله فرمود:

سیاهان هم به بهشت نمی روند!!

پیرزن و بلال دونفری به گریه نشستند!

عباس (عموی پیامبر ) آن ها را دید و وضعشان را به پیامبر خبر داد.

فرمود: پیر مردان هم!!

*

سپس هر سه را خواست و دلجویی کرده فرمود:

خداوند بهشتیان را به نیکوترین حالتشان وارد بهشت می سازد ، جوان و نورانی!


بحارالانوار ج 16 ص 295


علّامه

جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۳۹ ق.ظ

عصر رسول خدا(ص ) بود، روزى آن حضرت وارد مسجد شد ناگاه دید گروهى در اطراف شخصى حلقه زده اند و به گفتار او گوش فرا می دهند، پیامبر (ص )، از آنها پرسید: این شخصیت کیست ؟

شخصى گفت : این شخص ، ( علّامه ) است!
پیامبر (ص ) فرمود: علامه یعنى چه ؟

گفتند: علامه کسى است که از همه بیشتر به نسبتهای عرب و رخدادهاى بین انسانها، آگاهى دارد، و حوادث دوران جاهلیت و اشعار مردم آن عصر را مى داند.
پیامبر (ص ) فرمود:

(این گونه علم ، نه براى آن کسى که آن را نمى داند زیانبخش است! و نه براى آنکه آن را مى داند سودمند است! )

سپس ‍ فرمود:
انما العلم ثلاثة : آیه محکمة ، او فریضة عادلة اوسنة قائمة و ما خلاهن فهو فضل

( علم سودمند و علم شرع بر سه گونه است:

1- اصول عقائد(که براهین آیات روشن قران ، بیانگر آن است .)

2- علم اخلاق (که مرکب از لشگر عقل و جهل است ، و بر انسان واجب است لشگر عقل را بپذیرد و از لشگر جهل ، عدول و دورى کند).

3- احکام شریعت و مسائل حلال و حرام

و غیر از این سه علم ، زیادى است. )


توضیح :

علوم اصلى که بر همه مسلمانان ، آموختن آن لازم است و در رابطه با دین و معاد، سودمند است ، همان سه علم مذکور است ، اما بقیه علوم اگر زیانبار باشند(مثل علم سحر و شعبده و طلسمات )، زیادى است ، و اگر مفید باشند مانند علم طب و کشاورزى و...، برگشتش به همان علوم سه گانه است .
و یا اینکه منظور از واژه ( فضل )در حدیث فوق ( نه زیادی، بلکه ) یکنوع استحباب باشد، ولى آموختن آن سه علم ، واجب است ، و کسى که از آن سه علم بهره ندارد، علمهاى دیگر براى او بى فایده است ).


منبع:

داستانهاى اصول کافى جلدهاى 1 و 2
محمد محمدى اشتهاردى


به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در ذیل آیه 14 سوره عنکبوت درباره طول عمر امام زمان(عج) می‌نویسد:


«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ»­

و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس در میان آنان هزار سال، به استثناى پنجاه سال، درنگ کرد-ولى جز اندکى از مردم به سخن او گوش ندادند- پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالى ­که ستمگر بودند، فرا گرفت.


نکته‌ها:

1. قرآن، با بیان عمر طولانى انسان­‌های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است.«أَلْفَ سَنَةٍ»

2. تنها پیامبرى که مدت رسالتش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(ع) است، البته طبق این آیه 950 سال، مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است!! اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال­‌های عمرش بیان نشده است.

3. عمر طولانى دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان­گونه که او حضرت مهدى(عج) را قرن‌ها زنده نگه داشته تا حکومت عدل جهانى را بر پا کند، گر چه جسم تمام مردم پس از کهولت سن فرسوده می‌­شود، ولى آن حضرت به گفته بزرگان دین، همچنان در چهره انسان چهل­‌ ساله ثابت است و این جاى تعجب نیست.

در صورت همه‏ ما، موى ابرو و مژه ده‌‏ها سال ثابت است، در صورتى که موى سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آنکه آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکى است. آرى! خداوند می‌‏تواند انسانى را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.

4. گاهی پرسیده می‌شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدى(عج) را باور کنیم؟ 

پاسخ آن است که در آیه‏ 259 سوره‏ بقره مى‏‌خوانیم:

شخصى ـ که به گفته‏ روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادى عبور می­‌کرد که دیوارهاى آن بر روى سقف‏هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانى از مرگ ساکنین آن­جا و زمان تخریبش می‌‌گذرد، با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگشان زنده مى‌‏کند؟».

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردى؟»، گفت: «یک روز یا بخشى از یک روز!»، خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در اینجا مانده‏اى، به غذا و نوشیدنى خود که همراه داشتى، نگاه کن که با گذشت سال­ها تغییر نکرده است، به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثرى از آن باقى نمانده است، ما زنده شدن تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار مى‏‌دهیم، اکنون به استخوان‏هاى الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن­ها را به هم پیوند مى‏‌دهیم و بر آن­‌ها گوشت مى‏‌پوشانیم و زندگى دوباره به آن مى‌­بخشیم‏».

طبق این آیه، غذا و نوشیدنى به مدت صد سال تغییر نکرد!! در حالى ­که به طور طبیعى می­‌بایست پس از چند روز فاسد مى‏شد، صد سال برابر 5200 هفته است و خداوند غذایى که فقط یک هفته سالم می­‌ماند را 5200 برابر عمر طبیعى‏‌اش سالم نگاه داشت، اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج) مى‌‏رویم که هنوز حتى به حد 20 برابر عمر طبیعى نرسیده است، بنابراین نه دلیل عقلى بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانى، چیز محالى است.

از طرفى تعجب ما از طولانى بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است، در حالی ­که نمونه‏‌هاى دیگرى از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) 950 سال، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن­ها، عمر چندین هزارساله نوعى ماهى و برخى از درختان و... . آرى! خداوندى که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن مى‌‏دهد، مى‏‌تواند عمر انسان را نیز طولانى کند.

متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند،

اگر یک روزنامه‏ خارجى گفته باشد که یک ماهى در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می‌کنند، اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد، مى‏‌گوید: از نظر علمى نمى‌‏شود!!


فریده جعفری دختر علامه جعفری(ره):

یادم می‌آید مسافرتی با ایشان ( علامه جعفری) بودیم یک جا پیاده شدیم، چیزی بخوریم، خانم‌هایی که حجاب رعایت نکرده بودند، پدر می‌گفت:

دخترم! می‌بینی چه وضعیتی شده از اینها دیگر ابن سینا، فارابی و ... دنیا نمی‌آید!! زندگی عوض شده است دیگر ما عالمی و دانشمندی در این دوره نمی‌بینیم، چون خانم‌ها بسترشان و مسیرشان عوض شده!! و آن حیاء و عفت از بین رفته است.

همیشه هم خیلی تأکید می‌کردند که من دو چیز را به خانوم‌ها سفارش می‌کنم، اگر اینها را رعایت کنند من بهشت را به آن‌ها تضمین می‌کنم :

یکی غیبت نکنند و دیگری عفت و پاکدامنی‌شان را حفظ کنند، من قول صد در صد بهشت را به آن‌ها می‌دهم.


منبع:

خبرگزاری فارس
شماره: 13931226000276

سهم ایرانیان در بین یاران مهدی علیه السلام :

امیرمؤمنان ضمن ایراد خطبه ای درباره حضرت و یارانش فرمود:

« از اهواز یک نفر، شوشتر یک نفر، شیراز سه نفر، اصفهان چهار نفر، بروجرد یک نفر، نهاوند یک نفر، همدان سه نفر، قم ده نفر، شیروان یک نفر، خراسان شش نفر، آمل یک نفر، دامغان یک نفر، سرخس یک نفر، ساوه یک نفر، طالقان بیست و چهار نفر، قزوین دو نفر، فارس یک نفر، ابهر یک نفر، اردبیل یک نفر، مراغه سه نفر، خوی یک نفر، سلماس یک نفر، آبادان سه نفر و کازرون یک نفر ؛ جزء یاران آن حضرت خواهند بود »

منبع:

مجله مبلغان ش 63 به نقل از

ملاحم، سید بن طاووس، ص146؛ 59 نکته درباره امام زمان، ص190.

نیکی

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۳۳ ب.ظ

لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ (92) - سوره مبارکه آل عمران -

هرگز به (حقیقت ) نیکوکارى نمى رسید مگر اینکه از آنچه دوست مى دارید (در راه خدا) انفاق کنید، و آنچه انفاق مى کنید خداوند از آن با خبر است.


یک نشانه ایمان:

در آیات گذشته بحث هایى درباره ایمان و کفر و نشانه ها و آثار آن و بخشى از سرگذشت انبیاء آمده بود ؛ و در این آیه به یکى از طرق وصول به حقیقت ایمان و مقام بر و نیکوکارى اشاره مى کند؛ همان چیزى که بهترین نشانه شخصیت و عواطف انسانى ، و تقوا به اسلام است .

آیه مى گوید: (شما هرگز به حقیقت (بر) و (نیکى ) نمى رسید مگر اینکه از آنچه دوست مى دارید در راه خدا انفاق کنید) (لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون )

واژه (برّ) در اصل به معنى (وسعت ) است ، و لذا صحراهاى وسیع را (برّ) (بفتح ب ) مى گویند، و به همین جهت به کارهاى نیک که نتیجه آن گسترده است و به دیگران مى رسد (بر) (بکسر ب ) گفته مى شود،

- تفاوت میان (بر) و (خیر) از نظر لغت عرب این است که (بر) نیکوکارى تواءم با توجه و از روى قصد و اختیار است ، ولى (خیر) به هر نوع نیکى که به دیگرى بشود اگر چه بدون توجه باشد، اطلاق مى گردد -

...

 از آیه 177 سوره بقره استفاده مى شود که ایمان به خدا و روز جزا و پیامبران ، و کمک به نیازمندان ، و نماز و روزه ، و وفاى به عهد، و استقامت در برابر مشکلات و حوادث همه از شعب بر محسوب مى شوند.

بنابراین رسیدن به مقام نیکوکاران واقعى ، شرایط زیادى دارد که یکى از آنها انفاق کردن از اموالى است که مورد علاقه انسان است!

زیرا عشق و علاقه واقعى به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق ، آنگاه روشن مى شود که انسان بر سر دو راهى قرار گیرد، در یک طرف مال و ثروت یا مقام و منصبى قرار داشته باشد که مورد علاقه شدید او است ، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطف انسانیت و نیکوکارى ، اگر از اولى بخاطر دومى صرف نظر کرد معلوم مى شود که در عشق و علاقه خود صادق است ، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزئى حاضر بود صرف نظر کند، معلوم مى شود عشق و علاقه معنوى او نیز به همان پایه است و این مقیاسى است براى سنجش ایمان و شخصیت .


در پایان آیه براى جلب توجه انفاق کنندگان مى فرماید: (آنچه در راه خدا انفاق مى کنید (کم یا زیاد از اموال مورد علاقه یا غیر مورد علاقه ) از همه آنها آگاه است ) (و ما تنفقوا من شى فان الله به علیم ) و بنابراین هرگز گم نخواهد شد و نیز چگونگى آن بر او مخفى نخواهد ماند.


نفوذ آیات قرآن در دلهاى مسلمانان:
نفوذ آیات قرآن در دلهاى مسلمانان بقدرى سریع و عمیق بود که بلافاصله بعد از نزول آیات اثر آن ظاهر مى گشت ، به عنوان نمونه در مورد آیه فوق در تواریخ و تفاسیر اسلامى چنین مى خوانیم :


1 - یکى از یاران پیامبر صلى اللّه علیه و آله بنام ابوطلحه انصارى در مدینه نخلستان و باغى داشت بسیار مصفا و زیبا، که همه در مدینه از آن سخن مى گفتند، در آن چشمه آب صافى بود که هر موقع پیامبر صلى اللّه علیه و آله به آن باغ مى رفت از آن آب میل مى کرد و وضو مى ساخت ، و علاوه بر همه اینها آن باغ درآمد خوبى براى ابو طلحه داشت.

پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلى اللّه علیه و آله آمد و عرض کرد:

مى دانى که محبوبترین اموال من همین باغ است ، و من مى خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره ه اى براى رستاخیز من باشد. پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: (بخ بخ ذلک مال رابح لک ؛ آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتى است که براى تو سودمند خواهد افتاد) سپس فرمود: من صلاح مى دانم که آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهى ، ابو طلحه دستور پیامبر صلى اللّه علیه و آله را عمل کرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم کرد.


2 - روزى میهمانى بر ابوذر وارد شد، او که زندگى ساده اى داشت از میهمان معذرت خواست که من بر اثر گرفتارى نمى توانم شخصا از تو پذیرایى کنم ، من چند شتر در فلان نقطه دارم ، قبول زحمت کن بهترین آنها را بیاور (تا براى تو قربانى کنم ) میهمان رفت و شتر لاغرى با خود آورد، ابوذر به او گفت :

به من خیانت کردى! چرا چنین شترى آوردى ؟!!

او در جواب گفت : من فکر کردم روزى به شترهاى دیگر نیازمند خواهى شد.

ابوذر گفت : روز نیاز من زمانى است که از این جهان چشم مى بندم (چه بهتر که براى آن روز ذخیره کنم ) خداوند مى فرماید:(لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون ).


3 - زبیده همسر هارون الرشید قرآنى بسیار گرانقیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانى به آن داشت ، یک روز هنگامى که از همان قرآن تلاوت مى کرد به آیه (لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون ) رسید.

با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم ، کسى را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهاى آن را در بیابانهاى حجاز براى تهیه آب مورد نیاز بادیه نشینان مصرف کرد که مى گویند امروز هم بقایاى آن چاهها وجود دارد و به نام او نامیده مى شود.


منبع:

تفسیر نمونه - ذیل آیه شریفه -

شعر ( خورشید من! برآی ) سروده : مقام مظم رهبری

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۳۴ ب.ظ

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است


از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است!


دستم نمی رسد که دل از سینه بر کنم

باری علاج شوق ، گریبان دریدن است!


شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت

خورشید من! برآی که وقت دمیدن است


سوی تو ، ای خلاصه ی گلزار زندگی!

مرغ نگه در آرزوی پر کشیدن است


بگرفت آب و رنگ ، زفیض حضور تو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است


با اهل درد شرح غم خود نمی کنم !

تقدیر غصه ی دل من ناشنیدن است!!


آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزی « امین » سزا ، لب حسرت گزیدن است

زهد

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۱۹ ب.ظ

با یزید بسطامى :

زاهد آن نیست که مالک چیزى نباشد

زاهد آن است که چیزى مالک او نباشد!!

تکیه بر قبر آیت الله!

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۱۴ ب.ظ

مرحوم آیة اللّه العظمی بروجردی کنار مرقد مطهر آیة اللّه حاج شیخ عبد الکریم حائری (واقع در مسجد بالا سر حضرت معصومه علیهاالسلام ) تدریس می کردند.

در یکی از روزها هنگام درس، آقا متوجه شد که یکی از شاگردان به قبر حاج شیخ عبدالکریم تکیه داده است، با تندی به او فرمود:

« آقا! به قبر تکیه نکنید! این بزرگان برای اسلام زحمت کشیده اند، به آنها احترام بگذارید! »

همچنین آقای بروجردی نسبت به کتب علمی و دینی، احترام بسیاری قائل بودند و می فرمودند:

« در تمام عمرم در اطاقی که کُتب حدیث باشد ، حتّی دارای یک حدیث باشد، نخوابیده ام!! »


منبع:

مجله مبلغان ش 59


این را با خود به رختخواب ببر!!

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ

ثواب مسواک کردن:

حدیث : 1

ابى رحمه الله قال حدثنا احمد بن ادریس قال حدثنى محمد بن احمد قال حدثنى ابراهیم بن اسحاق عن محمد بن عیسى عن عبیدالله الدهقان عن درست بن ابى منصور عن عبدالله بن سنان عن ابى عبدالله علیه السلام قال:

فى السواک اثنتا عشره خصله هو من السنه و مطهره للفم و مجلاه للبصر و یرضى الرحمن و یبیض الاسنان و یذهب بالحفر و یشد الطعام و یذهب بالبلغم و یزید فى الحفظ و یضاعف الحسنات و تفرح به الملائکه

ترجمه :
امام صادق علیه السلام :

مسواک کردن دوازده خاصیت دارد:

سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوندا را راضى مى کند، دندانها را سفید مى کند، از فاسد شدن دندآن جلوگیرى مى کند، لثه را محکم مى کند، میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد،حافظه را افزایش مى دهد، حسنات را مضاعف مى کند، و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.

حدیث : 2

حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه قال حدثنى محمد بن الحسن الصفار عن احمد بن الحسن بن على بن فضال عن عمروبن سعید المدائنى عن مصدق بن صدقه عن عمار الساباطى عن ابى عبدالله علیه السلام قال قال ابوجعفر علیه السلام:

و لو یعلم الناس ما فى السواک لاباتوه معهم فى لحاف .

ترجمه :
امام باقر علیه السلام :

اگر مردم فواید مسواک کردن را مى دانستند، با آن در رختخواب مى خوابیدند!!

حدیث : 3
ابى رحمه عن عبدالله بن جعفر عن محمد بن الحسین بن ابى الخطاب عن صفوان بن یحیى عن ابراهیم بن ابى البلاد عن ابیه یحیى ابى بلاد عن ابى جعفر علیه السلام قال:

السواک یذهب بالبلغم و یزید فى العقل

ترجمه :
امام باقر علیه السلام : مسواک کردن بلغم را از بین مى برد و عقل را زیاد مى کند.


منبع:

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
مرحوم شیخ صدوق (ره )

معاوضه یک دختر با سه شتر

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۳۸ ب.ظ
در حالات «صعصعة بن ناجیة مجاشعی» (جدّ فرزدق شاعر معروف) که انسان آزاده و با شخصیت و بزرگی بوده و با بسیاری از کارهای زشت مردم در عصر جاهلیت مبارزه می کرد، نقل شده است که روزی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و داستانی را که برای خودش پیش آمده بود؛ نقل کرد که:
در ایام جوانی دو عدد شترانم گم شده بود، در جستجوی آنها با شتر دیگری به صحرا رفتم، به چادری رسیدم که در کنار آن مردی نشسته بود. از شترانم از او پرسیدم. گفت نشانه آن دو چیست؟ گفتم که بر آن دو نشانه قبیله خودم می باشد. او در جواب گفت که من آن دو را یافتم و اینک در نزد من است. بدین گونه شترانم را در آنجا یافتم. در این هنگام پیرزنی که گویا مادر آن مرد بود، از خیمه با حالتی گرفته خارج شد. آن مرد به او خطاب کرد و پرسید. چه زائید؟ از سوال او به دست آوردم که در داخل خیمه زنی در حال زایمان می باشد و سپس بعد از پرسش بدون آن که منتظر جواب مادر خود باشد، آن مرد سخنش را ادامه داد و گفت: اگر پسر باشد با ما شریک در مال و زندگی است و نیز وارث ما خواهد شد و اگر دختر باشد به خاکش می سپاریم. مادر او پاسخ داد: دختر است. آن مرد با خشم و غضب همراه با غصه و اندوه گفت: معطّل نشوید او را آسوده نموده و به خاکش بسپارید.
صعصعه عرض کرد: ای رسول خدا! ناگهان انقلابی در من پدید آمد و عواطف و احساساتم مرا تحت فشار قرار داد و به آن مرد گفتم آیا این دختر را به من می فروشی؟ پاسخ داد: هرگز شنیده ای که عرب فرزندان خود را بفروشد و این ننگ را تحمل کند؟ !! گفتم: نفروش بلکه در مقابل احسان و هدیه ای که به تو عطا نمودم، او را به من ببخش، گفت: آماده ام با همان دو شتر و این شتری که بر آن سوار می باشی معاوضه نمایم.
من راضی شدم و سه شتر را به او بخشیدم و دختر را گرفتم و به دایه ای سپردم تا پرستاری نماید.
این داستان برای دیگران بازگو شد و سبب شهرت من گشت و پس از آن در جاهای دیگر کسانی که دارای دختر می شدند نظیر این پیشنهاد  را به من می دادند، من این روش را ترک نکردم و تا کنون دویست و هشتاد ( بر حسب نقل دیگری سیصد و شصت ) دختر را هر یک به بهای سه شتر گرفته و از مرگ نجات دادم . آیا این عمل برای من سودی دارد؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ فرمودند:
« هذا لک باب من البرّ و لک اجره اذ منّ الله علیک بالاسلام»
ترجمه: این کار برای تو دربی به سوی کارهای نیک و پسندیده بوده و پاداشی بزرگ خواهد داشت زیرا (به برکت این روش پسندیده) به پذیرش اسلام موفق گشتی.
و فرزدق همیشه در اشعار خود به این عمل پر ارزش جدّ خویش افتخار می کرد و می گفت:
و جدّی الذی منع الوائدین                   و احیا الوئید فلم توئد
ترجمه: جدّ من کسی می باشد که از زنده به گور کردن دختران جلوگیری نمود _ و آنان را زنده کرد تا زنده دفن نگردند.


زنـــده شدن در قبـــر!!

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ

مرحوم شیخ امین الدین طبرسی، دچار سکته شدیدی گشت، تا بدان جا که اطرافیان وی گمان بردند که از دنیا رفته است؛ لذا او را دفن کردند!

وقتی به هوش آمد،خود را در قبر دید!!

در آن حال، با خدا عهـــــــــد بست که اگر از لحد رهایی یابد، دست به تألیف کتابی در تفسیر قرآن بزند.

چیزی نگذشت که کفن دزدی قبر را باز کرد و مشغول باز کردن کفن شد!

مرحوم طبرسی به حرکت آمده، مچ دزد را گرفت!

دزد از ترس میخکوب شد و با صدای ضعیفِ طبرسی خوفش افزون گشت؛ تا اینکه با سخنان امید دهنده « نترس و آرام باش! » آرامشی در خود احساس کرد. او که چیزی نمانده بود از ترس جان دهد، به شرح حکایت طبرسی گوش فرا داد.

آن گاه مرحوم طبرسی را بر دوش خود سوار کرد و به منزلش رساند. و سرانجام کفن دزد نیز به دست مرحوم طبرسی توبه کرد.

پس از این ماجرا، مرحوم طبرسی دست به تألیف کتاب ارزنده « مجمع البیان » زد.

- خدایش رحمت کند -

احکام عفــــــــــاف

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۳:۵۷ ب.ظ

1. پوشیدن جورابهای بدن نما که با پوشیدن آنها پوست بدن نمایان است در برابر نامحرم حرام است، همچنین است پوشیدن لباسهای بدن نما.(1)

2. پوشیدن لباسی که برجستگیهای بدن را به گونه ای ظاهر می سازد که موجب سوق دادن زن به گناه و جلب نظر نامحرم است، جایز نیست.(2)

3. بیرون گذاشتن مقداری از موها به هر انگیزه ای که باشد حرام و ناپسند است. نمایان گذاشتن روی پا و کف پا ناپسند و حرام است.(3)

4. سخن گفتن زن با نامحرم و یا شنواندن صدایش به نامحرم اگر به کیفیتی باشد که تهییج کننده و یا خوف فتنه باشد حرام است.(4)

5. حضور مرد و زن نامحرم در جای خلوت جایز نیست و احتیاط در نماز نخواندن در آنجا است، لکن اگر خواند نمازش باطل نیست.(5)

6. مکروه است اختلاط ( قاطی پاتی شدن ) زن و مرد نامحرم ( توضیح: با رعایت مسائل شرعی ؛ وگرنه که حرام است) مگر برای افراد از کار افتاده(6)

7. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند و کسی در آن جا نباشد و دیگری هم نتواند وارد شود، چنان که بترسند که به حرام بیفتند، باید از آنجا بیرون بروند و ماندن آنها در آن مکان حرام است.(7)

8 . هر کسی که نگاه کردن به او جایز نیست، تماس بدنی با او نیز جایز نیست. هر گونه لمس کردن بدن با هر عضوی باشد، حرام است و باید از آن اجتناب کرد، مگر از روی لباس، بدون قصد لذت و ریبه ( توضیح: مثل برخوردهای ناخواسته در خیابان و تاکسی و این قبیل چیزها ) (8)

9. دست دادن به نامحرم جایز نیست ولو بدون قصد لذت باشد.(9)

10. نگاه کردن بر دستها تا آرنج، مقداری از موی سر، پا تا زانو، زیر چانه و گردن پیرزنهای نامحرم اشکال ندارد.(10)

11. نگاه کردن آقایان به آلبوم عکسهای خانوادگی که در آن عکس زنان فامیل بدون حجاب قرار دارد جایز نیست.(11)

12. زنها می توانند به عکس مردان نگاه کنند مشروط بر آنکه قصد لذت نباشد؛ خواه مرد را بشناسند یا نشناسند؛ خواه مرد محرم باشد یا نامحرم. خرید و فروش و نگهداری عکسهای مبتذل حرام است و باید آنها را از بین برد.(12)

13. مرد می تواند به عکس نامحرمی که حجاب خود را کاملاً رعایت کرده نگاه کند مشروط به آنکه قصد لذت نباشد.

14. نگاه کردن به هر چیز! یا هر کس! به قصد لذت یا با خوف فساد، حرام است (به استثنای همسر) خواه نگاه به زن باشد یا به مرد، به حیوان باشد یا جماد، به عکس باشد یا فیلم، مجسمه باشد یا هر چیز دیگر.(13)

15. نامحرم به هر منظور که زینت کرده باشد، نگاه کردن به او جایز نیست. نگاه کردن به نامحرم به قصد لذت حرام است، اگر چه به صورت و دستها تا مچ یا حجم بدن او باشد.(14)

16. اگر خانم مسلمان کاملاً حجاب خود را رعایت کرده باشد نگاه کردن به وجه و کفین او برای مرد با شرایط ذیل اشکال ندارد:

1. وجه و کفین زینت نشده باشد.

2. نگاه به قصد لذت نباشد.(15)

17. صحبت کردن با هر کس از روی شهوت جایز نیست، مگر با همسر.(16)

18. خانمها می توانند با نامحرم صحبت نمایند ، مشروط به آنکه :  به قصد لذت و ریبه نباشد و صدای خود را ترقیق و نازک نکنند و خوف افتنان نباشد.(17)

19. مردها می توانند با نامحرم با شرایط ذیل صحبت نمایند:

1. به قصد لذت نباشد.

2. با این صحبت به گناه آلوده نشود.(18)

20. صحبت کردن با نامحرم به غیر ضرورت مکروه است، خصوصا اگر مخاطب جوان باشد.(19)

21. کسی که به واسطه نداشتن زن به حرام می افتد واجب است، زن بگیرد.(20)

22. مستحب است همسری را برای زندگی انتخاب نمود که باکره و پاکدامن و نجیب باشد.(21)

23. مستحب است در شوهر دادن دختری که بالغه است؛ یعنی مکلف شده، عجله کنند.(22)

24. مستحب است کسی که قدرت بر ازدواج ندارد روزه بگیرد.(23)

سؤال: استفاده از فیلمهای مستهجن چگونه است؟

جواب: استفاده از فیلمهای فوق که به منظور انحراف مردم تدارک دیده شده جایز نیست.(24)

سؤال: دختر و پسرهای امروزه که در دانشگاهها و مؤسسات با هم معاشر هستند آیا اجازه می فرمایید برای محرمیت بدون اذن ولی صیغه جاری گردد یا خیر؟

جواب: اذن پدر را شرط می دانم.(25)

  • پاورقــــــــــــــــــــی



1. احکام بانوان، محمد وحیدی، ص124، با اقتباس از عروة الوثقی، ج1، ص550.

2. احکام خانواده، عبدالرحیم موگهی، ص285.

3. همان.

4. تحریرالوسیله، ج2، م29 نکاح.

5. توضیح المسائل مراجع، ج1، م889.

6. عروة الوثقی، ج2، ص805، م49.

7. توضیح المسائل، امام خمینی، م2445؛ توضیح المسائل، فاضل لنکرانی، م25111؛ استفتائات، آیة اللّه خامنه ای، ج1، س1095، ص342.

8. عروة الوثقی، ج2، فصل نکاح، م47؛ تحریرالوسیله، نکاح، ج2، م20؛ توضیح المسائل آیت اللّه بهجت با استفاده از مسئله 1934؛ استفتائات آیت اللّه خامنه ای، ج1، ص89، س252 و 221.

9. تحریر الوسیله، ج2، ص221؛ عروة الوثقی، ج2، م47 نکاح.

10. عروة الوثقی، م35 نکاح.

11. توضیح المسائل، م2453.

12. احکام روابط زن و شوهر، ص57، مسعود معصومی.

13. توضیح المسائل، مسائل متفرقه.

14. عروة الوثقی، نکاح، م31.

15. عروة الوثقی، ج1، م39؛ تحریر الوسیله، ج2، م18 نکاح.

16. تحریر الوسیله، ج2، م29؛ عروة الوثقی، ج2، ص39.

17. عروة الوثقی، ج2، م39؛ تحریر الوسیله، نکاح، م29.

18. عروة الوثقی، ج2، م39؛ تحریر الوسیله، م29.

19. عروة الوثقی، نکاح، م39؛ تحریر الوسیله، نکاح، م29.

20. توضیح المسائل، م2450.

21. عروة الوثقی، ج2، ص799.

22. عروة الوثقی، نکاح، م14؛ توضیح المسائل مراجع، م2459.

23. عروة الوثقی، ج2، ص801، م22.

24. جامع المسائل، فاضل لنکرانی، ج1، ص485، ص1729.

25. توضیح المسائل مراجع، ج2، ص676، س94.

منبع:
مجله مبلغان ش 57

کاشت مو و طهارت شرعی!

پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۳:۲۵ ب.ظ

کاشت مو و حکم وضو و غسل :


به وسیله کاشت مو، موهای سر یا ابرو ترمیم می گردد، آیا وضو یا غسل با موی کاشته شده چه صورت دارد؟

حضرت آیت ا... خامنه ای:

اگر مانع از رسیدن آب در وضو و غسل باشد جایز نیست ؛ وگرنه اشکال ندارد.

حضرت آیت ا... بهجت:

در فرض سؤال، کاشتن خلاف احتیاط وجوبی است و در صورت کاشتن باید بر طرف شود و اگر امکان ندارد احوط : جمع بین وضو ( یا غسل ) جبیره است و تیمم.

حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی:

اشکال دارد و در صورت امکان باید برطرف شود، اگر نمی شود، وضو و غسل جبیره انجام شده و احتیاطا تیمم هم بکند.

حضرت آیت ا... صافی گلپایگانی:

اشکال دارد.

حضرت آیت ا... مکارم شیرازی:

در صورتی که واقعا مو را بکارند و جزء بدن شود و رشد و نمو کند هیچ اشکالی ندارد ؛ و اگر مو به صورت مصنوعی باشد و مانع از رسیدن آب به بدن نگردد آن هم اشکالی ندارد ولی اگر مانع رسیدن آب به بدن است فقط در مواقع ضرورت جایز است.

حضرت آیت ا... سیستانی:

اگر احتمال داده شود که مانع رسیدن آب به بشره (پوست) است باید برطرف شود.

حضرت آیت ا... تبریزی:

چنانچه کاشتن مو طوری باشد که در وقت وضو و غسل آب به پوست سر و صورت برسد مانعی ندارد.

منبع:
مجله مبلغان ش 22

مراتب نفس

سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۳۸ ب.ظ

1 - هرگاه نفس مسخّر دو قوه شهویّه و غضبیّه باشد، آن را نفس امّاره گویند.

اثر آن : بروز اخلاق رذیله و اعمال سیئه ،و نتیجه آن : سقوط به اسفل السافلین است.

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ 

من هرگز نفس خویش را تبرئه نمى کنم که نفس (سرکش ) بسیار به بدیها امر مى کند مگر آنچه را پروردگارم رحم کند، پروردگارم غفور و رحیم است - سوره یوسف آیه 53 -

2 - هرگاه نفس مسخّر دو نیروى عقل و شرع باشد، آن را نفس مطمئنّه نامند.

اثر آن : ظهور اخلاق فاضله و اعمال حسنه و نتیجه آن : صعود به اعلى علیین است .

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً (28) فَادْخُلِی فِی عِبَادِی (29) وَادْخُلِی جَنَّتِی (30)

اى نفس مطمئن و آرام! باز گـرد به سوى پروردگارت که هم تو از او خشنود هستى ، و هم او از تو، و داخل در زمره بندگان خاص من شو ، و در بهشتم گام نه ! - سوره فجر -
3 - هرگاه نفس مسخّر هیچیک نباشد بلکه قواى اربعه با یکدیگر در ستیز باشند - گاهى شرع و عقل غلبه یابد و گاهى شهوت و غضب ، در این صورت آن را نفس لوّامه گویند.

اثر آن : - در هنگام غلبه شرع و عقل - ظهور حسن خلق و عمل صالح ؛ و در هنگام غلبه شهوت و غضب ، بروز سوء خلق و عمل قبیح مى باشد.

و چون در هر حال نور عقل و شرع در وجود او بکلى خاموش نگشته ، در وقت بروز خلق سوء و ارتکاب فعل قبیح خود را ملامت مى کند. و در غالب موارد همین حالت ملامت و ندامت ، منشاء توبه و انابه مى شود.

لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ (1) وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (2)

سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر! - سوره قیامت -

در هر حال وى گاهى سیر صعودى و گاهى سیر نزولى دارد.

موعد وام

سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۵۵ ق.ظ

رئیس دادگاه : جلسه رسمى است .
شاکى : جناب قاضى! این آقا مدتها است موعد وامش سر آمده و هنوز بدهى خود را نپرداخته است .
قاضى : آقا، شما چرا دین خود را ادا نمى کنید؟
متهم : جناب قاضى! این آقا خیلى بى انصاف است ؛ چون دوسال است از او تقاضا مى کنم  دو روز به من فرصت بدهد و نمى دهد!!

بوى عمل!

سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ

شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید:

هنگامى که انسان قصد کند طاعت یا معصیتى بجا آورد، آیا ملائکه موکل بر اعمال انسان مى دانند او چه قصدى دارد؟

فرمود: آیا بوى خوش و طیب ، و بوى ناخوش و خبیث ، باهم مساوى است ؟!

عرض کرد: نه .

فرمود: وقتى انسان قصد مى کند کار نیکى را انجام دهد، از نفس او بوى خوشى خارج مى شود. و هرگاه قصد انجام کار زشتى را دارد، بوى بدى از او بیرون مى آید.

به این ترتیب ، فرشتگان از طریق استشمام بوى خوش و ناخوش پى مى برند که قصد انسان چیست .

اگر قصد خیر داشته باشد هر چند عمل خیر از او صادر نشود، ثواب آن را در پرونده اش ثبت مى کنند.

و اگر قصد شر داشته باشد تا زمانى که عمل از او سر نزد، عذاب برایش منظور نمى شود.

مدیــــــون

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ

در روز قیامت افراد مدیون را که حق مردم را نپرداخته اند، در مکان مرتفعی قرار می دهند و از طلبکاران می خواهند بیایند و طلبشان را باز گیرند!

پس در مقابل یک درهم حق مردم، ثواب هفتصد نماز قبول شده!! آنان را از ایشان گرفته، به پرونده صاحب حق منتقل می کنند. »


منبع:

پندهای جاویدان

محمدی اشتهاردی

بیکــــــــار که نیستی؟!

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۵۰ ب.ظ

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هرگاه از شخصی خوشش می آمد ؛ از کارش سؤال می کردند ؟

اگر می گفتند بیکار است، می فرمود: از چشم من افتاد!

می گفتند : چطور؟!

می فرمود: « لاَِنَّ الْمُؤْمِنَ اِذا لَمْ یَکُنْ لَهُ حِرْفَةٌ یَعیشُ بِدینِه » زیرا مؤمن وقتی حرفه و شغلی نداشته باشد، با دینش زندگی می کند (و از دینش مایه می گذارد و آن را تباه می سازد) - بحارالانوار ج 100 ص 9 -

طولانی ترین جنگ ها

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۳۳ ب.ظ

طولانی ترین جنگ بین انگلیس و فرانسه واقع شد که به مدّت 115 سال طول کشید و از ابتدای سال 1338 شروع و تا 1453 ادامه داشت.

از آن طولانی تر جنگهای صلیبی نه گانه بود که نخستین آن در سال 1096 میلادی آغاز و آخرین و نهمین آن در سال 1291 که در مجموع 195 سال می شود، پایان یافت.

علم زده

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ب.ظ

از شخصى که در دانستن علوم ادعای بسیار مى کرد، سؤ ال شد:

سبب طولانى بودن روز در تابستان ، و کوتاهى آن در زمستان از لحاظ علمى چیست ؟

گفت :

یک اصل علمى داریم که گرما موجب انبساط، و سرما موجب انقباض اشیاء مى شود ؛ بنابراین چون تابستان هوا گرم است ، روز طولانى مى شود، ولی در زمستان هوا سرد است و روز کوتاه مى شود!!!


نگاه و پوشش از نظر مراجع تقلید

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۲۹ ب.ظ

                                                                                                       

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ (30) وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ ... (1)
ترجمه:
به مؤمنان بگو، چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند، این برای آنان
پاکیزه تر است; خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.

و به زنان با ایمان بگو
چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و (اطراف ) روسریهاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند ؛ مـگـر براى شوهرانشان ...

 

امام خمینی قدس سره و رعایت حجاب در خانواده:

امام خمینی رحمه الله - که در عصر حاضر از هر نظر الگو می باشند - در مورد رعایت حجاب در خانواده بسیار دقیق و مراقب بودند.

دختر گرامی ایشان (2) این دقت و مراقبت را چنین بیان کرده اند:

«ایشان در مقابل بیرونی و نامحرم خیلی سخت گیرند. الآن پسرهای من و احمد آقا 15- 16 ساله اند و ما یک روز اگر منزل آقا برای ناهار دعوت شویم، پسرها حق آمدن ندارند یا اگر هم بیایند، ما خانه ی خانم (همسر حضرت امام) می نشینیم و سفره می اندازیم و آن ها منزل احمد آقا آن هم برای این که پسرها و دخترهای اهل فامیل و خانه باهم غذا نخورند نه فقط سر سفره بلکه حتی سلام هم به هم نکنند، چون واجب نیست.

من خودم پانزده ساله بودم که آقای اشراقی با خواهرم ازدواج کرد و داماد ما شده بود. یک روز ما دعوت داشتیم منزل ایشان، همین جور که من و آقا باهم وارد شدیم، دیدم آقای اشراقی دارند می آیند استقبال. در یک باغچه ای بود که ما داشتیم جلو می رفتیم، من گفتم سلام بکنم؟ امام گفتند: «واجب نیست » من هم رویم نشد که سلام نکنم، زدم و از تو باغچه رد شدم که با آقای اشراقی رو به رو نشوم.

و یا حتی مادر من وقتی آقا را گرفتند و بردند ترکیه ; یعنی، چهل سال بعد از زندگیشون اولین سلام را به برادر شوهرشون کردند!!!

ماجرا هم این بود که وقتی عمویم می خواستند بروند ترکیه خدمت آقا، آمدند از پشت در گفتند: «من می خواهم با خود خانم صحبت کنم اگر بخواهند پیغامی بدون واسطه برای آقا داشته باشند» . که مادرم ناچار شد، سلام کنند و بعد یادم هست آمد و گفت ناراحتند - چون که اولین سلام را در نبودن آقا کرده اند آن هم با این لفظ که «اگر راضی نباشد چه؟» من هم گفتم «نه حالا دیگر شما سنی ازتان گذشته و مجبور بودید.» البته امام در مورد کار واجب و ضروری حرفی ندارند، این را بدانید!» (3) .

پوشش، آرایش و نگاه از نظر امام خمینی قدس سره :

س 1- اگر زن در دست خود زینت داشته باشد نظیر حلقه ی ازدواج یا انگشتر یا در وجه خود آرایش کرده باشد آیا بر این زن واجب است که وجه و کفین خود را بپوشاند یا نه؟

ج : «پوشاندن از نامحرم در فرض مذکور واجب است » .

س 2- حدود حجاب اسلامی برای بانوان چیست؟ و برای این منظور پوشیدن لباس بلند آزاد و شلوار و روسری کفایت می کند؟ و اصولا چه کیفیتی در لباس و پوشش زن در برابر افراد نامحرم باید رعایت شود؟

ج : «واجب است تمام بدن زن به جز قرص صورت و دست ها تا مچ از نامحرم پوشیده شود و لباس مذکور اگر مقدار واجب را بپوشاند، مانع ندارد ولی پوشیدن چادر بهتر است و از لباس هایی که توجه نامحرم را جلب کند، باید اجتناب شود» .

س 3- آیا سرمه کشیدن یا ابرو چیدن، انگشتر عقیق، ساعت، عینک طبی زیبا، برای زنان زینت حساب می آید که پوشش آن لازم باشد؟

ج : «هر چه در نظر عرف مردم زینت محسوب می شود، اظهار آن در برابر نامحرم جایز نیست » .

س 4- حنای دست زن را اگر نامحرم ببیند، چه صورت دارد؟

ج : «باید از نامحرم بپوشاند!!» .

س 5- نگریستن به مرد نامحرم چه حکمی دارد؟

ج : «نگاه کردن زن به اندام مرد نامحرم بجز صورت و دستها تا مچ حرام است باقصد لذت یا بدون قصد اما نگاه کردن به صورت و دست ها تا مچ
  اگر بی قصد باشد اشکال ندارد و چنانچه با قصد لذت باشد، حرام است» .

س 6- آیا مراجعه زن به پزشک مرد در صورتی که بتواند پزشک زن در آن رشته بیابد، جایز است؟ البته با توجه به این که غالبا به او نگاه شده و گاهی هم از او معاینه به عمل می آید؟

ج : «جایز نیست » .

س 7- وضو گرفتن زن آنجا که نامحرم او را ببیند، چگونه است؟

ج : «نباید آنجا وضو بگیرد، چنانچه گرفت، وضو صحیح است ولی گناه کرده است » .

س 8- گفتگوی زن با مرد نامحرم چه حکمی دارد؟

ج : «سخن گفتن اگر مهیج باشد حرام است و اگر مهیج نبوده و خوف فتنه هم در کار نباشد، احتیاط مستحب آن است که ترک نماید، (مگر ضرورتی باشد) بخصوص اگر طرف سخن او جوان باشد» .

س 9- مراد از لباس شهرت چیست؟

ج : «اگر لباس به واسطه ی داشتن خصوصیتی جلب توجه عموم و انگشت نما باشد، آن را لباس شهرت می نامند. (بنابر احتیاط واجب باید انسان از پوشیدن لباس شهرت که پارچه یا دوخت آن برای کسی که می خواهد آن را بپوشد، معمول نیست، خود داری کند) .

س 10- حکم نگاه کردن به فیلم های ورزشی برای خانم ها چیست؟

ج : «با تلذذ و ریبه جایز نیست » .

س 11- «آیا حجاب از ضروریات اسلام است و منکر آن و کسانی که بر این دستور الهی به ویژه در جامعه اسلامی بی اعتنایی می کنند، چه حکمی دارند؟

ج : «اصل حکم حجاب از ضروریات است و منکر آن حکم منکر ضروری را دارد و منکر ضروری ؛ محکوم به کفر است مگر این که معلوم باشد، منکر خدا یا رسول نیست » (4) .

نظرات مراجع عالیقدر تقلید «درباره ی بد حجابی »

س 1- پوشیدن جوراب نازک و بدن نما برای خانم ها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورتی دارد؟ و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر در مقنعه توسط خانم ها در دید نامحرمان چگونه است؟

حضرت آیة الله خامنه ای: پوشانیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جوراب هائی برای حجاب شرعی واجب کفایت نمی کند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است.

س 2- آرایش زنان در خیابان ها و بیرون گذاشتن مقداری از موها و پوشیدن جوراب بدن نما و لباس های محرک چه صورتی دارد؟

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی: حرام است. حضرت آیة الله بهجت: حرام است. حضرت آیة الله صافی گلپایگانی: حرام است. حضرت آیة الله مکارم شیرازی: بدون شک جایز نیست. حضرت آیة الله تبریزی: جایز نیست. حضرت آیة الله سیستانی: جایز نیست. حضرت آیة الله مظاهری: حرام است و گناه آن خیلی بزرگ است. حضرت آیة الله صالحی مازندرانی: حرام است. حضرت آیة الله نوری همدانی: حرام است. حضرت آیة الله علوی گرگانی: تمام فروض مذکور حرام است (5) .

نظرات مراجع عالیقدر تقلید درباره ی حجاب برتر:

سؤال: امروز یک حرکت خزنده ای بر علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز گردیده است، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمائید.

آیة الله العظمی فاضل لنکرانی: سزاوار است خانم ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سؤال را خنثی کنند.

آیة الله العظمی صافی گلپایگانی: چادر بهترین پوشش برای خانم ها است، چون تمامی مفاتن بدن را می پوشاند. خانم های مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرائی مضر پرهیز کنند.

آیة الله العظمی بهجت: چادر حجاب پسندیده است.

آیة الله العظمی سیستانی: چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زن های مؤمن بدون چادر خارج شوند.

آیة الله العظمی مکارم شیرازی: حجاب یکی از قوانین مسلم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و دست ها تا مچ است ولی بی شک چادر حجاب برتر است.

آیة الله العظمی تبریزی: پوشیدن بدن بر زن واجب و بهترین نوع پوشش واجب، همان چادر مشکی است که زن های مؤمنه خود را با آن می پوشانند.

آیة الله العظمی مظاهری: معلوم است که آن حرکت خزنده حرام است و آثار بدی برای اجتماع و برای خود آن ها دارد.

آیة الله العظمی خامنه ای: چادر برترین نوع حجاب و نشانه ی ملی ما است (6) .

فتاوی مراجع عالیقدر درباره ورزش:

سؤال: تبلیغات بیش از حد، بسیاری از جمله دختران را به سوی فوتبال و جمع آوری عکس های فوتبالیست ها و نصب آن ها در منازل کشانده و اثرات نامطلوبی را از نظر تحصیلی و الگو دهی داشته است و در برخی موارد موجب بروز منکراتی در جامعه شده، ارشاد حضرتعالی در این زمینه چیست؟

و نظر حضرتعالی در مورد نگاه کردن زنان به صحنه های ورزشی مانند شنا و کشتی و...چه می باشد؟

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:

ترویج این امور مناسب نیست اما نمی توان حکم به تحریم آن کرد مگر این که مفسده ای داشته باشد.

حضرت آیة الله بهجت:

نگاه کردن زن ها به بدن های لخت نامحرم حرام است و بالعکس.

حضرت آیة الله شیخ جواد تبریزی:

این آثاری است که در آخر الزمان ظاهر می شود و در بعضی روایات ذکر شده است. دعا نمائید که بدتر از این نشود.

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:

متاسفانه نسبت به این امور بیش از حد تشویق و ترغیب می شود و عواقب سوء و آثار منفی بسیار دارد. از جمله اثرات نامطلوبی که در سؤال ذکر کرده اید و آثار نامطلوب دیگر، و فعلا به صورت سرمایه پر سودی برای عده ای شده است.

نگاه کردن زنان هم به این گونه صحنه ها با توجه به عوارض قطعی نامناسبی که دارد جایز نیست و خانواده های متدین از آن خودداری می کنند و اگر وضع به شکل کنونی پیش برود شاید در مدتی نه چندان دور، ورزش بانوان هم به صورت غیر مشروع و مفسد اخلاق جامعه، امری عادی و متعارف شود و هیچ کس هم اعتراض نکند. خداوند همه را از شر و فتن آخر الزمان محفوظ فرماید.

حضرت آیة الله سیستانی:

مادامی که مستلزم گناهی نباشد اشکال ندارد ولی مربیان جامعه باید از سوق دادن افکار جوانان به امور بی ارزش به طوری که از مسائل مهم دینی بلکه دنیوی باز بمانند پرهیز کنند.

حضرت آیة الله مظاهری:

گر چه اصل کار در مقابل اجانب و سرافرازی اسلام بد نیست ولی وضع فعلی که جلو آمده انصافا وضع نامطلوبی است و نگاه کردن زن به بدن نامحرم حرام است.

حضرت آیة الله علوی گرگانی:

مؤمنات محترمه باید از کارهایی که موجب از بین رفتن ثبات نفس آن ها و جریحه دار شدن عفت می گردد، اجتناب نمایند. و از کارهایی که منجر به عمل حرام می شود پرهیز نمایند. و از نگاه کردن به صحنه های ورزشی که به بدن نامحرم نگاه می شود اجتناب نمایند (7) .

نظرات مراجع تقلید و بزرگان حوزه درباره ی اظهار نظرهای نامناسب در مورد حجاب و ورزش بانوان:

سؤال: برخی در مورد مسائل زنان اظهار نظرهای نامناسبی را ابراز می کنند. مانند بحث دوچرخه سواری یا ورزش بانوان، یا در مورد حجاب اظهار می دارند که به نظر ما  کت و دامن جهت حجاب کفایت می کند. نظر حضر تعالی در این زمینه ها چیست؟

حضرت آیة الله تبریزی: ترویج اموری که مبدا نشر فساد در جامعه یا بی عفتی زنان و دختران شود جایز نیست. و پوشیدن لباسی که تمام حجم بدن آنان را نشان دهد که لباس زینت حساب شود کفایت نمی کند.

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی: امور مذکوره معرضیت برای مفسده دارد. بانوان باید جدا از آن بپرهیزند.

حضرت آیة الله بهجت: هر چه باعث فتنه و فساد باشد اشکال دارد.

حضرت آیة الله مکارم شیرازی: هر چه موجب اشاعه ی مفاسد اخلاقی گردد حرام است.

حضرت آیة الله مظاهری: کلیه ی آنچه نوشته اید حرام است (8) .

  • پاورقــــــــــــــــــــی



1) نور آیات 30 و 31

2) خانم زهرا مصطفوی در جمع دانش آموزان دبیرستان رشد دختران.

3) به نقل از مجله شاهد تیر ماه 67 شماره 159.

4) نصیحت، نشریه نمایندگی ولی فقیه در سپاه ولی امر، ش (0) 12/5/1371.

5) فرهنگ اسلام، بهار 1378.

6) همان.

7) همان .

8) همان.


منبع:  مجله مبلغان ش 4

حال عالم

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۲:۴۲ ب.ظ

حال عالم را چو پرسیدم من از فرزانه اى
گفت : یاخاک است! یا باد است! یا افسانه اى!


گفتمش : آن را چه می گویی که دل بر او نهد؟!
گفت : یا کور است! یا مست است! یا دیوانه اى!


گفتمش : احوال عمر ما چه باشد؟ عمر چیست ؟!
گفت : یا برفى ست! یا شمعى ست! یا پروانه اى!

دشمن ترین

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۲:۲۹ ب.ظ

حکیمى را از معناى حدیث اَعدى عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیکَ پرسیدند؟


گفت :

به هر دشمنى احسان کنى دوست گردد، مگر نفس که هر اندازه بیشتر با او مدارا و موافقت نمائى ، بر مخالفت و عداوتش افزوده شود.


مراد هر که بر آرى ؛ مطیع امر تو شد
خلاف نفس که گردن کشد چو یافت مراد
!


منبع:  گلستان سعدى

این گناه را نکن ، بقیه آزاد

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۷:۰۰ ق.ظ

مردى خدمت حضرت رسول (ص ) آمد و عرض کرد: مرا راهنمائى کن به نافعترین کارها.

حضرت فرمود:

اصدق و لا تکذب و اذنب من المعاصى ما شئت: راستگوئى را پیشه کن و از دروغ بپرهیز هر گناه دیگرى مى خواهى انجام ده!

از این سخن مرد در شگفت شد و فرمایش ‍ آنجناب را پذیرفته و مرخص گردید.

با خود گفت پیغمبر(ص ) مرا از غیر دروغگوئى نهى نکرده پس اکنون بخانه فلان زن زیبا مى روم و با او زنا مى کنم!

همینکه بطرف خانه او رفت ، فکر کرد اگر این عمل را انجام دهد و کسى از او بپرسد از کجا میآئى؟ نمى تواند دروغ بگوید و بر فرض راست گفتن به کیفر شدید و بدبختى بزرگى مبتلا مى شود ؛ لذا منصرف شد.

باز فکر کرد گناه دیگرى انجام دهد ؛ همین اندیشه و خیال سراغش آمد!!

در نتیجه: از همه گناهان بواسطه ترک دروغ ، دورى جست .


منبع:

داستانها و پندها جلد 1 .

گردآورى و تنظیم : مصطفى زمانى وجدانى

تعداد کتب آسمانی

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۳۸ ق.ظ

 ابوذر غفاری می گوید:

از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره تعداد انبیا و کتابهایی که به آنها داده شده است سؤال کردم.

حضرت فرمودند:

تعداد پیامبران 124000 است که 313 نفر آنها رسول و بقیه نبی بودند من جمله حضرت آدم.

چهار پیغمبر از اینها عرب بودند: هود و صالح و شعیب و  محمد(ص).

کتابهایی که بر پیامبران نازل شده، یکصد و چهار کتاب است:

ده کتاب بر حضرت آدم علیه السلام، پنجاه کتاب بر حضرت شیث علیه السلام، سی کتاب بر حضرت ادریس علیه السلام و ده کتاب بر حضرت ابراهیم علیه السلام نازل شده است که جمعا صد کتاب می شود . و تورات بر حضرت موسی علیه السلام، انجیل بر حضرت عیسی علیه السلام، زبور بر حضرت داوود علیه السلام و قرآن بر محمد(ص). (با این حساب قرآن یکصد و چهارمین ، و آخرین کتاب آسمانی است)  - تفسیر مجمع البیان ذیل آیه ( ان هذا لفی الصحف الاولی صحف ابراهیم وموسی ) سوره مبارکه اعلی -

مساحت گردو!

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۰۵ ق.ظ

ابن سینا در سن بیست سالگی تمام علوم زمان خود را فرا گرفته بود .

روزی به مجلس درس ابن مسکویه حاضر شده و با کمال غرور گردوئی را جلوی استاد گذاشت و گفت:

مساحت این گردو را حساب کن!

استاد در جواب او جزوه ای در علم اخلاق جلوی رویش گذاشت! و گفت : پیش از آن ، این لازم است!

وصایای اسکندر

يكشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۰۸ ب.ظ

اسکندر مقدونى فاتح 36 کشور جهان در 21 سالگى به حکومت رسید و در 36 سالگى بر اثر بیمارى از دنیا رفت .

در هنگام مرگ دو وصیت به مادرش نمود:


1 - دستم را از تابوت بیرون بگذار ( تا همه ببینند در نهایت ، حتی انسانی چون من با دست خالى از دنیا رفته و چیزى با خود نخواهد برد!!

2 - از تمام مردم دعوت نمائید تا در مجلس عزای من شرکت کنند، مشروط بر اینکه مدعوین ، عزیزى را از دست نداده باشند.


مادر به وصیت دوم هم عمل کرد اما هرچه به انتظار نشست تا مردم در مجلس عزای فرزندش شرکت کنند، کسى نیامد.

به فکر فرو رفت و دانست اسکندر بهترین وسیله تسلیت او را فراهم کرده است ( چون مرگ و میر مال همه است و کسی نیست که عزیزی را از دست نداده باشد! )

عشق های قبل از ازدواج

يكشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۴، ۰۵:۴۲ ب.ظ

عشق قبل از ازدواج

عموم مردم از "عشق" به عنوان یکی از گرانبهاترین تحفه های هستی یاد می کنند و عاشق بودن را سعادت خود می دانند. کم تر کسی یافت می شود که از آن گریزان باشد و در ژرفای دل خویش آن را آرزو نکند. قبل از هر چیز باید دانست که عشق عبارت است از: دوستی و محبت در حد زیاد.

و آن بر دو نوع است:
عشق الهی، که مراد از آن محبت و دوستی وافر نسبت به خداوند متعال و هر کسی که در جهت و طریق اوست، می باشد مانند: عشق و دوستی نسبت به پیامبر خداصلی الله علیه وآله، ائمه اطهارعلیهم السلام و اولیاء اللَّه. چنین عشق و محبتی، ممدوح، و دارنده آن قابل ستایش است.
نوع دیگری از عشق، عشق مجازی است که منشأ آن، خواسته های غریزی و امیال نفسانی می باشد و بحث ما در این مقاله، بر محور این عشق متمرکز است؛ عشقی که برخی از جوانان در دوران جوانی به آن دچار شده و خواسته یا ناخواسته سرنوشت خود را دست خوش ناملایمات آن می سازند(1) و در بیشتر مواقع باناکامی و شکست مواجه می شوند. چنین عشقی، ارمغانی جز پشیمانی و از بین رفتن نقد جوانی برای آنها به همراه نخواهد داشت.

به قول مولوی:
عشقهایی کز پی رنگی بُوَد
عشق نَبوَد عاقبت ننگی بُوَد

گروهی بر این باورند که شروع زندگی بدون عشق، ورود به کارزار نامشخصی است که هیچ تجربه ای در آن نیست.
این گروه، از عشق به عنوان ضامن زندگی مشترک یاد می کنند و هر پیوندی را که عاری از عشق پیشین باشد، نفی می نمایند. ایشان بر این عقیده اند که آشنایی دو جوان و رفتارهای محبّت آمیزشان، پایداری زندگی آینده آنان را تضمین می کند و آن گاه با شناختی دقیق از یکدیگر پا به عرصه زندگی می گذارند و... .
همه این حرفها یک روی سکّه است و خوب است در اینجا روی دیگر سکّه را هم بنگریم و از حقایق آن با خبر شویم. متأسفانه افرادی که دم از عشق پیش از ازدواج - که معمولاً به صورت خیابانی یا اینترنتی و یا... پدید می آید - می زنند، خود و دیگران را فریب می دهند و یا از حقیقت همیشه تلخی که در ادامه این داستانها به وجود می آید، خبر ندارند؛ حقیقتی که آمار و ارقام از آن خبر می دهد و دفاتر طلاق از چهره آن پرده بر می دارد.
تحقیقات نشان می دهد 95 درصد از ازدواجهای اینترنتی و خیابانی ناموّفق هستند.(2)
به راستی اگر عشقی که ادعا می کنند، ضامن پیوند آنها می باشد، پس چرا بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی از زندگی، سر از دادگاه ها و دفترهای طلاق در می آورند؟ چرا آن دو دلداده عاشق این چنین به خون هم تشنه اند؟ مگر آنها یکدیگر را از صمیم قلب دوست نداشتند و تمام وجود یکدیگر را با عشق در نیامیخته بودند؟
بعد از تحقیق و تأمل به این نتیجه می رسیم که شکست در زندگی مشترک، دارای علل فراوانی است که یکی از مهم ترین آنها عشقهای غلط قبل از ازدواج است. ما در این رهگذر به برخی از آثار عشق مجازی قبل از ازدواج اشاره می کنیم:

1. شناخت سطحی :
به طور کلی، عشق یا همان علاقه شدید قلبی، راه تعقل و تفکر را بسته و عیوب معشوق را بر عاشق می پوشاند. عاشق چیزی جز زیباییهای معشوق را نمی بیند؛ حتّی کاستیها و نقایص او را کمال می انگارد. به عبارت دیگر، محبّتی که پشتوانه معرفتی نداشته باشد، باعث می شود انسان کورکورانه در مقابل فرد مورد نظر، تسلیم شود و با تفکر و تعقل در مورد آن تصمیم گیری نکند. از همین رو، وقتی دو جوان از دو جنس مخالف با هم آشنایی پیدا می کنند، به علت شور و هیجان زیادی که دارند، فقط در فکر برقراری ارتباط صمیمی با هم هستند. دختر به این می اندیشد که چگونه محبوبیت خویش را نزد پسر افزایش دهد و پسر در این اندیشه است که چگونه می تواند اوقات بیشتری را با او بگذراند و از همراهی او لذت ببرد.

و به قول حافظ:
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

بنابراین، هیچ یک در فکر بررسی دقیق طرف مقابل نیست و سعی می کند او را همان طور که می خواهد، ببیند؛ نه آن طور که هست. در نتیجه، شناخت آن دو، یک شناخت سطحی است که محدوده آن در چشم و ابرو و صورت و قیافه خلاصه می شود و حتی هنگام گفتگو در مورد روحیات هم، به بحث در مورد خصوصیاتی می پردازند که آتش عشق را در میان آنها شعله ور می کند؛ به طوری که هرگز از نقاط تاریک روحیات خویش سخنی به میان نمی آورند تا نکند این محفل عاشقانه بر هم ریزد و اینجاست که آغازی برای یک سرانجام و پایان تلخ شکل می گیرد. عدم شناخت واقعی دو طرف از یکدیگر موجب تشدید روابط عاشقانه می شود و شعله های این عشق، ریشه های عقل و خرد را می سوزاند.(3)
سرانجام با اصرار فراوان و کشمکشهای خانوادگی موفق به ازدواج می شوند؛ ازدواجی که با گذشت هر روز، حرارت عشق آنها را نیز کاهش می دهد و نقطه های مبهم وجودشان که قبلاً در صدد مخفی کردن آنها بودند، برای هم آشکار می شود. از این رو، روند نزولی عشقشان آن قدر ادامه می یابد که آنها را به دشمنانی سرسخت تبدیل می کند و بدین ترتیب، پس از گذشت مدت کمی از زندگی، دعواها، تنشها، پرخاشها و خرده گیریها شروع می شود و دنیای رمانتیک تصوراتشان به معرکه جنگ و جدال تبدیل می گردد و آن گاه چاره ای جز متارکه نمی بینند.

2. وعده های دروغین :
دختر و پسری که قبل از ازدواج رابطه غیر مجاز دارند و به معاشقه می پردازند، معمولاً از جاده اعتدال خارج می شوند و شخصیت خویش را برای هم آن چنان معرفی می کنند که هر یک از دیگری فرشته ای بی نقص در ذهن می پروراند.
همچنین در این دوران هر کدام وعده های دست نیافتنی بسیاری را به دیگری می دهد. به عنوان مثال، پسرها می گویند: "برای لحظه ای نیز تو را تنها نخواهم گذاشت." "تمام زندگی من تو هستی." "لحظه به لحظه به تو عشق خواهم ورزید." و وعده های اقتصادی خود را این گونه بیان می کند: "بهترین منزل را در بهترین نقطه شهر برایت مهیا می کنم." "زیباترین لباسها را برایت فراهم می کنم." و...

این وعده های خیالی افزون بر آنکه اکثراً دروغ است، نشانگر شخصیت نامتعادل می باشد و به قول امیر المؤمنین علیه السلام: "خصلتی زشت تر از دروغ گویی نیست."(4) از این رو، باعثِ به وجود آمدن یک تصور غلط برای طرفین، قبل از ورود به زندگی می گردد و آنها با همین تصورات و توقعات، وارد زندگی مشترک می شوند و هنگامی که در متن زندگی قرار گرفتند، حقایق تلخ و بعضاً غیر قابل تحملّی را می بینند که موجب یکّه خوردنشان می گردد و همین غافل گیری سبب می شود تا اولین برخورد آنها با اتهام به یکدیگر و آگاهی به عدم صداقت طرف مقابل آغاز شود. و این نتیجه همان وعده های پوچ و تهی است که بی حساب به یکدیگر می دادند؛ غافل از آنکه "اَلْکِذْبُ فَسَادُ کُلِّ شَی ءٍ؛ دروغ تباه کننده همه چیز است."(5)

3. عدم اعتماد
یکی از بارزترین آثار عشق مجازی قبل از ازدواج، عدم اعتماد به یکدیگر است. در این پیوندها هیچ یک از دختر و پسر به گذشته یکدیگر اعتماد ندارند و به دیده شک به هم می نگرند. این حالت بیشتر در پسرها دیده می شود. پسران به طور طبیعی به این فکر می افتند که از کجا معلوم، همسرم قبل از من با کس دیگری نیز آشنا نبوده باشد و پس از این نیز طرح دوستی با کسی دیگر نریزد و دامانش به خیانت آلوده نشود. شاید دست دیگران نیز به حریم او راه پیدا کرده است! آیا من اولین و تنها کسی هستم که به محدوده شخصی او قدم می گذارد یا غیر از من پای کس دیگری هم در میان بوده است؟
البته این تصورات خیلی هم بی ربط نیست؛ چرا که اساساً دختری که بتواند با پسری این چنین ارتباط برقرار کند، معنایش این است که جرأت برقراری این گونه ارتباطها را با پسرهای دیگری هم داشته و گرنه هرگز پاسخ مثبت به هیچ جنس مخالفی برای برقراری ارتباط خارج از محدوده دینی نمی داد؛ حتی به همین شخصی که الآن شوهر اوست.
از این رو، کارشناسان به تمام دختران توصیه می کنند از دادن پاسخ مثبت به خواستگاران خیابانی خودداری کنند؛ چرا که در اکثر موارد زندگیهای این افراد با بی اعتمادی مرد به آنها همراه می گردد و عاقبت از هم می پاشد.

باید دختران در انتظار خواستگار مطلوب خویش بمانند؛ زیرا اولاً این انتظار با فطرت دختران که بر پایه حیا استوار است، بیشتر سنخیت دارد و باعث می شود این گوهر با ارزش که برای دختران از بایسته ترین ویژگیها محسوب می شود، محفوظ بماند و ثانیاً انتظار کشیدن و عمری آسوده زیستن بهتر از ارتباط غیر مشروع و شکست غیر قابل جبران در زندگی است. شاید در ابتدا فکر کنید این خواستگار، مرد رویاهای شما نیست؛ ولی مطمئن باشید حتی اگر خودتان نیز اقدام می کردید، نمی توانستید به مرد مورد نظر خویش دست پیدا کنید؛ چون هرگز انسان نمی تواند کسی را پیدا کند که به طور کامل و از همه لحاظ مطابق میل و خواسته اش باشد.
پس بهتر است در این ماجرا طبق سنت دیرینه و مرسوم خویش که ریشه در آیین مذهبی و ملّی مان دارد، عمل کنیم و پس از انجام تحقیقات لازم در خصوص شخصیت خواستگار مورد نظر، به خداوند متعال توکل کنیم.

و اما عشق چه می شود؟
شاید خواننده گرامی بگوید: شما بدون در نظر گرفتن نیازِ انسان به عشق ورزی و محبت، هر چه خواستید گفتید. مگر می شود به جوان بگوییم که عاشق نباش! مگر می شود این موهبت خدادادی را از او سلب کرد! اصلاً یکی از مهم ترین و به یاد ماندنی ترین خاطرات زندگی، مربوط به معاشقه های دوران جوانی است. چگونه از جوانها بخواهیم در صدد ساختن خاطره های شیرین برای آینده شان نباشند!
پاسخ این است که ما هرگز با عشق مخالف نیستیم و هرگز در صدد رد کردن آن نخواهیم بود. چگونه آن را رد کنیم! در حالی که ادبیات و فرهنگ دینی ما پر است از مفاهیم عاشقانه؛ به طوری که از مجموع آنها اهمیّت عشق در زندگی انسان دانسته می شود؛

چنان که حافظ می گوید:
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه سر بسپارند چاره نیست

و نیز می گوید:
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

پس نه ما، بلکه هیچ کس نمی تواند لزوم عشق را در زندگی بشر رد کند. حتی باید گفت: یکی از مهم ترین تفاوتهای آدمی با موجودات دیگر، عاشق شدنِ اوست؛ اما همان طور که گفتیم، عشق واقعی و اصیل، عشقی است که در راه خداوند متعال و برای او تحقق پذیرد؛ حتّی اگر این عشق در مورد خانواده، همسر و فرزندان باشد.

چاره کار:
چرا عده ای خود را محتاج عشق قبل از ازدواج می بینند؟ آیا نیاز به عشق در این مرحله یک نیاز طبیعی است؟
حقیقت آن است که عشقهای آتشین امروزی، محصول دوری از سیستم پیشنهادی اسلام در مورد ازدواج است. اصولاً عمل به پیشنهادات اسلام در زمینه ازدواج، از به وجود آمدن زمینه عشقهایی که دارای آثار سوء است، جلوگیری می کند و دیگر، اشخاص نیازی به عشقهای این چنینی در خود احساس نمی کنند؛ زیرا عشق نتیجه نیاز است و بنابراین، دو نفر به دلیل احتیاج و دوری از یکدیگر، در آتش محبت می سوزند و گرنه وقتی که وصال مهیا می شود، عشق نیز از بین می رود؛ چرا که نیاز بر طرف می شود. به قول افلاطون: "وصال مدفن عشق است."

امروزه دخترها و پسرها تا سالها بعد از بلوغ جنسی، موفق به ازدواج نمی شوند و باید در آتش هجران جنس مخالف بسوزند و فشار وارده از قوای جنسی را تحمل کنند. همین عدم دسترسی و عدم ارضای جنسی در وقت مناسب، به اضافه دیدن جنس مخالف، سبب کشش و جذبه ای می شود که منجر به عشق مجازی می گردد. آنها به خاطر شعله کشیدن نیازهایی که همه وجودشان را فرا گرفته، بدون در نظر گرفتن معیارهای انتخاب، با یک نگاه دل می بازند و آن را پنجره ای به سمت آزادی خود می پندارند.

بنابراین، ازدواج نکردن در زمان نیاز و در نتیجه، دور ماندن دو جنس مخالف برای مدتهای طولانی از یکدیگر، مهم ترین علت ایجاد عشق غلط می باشد و حال آنکه در اسلام برای جلوگیری از ایجاد چنین عشقهای مجازی و در امان ماندن از آسیبهای ناشی از آن، ازدواجِ به هنگام مورد سفارش است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: "مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ اَنْ لَا تَطْمَثَ اِبْنَتُهُ فِی بَیْتِهِ؛(6) از سعادت مرد آن است که دخترش در خانه او عادت ماهانه نبیند." این بدان معناست که هر چه سریع تر باید در جهت ازدواج فرزند خود اقدام کرد. بنابراین، دختر و پسر قبل از آنکه آینده شان از جانب آثار مخرّب عشقهای زود گذر و خیابانی تهدید شود، در کنار هم قرار می گیرند و از همان ابتدا به آرامش می رسند و این نکته از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چون با وجود ازدواجهای اسلامی، زوج جوان بدون داشتن گذشته ای پر از التهاب و اضطراب، عاری از هر گناه و انحراف، زندگی مشترک خویش را شروع می کنند و جامعه ای که چنین زوجهایی در آن باشد، جامعه ای کم طلاق، پر نشاط و سالم خواهد بود.
با توجه به اینکه هنوز فرهنگ ازدواجهای اسلامی در جامعه ما پیدا نشده است، باید جوانان تمام سعی خود را در جهت کنترل غرایز و مهار کردن علایق خویش بگمارند و بدانند که با این کار علاوه بر تضمین آینده اخلاقی و روانی خویش، از اجر اخروی نیز برخوردار خواهند شد که پاداشی معادل پاداش شهید دارد؛ چه آنکه امام صادق علیه السلام فرمودند: "مَنْ عَشِقَ شَیْئاً وَ کَتَمَ وَ عَفَّ وَ مَاتَ ماتَ شَهِیداً؛(7) هر کس به چیزی عاشق شود و آن را ابراز نکند و عفت به خرج دهد و در همین حال بمیرد، شهید از دنیا رفته است."

به هر حال، کنترل غرایز در چنین شرایطی تنها راه ممکن برای جوانان است؛ خصوصاً دختران که خلقتشان بر اساس محبت شکل گرفته و در صورت ایجاد علاقه، به سختی می توانند از کسی دل بکنند. آنها باید از محیطهایی که امکان ورودشان به عرصه های پر خطر را تقویت می کند، خودداری کنند. به عنوان مثال، یکی از این محیطهای پر خطر، چت در اینترنت است که متأسفانه بعضی از خانواده ها از خود درایتی بروز نمی دهند و دختران جوان خود را در این محیط، آزاد می گذارند که نتیجه آن در برخی مواقع، دوستیهای نافرجام، از بین رفتن آبروی اجتماعی، تهدید آینده و دهها ضایعه دیگر است.

محبت بعد از ازدواج :
نیاز انسان به محبّت ورزی نسبت به جنس مخالف غیر قابل انکار است و هیچ زمانی برای انتظار این محبّت بهتر از زمان بعد از ازدواج نیست؛ آن زمان که دو جوان به عقد هم در می آیند و قرار است عمری با هم زندگی کنند.
ازدواج میعادگاهی است که دو انسان را با دو سلیقه و دیدگاه مختلف در کنار یکدیگر جمع می کند و قرار بر این است که این پیمان تا پایان عمر باقی بماند؛ اما مگر می توان بدون هیچ گونه جنجال و برخوردی در عین صلح و صفا با هم زندگی کرد! حتی اگر آن دو خیلی به هم شبیه باشند، باز هم در صحنه هایی از زندگی با تناقص و اختلاف رأی مواجه می شوند.
تنها عاملی که باعث می شود آن دو بتوانند به زندگی خویش ادامه دهند، وجود محبّت و علاقه وافر است. به راستی آیا شما اکسیری کارسازتر از محبّت می شناسید که بتواند دو نفر را با سلایق متفاوت در کنار هم جمع کند؟ آیا چیزی جز صمیمیت می تواند آنها را بر نادیده گرفتن عیوب و نقایص یکدیگر موفق کند؟

علاوه بر این، محبّتی که در آن زمان ایجاد می شود، صادقانه و از صمیم قلب خواهد بود؛ به خلاف دوستیهای کاذب که پر از اضطراب و تقبیحات اجتماعی است. زوجین در سایه محبّتهای بعد از ازدواج می توانید کمبودهای عاطفی و نیازهای احساسی خویش را به طور کامل جبران کنند.

بنابراین، جوانان می توانند با کمی صبر و تحمل و اندکی سعی و تلاش به همراه اهتمام والدین برای ازدواج به موقع آنان، خود را از گرداب دوستیهای قبل از ازدواج برهانند و محبّت سرشار خویش را برای بعد از آن ذخیره کنند تا با این کار برای همیشه طعم شیرین محبّت ورزی را در زندگی بچشند.



  • پاورقــــــــــــــــــــی


1) امام رضاعلیه السلام فرمود: "اَلْحُبُّ دَاعِی الْمَکَارِهِ؛ عشق و محبت مایه گرفتاری است." (میزان الحکمة، محمدی ری شهری، انتشارات دارالحدیث، اول، 1375 ش، ج 1، ص 498.
2) افق حوزه، ش 27، 9/4/82، ص 6؛ به نقل از کتاب آمارها پرده بر می دارند، اصغر جدایی، ص 112.
3) این برداشتی است از کلام امیر عارفان حضرت علی علیه السلام که می فرماید: "مَنْ عَشِقَ شَیْئاً اَعْشَی بَصَرَهُ وَ اَمْرَضَ قَلْبَهُ؛ هر کس به چیزی عشق بورزد، دیده بصیرتش را کور می کند و قلبش را مریض می گرداند." (نهج البلاغه، محمد دشتی، انتشارات مشرقین، ششم، خطبه 109).
4) لَا شِیمَةَ اَقْبَحَ مِنَ الْکِذْبِ." (میزان الحکمة، ج 3، ص 2677، ح 17398.)
5) عیون الحکم و المواعظ، ص 43.
6) حدائق الناضرة، محقق بحرانی، مؤسسه نشر اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1377 ش، ج 23، ص 154.
7) مغنی المحتاج، محمد بن الشربینی الخطیب، بیروت، انتشارات مصطفی البابی الحلبی، 1376 ق، ج 1، ص 350.


منبع:

مجله مبلغان ش 97