ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

بایگانی خرداد ۱۳۹۴ :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۷۰ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

کوفتت بشه !!

يكشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

برداشت شما از تصاویر زیر چیه؟!

نمی دونم چی حدس زدین؟!

خبر را ببیننین:

__________________________

مردی در آلمان موقع طلاق از همسرش تمام دارایی‌های مشترکشان را تقسیم کرد و برای اینکه این کار را به نحو احسن انجام دهد، واقعا همه چیز را به دو نیم قسمت کرد!

مجله مهر: طبق قانون طلاق در  کشورهای غربی زن و شوهر باید هنگام جدا شدن اموال خود را به صورت مساوی با هم تقسیم کنند. این مرد آلمانی هم به همسر سابقش «لورا» گفت که می‌خواهد تمام لوازم مشترکشان را به دو تکه مساوی قسمت کند.

وی دلیل این کارش را در دادگاه بی‌وفایی همسر سابقش دانست. او پس از انجام این کار، وسایل نصفه‌نیمه‌اش را در سایتی در آلمان به حراج گذاشت. پس احتمالا کسی که این وسط بیشتر از همه ضرر کرده، لوراست که با انبوهی از وسایل قطعه‌قطعه‌شده به دنبال راهی برای فروش آن‌هاست!


درخواست عجیب سیاستمدار الجزایری درباره رمضان

یک شنبه 31 خرداد 1394 - 8:15:7
العالم - پایگاه های خبری مشهور مراکش درخواست رییس اسبق حزب "تجمع برای فرهنگ و دموکراسی" الجزایری از وزیر اوقاف این کشور برای کاهش ایام ماه رمضان به 13 روز را منتشر کردند.

به گزارش روز یکشنبه پایگاه خبری شبکه العالم، سایت های خبری مشهور کشور مراکش (مغرب) که همسایه غربی الجزایر است، درخواست "سعید السعدی" رییس اسبق حزب "تجمع برای فرهنگ و دموکراسی" الجزایر از وزیر اوقاف این کشور برای کاهش ایام ماه مبارک رمضان از 30 روز به 13 روز را منتشر کردند.

روزنامه "هیسپریس" مغرب نوشت: این رهبر سیاسی الجزایری خواسته عجیب خود را در بیانیه ای در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی فیس بوک منتشر کرده است.

وی خواسته خود را اینگونه توجیه کرده است که 30 روز روزه داری در فصل تابستان برابر با 420 ساعت روزه داری است که این میزان ساعت معادل 52 روز روزه داری در فصل پاییز است.

السعدی ایده خود را "روزه هوشمندانه" نامیده و تصریح کرده است که بر اساس حساب و کتاب هایش!!  باید به 13 روز روزه داری در فصل تابستان اکتفا شود.

وی با بیان این که به جای یک ماه کامل روزه داری می توان آنچه آن را "واحد رمضانی" معادل 8 ساعت توصیف کرده، مبنای روزه داری قرار داد، تصریح کرد که بنابراین روزه دار باید 30 "واحد رمضانی" را در فصل تابستان که معادل 13 روز است مبنا قرار دهد.

پایگاه خبری "فبرایر" مغرب در این خصوص نوشت: علمای الجزایر به تفسیر جدید السعدی واکنش نشان دادند و به عنوان مثال شیخ شمسو یکی از شیوخ شبکه النهار الجزایر منطق السعدی را بی پایه و اساس توصیف کرد و اظهارات وی را یاوه گوی محض دانست.

وی از السعدی خواست از ورود به عرصه امور دینی اجتناب و به سیاست اکتفا کند.

_____________________________________________

کسی نیست به ایشان بگوید آخر بنده خدا! کم و زیادی روز و شب ها مگر امری جدید و منحصر به عصر جناب شماست!

نکند؟!!


به گزارش افکارنیوز 

یک عالمه عکس و مدرک می‌ریزد روی میز و از موفقیت‌های مالی‌اش می‌گوید. از شرکت ثروتمندی که در لس‌آنجلس آمریکا دارد و از خوشگذرانی‌هایی که به خاطرش تا آن سر دنیا می‌رفته، برای همه‌شان به اندازه قانع کردن مخاطبش مدرک دارد. او از نظر مالی یک مرد بی‌نیاز است. در ۱۴سالگی از ایران با خانواده‌اش مهاجرت می‌کند به آمریکا و مانند یک آمریکایی بارمی‌آید. خودش می‌گوید: «از نظر اخلاقی من یک بی‌بند و بار تمام‌عیار بودم. برای لذت و سیر کردن غرایز حیوانی، حاضر بودم تا آن سر دنیا هم سفر ‌کنم. اما بعد از ۱۳سال و بعد از هزاران سفر عیاشانه، یک مسافرت متفاوت مرا به کلی تغییر داد. زمانی که بعدازمدت‌ها کتاب قرآن دوباره و خیلی اتفاقی وارد زندگی‌ام شد، از سر جنگ و خصومت بازش کردم و خواندمش اما این کتاب آسمانی با ملایمت مرا دگرگون کرد. محمد عرب این روزها در ایران به سر می‌برد اما هنوز خانه‌اش در لس‌آنجلس است. آمده ایران تا دینش را کامل‌تر کند. در ادامه، ماجرای این تحول بزرگ را از زبان خود او می‌شنویم.

 


ابتدا از زندگی‌تان بگویید؛ از دوران زندگی قبل از ۲۶سالگی‌‌تان.

تا ۱۴سالگی در ایران بودم. در خانه ما هیچ‌کس نماز نمی‌خواند و مذهبی نبود. ۲ خواهر دارم که یکی‌شان از من بزرگ‌تر است. تا آمدیم دست راست و چپ مان را بشناسیم، مهاجرت کردیم به آمریکا. خب، در آن شرایط حساس سنی من به مدرسه‌ای رفتم در لس‌آنجلس. سبک زندگی خانواده‌ام هم طوری بود که خیلی زود با فرهنگ آنجا عجین شدیم. تا به‌خودم آمدم فرهنگ ایرانی و اسلامی را سر بریده بودم و شده بودم یک ملحد و انسانی که ذره‌ای شریعت و دیانت در وجودش یافت نمی‌شد. بعد از دبیرستان وارد دانشگاه فنی شدم و بعد از فارغ‌التحصیلی وارد بازار کار. کارم سریع رونق گرفت. خیلی زود بارم را بستم و صاحب یک شرکت بزرگ تولیدی- تجاری شدم. آن موقع ۲۱سالم بود. با چند تجارت پرسود حساب‌های بانکی‌ام حسابی چاق شد. فشار کاری‌ام کمتر شد و با یک جیب پرپول و وقت کافی شروع کردم به خوشگذرانی؛ خوشگذرانی‌هایی که چاشنی‌اش لهو و لعب بود؛ از خوردن مسکرات و مشروبات الکلی گرفته تا اعمال نامشروعی که از به زبان آوردن‌شان شرمسارم و تنم به لرزه می‌افتد. جولان می‌دادم و جای فاسدی نبود که در آن پا نگذاشته باشم. باورتان نمی‌شود سالی چندبار به سفر‌های طولانی و دور در قاره آمریکا می‌رفتم تا خوشگذرانی کنم. همه این سال‌ها من غرق در منجلاب گناه بودم.

خب چه اتفاقی افتاد که متحول شدید؟


این ماجرا برمی‌گردد به ۲۶سالگی‌ام. راستش آن سال قصد داشتم یک مسافرت به کشور برزیل بروم. شنیده بودم که یک کارناوال در برزیل برگزار می‌شود؛ کارناوالی که در دنیا معروف است و آدمی با افکار و خواسته‌های آن زمان من حاضر بود نیمی از دارایی‌اش را بدهد که در آن کارناوال شرکت کند. تعلل نکردم. یک هتل گران‌قیمت در برزیل رزرو کردم. برای این مسافرت لحظه‌شماری می‌کردم تا اینکه بالاخره زمانش رسید. قبل از رفتن، از خانواده‌ام خداحافظی کردم و گفتم بروم سری هم به خواهر بزرگ‌ترم که خانه‌شان چند خیابان پایین‌تر از خانه‌مان بود بزنم و با او هم خداحافظی کنم. هیچ‌وقت این کار را نمی‌کردم اما یک دفعه دلم هوای خواهر‌زاده‌هایم را کرده بود. رفتم آنجا. موقع خداحافظی وقتی در چهارچوب در بچه‌های خواهرم را می‌بوسیدم خواهرم کتابی آورد و مرا از زیر آن رد کرد. خواهرم آدم چندان مذهبی‌ای نیست محجبه هم نبود. گفتم: « این چه کاری است؟» جواب داد: «این قرآن است. برای اینکه به سلامت بروی و بازگردی از زیر َآن ردت کردم». راستش این کار در خانواده ما تازگی داشت. برایم این آداب و رسوم ناشناخته و عجیب بود، مخصوصا برای منی که حتی نام قرآن را فراموش کرده بودم. پاسخ این کار خواهرم را با قهقهه دادم و گفتم: «از تو بعید است که اینقدر خرافاتی باشی. تو فکر می‌کنی این کتاب می‌تواند مرا در مقابل حوادث و خطرات ایمن نگه دارد!؟ اینها همه خرافات محض هستند». بعد از این اظهارنظر‌های روشنفکر مآبانه، یک درگیری لفظی بین من و خواهرم شکل گرفت که در آخر، کتاب قرآن را با خودم به مسافرت بردم! نه به‌خاطر اینکه آن را بخوانم و از آن درس بگیرم. فقط به این خاطر که بنشینم آن را مطالعه کنم و از آن عیب و ایراد بگیرم! می‌خواستم با ایراداتی که بر کتاب می‌گیرم خواهرم را قانع کنم که دست از این خرافات واهی بردارد.

عازم برزیل شدم. در هتل مجللی که از قبلا رزرو کرده بودم اقامت کردم. خسته راه بودم. اما چشمانم خسته نبود. کتاب را برداشتم تا فقط برای خسته کردن چشمانم کمی بخوانمش. کتاب با ترجمه فارسی بود. از سوره بقره شروع کردم تا اینکه به آیه‌های ۲۳و ۲۴رسیدم؛ آنجا که خداوند می‌فرماید اگر کسی به حقانیت این کتاب شک دارد پس آیه‌ای مانند آن بیاورد و در ادامه خطاب به انسان‌ها می‌فرماید: از حال تا قیامت فرصت دارید که یک آیه مانند این کتاب بیاورید.

این آیه سخت مرا در فکر فرو برد. با خود گفتم یعنی بعد از گذشت ۱۴قرن هیچ بشری نتوانسته آیه‌ای مانند این کتاب بیاورد!؟ این فکر تنم را به لرزه انداخت. با کنجکاوی بیشتری آیه‌هارا دنبال کردم. آن شب نه توانستم بخوابم و نه به کارناوال رفتم! فردای آن روز ساکم را بستم و هتل را ترک کردم. می‌خواستم در یک جای پرآرامش و در سکوت مطلق بنشینم و قرآن را بخوانم. این شد که به آمازون سفر کردم. با کشتی به جزایر سرخپوست‌ها رفتم. در این جزایر سرخپوست‌نشین، سرخپوست‌ها اجازه نمی‌دهند سفید پوستی شب در جزیره اقامت کند اما من در یک دیدار اتفاقی، با رئیس قبیله‌ای از سرخپوست‌ها آشنا شدم. نتیجه این رفاقت کوتاه این بود که آنها به من اجازه دادند مدتی در جزیره‌شان بمانم. فرصت خوبی بود. کتاب قرآن را باز کردم و این‌بار نه برای ایراد گرفتن بلکه از روی شوق و کنجکاوی آیه‌های متبرکش را به فارسی می‌خواندم و حفظ می‌کردم.

چه مدت در جزایر آمریکای جنوبی بودید؟

حدودا یک‌ماه. خانواده از من بی‌خبر بودند و تصور می‌کردند سر به نیست شده‌ام. آخر قرار بود من به یک سفر ۵روزه بروم اما یک‌ماه بود که از من بی‌خبر بودند.

وقتی به آمریکا، به لس‌آنجلس بازگشتید نخستین کاری که کردید چه بود؟

اول خانواده‌ام را از نگرانی بیرون آوردم و بعد رفتم خانه‌ام و تمام ادوات موسیقی و مشروبات الکلی را ریختم درون سطل آشغال. با همه دوستانم که مرا به یاد گذشته‌ام می‌انداختند قطع رابطه کردم. چند ماهی در گوشه خانه نشستم و آیه‌ها را مرور کردم. هر چه بیشتر در مورد آنها تفکر می‌کردم بیشتر به حقانیت و اعجاز این کتاب پی می‌بردم. واقعا از هیچ منظر در این کتاب خللی وارد نیست.

عکس‌العمل خانواده‌تان نسبت به تغییر رفتارتان چگونه بود؟

خیلی زود خانواده‌ام متوجه تغییر رفتار من شدند. یادم هست یک شب قرار بود خانوادگی به کنسرت برویم. خواهر بزرگم، همانی که مرا از زیر قرآن رد کرده بود، آمد و این پیشنهاد را داد اما به او گفتم دیگر از مهمانی‌هایی که اسلام آن را حرام کرده است لذت نمی‌برم. خواهرم به این رفتار و انزواطلبی من اعتراض کرد! درست است که خواهرم به قرآن اعتقاد داشت اما همه واجبات اسلامی را رعایت نمی‌کرد؛ مثلا محجبه نبود. برایم سخت بود که خانواده‌ام در گمراهی باشند. تصمیم گرفتم بعد از اینکه خودم اسلام را شناختم آنها را نیز ارشاد کنم.

چطور خانواده و اطرافیانتان را به دین اسلام دعوت می‌کردید؟

خانواده و اطرافیانم بیشترشان مسلمان بودند اما مثل من تنها نام دین‌شان اسلام بود. آنها از شریعت چیزی نمی‌دانستند. همیشه از آنها یک سؤال می‌پرسیدم. می‌گفتم: « در بین شما چه‌کسی از همه گناهکار‌تر است؟». همه‌شان انگشت اشاره‌شان را به سمت من می‌گرفتند و می‌گفتند:«تو». بعد به آنها می‌گفتم: « وقتی خداوند گناهکارترین فرد در جمع‌تان را هدایت کرده است پس بدانید که این یک حجت است که فردای قیامت نگویید گمراه بودم و حق را از باطل تشخیص نمی‌دادم». همیشه با بحث‌های اینچنینی روی اطرافیانم سعی می‌کردم تأثیر بگذارم. البته بیشتر از همه، تلاش‌هایی بود که من برای تکمیل دین و رفتار دینی انجام می‌دادم.

چه تلاش‌هایی؟

راستش من نماز خواندن بلد نبودم و آیه‌های قرآن را به عربی نمی‌توانستم بخوانم. چند روز بعد از اینکه از سفر برزیل آمدم. متوجه شدم آن زمانی که در جزایر آمازون در قبیله سرخپوست‌ها مشغول قرآن خواندن بودم،‌ ماه مبارک‌رمضان بوده است. می‌دانستم که روزه و نماز بر مسلمان واجب است. من می‌توانستم روزه بگیرم اما نماز خواندن نه. رفتم پیش خواهر بزرگ‌ترم و به او گفتم که می‌خواهم نماز خواندن را یاد بگیرم و او به من قول داد که کسی را پیدا کند تا بتواند به من نماز خواندن یاد بدهد. بعد از این ماجرا چند سی‌دی تلاوت قرآن به زبان عربی تهیه کردم و بیشتر اوقات در اتومبیلم گوش می‌دادم. قرآن را باز می‌کردم و به آیه‌هایی که تلاوت می‌شد گوش می‌دادم. رفته‌رفته قرآن خواندن را فرا گرفتم. مرد عرب مسلمانی هم در لس‌آنجلس به من نماز خواندن آموخت. بعد از آن نشستم حساب و کتاب کردم که چقدر نماز و روزه قضا دارم و از همان روز شروع کردم به بجا آوردن نماز و روزه‌های قضا. غرق شدن من در کتاب آسمانی و آرامشی که با روی آوردن به دین اسلام پیدا کرده بودم همه را شگفت‌زده می‌کرد. اطرافیانم دیده بودند که من تا آخر خط رفته‌ام و چوب خطم از انواع گناه‌ها و لذت‌های دنیوی پر است. وقتی می‌دیدند که لذت‌‌های دنیا، پول و خوشگذرانی نتوانسته‌اند به من آرامشی بدهند که دین آن را به من عطا کرده تحت‌تأثیر قرار‌می‌گرفتند.

کمی از زندگی‌ امروزتان بگوید. شما ازدواج کرده اید؟

بله، من در لس‌آنجلس ازدواج کرده‌ام. در یکی از مراسم عزای سالار شهیدان با مرد مسنی آشنا شدم که بیشتر احکام اسلامی را به من می‌آموخت. او نیز ایرانی بود اما در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده بود. همسر و دخترانش حجاب اسلامی داشتند در لس آنجلس. کم‌کم با این خانواده بیشتر آشنا شدم و با آنها وصلت کردم.

خانواده‌تان اعتراضی به انتخاب‌تان نکردند؟

نه. تا آن موقع خدا یاری‌ام کرده بود و آنها نیز تحت‌تأثیر قرار گرفته بودند تا آنجا که خواهر بزرگم محجبه شد.

از فعالیت‌های‌تان بگویید. گویا شما به‌عنوان سامی یوسف دوم شهرت پیدا کرده‌اید؟

در گذشته موسیقی راک و پاپ کار می‌کردم. در آمریکا وقتی مسلمانان در مراسم‌‌ مذهبی جمع می‌شوند سخنرانی‌ها با زبان اصلی انجام می‌شود اما مداحی‌ها به زبان عربی و فارسی است. این است که انگلیسی زبان‌ها از این مداحی‌ها چیزی نمی‌فهمند. بعد از آشنایی‌ام با دین اسلام و اهل‌بیت(ع) تصمیم گرفتم مداحی‌ها را به زبان انگلیسی برگردانم. این مداحی‌ها همراه با نواهایی است برای تأثیرگذاری بیشتر مداحی‌ها. بله. از این لحاظ کارم به سامی یوسف شباهت دارد.

سؤال آخر. شما با دین اسلام آشنا شده‌‌اید و الان یک مسلمان واقعی هستید. فکر می‌کنید دین اسلام علاوه بر زنده‌کردن فطرت خداپرستی و ایمان به معاد، امامت و نبوت، چه فطرت زیبای دیگری را در شما زنده کرده است؟

حیا و غیرت. دین اسلام دین زنان و مردان باحیا و باغیرت است. شعار نمی‌دهم. من در آمریکا بزرگ شده‌ام و به بیشتر کشورهای اروپایی مسافرت کرده‌ام. حیا و غیرت در میان آنها مرده است. من یک شهروند آمریکایی هستم و خانه، کارخانه و خانواده‌ام در آمریکا هستند اما با وجود این بیشتر روزهای سال را در ایران می‌گذرانم. بحث وطن و وطن پرستی مقوله‌ای جداست اما در این ایران من آرامش دارم. در این کشور حیا و غیرت اسلامی دیده می‌شود. هر چند که برخی معتقدند که این رفتار‌ها دیگر کمرنگ شده است اما برعکس؛ به نظرم شکل و شمایل جامعه تغییر کرده است نه آدم‌های آن.


افکارنیوز کد مطلب: 424631

شعر امام ، پیام امام ( مناسبتی ماه مبارک )

شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۴۵ ب.ظ

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد             عشق و طرب و باده، به وقت‏سحر افتاد

افطار به مى کرد برم پیر خرابات                    گفتم که تو را، روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر که در مذهب رندان              در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد

امام خمینی (ره )


پیام امام خمینى به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان:

بسم الله الرحمن الرحیم

باحلول ماه مبارک رمضان ، ماه عبادت و سازندگى ، ماه تجدید قواى معنوى ، شهرالله الاعظم که در آن عموم مسلمانان در صف واحد متوجه به موضع قدرت لایزال و تجهیز در مقابل قواى طاغوتى هستند، لازم است با توحید قدرت و قدرت واحده در مقابل طاغوت هاى زمان و چپاولگران بین المللى بپا خیزند و از ممالک اسلامى دفاع کنند، دست خائنان را کوتاه و امید آنان را قطع نمایند.

اکنون عموم مسلمانان و مستضعفان و خصوصا ایران عزیز و لبنان و فلسطین مغصوب ، مراحل حساسى را در پـیش دارند. ایران با اخلالگران وابسته به رژیم و منحرفین و صهیونیسم جهانى و لبنان و فلسطین با اسرائیل دشمن اسلام و مسلمین و مفسد آدمخوار روبروست .

اکنون برادران مسلمان ما در فلسطین و لبنان گرفتار تجاوزات غیر انسانى اسرائیل اند و اگر خداى نکرده اسرائیل در آن میدان پیروز شود، دامنه تجاوزاتش را به سایر کشورها نیز خواهد کشید. مقتضى است در اجتماعات ماه مبارک به برادران فلسطینى و لبنانى دستجمعى دعا شود. ( البته الان اسامی جدیدی را هم باید به این لیست اضافه کرد )


لازم است در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مطالبى را تذکر دهم :


1 - در این موقع حساس که بیش از هر وقت دیگر احتیاج به اجتماعات اسلامى داریم ، لازم است ملت مسلمان ما در تمام بلاد به مساجد روى آورند و نهضت را از راه مساجد که دژهاى محکم اسلامند، زنده نگه دارند و با شعارهاى اسلامى نهضت را پیش ‍ برند.


2 - خطباء محترم و اهل منبر، مردم را به وحدت کلمه و ادامه نهضت و تقوى و صبر انقلابى دعوت کنند و از اختلاف و تفرقه که اساس شکست و عقب ماندگى است بترسانند و با یاد آورى جهاد سید مظلومان و مصیبات وارده بر آن حضرت ، ملت را به مجاهدت تا پیروزى نهائى و رسیدن به حکومت اسلامى در تمامى ابعادش فرا خوانند.

ذکر فداکارى ها و مجاهدات مجاهدین صدر اسلام ، نه تنها در امروز، بلکه تا ابد اسلام را زنده نگه مى دارد.


3 - لازم است علماء جمیع بلاد، از مرکز تا دورترین استان ها و شهرستانها براى رسیدن به هدف اسلامى تشریک مساعى نمایند ...


4 - من با پـشتیبانى ملت عظیم مسلمان ، از موضع قدرت به بدخواهان نهضت اسلامى و به توطئه گران راست و چپ اخطار مى کنم که دست از افساد و توطئه بردارید و براى مصالح کشور به ملت بپیوندید و از نفاق و خدمت به اجانب بپرهیزید و گمان نکنید با این حرکات جاهلانه مى توانید ملت را از مسیر خود باز دارید و نیز به مطبوعات و رسانه هاى جمعى همین اخطار را اکیدا مى کنم!

آزادى غیر از توطئه است .

از توطئه هاى خلاف مصالح عالیه اسلام و کشور و ملت جدا جلوگیرى مى شود و من در صورت احساس خطر جدى ، مسائل را با ملت عزیزم در میان مى گذارم تا ملت دلیر، خود تصمیم لازم را بگیرد، که تا به حال در مسائل مختلف ، تصمیم قاطعانه گرفته است .


5 - اینجانب به برادران اسلامى ، در همه کشورها خصوصا به برادران عرب و ملت عظیم عرب که پیشتازان اسلامند، خطر عظیم اجانب ، خصوصا صهیونیسم را کرارا اعلام کرده ام . لازم است در شهر رمضان که ماه اجتماعات اسلامى است ، مومنین در مجامع عمومى پرده از توطئه هاى این غول جهانخوار برداشته و خطرات دشمن انسانیت را بر ملا کنند.


6 - لازم است از متفکرین بزرگ جهان اسلام دعوتى به عمل آید تا ابعاد مختلف انقلاب کبیر اسلامى ایران تشریح گردد و ضرباتى که این انقلاب بر پـیکر جهانخواران بین المللى زده است ارزیابى گردد تا تبلیغات سوء دشمنان انقلاب اسلامى ما نقش بر آب گـردد.

از خداوند متعال عظمت اسلام و کشورهاى اسلامى را خواستارم .


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

روح الله الموسوى الخمینى

تاریخ : 58/5/8


سنگینی گناه بر دوش پادشاه ( کاریکاتور )

شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ق.ظ

کشتار عربستان در یمن

جعفر پرنده !!

شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۲ ق.ظ

چهار خصلت خدا پسند:


خداوند به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وحى کرد که:

من ( خدا ) از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار صفت قدردانى مى کنم!!!


پیغمبر صلى الله علیه و آله جعفر را خواست و موضوع را به ایشان خبر داد.


جعفر عرض کرد:

اگر خداوند به شما وحى نمى کرد، من هم اظهار نمى کردم! ( به نظر من خود همین صفت آنقدر برجسته و بزرگ است که به تنهایی شایسته قدردانی دیگری می باشد! )


یا رسول الله! من هرگز شراب ننوشیدم ؛ زیرا مى دانستم که اگر بنوشم عقلم نابود مى شود! ( و امتیاز من از سایر حیوانات به عقلم است )

و هرگز دروغ نگفتم ؛ زیرا دروغ خلاف مروت و ضد کمال انسان است!

و هرگز زنا نکرده ام ؛ زیرا ترسیدم با ناموسم همان عمل انجام بشود!

و هرگز بت پرستی نکردم ؛ زیرا مى دانستم که بت پرستى منفعتى ندارد.

رسول خدا دست مبارکش را بر شانه وى زد و فرمود:

سزاوار است که خداوند به تو دو بال مرحمت کند، تا در بهشت پرواز کنى!


منبع:

داستانهاى بحارالانوار جلد 1

محمود ناصرى

با کمی تصرف

آغاز سال 1436 هجری معنوی مبارک !

جمعه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ

در روایات ماه رمضان به عنوان « اول السنة ( اول سال ) » معرفی شده! - بحار الانوار ج 55 ص 376 -


حال آنکه آغاز سال قمری با ماه محرم است!


شاید معنیی شبیه سال خمسی مدنظر این گونه روایات باشد!


چطور با انتخاب سال خمسی و سر رسید آن و عمل به وظیفه ، مال انسان پاک شده و قابل استفاده می گردد!


رمضان هم اینچنین است در صورتی که به وظایف و تکالیف محوله عمل گردد ، پاک کننده است!

نه مال را ، که روح انسان را!


امام سجاد (ع) در دعای رؤیت هلال ماه مبارک، از این ماه به شهر الطهور و شهر التمحیص ( شهر پاکیزگی و رهایی از گناهان ) تعبیر می کنند  - صحیفه سجادیه -


و رسول الله فرموده اند:

شهر رمضان شهر فرض الله علیکم صیامه، فمن صامه إیمانا واحتسابا خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه - بحارالانوار ج 93 ص 375 -


ماه رمضان ماهی ست که خداوند روزه اش را واجب گردانیده پس هر کس از روی ایمان و معرفت به آن روزه بگیرد، از گناهان خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است!


آری رمضان آغاز است، تولد است، بهاری جدید است.

چنان که امام باقر هم فرمود: لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان، هر چیزی را بهاری ست و بهار قرآن ( = معنویت ) ماه رمضان است - بحارالانوار ج 89 ص 213 -


سال معنوی خوبی داشته باشید.


آرزوی بنده ...

جمعه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۶ ق.ظ

عن النبی (ص):

لو یعلم العبد ما فی رمضان، لود أن یکون رمضان السنة - بحارالانوار ج 93 ص 346 -



پیامبر (ص) :

اگر بنده می دانست آنچه را در رمضان است ،آرزو می کرد تمام سال رمضان باشد



حجة الاسلام حسینی بوشهری (مدیر حوزه های علمیه ):

علامه طباطبایی همیشه مقید بودند که نزدیک غروب ، حرم کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیها السلام باشند و وقتی به حرم می‌رسیدند بر ضریح حضرت بوسه می‌زدند و پس از آن روزه خود را باز می‌کردند!!

وقتی از شهید مطهری می‌پرسند: چرا تا این حد به علامه طباطبایی ارادت دارید؟! می‌گفت چون استاد من استاد خاصی است که روزه‌اش را با بوسه زدن بر ضریح اهل بیت (ع) باز می‌کند!!


منبع:

سایت فارس


__________________________________________________________________________________

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لـــب است!

آری افطار رطـــب در رمضـان مستحب است!

________________________________________________________________________________



بهار دل شده خزون،دردام و از چشام بخون
نشسته ام یه بار دیگه،پا سفره ی ماه رمضون


خدا خدا خدا خدا...


تو گیر و دار زندگی،عادی شده برام خطا

با این همه رو سیاهی،بازم به من گفتی بیا


ای خالق بنده نواز،میخوام که از تو دور نشم

 خیلی داره دیر میشه ها،یه کاری کن عوض بشم


ببین دارم داد میزنم،گناه من و بیچاره کرد

 تو صحرای هوای نفس،دل من و آواره کرد


ای که تویی به هر زمان،قرار قلب بی قرار

 گناهای این بنده ات و،رو حساب جهلش بذار


به زیر بار معصیت،قد کمون اومدم خدا

 به محضرت یه بار دیگه،پشیمون اومدم خدا


ببین پاسفره ی دعا،اشکای این سینه زن و

 میگه میون گریه هاش،ببخش من و،ببخش من و


ای خالق آلاله ها،ببر من و یه شب حرم

 از در خونه ی حسین،کجا رو دارم که برم


آی عاشقا مثل شما،این همه ی حرف منه

 فقط امید ما همین،گریه و سینه زدنه


مرثیه خونی کارمه،مثل تموم عالمین

 میون گریه هی میگم،حسین حسین حسین حسین


آقا شنیدم که یه روز،خون به دل شما شده

 میون گودال بلا،سر از تنت جدا شده


آقا شنیدم سرت و،به روی نیزه ها زدن

 با کعب نی حرومی ها،بر تن بچه ها زدن


بین زمین و آسمون،با اشک جاری از دو عین
یه مادری ناله میزد،غریب مادر یا حسین...

 

***


سفره آماده ،سر سفره گدا آماده
کرم آماده من آماده خدا آماده

این کرم خانه دو ماه است تدارک دیده
قبل مهمان همه جا هست غذا آماده

اینکه اینجائیم از لطف خود اوست نه من
او نخواهد ، نشوم بهر دعا آماده

گر خدا رحم نیارد به من آلوده
نفس من هست به انجام خطا آماده

دل بیمار محال است به درمان نرسد
مطب آماده دل آماده دوا آماده

بی پرو بال به پرواز رسیدن شدنی است
بسکه در ماه خدا هست هوا آماده

توبه بی ذکر علی نیست میسر ولله
ذکر حیدر بکند قلب مرا اماده

طلب کعبه در این ماه طواف یار است
پس چه بهتر که بود کرببلا آماده

وقت یاری گل فاطمه فردای فرج
کاش باشیم کنار شهدا اماده

علی اکبر لطیفیان


جمع بشید عاشقای ماه رمضون
مهمونی داره خدای مهربون


غنی و گدا رو دعوت می کنه
همه عاشقا رو دعوت می کنه


این چه سفره ایِ که دل می بره
صاحب سفره بَدارم می خره


چی بگم که سفره خیلی با صفاست
صاحب سفره ما امام رضاست


سفره عطرش ز گلای یاسشه
سقای سفره عمو عباسشه


ای خدا یه قلب با صفا می خوام
من دیگه برات کربلا می خوام


دوست دارم برم تا بین الحرمین
جون بدم برای اربابم حسین


ای حسین جان به فدای سر تو
من به قربون لب اطهر تو


            ***


برق خاشاک گنه ، روزه تابستان است
دود این آتش جانسوز به از ریحان است


می توان یافت ز سی پاره ماه رمضان
آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است


هست در غنچه ی لب بسته ی این ماه نهان
گلستانی که نسیمش نفس رحمان است


مشو از عزت این مهر الهی غافل
که در این مهر بسی گنج و گهر پنهان است


ماهرویی که شب قدر بود یک خالش
در سراپرده ماه رمضان پنهان است


می کند روزه ماه رمضان عمر دراز
مد انعام درین دفتر و این ایوان است


غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد
که لب خشک بر این بند گران سوهان است


باش با قد دو تا حلقه این در صایب
که مراد دو جهان در خم این چوگان است

صائب تبریزی


علاج « بوی دهان » در « ماه رمضان »

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ب.ظ
مریم شیرمستی در گفت‌وگو با ایسنا، بوی بد دهان را یکی از مهمترین مشکلات روزه‌داران دانست که چون دستگاه گوارش چندین ساعت خالی می‌ماند، این بوی بد تا حدی طبیعی است.
 
وی در خصوص مواد غذایی که بوی بد دهان را تشدید می‌کند، گفت: مواد پر پروتئین مانند گوشت و همچنین شیرین مانند زولبیا و بامیه در وعده سحر چون در دستگاه گوارش حالت تخمیری ایجاد می‌کند، باعث متصاعد شدن گازهای بد بو می‌شود.
 
این کارشناس تغذیه مصرف یک عدد سیب در سحر را برای کاهش بوی بد دهان مفید خواند و افزود: خاکشیر و آب خنک نیز می‌تواند بوی بد دهان را کمی بهتر کند.
 
شیرمستی خاطرنشان کرد: مصرف ماست و جعفری نیز برای کاهش بوی بد دهان مفید است و استفاده از دمنوش نعناع و عسل به جای چای نیز می‌تواند موثر باشد.
 
وی به افراد توصیه کرد: برای کاهش بوی بد دهان در وعده سحر مصرف انواع میوه و سبزیجات از جمله کاهو، گوجه فرنگی و سالاد را قرار دهند.
 
به گفته این کارشناس تغذیه: روزه گرفتن بدون سحری هم از عوامل تشدید کننده بوی بد دهان در افراد روزه‌دار است.

منبع:
ایسنا

__________________________________________________________________________________


از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان با 8 روش زیر


یکی از شایعترین شکایات در ماه رمضان ، بوی بد دهان به علت خشکی دهان است که به هنگام روزه گرفتن حاصل می شود. در اینجا چند مورد راهنمایی را برای از بین بردن بوی بد دهان برایتان قرار داده ایم.

برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان مسواک و نخ دندان را فراموش نکنید

 در طول روز بهداشت دهان خود را فراموش نکنید. برخی از افراد به هنگام روزه گرفتن از مسواک زدن دندان های خود اجتناب می کنند ، در صورتی که تا زمانی که شما آنرا قورت ندهید ، روزه باطل نخواهد شد.به طور منظم و مانند روزهای دیگر دندان ها را در طول روز مسواک کنید. از دهانشوی کمتر استفاده کنید چرا که باعث خشک شدن دهان می شود و برای از بین بردن ذرات ریز لابه لای دندان ها از نخ دندان استفاده کنید.

 

برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان مسواک و نخ دندان را فراموش نکنید

 

 

برای جلوگیری از ایجاد بوی بد دهان در ماه رمضان آب زیادی مصرف کنید

 توصیه می شود که نوشیدن حداقل 2 تا 3 لیوان آب را در طول شب فراموش نکنید چرا که نوشیدن آب بیشتر باعث می شود که آب زیادی در بدن ذخیره شده و بدن در طول روز آب کافی داشته باشد در این صورت با مشکل بوی بد دهان مواجه نمی شوید.

 

برای جلوگیری از ایجاد بوی بد دهان در ماه رمضان آب زیادی مصرف کنید

 

 

برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان بعضی از مواد خوراکی را کنار بگذارید

از خوردن غذاهایی مانند پیاز و سیر که طعم و بوی بدی را به دهن می دهند اجتناب کنید .چرا که بوی بد این نوع مواد غذایی به راحتی از بین نمی رود .

 

برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان بعضی از مواد خوراکی را کنار بگذارید

 

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از خشک شدن دهان تان جلوگیری کنید

پنیر حاوی فسفات زیادی می باشد که بهتر است در این روزها به مقدار زیادی مصرف شود و علاوه بر آن پنیر غنی از کلسیم می باشد که برای جلوگیری از خشکی دهان بسیار موثر است. همانطور که می دانید خشکی دهان یکی از علل ایجاد بوی بد دهان است..

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از خشک شدن دهان تان جلوگیری کنید

 

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان میوه و سبزیجات تازه بخورید

ویتامین C در بدن از طریق خوردن مواد غذایی مانند پرتقال و خربزه باید تامین شود و همچنین برای جلوگیری از رشد باکتری ها باید میوه های طبیعی و تازه بخوریم و از خوردن مکمل ها که باعث تولید بوی بد دهان می شود جلوگیری کرد.

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان میوه و سبزیجات تازه بخورید

 

 

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از ادویه های معطر استفاده کنید

باید در این روزها ازادویه جات مانند رزماری، نعناع و هل در درست کردن غذاها استفاده کرد چرا که باعث از بین بردن بوی بد دهان خواهد شد.

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از ادویه های معطر استفاده کنید

 


برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان سیگار نکشید!

کشیدن سیگار در بد بو شدن دهان تاثیر بسزایی دارد. ماه رمضان بهترین زمان برای ترک سیگار می باشد.

 

برای جلوگیری از بوی بد دهان در ماه رمضان سیگار نکشید!

 


برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از چوب های مسواک که در واقع مسواک هایی سنتی اسلامی می باشند استفاده کنید

شاخه هایی که مصرف آنها کمک زیادی به کشتن باکتری ها و از بین بردن بیماری های دهان و لثه خواهد کرد که این یکی از توصیه های حضرت محمد (ص) می باشد.

 

برای از بین بردن بوی بد دهان در ماه رمضان از چوب های مسواک که در واقع مسواک هایی سنتی اسلامی می باشند استفاده کنید

 منبع: سیمرغ

 


عمراً همچین سنگ قبری دیده باشین!

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۱۴ ب.ظ

قبر افسر سوری که در جنگهای داخلی کشته شده.

_____________________________________________________________________


حکایت شمارهٔ ۱۸:

 توانگر زاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه‌ای مناظره در پیوسته که:

صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه درو به کار برده!! به گور پدرت چه ماند؟! - خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده -

درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگ‌های گران بر خود بجنبیده باشد ، پدر من به بهشت رسیده باشد!!

گلستان سعدی باب هفتم ( در تأثیر تربیت )


علاقه به مسیحیت

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۰۹ ب.ظ

یادم هست زمانی خواهر بزرگم علاقه به مسیحیت پیدا کرده بود.

پدر می گفت خوب برو گوش بده ؛ اما همان دید انتقادی که نسبت به اسلام را داری را نسبت به مسیحیت نیز داشته باش!

همیشه می گفت: مسیحیت جذابیت عجیبی دارد برای بچه ها و نوجوانان! ولی وقتی سوال های جدی راجع به خدا و انسان در یک جوان پیدا میشود اسلام جواب های متقاعدکننده تری دارد.


یوسف یزدی، فرزند ابراهیم یزدی ( وزیر خارجه دولت موقت و دبیرکل نهضت آزادی ) - پارسینه -
 


انتقاد روحانی مشهور از سخن یکی از مراجع




حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، در مطلبی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، به مهم‌تر بودن مسأله حجاب نسبت به رباخواری اعتراض کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام زائری در مطلب خود در صفحه اینستاگرامش چنین نوشته است:

«در خبرها جملاتی از قول یکی از مراجع تقلید خواندم که باورم نشد، احتمال دادم شیطنت رسانه‌ای باشد نسبت به شخصیت محترمی که دوستشان می‌دارم و مدتی شاگرد درس خارج اصولشان بوده‌ام و برای همین جستجو کردم ولی دیدم متأسفانه گویا صحت دارد (و البته هنوز امیدوارم که معلوم شود خبر نادرست بوده است). خبر این است : "این مرجع تقلید گفت: اکنون پرداختن به مسأله حجاب مهم‌تر از پرداختن به رباخواری است ... و اعمال بدحجابان از رباخواران بدتر است" ... وعلی الاسلام والسلام ...

حالا من نگران اعتقاد و دین خودم هستم که آیا آنچه طی سال‌ها در محضر اساتید از قرآن و حدیث آموخته‌ام که ربا را محاربه علنی و صریح با خدا و یک ریال ربا را از هفتاد بار زنا با مادر خود در کنار کعبه زشت‌تر و بدتر دانسته است و... درست بوده یا نه، شاید هم واقعا این استاد بزرگوار که متخصص علم کلام و فقه هم هستند بهتر می‌دانند و آگاهند و رباخواری آنقدرها هم مهم نیست! راستش تا حالا فکر می‌کردیم طبق کلام امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره سلام‌الله علیهما: " و ترک السرقة إیجابا للعفة " مشکلاتی مانند بی‌حجابی و جرایر و مفاسد اخلاقی ناشی از فساد مالی و سرقت بیت‌المال و رباخواری است و حالا به ما می‌گویند رباخواری خیلی مهم نیست!

آقایان علما، بزرگان قم ... اگر چنین است به ما بگویید تا تکلیف خود را بفهمیم و اگر چنین نیست جلوی این زاویه خطرناک و بدعت عجیب را در طرح اولویت‌ها بگیرید. این همه عالم و مرجع تقلید چرا ساکت هستند و حرف نمی‌زنند؟ آیا از خطورت موضوع مطلع نیستند؟ آیا روایات دال بر قبح ربا را ندیده‌اند؟ آیا روایاتی شدیدتر از اینها در مورد بدحجابی هست که دیگران ندیده اند و بی‌خبرند؟ آیا رابطه علی و معلولی میان مفاسد و فحشاهایی چون بی‌حیایی و بی‌عفتی را با مال حرام و گسترش ربا و رشوه درک نمی‌کنند؟ آیا وضعیت خطرناک بی‌دینی و لامذهبی مردم را مشاهده نمی‌کنند؟

آقایان، بزرگواران، علما، مراجع، غیرتمندان به دین و مذهب، من دست و پای شما را می‌بوسم و نوکریتان را می‌کنم؛ شما که عالم و آگاه و باسواد و مطلع هستید، آیا نشنیده‌اید که "إذا ظهرت البدع فی امتی فعلی العالم أن یظهر علمه وإلا فعلیه لعنة الله و الملائکة أجمعین؟"»

_________________________________________________________________________


یادداشتی بر یادداشت:

اولا این بنده خدا یه چیز یاد گرفته و چیزها یادش رفته! در رأس همه آنها احترام به اساتید و بزرگانی که خود معترف به شاگردی نمودن آنهاست!

بعلاوه بزرگوار! درست است که ربا گناه بزرگی ست اما به هیچ وجه به گستردگی بحث حجاب نیست! یک گناهی ست سنگین اما منحصر در یک قشر جامعه ، و یک گناه شاید سبکتر ولی با همه جامعه سر و کار داره! بنده از شما می پرسم کدام مهمتر است؟!

مفاسد موجود در جامعه را شما بیشتر زائیده ربا می دانید یا لاابالی گری و بی بند وباری و بی عفتی؟! هر چند بخشی از این جرایم مسلما ریشه در مشکلات اقتصادی داشته باشد!

و ضمناً ارتباط بین بی عفتی و حرامخواری طرفینی ست و آنچنان نیست که تنها یکی در دیگری اثرگذار باشد و بس!

و بلکه کسانی قائلند و بیراه نگفته اند که ریشه همه شهوات شهوت جنسی است! 

شما معتقدید همه بی عفتی ها زائیده فقر است؟! در حالی که هزینه های عملهای جراحی و استفاده از لوازم و مواد آرایشی و امور مربوطه اگر به درستی جهت داده بشود قادر است اقتصاد جامعه ای را سر و سامان بخشد!

ایشان که ان شاءالله آن قدر سواد دارند که اسم عناوین ثانویه را شنیده باشند، آیا حجاب از این مقوله نیست؟!

حجاب اینک تبدیل به شعار نظام و علَم حکومت اسلامی شده است! حفظ حجاب به نوعی صحه گذاشتن بر نظام است و کج دهنی به حجاب کج دهنی به نظام!

دشمنان این را فهمیده اند و به جد تلاش برای اشاعه بی حجابی در جامعه اسلامی ما را دارند و تعجب است که ایشان نفهمیده اند!

حفظ نظام را جناب ایشان در رده چندم اولویت های خودشان قرار داده اند؟! اصلاً قرار داده اند؟!!

در نهایت آن چیزی که من می بینم این طرز نوشتن به نوشته انسان مفلوکی شبیه است که سعی دارد با بکارگیری عناوین و کلماتی جدل برانگیز و با مخالف حرف زدن ، نام خودش را به نوعی در جامعه و بر سر زبانها زنده نگه دارد!

او چنان مراجع را خطاب می کند و داد و هوار راه می اندازد که انگار شخصی همسان آنهاست و بلکه بالاتر که به آنها خط بدهد!!

و به ایشان مژده می دهم که بله قطعاً کسانی خواهند بود که شما را با این افکار و منش پرو بال داده و بزرگ کنند آنچنان که به عنوان روحانیی مشهور!! روحانیی روشن فکر ، اسلامشناسی زمان شناس و... معرفیتان نمایند!

اما رفیق! و برادر! به عنوان یک طلبه کوچک که مثل شما شاگردی این استاد ارجمند حوزه را کرده است عرض می کنم آخر الامر شما خواهید ماند و این افکار و این عناوین توخالی و این افراد!

خود دانید.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


=> حکایت کوه و سراب

چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۳ ق.ظ

آیا حکایت کوه و سراب شنیده ای ؟


کوهها یکی ازآیات و نشانه های باعظمت وزیبای خدای سبحان

اند.

کوهها که نشانه اقتدار وصلابتندو به عنوان لنگرهای آرامش

زمینند،

محلی مناسب برای ذخیره سازی یخچالهای طبیعی اند که باعث

جاری شدن آبهای سرد و زلال چشمه ها، قناتها و .... در طول سال می شوند، و نیز

زیستگاه انواع گیاهان، حیوانات و پرندگان اند.

کوهها انواع معادن فلزات و چوب و .... را در خود جای

میدهند.

وقتی از مسافت دور آنها را نظاره می کنیم کوچک و بی مقدار

جلوه می دهند و هرچه به آنها نزدیکتر شویم بیشتر به بزرگی و عظمت آنها پی می بریم.

انسانهای بزرگ و با عظمت چنین اند، این گونه افراد، چنان شخصیت والا و مفیدی

برای دیگران دارند که اگر مدتی به سفر روندجای خالیشان بسیار محسوس و مشهود است و

دلتنگان زیادی منتظر بازگشت آنانند.

اینان اگر دچار بیماری و کسالتی شوند، خیلی ها دلشان پر

می زند تا به ملاقات او بشتابند و جانهای تشنه و چشمان گریان خود را با دیدن او سیراب

کنند، و اگر این دنیای مادی را وداع گویند مردم آن چنان با عشق و آه او را تشییع

می کنند تو گویی صحرای محشر بپا شده است.

و زمان هرچه هم که از فراقش بگذرد، نام ویاد او را دل نگه می دارند

و مرقدش را زیارتگاهی برای خود قرار می دهند.

و با نجواهای عاشقانه رابطه ای قلبی و معنوی با آن بزرگ برقرار می کنند.

مؤمنان واقعی به کوه های محکم و استواری تشبیه شده اند که

باد و طوفان های بسیار شدید آنها را نمی تواند تکان دهد و جابه جا کند.

شخصیت انسان های بزرگ و با ایمان ، به گونه ای است که شیطان

و شیطان صفتان بر آنها نمی توانند غلبه کنند و عواملی چون مال و ثروت، جاه و مقام،

قدرت وجلال، زیبایی و جمال بر آنان اثر گذار نبوده و باعث لرزش و لغزش آنان نمی

گردد.

چنین انسانهایی هرگز نان را به نرخ روز نمی خورند و با چشم

دیگران نمی نگرند و با گوش غیر خود نمی شنوند و از غیر عدل وحسابرسی خدای سبحان از

هیچ کس و چیز دیگری ترس و واهمه ای ندارند.

وقتی انسانهای بزرگ و والا مقام را به دقت بنگری در سنین

جوانی، بیشتر از شناسنامه ای خود نشان می دهند و عاقل تر و با فهم و بصیرت

بیشتراند.

چه اینکه افرادی را می توان در جامعه دید که عقل ودرکشان کوچکتر از

سنّشان بوده و برخوردهایشان بسان بچه هاست.

انسانهای کوچک و به لحاظ شخصیت کوتوله که بر حسب اتّفاق، به

مال و منال یا مقامی رسیده اند و خود را از بزرگان می دانند همچون سرابند که از

دور نمایشی چون آب رودخانه یا دریا دارند ولی هرچه انسان به آنها نزدیکتر می شود

ناچیز بودن و بی ارزش بودن آنها بیشتر معلوم می گردد، چه اینکه گفته اند:

« چون سرابند سفلگان از دور»

چه انسانهای بسیار بوده و هست که به ظاهر متمکن مالی و

ثروتمند ولی گدا طبع، بخیل و دست بسته اند.و چه انسانهای بظاهر عالم و دانایی که

فاقد درک و بصیرت به موقع وبجایند، به طوری که در بحرانها و بزنگاههای سیاسی، اجتماعی

و اخلاقی .... قافیه را باخته اند و جزء ورشکستگان قرار گرفته اند تا مایه عبرت

دیگران شوند .

بزرگی و عظمت و شخصیت وزین داشتن که از موهبتهای الهی است

قبل از آنکه مربوط به ظواهر مادی و دنیایی باشد، به جان و روان آدمی بستگی دارد.

تظاهر به بزرگی نه تنها دلیل بر بزرگی و عزت نیست بلکه نشان

از ضعف و کوچکی مدعی آن دارد.انسانهای بزرگ در کوران سختیها آبدیده اند و نه تنها

از بحرانها نمی هراسند بلکه به جنگ آنها می روند ولی انسانهای کوچک و ضعیف همیشه و

همه جا از تلخیها و سختیها گریزانند و فراری.چه زیبا گفت شهید عارف دکتر چمران که              

 « مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی

انسانهای توحیدی با صلابت و استقامت به جایی می رسند که

فرودگاه فرشتگان شده و بشارت به نترسیدن و غمناک نبودن و بهشتی شدن را از آنان با

گوش جان می شنوند.

خدای سبحان در قرآن کریمش فرمود:

« إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ

الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ

الَّتِی کُنتُمْ تُوعدون: در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست

‏سپس ایستادگىکردند فرشتگان بر آنان فرود مى‏آیند [و مى‏گویند] هان بیم مدارید و غمین مباشید

و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید»

به گفته بزرگی قطعه سنگ درشتی که مانع را اشخاص ضعیف و

ناتوان است وقتی در مسیر انسانهای  نیرومند

و توانا قرار گیرد، پله ای می شود که آنان را به سوی ترقی و تکامل سوق می دهد.


منبع:

سایت ائمه جمعه


عشق داعشی که گل بکنه ...

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۱۲ ب.ظ

                      عشـــــــــــــــــــــق قتـــــــــــــــــــــــــــل


15 درس از 15 کارآفرین برتر تاریخ بشری

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ

2. ریچارد برانسون (Richard Branson) بنیانگذار Virgin Group:
"بزرگترین علاقه مندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی! قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم!"

3. جان دی راکفلر (John D. Rockefeller) بنیانگذار Standard Oil:
"پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است!"

4. توماس ادیسون (Thomas Edison) مخترع لامپ :
"من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط 10 هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید!!"

5. ری کراک (Ray Kroc) رئیس افسانه ای مک دونالد :
"شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چه قدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود! "

6. دونالد ترامپ (Donald Trump) رئیس سازمان ترامپ :
"گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید. "

7. بیل گیتس (Bill Gates) بنیانگذار Microsoft :
"موفقیت یک معلم فریبکار است! او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید."

8. والت دیزنی (Walt Disney) بنیانگذار کمپانی والت دیزنی :
"یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است."

9. سام والتون (Sam Walton) بنیانگذار وال مارت :
"داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست."

10. جف بزوس (Jeff Bezos) موسس سایت آمازون :
"برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید."

11. لری الیسون (Larry Ellison) بنیانگذار کمپانی اُراکل :
"زمانی که شما شروع به نو آوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند!!"

12. هنری فورد (Henry Ford) بنیانگذار کمپانی فورد :
"چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید!!"

13. کارلوس اسلیم (Carlos Slim) صاحب کمپانی Telecoms :
"زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید!"

14. ماری کی اش (Mary Kay Ash) بنیانگذار کمپانی آرایشی بهداشتی ماری کی :
"الزاما افراد با استعداد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترین ها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال می کنند!!"

15. لری پیج (Larry Page) بنیانگذار گوگل :
"زندگی دو شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید! هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند و فراموش نکنید که فرصت شما بسیار کوتاه است و خیلی زودتر از آن چیزی که تصور کنید به پایان خواهد رسید!"

منبع:

پارسینه کد خبر: ۲۴۱۳۰۵


بازجویی از شهدای غواص !

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۴۷ ب.ظ

برگه بازجویی :

شاعر:

محمد باقر مفیدی‌کیا ( کارگردان نماهنگ‌های «بابا خون داد»، «ایستاده‌ایم» و کارگردان فیلم داستانی «لکه» )



آیت الله جوادی آملی:
          

متن پیام ایشان به چهارمین اجلاس اتحادیه اروپایی علماء و تئولوگهای شیعه :

بسم اللّه الرحمن الرحیم

«الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الائمه الهداة المهدیین سیّما خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء علیهم آلاف و تحیة والثناء بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله».

مقدم شما بزرگواران و حضّار ارجمند را گرامی می‌داریم و از برگزارکنندگان این همایش وزین حق‌شناسی می‌کنیم و توفیق همگان را که در ارائه مقال یا ارائه مقالات تلاش و کوشش کردند، از خدای سبحان مسئلت می‌کنیم.

محور بحث، صُلح و امنیت جهانی از منظر اسلام است.

مستحضر هستید که اسلام پیام خدا را به جامعهٴ بشری ابلاغ می‌کند. مهم‌ترین پیامی که اسلام از خدای سبحان به جامعهٴ بشری انتقال داده است، همان نظام اَحسن است که فرمود: ﴿الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ﴾؛ هم اصلِ هستی را خدا افاضه کرده است که ﴿اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ﴾ و هم حُسن این نظام را خدا عطا کرده است که فرمود: ﴿أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ﴾.

نظامی اَحسن است که در آن صلح حاکم، امنیّت محفوظ ، و امانت محترم باشد. جامعه جنگجو، جامعه ویران‌شده است. جامعه بی‌امنیت و بی‌امانت در آستانه سقوط است.

وقتی ذات اقدس الهی به برکت کعبه نعمت ویژه‌ای که به سرزمین مکّه داد بیان می‌کند، می‌فرماید: ﴿فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾؛ خدا به برکت کعبه که قبله و مطاف مسلمین و سرزمین وحی است، امنیت و صلح را برقرار کرده است: ﴿آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾. ملّتی که راه کسی را نمی‌بندد و بیراهه نمی‌رود، چنین ملّتی از نعمت صلح برخوردار بوده و به نعمت امنیت متنعّم است. دین، ما را به همین امور دعوت کرده است.

اگر نظام اَحسن را از ما طلب کرد، نظامی اَحسن است که در آن خون‌ریزی نباشد، امنیت باشد.

قرآن کریم بین مردان طاغی و مردان باتقوا تقابل انداخت و فرمود: برخی اهل طغیان‌ هستند، برخی اهل تقوا هستند؛ مردان باتقوا صلح طلب و امنیت‌طلب هستند، مردان با طغیان ﴿إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً﴾؛ خاصیّت ملوک و ریاست‌مداران طغیان، همین است که در صدد تعدّی هستند، یک؛ وقتی تعدّی کردند، آن سرزمین را به ویرانه تبدیل می‌کنند، دو؛ امّا مردان باتقوا نه تعدّی می‌کنند، نه اگر وارد سرزمینی شدند، اجازه ویران‌گری می‌دهند.

کار تکفیری و سَلفی و داعشی، کار اسلام نیست، کاری که بر خلاف صلح و امنیت منطقه است، کار اسلام نیست.

قرآن کریم که ﴿إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً﴾ را بازگو می‌کند و آن را طرد می‌کند؛ در قبال آنان، مردان باتقوایی که ﴿أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی‏ تَقْوی‏﴾ را ارائه می‌کند، تا بتواند بر اساس تقوا، یک جامعهٴ اهل صلح، جامعهٴ اهل امنیت و امانت را بسازد.

نمونه ‌هایی که قرآن کریم از ره‌آورد انبیای الهی بازگو می‌کند، آن است که اینها حامیان و حافظان نظام اَحسن هستند؛ جریان داوُد(سلام الله علیه) و جریان سلیمان(سلام الله علیه) را ارائه می‌کند که اینها رهبران انقلابی بودند و انقلاب کردند، نظام نو آوردند، نظام فرسوده طغیان را از بین بردند: ﴿وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ﴾ شد. آن‌گاه خدای سبحان به این داوُد نعمت‌های فراوانی مرحمت کرد که بخشی از آنها علمی است و قابل دسترسی دانشوران است، برخی از آنها فوق علم است که قابل دسترسی نیست; یعنی راه فکری و علم حصولی ندارد، بلکه به قِداست روح وابسته است. ولایت از این سنخ است، معجزه و کرامت غیبی از این سنخ است که راه فکری ندارد، چون از سنخ علم حصولی نیست، به قداست روح وابسته است. آن‌جا که دعا مستجاب است، آن‌جا که کسی بتواند مُرده‌ای را زنده کند و مانند آن، این کار عقل نظری و اندیشه‌گر نیست، این به قداست روح وابسته است.

در جریان داوُد(سلام الله علیه) که رهبری انقلاب را به عهده داشت، خدای سبحان فرمود: ﴿وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدیدَ﴾؛ در کنار ﴿وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ﴾ فرمود: ما به داوُد قدرتی دادیم که آهن سرد و سخت در دست او مثل موم نرم می‌شد؛ این کار چون به قداست روح وابسته است، از آن تعبیر به علم نکرد، نفرمود ما تعلیم دادیم که این آهن سرد و سخت را مثل موم نرم کند، نفرمود: «و علّمناه الانة الحدید»، زیرا نرم کردن آهن، کار علمی نیست؛ یعنی راه فکری ندارد که انسان بپرسد، شما چگونه با دست، آهن را مثل موم نرم می‌کنید! به قداست روح وابسته است؛ لذا از سِنْخ علم حصولی و درس و بحث نیست; ولی وجود مبارک داوُد که رهبر انقلاب بود و حکومتی تشکیل داد، با این قدرت غیبی و الهی توانست بر آهن مسلّط شود، از این آهن بهرهٴ صلح و امنیتی برد، نه جنگ و خون‌ریزی؛ با این هنر غیبی و قداست روحی زِره بافت، نه دشنه و شمشیر و تیر و نیزه: ﴿وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ﴾؛ ما به او آیین زره‌بافی یاد دادیم.

معنای این آن است که انسان باید قدرت را در راه صلح به کار ببرد، نه جنگ؛ در راه امنیت به کار ببرد، نه هرج و مرج و خون‌ریزی؛ این یک اُسوه‌ای است برای همه ما.

جریان سلیمان (سلام الله علیه) که جزء بخشش‌های الهی بود به داوُد که فرمود: ﴿وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ﴾؛ سلیمان(سلام الله علیه) «هِبةالله» بود به داوُد(سلام الله علیه). این بخشش و عطیهٴ الهی حکومتی تشکیل داد که کم‌نظیر بود: ﴿لَا یَنْبَغِی لِأَِحَدٍ مِنْ بَعْدِی﴾؛ این حکومت کم‌نظیر سلیمانی، قدرت‌های فراوانی را زیرمجموعه خود داشت که تسخیر امور حتی میسور بسیاری از سلاطین نبود و نیست، لکن بهره‌ای که از آن قدرت مرکزی می‌برد، همان صلح و امنیت بود، او توانست از آن قدرت مرکزی ظروف‌های فراوان و رفع نیازها و مانند آن استفاده کند؛ هرگز از قدرت مرکزی سوء استفاده‌ای نداشت، ابزار خونریزی نساخت، ابزار سلامت و صلح ساخت، پس این پدر و پسر که هر دو جزء رهبران الهی بودند، حکومتی تشکیل دادند و امور نظامی را رهبری می‌کردند، هر کدام به نوبهٴ خود از ساختار کارهای جنگی و خون‌ریزی، برخلاف امنیت و امانت؛ هرگز استفاده نکردند.

نتیجه اینکه رهبران الهی برابر ندای خدای سبحان که فرمود: ﴿وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلی‏ دارِ السَّلامِ﴾؛ جامعه را به سِلم و سلامت و صلح و سازش سوق می‌دهند،

رهبرانی هم که به حکومت رسیدند و انقلاب را رهبری کردند، آنها منزّه بودند از گزند کارهای خون‌ریز و کارهای ناامن هم تمام کارهای خود را در مسیر صلح و امنیت پیاده کردند هم دیگران را به این راه دعوت کردند.

امیدوار هستیم جهان کنونی ـ غرب و شرق ـ به سَمت صلح و امنیت حرکت کنند، خطر داعشی و امثال داعشی به خود آنها برگردد و نظام‌های الهی مشمول ادعیهٴ خاصِّ ولیِّ عصر(ارواحنا فداه) باشند!

مجدداً مقدم همه شما بزرگواران را گرامی می‌دارم و از برگزارکنندگان این همایش وزین حق‌شناسی می‌کنم.

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

_____________________________________________________________________________________


آیت الله صافی گلپایگانی


متن پیام ایشان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی: «إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون»

عرض سلام و ادب و احترام به حضرات علماء و روحانیون و مبلّغین عالی‌مقامی دارم که در این اجلاسیه باشکوه تشریف دارند.

حقیر در درجه اول بسیار خرسند هستم که آقایان علماء با یکدیگر اتحاد و اتفاق نظر داشته و چنین جلسات بزرگی را تشکیل داده و با هم در امور مختلف بخصوص مشکلات فعلی جهان اسلام، تبادل آرا و انظار دارند؛ این‌جانب فرصت را غنیمت شمرده، چند نکته را به عرض عزیزان می‌رسانم:

همان‌طور که همه می‌دانیم رسالت دین مقدّس اسلام، رسالت جهانی و فراگیر همه زمان‌ها و مکان‌ها می‌باشد؛ «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیْکُمْ جَمیعاً»

پیام قرآن و صدای اسلام و ندای آسمانی توحید، اختصاص به یک زمان و مکان ندارد. این، پیام فطرت و پیام جان بشریت و پیام معنویت است که زمان و مکان را درنوردیده و برای ابد و همیشه، زنده و تازه و پویا و سازنده می‌باشد.

کرامت انسان، مساوات اسلام، توحید و عدالت اسلام، دعوت به صدق و صفا و راستی و محبّت به یکدیگر، و دوری از کینه و حسادت و دشمنی با ظالم و ستمگر و حمایت از مظلوم و محرومین و ایجاد مدینه فاضله‌ی انسانی، همه و همه از پیام‌های حیات‌بخش اسلام و قرآن کریم است که فطرت پاک انسانی، همیشه آنها را خواهان است.

اگر اسلام امروز چنان پیشرفت دارد و دل‌های مردم آگاه و عالم را تصرّف نموده و قرآن کریم این همه جاذبه دارد که دانشمندان بزرگ در مقابل آن سر تعظیم فرود می‌آورند، همه به این جهت است که اسلام، دین عقل و منطق و استدلال و برهان است؛ دینی است که مردم را به تفکّر و تدبّر و اندیشه دعوت می‌نماید و برای عالم و علم، ارزش بسیار زیادی قائل است، اسلام، هرگز از علم و عقل و تدبّر و اندیشه و فطرت پاک جدا نبوده و نیست.

و امروز شما عزیزان و مبلّغین بزرگ که با هم‌اندیشی و هم‌فکری در این جلسه نورانی تشریف دارید، موفقیت خود را مدیون این پیام‌های بزرگ قرآن و معارف نورانی مکتب اهل البیت علیهم السلام می‌دانید.

شما در همه‌جا می‌توانید با عزّت و عظمت و سربلندی راه بروید و در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی شرکت کنید و بر دیگران فخر داشته باشید، چون مکتبی که آن را ترویج می‌کنید، مکتب حیات‌بخش انسان‌ها، و مکتب فکر و عقل و فطرت است.

امّا متأسفانه باید گفت چقدر عده‌ای از خرد دور و از خدا بی‌خبر و از اسلام رانده‌شده، به این دین حنیف ضربه زدند و چهره‌ی رحمانی آن را به چهره‌ی خشونت‌طلبی و ظلم و قتل و غارتگری تبدیل نمودند!

چقدر انسان‌های پاک و مظلومی را که سرمایه بزرگ علمی و فکری داشتند و عقیده و دین‌شان پاک و بی‌آلایش بود را کشتند و بزرگ‌ترین ستم را به اسلام و بلکه جهان انسانیت وارد نمودند و می‌نمایند.

وظیفه‌ی بزرگ شما مبلّغین عالی‌مقام این است که چهره‌ی‌ رحمانی اسلام را به جهانیان معرّفی نمایید و از چنین انسان‌نماهایی بیزاری بجویید و اعلام نمایید که اینها نه تنها با اسلام قرابتی ندارند، بلکه از آیین رحمت و محبّت و صفا و صمیمیت اسلامی، هزاران فرسنگ فاصله دارند.

عزیزان من!

حضور شما در اروپا و قارّه‌های دیگر، همه مغتنم است؛ قدر خودتان را بدانید و بر این نعمت بزرگ الهی شاکر باشید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «وَ ایْمُ‏ اللهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللهُ عَلَى یَدَیْکَ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ‏ عَلَیْهِ الشَّمْسُ»

ان‌شاء الله تعالی مورد نظر شریف حضرت ولی‌الله الاعظم ارواح العالمین له الفدا بوده، و مشمول لطف و عنایات آن امام رئوف و مهربان باشید.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

۲۴ شعبان المعظم ۱۴۳۶

لطف الله صافی

___________________________________________________________________________


آیت الله مکارم شیرازی


پیام ایشان به اجلاس:

قبل از هر چیز تشکیل این جلسه با شکوه را با حضور شما اندیشمندان و فرهیختگان از نقاط مختلف اروپا که برای یکی از مهم ترین مسائل سرنوشت ساز جهان بشریت انجام شده را به همه شما حضار محترم و عزیز تبریک می‌گویم و امیدوارم بتوانید در این جهان طوفانی که از بسیاری از نقاط آن، بوی جنگ می‌آید، گام مؤثری را در راه کمک به صلح بردارید.

شما عزیزان این جلسه را زمانی تشکیل داده‌اید که تعدادی از کشورهای جهان در آتش جنگ می‌سوزند و همین موضوع بهترین دلیل برای ضرورت تشکیل این گونه جلسات است.

اسلام، صلح و امنیت را همچون آب حیات برای جامعه جهانی لازم می‌شمارد و قرآن مجید صلح را خیر مطلق شمرده و می‌فرماید: «وَ الصُّلحُ خَیرٌ»

از سوی دیگر به همه پیروان خود توصیه می‌کند که هرکس دست صلح و دوستی به سوی شما باز کرد، از هر دین و مذهبی که باشد، دست او را بفشارید «وَ لَاتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِناً» و در جایی دیگر قرآن در سوره مبارکه ممتحنه تأکید می‌فرماید که خداوند شما را نهی نمی‌کند که نسبت به کسانی که با شما سر جنگ ندارند به آنها نیکی کنید و عدالت را در حق آنها رعایت نمایید. «لا یَنْهَاکُمْ اللَّهُ عَنْ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ»

و بر این اساس همه مسلمین جهان وظیفه دارند که برای پایداری صلح و امنیت جهانی هرچه در توان دارند بکوشند و آتش جنگ را هر کجا ببینند، خاموش کنند.

البته یقین دارم شما عزیزان این گروه وحشی داعش و امثال آنها که نام دولت اسلامی بر خود نهاده‌اند را جزو مسلمانان نمی‌دانید؛ همان‌گونه که ما آنها را از اسلام کاملاً بیگانه می‌شماریم.

ولی متأسفانه که بعضی از دول ظاهراً متمدن برای حفظ منافعشان به این گروه خونخوار، بی رحم و وحشی کمک می‌کنند. ای کاش می‌دانستند که آنها امروز مسلمان‌ها را قتل عام می‌کنند و فردا نوبت خودشان است.


منبع:

حوزه نت


سرور ماه ها ( مژده رمضان )

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۱۱ ب.ظ

برترى ماه رمضان و ثواب روزه آن:


حدیث : 1

عن جابر عن ابى جعفر علیه السلام قال قال: یا جابر من دخل علیه شهر رمضان فصام نهاره و قام وردا من لیله و حفظ فرجه و لسانه و غض بصره و کف اذاه خرج من الذنهوب کیوم ولدته امه قال قلت له جعلت فداک ما احسن هذا من حدیث قال ما اشد هذا من شرط.

ترجمه :

امام باقر علیه السلام به جابر فرمودند: اى جابر! کسى که به ماه رمضان برسد و روز آن را روزه گرفته ، پاره اى از شبش را عبادت کند، فرج و زبان خود را حفظ کرده ، چشمش را از حرام بپوشاند و از آزار مردم بپرهیزد، همانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان بیرون مى رود.

جابر مى گوید گفتم : فدایت گردم ، چه حدیث خوبى ! حضرت فرمودند: و چه شرط سختى !


حدیث : 2

عن ابى جعفر علیه السلام قال کان رسول الله صلى الله علیه و آله اذا نظر الى هلال شهر رمضان استقبل القبله یوجهه ثم قال اللهم اهله علینا بالامن و الایمان و السلامه و الاسلام و العافیه الجملله و الرزق الواسع و دفع الاسقام و تلاوه القرآن و العون على الصلاه و الصیام اللهم سلمنا لشهر رمضان و سلمه لنا و تسلمه منا حتى ینقضى شهر رمضان و قد غفرت لنا قم یقبل بوجهه على الناس فیقول یا معاشر المسلمین اذا طلع هلال شهر رمضان غلت مرده الشیاطین و فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان و ابواب الحرمه و غلقت ابواب النار و استجیبت الدعا و کان لله عند کل فطر عتقاء یعتقهم من النار و نادى مناد کل لیلاه هل من سائدل هل من سمتغفر اللهم اعط کل منفق خلفا و کل ممسک تلفا حتى اذا طلع هلال شوال نودى الومنون آن اغدوا الى جوائزکم فهو یوم الجائزه ثم قال ابوجعفر اما و الذى نفسى بیده ما هى بجائز الدنانیر و الدراهم .

ترجمه :

امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آله هنگامى که به هلال ماه رمضان مى نگریستند، رو به قبله نموده و دعا مى کردند: (اللهم اهله علینا بالامن و الایمان و السلامه و الاسلام و العافیه المجلله و الرزق الواسع و دفع الاسقام و تلاوه القرآن و العون على الصلاه و القیام . اللهم سلمنا لشهر رمضان و سلمه لنا و تسلمه منا حتى ینقضى شهر رمضان و قد غفرت لنا.)

آنگاه رو به مردم نموده و مى فرمودند: اى مسلمانان ! هنگامى که هلال ماه رمضان ظاهر شد، شیطانهاى رانده شده زنجیر مى شوند، درهاى آسمان ، درهاى بهشتها و درهاى رحمت گشوده مى شودند، درهاى جهنم بسته شده ، دعا مستجاب شده و به هنگام هر افطار خداوند آزاد شدگانى دارد که آنها را از آتش جهنم آزاد مى کند و هر شب منادى ندا مى دهد: (آیا سائلى هست ؟ آیا استغفار کنندهاى هست ؟ خدایا به هر خرج کننده اى عوض و به هر بخیلى تلف عنایت فرما)

و هنگامى که هلال شوال حلول کند، به مؤ منین ندا مى کنند، بامدادان براى گرفتن جایزه بروید که آن روز، روز جایزه است . آنگاه امام باقر علیه السلام فرمودند: هان سوگند به کسى که جانم به دست اوست ، این جایزه درهم و دینار نیست .


حدیث : 3

 عن زراره عن ابى جعفر علیه السلام لما انصرف من عرفات و سار الى منى دخل المسجد فاجتمع الیه الناس ‍ یسالونه عن لیله القدر فقام خطیبا فقال بعد الثناء على الله اما بعد فایکم سالتمونى عن لیله القدر فلم اطوها عنکم لانى لم اکن بها عالما اعملوا ایها الناس انه من ورد علیه شهر رمضان و هو صحیح سوى فصام نهاره و قام وردا من لیله و واظب على صلاته و هاجر الى جمعته و غدا الى عیده فقد ادرک لیله القدر و فاز بجائزة الرب قال فقال ابو عبدالله علیه السلام فاز و الله بجوائز لیست کجوائز العباد.

ترجمه :

امام باقر علیه السلام آن هنگام که از عرفات بازگشته و رهسپار منى بود، وارد مسجد شد، مردم گرد او جمع شده و درباره لیلة القدر از او سوال کردند. حضرت در آن جا سخنرانى نموده و پس از ثناى الهى فرمودند: هر کدام از شما که درباره شب قدر از من سوال کنید، آن را از شما پنهان نمى کنم . چون همانا من نیز آن را نمى دانم .

اى مردم ! بدانید همانا هر کسى با صحّت و سلامت به ماه رمضان برسد و روزش را روزه گرفته ، مقدارى از شبش را عبادت کند، مراقب نمازش باشد و به نماز جمعه اش ونماز عید فطر برود، قطعا شب قدر را درک کرده و به جایزه پروردگار دست یافته است .

راوى مى گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: بخدا سوگند به جوایزى رسیده است که مانند جوایز بندگان نیست .


حدیث : 4

ابى جعفر علیه السلام قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله لما حضر شهر رمضان و ذلک فى ثلاث بقین من شعبان قال لبلال ناد فى الناس فجمع الناس فصعد المنبر فحمد الله و اثنى علیه ثم قال ایها الناس آن هذا الشهر قد حضرکم و هو سید الشهور لیلة فیه خیر من الف شهر تغلق فیه ابواب النار و تفتح فیه ابواب الجنان فمن ادرکه فلم یغفر له فابعده الله و من ادرک و الدیه فل یغفر له فابعده الله و من ذکرت عنده فلم یصل على فلم یغفر له فابعده الله عزوجل .

ترجمه :

امام باقر علیه السلام نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله در آستانه ماه مبارک رمضان یعنى سه روز از شعبان باقى مانده ، به بلال فرمودند: در میان مردم جار بزن .

هنگامى که مردم جمع شدند، پیامبر صلى الله علیه و آله بالاى منبر رفته و خدا را حمد و ثنا گفته ، سپس ‍ فرمودند: اى مرم ! همانا این ماه فرا رسیده ، ماهى که سرور ماههاست .

شبى در آن است که از هزار ماه بهتر است . درهاى جهنم در آن بسته شده و درهاى بهشت در آن گشوده مى گردد.

کسى که آن را درک کند و آمرزیده نشود، خداوند آن را از خود دور کند. و کسى که پدر و مادر خود را درک کند و آمرزیده نشود، خداوند او را از خود دور کند. و کسى که من نزد او ذکر شوم و بر من صلوات نفرستد، خداوند عزوجل او را از خود دور کند.


حدیث : 5

عن على علیه السلام قال لما حضر شهر رمضان قال رسول الله صلى الله علیه و آله فحمد الله واثنى علیه ثم قال ایها الناس کفاکم الله عدوکم من الجن و قال (ادعونى استجب لکم ) و وعدکم الاجابه الا و قد و کل الله لکل شیطان مرید سبعه من ملائکته فلیس بمحلول حتى ینقضى شهر کم هذا الا و ابواب السماء مفتحه من اول لیله منه الا و الدعا فیه مقبول .

ترجمه :

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: هنگامى که ماه رمضان فرا رسید. رسول خدا صلى الله علیه و آله ایستاد و حمد و ثناى الهى را بجا آورد و سپس فرمود: اى مردم ! خداوند شما را از شر دشمنان جنیتان حفظ کرد. و فرمود (ادعونى استجب لکم) و به شما وعده اجابت داد.

آگاه باشید که بر هر شیطان رانده شده هفت فرشته گمارده شده است و تا پایان این ماه آن شیطان رها نشود (و بدین ترتیب آن شیاطین بر شما تسلطى ندارند). آگاه باشید که از اولین شب آن درهاى آسمان گشوده مى شود. آگاه باشید که دعا در آن مقبول است .


حدیث : 6

عن محمد بن مروان قال سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول آن لله عزوجل فى کل لیله من شهر رمضان عتقاء و طلقاء من النار الا من افطر على مسکر فاذا کان آخر لیله منه اعتق فیها مثل ما اعتق فى جمیعه .

ترجمه :

راوى مى گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا خداى عزوجل در هر شب ماه رمضان آزاد شدگان و رهایى یافتگانى از آتش دارد، مگر کسى که با مست کننده اى افطار نماید.

و هنگامى که شب آخر فرار سد در آن شب به تعداد همه کسانى که در این ماه آخر آزاد کرده است ، آزاد مى نماید.


حدیث : 7

عن ابى جعفر علیه السلام قال خطب رسول الله صلى الله علیه و آله النس فى آخر جمعه من شعبان فحمد الله و اثنى علیه ثم قال ایها الناس قد اظلکم شهر فیه لیلة خیر من الف شهر و هو شهر رمضان فرض الله صیامه و جعل قیام لیله فیه بتطوع صلاه کمن تطوع بصلاه سبعین لیله فیما سواه من الشهور و جعل لمن تطوع فیه بخصله من خصال الخیر و البر کاجر من ادى فریضه من فرائض الله عزول و من ادى فریضه من فرائض الله کمن ادى سبعین فریضه فیما سواه من الشهور و هو شهر الصبر و آن الصبر ثوابه الجنه و هو شهر المواساه و هو شهر یزیدالله فیه رزق الومنین و من فطر فیه مومنا صائما کان له عندالله بذلک عتق رقبه و مغفره لذنوبه فیما مضى فقیل له یا رسول الله لیس کلنا نقدر على آن نفطر صائما فقال آن الله حکیم یعطى هذا الثواب من لم یقدر الا على اکثر من ذلک و من خفف فیه على مملوک خفف الله عزوجل و العتق من النار و لا غنى بکم فیه عن اربعه خصال خصلتین ترضون الله بهما و خصلتین لا غنى بکم عنهما اما اللتان ترضون الله بهما فشهاده آن لا اله الا الله و انى رسول الله و اما اللتان لاغنى بکم عنهما فتسالون الله فیه حوائجکم و الجنه و تسالون الله فیه العافیه و تعوذون به من النار.

ترجمه :

امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آله در آخرین جمعه شعبان سخنرانى نموده و پس از حمد و ثناى خداوند فرمودند: اى مردم ! نزدیک است ماهى فرا برسد که در آن شبى است بهتر از هزار ماه و آن ماه ، ماه رمضان است .

خداوند روزه آن را واجب نموده و عبادت یک شب را با نمازى مستحب ،مانند عبادت هفتاد شب با نمازى مستحب در سایر ماهها قرار داده است .

و پاداش کسى را که در این ماه مبادرت به عمل خیر و نیک مستحبى بنماید، مانند پاداش کسى قرار داده است که واجبى از واجبات خداى عزوجل را بجا آورد!

و کسى که یک واجب از واجبات خداوند را بجا آورد ، مثل کسی ست که هفتاد واجب را در غیر این ماه بجا آورده باشد!

 و همانا این ماه ، ماه صبر است! و ثواب صبر بهشت است .

این ماه ، ماه مواسات و برابری است .

و آن ماهى است که خداوند در آن رزق مؤ منین را افزایش ‍ مى دهد.

کسى که به مؤ من روزه دارى در آن افطار بدهد. بخاطر این عمل (پاداش ) آزادى یک بنده و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت .

عرضه داشتند: اى رسول خدا! همه ما توانایى افطارى دادن به روزه دار را نداریم .

آن حضرت صلى الله علیه و آله فرمودند: همانا خداوند کریم است . به کسى هم که جز بر مقدارى شیر یا شربت آب گوارایى یا چند دانه خرماى ریز توانایى ندارد و نمى توانند بیش ‍ از این بدهد، نیز این ثواب را عنایت مى فرمایند.

کسى که در آن بر بنده خود آسان گیرد، خداى عزوجل نیز در حساب بر او آسان گیرد.

و آن ماهى است که اولش رحمت ، وسطش آمرزش ، و آخرش اجابت و آزادى از آتش ‍ است .

و در آن شما از چهار چیز بى نیاز نیستید: دو چیز که خداوند را با آن راضى مى کنید و آن گواهى به این است که هیچ خدایى جز خداى یگانه نیست و همانا من رسول خداوند هستم ؛ و دو چیزى که شما به هیچ وجه از آن بى نیاز نیستید و آن اینکه حاجتهاى خود و ( در رأس آن ) بهشت را از خداوند خواسته ، و از خدا عافیت و ( در رأس آن ) پناهندگی از جهنم را بطلبید.


حدیث : 8

عن ابى عبدالله علیه السلام فى حدیث طویل فى آخره ان ابواب السماء تفتح فى رمضان و تصفد الشیاطین و تقبل اعمال المومنین نعم الشهر شهر رمضان کان یسمى على عهد رسول الله صلى الله علیه و آله المرزوق .

ترجمه :

امام صادق علیه السلام در آخر یک حدیث طولانى فرمودند: درهاى آسمان در رمضان باز مى شود، شیاطین کند و زنجیر مى شوند و اعمال مؤمنین پذیرفته مى شود.

ماه رمضان خوب ماهى است و در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله به این ماه مرزوق (ماهى که روزیش را داده اند) مى گفتند.


حدیث : 9

عن ابى عبدالله علیه السلام قال ان لله فى لیلة من شهر رمضان عتقاء من النار الا من افطر على مسکر او مشاحنا او صاحب الشاهین قال قلت و اى شى صاحب الشاهین قال الشطرنج.

ترجمه :

امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا خداوند در شبى از ماه رمضان آزادشدگانى از آتش دارد، مگر کسى که با مست کننده اى افطار کند، کینه توزى کند یا صاحب شطرنج باشد.


حدیث : 10

عن حمران انه سأل ابا جعفر علیه السلام عن قول الله عزوجل (انا انزلناه فى لیله مبارکه ) قال نعم هى لیله القدر و هى من کل سنه فى شهر رمضان فى العشر الاواخر فلم ینزل القران الا فى لیله القدر قال الله عزوجل (فیها یفرق کل امر حکیم ) قال یقدر فى لیله القدر کل شى ء یکون فى تلک السنه الى مثلها من قابل من خیر او شر او طاعه او معصیه او مولود و اجل او رزق فما قدر فى تلک اللیله و قضى فهو من المحتوم و لله فیه المشیئه قال قلت له لیله القدر خیر من الف شهر اى شى عنى بها قال العمل الصالح فیها من الصلاه و الزکاه و انواع الخیر خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیله القدر و لو لا ما یضاعف الله للمومنین ما بلغوا ولکن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات .

ترجمه :

راوى مى گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم شب مبارکى که در آیه (انا انزلناه فی لیلة مبارکة) آمده است ، چه شبى است ؟

آن حضرت علیه السلام فرمودند: این شب ، شب قدر است که هر سال در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد. و قرآن نازل نشده ، مگر در شب قدر.

خداى عزوجل مى فرمایند (فیها یفرق کل امر حکیم) در این شب هر خیر و شر، طاعت و معصیت ، تولد و مرگ و رزقى از آن شب به مدت یک سال معین و مشخص ‍ مى شود.

و آنچه قرار است در این شب واقع شود، حتما اتفاق خواهد افتاد، البته خداوند مى تواند هر چیزى را تغییر دهد.

عرض کردم : (لیلة القدر خیر من الف شهر) یعنى چه ؟ آن حضرت علیه السلام فرمودند: انواع اعمال نیک و خوبیها در این شب بهتر از همین اعمال در هزار ماه است که در آن شب قدر نباشد. و اگر خداوند ثواب مؤمنین را مضاعف نمى نمودند ، آنان به چنین ثوابى نمى رسیدند و در هر حال خداوند است که حسنات آنان را چند برابر مى نماید.


حدیث : 11

عن سعید بن جبیر قال سالت ابن عباس ما لمن صام رمضان و عرف حقه قا تهیا یا ابن جبیر حتى احدثک بما لمن صام رمضان و عرف حقه قال تهیا یا ابن جبیر حتى احدثک بما لم تسمع اذناک و لم یمر عى قلبک و فرغ نفسک لما سالتنى عنه فما اردته علم الاولین والاخرین قال سعید بن جبیر فخرجت من عنده فتهیات له من الغد فبکرت الیه من طلوع الفجر فصلیت الفجر ثم ذکرت الحدیث فحول و جهه الى فقال اسمع منى ما اقول سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول لو علمتم ما لکم فى رمضان لزدتم لله شکرا اذا کان اول لیله منه غفر الله لامتى الذنوب کلها سرها و علانیتها و رفع لکم الفى الف درجه و بنالکم خمسین مدینه و کتب الله لکم یوم الثانى بکل خطوه تخطونها فى ذلک الیوم عباده سنه و ثواب نبى و کتب لکم صوم سنه واعطاکم الله یوم الثالث بکل شعره على ابدانکم قبه فى الفردوس من دره بیضاء فى اعلاها اثنا عشر الف بیت من النور فى اسفلها عشر الف بیت من النور فى کل بیت الف سریر على کل سریر حوراء یدخل علیکم کل یوم الف ملک مع کل ملک هدیه ...

و للجنة بابا یقال لها الریان لا یفتح ذلک الى یوم القیامه ثم یفتح للصائمین و الصائمات من امه محمد صلى الله علیه و آله ثم ینادى رضوآن خازن الجنه یا امه محمد هلموا الى الریان فتدخل امتى فى ذلک الباب الى الجنه یا امه محمد هلموا الى الریان اى شهر یغفر له و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم .

سعید بن جبیر مى گوید از ابن عباس پرسیدم کسى رمضان را روزه بگیرد و حق آن را بشناسد، چه پاداشى دارد؟

او در جواب گفت : آماده شو ابن جبیر تا چیزى به تو بگویم که گوشهایت آن را نشنیده و بر دلت نگذشته است! خود را براى آنچه که از من پرسیدى فارغ ساز که آنچه پرسیدى علم اولین و آخرین است .

سعید بن جبیر مى گوید رفتم و فردا به هنگام طلوع فجر به سرعت خود را به او رسانیده ، نماز صبح را خواندم و مطلب را یاد آورى کردم . او به من رو کرده و گفت : آنچه را مى گویم بشنو.

 از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: اگر مى دانستید در رمضان چه پاداشى براى شما نهفته است ، بیش از این شکر مى کردید.

هنگامى که شب اول آن فرا رسید، خداوند حتما گناهان امتم را مى بخشد، همه آنها را آشکار آن و پنهان آن را و دو هزار هزار درجه شما را بالا مى برد و پنجاه شهر براى شما مى سازد.

شب دوم ... شب سوم ... ( روایت طولانی ست و تا شب سی ام پاداشهایی را بیان می دارد تا آنجا که می فرماید: )

بهشت درى بنام ریان (سیراب ) دارد که تا روز قیامت باز نمى شود، آنگاه براى مردان و زنان روزه دار امت محمد صلى الله علیه و آله گشوده مى شود. آنگاه (رضوان ) خزانه دار بهشت ندا مى دهد، اى امت محمد! به در (ریان ) بیایید و بدین ترتیب ، امت من از این در وارد بهشت مى شوند. اکنون اگر کسى در ماه رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه آمرزیده خواهد شد! هیچ نیرو و قدرتى نیست ، مگر از خداى بلند مرتبه و بزرگ .


حدیث : 12

عن ابن عباس قال کان رسول الله صلى الله علیه و آله اذا دخل شهر رمضان اطلق کل اسیر و اعطى کل سائل .

ترجمه :

ابن عباس: روش رسول خدا صلى الله علیه و آله این بود که به هنگام فرا رسیدن ماه رمضان هر اسیرى را آزاد و به هر سائلى مالى عطا مى نمود.


منبع:

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

مرحوم شیخ صدوق (ره )


خانم! احیاناً شما « خدا » نیستید؟!!!

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۵ ق.ظ

انفاق ؛ اکرام ؛ ترحّم

بعضی ماه مبارک رمضون نیومده لب و لفچه انداخته ند که وای چه کنیم با این روزهای طولانی و هوای گرم و تشنگی و...؟!!
 مطلب پائین مناسب حال این افراده، ببینم دیگه روشون میشه غر بزنن؟!

کشور سوئد در شمال کره‌ی زمین قرار گرفته است. که این کار باعث می‌‌شود ما در تابستان شب نداشته باشیم و در زمستان روزهای کوتاهی داشته باشیم و این حالت آب و هوایی، بر نماز‌هایمان تاثیر بدی گذاشته است.
مثلا در تابستان بخاطر تاریک نشدن هوا مجبور هستیم نماز شبمان را تقریبا ساعت ۱۲ شب بخوانیم و نماز صبح مان را ۱-۲ ساعت بعد از نماز شبمان بخوانیم. این امر باعث میشود که ما یا باید تا ساعت ۲ بیدار بمانیم یا این که چندین بار از خواب بیدار شویم تا نماز مان را ادا کنیم. ولی‌ در زمستان به خاطره کوتاه بودن روزها ما با خواندن نماز ظهر و عصر مشکل داریم چون در آن ساعت از روز ما یا سر کار و یا در مدرسه هستیم و فقط شاید ۲-۳ ساعت برای ادای نماز وقت داریم. شما میتوانید ساعت نماز‌های سوئد را در این سایت ملاحظه کنید.
ولی‌ من می‌‌خواهم بدانم اگر ماه رمضان در فصل تابستان واقع گردد چگونه باید روزه بگیریم؟ چون در آن صورت ما فقط ۲-۴ ساعت فقط وقت داریم که هم نماز بخوانیم و هم افطار کنیم و سحری بخوریم آن هم بستگی دارد در کجای سوئد زندگی‌ کنیم چون این مشکل در شهرهای شمالی سوئد بیشتر هست.
"در یکی‌ از برنامه‌هایی‌ که از طریقه شبکه جام جم ۱ ایران از طریقه ماهواره پخش می‌‌شد، آقایی از سوئد به این برنامه زنگ زد و از روحانی که در این برنامه دعوت کرده بودند، راجع به آب و هوای سوئد به ایشان توضیحاتی دادند و درباره‌ی رمضان در فصل تابستان در سوئد پرسیدند و راه حلی‌ از این آقا خواستند.حاج آقا گفتند شما طبق طلوع و غروب خورشید باید روزه بگیرید یعنی‌ اینکه شما فقط همان چند ساعتی‌ که خورشید در آسمان نیست وقت دارید افطار کنید و غذا بخورید و مابقی ساعتی را که خورشید دیده میشود را روزه بگیرید". در آن صورت ما باید تقریبا ۲۰ ساعت یا بیشتر در ۲۴ ساعت روز را روزه باشیم و این غیر ممکن هست و تاثیرات بدی روی بدن و کار انسان میگذارد.

آیا شما هم با گفته این روحانی موافق هستید یا خیر؟ چگونه در تابستان "در اینجا" روزه بگیریم؟

پاسخ اجمالی

با سلام و تشکر از مکاتبه شما. جواب مسأله ای که بیان کرده اید به علت استنباطی و غیر متعارف بودن آن، بین مراجع محترم تقلید، اختلاف وجود دارد. شما باید بر طبق نظر مرجع تقلید خود عمل کنید.در هر حال ما نظر برخی از مراجع محترم را که در این موضوع از آنان استفتاء کرده ایم، برای شما ارسال می کنیم.

 

پاسخ های دریافتی این سؤال از دفاتر مراجع معظم تقلید به شرح زیر است:


دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

  در کتب مختلف فقهی در مواردی که موضوعاتی خارج از متعارف پیدا می شود می گویند باید طبق متعارف عمل گردد مثلا صورت های غیر متعارف را در وضو به اندازه متعارف می شویند و همچنین در ابواب دیگر، بنابراین در مناطقی که روز و شب از حد متعارف خارج می شود باید طبق مناطق متعارف (مانند مناطق معتدله) رفتار کرد، اخیراً از بعضی مناطق فنلاند از ما سوال شده بود که روزها به قدری طولانی است که توان روزه آن را نداریم، ما برای اینکه آنها گرفتار شک و شبهه نشوند افق تهران را انتخاب کردیم، گفتیم در اینجا ساعت پنج بعد از نیمه شب امساک می کنند و ساعت هشت بعد از ظهر افطار، شما هم به وقت محلی ساعت پنج امساک کنید و ساعت هشت افطار.

  لذا چنین افرادی عبادات خود را مطابق اوقات شرعی مناطق معتدله ای که تقریباً در یک خط نصف النهار با آنها قرار دارند، بجا آورند.

 

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

  مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه و روزه، همان افق محل سکونت خود را رعایت کند. ولی اگر روزه گرفتن بر اثر طولانی بودن روز، غیر مقدور یا حرجی باشد، ادای آن ساقط و قضای آن واجب است.

 

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

  در فرض سؤال، به حسب روزهای کوتاه (یک یا دو ساعتی) یا بلند (بیست و دو ساعتی) به وظیفه نماز و روزه عمل نمایید. بلی، در مناطقی که شب و روز مثلاً هر یک شش ماه است ظاهراً عمل طبق اوقات نزدیکترین بلاد کفایت می کند و چنانچه مقدورتان باشد لازم است به بلادی که معمول است مهاجرت نمایید.

 

پاسخ حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:

  در مناطقی که دارای شب و روز متعارف هستند، یعنی در طول بیست و چهار ساعت غروب و طلوع خورشید در آنها وجود دارد، باید بر طبق همان روز و شب به وظایف شرعی خود عمل کنند و اگر طول روز آنها را در روزه گرفتار حرج می کند، وجوب روزه از آنها ساقط می شود و باید آن را قضا کنند و می توانند قضای آن را در روزهای کوتاه زمستان انجام دهند.


منبع:

اسلام کوئست نت


قوانین ازدواج در آمریکا

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۳۸ ب.ظ


در ایالات متحده شرایطی برای دریافت گواهی ازدواج در نظر گرفته شده ‌و برخی از این شرایط تنها در قانون برخی ایالات‌ وجود دارد. برای مراسم ازدواج می‌توانید کشیشی انتخاب کنید که از نظر هزینه مالی برایتان مناسب تر باشد. در اینجا قوانین ایالات مختلف امریکا از جنبه اقدامات پیش از ازدواج از جمله آزمایش خون، مدت انتظار پیش از ازدواج و از این قبیل آمده است. چون قوانین ایالات‌ در این زمینه به سرعت تغییر می‌کند، بسیاری از ایالات‌ به تازگی آزمایش خون ‌یا معاینه فیزیکی را حذف کرده اند؛ قوانین ازدواج از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است.

قوانین ازدواج در ایالات مختلف

 قوانین ازدواج در ایالات متحده:

در ایالات متحده شرایطی برای دریافت گواهی ازدواج در نظر گرفته شده ‌و برخی از این شرایط تنها در قانون برخی ایالات‌ وجود دارد. برای مراسم ازدواج می‌توانید کشیشی انتخاب کنید که از نظر هزینه مالی برایتان مناسب تر باشد. در اینجا قوانین ایالات مختلف امریکا از جنبه اقدامات پیش از ازدواج از جمله آزمایش خون، مدت انتظار پیش از ازدواج و از این قبیل آمده است. چون قوانین ایالات‌ در این زمینه به سرعت تغییر می‌کند، بسیاری از ایالات‌ به تازگی آزمایش خون ‌یا معاینه فیزیکی را حذف کرده اند؛ قوانین ازدواج از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است.

2 ـ
گواهی ازدواج باید توسط منشی دادگاه صادر شود (با پرداخت هزینه).

3 ـ
زن و مرد هر دو باید 18 سال یا بیشتر داشته باشند یا در صورت جوان‌تر بودن، موافقت یکی از والدین یا قاضی را کسب کرده باشند.

4 ـ
اثبات واکسیناسیون یا ایمنی در مورد برخی بیماری‌های خاص؛ در بسیاری ایالات‌ به خاطر اجبار معاینه فیزیکی یا آزمایش خون پیش از ازدواج، این قانون را ندارند. برخی ایالات‌ هنوز گواهی عدم بیماری‌های مقاربتی ‌می‌خواهند و برخی نیز آزمایش سرخجه یا روبلا (بیماری که برای جنین بسیار خطرناک است)‌، سل و کم خونی سلول‌های داسی شکل می‌گیرند.

5 ـ
اثبات اتمام هر گونه ازدواج پیشین به واسطه مرگ، حکم طلاق یا فسخ ازدواج (در شرایطی که ازدواج معتبری وجود داشته باشد، اتمام وضعیت تأهل از طریق طرح طلاق یا فسخ ازدواج که منجر به حکم عدم تاهل هر دو فرد شده است).

6 ـ
ظرفیت روانی مناسب (اغلب به عنوان توانایی تعهد مشخص می‌شود).
در ازدواج باید هر دو فرد موافق باشند. اگر یکی از آنها نتواند معنی تأهل را درک کند ـ به علت بیماری روانی، مصرف مواد، الکل یا فاکتورهای دیگری که بر قضاوت او تأثیر می‌گذارند ـ ظرفیت روانی لازم برای ازدواج را ندارد.

7 ـ
زوج حاضر، خویشاوند خونی نزدیک نباشند (خویشاوندان خونی نزدیک نمی‌توانند ازدواج کنند اما در برخی ایالات‌ کازن‌ها (فرزندان عمو، دایی، عمه و خاله) می‌توانند ازدواج کنند. در برخی از ایالاتی که اجازه می‌دهند‌ خویشاوندان درجه یک با هم ازدواج کنند، یکی از کازن‌ها دیگر نمی‌تواند بچه‌دار شود.

8 ـ
آزمایش خون برای بیماری‌های مقاربتی (هیچ ایالتی نیاز به آزمایش ایدز اجباری ندارد).

9 ـ
رضایت از مدت انتظار، از زمانی که گواهی ازدواج صادر می‌شود تا زمانی که جشن ازدواج برگزار می‌شود.

10 ـ
برگزاری جشن ازدواج با حضور شاهدان و فردی که توسط ایالت تأیید شده تا مسئولیت انجام مراسم ازدواج را داشته باشد؛ مانند روحانی، کشیش یا قاضی‌. مراسم مذهبی باید تحت آیین مذهبی افراد یا در مورد بومیان امریکا، طبق روال قبیله انجام شود. مراسم مذهبی معمولا توسط کشیش انجام می‌شود.

11 ـ
مراسم‌ مدرن معمولا تحت نظر قاضی برگزار می‌شود. در برخی ایالات‌ منشی دادگاه یا مسئولان رسمی دیگر دولتی ممکن است مراسم را انجام دهند. در بیشتر ایالات‌ نیاز به حضور یک یا دو شاهد برای امضای سند ازدواج وجود دارد.

12 ـ
ثبت گواهی ازدواج پس از جشن ازدواج انجام می‌شود. فردی که مراسم ازدواج را انجام می‌دهد، وظیفه دارد یک نسخه از سند ازدواج را به دادگاه یا مأمور ایالتی بفرستد که ثبت شود. عدم ارسال سند ازدواج به مأمور مربوطه، لزوما ازدواج را باطل نمی‌کند، ولی ممکن است اثبات ازدواج را مشکل سازد.

13 ـ
تکمیل ازدواج با انجام رابطه کامل جنسی (تنها در چند ایالت این کار لازم است). در بیشتر ایالات‌ با اتمام مراسم عروسی، زوج متاهل می‌شوند و عدم رابطه جنسی پس از مراسم، بر اعتبار ازدواج تأثیری نمیگذارد، ولی در برخی ایالات‌ عدم رابطه جنسی می‌تواند مبنای فسخ ازدواج باشد.

14 ـ
ازدواجی که در جای دیگری حتی خارج از کشور انجام شده باشد، معمولا در همه ایالات‌ معتبر است، به شرطی که این ازدواج در آن سرزمین نیز قانونی باشد.

توجه داشته باشید شرایط گواهی ازدواج ایالتی اغلب تغییر می‌کند و مطالب بالا صرفا جهت اطلاع شماست.


منبع:

تابناک، کد خبر: ۲۳۳۴


||| تقویم ماه مبارک رمضان |||

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۴۶ ب.ظ

تقویم 1

از:

تقویم شیعه

عبدالحسین نیشابوری


رمضان المبارک

ماه مبارک رمضان ماه پر خاطره اى است . روزهاى 1،3،4،6،10،12،13،14،15،16،17،19،20،21،23،24 یاد آور لحظاتى حساس از تاریخ اسلام است . هم یادمانهاى خوش و هم روزهاى حزن انگیز در این ماه به چشم مى خورد.
ولادت امام حسن مجتبى (علیه السلام ) و معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دو خبر سرور آفرین در این ماه است . مرگ ابولهب ، ابن ملجم ، عایشه مروان ، زیاد بن ابیه ، حجاج ثقفى نیز روزهاى نابودى دشمنان اهل بیت (علیهم السلام ) است . از سوى دیگر شهادت حضرت زهرا (علیها السلام ) بنابر قولى ، ضربت خوردن و شهادت امیر المؤ منین (علیه السلام )، وفات حضرت خدیجه (علیها السلام ) و حضرت نفسیه (علیها السلام ) و شهادت مختار روزهاى حزن آل محمد (علیهم السلام ) است .
جنگ بدر، طائف ، تبوک و فتح مکه روزهاى تاریخ ساز اسلام است . عروج حضرت عیسى (علیه السلام ) به آسمان ، نزول قرآن ، مراسم عقد اخوت ، دعاى باران توسط پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نیز وقایع مهم تاریخى هستند.
بدعت نماز تراویح توسط عمر، ورود محمد بن ابى بکر به مصر، بیعت با امام مجتبى (علیه السلام )، آمدن نامه هاى اهل کوفه براى امام حسین (علیه السلام )، حرکت حضرت مسلم به سمت کوفه ، ولایتعهدى امام رضا (علیه السلام ) و ضرب سکه به نام آن حضرت ، هر یک یاد آور فرازهایى از برگهاى اسلام اند.


1 ماه رمضان

در شب اول ماه مبارک رمضان غسل و زیارت امام حسین (علیه السلام ) وارد شده است (1).


الف - ولایتعهدى امام رضا (علیه السلام )

در 7 رجب سال 200 ماءمون عباسى نامه اى به امام رضا (علیه السلام ) نوشت ، و آن بزرگوار را براى ولایت عهدى خویش به مرو فراخواند(2) در روز اول ماه رمضان سال 201 ه‍ مردم با حضرت رضا (علیه السلام ) به ولایتعهدى بیعت کردند(3)، و بعضى ششم این ماه نقل کرده اند.


ب - مرگ مروان

در این روز در سال 65 ه‍ مروان بن حکم در سن 81 سالگى در دمشق به درکات جحیم شتافت ، و مدت خلافت او 9 ماه بود(4).
مروان پسر حکم بن ابى العاص بود و به ((وزغ بن وزغ )) ملقب گردیده بود. او و پدرش مورد لعن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) واقع شدند، حتى عایشه به مروان گفت : شهادت مى دهم که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) پدرت را لعن کرد در حالیک تو در صلب او بودى .
مروان در عداوت با خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و اهل بیت (علیهم السلام ) خصوصا امیر المؤ منین (علیه السلام ) از زمان عثمان تا آخر ایام خود بسیار کوشید. بعد از آنکه عثمان او و پدرش حکم را از طائف بر خلاف امر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به مدینه بازگردانید، خمس افریقیه را به مروان داد و فدک را هم به او واگذار کرد و او را وزیر و کاتب خود قرار داد.
او در ایام خلافت عثمان فتنه ها بپا کرد. در جنگ جمل تیرى زد و طلحه را کشت و بعد از فتح هنگامى که اسیر شد حسنین (علیهم السلام ) را شفیع قرار داد و امیر المؤ منین (علیه السلام ) او را رها کرد. به حضرت عرض ‍ کردند: از او بیعت بگیر. فرمود: همانا دست او دست یهودى است ، چه اینکه یهود به مکر و حیله معروفند.
بعد از آن که مروان به معاویه پیوست هرگاه حکومت شهرى به او داده مى شد، در ترویج سب امیر المؤ منین (علیه السلام ) مجد و مصر بود. او در مدینه هر جمعه بر منبر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بالا مى رفت و در حضور مهاجرین و انصار امیر المؤ منین (علیه السلام ) را سب مى کرد. مروان بعد از هلاک شدن یزید به جاى وى نشست ، و همسر او را به عقد خود در آورد و نه ماه خلافت کرد. همسر یزید زهرى در غذاى او ریخت که لال شد و آخر الآمر متکابر دهان او گذاشت ، و باکنیزان روى او نشستند تا اینکه در اول ماه رمضان به درک واصل شد(5).


ج - جنگ تبوک

در اول ماه رمضان سال 9 ه‍ جنگ تبوک به وقوع پیوست (6) این جنگ را فاضحه نیز مى گویند، زیرا منافقین مدینه و کسانى که قصد کشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را در عقبه داشتند رسوا و مفتضح شدند.
به لشکرى که در این جنگ شرکت ((جیش العسره )) مى گویند، زیرا در سختى و زحمت فراوان ، با اینکه ایام جمع آورى محصول بود به جنگ رفتند. حرکت لشکر در ماه رجب بود که 30 هزار نفر حرکت کردند و فقط هزار نفر سواره بودند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: ((کفش فراوان با خود بیاورید))، و در مسیر هر دو نفر به یک خرما سد جوع مى کردند و آب هم کمیاب بود. در این جنگ عده اى از زنها نیز همراه حضرت حرکت کردند.
از سوى دیگر 82 نفر از منافقین مدینه با عذر تراشى به جنگ نرفتند و در مدینه ماندند تا در غیاب آن حضرت خانه آن حضرت را غارت کنند و خانواده ایشان را از مدینه بیرون نمایند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) امیر المؤ منین (علیه السلام ) را به جاى خود در مدینه خلیفه قرار داد و منافقین کلماتى گفتند که خاطر مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) را آزردند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به آن حضرت فرمود: اءما ترضى اءن تکون منى بمنزله هارون من موسى الا اءنه لا نبى بعدى ...؟
در بازگشت از تبوک چهل نفر از منافقین که همراه حضرت بودند، تصمیم گرفتند وقتى شتر حضرت بالاى گردنه مى رسد کدوها را پر از ریگ نمایند و به زیر دست و پاى شتر حضرت رها کنند تا شتر رم کند و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از شتر افتاده و به قتل برسد. هنگام اجراى توطئه شتر حضرت قدم از قدم برنداشت و مکر منافقین شکست خورد و خداوند وجود مقدس ‍ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را حفظ کرد(7).
از سوى دیگر منافقینى که در مدینه مانده بودند قصد جان امیر المؤ منین (علیه السلام ) را نمودند و حفره اى طولانى در مسیر راه مدینه حفر کردند و روى آن را با حصیر پوشاندند تا هنگامى که امیر المؤ منین (علیه السلام ) به استقبال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مى آید هنگام مراجعت میان آن حفره بیفتد و آنان بر سرش بریزند و او را به قتل برسانند. ولى هنگام مراجعت اسب آن حضرت از روى حصیر و گودال عبور ننمود و بار دیگر حیله منافقین باطل گردید(8).
در تبوک جنگى صورت نگرفت و آن حضرت بالشکر به مدینه بازگشتند(9). وقوع این جنگ در ماه رجب هم نقل شده است (10).


د - وفات حضرت نفیسه (علیها السلام )

در این روز در سال 208 ه‍ زاهده عابده حضرت نفیسه خاتون (علیها السلام ) دختر حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) در مصر وفات کرد(11).
شوهر آن حضرت اسحاق مؤ تمن پسر حضرت صادق (علیه السلام ) بوده ، و از طرف مادر منتسب به آقا قمر بنى هاشم (علیه السلام ) است (12).
حضرت نفیسه (علیها السلام ) براى خود قبرى کنده بود و پیوسته در آن قبر نماز مى خواند و ختم قرآن مى نمود.
آن حضرت در اول ماه رجب بیمار شد، و نامه اى به شوهرش که در مدینه بود نوشت و او را از احوال خود با خبر کرد. در شب اول ماه رمضان بیمارى شدت پیدا کرد و فرداى آن روز در حالتى که روزه بود طبیب آوردند و او امر به افطار کرد. آن حضرت فرمود: ((واعجبا! سى سال است از خداوند مسئلت دارم با حالت روزه از دنیا بروم ، و اکنون که روزه هستم افطار کنم ))؟ پس خواندن سوره انعام را شروع کرد، و چون به آیه مبارکه لهم دار السلام عند ربهم رسید وفات کرد.
شوهر آن حضرت زمانى رسید که ایشان وفات کرده بود. او مى خواست آن حضرت را به مدینه ببرد و در بقیع نزد اجداد طاهرینش دفن کند، ولى مردم مصر با التماس و در خواست او را نگه داشتند. اسحاق مؤ تمن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را در خواب دید که فرمودند: ((با اهل مصر در این ماجرا مخافت نکنى ، که به خاطر نفسیه خداوند رحمت و برکاتش را نازل مى کند)). جناب اسحاق بدن آن حضرت را در محل فعلى دفن کردند و معروف است که دعا کنار قبر آن حضرت مستجاب است (13).


3 ماه رمضان


شهادت حضرت زهرا (علیها السلام )

به قولى شهادت حضرت صدیقه طاهره زهراى مرضیه (علیها السلام ) در این روز است (14).


4 ماه رمضان


مرگ زیاد بن ابیه

زیاد بن ابیه در سال 53 ه‍ در کوفه به هلاکت رسید(15). او مشهور به زیاد بن ابیه ، زیاد بن امه ، زیاد بن عبید، و زیاد بن سمیه است ؛ و چون پدر زیاد از کثرت معلوم نبود به او زیاد بن ابیه مى گفتند.
هنگامى که به معاویه پیوست به او زیاد بن ابى سفیان و برادر معاویه شد و زناى مادر خود را قبول کرد. سمیه کنیز حارث بن کلده طبیب بود. حارث او را به چراندن گوسفندان وادار کرده بود ولى طبع زشت و شهوانى سمیه آنقدر در صحرا ننگ به بار آورد که حارث او را از خود راند. از آن پس سمیه اسما خود را به عبید چوپان ثقفى چسباند و رسما جزء فواحش طائف در آمد و حیثیت خاندان عبید را هم لکه دار کرد.
برادرى او با معاویه یکى از راههایى بود که معاویه براى جلب زیاد به طرف خود به کار گرفت . او مجلسى ترتیب داد و از عده اى به عنوان شاهد در آنجا استفاده کرد که از جمله ابو مریم مشروب فروش طائف بود. او برخاست و به زیاد گفت : شبى ابوسفیان به طائف آمد و از من فاحشه اى خواست . در آن شب کسى جز سمیه نبود. صبر کردیم تا رفت و آمدها کم شد. سمیه را براى او فرستادم . زیاد زناى مادر خود را قبول کرد و برادر معاویه شد! معاویه هم براى باوراندن این نسبت به و خواهرش را به خانه او فرستاد و دستور داد چادر از سر بر دارد چرا که محرم اوست (16).
زیاد بعد از برادرى با معاویه برائت از حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام ) و قتل شیعیان على بن ابى طالب (علیه السلام ) و غارت اموال آنان را شروع کرد. دست بریدن ، شکم پاره کردن ، با دار آویختن ، زنده به گور کردن ، میل سرخ شده به چشمان شیعیان کشیدن ، فرزندان را سر بریدن ، خانه خراب کردن و آتش زدن از جمله کارهاى او بود. عبد الرحمن بن حسان را به جرم محبت على بن ابى طالب (علیه السلام ) زنده در گور کرد(17).
در بصره و کوفه سیزده هزار نفر را به جرم شیعه بودن یا به احتمال شیعه بودن کشت ، و بعد به معاویه نوشت : من تا به این حد خواسته تو را انجام دادم و این کارها با دست چپم بود. اگر حکومت حجاز به من واگذار شود با دست راستم که بیکار است همین عمل را انجم مى دهم ، و تصمیم دارم از مردم عراق در مسجد بخواهم که برائت از على (علیه السلام ) و مدح خاندان امیه را علنى نمایند. هر کس قبول نکند او را بکشم و خانه او را خراب کنم ، چون این خبر منتشر شد، امام حسن (علیه السلام ) و شیعیان نفرین کردند و بعضى امیر المؤ منین (علیه السلام ) را در خواب دیدند که او را نفرین کرد، و آن ملعون قبل از عملى کردن تصمیمش به مرض طاعون مبتلا شد و به درکات جحیم واصل گردید(18).


6 ماه رمضان


ضرب سکه به نام امام رضا (علیه السلام )

در این روز در سال 201 ه‍ سکه طلا به نام مبارک حضرت رضا (علیه السلام ) زدند. بنابر قولى این روز روز ولایت عهدى اجبارى آن حضرت بوده است (19)، و مردم با آن حضرت به ولایت عهدى بیعت نمودند(20).


10 ماه رمضان


الف - آمدن نامه هاى اهل کوفه براى امام حسین (علیه السلام )

در سال 60 ه‍ جمعى از کوفیان نامه هاى مردم کوفه را براى امام حسین (علیه السلام ) آوردند(21). که از جمله نام سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد بجلى و حبیب بن مظاهر و جمعى از شیعیان آن حضرت در آنها بود، که توسط عبد الله بن مسمع همدانى و عبد الله بن وال خدمت امام (علیه السلام ) آورده شد.


ب - وفات حضرت خدیجه (علیها السلام )

در این رز حضرت خدیجه کبرى (علیها السلام ) از دنیا رحلت فرمودند(22). این قول بنابر نقل 45 روز بعد از رحلت جناب ابوطالب (علیه السلام ) است (23). اقوال دیگر در رحلت آن حضرت چنین است : 23 رجب ، 27 رجب ، آخر رجب ، اول ماه رمضان ، 12 ماه رمضان . آن حضرت بعد از حضرت ابوطالب (علیه السلام ) به سه روز فاصله و به قولى یک ماه و به قولى 45 روز و به قولى 50 روز وفات کرده است (24).
آن حضرت نخستین همسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، و تا خدیجه (صلى الله علیه و آله ) زنده بود نبى گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) همسرى اختیار نفرمود. سبقت به اسلام و خدمات او به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زیاده از آن است که ذکر شود. در فضیلت آن حضرت همین بس ‍ که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام ) است ، و همه ذرارى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به ایشان منتهى مى شوند(25).
آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمودند، و با آن همه فداکارى و انفاق مال ، به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) عرض کردند: ((یا رسول الله ، مرا ببخشید که در حق شما کوتاهى کردم )). پیامبر (صلى الله علیه و آله ): ((حاشا و کلا! من از شما تقصیرى ندیدم ، بلکه منتهاى سعى و کوشش خود را در حق من نمودى . شما در خانه من زحمات زیادى را متحمل شدى . اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودى )).
آنگاه خدیجه (علیها السلام ) عرض کرد: یا رسول الله ، شما را وصیت مى کنم به این دختر و به حضرت فاطمه (علیها السلام ) اشاره نمود این دختر بعد از من یتیم و غریب است . کسى از زنهاى قریش او را اذیت نکند. کسى به صورت او لطمه اى نزند، به روى او داد نزند و مکروهى نبیند(26).
آن حضرت اولین زنى است که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را تصدیق نمود، و اول زنى است که در مکه با رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) نماز جماعت خواند، و اول زنى است که ایمان خود را در مکه در میان مشرکین اظهار نمود، و اول زنى است که در مقابل دشمن از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) دفاع نمود و تمام اموال خود را به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بخشید، و اول زنى است که ایمانش با قبول ولایت امیر المؤ منین (علیه السلام ) به درجه کمال رسید.
روزى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) خدیجه (علیها السلام ) را خواست و در کنار خود نشانید و فرمود: این جبرئیل است و مى گوید: براى اسلام شروطى است که عبارتند از: اقرار به یگانگى خداوند متعال ، اقرار به رسالت رسولان ، اقرار به معاد و اصول این شریعت و احکام آن ، اطاعت از اولى الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او یکى بعد از دیگرى با برائت از دشمنان ایشان .
خدیجه (علیها السلام ) به هه آنها اقرار نمود و ائمه طاهرین به خصوص امیر المؤ منین (علیه السلام ) را تصدیق کرد. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: هو مولاک و مولى المؤ منین و امامهم بعدى : یعنى ((على مولاى تو و مولاى مؤ منان بعد از من و امام ایشان است )). آنگاه از خدیجه (علیها السلام ) در قبول ولایت امیر المومنین (علیه السلام ) عهد مؤ کد گرفت . سپس رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) یک یک از اصول و فروع دین حتى آداب وضو و نماز و روزه و حج و جهاد و صله رحم و واجبات و محرمات را بیان فرمود.
سپس پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دست خود را بالاى امیر المؤ منین نهاد و خدیجه (علیها السلام ) دست خود را بالاى دست رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) و به این ترتیب با امیر المؤ منین (علیه السلام ) بیعت نمود(27).


12 ماه رمضان


مراسم عقد اخوت

در این روز در سال اول هجرت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) بین اصحاب خود عقد اخوت بست و امیر المؤ منین (علیه السلام ) را برادر خود گردانید(28).


13 ماه رمضان


مرگ حجاج ثقفى

در سال 95 ه‍ در چنین روزى ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفى به هلاکت رسید. او در زمان ولید بن عبد الملک در شهر واسط که خودش بنا کرده بود با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد(29). اقوال دیگر در روز مرگ او 21، 23، 25، 27 ماه رمضان است .
مادر او قارحه نامى بود که قبل از همسرى با یوسف بن عقیل پدر ظاهرى حجاج ، در منزل حارث بن کلده طبیب بود. هنگامى که حجاج به دنیا آمد سوراخ مقصد نداشت ، طبیب براى او سوراخ قرار داد. همچنین او شیر نمى خورد تا اینکه بز سیاهى کشتند و از خونش بر پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول کرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و مى گفت : بیشترین لذت من در ریختن خون است . این صفت از کسى که مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده ، بعید نیست (30)!!
تعداد کشته شدگان به دست او را بجز جنگها، یکصد و بیست هزار نفر نوشته اند. هنگامى که هلاک شد، در زندان او پنجاه هزار مرد و سى هزار زن بود که 16 هزار از آنها برهنه و عریان بودند، و قاعده آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانى مى کرد، زنان او سقف نداشت .
عده زیادى از دوستان و شیعیان امیر المؤ منین (علیه السلام ) را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعى (31)، قنبر غلام امیر المؤ منن (علیه السلام )(32)، عبد الحرمن بن ابى لیلى انصارى ، که آن قدر او را تازیانه زد که امیر المؤ منین (علیه السلام ) را سب کند و او مناقب آن حضرت را مى گفت ، تا حجاج دستور داد او را شهید کردند. دست و پاى یکى از حواریین امام زنى العابدین (علیه السلام ) به نام یحیى بن ام طویل را برید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر را به شهادت رسانید که 15 روز بعد از قتل او حجاج به درک واصل شد.
حجاج به مرض آکله مبتلا شد، و طبیب تکه گوشتى را به نخى بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت ، و بعد از لحظه اى نخ را کشید و دید چیزى نمانده است ، و معلوم شد که به زودى جا با مالک جهنم خواهد سپرد(33). قبر او را در شهر واسط مخفى کردند و آب روى آن رها کردن ولى در زمان سفاح قبر او را پیدا کردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند(34). او بیست سال در عراق حکومت کرد، و عمر نحسش 53 سال بود(35).


14 ماه رمضان


شهادت مختار

در سال 67 هه در چنین روزى مختار بن ابى عبیده ثقفى به شهادت رسید، و مزار او کنار مرقد حضرت مسلم (علیه السلام ) در انتها مسجد کوفه است (36).
مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور داد همسر او را دستگیر کنند. او زنى مؤ منه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصارى بود. مصعب گفت : برائت بجوى از شوهرت . او گفت : چگونه برائت بجویم از کسى که روزهاى روزه و شبها به نماز مشغول بود، و خون خود را براى خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نثار کرد و خونخواهى فرزند پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود؟ مصعب در حالتى که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت : پس تو را به شوهرت ملحق مى کنم . همسر مختار جواب داد: پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزى را بر محبتم به على بن ابى طالب (علیه السلام ) ترجیح نمى دهم .
در گرماى هوا در صحرایى بین حیره و کوفه دست و پاى او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مؤ منه اولین زن شهیدى است که در محبت امیر المؤ منین (علیه السلام ) با شکنجه کشته شد(37).


15 ماه رمضان


الف - ولادت امام حسن مجتبى (علیه السلام )

شب نیمه ماه رمضان سال سوم ه‍ دومنین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب (علیه السلام ) در شهر مدینه به دنیا آمد(38).
القاب آن حضرت : سید، سبط، امنى ، حجت ، بر، نقى ، زکى ، مجتبى ، زاهد.
رنگ مبارکش سرخ و سفید، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکى بود. گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موى سرش مجعد بود. گردن مبارک در نور و سفا ماننده نقره صیقل زده ، میانه بالا و شانه هایى گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود. خضاب بسیار مى کرد و بدن شریفش ‍ در نهایت لطافت بود(39).
در روز هفتم ولادت آن حضرت ، مادرش فاطمه زهرا (علیها السلام ) آن مولود مبارک را در پارچه حریرى که جبرئیل (علیه السلام ) آن را براى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از بهشت آورده بود، پیچید و خدمت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) آورد، و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندى براى حضرتش عقیقه نمود(40).


ب - حرکت حضرت مسلم (علیه السلام ) به سمت کوفه

در این روز در سال 60 ه‍ حضرت ابا عبد الله (علیه السلام ) جناب مسلم بن عقیل (علیه السلام ) را به کوفه روانه کرد. همراه او پاسخ نامه هاى کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود: ((به سوى شما برادر و پسر عمویم ، موثق اهل بیت خویش ، مسلم بن عقیل را فرستادم . اگر او بنویسد براى من که راءى دانایان و بزرگان شما متفق شده بر آنچه در نامه ها درج کرده اید، به زودى به سوى شما خواهم آمد، انشاء الله (41))).


16 ماه رمضان


ورود محمد بن ابى بکر به مصر

در این روز در سال 37 38 ه‍ جناب محمد بن ابى بکر به عنوان استاندار از طرف امیر المؤ منین (علیه السلام ) وارد مصر شد(42).


17 ماه رمضان


الف - معراج پیامبر

معرج پیامبر (صلى الله وعلیه و آله ) پنج سال بعد از بعثت در چنین روزى واقع شده (43)، و آیه سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد القصى ...(44)، در این باره نازل شده است . معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در 21 ماه رمضان نیز نقل شده است (45).
معراج از جمله ضروریات اسلام است (46)، و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) را در یک شب از مکه معظمه تا مسجد الاقصى و از آنجا به آسمانها تا سدره المنتهى و عرض اعلى برد، و عجایب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نمایاند و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالى قیام فرمود و با انبیاء (علیهم السلام ) ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و احوال کسانى که در عذاب بودند را مشاهده فرمود.
احادیث متواتر دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بوده نه به روح ، و در بیدارى بوده نه در خواب (47).
اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است : 17 ماه رمضان سال 12 قبل از هجرت ، 17 ربیع الاول قبل از هجرت ، 17 رجب قبل از هجرت 17 ماه رمضان 5 سال قبل از بعثت ، 27 ماه رمضان ، 21 ماه رمضان
درباره مکانى که آغاز حرکت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به سوى معراج بوده نیز چند قول است : از منزل خدیجه (علیها السلام )، از منزل ام هانى خواهر امیر المؤ منین (علیه السلام )، از شعب ابى طالب (علیه السلام )(48).
امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: حقتعالى حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد، و در هر مرتبه به آن حضرت درباره ولایت و امامت امیر المؤ منین (علیه السلام ) و دیگر ائمه طاهرین (علیهم السلام ) زیاده از سایر فرایض تاءکید و توصیه نمود(49).


ب - جنگ بدر

در روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر کبرى به وقوع پیوست (50) 18 یا 19 این ماه هم ذکر شده است .
تعداد مسلمانان 313 نفر و تعداد شهداى آنان 9 تا 14 نفر، و تعداد کفار 950 نفر بود. مقتولین کفار 70 نفر بودند و 70 نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. 35 نفر از 70 نفر کشته هاى کفار به دست امیر المؤ منین (علیه السلام ) به قتل رسیدند(51).
در این جنگ ابوجهل نیز کشته شد(52). ابوجهل هشام بن مغیره مخزومى از دشمنان سر سخت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود. او با اینکه نامش ‍ هشام بود ولى از فرط بدجنسى و زشت سیرتى به اءبى جهل مکنى شد. ابوجهل کسى بود که در مکه آزار و اذیت بسیار به رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) نمود. بچه دان شتر بر سر مبارک حضرت ریخت . خاکستر و خاک بر سر مبارک حضرت ریخت . سنگ به دندان مبارکش زد، نسبت کذب و جنون به آنان حضرت داد. مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شکنجه بسیار با نیزه اى که به ران او زد شهید کرد.
در جنگ بدر دو برادر انصارى (معاذ و معوذ) به خاطر سابقه اى که از او در اذیت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بودند تصمیم به کشتن او گرفتند. به هر صورت او را ضربه هایى زدند و یکى از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولى چون دید دستش مزاحم جنگ با ابوجهل و هواداران اوست ، زیر پایش گذاشت و دفعتا آن را از بدنش جداکرد، و سپس ‍ ابوجهل را نقش زمین کردند.
بعد از جنگ ، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: کسى خبر از ابوجهل بیاورد. عبد الله بن مسعود رفت و پا روى سینه او گذاشت . ابوجهل به هوش آمد و گفت : بر جاى بلندى پاى گذاشته اى ، کاش قاتل من دهقان نبود (که کنایه اى به انصار بود). عبد الله بن مسعود سر او را از بدن جداکرد و نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آورد و جلوى پاى آن حضرت انداخت . پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شکر الهى بجا آورد(53)، و خداوند نصرت خود را بر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نازل نمود، و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شکر خدا را بر نعمتى که به اهل ایمان عطا فرموده به جاى آورد(54).


ج - قتل عایشه

در شب 17 ماه رمضان در سال 58 ه‍ در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد، و به سزاى اعمالش رسید(55). دو قول دیگر در این باره 29 رجب و آخر ذى الحجه است .
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند(56). ابن ابى الحدید مى گوید: اگر خلیفه دوم به جاى على (علیه السلام ) بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه مى کرد(57).
معاویه چون خواست براى پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، عایشه انکار آن کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت : برادرم محمد را کشتى ، و براى یزید بیعت مى گیرى ؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند. لذا در خانه خود چاهى کند و آن را پر از آهک کرد و فرش قیمتى بر روى آن پهن نمود و عایشه را وقت نماز عشا به خانه خود خواندم وقتى عایشه وارد شد، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد. همین که روى آنشست ، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد. معاویه در چاه چندین نیزه مسموم تعبیه کرده بود و هنگامى که عایشه در چاه افتاد فورا کار او ساخته شد.
عایشه در زمان حیات پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با آن حضرت رفتار نامناسبى داشت ؟ با امیر المؤ منین (علیه السلام ) و حضرت صدیقه (علیها السلام ) و همسران پیامبر (صلى الله علیه و آله ) رفتارهاى زشت و کینه توزانه اى روا داشت ؟ واقعه جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنه او از کارهاى معروف اوست (58).
وقتى حضرت زهرا (علیها السلام ) به شهادت رسید، همسران رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) براى سر سلامتى امیر المؤ منین آمدند جز عایشه که اظهار مریضى کرد و سخنى گفت که دلالت بر خوشحالى او داشت (59).
از مشخص ترین نشانه هاى بغض و کینه او نسبت به امیر المؤ منین (علیه السلام ) این بود که غلامش را ((عبد الرحمن )) نام نهاد و گفت : این نام گذارى را به خاطر محبتم به قاتل على بن ابى طالب یعنى عبد الرحمن بن ملجم انجامد دادم (60).


19 ماه رمضان


ضرب خوردن امیر المؤ منین (علیه السلام )

در 19 ماه رمضان سال 40 ه‍ در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیرى مسموم به دست ناپاک ابن ملجم منافق بر فرق مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) ضربت وارد شد.
در 13 ماه رمضان سال 40 ه‍ حضرت مولى الموحدین على بن ابى طالب امیر المؤ منین (علیه السلام ) بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند(61). در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتى درربار در حقایق اسلام ، در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبى (علیه السلام ) فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان مى گذرد؟ امام مجتبى (علیه السلام ) فرمود: 13 روز گذشته است . از امام حسین (علیه السلام ) پرسیدند: چند روز باقى مانده است ؟ امام حسین (علیه السلام ) فرمود: 17 روز باقى مانده است . در این هنگام امیر المؤ منین (علیه السلام ) دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موى من به خون سرم خضاب شود.
در شب 16 ماه رمضان سال 40 ه‍ امیر المؤ منین (علیه السلام ) در خواب پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را دیدند، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المؤ منین (علیه السلام ) بشارت دادند، امیر المؤ منین (علیه السلام ) به دخترشان ام کلثوم (علیها السلام ) خبر دادند(62). در شب نوزدهم در شب نوزدهم امیر المؤ منین (علیه السلام ) روزه را در منزل ام کلثوم (علیها السلام ) افطار نمودند(63).
در شب 19 ماه رمضان سال 40 ه‍ وردان و شبیب که با ابن ملجم در شهادت امیر المؤ منین (علیه السلام ) همراه بودند، در حین درگیرى کشته شدند(64).
در سال چهلم گروهى از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المؤ منین (علیه السلام ) و عمرو عاص و معاویه را بکشند.
ابن ملجم کشتن امیر المؤ منین (علیه السلام ) را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت ، و با همدستى شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملى کرد.
در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیر المؤ منین (علیه السلام ) وارد مسجد شد و صداى نازنین ایشان به یا ایها الناس ، الصلاة بلند شد.
سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامى که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولى شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش له خون فرق مبارکش خضاب شد، و صداى مبارکش بلند شد: بسم الله و بالله و على مله رسول الله ، فزت و رب الکعبه .
صداى جبرئیل بلند شد: تهدمت والله ارکان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروه الوثقى ، قتل ابن عم المصطفى ، قتل الوصى المجتبى ، قتل على المرتضى ، قتل اشقى الاشقیاء.


20 ماه رمضان


فتح مکه

در سال 8 ه‍ فتح مکه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان 12 هزار نفر، و شهدا 2 نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود که همراه لشکر نبودند و از آخر مکه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند(65).
در این روز امیر المؤ منین (علیه السلام ) به امر مبارک خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله )، براى شکستن بتهایى که در کعبه بود، پاى مبارک خود را بر کتف شریفش اشرف مخلوقات نهاد(66).
مجلسى (رحمه الله ) از تاریخ طبرى نقل مى فرماید: هنگامى که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نظر مبارکش بر این قرار گرفت که به طرف مکه حرکت کندت عمر را طلبید و به او فرمود: به مکه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر کن . عمر گفت : من بر جانم از اشراف قیش مى ترسم (67)!
هنگامى که مسلمانان وارد مکه شدند شعار مى دادند: الیوم یوم الملحمه : ((امروز روز در هم کوبیدن است )). پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: شعار را عوض کنید و بگویید: الیوم یوم المرحمه : ((امروز روز رحمت است )).
بعد فرمود: ابوسفیان و خانه اش در امانند، و هر کس داخل خانه او رفت در امان است . همچنین فرمودند: همه در امانند جز یک نفر به نام ((هبار بن اسود)) و بعضى معاویه را هم ذکر کرده اند(68). حضرت فرمود: ((اگر هبار چسبیده به پرده کعبه هم بود او را بکشید))؟!
علت این بر خورد شدید با هبار آن بود که در یکى از جنگهاى مسلمین با کفار قریش عده اى اسیر از کفار گرفتند و داخل اسرا داماد بزرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شوهر زینب دخترشان بود. حضرت فرمودند: هر کس ‍ فدیه بفرستد اسیر او را آزاد مى کنیم . بین آنچه از مکه به عنوان فدیه فرستاده بودند گردنبند حضرت خدیجه (علیها السلام ) به چشم مى خورد که به دخترش زینب داده بود. هنگامى که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آن گردنبند را دیدند به یاد جناب خدیجه (علیها السلام ) افتادند و گریستند. آنگاه از مسلمین خواستند آن فدیه را که یادگار خدیجه (علیها السلام )است ، به آن حضرت ببخشند، و آنان قبول کردند. سپس قرار شد اسرا را آزاد کنند، در مقابل این که هر یک از زنان مسلمان که در مکه اسلام را پذیرفته ، اگر خواست بیاید آزاد باشد.
قرار بر این شد که امیر المؤ منین (علیه السلام ) بروند و هودج فواطم را بیاورند. آن حضرت به تنهایى رفتند و زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و دیگر هاشمیات را آوردند، همینکه مقدارى از مکه بیرون آمدند ابوسفیان لعنت الله علیه گفت : پسر عمویش محمد (صلى الله علیه و آله ) جوانهاى شما را گمراه کرد و مسلمان شدند. حال این جوان یعنى على (علیه السلام ) در روز روشن آمده و بستگانش را مى برد. جلو او را بگیرید.
آنها آمدند تا مانع آن حضرت شوند. امیر المؤ منین (علیه السلام ) دفاع فرمودند. بعضى زخمى و بعضى به درک واصل شدند، در این اثنا هبار بن اسود به هودج هاشمیات حمله کرد و نیزه اى حواله هودج زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود.
امیر المؤ منین (علیه السلام ) حمله به هبار کردند و او را فرارى دادند. زینب در این حمله ترسید و چون ششماهه حامله بود، هنگامى که وارد مدینه شدند بعد از زمانى بچه سقط شده و از دنیا رحلت کرد.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((خون هبار بن اسود مهدور است ))، و هر کس هر جا او را دید بکشد.
ابن ابى الحدید به استادش مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او، ریختن خون هبار را جایز دانست . اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زنده بود، آیا ریختن خون آن کس را که فاطمه (علیها السلام ) را ترسانید، جایز نمى دانست (69)؟


21 ماه رمضان


الف - شهادت امیر المؤ منین (علیه السلام )

امام المتقین امیر المؤ منین (علیه السلام ) در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالى که از سن مبارک حضرتش 63 سال گذشته بود(70). در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهاى مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) ظاهر شد و پاهاى مبارک ورم کرد(71). در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت هاى خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنى و آشامیدنى آوردند تناول نفرمود، ولبهاى مبارکش به ذکر خدا حرکت مى کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانى نازنینش مى ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف مى کرد.
به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمود: تو را به برادرت حسین (علیه السلام ) وصیت مى کنم . به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا (علیها السلام ) نبودند، فرمود: شما را وصیت مى کنم به اطاعت از حسن و حسین . سپس فرمودند: ((خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما مى روم و به حبیب خود محمد مصطفى (صلى الله علیه و آله ) ملحق مى شوم چنانچه مرا وعده داده است )). صداى گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتى در مورد غسل ، کفن ، نماز و محل دفن به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمودند و با امام حسین (علیه السلام ) و حضرت زینب (علیها السلام ) کلماتى از کربلاء فرمودند.
بعد از وداع با همگان دست و پاى مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند.
صداى شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که باخبر شدند، صداى شیون و ناله از تمامى شهر برخواست ، مانند روزى که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صداى تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد.
سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن ، امام حسن و امام حسین (علیه السلام ) پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته ، جلو تابوت خودش حرکت مى کرد، تا در مکانى فرود آمد.
بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبى (علیه السلام )، مقدارى از زیر تابوت را کندند و قبرى آماده یافتند که داخل آن لوحى مسى یا سفالى بود و بر آن نوشته شده بود: ((بسم الله الرحمن الرحیم ، این قبرى است که نوح پیامبر براى بنده صالح خدا على بن ابى طالب حفر نمود است )). بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت ، قبر مطهرش ‍ را مخفى نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد.
فرزندان آن حضرت از همسران مختلف 28 دختر و پسرند(72) 5 نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیها السلام ) هستند که عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب کبرى وام کلثوم و حضرت محسن (علیهم السلام ) که در دوران حمل در شش ماهگى توسط منافقین در ماجراى هجوم به خانه امیر المؤ منین (علیه السلام ) به شهادت رسید. حضرت عباس (علیه السلام ) و جعفر و عثمان و عبد الله در کربلا به شهادت رسیدند، که مادرشان ام البنین است . بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.
وقتى خبر شهادت امیر المؤ منى (علیه السلام ) به عایشه رسید چنان خوشحال شد که بى اختیار شعرى خواند و سپس گفت : چه کسى على را کشت ؟ جواب دادند: ابن ملجم . گفت : خاک بر دهانش مباد (کنایه از اینکه خوب کارى کرد)(73).
در شب 21 ماه رمضان حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام ) به آسمان برده شد(74)؛ و در همین شب حضرت موسى بن عمران و یوشع بن نون (علیهم السلام ) رحلت نمودند(75).


ب - بیعت با امام مجتبى (علیه السلام )

در این روز مردم پس از شهادت امیر المؤ منى (علیه السلام ) با امام حسن (علیه السلام ) بیعت کردند(76).


ج - قتل ابن ملجم

در این روز ابن ملجم با یک ضربت شمشیر به جهنم فرستاده شد. بعد از کشته شدن ابن ملجم مردم به سوى قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جثه اش را بیرون کوفه سوزانیدند(77).
ابن بطوطه متوفى سال 779 ه‍ گفته است : هنگامى که به کوفه مسافرت کردم ، در غربى جبانه کوفه در زمینى سفید، زمینى بسیار سیاه دیدم و علت را پرسیدم . گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است . عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادى مى آوردند و 7 روز در این مکان مى سوزانند(78).


23 ماه رمضان


نزول قرآن

شب نزول قرآن است (79) و به قولى در شب 24 ماه رمضان بوده است (80).


24 ماه رمضان


مرگ ابولهب

در این روز و به قولى در 25 ماه رمضان ابولهب به درک واصل شد(81).


تتمه ماه رمضان


الف - بدعت نماز تراویح توسط عمر

در این ماه در سال 14 ه‍ نماز نافله به جماعت خواندن را بدعت گذارد سپس مردى را براى مردها و مردى را براى زنها به عنوان امام جماعت قرار داد(82).


ب - دعاى باران توسط پیامبر (صلى الله علیه و آله )

در ماه رمضان سال ششم هجرى قحطى شدیدى در مدینه رخ داد، که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) طلب باران کردند و باران آمد(83).


پاورقی:

1- مسار الشیعه : ص 4 5.
 2- قلائد النحور: ج رجب ، 63.
 3- فیض العلام : ص 24. بحار الانوار: ج 49 ص 11،321،303.
 4- تتمه المنتهى : ص 83. بحار الانوار: ج 45 ص 385.
 5- شفاء الصدور: ج 1 ص 323. تتمه المنتهى : ص 78 84.
 6- وقایع الشهور: ص 158.
 7- منتخب التواریخ : ص 61. منتهى الآمال : ج 1 ص 91 93.
 8- منتخب التواریخ : ص 60.
 9- منتهى الآمال : ج 1 ص 91.
 10- بحار الانوار: ج 21، ص 245. الموسوعه الکبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 5 ص 334 335.
 11- زندگى سیده نفیسه (علیها السلام ): ص 43 45.
 12- وقایع الشهور: ص 187.
 13- تتمه المنتهى : ص 289. منتخب التواریخ : ص 195 196.
 14- بحار الانوار: ج 22 ص 167، ج 43 ص 189 214.
 15- نفائح العلام : ص 114 . الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 74. فیض العلام : ص 23. شفاء الصدور: ج 1 ص 310.
 16- شرح ابن ابى الحدید: ج 16 ص 187. الوقایع و الحوادث : ج رمضان ص 75. شفاء الصدور: ج 1 ص 312. تتمه المنتهى : ص 87.
 17- شفاء الصدور: ج 1 ص 315، به نقل از ابن خلکان و ابن اثیر.
 18- شفاء الصدور: ج 1 ص 316، شرح ابن ابى الحدید: ج 16 ص 187. الوقایع و الحوادث : ج ماه رمضان ص 79.
 19- تتمه المتهى : ص 278. مستدرک سفینه البحار: ج 4 ص 195.
 20- مسار الشیعه : ص 6 نفائح العلام : ص 115.
 21- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 112. بحار الانوار: ج 44 ص 333.
 22- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 127، فیض العلام : ص 27. مسار الشیعه : ص 6 7. نفائح العلام : ص ‍ 19115.
 23- نفائح العلام : ص 158. تقویم المحسنین : ص 11.
 24- نفائح العلام : ص 191. منتخب التواریخ : ص 43. بحار الانوار: ج 19 ص 25. توضیح المقاصد: ص . 22
 25- فیض العلام : ص 27.
 26- شجره طوبى : ج 2 ص 234 235.
 27- بحار الانوار: ج 18 ص 232، ج 65 ص 392.
 28- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 112. فیض العلام : ص 31. مسار الشیعه : ص 7. تقویم المحسنین : ص ‍ 14. منتخب التواریخ : ص 46.
 29- نفائح العلام : ص 471.
 30- روضات الجنات : ج 7 ص 259.
 31- مراقد المعارف : ج 2 ص 219.
 32- مراقد المعارف : ج 2 ص 202.
 33- تتمه المنتهى : ص 96 108.
 34- الوقایع و الحوادث : ج ماه رمضان ، ص 156.
 35- توضیح المقاصد: ص 22. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 139. فیض العلام : ص 32.
 36- تتمه المنتهى : ص 91 92. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 157. فیض العلام : ص 33. بحار الانوار: ج 45 ص 386. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص 215.
 37- المختار الثقفى : ص 40.
 38- ارشاد: ج 2 ص 5. فیض العلام : ص 34. بحار الانوار: ج 43 ص 250، ج 95 ص 192. اعلام الورى : ج 1 ص 402. کشف الغمه : ج 1 ص 514. مسار الشیعه : ص 7. کافى : ج 2 ص 480. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. العدد القویه : ص 28. تقویم : ص 28. تقویم المحسنین : ص 11. تاریخ الخلفاء: ص 188.
 39- منتهى الآمال : ج 1 ص 219 220.
 40- ارشاد: ج 2 ص 5. فیض العلام : ص 34. بحار الانوار: ج 43 ص 250، ج 95 ص 192. اعلام الورى : ج 1 ص 402. کشف الغمه : ج 1 ص 514. مسار الشیعه : ص 7. کافى : ج 2 ص 480. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. العدد القویه : ص 28. تقویم المحسنین : ص 11. تاریخ الخلفاء: ص 188

41- فیض العلام : ص 35.
 42- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 190. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص 213.
 43- منتخب التواریخ : ص 52. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 194. توضیح المقاصد: ص 24. العدد القویه : ص 234. مصباح کفهمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 168، ج 95 ص 196.
 44- صوره اسراء: آیه 1.
 45- توضیح المقاصد: ص 24. العدد القویه : ص 234. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 168، ج 95 ص 196.
 46- حق الیقین : ص 30. منتهى الآمال : ج 1 ص 51.
 47- بحار الانوار: ج 18 ص 289. حق الیقین : ص 30.
 48- بحار الانوار: ج 18 ص 302 319.
 49- بحار الانوار: ج 18 ص 302 319. حق الیقین : ص 30.
 50- بحار الانوار: ج 19 ص 325، ج 97 ص 168، ج 18 ص 380. الموسوعه الکبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 1 ص 138. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216. 
51- منتخب التواریخ : ص 48 49. الوقائع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.
 52- نافئح العلام : ص 288. فیض العلام : ص 37 38.
 53- منتخب التواریخ : ص 47 49. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.
 54- مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 383.
 55- فیض العلام : ص 36. نفائح العلام : ص 275. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص 214 215 (سال 58 و 68 ه‍).
 56- سبعه من السلف : ص 267.
 57- شرح ابن ابى الحدید: ج 17 ص 254.
 58- مسند احمد، صحیح بخارى ، صحیح نسائى ، السیره الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیره من کتاب العشره .
 59- شرح ابن ابى الحدید: ج 9 ص 198. ریاحین الشریعه : ج 2 ص 357.
 60- ریاحین الشریعه : ج 2 ص 357. سفینه البحار: ج 3 ص 741. بحار الانوار: ج 28 ص 194، ج 32 ص 341.
 61- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 139. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص 213.
 62- ارشاد: ج 2 ص 15. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 190.
 63- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 242.
 64- نفائح العلام : ص 41.
 65- مسار الشیعه : ص 9. العدد القویه : ص 218. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 20 ص ‍ 111 - 143، ج 21 ص 143، ج 97 ص 168. سیره ابن هشام : ج 4 ص 80، تقویم المحسنین : ص 12.
 66- توضیح المقاصد: ص 23. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 384. فیض العلام : ص 42.
 67- بحار الانوار: ج 35 ص 287.
 68- احقاق الحق : ص 265. التعجب : ص 106. نهج الحق و کشف الصدق : ص 310.
 69- بیت الاحزان : ص 153. شرح ابن ابى الحدید: ج 14 ص 193.
 70- کافى : ج 2 ص 465. منتهى الآمال : ج 1 ص 183. ارشاد: ج 1 ص 19. اعلام الورى : ج 1 ص 309. کشف الغمه : ج 1 ص 436. مناقب خوارزمى ن ص 284. العدد القویه : ص 235. ذخائر العقبى : ص ‍ 115. مسار الشیعه : ص 10. توضیح المقاصد: ص 24. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599. تاریخ الخلفاء: ص ‍ 166 175.
 71- الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 265، 271 294.
 72- ارشاد مفید: ج 1 ص 354 355. اعلام الورى : ج 1 ص 395.
 73- تذکره الخواص ابن جوزى : ص 165.
 74- بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599.
 75- بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح کفعمى : ج 2 ص 599.
 76- کشف الغمه : ج 1 ص 538.
 77- نفائح العلام : ص 410.
 78- نفائح العلام : ص 409.
 79- مسار الشیعه : ص 10. بحار الانوار: ج 88 ص 7.
 80- بحار الانوار: ج 95 ص 196.
 81- نفائح العلام : ص 463.
 82- بحار الانوار: ج 31 ص 12 پاورقى .
 83- بحار الانوار: ج 20 ص 376.

منبع:

تقویم شیعه ( عبدالحسین نیشابوری)

______________________________________________________________________________________


تقویم 2

از:

مبلغان ش 47

تقویم قدس رضوی


1 رمضان:

الف - درگذشت سیده نفیسه خاتون - دختر حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب(ع) و همسر جناب اسحاق فرزند امام صادق(ع) ) -  مدفون در مصر (سال 208 هجری قمری)

ب - درگذشت شیخ الرئیس ابن سینا (سال 428 ه.ق)


3 رمضان:
الف - رحلت فقیه متکلم شیخ مفید رحمه الله (413 ه.ق)

ب - غزوه تبوک (9 ه . ق) 


4 رمضان:
الف - درگذشت عالم زاهد باکرامت آیت الله شیخ حسن علی تهرانی، مقبره مطهر ایشان در جوار حرم حضرت امام رضا علیه السلام می باشد (1325 ه . ق)

ب - درگذشت آیت الله میرزا هاشم آملی (1413 ه . ق)


6 رمضان:
الف - تفویض و اعلام ولایتعهدی امام رضا (ع) از سوی مأمون (201 ه . ق)

ب - درگذشت فقیه توانا حمزة بن عبد الله سلّار دیلمی (463 ه . ق)


7 رمضان:
امضای عهدنامه ولایتعهدی امام رضا (ع) از سوی مأمون ، و بیعت عموم مردم با ایشان (201 ه.ق)

9 رمضان:
الف - درگذشت آیت الله شیخ محمد بهاری . ایشان از مریدان ملا حسینقلی همدانی می باشند و تدریس ایشان عمدتا شفاهی بوده است . مجموعه ای بنام تذکرة المتقین از آثار وی گردآوری شده است (1325 ه . ق)

ب - درگذشت آیت الله شیخ علی خوئی (1350 ه . ق)

ج - دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه السلام (60 ه . ق)


10 رمضان:
وفات حضرت خدیجه علیها السلام (3 سال قبل از هجرت)


11 رمضان:
شهادت عالم جلیل سید مهدی موسوی اصفهانی معروف به « شهید رابع » به دست نادر میرزا پسر شاهرخ ، در مشهد مقدس (1218 ه.ق)

12 رمضان:
الف - رحلت آیت الله شیخ مهدی خالصی; از جمله اقدامات ایشان بنای مدرسه و کتابخانه الزهرا در کرخ کاظمین (محل تولد ایشان) و تالیف کتبی چند می توان نام برد (1343 ه . ق)

ب - درگذشت عالم و شاعر شیعی میرزا محمد تقی حجة الاسلام (1312 ه . ق)


13 رمضان:
الف - درگذشت آیت الله سید علی سیستانی (1340 ه . ق)

ب - هلاکت حجاج بن یوسف ثقفی کشنده هزاران تن از پیروان اهل بیت علیهم السلام

ج - درگذشت فقیه عارف جهانگیر قشقایی; ایشان دارای شرح مبسوطی بر نهج البلاغه می باشند و در سرودن شعر نیز استاد بوده اند . (1328 ه . ق)


14 رمضان:
الف - درگذشت عالم برجسته شیعی هند سید محمدتقی ممتاز العلماء; از جمله آثار ایشان می توان به کتابهای: ارشاد المبتدئین، ارشاد المؤمنین، حدیقة الواعظین، الدعوات الفاخرة، ظهیر الشیعه فی احکام الشریعه اشاره کرد . (1289 ه . ق)

ب - درگذشت مختار ثقفی (67 ه . ق)

15 رمضان:
الف - ولادت با سعادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام (3 ه . ق) آغاز هفته اطعام نیازمندان و اکرام ایتام - روز اکرام -

ب - اعزام حضرت مسلم بن عقیل به عنوان نماینده امام حسین علیه السلام به کوفه (60 ه . ق)

ج - درگذشت ادیب و شاعر اسلام محمد بن عباس خوارزمی (383 ه . ق)

ولادت عالم بزرگ محقق بحرانی صاحب کتابهای شریفه: الاربعون حدیثا فی الامامة من طرق العامة و بیان دلالتها، الاستقلالیه، الاشارات فی الکلام، البلغة، تاریخ علماء البحرین، السر المکتوم فی حکمة تعلم علم النجوم، الشفاء فی الحکمة النظریة، الشمسیة فی ردالشمس لامیرالمؤمنین علیه السلام، المعراج، هدایة القاصدین الی عقائد الدین و تعدادی حواشی دیگر . (1070 ه . ق)

د - شهادت فقیه بزرگوار زین الدین (شهید ثانی) شارح لمعه (965 ه . ق)


16 رمضان:
الف - درگذشت علامه فرزانه آیت الله شیخ محمدرضا مظفر در 62 سالگی (1382 ه.ق)

ب - درگذشت آیت الله سیدجلال الدین روضاتی (1360 ه . ق)

ج - درگذشت محمد بن حسن شریف جعفری (ابویعلی) خلیفه و جانشین شیخ مفید (433 ه . ق)


17 رمضان:
الف - بنای مسجد مقدس جمکران (393 ه . ق)

ب - درگذشت آیت الله ملا محمد شرابیانی; او در شرابیان آذربایجان دیده به جهان گشود و از محضر درس اساتیدی همچون میرزای بزرگ و سید محمد حسین کوه کمری مستفیض گشت (1322 ه . ق)

ج - معراج حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله (6 ماه قبل از هجرت)

د - جنگ بدر و اولین پیروزی اسلام (2 ه . ق)

ه - درگذشت محمد بن مسلم زهری (125 ه . ق)


18 رمضان:
الف - آغاز برنامه های شبهای قدر

ب - درگذشت آیت الله سید مصطفی کاشانی از علمای قرن 14 هجری که از ایشان آثار زیر به جای مانده است: تفسیر مختصر قرآن، حاشیه ارشاد علامه، حاشیه شرایع، قاعده لاضرر، منجزات مریض (1337 ه . ق)

ج - شهادت سید علی اندرزگو به دست ماموران ستم شاهی پهلوی (1398 ه . ق ؛ برابر با 2 شهریور 1357)

19 رمضان:
ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام به هنگام نماز صبح در مسجد کوفه (40 ه . ق)


20 رمضان:
الف - دومین شب قدر

ب - فتح مکه (8 ه . ق)


21 رمضان:
الف - شهادت مولود کعبه و جانشین به حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام (40 ه . ق)

ب - درگذشت محدث بزرگ شیخ حرعاملی صاحب وسائل الشیعة (1104 ه . ق)

ج - درگذشت سید ماجد حسینی صاحب سلاسل الحدید (1028 ه . ق)


22 رمضان:
الف - سومین شب قدر

ب - درگذشت آیت الله شیخ عبدالحسین طهرانی شیخ العراقین (1286 ه . ق)

ج - نزول کتاب مقدس «انجیل » بر حضرت عیسی علیه السلام


24 رمضان:

آغاز دعوت ابومسلم خراسانی علیه حکومت بنی امیه (129 ه . ق)


25 رمضان:
الف - وقوع جنگ نهروان (38 ه . ق)
ب - درگذشت فقیه بزرگوار بهاءالدین محمد بن تاج الدین حسین اصفهانی معروف به فاضل هندی مؤلف کشف اللثام (1137 ه . ق)

26 رمضان:
درگذشت علامه محقق آقا جمال الدین بن آقا حسین خوانساری (1125 ه . ق)

27 رمضان:
الف - رحلت محدث بزرگ علامه محمدباقر مجلسی صاحب بحارالانوار (1110 ه . ق)

ب - لغو امتیاز تنباکو و قیام ملت به فتوای میرزای شیرازی (1370 ه . ق)

ج - قیام زنگیان علیه عباسیان به رهبری صاحب الزنج (255 ه . ق)

29 رمضان:
الف - غزوه حنین (8 ه . ق)

ب - ولادت آیت الله حسن بن یوسف بن مطهّر معروف به علامه حِلّی (648 ه . ق)

ج - درگذشت محمد بن حسن شیروانی (ملامیرزا) (1098 ه . ق)


ا شوال:

عید سعید فطر


توجه : نظر به اینکه آخرین جمعه ماه مبارک از طرف امام خمینی(ره) به عنوان روز جهانی قدس معرفی شده ؛ امسال (سال 1394 شمسی) این روز مردد است بین 30 رمضان و یا 23 رمضان هرچند تقاویم 30 رمضان ( 26 تیر) را به عنوان روز قدس معرفی نموده اند)


التماس دعا

http://hamsan.tebyan.net/ سامانه ملی همسریابی

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ
سامانه ملی همسان‌گزینی با حضور معاون وزیر ورزش و جوانان رونمایی شد. این سامانه با فعالیت واسطین ازدواج در جهت حل مشکل ازدواج جوانان راه‌اندازی شد.

به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس،

 سامانه همسان‌گزینی در راستای گسترش صحیح ازدواج از طریق انتخاب صحیح و با محوریت خانواده در جهت دستیابی جوانان به ازدواجی با 4 محور « به‌هنگام » ، « آگاهانه » ، « آسان » و « پایدار » سعی دارد تا با برقراری ارتباطی نظام‌مند، هدف‌دار و مؤثر بین راویان، واسطه‌ها، معرفین و متقاضیان همیار جوانان، خانواده و جامعه در امر ازدواج باشد.

این شبکه با گرد هم آمدن واسطین خیر و فعالان عرصه ازدواج و با بهره‌گیری از شبکه مشاورین و اساتید خبره تلاش دارد تا خلاء وجود مجموعه‌ای پویا و هدف‌مند در عرصه همسرگزینی و همسریابی با تکیه بر مبانی عمیق اسلامی و فرهنگ غنی ایرانی پر نموده و مسیر یک ازدواج موفق را تسهیل کند.

سامانه ملی همسان‌گزینی به نشانی http://hamsan.tebyan.net/ با شعار انتخاب آگاهانه، ازدواج پایدار فعالیت خود را به‌صورت رسمی از امروز آغاز کرد.

___________________________________________________________


در این مراسم الله‌یاری - رئیس سازمان نظام روان‌شناسی - گفت:

تمرکز این طرح بر روی این موضوع است که در ازدواج از ابتدا انتخاب‌های درست صورت گیرد. یکی از مشکلات ما در موضوع ازدواج این است که در این موضوع به کارهای علمی کمتر پرداخته می‌شود.

وی ادامه داد: در موضوع ازدواج باید به چند مورد دقت شود و نکته اول این است که فردی که می‌خواهد ازدواج کند باید از پختگی شخصیت برخوردار باشد و پختگی و رشد شخصیت اجتماعی، موضوعی اکتسابی است که باید مسئولان برای آن برنامه داشته باشند.

الله‌یاری ادامه داد: ازدواج‌هایی که فرد در آن به پختگی اجتماعی نرسیده باشد، با شکست مواجه می‌شود.

تعریف ازدواج این است که من باید از لحاظ شخصیتی به آن حد از رشد رسیده باشم که از خود بیرون بیایم و شخص دیگری را درک کنم و برای تربیت نسل جدید آماده باشم.

وی اظهار داشت: نکته دیگر خودشناسی است و نکته بعد شناخت اطلاعات از زن و مرد است که خصلت‌های روان‌شناسی و روحی و روانی زن و مرد را باید به دختران و پسران شناساند.

رئیس سازمان نظام روان‌شناسی با انتقاد از اینکه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که همه چیز را یاد می‌گیریم به جز آموزش زندگی کردن، گفت:

نگاه کنید که جوانان امروز چه تصویری از زندگی زناشویی دارند و متأسفانه مدرسه و دانشگاه کارهای جدی برای این موضوع انجام نداده است.

بنابراین لازم است دوره‌هایی برای مهارت‌آموزی و برقراری ارتباط متقابل به جوانان تعریف شود و موضوع آخر انگیزه ازدواج است که باید دید هم‌اکنون انگیزه ازدواج در جامعه به حد قابل قبولی است یا نه.

الله‌یاری گفت: ما در جامعه‌ای هستیم که بسیاری از والدین دانسته یا ندانسته نگرش‌های ضد زن و مرد را ترویج می‌کنند، درحالی که در همسان‌گزینی « کفویت شخصیتی » اولویت اول است.

وی با انتقاد از تعرفه‌های بیمه مشاوره ازدواج گفت: مشاوره ازدواج و روان‌درمانی باید در اختیار روان‌شناسان قرار گیرد، در حالی که هم‌اکنون تعرفه‌ها این موضوع را در اختیار روان‌پزشکان قرار داده است. ما نمی گوئیم روان‌پزشکان وارد این حوزه نشوند اما به شرطی باید این اتفاق باید رخ دهد که دوره‌های روان‌شناسی و روان‌درمانی لازم را گذرانده باشند.

انحصار روان‌درمانی و مشاوره توسط روان‌پزشکان خطای بزرگی است که باید آن را اصلاح کرد.

در این مراسم محمد گلزاری -  معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان - گفت:

یکی از حلقه‌های طرح همسان‌گزینی مشاوران هستند؛ چراکه ما شاهد هستیم در حوزه ازدواج حتی افراد غیرمتخصص نیز وارد شده‌اند. درحالی که ما برای حضور مشاوران در این طرح شرایطی را قائل شده‌ایم که عبارت است از داشتن پروانه از سازمان نظام روان‌شناسی، متأهل بودن، بالای 35 سال سن داشتن و همچنین سابقه 5 سال فعالیت در حوزه مشاوره از جمله مشخصات مشاوران حاضر در طرح ملی همسان‌گزینی است.

گلزاری گفت: اگر انتظار داریم که در سال « 100 هزار ازدواج » به آمارهای ازدواج کشور اضافه شود، باید شخصیت افراد را نیز مورد ارزیابی قرار دهیم.

این سامانه تا زمان معرفی افراد به‌صورت رایگان فعالیت می‌کند، اما در زمان مشاوره هزینه دارد و اگر قرار باشد در این طرح روان‌شناسان حضور داشته باشند، اما بیمه به آنها تعلق نگیرد، این طرح با شکست مواجه می‌شود.

در ادامه این مراسم 6 نفر مجوز فعالیت مراکز تخصصی ازدواج و خانواده را دریافت کردند.


غواصی با شهدای غواص ( طرح )

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۱۵ ب.ظ


چهره ها و شهدای غواص

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۵ ب.ظ

تابناک .کد خبر: ۵۰۹۱۷۷

درد دل با شهدای غواص
به گزارش نسیم این سوال از نخبگان و چهره های عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی و ... پرسیده شده. آن چه در ادامه می آید بخشی از دلنوشته ها خطاب به این به خون خفتگان است.



کیوان ساکت(استاد موسیقی):
چندین سر و پای نازنین از سر و دست           از مهر که پیوست و به کین که شکست
ای آزاده دلاوران جان داده در راه وطن! ای نازنین سروهای بلند قامت! ای جگرگوشه های مام وطن! از اندوه ماتمتان خون می گرید سرو.
ز هر خونین دلی سروی قد افراشت    به هر سروی تذروی نغمه برداشت
     صدای خون در آواز تذرو است           دلا! این یادگار خون سرو است


عزت الله ضرغامی(رئیس سابق صداوسیما):
دست‌های بسته ای که هزاران گره ناگشوده باز می‌کند.
وسط این همه گرفتاری‌هامان آمده‌اید! دست بسته! خسته ولی شاد و گره‌گشا!
خنده‌های معصومانه شب عملیات و سرخوشی قبل از زدن به اروند، در جای جای صورت‌های نداشته‌تان به چشم می‌آید.
حالتان خوب است. سبکبار، ساده مثل کودکی هایمان زلال و ناب.
ما که آمدیم فقط سرشانه‌های امنی برای گریستن می‌خواهیم.
اجازه دهید عقده‌های این ایام را خالی کنیم. کمی به ما تسلا دهید!
ای بچه‌های دو کوه نشین! کمی ما را به خودمان نزدیک کنید.
ما از احوال خوش شما دور افتاده‌ایم
محاسبات دنیا دستانمان را بسته است. شما آمده‌اید تا دستانمان را باز کنید. دست‌های بستة شما دلاوران، شمائی که مرگ و ترس را به بازی گرفتید، هزاران گره ناگشودنی باز می‌کند. خوش آمدید، خوب آمدید!

هنگامه قاضیانی(بازیگر):
زمان خون دل میخورد خون دل مادران انتظار.. روحتان شاد و آرام شهیدان پاک وطنم!

مجید بنی فاطمه(مداح):
 175 غواص دیدند ما داریم غرق می شویم خودشان را رساندند.

جلیل سامان(کارگردان):
آن روزها محصل بودم.. آنچه از کربلای چهار بیشتر به خاطر دارم شوک و بهتی بود که از شهادت بهترین دوستان نصیبم شد. و آنچه بیشتر آزارم میدهد فربه شدن وطن فروشانی است که از خون این عزیزان .. هنوز هم به حیات نحس خود ادامه می دهند.. کربلای چهار را هم منافقین لو دادند..

علی شاه حاتمی(کارگردان):
چه موهبتی بالاتر از این برای آب ،که در کربلا بر دستان عباس بوسه زد و اینک تو را در اغوش خود گرفته و تواینک پس از گذشت سالها حرمت آب را به او باز پس دادی ای شهید!
ومن اکنون باور کردم که ماهیها نه در خاک که در آب شهید می شوند.

مهرداد اولادی(بازیکن فوتبال):
عشق یعنی استخوان و یک پلاک... سال های سال تنها در عمق آب

محمدرضا ورزی(کارگردان):
غواصان شهید نشان اقتدار و صلابت یک ملت عظیم هستند. آنان دراوج ماندگارشدند.

مرتضی غرقی(خبرنگار سابق صدا و سیما در نیویورک):
سلام بر جوانانی که طعم مطبوع روزهای دفاع مقدس را احساس نکرده و بدلیل نداشتن اطلاعات دقیق از آن زمان هر از چند گاهی تحت تاثیر افکار مسمومی قرار می گیرند که ظاهری منطقی دارد ولی در باطن ارزشهای هشت سال دفاع مقدس را نشانه گرفته است . شما برادران جوان من بدانید تنها بادرک شرایط آن زمان می توانید قضاوتی صحیح از آن دوران داشته باشید .
این حقیر در تمام رسته های بسیجی سربازی و خبرنگاری در اکثر عملیات های آن زمان حضور داشتم  بدانید که اگر با اسلوب های  جنگ های متعارف آن زمان می خواستیم بجنگیم حتما نیمی از مناطق اشغالی دشمن را از دست می دادیم .
شرایط کنونی جامعه با آن دوران قابل مقایسه نیست در آن دوران همه و همه و همه  تنها به کشور و ارزشهای معنوی انقلاب  فکر می کردند .اگر چه کسانی هم بودند که تنها خود را می دیدند و این نوشته های مسموم و شبه افکن  کنونی نیز با فکر و قلم انها منتشر می شود در ان دوران نیز با مردم و انقلاب همراه نبودند
بنظر شما کالبد شکافی اتفاقاتی که هدفی جز رضای الهی در آن نبوده و زیر سوال بردن آن همه رشادت ها در کنار برخی اشتباهات کوچک چه هدفی جز بی هویت ساختن دفاع مقدس دارد .
وقتی در امریکا بودم و موضوع حمله نظامی به ایران مطرح بود در جمع خبرنگاران بین المللی در سازمان ملل با غرور و تجربه هست سال دفاع مقدس می گفتم که امریکا جرات حمله به ایران ندارد و این یک واقعیت است که غرب و شرق در گذشته از ایران تجربه کرده است وآن جان فشانی ها امروز ملت ایران را از حملات نظامی دشمنان بیمه کرده است پس به یاوه گویی های مزدوران اجانب گوش ندهید چون اصل حقیقت در میان شهدا و جانبازان است که دشمنان ایران از ان درس عبرت گرفته اند پس به گذشته پر افتخار خود ببالیم و خود را همیشه مدیون تربت پاک شهدا بدانیم  خدا ما را قدر دان  دلاوری  های ان عزیزان قرار بده.

فرهاد توحیدی(فیلمنامه نویس):
شهدای غواص اروندرود را شرمنده کردند

کبری خزعلی(عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی):
به ما آموختید که با دست و جشم و دهان بسته نیز می توان استقامت کرد وسربازی سرافراز ودرس اموز بود حتی سی سال بعد از شهادت !!!!!! تا در جنگ نرم تنگه احد وسنگر فرهنگ را به اسانی رها نکنیم واز غافلین و مبعدین نباشیم بلکه علی مظلوم و مقتدر را سربازی جانباز باشیم.

خیرالله تقیانی پور(کارگردان تئاتر):
گاهی با دستان بسته میتوان پرواز کرد گواهش 175غواصند

حجت الاسلام شیرمردی(رئیس ستاد نماز جمعه تهران):
سلام علیکم  با آمدن جنازه مطهر شهدای غریب ومظلوم غواص حقیقتاً گویى کربلا وعاشورا تکرار شده  فقط خدا  وامام زمان (عج) می دانند این شهدا که بودند وچه کردند؟! بااینکه عملیات کربلای4از سه روز قبل لورفته بود و دشمن 100/آماده بود وآتش عظیمی در خط مقدم می ریخت  وشب عملیات  تاصبح   عراقی ها  در ارورند نارنجک  و گلوله می ریختند  این فرشتگان انسی  خط را شکستندو موانع پیچیده را  پشت سر گذاشتند و تا کیلومترها پیشروی کردند  آنان مصداق حقیقی یا ایتهالنفس المطمىنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیه بودند.

شیرازی(رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا):
شهدای غواص به مسؤلان کشور پیام می دهند ، مبادا روی خون ما پا بگذارید! ما رفتیم و فدای اسلام شدیم تا شما از ارزشها و خط امام و ولایت دفاع کنید.

فلاحت پیشه(نماینده سابق مجلس):
شرمنده ایم؛ بی خبر از سی سال غربت شما، درگیر حال خود بودیم.

رحمانیان(مدیر مسئول روزنامه شرق):
آن جا که پا از رفتن باز می ماند و دست بسته، آغاز حرکت جان است برای رسیدن به جانان و مسیری است که غواصان شهید ما برگزیدند.

قدیری ابیانه(سفیر سابق ایران در ایتالیا):
آنها در دفاع از کیان اسلام حرکت کردند و دست بسته زنده به گور شدند تا دست اسلام در ایران و جهان باز شود و بدنهای مطهرشان در این مقطع زمانی پیدا شد تا یادآوری ای باشد برای ما در پیروی از امام شهدا که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتمان آسیب نرسد
 
فراورده(کارگردان سینما):
سرتعظیم و ادب و احترام در برابر آنانی که تا صبح منتظر نماندند، و از زیر خروارها خاک تفتیده لحظه لحظه نفس خویش را نثار راهی کردند که اصحاب حسین بن علی قطره قطره خون خویش را نثار آن کرد.

سادات ابراهیمی(نماینده):
دلبردریادلم! یادت طوفان خاطره هاست

پیرموذن(نماینده مجلس):
سلام   175گرانترین ماهی تاریخ آبهای دنیا با باله های خونین خویش.

امیری کهنوج (نماینده):
قسم به خون پاک ومطهرتان راهتان را ادامه خواهیم داد.
آموختیم که تنها راه ماندگاری این نظام مقدس حمایت تا شهادت از ولی فقیه وتسلیم نشدن درمقابل دشمنان است.
سلام برشما مجاهدان راه خدا که شیوه چگونه زیستن را به ما یاد دادید و ما مقاومت و ایستادگی در راه انقلاب را ازشما آموختیم.

آریایی نژاد(نماینده مجلس):
پیام غواصان شهید: مقاومت حتى با دست بسته

زهره الهیان(فعال سیاسی):
سلام. دستهای بسته ی شما یاد آور مظلومیت کاروان اسرا وتداعی کننده حقانیت قیام حسین  ع و ماندگاری پیام زینب س است.

روح الله سهرابی(کارگردان):
"سکوت ماهى ها شکست سکوتى به قدمت یک گنج....به قیمت یک جنگ...سکوتى که شکست و قلب ملتى را شکست... "

غلامرضا شاه میوه اصفهانی(استاد قرائت):
سلام بر غواصانى که تا ژرفاى دریاى ایثار وفداکارى پیشرفتید و خود همچون مرواریدهایی درصدف خفته دست نیافتنى ترینهاى تاریخ عظمت ملتهاى آزاده جهان گشتید.
درود بر شرفتان  و ای کاش درقیامت شرمنده رویتان نباشیم.

سیدخلیل باستان(استاد دانشگاه):
گاهى إنسان بشکار لؤلؤ ومرجان مى رود و گاهى خداى سبحان،  یقینا شکار رب السموات السبع بهتر است زیرا پاداش این گل سرخها جنات تجرى من تحتها الأنهار وهم فیها خالدون است.

ناصر وحدتی(خواننده):
اوج شهادت یک انسان ونه یکصد وهقتاد و پنج انسان پاکباخته در راه دفاع شرافتمندانه از میهن عزیر ایران همیشه سرفراز

محمدعلی گودینی(نویسنده):
صدو هفتاد و پنج شب شکن عاشق در غوص مروارید از امواج گذشتند. خط های آتش را با سوز آه جگرها شکستند. شاه ماهی های عاشق اما بال بسته با چتر های کبود در امواج به یار پیوستند.

و من :  محضر شما از معدود جاهایی ست که چهره ها هم رنگ می بازند! شهدای چهره پوش!
درود بر شما و راهتان پر رهرو.


حمّام لازم تر بود !!

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۴ ق.ظ

آقاى رضوى فرمود:

در ایامى که مرحوم بیدآبادى به شیراز تشریف آورده بودند، یک روز من محتلم شده بودم .

به قصد حمام از منزل خارج شدم ، دیدم « حاج شیخ محمد باقر شیخ الاسلام » عازم خدمت آقاى بید آبادى هستند.

به من فرمود:

شما هم بیائید به خدمت آقا برویم .

من حیا کردم که بگویم عازم حمامم ؛ بالاخره همراه ایشان به زیارت آقا مشرّف شدیم.

وقتى وارد بر ایشان شدیم ، اول آقا شیخ الاسلام با آقا مصافحه کرد ، بعد من که رفتم مصافحه کنم ، آهسته در گوشم فرمود: حمام لازمتر بود!!

من از اطلاع ایشان بخود لرزیدم و با شرمسارى برگشتم .

آقا شیخ الاسلام فرمود: چرا مى روى ؟

مرحوم بید آبادى علیه الرحمه فرمود:

بگذارید برود ، کار لازمترى دارد!


منبع:

داستانهایى شگفت

آیة الله دستغیب


خخخخخخخخخخخ

يكشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۳ ق.ظ

یارو پلیس مخفی شده بود، چند سال خودش را پنهان کرد و هر چه اداره پلیس دنبال او می‌گشت که حقوقش را بپردازد نمی‌توانست پیدایش کند!

_________________________________________________________

یکی از جوانمردان قدیم به پول نیاز داشت، بعد از چند هفته فکر کردن و این دست و آن دست کردن بالاخره نزد بازرگانی رفت و تقاضای خود را مطرح کرد بازرگان گفت؛ باید یک تار سبیل خود را گرو بگذاری و جوانمرد بعد از چند روز تار سبیل خود را درون پنبه‌ای پیچید و عطر زد و به بازرگان داد. یکی از آدم‌های قالتاق محل که ماجرا را شنیده بود نزد بازرگان رفت و همان درخواست را مطرح کرد و بازرگان از او خواست یک تار سبیلش را گرو بگذارد و یارو دست کرد و یک مشت از سبیلش را کند و به بازرگان داد! بازرگان گفت؛ مرد حسابی! هرچه باشی جوانمرد نیستی!

______________________________________________________

یک دلال پوست گوسفند رفته بود خواستگاری، پرسیدند شغل شما چیه؟ گفت؛ متخصص «دامپیوتر» هستم! پرسیدند؛ سخت‌افزار یا نرم‌افزار؟ گفت؛ هیچکدام پشم‌افزار!

________________________________________________________

قاضی به یک جیب‌بر گفت؛ خجالت نمی‌کشی که دستت را توی جیب این آقا کرده‌ای؟ دزد گفت؛ قربان! تصور کردم که جیب خودم است! قاضی پرسید؛ پس چرا پول‌ها را درآوردی؟ و جیب‌بر جواب داد؛ یعنی می‌فرمائید اختیار جیب خودم را هم ندارم؟!

______________________________________________________________

یک سارق را برای انتقال به زندان در اختیار ماموری گذاشته بودند. در بین راه سارق از مامور پرسید؛ کبریت داری؟ مامور گفت؛ نه! و سارق گفت؛ پس دستبندم را باز کن از بقالی کبریت بخرم! و رفت که رفت. دفعه بعد باز هم همان سارق را به همان مامور سپردند و سارق بار دیگر ترفند قبلی را تکرار کرد ولی این بار مامور دستبند را باز کرد و گفت؛ خیال می‌کنی خیلی زرنگی! اینجا وایستا من خودم می‌روم کبریت می‌خرم و سارق باز هم رفت که رفت!

_____________________________________________________________

یارو با سرعت از چراغ‌قرمز رد شد و یک عابر را زیر گرفت و کشت، افسر راهنمایی بهش گفت؛ چراغ قرمز به این بزرگی را ندیدی؟ و یارو گفت؛ چراغ را دیدم ولی شما را ندیدم!

_________________________________________________________________

گزارشگر تلویزیون از رهگذری پرسید؛ آقا این خیابان کجا می‌رود؟ رهگذر گفت؛ با سلام خدمت رئیس صدا و سیما و مسئول شبکه و همه فیلمبرداران و صدابرداران و خبرنگاران صدا و سیما، بنده 40 سال است ساکن این خیابان هستم و تا حالا ندیده‌ام که جایی برود!

________________________________________________________________

معلم به دانش‌آموزی گفت؛ فعل نشستن را صرف کن. دانش‌آموز گفت؛ من بنشینم، تو بنشینی، او بنشیند، شما بنشینید و ما بنشینیم... معلم پرسید پس آنها بنشینند چی شد؟ و دانش‌آموز جواب داد؛ آقا اجازه! دیگه جا نیست که آنها هم بنشینند!

_______________________________________________________________________

الاغ یارو مرده بود، عده‌ای برای تسلیت نزد او رفتند و دلداریش دادند که امیدواریم آخرین غم شما باشد! هرچه خاک آن حیوان زبان‌بسته است، عمر شما باشد و... هنگام خداحافظی یارو به آنها گفت؛ غم و ماتم مرا بیشتر کردید، چون اصلا نمی‌دانستم که الاغ مرحوم بنده این همه فک و‌فامیل دارد!

__________________________________________________________________________

شخصی نزد قاضی رفت و از شخص دیگری شکایت کرد. قاضی گفت؛ حق با توست. ساعتی بعد طرف مقابل آمد و ماجرای دعوای خود را شرح داد. قاضی گفت؛ بله، حق با توست. منشی دادگاه به قاضی گفت؛ این دیگر چه جور قضاوت کردن است؟ و قاضی فکری کرد و گفت؛ آره، مثل اینکه حق با تو هم هست!

_____________________________________________________________________________

یارو برای شکار به کوهستان رفته بود بعد از بازگشت رفقایش پرسیدند؛ فلانی شیری یا روباه؟ و یارو با عصبانیت گفت؛ هیچکدام، اصلاً مگه خر چشه؟!

___________________________________________________________

طرف می‌گفت؛ هر وقت پای پدرم به لیوان آب می‌خورد و روی فرش می‌ریزد به ما می‌گوید؛ آخه اینجا جای لیوان گذاشتنه؟ و هر وقت پای ما به لیوان می‌خورد، می‌گوید؛ مگه کوری که لیوان به این بزرگی را نمی‌بینی؟!
_____________________________________________________________________

کشیش به دانش‌آموزان می‌گفت؛ همه ما انسان‌ها فرزندان حضرت آدم هستیم. یکی از دانش‌آموزان گفت؛ ولی پدر مقدس! پدر من می‌گوید که ما از نسل میمون هستیم و کشیش گفت؛ ببین فرزندم! مسائل خانوادگی شما به ما ربطی ندارد!

______________________________________________________________________

 طرف می‌گفت؛ لذت‌بخش‌ترین قسمت کوهنوردی هنگامی است که از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی دیگه دیر شده و می‌تونی دوباره راحت بخوابی!

____________________________________________________________________

چند نفر تصمیم گرفتند برای تفریح به صحرا بروند اولی گفت؛ من نان می‌آورم دومی؛ گوشت، سومی؛ میوه، چهارمی؛ تنقلات و پنجمی گفت؛ من هم داداشم را با خودم می‌آورم که دست خالی نیامده باشم!

__________________________________________________________________

یارو بدجوری دچار اسهال و استفراغ شده بود، پرسیدند این چه حالی است؟ گفت؛ راستش قمپز درکرده بودم که می‌خواهم بیماری «پُست تراوماتیک استرس دیس اُردر» بگیرم ولی بعدا دیدم خیلی سخته، به همین اسهال و استفراغ راضی شدم!

_______________________________________________________________________

یارو در جریان یک رزمایش با چتر نجات از هواپیما بیرون پرید ولی چترش باز نشد... با خود گفت؛ خدا را شکر که مانور است!

____________________________________________________________________

بازرس وزارت کشاورزی برای بازرسی به یک گاوداری رفته بود و از صاحب آن پرسید به گاوها چه غذایی می‌دهید؟ یارو پرسید؛ گاوهای سفید یا گاوهای سیاه؟ بازرس گفت؛ گاوهای سیاه و یارو جواب داد به آنها یونجه می‌دهم. پرسید؛ گاوهای سفید چی؟ گفت؛ به آنها هم یونجه می‌دهم. بازرس با عصبانیت گفت؛ مرا سیاه می‌کنی؟ و یارو گفت؛ نه قربان! آخه گاوهای سیاه مال خودم هستند. بازرس گفت؛ مگر گاوهای سفید مال کیست؟ و یارو گفت؛ آنها هم مال خودم هستند!

____________________________________________________________________

دو نفر در میهمانی یک‌ساعت کنار هم ساکت نشسته و حرفی نمی‌زدند. بعد از یک‌ساعت، یکی از آنها به دیگری گفت؛ حالا یک‌ساعت هم درباره یک موضوع دیگر ساکت بنشینیم!
_________________________________________________________________________

یارو به دکتر مراجعه کرد و گفت؛ آقای دکتر مردم به من می‌گویند گاو. دکتر پرسید؛ از کی تا به حال و یارو جواب داد؛ از همان موقع که گوساله بودم!

____________________________________________________________________

افسر پلیس یک دزد فراری را بازداشت کرده بود. آقا دزده گفت؛ تو می‌دانی من کی هستم؟ افسر گفت؛ هر که می‌خواهی باش و یارو باز حرفش را تکرار کرد و افسر در حالی که دستبند به دست او زده بود، پرسید؛ حالا بگو کی هستی؟ و یارو گفت؛ نوکرتم، چاکرتم، بند کفشتم و...!

___________________________________________________________________________

یک شیر پررو در جنگل راه افتاد، و از خرگوش پرسید؛ سلطان جنگل کیست؟ و خرگوش از ترس گفت؛ شما قربان! همین سوال را از شغال و گرگ و... هم پرسید و همان جواب را شنید. ناگهان به یک فیل رسید و پرسید سلطان جنگل کیست؟ و فیل خرطومش را دور کمر شیر پیچید و او را به هوا بلند کرد و محکم به زمین کوبید! شیر بیچاره در حالی که از درد به خود می‌پیچید و کمرش را می‌مالید گفت؛ خب! یک آدرس پرسیدم، نمی‌دونی بگو نمی‌دونم!

_________________________________________________________________________

آقا خرگوشه دید آقا روباهه داره تریاک میکشه، بهش گفت، ضرر داره بیا بریم ورزش، چند قدم اونطرف‌تر آقا گرگه داشت هروئین میکشید، خرگوش بهش گفت ضرر داره ... به شغاله گفت شیره نکش ضرر داره و... رسید به آقا شیره که داشت کراک می‌زد، تا اومد بگه ضرر داره، آقا شیره پرید و لقمه چپش کرد، بقیه گفتند این بیچاره که حرف بدی نزد؟ و آقا شیره گفت؛ فلان فلان شده هر روز حشیش میکشه میاد اینجا شر و ور میگه!

_________________________________________________________________________

یارو در اتوبان با یک ماشین مدل بالا 140 کیلومتر سرعت می‌رفت که ناگهان دید یک موتور گازی سپر به سپر و با همان سرعت در کنارش حرکت می‌کند. زد روی ترمز ولی موتور گازی با سرعت ازش جلو زد! و دوباره با سرعت 140 کیلومتر همراهش حرکت کرد. یارو کنار اتوبان ایستاد و از موتوری پرسید؛ داداش! چطوری با این سرعت حرکت می‌کنی و راکب موتور گازی گفت؛ مرد حسابی خوب شد وایستادی، کش شلوارم به آینه بغلت گیر کرده!
________________________________________________________________________

شخصی به همسایه‌اش گفت؛ آن کاسه‌ای را که قرض گرفته بودی پس بده! همسایه گفت؛ اولاً؛ کاسه نبود و بشقاب بود! ثانیاً؛ از دستم افتاد و شکست. ثالثاً؛ کاسه‌ات را پس داده بودم. رابعاً؛ قبل از این که کاسه‌ات را به من قرض بدهی، آن را به تو پس داده بودم! خامساً؛ کدام کاسه را می‌گویی؟!

________________________________________________________________________

یکی از وزرای ناصرالدین ‌شاه در جریان جنگ‌های ایران و روسیه ادعا کرده بود می‌تواند توپی بسازد که از دارالخلافه تهران، سنت‌پترزبورگ روسیه را با خاک یکسان کند و بعد از چند ماه توپ را آماده کرد  و ناصرالدین شاه و بقیه درباریان را برای مشاهده شلیک آن دعوت کرد ولی با شلیک توپ، گلوله توپ درون لوله منفجر شد و خدمه توپ را لت و پار کرد. ناصرالدین ‌شاه با عصبانیت پرسید؛  مردک! این بود آن توپی که وعده داده بودی؟ و یارو گفت؛ قربان! وقتی خودی‌ها را اینجور لت و پار کرده است، حالا تصور بفرمایید که با دشمن چه می‌کند؟!

_________________________________________________________________

افراد یک روستا، یک چاه‌کن استخدام کرده بودند که برایشان چاه آب حفر کند و طرف، هر روز مزد می‌گرفت اما از آب خبری نبود. به او گفتند؛ پس کی این چاه به آب می‌رسد؟ یارو گفت؛ این زمین آب ندارد. پرسیدند پس چرا چاه حفر می‌کنی؟ و یارو گفت؛ برای شما آب ندارد ولی برای من که نان دارد!
___________________________________________________________________

گماشته یکی از خان‌ها روکش قرمز و آبی در شیر دستشویی را جابه‌جا کرده بود و خان که بدجوری از آب داغ آسیب دیده بود با عصبانیت او را دنبال کرد، یکی پرسید، حالا ولش کن! مگه چه اتفاقی افتاده که اینقدر عصبانی شده‌ای؟ و خان که خجالت می‌کشید به اصل ماجرا اشاره کند، با عصبانیت جواب داد؛ آخه شما چه می‌دونید که کجای آدم می‌سوزه!

__________________________________________________________________________

شخصی سوار الاغ در حال عبور بود که یکی از رهگذران گفت؛ خسته‌نباشی! و یارو جواب داد؛ من که سوار الاغ هستم و خسته نمی‌شوم! و رهگذر گفت؛ من هم به الاغ گفتم خسته نباشی!

____________________________________________________________________________

آموزگار از دانش‌آموزی پرسید؛ مگر نگفتم که سر کلاس نباید چیزی بخوری؟ اون چیه توی دهنت گذاشتی و لُپ می‌جنبانی؟ دانش‌آموز گفت؛ آقا اجازه! آلوخشکه است. گذاشتم توی دهنم خیس بخوره تا زنگ تفریح بخورم!
____________________________________________________________________

برگرفته از « گفت و شنود » کیهان

... ریـــش و روســــری ...

شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ب.ظ

رفعت ساییت کاندیدای حزب اسلامگرای «عدالت و توسعه» در انتخابات پارلمانی ترکیه، با همسرش

                       قبل انتخابات                                                 بعد انتخابات

شمـــــا نظــــرتون در مورد این آدمــــا چیه؟!