ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

بایگانی ارديبهشت ۱۳۹۷ :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۷، ۲۰:۴۷ - مهدی یار
    خخخ.
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۷، ۱۱:۲۸ - ....جلیس العقل ....
    جالب بود
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

همت زنانه

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ب.ظ

ولی بنظرم زنها خیلی همت دارند!
 مردا اگه ده روز نماز و روزه رو ترک کنن، دیگه بعیده زیر بارش برن!!!

مرغ و تخمش

پنجشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۵۹ ب.ظ

محل قبلی که اثاث کشی کرده بودیم
اولین کار گفتیم اجاق گازو راه بندازیم که بی چای وشام نمیشه سربه بالش گذاشت!!
هنو بساط چاییمونو جمع نکرده بودیم که زنگ خونه بصدا دراومد
یکی از امناها بود با چهارپرس فیله مرغ وسالاد وسایرمخلفات

چندسال بعد که به روستای دیگه ای نقل مکان کردیم
گفتیم عجله ای برا وصل اجاق گاز نیست خدا روزی رسانه!!!! خخخخ
دیگه داشت چیدمان خونه تموم میشد که در زدند از هیات امناها بود سرکی به داخل کشید و گفت با خودم گفتم نکنه گرسنه بمونین
اومدم بگم اگه چیزی ندارین مغازه حاجی سر نبشی تخم مرغ داره تا نبسته برین بخرین و نیمرویی بزنین!!!

سخنران جلسه و از مسئولین شهر در دفاع از حکومت:
مسئولین بد داریم! اما اونقدرم دیگه زیاد نیستند!
تا حالا تو همین شهر چند تا امام جمعه داشتین و شهردار و فرماندار و غیره ... چند درصدشون بد بودند؟!
قبول دارین که؟!
یکی از مخاطبین... گوشی به گوش... بلند بلند... با لهجه محلی :
نه نه ندریم!!!
نگاه ها که در میان بهت بعضی و تبسم دیگران به سمتش چرخید، پچ پچ کنان که یعنی با طرفش مکالمه می کنه بلند شد و از مجلس خارج شد!

اگرم عمدی نبود، لامصب قشنگ از کار دراومد!


+ اونقدر این چند وقت نارضایتی از حکومت بالا رفته که از بی سیاستی مسئوله که بخواد از مردم اینجور نظرخواهی بکنه!!

جناب اپراتور! پاچه وزیر چه مزه ای بود حالا؟! خخخخخ

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳ ب.ظ

وزیر که باشی
دهه شصتی هم که باشی، حضرتعالی هستی و عالی جناب!!!

+ اونایی که امشب حدود نیم ساعت قبل شبکه دو رو دیدند بهتر میدونن چی میگم!! خخخخخخ

+ وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

آدم ها و ارتباط ها

دوشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۲۰ ق.ظ

شوک هم فایده ندارد
صبر هم فایده ندارد
دعا هم فایده ندارد
معجزه هم که قرار نیست به این راحتی صورت گیرد!
گاهی ارتباط ها مثل خود آدم ها بی حوصله می شوند!
گاهی ارتباط ها مثل خود آدم ها مریض می شوند!
گاهی ارتباط ها مثل خود آدم ها نیاز به تمدد اعصاب دارند!
همه ی اینها را به خوبی می دانم
گاهی هم اما ارتباط ها مثل خود آدم ها می میرند!
گاهی تنها می شود بر ارتباط های قبلی فاتحه خواند!
گاهی مثل وقتی که کسی می میرد بالاجبار از او دل باید کند!
شوک هم فایده ندارد
صبر هم فایده ندارد
دعا هم فایده ندارد
معجزه هم که قرار نیست به این راحتی صورت گیرد!

مالک ومملوک

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ب.ظ

مهم ترین دارایی طلبه ها کتاباشونه...
یکی از دوستانو یادمه بالای اولین صفحه کتاباش این جمله رو قبل از اسم خودش قید می کرد:
مالک هذا المملوک، مملوک مالک الملوک، فلانی...

در آیات متعددی از قرآن هم آسمان ها و زمین و آنچه در اونهاست را ملک خدا معرفی می کنه که اگر همین تک مساله رو به درستی پذیرا بشیم بندگیمون تمام و کمال خواهد بود
انسان اگه خودشو وجودشو اعضاء و جوارحشو ملک خدا بدونه نسبت به اوامر و نواهی بدنیش مثل نماز و روزه و حجاب و عفت و... کاملا تمکن خواهد کرد.
اگه خود و کس و کار و متعلقین خودش رو ملک خدا بدونه در مصیبت ها و درد و مرض ها و کم و کسری هایی که پیش میاد محاله رفتار و گفتاری کفرآمیز از او سر بزنه!
اگه همه چی رو از خدا بدونه نسبت به داشته های دیگران حالت اعتراضی نخواهد داشت!
اگه اموال و دارایی هاشو مال خدا بدونه تکالیف مالیش رو بی منت و بدون هیچ تعللی ادا کرده و علی رغم اون همیشه وقت خودش رو مدیون مالک خودش میدونه.

توجه جدی به این واقعیت مهم تکبر و عجب و ریا و ناشکری و حسد و کینه و بسیاری دیگر از رذائل اخلاقی رو از انسان ریشه کن خواهد ساخت! حیف که توجهی درخور به این واقعیت عظیم نداریم!


قوله تعالی:

لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّری [6] سوره طه

نفسم باش ...

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ب.ظ

اسامی عاشقانه ای که برا همدیگه انتخاب میکنن:
عشقم وقلبم وجگرم وجانم وعسلم وخودم و... همه یه طرف، ( نفسم ) یه طرف!
( نفس ) هم عشقو میرسونه هم راه عشق ورزی رو...

( نفس ) اگه نیاد انسان میمیره، پس باید بیای! اگه هم بیاد و نره همینه، پس زیادی نمون!!

می خوای ( نفس ) کسی باشی باید بری و بیای -
رفت و آمدی با فواصل نزدیک به هم

گاهی هم البته هوا که خوب باشه باید اجازه بدی عمیق ترت بکشند!!

در ضمن جوری برا عشقت ( نفس ) باش که هیچ وقت نیاز به تنفس مصنوعی پیدا نکنه!!
اگه هم خدای ناکرده این اتفاق افتاد اونی که بهش ( نفس ) میده باز سعی کن خودت باشی نه کس دیگه!

نفستون گرم

شتری بر درب نونوایی !!

دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۳۳ ق.ظ

شتری بر درب نانوایی...

شنیدین که میگن این شتریه که در هر خونه ای می خوابه!
اما شتر و درب نانوایی رو مطمئنا نشنیدین
نوناش همون وسطش به اندازه یه کف دست اگه قابل خوردن بود و بقیه ش متاسفانه خمیر و غیرقابل مصرف.
به غر و پر مردمم توجه خاصی نمی کرد!
یه روز یکی از پیرمردای اهل محل وارد نونوایی میشه و در حضور مشتریها مجسمه شتری رو جلو نونوا میذاره که از خمیرای کناره های نون درست کرده بود!!!!
قضیه که تو محل پیچید و تصمیم سایر اهل محل برای اجرای این نوع اعتراض تازه فهمید که باید به نظرات مردم توجه بکنه وگرنه ممکنه از فردا گله شتر جلو نونواییش به صف کشیده بشه!!!

طرح قشنگیه که میشه اونو به همه شهرها و نونوایی های کشور کشوند و واحد جدید سنجش کار نونوایی ها قرارش داد!! خخخخخ
هر شتر یه کارت زرد

تازه برا هر شغلی میشه یه شتری تعریف کرد و نوع اعتراضات رو از اعتراضات کم اثر زبونی به این سمت و سو تغییر جهت داد!

شما چندتا شتر در مغاره و کسب و کارتون میشه خوابوند؟!

عذاب دیدار با رئیس جمهور!!

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۲ ق.ظ

زنگ زدند که براتون کارت ویژه صادر کردیم  سخنرانی رئیس جمهور امروز ساعت سه، قرار فلانجا...


خوب بنده خدا! من که بیام همچین مراسمی یا باید یکی دوساعت دندون رو جیگر بذارم و خودمو بخورم! یا دل به دریا زده بلند شم و پاچه این مرتیکه رو به دندون بگیرم؟!

کدومش مورد پسند حضرتتونه؟!!

شما مسلما به دومیش راضی نیستین! و طبیعتا منم به اولیش!

پس بی خی نازنین!

دزدهای دوست داشتنی!

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۳ ق.ظ

ارسال ها تمامی ندارند
گروه ها به شدت فعالند
کانال ها هم
پی وی هم هیییی
سروش و روبیکا هم که دانلود رایگان است
تلویزیون هم که بماند
چه راحت عمرم را دارند می دزدند
و چه راحت به دزدها لبخند می زنم!

دروغ انتظار

چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۳۳ ب.ظ

از جمله دعاهای همیشگی محافل و مجالسمون دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفه.
خیلی ام پیاز داغشو داریم زیاد می کنیم و خودمونو مشتاق و واله جلوه میدیم و از درد فراق گریان و نالان.

بد نیست مقداری در واقعه تاریخی زیر تامل کنیم:

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده:
یهود در کتاب هاى خویش دیده بودند هجرتگاه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بین کوه عیر و کوه اُحد (دو کوه در دو طرف مدینه) خواهد بود، یهود از سرزمین خویش بیرون آمدند و در جستجوى سرزمین مهاجرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) پرداختند، در این میان به کوهى به نام حداد رسیدند.

گفتند: حداد همان اُحد است در همانجا متفرق شدند و هر گروهى در جائى مسکن گزیدند.

بعضى در سرزمین تیما .
و بعضى دیگر در فدک و عده اى در خیبر .

آنان که در تیما بودند میل دیدار برادران خویش نمودند، در این اثناء عربى عبور مى کرد، مرکبى را از او کرایه کردند، وى گفت: من شما را از میان کوه عیر و اُحد خواهم برد، به او گفتند: هنگامى که بین این دو کوه رسیدى ما را آگاه نما.

مرد عرب هنگامى که به سرزمین مدینه رسید اعلام کرد: اینجا همان سرزمین است که بین دو کوه عیر و اُحد قرار گرفته است.

سپس اشاره کرده گفت: این عیر است و آن هم اُحد، یهود از مرکب پیاده شدند و گفتند: ما به مقصود رسیدیم دیگر احتیاج به مرکب تو نیست، و هر جا مى خواهى برو.

نامه اى به برادران خویش نوشتند که ما آن سرزمین را یافتیم، شما هم به سوى ما کوچ کنید.

آنها در پاسخ نوشتند ما در اینجا مسکن گزیده ایم، خانه و اموالى تهیه کرده ایم و از آن سرزمین فاصله اى نداریم، هنگامى که پیامبر موعود به آنجا مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهیم آمد!

آنها در سرزمین مدینه ماندند و اموال فراوانى کسب نمودند این خبر به سلطانى به نام تُبَّع رسید با آنها جنگید، یهود در قلعه هاى خویش متحصن شدند، وى آنها را محاصره کرد، سپس به آنها امان داد، آنها به نزد سلطان آمدند تُبَّع گفت: من این سرزمین را پسندیده ام و در این سرزمین خواهم ماند، در پاسخ وى گفتند: این چنین نخواهد شد; زیرا این سرزمین هجرتگاه پیامبرى است که جز او کسى نمى تواند به عنوان ریاست در این سرزمین بماند.

تُبَّع گفت: بنابراین من از خاندان خویش کسانى را در اینجا قرار خواهم داد تا آن زمانى که پیامبر موعود بیاید وى را یارى نمایند، لذا او دو قبیله معروف اوس و خزرج را در آن مکان ساکن نمود.

این دو قبیله هنگامى که جمعیت فراوانى پیدا کردند به اموال یهود تجاوز نمودند، یهودیان به آنها مى گفتند: هنگامى که محمّد(صلى الله علیه وآله)مبعوث گردد شما را از سرزمین ما بیرون خواهد کرد!

هنگامى که محمّد(صلى الله علیه وآله)مبعوث شد، اوس و خزرج که به نام انصار معروف شدند به او ایمان آوردند و یهود وى را انکار نمودند این است معنى آیه وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا...

آرى، همان جمعیتى که با عشق و علاقه مخصوص براى ایمان به رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمده بودند و در برابر اوس و خزرج افتخارشان این بود که پیامبرى مبعوث خواهد شد و آنها یاران خاص وى خواهند بود. بر اثر تعصب، لجاج و دنیاپرستى در صف دشمنان او قرار گرفتند در حالى که دور افتادگان گرد او را گرفته و به یارانش پیوستند.
- تفسیر نمونه ذیل آیه 89 بقره -

این مربوط به یه قوم مدعی انتظار بود در مورد اشخاص هم داریم:
وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ... - اعراف 175 و 176 -
این که بعضى احتمال داده اند، مراد شخص امیة بن ابى صلت همان شاعر معروف زمان جاهلیت است که نخست بر اثر آگاهى از کتب آسمانى پیشین در انتظار ظهور آخرین پیامبر بود، ولى کم کم به این فکر فرو رفت که ممکن است خودش پیامبر باشد و به همین دلیل پس از بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نسبت به او حسد ورزید و بناى مخالفت را گذاشت.

و یا این که منظور ابوعامر راهب معروف است که در زمان جاهلیت، مردم را نوید به ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى داد، اما پس از ظهور پیامبر راه مخالفت را پیش گرفت، هر دو احتمال بسیار بعید به نظر مى رسد.

زیرا جمله وَ اتْلُ و کلمه نَبَأَ و جمله فَاقْصُصِ الْقَصَصَ نشان مى دهد: این جریان مربوط به افراد معاصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نبوده، بلکه از سرگذشت اقوام پیشین است.
...
ولى از آنجا که افرادى همانند بلعم در عصر و زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) همانند ابوعامر و امیة بن ابى صلت وجود داشته اند، مفهوم آیات بر آنها تطبیق شده است، همان گونه که بر افراد مشابه او در هر عصر و زمان نیز منطبق خواهد شد... - تفسیر نمونه ذیل آیه -


با این حساب نمی ترسیم انتظار ما هم از این دست انتظارها باشه؟! قوممون و شخصمون؟!
مایی که انتظارمون برای امام موعود(ع) در همون حد حرف و دعا و ادعا اگه باشه و نه بیشتر.

در حالی که اینها کسانی بودند که خونه و زندگی خودشونو به عشق درک پیغمبر موعود(ص) رها کرده بودند و یا فوق منتظرین عادی از زمره مبلغین بزرگ انتظار به شمار میومدند، در نهایت اما کارشون به مقابله با پیامبرشون رسید!

در کلاس آواز...

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

مرتب صدا رو تو گلوش میچرخونه و میگه:
عععععععع
رفته کلاس آواز، بهشون گفتند برا تقویت حنجره این حرفو مرتب تکرار کنه.

یه کم که گذشت دیدم تمرینشو عوض کرد:
ررررررر
میگه: اینو برای سلیس و روان گقتن کلمات دستور دادند.


گفتم:
نگفتند بعدش این دوتا حرفو با هم تکرار کنین؟!!! خخخخخ
راحت خرتون کردند ونفهمیدین!!!

به سبک مردان آهنین!

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۳ ق.ظ

حاجی! هر کسی تو این روستا ساز خودشو میزنه دیگه گندشو درآوردند امشب در این خصوص اگه بتونین صحبت کنین ...

همه شونو تک تک می شناختم آدمای مومن و دلسوز و وجیه
یه میز جلوم گذاشته بودند
گفتم امشب شب شادیه اول از همه می خوایم یه مسابقه خیلی جدی بین مسئولین روستا برگزار کنیم
مسابقه ای در حد مسابقه مردان آهنین
یکی از شوراها رو صدا زدم یکی از اعضاء هیات امنا و یکی از بسیج رو
خودمم بلند شدم و عبا رو کنار گذاشتم هر نفر گوشه ای از چهار طرف میز رو گرفتیم و گفتم هر کسی که تونست میز رو به طرفی که خودش هست بکشانه برنده ست!
رقابت مخصوصا بخاطر مسائلی که بینشون بود اون قدر جدی شد که میز داشت از هم کنده می شد!
سوت پایان رو زدم.
بعد به هر کدام رو کردم و از توان خودش و حریفش سوال کردم وگفتم به سبک مردان آهنین باید جواب بدن!
خوب می گفتند ما تلاش خودمونو کردیم و عضله مون اگه نمی گرفت و آسیب دیدگیمون اگه نبود و جو سنگین  مسابقه و فلان وبهمان بهتر از اینها بودیم ! و بهرحال شرمنده هم تیمیامون شدیم و اینکه حریف هم حریف قدر وقلدری بود و در اوج قدرت قرار داشت و ملت هم می خندیدند!
دوباره گفتم میز رو همه با هم بگیرین گفتند حاج آقا خسته شدیم دیگه نوبت بقیه دوستانه گفتم نه دیگه بحث مسابقه نیس
میزه رو ایقد کش واکش دادین میترسم یهو از هم در بره بگیرین بذاریمش فلان گوشه!
 بعد وارد بحث شدم که چقدر در حرکت اول هر کدام از ما انرژی مصرف کردیم و عرق ریختیم اما میز از جاش تکون نخورد که نخورد بعلاوه هم اون آسیب دید و هم خودمون بی بهره از آسیب نموندیم!
اما در حرکت دوم به راحتی آب خوردن میز رو همون جا که خودمون خواستیم بردیم بدون صرف انرژی و بدون خسارت.
در امور فرهنگی واجتماعی هم همینه گاهی همه عزیزان دارند تلاش خودشونو میکنن اما بازدهی خاصی نداره چرا؟! چون هماهنگی و همگراییی که بین همه افراد مرتبط با قضیه باید برقرار می بوده نبوده.
می خوایم کار بکنیم که میدونم میخوایم باید با هم هماهنگ باشیم و منسجم وگرنه زحمت خشک و خالی خواهد بود بدون هیچ عائدی و ثمره ای.

امیدوارم که حل شده باشه.

ما علیه ما

دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ق.ظ

میگم: جنس ایرانی بخر پولش بره تو جیب کارگر ایرانی
میگه: اگه خودم کارگر نبودم همین کارومیکردم!!
با تعجب که نگاهش میکنم میگه:
مگه از جونت سیر شده باشی!!!

تا اینو گفت کلی خاطره به ذهنم اومد

اون جوونیا که هنو مجرد بودیم خونه یکی از دوست وآشناها میرفتیم این بنده خدا هم هوای مارو زیادی داشت میدونست حلوا دوس داریم اکثر اوقات برامون حلوا می پخت اونم حلوای کنجدی و ما هم با کیف ولذت تمام می خوردیم.
تا اینکه یه روزی خودشون مسافرت رفته بودند وکلیدو دادند که مواظب خونه شون باشیم
پخت غذا هم افتاد گردن خودمون
شام چه بپزیم چه نپزیم؟ دیدیم همون حلوا راحت تر و خوشمزه تره!
چشمتون روز بد نبینه سطل آردشونو باز که کردیم دیدیم شپشکه که داره ازش بالا میره!
هیچی دیگه بعد از اون هرجا حلوای کنجدیه با احتیاط مصرف می کنم!! خخخخخ

خلاصه میخوام بگم از ماست که برماست

حضرت جدی !!!

شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۰۱ ق.ظ

اگه یه بابا اسم بچه ش رو بذاره
اخمو !! یا جدی!! یا عبوس!!
چی بهش میگین؟!

امیدوارم حرف نامربوطی نزده باشین!
چون اون بابا کسی نیست جز آقا امیرالمومنین!
و اون فررند نیست مگر عباس بن علی!

بله عباس یعنی کسی که خیلی عبوس و ترش رو و جدیه، یا شیری که سایر شیرها ازش فرار می کنن!!
اگه علی این اسمو گذاشته پس نباید اسم بدی باشه!

کاش ما هم تو این دور وزمونه ای که دشمن داره مرتب جلو میاد و به فکر تسخیر گام به گام خاکریزهامونه کوتاه بیا هم نیست، یه کم عباس بودیم!!
در واقع این روزها عباس میدان رزم متاسفانه دشمنه! و ما شمری که امان نامه ش رو قراره پاره کنن و جلوش بریزن!

+ مولود امروز در عین حالی که عباسه، ابوالفضل هم هست: پدر فضیلت و بزرگواری پدر وفا و ادب وایثار.
و هنر ابالفضل العباس این بود که هرکدام رو با بصیرتی که داشت در جای خودش بکار می گرفت.

عباسی باشین
و ابوالفضلی