ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

به قلم من :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ تیر ۹۶، ۱۸:۳۴ - دچـــــ ـــــار
    اوکی :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

۶۶۳ مطلب با موضوع «به قلم من» ثبت شده است

غلام یا امیر؟!

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ق.ظ

نظرتون در مورد این تغییر رفتار خاص در حیطه ی انتخاب اسامی فرزندان چیه؟!


قبلا:

عبدالعلی

عبدالحسین

غلامرضا

و...


الان:

امیرعلی

امیرحسین

امیررضا

و...


راز خوشبختی

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ب.ظ

1

فکر کن همین الان که داری این مطلبو میخونی تو یه باغ زیبا هستی با درختان سرسبز سر به افلاک کشیده و رودی زلال و خنک که پیچان و تابان از پای درختان در حال گذره و آوای پرندگان زیبا و هوایی دلکش و بهاری...

تو ده سالگیت هستی و دست در دست یه همبازی قدیمی دارین از این درخت به اون درخت میدوین و میخندین

صدای خنده تون تمام باغ رو پر کرده!

خودتونو رو سبزه های زمین ولو میکنین و به آسمون آبی بالاسرتون که از لابلای شاخه های سبز درختان دیده میشه، خیره میشین! و برای هم بهترین ها رو آرزو می کنین!


جز اینه که از این تصور حسی قشنگ و دوست داشتنی سراغت میاد؟!

ولی مگه ده سالتونه؟! مگه چنین چیزی اصلا امکان داره؟! همبازی قدیمی کجا بود!؟ 

ولی با اینهمه این احساس به میزان عمق تصوری که کردی، در تو وجود خواهد داشت!


2

و باز خیلی جدی مجسّم کن تو یه دخمه ای تاریک و نمور حبست کردند نمیدونی کی هستند و چی ازت می خوان!!

لباسات بخاطر درگیری شدیدی که باهاشون داشتی پاره پوره شده!

قطرات خون از کنج لبانت آهسته آهسته بر زمین میریزه!

صدای حرکت موشها و سوسکها رو کنار خودت احساس می کنی!! اما نای بلند شدن و فریاد کشیدن نداری!

فقط خداخدا میکنی که از روی سر و صورت تو نگذرند!

صدای باز شدن در رو میشنوی و سایه ای بزرگ که تمام فضا رو پر می کنه با صدایی نخراشیده و سایه یه چاقو بر دیوار

از گریبانت گرفته تو رو بلند میکنه

اصرار داره چشمانتو باز کنی تا چهره کریه و سراسر غضبشو رو ببینی...

بوی دهنش بدجور داره آزارت میده...


آیا از همچین تصوری وجودت آکنده از وحشت و غم نمیشه؟! 

در حالی که واقعی نیست و امکان تحققش هم در آینده میشه گفت بسیار اندک...

این است رمز شادابی و بی نشاطی اغلب مردمی که در اطراف ما زندگی میکنن

اونها که از تصورات زیبایی برخوردارند بالتبع از زندگی زیباتری هم برخوردارند و اونها که تصوراتشون منفی ست زندگیشون هم به همان میزان منفی خواهد بود!

خوشبختی و بدبختی در درون جان ما آدمهاست و ما نا آگاهانه اونو بیرون جستجو می کنیم!!


زندگیتون رؤیایی

السلام علیک یا امام طلا (ع) !!!!!!!!

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۰ ب.ظ

دقیقا فازشون چیه؟! 

اونایی که میان حرم امام رضا (ع) ... رو می کنن به سمت گنبد و گلدسته های حضرت ... و با یه دنیا احساس، گریه تو گلو میگن: 

« قربون اون گنبد وگلدسته ها ی طلاتون!!! آقا جون!» 


من که نمیدونم!!!


+ وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ... - آیه 148 اعراف -


برگرفته از تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه:

«سامرى از آنجا که میدانست قوم موسى (علیه السلام ) سالها در محرومیت به سر می بردند و به علاوه روح مادیگرى چنانکه در بسیارى از نسل هاى امروز آنها نیز مى بینیم بر آنها غلبه داشت و براى زر و زیور احترام خاصى قائل بودند، لذا او گوساله ی خود را از طلا ساخت، تا توجه شیفتگان و بردگان را به سوى آن جلب کند.»


حالا ما هم لازمه مرتب به خودمون تلنگر بزنیم که مبادا محرومیتهای مادی و مشکلات اقتصادیمون خدای ناکرده در عشق ما به اهل بیت و گنبد و بارگاهشون دخیل بوده باشه و به جای امام رضا علیه السلام در واقع به گنبد طلا سلام داده و بدیم!!!

از خودت سؤال کن اگه یه قبر خالی بود، امام رضا (ع) رو چطوری زیارت می کردی؟؟؟!

پاره های عمر من

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۷ ب.ظ

نیاز به عالم دیگر نیست!

اعتقاداتم قرص قرص است!!

در همین چهل ساله، دنیا را دیدم که به چشم برهم زدنی گذشت!!

و برزخ را که سال هاست در آن گرفتارم!!

بهشت را نمی دانم، جهنم که صدای نفسش دارد می آید!!

دوری نزدیکی

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ب.ظ

گاهی نزدیک شدن که توجیه نداشته باشه، دور شدن نمیتونه معنی بدی داشته باشه!!!

به عبارت دیگه دور شدن همیشه به معنی نادیده گرفتن طرف نیست! گاهی به معنی بزرگ و جدی شدن طرفه! و اون به هرجهتی اینو نمیخواد!


+ به تصمیمات همدیگه احترام بگذاریم ...

آنلاین

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ

منتظرم نباش...

دیگر هیچ وقت «آن» نخواهم شد!

مِن بعد «این» خواهم بود!!

توجیه

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵ ق.ظ

درهای توجیه اگر گشوده نمی شدند..

درهای بسیاری از مشکلات برای همیشه بسته می ماندند!!

هههههههه

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۶ ب.ظ

فرستاده بودم:

دوستم اگر داری، حواله ی لبخندی...

در پوست خودم نمی گنجیدم وقتی فرستاد:

هه هه هه هه

کاش اما هیچ وقت نمی فهمیدم پیامش را به کسره فرستاده است!!!

حس خفگی

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۷ ب.ظ

میگه: این وضعیت داره خفه م می کنه!!

میگم: تو استخر تفریحی هم بخوای خودتو خفه کنی می تونی!!

مورچه ی قهرمان

سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ب.ظ

« دیده و شنیده ام مورچه ای بارها از دیواری که بالا می رفته فرو افتاده ولی تسلیم نشده تا آن که بالاخره تونسته بارشو که گاهی چندین برابر خودش هم بوده بالا بکشه و به سر منزل مقصود برسونه!

و خیلی هم جدی تصمیم گرفته ام تو زندگی پا جای پای اون بذارم!

اما یکی دوبار که زمین خورده م دیگه نتونستم بلند شم!! »

این شخص نمیدونه مورچه هم اگه مثل اون سنگین بود با یه زمین خوردن زمین گیر می شد! و دیگه نمیتونست از جاش بلند بشه!!

میخوای از شکستها نشکنی بایستی عین مورچه باشی: سبک و کم وزن!

فرق ما و مورچه در همین یه نکته نهفته و بس!


+ انسانی که هوای پرواز داره باید پیش از هرکاری بندها رو از پای خودش باز کنه! وگرنه هرچه تلاش بیشتری به خرج بده به خودش آسیب بیشتری وارد کرده است!!

مولودی...

جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ب.ظ

شب ولادتی، داشتم مولودی می خوندم...

پیرمرده تو حال خودش چشماشو به زمین دوخته بود و به سینه ش می زد!!

دو سه تا نوجوون اما تابلو پوزخند می زدند!

نمیدونم با من بودند که: عمو! تو هم با این مولودی خوندنت؟!!

یا به اون پیرمرده با اون حواسش؟!

گفتم: « البته اونقدر مظلومیت اهل بیت زیاده که شب ولادتشونم آدم به سینه ش بزنه جا داره!!»

مسخره بازیشون تموم شد!

پیرمرده اما همچنان به سینه ش می کوبید!!


+ خیلی شیخا و مداحا بس که نوحه خوندند نمیتونن به درستی مولودی بخونن! این رو هم قبول دارم!

اون کدوم سه تاست که؟!...

جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ق.ظ

در مجلس ختم

ملا بر منبر:

اون کدوم سه تاست که یکیش میره و دوتاش نمیره؟!

جمعیت: اخم...

خودش:

اون آدمی و خوبی و بدی ست!

آدمی میره و خوبی و بدیش میمونه!!!

از لابلای توصیه به یه دوست

پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۴ ب.ظ

محمد شورگشتی, [۲۲.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۲]

وقتی خودتو میبازی میشه گفت راه رو برا باخت کل زندگیت باز کردی!! پس محکم باش!

خیلی مهمه خودتو به شرایط خودت قانع بدونی وگرنه دیگران مرتب زندگیتو تو سرت خواهند زد!!!!

...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۴]

تویی که نوع رفتار دیگران رو با خودت تعریف میکنی!!

... 


محمد شورگشتی, [۲۴.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۶]

چرا فکر میکنی خودت نمیتونی زندگیتو تغییر بدی؟!

بجای گله کردن از دیگران به خودت یه کم نهیب بزن!

مردمو اونقدر بزرگ نکن که خودتو دیگه نبینی!!!

...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۷ ۲۲:۴۳]

بعضی افکار ابتداءً مثل طنابی میمونن که دور دست و پات پیچیدن و حرکتت رو کند میکنن! اما اگه از خودت جداشون نکنی یه روزی و به مرور دور گردنت خواهند افتاد و راه نفسو دیگه بطور کامل برت خواهند بست!

...


محمد شورگشتی, [۲۸.۰۶.۱۷ ۲۳:۰۹]

وقتی کاری ازت ساخته نیست دست به دامن اشک بشی کسی توبیخت نمی کنه!

جرم تأهّل

چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ق.ظ

تو هوای گرم، لخ و لخ می کشیدم و می رفتم...

طرف حال و احوال نپرسیده می گه:

خوب عوض زن، می دادی یه ماشین می گرفتی که اینجور سر ظهری عرق نریزی!!!

خخخخخخ

هیچی دیگه الان به زنم دارم به چشم یه مجرم بالفطره نگاه می کنم!!!

موفقیت در گرو این دو چیز...

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۷ ب.ظ

موفقیت در گرو این دو چیز است: هیچ چیزی را حتمی ندان! و هیچ چیزی را غیر ممکن!

شانسه که ما داریم؟!

دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ق.ظ

کم نبودند ماه رمضون با ولع تمام، بطری آب خنکو سر می کشیدند و وقتی یادشون می اومد روزه ند که لبالب تا خود حلق پر شده بودند!!

ما عید فطر میخوایم آب بخوریم با تردید و شک و دودلی می خوریم!! خخخخخخ


+ عیدتون مبارک

مواظب باشین دستاوردهای یک ماهه تون رو به راحتی از دست ندین!!

التماس دعا

یه بهونه خوب برا زندگی

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۱۲ ب.ظ

از خدا عمر زیاد می خوام...

حیفه که نخوام....

حیفه که از دستش بدم...

هرچه باشه بازم کمه...


از چی دارم میگم؟!

خوب معلومه...

از ماه رمضان

از شب قدری که برتر از هزار ماهه!!


خدایا! نه تا سال دیگه زنده مون بدار، بلکه تا سال ها و سال ها و سال ها

تا بتونیم ماه های مبارک و شبای قدر بیشتری رو درک کنیم...


رمضان و شب قدر: یه بهونه خوب برا زندگی...

+ اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ وَ طَوْلِکَ وَ عَفْوِکَ وَ نَعْمَائِکَ وَ جَلالِکَ وَ قَدِیمِ إِحْسَانِکَ وَ امْتِنَانِکَ أَنْ لا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِشَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى تُبَلِّغَنَاهُ مِنْ قَابِلٍ عَلَى أَحْسَنِ حَالٍ ... یَا رَبِّیَ الَّذِی لَیْسَ لِی رَبٌّ غَیْرُهُ لا یَکُونُ هَذَا الْوَدَاعُ مِنِّی لَهُ وَدَاعَ فَنَاءٍ وَ لا آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِلِقَاءٍ حَتَّى تُرِیَنِیهِ مِنْ قَابِلٍ فِی أَوْسَعِ النِّعَمِ وَ أَفْضَلِ الرَّجَاءِ وَ أَنَا لَکَ عَلَى أَحْسَنِ الْوَفَاءِ إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ - قسمتی از دعای وداع امام صادق علیه السلام با ماه مبارک رمضان -

خدایا و از تو مى خواهم ـ به رحمت و بخشش و گذشتت، و نعمت ها و جلالت، و دیرینه احسان و عطایت ـ اینکه این رمضان را آخرین بهره ما از ماه رمضان قرار ندهى! تا ما را در سال آینده به آن برسانى، آن هم بر پایه بهترین حال! ... 

اى پروردگارم! که برایم پروردگاری غیر او نیست! این وداع نسبت به ماه رمضان وداع فنا و آخرین بهره من از دیدار نباشد، تا آن را در سال آینده به من بنمایانى ـ در فراخ ترین نعمت ها، و برترین امیدها ـ درحالی که من براى تو بر پایه بهترین وفاداری باشم! به درستى که تو شنواى دعایى.

فوری فوری فوری : عید سعید فطر...

شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ب.ظ

فوری فوری فوری :

عیدسعیدفطر پیشاپیش مبارک!! خخخخخخ


امروز به همراه جزء بیست و نهم، جزء سی قرآنو هم خوندیم!!!

اما دلم برا دعای سی ام ماه رمضان بدجور می سوزه!!!

خودشم نمیدونه بالاخره هست یا نه؟!!!

نگاه به وضعیت سی رمضان کن و ایقدر ناشکر نباش!!! خخخخخ


+ شبی که نمیدونم شب اول شواله یا آخر رمضان و به جهت رفع مظلومیت از دعای روز سی ام :

وصل و فصل

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ
دنیایی که هر وصلش با فصلی از آن امکان تحقق دارد...
جز اینکه انسان را میانه ی شادی و غم بکارد، هنر دیگری ندارد!!

بستنیــــــــــــــــــ

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۲ ب.ظ

تو ماشین به مامانش گیر داده بود « بستنی می خوام! بستنی می خوام!! »

حسابی اعصاب همه رو به بازی گرفته بود!


عمامه م رو از سرم گرفتم و گفتم:

بیا عمو! اینم بستنیی که می خواستی!!!

بچه هه از رو تعجب بود، از رو ترس بود، از رو هر چی بود، بالاخره لالمونی گرفت!! خخخخخ


+ خوب بستنیه دیگه! نیست؟!

تازه اهلشم میدونن بستنشم کار هرکسی نیست! و کلی هنر و ظرافت می خواد!!! خخخخ

خیانت ...

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۰ ب.ظ

یکی از معضلات جدی در جریان ازدواج مجدد، طرز نگاه متفاوت زن و شوهر به این مقوله ست!

ازدواج دوم برا اکثر آقایون به غذای سرریز میمونه!! ولی اکثر خانما تعویض رختش می پندارند!!!


+ هستند کسانی که از این ازدواج صراحتا به خیانت تعبیر می کنند!!!

باید از اینها پرسید آیا این نوع ازدواج مشروعه یا خیر؟! 

آیا معتقدید شرع مقدس حامی خائن و خیانته؟!!

این خود بالاترین خیانتی نیست که شما در حق دین دارین مرتکب میشین؟!!


+ در ادامه تجربیاتم از ازدواج مجدد متوجه شدم خانمای مخالف این حکم، با اسم ساره و سارا خیلی اخت میشن! 

حتی دوس دارند دختری بیارند و این اسمو روش بذارند!! خخخخخخ

م ر گ و ز ن د گ ی

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۰۲ ب.ظ

از زندگی چیزی نمی خواهم...

جز به مقدرای که لحظه ی مرگم را زهر مارم نسازد!!

اولین کادوی ازدواج

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۲ ب.ظ

میگی: « فلان ظرفو چرا ازش استفاده نمی کنی؟! الان با اینهمه مهمون دیگه وقتشه!! »

میگه: « کادوی اول زندگیمه، از طرف یه کسی که برام خیلی عزیزه! نمی خوام خدای ناکرده، خش بیفته یا زبونم لال بشکنه »

و توجه نداریم اولین کادو رو خود خدا بود که بهمون داد:

و اون نبود جز آسایش و محبت و مودتی که به مجرد اجراء صیغه ی عقد، در تمام وجود زوجین جاری شده و اونها رو به بالاترین نحو به هم پیوند زد.

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(21) رومـ


و عجیب اینکه اولین کادوی ازدواج، آن هم از طرف عزیزترین موجود عالم، آن هم کادویی که از هر چیز برای زندگی مهمتر و باارزشتره، کمترین دقت رو برا حفظش به خرج ندادیم و نمیدیم! همین مایی که برای سایر کادوها تا مرز جانمون براشون مایه می ذاریم!!


کمی اندیشه...

توان

شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

از هر کس بیش از توانش که بخواهی، خود را از توانش هم محروم ساخته ای!


حراج

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۰ ب.ظ

فکر می کردم قیمت دارم!

نظر دیگران هم کم و بیش همین بود!

کاش خودم را به حراج نگذاشته بود!!


+ با رسوایی هم هر چه بجنگی بر آن افزوده ای!!

غربت

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ب.ظ

تو غریبی...

من غریبم...

روزگار غریبی ست!!

بازگشت به عصر بت پرستی

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ق.ظ

...

57 - و به خداوند سوگند که در غیاب شما، نقشه اى براى (نابودى) بت هایتان خواهم کشید.

58 - پس (سرانجام، ابراهیم در یک فرصت مناسب) همه بتها - جز بزرگشان را - کاملاً خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند (و وجدان هاى خفته ى آنها بیدار شود).

59 - گفتند: هر کس با خدایان ما چنین کرده قطعا از ستمگران است (و باید کیفر ببیند)!

60 - (گـروهى) گفتند: شنیدیم جوانى از (مخالفت با) بتها سخن میگفت که او را ابراهیم میگفتند.

61 - (بزرگان قوم) گفتند: پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها (بر مجرم بودن او) گواهى دهند.

62 - (هنگامى که ابراهیم را حاضر کردند) گفتند تو این کار را با خدایان ما کرده اى، اى ابراهیم ؟!

63 - گـفت : بلکه بزرگـشان کرده باشد! از آنها سؤ ال کنید اگر سخن مى گویند!!

64 - آنها به وجدان خود بازگشتند و (به خود) گفتند: حقا که ستمگرید!!!

65 - سپس سرهایشان را به زیر انداختند (و باشرمندگى گفتند: اى ابراهیم !) براستى تو خود مى دانى که اینها (حرف نمى زنند و) اهل سخن گفتن نیستند.

66 - (ابراهیم) گفت : آیا جز خدا چیزى را میپرستید که نه کمترین سودى براى شما دارد، و نه زیانى مى رساند (که به سودشان چشم دوخته باشید یا از زیانشان بترسید).

67 - اف بر شما و بر آنـچـه غیر از خدا پـرستش میکنید، آیا اندیشه نمى کنید (و عقل ندارید)؟!

68 - گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یارى کنید!! اگر کارى از شما ساخته است.

...

- داستان در سوره انبیاء، آیات 51 تا 70 -



اگه یه روزی ابراهیم در مقابل بت پرستان با استدلال فوق تونست خلع سلاحشون کنه و اونا هیچ جوابی برا گفتن نداشتند!

اما امروز در عصر علم و تکنولوژی دقیقاً بسیاری از مردم یه همچین خدایی رو میخوان و بهش قائلند و تبلیغشو می کنن!!!!!


خدایی که نه درک و زبانی داشته باشه که به بندگانش دستور و فرمان بده! و امر و نهی کنه!

و نه چشم و گوشی که اشتباهات اونها رو ببینه و بشنوه!

و نه دست قدرتی که به مجازات و عذابشون بگیره!


و اگه جز اینه پس این حجم اعتراض و مخالفت با احکام دینی چیه؟!

پس اینهمه گناه و فساد گسترده چیه؟!

پس اینهمه احساس امنیت از عذاب های آسمانی چیه؟!


ابراهیمی دیگر لازم است!

آرزوی مرگ

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۳ ب.ظ

میگه: 

تنها آرزوم مرگه!!!

میگم: 

آرزو اونه که بشه برا رسیدن بهش تلاش کرد و زحمت کشید! 

اینی که تو میگی دست رو دست هم بذاری خودش میاد!!!

رفاقت با ثروتمندان

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴ ب.ظ

هرگز با ثروتمندان دوستی نکن، اگرچه ظاهرش از دور جذاب بیاد!

از اون جهت که معمولاً به اعتبار ثروتشون مورد تعریف و تمجید دیگرانند و بر خورد خلاف ذائقه شون رو به راحتی برنمی تابند!

و چون توانش رو هم دارند احتمال آسیب رسوندن به مخالفینشون احتمال کاملا مورد انتظاری از جانب اونهاست!

بت شکن *به یاد امام*

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ

یهودیها از خودشون می دونستنش

مسیحیها هم از خودشون میدونستنش 

عجیب تر اینکه بت پرستان هم خودشونو از پیروان اون میشمردند و تو منطقه به حنفاء شناخته می شدند!!

با آنکه مهمترین شاخصه ی وی بت شکنیش بود و دعوتش به توحید! 


مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَکِنْ کَانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (67) آل عمران)

(برخلاف همه ی ادّعاها) ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه او فردى حق گرا و تسلیم خدا بود و هرگز (هم) از مشرکان نبود.


آری ابراهیم حنیف علیه السلام به برکت یک عمر زندگی درخشانش آنقدر جایگاه عظیمی پیش همگان پیدا نمود که هر قوم و گروهی به دنبال نسبت دادن ایشون به خودشون و دینشون برآمدند!

حال آنکه تناقضات زیادی بین این گروهها وجود داشته و داره و مسلما با چنین ادعاهایی نمی تونست و نمی تونه سازگاری داشته باشه!


بت شکن عصر ما هم چنین سرنوشتی داره پیدا می کنه!

هر گروهی با هر سلیقه ای به دنبال اینند که امام راحل (ره) رو به نفع خوشون مصادره کنند و از بین اینهمه مدعی خودشون رو تنها پیرو اصیل خط او بشمرند و دیگران را تا میتونند نفی کنند!


اما جواب همه این ادعاهای گذشته و جدید، این آیه قرآن است که به دنبال ادعای بالا می فرماید:

إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِیُّ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ (68) آل عمران -

همانا سزاوارترین افراد به ابراهیم، کسانى هستند که از او پیروى (صادقانه) کردند و (نیز) این پیامبر و کسانى که (به او) ایمان آورده اند، (و نه مدعیان دروغگو) و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان است.


صرف ادعا به قومی حقانیت نخواهد داد تا آنگاه که عملکرد واقعی ایشان مؤید ادعایشان گردد!