ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

دغدغه ها :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ تیر ۹۶، ۱۸:۳۴ - دچـــــ ـــــار
    اوکی :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۸۵ مطلب با موضوع «دغدغه ها» ثبت شده است

غلام یا امیر؟!

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ق.ظ

نظرتون در مورد این تغییر رفتار خاص در حیطه ی انتخاب اسامی فرزندان چیه؟!


قبلا:

عبدالعلی

عبدالحسین

غلامرضا

و...


الان:

امیرعلی

امیرحسین

امیررضا

و...


راز خوشبختی

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ب.ظ

1

فکر کن همین الان که داری این مطلبو میخونی تو یه باغ زیبا هستی با درختان سرسبز سر به افلاک کشیده و رودی زلال و خنک که پیچان و تابان از پای درختان در حال گذره و آوای پرندگان زیبا و هوایی دلکش و بهاری...

تو ده سالگیت هستی و دست در دست یه همبازی قدیمی دارین از این درخت به اون درخت میدوین و میخندین

صدای خنده تون تمام باغ رو پر کرده!

خودتونو رو سبزه های زمین ولو میکنین و به آسمون آبی بالاسرتون که از لابلای شاخه های سبز درختان دیده میشه، خیره میشین! و برای هم بهترین ها رو آرزو می کنین!


جز اینه که از این تصور حسی قشنگ و دوست داشتنی سراغت میاد؟!

ولی مگه ده سالتونه؟! مگه چنین چیزی اصلا امکان داره؟! همبازی قدیمی کجا بود!؟ 

ولی با اینهمه این احساس به میزان عمق تصوری که کردی، در تو وجود خواهد داشت!


2

و باز خیلی جدی مجسّم کن تو یه دخمه ای تاریک و نمور حبست کردند نمیدونی کی هستند و چی ازت می خوان!!

لباسات بخاطر درگیری شدیدی که باهاشون داشتی پاره پوره شده!

قطرات خون از کنج لبانت آهسته آهسته بر زمین میریزه!

صدای حرکت موشها و سوسکها رو کنار خودت احساس می کنی!! اما نای بلند شدن و فریاد کشیدن نداری!

فقط خداخدا میکنی که از روی سر و صورت تو نگذرند!

صدای باز شدن در رو میشنوی و سایه ای بزرگ که تمام فضا رو پر می کنه با صدایی نخراشیده و سایه یه چاقو بر دیوار

از گریبانت گرفته تو رو بلند میکنه

اصرار داره چشمانتو باز کنی تا چهره کریه و سراسر غضبشو رو ببینی...

بوی دهنش بدجور داره آزارت میده...


آیا از همچین تصوری وجودت آکنده از وحشت و غم نمیشه؟! 

در حالی که واقعی نیست و امکان تحققش هم در آینده میشه گفت بسیار اندک...

این است رمز شادابی و بی نشاطی اغلب مردمی که در اطراف ما زندگی میکنن

اونها که از تصورات زیبایی برخوردارند بالتبع از زندگی زیباتری هم برخوردارند و اونها که تصوراتشون منفی ست زندگیشون هم به همان میزان منفی خواهد بود!

خوشبختی و بدبختی در درون جان ما آدمهاست و ما نا آگاهانه اونو بیرون جستجو می کنیم!!


زندگیتون رؤیایی

پاره های عمر من

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۷ ب.ظ

نیاز به عالم دیگر نیست!

اعتقاداتم قرص قرص است!!

در همین چهل ساله، دنیا را دیدم که به چشم برهم زدنی گذشت!!

و برزخ را که سال هاست در آن گرفتارم!!

بهشت را نمی دانم، جهنم که صدای نفسش دارد می آید!!

توجیه

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵ ق.ظ

درهای توجیه اگر گشوده نمی شدند..

درهای بسیاری از مشکلات برای همیشه بسته می ماندند!!

حس خفگی

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۷ ب.ظ

میگه: این وضعیت داره خفه م می کنه!!

میگم: تو استخر تفریحی هم بخوای خودتو خفه کنی می تونی!!

مورچه ی قهرمان

سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ب.ظ

« دیده و شنیده ام مورچه ای بارها از دیواری که بالا می رفته فرو افتاده ولی تسلیم نشده تا آن که بالاخره تونسته بارشو که گاهی چندین برابر خودش هم بوده بالا بکشه و به سر منزل مقصود برسونه!

و خیلی هم جدی تصمیم گرفته ام تو زندگی پا جای پای اون بذارم!

اما یکی دوبار که زمین خورده م دیگه نتونستم بلند شم!! »

این شخص نمیدونه مورچه هم اگه مثل اون سنگین بود با یه زمین خوردن زمین گیر می شد! و دیگه نمیتونست از جاش بلند بشه!!

میخوای از شکستها نشکنی بایستی عین مورچه باشی: سبک و کم وزن!

فرق ما و مورچه در همین یه نکته نهفته و بس!


+ انسانی که هوای پرواز داره باید پیش از هرکاری بندها رو از پای خودش باز کنه! وگرنه هرچه تلاش بیشتری به خرج بده به خودش آسیب بیشتری وارد کرده است!!

از لابلای توصیه به یه دوست

پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۴ ب.ظ

محمد شورگشتی, [۲۲.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۲]

وقتی خودتو میبازی میشه گفت راه رو برا باخت کل زندگیت باز کردی!! پس محکم باش!

خیلی مهمه خودتو به شرایط خودت قانع بدونی وگرنه دیگران مرتب زندگیتو تو سرت خواهند زد!!!!

...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۴]

تویی که نوع رفتار دیگران رو با خودت تعریف میکنی!!

... 


محمد شورگشتی, [۲۴.۰۶.۱۷ ۲۲:۳۶]

چرا فکر میکنی خودت نمیتونی زندگیتو تغییر بدی؟!

بجای گله کردن از دیگران به خودت یه کم نهیب بزن!

مردمو اونقدر بزرگ نکن که خودتو دیگه نبینی!!!

...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۷ ۲۲:۴۳]

بعضی افکار ابتداءً مثل طنابی میمونن که دور دست و پات پیچیدن و حرکتت رو کند میکنن! اما اگه از خودت جداشون نکنی یه روزی و به مرور دور گردنت خواهند افتاد و راه نفسو دیگه بطور کامل برت خواهند بست!

...


محمد شورگشتی, [۲۸.۰۶.۱۷ ۲۳:۰۹]

وقتی کاری ازت ساخته نیست دست به دامن اشک بشی کسی توبیخت نمی کنه!

موفقیت در گرو این دو چیز...

سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۷ ب.ظ

موفقیت در گرو این دو چیز است: هیچ چیزی را حتمی ندان! و هیچ چیزی را غیر ممکن!

وصل و فصل

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ
دنیایی که هر وصلش با فصلی از آن امکان تحقق دارد...
جز اینکه انسان را میانه ی شادی و غم بکارد، هنر دیگری ندارد!!

م ر گ و ز ن د گ ی

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۰۲ ب.ظ

از زندگی چیزی نمی خواهم...

جز به مقدرای که لحظه ی مرگم را زهر مارم نسازد!!

اولین کادوی ازدواج

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۲ ب.ظ

میگی: « فلان ظرفو چرا ازش استفاده نمی کنی؟! الان با اینهمه مهمون دیگه وقتشه!! »

میگه: « کادوی اول زندگیمه، از طرف یه کسی که برام خیلی عزیزه! نمی خوام خدای ناکرده، خش بیفته یا زبونم لال بشکنه »

و توجه نداریم اولین کادو رو خود خدا بود که بهمون داد:

و اون نبود جز آسایش و محبت و مودتی که به مجرد اجراء صیغه ی عقد، در تمام وجود زوجین جاری شده و اونها رو به بالاترین نحو به هم پیوند زد.

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(21) رومـ


و عجیب اینکه اولین کادوی ازدواج، آن هم از طرف عزیزترین موجود عالم، آن هم کادویی که از هر چیز برای زندگی مهمتر و باارزشتره، کمترین دقت رو برا حفظش به خرج ندادیم و نمیدیم! همین مایی که برای سایر کادوها تا مرز جانمون براشون مایه می ذاریم!!


کمی اندیشه...

توان

شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

از هر کس بیش از توانش که بخواهی، خود را از توانش هم محروم ساخته ای!


غربت

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ب.ظ

تو غریبی...

من غریبم...

روزگار غریبی ست!!

بازگشت به عصر بت پرستی

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ق.ظ

...

57 - و به خداوند سوگند که در غیاب شما، نقشه اى براى (نابودى) بت هایتان خواهم کشید.

58 - پس (سرانجام، ابراهیم در یک فرصت مناسب) همه بتها - جز بزرگشان را - کاملاً خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند (و وجدان هاى خفته ى آنها بیدار شود).

59 - گفتند: هر کس با خدایان ما چنین کرده قطعا از ستمگران است (و باید کیفر ببیند)!

60 - (گـروهى) گفتند: شنیدیم جوانى از (مخالفت با) بتها سخن میگفت که او را ابراهیم میگفتند.

61 - (بزرگان قوم) گفتند: پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها (بر مجرم بودن او) گواهى دهند.

62 - (هنگامى که ابراهیم را حاضر کردند) گفتند تو این کار را با خدایان ما کرده اى، اى ابراهیم ؟!

63 - گـفت : بلکه بزرگـشان کرده باشد! از آنها سؤ ال کنید اگر سخن مى گویند!!

64 - آنها به وجدان خود بازگشتند و (به خود) گفتند: حقا که ستمگرید!!!

65 - سپس سرهایشان را به زیر انداختند (و باشرمندگى گفتند: اى ابراهیم !) براستى تو خود مى دانى که اینها (حرف نمى زنند و) اهل سخن گفتن نیستند.

66 - (ابراهیم) گفت : آیا جز خدا چیزى را میپرستید که نه کمترین سودى براى شما دارد، و نه زیانى مى رساند (که به سودشان چشم دوخته باشید یا از زیانشان بترسید).

67 - اف بر شما و بر آنـچـه غیر از خدا پـرستش میکنید، آیا اندیشه نمى کنید (و عقل ندارید)؟!

68 - گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یارى کنید!! اگر کارى از شما ساخته است.

...

- داستان در سوره انبیاء، آیات 51 تا 70 -



اگه یه روزی ابراهیم در مقابل بت پرستان با استدلال فوق تونست خلع سلاحشون کنه و اونا هیچ جوابی برا گفتن نداشتند!

اما امروز در عصر علم و تکنولوژی دقیقاً بسیاری از مردم یه همچین خدایی رو میخوان و بهش قائلند و تبلیغشو می کنن!!!!!


خدایی که نه درک و زبانی داشته باشه که به بندگانش دستور و فرمان بده! و امر و نهی کنه!

و نه چشم و گوشی که اشتباهات اونها رو ببینه و بشنوه!

و نه دست قدرتی که به مجازات و عذابشون بگیره!


و اگه جز اینه پس این حجم اعتراض و مخالفت با احکام دینی چیه؟!

پس اینهمه گناه و فساد گسترده چیه؟!

پس اینهمه احساس امنیت از عذاب های آسمانی چیه؟!


ابراهیمی دیگر لازم است!

آرزوی مرگ

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۳ ب.ظ

میگه: 

تنها آرزوم مرگه!!!

میگم: 

آرزو اونه که بشه برا رسیدن بهش تلاش کرد و زحمت کشید! 

اینی که تو میگی دست رو دست هم بذاری خودش میاد!!!

حیوان ناطق

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۲۰ ب.ظ

انسان را که می بینم... شک می کنم... در خوبی وبدی عقل!!

تو بی تو

چهارشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۳۰ ق.ظ

ای امان امان ...

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۴۸ ب.ظ
می نالید از چرخ و فلک ...

گفتم
بر شما باد به پارک بازی !! خخخخخخ

گفت :
مسخره می کنی؟! خیلی وقته دیگه از بازی ما گذشته !

گفتم :
اگه سوار چرخ و فلک می شدی، می دونستی خاصیتش اینه که گاهی آسمانه ... گاهی زمین ... و سایر اوقات معلّق بین زمین و آسمان !!

ایام به کام

من و تو و دنیا ـ به محکومین مهریه ـ

دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۰۱ ب.ظ

ـ به محکومین مهریه ـ


من بودم و تو بودی و دنیا

دنیا بود و تو بودی و من


زندگی چقدر شیرین بود!!


یه روز صبح که پا شدم از بستر خواب

دیدم تو میگی دنیا همه اش مال خودم!


چه باید می کردم جز گریه و اشک؟!

کاخ آرزوهام دچار زلزله شد!


غیرت اما اجازه نداد بذارم برم...


الانم تو هستی و من هستم و دنیا

دنیا هست و من هستم و تو


اما دنیا مال تو، تو مال من!

به متن نویسان مذهبی

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۲۷ ب.ظ

Mary, [۰۹.۰۳.۱۷ ۱۹:۴۰]

⭕️⭕️⭕️

سوال امشب

لطفا درباره این متن توضیح

دهید

💞                             💞


گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟❣️

گفت به نام من

گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟❣️

گفت به یادمن

گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟❣️

گفت تنهاترازمن؟

گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟❣️

گفت به جزمن

گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم

گفت حتی ازمن؟

گفتم خدایاقلبم خالیست❣️❣️

گفت پرکن ازعشق من

گفتم دست نیازدارم

گفت بگیردست من

گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟❣️

گفت توکل کن به من

گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم

گفت نه،نزدیکترین به تو ،من

گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟❣️

گفت تلاش و به امیدمن

گفتم خدایاچرا اینقدر میگویی من؟؟؟❣️

گفت چون من ازتوهستم وتوازمن....


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم 

😭😭😭😭😭


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۰:۵۸]

سلام علیکم ... بله بعضی از بنداش شائبه کفرگویی درش هست...


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۰:۵۹]

گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟❣️

گفت تنهاترازمن؟


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۰]

برداشتی که از این مطلب میشه یعنی اگه تو از تنهایی دلگیری من  از تو تنهاترم.... اما تنهایی مخلوق کجا و تنهایی خالق؟!


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۰]

[In reply to محمد شورگشتی]

سلام علیکم 

حاج آقا بزرگوار


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۰]

مخلوق از تنهایی می ترسه چون دچار ضعفه چون ناقصه اما خدا چنین اموری براش قابل ترسیم هست که بشینیم برا تنهایی او هم تأسف بخوریم؟! و او ما رو با این کلام بخواد دلداری بده! آنچنان که از این متن استفاده میشه؟؟! خدایی که تنها نباشه اصلا نمیشه گفت خدا!! اونم یکی میشه مثل ما!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۱]

گفتم خدایاچرا اینقدر میگویی من؟؟؟❣️

گفت چون من ازتوهستم وتوازمن.


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۲]

و این بند! که شما هم اشاره کردین... خوب تو از منش درسته، اما من از تو یعنی چه؟!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۳]

شاید میخواد بگه تو منو داری ... ولی تعبیر تعبیر قشنگی نیست... ببینین خدا در قرآن مجید اونجاها که با ضمیر جمع سخن میگه : انّا ... نحن ....


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۳]

یه نکته ش اینه که میخواد یاد بده حرف زدنمون رو با خدا


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۳]

با یه انسان بزرگی که بخوای همکلام بشی رعایت میکنی تعابیر رو ... اما اینجا چنین چیزی نیست


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۴]

گاهی طرف شبان موسی ست درک و فهمش محدوده و تعبیری میکنه در حد فهم خودش .. اون حرف دیگری ست


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۴]

اما این کلمات برخاسته از یه شبان نیست... بحث بی توجهی و بی دقتی ست!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۵]

در قران جالبه حتی در مورد رسول می فرماید: رسول رو صدا نزنید کدعاء بعضکم بعضا... آنچنان که همدیگر و صدا میزنین ...


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۵]

تفاوتها رو درک کنین... یکی پیغمبره و یکی پیرو ...


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۵]

یکی خالقه و یکی مخلوق


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۶]

بهتره در خطاب با خدا از تعابیری بهره بگیریم که معصومین فرمودند... چرا که لغزش در اون لغزش معمولیی نخواهد بود


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۷]

ببخشید

حاج آقا یعنی اسم بروفایل من هم خوب نیست؟


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۷]

[In reply to خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم]

چرا این برگرفته از دعای کمیله: الهی من لی غیرک... و خیلی ام زیباست و بجا


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۸]

در روایات علی رغم توصیه ای که نسبت به تفکر شده، داره در یه محدوده ایی وارد تفکر نشین!!!


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۸]

[In reply to محمد شورگشتی]

من عاشق این متن هستم 

همیشه هم به این شکل صداشون می کنم


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۹]

و اون در مورد خداست .. بیم اینکه به شرک برسه لذا تعابیرمونو باید تطبیق بدیم بر شرع ببینیم آیا وارد شده یا خیر


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۰۹]

[In reply to خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم]

و بله به همین مضمون در سجده پایانی میخوانیم: یا من له الدنیا والآخرة ارحم من لیس له الدنیا والآخرة


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۱]

معلوم شد به نظر....

.

.

.


Mary, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۲]

استاد متنهای زیبایی چون این یکی کم نیستن

و ماهم شاید نتونیم تشخیص بدیم

کجای مطلب اشکال داره


حال شما بفرمایین

ماوظیفمون در این باره چیست


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۳]

[In reply to Mary]

متأسفانه این مسأله که میگن عقل مردم تو چشمشونه یه جورایی نسبت به متن ها هم اینچنینه گاهی یه متن زیبا ورنگ و لعاب داده ست گاهی یه مطلب خیلی موزونه ... همینا رو ورد زبونمون میکینم


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۴]

می فرماید: الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه... باید به حرفها گوش سپرد و منظورشو فهمید و خوبترینشو پسندید


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۵]

این بحث همون رنگ و لعابه... شده یه جنس بنجولی بخرین تنها بخاطر ظاهر زیباش؟!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۶]

کلام هم اینچنینه... به مطلب پی ببریم روش فکر کنیم ... امتیازی که انسان به حیوانات داره همین فکرشه و خیلی وقتا تعطیلش میکنیم متأسفانه


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

زیبایی فریبنده دختره چشم پسر رو میبره... تو زندگی که می افته شروع میکنه به لعن خودش....


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

زیبایی ظاهری رو از جملات بگیرین ببینین تهش چی میمونه؟!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

شعرایی به خورد بچه هامون میدیم دقت کردین؟! فقط چون موزونه ورد زبون ما وبچه هاست...


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۸]

سواد داری؟! نوچ نوچ   بی سوادی؟! نوچ نوچ !!! خخخخخخ خوب بالاخره چی هستی تو؟! اینکه در قرآن به شعر و شاعری میتوپه به این گونه شعرهاست: والشعراء یتبعهم الغاوون


Mary, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۸]

استاد

پخش این قبیل متنها

بدون اگاهی از اشکالی که دراین قبیل متنهاست

چه حکمی دارد


اگر فهمیدم

و بازهم مناشر کردیم

انوقت چه حکمی دارد


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۹]

[In reply to Mary]

شما و ما که دستگاه کپی نیستیم ... هستیم؟؟؟؟؟!


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۹]

بعضی به دنبال فرستادن حجم زیاد مطلبند و فکر میکنند کار خوبیه.... نه کمتر بفرست اما درست


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۰]

انسانیت خودمونو فراموش نکنیم و تبدیل به دستگاه نشیم... همین


Mary, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۰]

[In reply to محمد شورگشتی]

نه

ولی الان این مطلب در گروه ما گذاشته شده بود

خوب یک نفرهم پخش کنه

میشه پخش کنندش

وبه همین صورت


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۱]

خوب نخونده که نباید پخش کرد.. مگه فحش نوشته بود !!! خخخخخخ


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۱]

[In reply to Mary]

بله 

استاد سوال من هم هست


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۲]

همینو میگم بخونیم و درک کنیم... ( حتی گفتم لعاب کلمات رو هم ازش بگیریم) و بعد اقدام به ارسال کنین


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۲]

کم گوی و گزیده گوی چون دُر....


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۳]

الان فضای مجازی پراز این طور مطالبه


محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۳]

خوب نفرسته ... لازم نیست همه ارسال مطلب کنند. یا چیزایی بفرسته که مطمئنه به مضمونش

.

.

محمد شورگشتی, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۴]

خخخخخ. آره میشه. تمرین میخواد... هر وقت خواستی مطلبی بگی یا بفرستی بگو اینو نمی فرستم... فردا دوتا رو پس فردا سه کلامتو محروم کن از انتشار... یواش یواش مسلط میشین

بحثی پیرامون عکس های پروفایل

شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۶ ب.ظ

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۱۹:۴۶]

⭕️⭕️⭕️

سوال امشب

اقای شورگشتی

استاد بزرگوار

لطفا امشب درباره ی عکس پروفایل صحبت کنین

محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۵]

سلام علیکم جمیعا. ببینین عکس پروفایل از اون چیزهایی ست که میتونه معرف فرد محسوب بشه... معمولا در آغاز ارتباطهای مجازی میرن و عکسایی که طرف گذاشته نگاه میکنن... بنابراین شما دوست دارین دیگران براتون چه قضاوتی داشته باشند؟! این دست خود شماست... 


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۶]

گاهی طرف میگه بهم حرفای ناجور زدند بعد که میبینی میبینی نیمی از مشکل متوجه خود او بوده با عکسایی که گذاشته دیگران رو در مورد خودش به غلط انداخته!  با اسمی که برا خودش انتخاب کرده!


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۶]

مثل دختری که رعایت حجاب رو نمیکنه و بزک کرده تو کوچه خیابون حاضر میشه بعد بخواد این فرد به جوونا اعتراض کنه که چرا نگاش میکنن متلکش میگن؟! خوب مشکل مال خودت بوده نه اون


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۷]

[In reply to محمد شورگشتی]

سلام علیکم حاج آقا بزرگوار


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۷]

از طرف دیگه اسامی و عکسای پروفایل افراد مثل یه تابلوی تبلیغاتی ست... که میتونه باهاشون تبلیغ کنه یا ضد تبلیغ


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۸]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

سلام بر شما و طاعات قبول


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۱۹]

و بعضا جدای از همه اینها به لحاظ شرعی مهیج هست و اون دیگه جای توصیه و پیشنهاد نیست بلکه کار حرامی خواهد بود و لزوما باید از آن پرهیز بکنه


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۲]

حالا این توصیه کلی ست اما در مثل گروههای قرآنی و مذهبی مسلما باید این نکات بیشتر رعایت بشه


Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۳]

[In reply to محمد شورگشتی]

سلام

استاد بزرگوار شب بر شما خوووش


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۳]

[In reply to Mary]

سلام. شب شما هم خدایی


خ.م خ.م, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۴]

سلام حاج اقا خیلی ممنون از توضیح کامل شما مرسی

.

.

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۴]

بعضی از خانوما

عکس خودشونو میزارن

ایراد یا اشکالی داره؟

یا عکسهای خونوادگی؟

.

.

خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۵]

راستش دراین مورد من با خیلی خانم ها بحث کردم 

اکثر شون هم عکس هاشون رو برداشتند


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۵]

[In reply to Mary]

بحث شرعی به کنار... متأسفانه سوء استفاده هایی که دیگران از این عکسها ممکنه بکنن فرد رو وادار میکنه به تصمیمگیری عاقلانه تری در این خصوص


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۵]

کم نیستند که دچار دردسرهایی از این ناحیه شدن


Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۶]

یک توضیح دیگه

هم میخوام

فلسفه ی عکس چیه

بعضیا میگن

چون عکس روح نداره

مهم نیست چطور باشه


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۶]

اصلا قصد و غرض چیه؟! اگه بحث نمایش دهی هست که خوب این چه فرقی میکنه با نمایش های خیابونی؟!!!!


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

راست من بهشون می گفتم شما با این کارتون سیلی به صورت آقا امام زمان علیه‌السلام می زنید 

بااین یک کلمه کلی کار کردم


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

نمی دانم کارم درست بوده یا اشتباه


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

بعضا احساس میشه چون تو خیابون محدودیت هست از فضای باز اینترنت جهت مانوردهی خودشون استفاده میکنن...


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۷]

وجود این روحیه بسیار خطرناکه... میشه گفت قطع به یقین اگه این افراد محیطشون مذهبی نبود، معلوم نبود از کجا سر در می اوردن؟!!!!


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۸]

لذا اگه کسی چنین حسی داره یه مقداری نسبت به اعتقاداتش بایستی دقیق تر بشه!


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۸]

حاج آقا زندگی خیلی ها هم از هم پاشیده


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۹]

اما در مورد عکس این نکته رو توجه داشته باشیم ازاونجا که مراجعین به فرد میتونه کسانی هم باشن که اونو میشناسند گذاشتن عکسهایی که حجاب اسلامی رعایت نشده به لحاظ شرعی حزامه و نگاه کردنش هم برای فردی که میشناسه حرامه.


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۲۹]

سریک عکس

.

.

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۰]

[In reply to محمد شورگشتی]

[ 🙏 Sticker ]


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۰]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

درسته ... و کار شما هم در مواردی حکم امر به معروف واجب رو داره و در مواردی حکم امر به معروف مستحبی رو.


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۱]

باید فضا رو در دنیای مجازی ببریم به همین سمت که به دیگران که عکس ناجوری داشت مطلب ناجوری داشت گوشزد کنیم. امر به معروف دنیای حقیقی و مجازی نداره


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۱]

اگه قراره چیزی دستگیرمون بشه و بهره ای از این امکانات ببریم اون وقتیه که فضا سالم بمونه...


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۱]

[In reply to محمد شورگشتی]

از نظر من چه بری تو خیابان وایسی به نامحرم بگی منو نگاه کن 

یا عکس بگذاری تو برو فایل


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۲]

و تقصیر بعضی از مراجعین هم هست که وقتی عکسهای خاصی رو طرف میگذاره بیشتر تحویلش میگیرن... خوب این کار افراد رو وارد این مسابقه بد یمن میکنه


Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۲]

بعضیا عکس خودشونو نمیزارن

عکسای وحشتناک یا عکسایی که بیانگر یک کار اشتباه هست رو میزارن

به اونها چه باید گفت؟


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۳]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

البته حکم عکس و شخص فرق میکنه عرض کردم بله اونجا که طرف رو میشناسند حکم یکیه...


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۳]

[In reply to Mary]

داره خیلی واضح نقش شیطان رو بازی میکنه.. عرض کردم هر کدام از ما یه تابلو تبلیغاتی هستیم با انتخاب نوع عکسمون


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۴]

[In reply to محمد شورگشتی]

یعنی نشناسی اشکالی نداره؟؟


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۴]

تو میخوای کدوم جبهه رو تقویت و تبلیغ کنی؟! دست خودته


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۴]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

نه... مگر مهیج باشه و به قصد لذت و خوف وقوع در حرام


Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۴]

[In reply to محمد شورگشتی]

😔

.

.

خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۵]

حاج آقا با عکس چه اتفاقاتی افتاده؟ ؟

راستش من با خانم ها دراین مورد خیلی صحبت کردم


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۵]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

چه خوبه خود خانمها با این جور خانمها صحبت کنن... کار درستی انجام دادین


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۶]

خانمه می گفت باچادر عکس گذاشته بود 

طرف گیر داده بود به رنگ پوستم م

.

.

هوای بارونی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۶]

💙


#خداوندا ...


از صبرت همین بس که ،

داری مرا تحمل میکنی ...


از بخششت همین بس که ،

به منِ ناسپاس هم روزی میدهی ...


#خدایِ_من_شکر ...


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۶]

به این فکر کنین که روزی ناگزیر فرزندان هر کدام از ما به این فضاهای مجازی سر وکارشون خواهد افتاد ... باید فرهنگ استفاده درست از تکنولوژی رو فرا بگیریم...


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۷]

[In reply to محمد شورگشتی]

پس کارم رو ادامه میدم حاج آقا 

کلی انرژی.گرفتم


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۷]

و فرهنگ یکی دو روزه ساخته نمیشه... باید گفت فرهنگ فردای این مرزو بوم امروز به دست همین من وشماها پی ریزی میشه


Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۷]

[In reply to محمد شورگشتی]

دستمریزاد استاد

شاید در ظاهر این سوال خیلی ساده بود

ولی خداروشکر خوشحالیم از اینکه این سوال را جوابگو بودین🌻🙏

.

.

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۸]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

🌹👏👏👏

.

.

خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۸]

راستش بعضی مواقع از خودم مایه بگذارم تا بیشتر اثر کنه


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۸]

پس هرچه امروز فضا را پاکتر کردیم فردا فرزندان خود ما این هوای الوده رو استشمام نخواهند کرد


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۸]

[In reply to Mary]

ممنون از دغدغه تون


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۹]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

توفیقاتتون افزون


خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۹]

حاج آقا تا جان در بدن دارم 

امر به معروف و نهی از منکر رو ادامه می دهم

.

.

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۹]

[In reply to محمد شورگشتی]

ما از شما سپاسگزاریم

که ما را تحمل کرده  سوالات مارا صبورانه جوابگو هستید🙏🌻

.

.

Mary, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۹]

[In reply to خدایا من.غیر از تو کسی رو ندارم]

خدایاورتان بانو🌹


محمد شورگشتی, [۰۸.۰۳.۱۷ ۲۱:۳۹]

سربلند دنیا و آخرت باشید و ملتمس دعا


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۲:۱۲]

[In reply to Mary]

خدا خیرتون بده 

تو این همه گروه عضوم 

این یه چیز دیگه است


خدایامن. غیر از تو کسی رو ندارم, [۰۹.۰۳.۱۷ ۲۲:۱۲]

سوال و جواب هارو خیلی دوست دارم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

مثل کفش

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ ب.ظ

کاش مثل کفش هایمان را که عوض کردیم...

و کلی به راه رفتن هم خندیدیم!

چشم هایمان را هم می شد عوض می کردیم...

تا بدانی که من دنیا را آنچنان که تو می بینی، نمی بینم!!

آخر دنیا..............

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۴۳ ب.ظ

از اینجا که من ایستاده ام

آخر دنیا را می شود دید!

تاریکی موج می زند و غربت!

تمام شد!

دیگر همه چیز تمام شد!

یک منزل بیشتر باقی نمانده است!

امید را کامل که پشت سر بگذارم، به آخر دنیا رسیده ام!!

نارفیق

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۵۶ ب.ظ

دنیا دیگر جای اعتماد نیست... وقتی نزدیکترین افراد به چرخشی در زمره ی دشمن ترین ها در می آیند!!

خخخخخخخ

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۲۶ ب.ظ

طرف می افته ناقص میشه...

ما این طرف از خنده دلمونو می گیریم!!!

چرا واقعاً؟!

+ من میگم لااقل نیمی از تقصیر، به گردن دیدنی ها و با هم ببینیمه!!

نظر شما چیه؟!

+ یادتونه که این برنامه ها رو؟!

اعتــــــــراف به شکست...

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۵۸ ب.ظ

مانده ام کدام بیجاست...

احساسات شدید زنانه؟!

یا حکم دینی تعدد؟!

بر هردو هم سند قطعی دارم!!


+ از دو حال خارج نیست: یا زنهامون خیلی دور برداشته ند؟!!! یا خدا نمیدونه چی آفریده؟!!!

+ گفتم که دوستان با طناب ما تو چاه نرن!!

+ پیامد این پست:

شما از کدومایین؟! اونایی که تبریک میگن؟! یا اونایی که فحش میدن؟!

+ لطفا مسأله رو شخصی نبینین... این مشکل واقعا تو جامعه به صورت بسیار جدی وجود داره و بر اهلش پوشیده نیست!!

+ به نظرتون شرایط به سمتی پیش نمیره که یواش یواش باید با یکی دیگه از احکام مسلّم دینی ـ با دادن عنوانی ثانوی به آن ـ وداع کنیم؟!!!

آخوند علیه آخوند !!!

جمعه, ۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ

نمی دونم اسمشو چی بذارم؟!

واقعا اعتقادش بود یا خواست خود شیرینیی کرده باشه؟!!


از مسئولین سازمان تبلیغات، در جمع روحانیون طرح هجرت و مستقر و خطاب به سخنران مجلس :

حاج آقا! اینها مثل ماهیانی هستند که از دریا گرفته شده اند، نیاز به موعظه و نصیحت و ...


بحثم در شق دوم کلامش نیست چرا که هر کسی در هر رتبه و مقام و شرایطی نیازمند موعظه هست تا آنجا که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نیز خطاب به جبرائیل می فرمایند: 

عظنی... ، مرا موعظه کن!


اما اگر اعتقاد یک مدیر سازمان تبلیغات این باشه، معلومه که چقدر تبلیغ  رو درک کرده ایم!!


ده پانزده سال غرق اصطلاحات صرف و نحو و فلسفه و اصول و فقه و ... بودم و چندین ساله مشغول امور تبلیغی ام

احساس می کنم کسانی که در حوزه مانده اند، از دریا به دور افتاده اند!!!


دریا اینجاست...

اینجا که هر روزه با احکام سر و کار داری...

هر روز با قرآن و تفسیر سر و کار داری...

مرتب با منبر و محراب و حدیث و دعا و روضه و ...

با مردم و نیازهاشون...

نمی دونم اون دریایی که ایشون حرفشو زدند و ما اونهمه سال لبی ازش تر نکردیم دقیقا کجاست وچیست؟!


افسوس و هزار افسوس به حال کسانی که یک عمر تمام از پای درس این آقا به پای درس اون آقا در رفت و آمدند و معلوم نیست بالاخره کی وقت ثمر دهیشون میشه؟!!! و آیا اصلا قراره که بشه؟!!!!

+ طرف می گفت: فامیلمون تو قم فوت کرد روحانی خبر نکردیم گفتیم حرم پر روحانی ست... میگه میّتمون رو زمین مونده بود بس که به هر آخوند معممی رو مینداختیم و میگفت نماز میت بلد نیستم!!!


+ باید برن به این سمت که مثل بقیه اقشار برای طلاب هم دو سال خدمت اجباری البته تبلیغی منظور کنند! ولو شده این دو سال رو به صورت پاره وقت و در طی چندین سال بگذرانند (تعطیلات تابستانی و ایام تبلیغی ماه رمضان و محرم و صفر و فاطمیه)


+ اعتراض جدی دارم نسبت به دفاتری که شهریه شون رو مختص طلاب و روحانیونی می بندند که در قم حضور فیزیکی داشته باشند!!! ولو حضوری عمرانه و بدون هیچ اثر و ثمری!!!

انسان احساس می کنه هدف این شهریه دادنها چیزی جز شلوغ کردن کلاس های درس آقایون نیست!!!

آیا مال امام زمان علیه السلام خرج کردنش به این راحتیه؟! و به این بی برنامگی؟!

... نمی دانم !

دوشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ

مرد رو میکنه به همسرش:

اجازه میدی سرپرستی یه بچه یتیم رو به عهده بگیریم؟!

زن مضطرب میشه:

مگه من کم گذاشتم؟!

مگه بچه هام عیب و ایرادی دارند؟!

مرد در حالی که می خندد:

این چه حرفیه؟! نمره شما بیست

زن: پس چرا؟!

مرد: نگاه می کنم میبینم کنار این سفره پنج شش نفره، یه نفر دیگه هم راحت سیر میشه؛ بدون اینکه لطمه ای به کسی وارد بشه! 

تو این فضا یکی دیگه هم میتونه راحت سرشو بر بالش بذاره؛ بدون این که جای دیگری رو تنگ بکنه!

زن: معلومه از خانواده ت سیر شدی؟!

مرد: راستش اگه گرمای این کانون رو نمی دیدم به ذهنم نمی رسید کسی رو بهره مند از اون کنم! کسی که از بی کسی به بن بست رسیده باشه! کسی که دوست داره تو زندگیش لذت خونه و خانواده رو تجربه کنه!!

زن: اما من می ترسم!

مرد: از چه؟!

زن: اگه اومد و جای من و بچه ها  رو گرفت چی؟!

مرد نمی دونه چه باید بگه! مثل اینکه از این حرف یکّه خورده باشه میگه: 

یعنی چی؟! به چه ملاک و نشانه ای چنین حرفی رو می زنی؟!

البته نمیشه کسی رو به این عنوان آورد و نسبت به او محبت نکرد! اما کی میتونه جای کس دیگه اون هم شما رو بگیره؟! بله باید جزئی از خانواده محسوبش کنیم و محبت به اونو مثل محبت به سایر اعضای خانواده!

مرد با خنده ای موزیانه بر لب:

و از کجا معلوم که اون جای منو برا شما نگیره؟!!!


زن با اکراه رضایت می دهد!

قول و قرارها گذاشته می شود!


روزهای اول همه چیز عالیست!

این طفلک که شاخ و دم نداره!

اینم یکیه عین خودمون و بچه های خودمون!

اینم یکیه که عین همه انسان ها از محبت دیدن و محبت کردن لذت می بره!

چرا اینهمه مدت باید همنوعی از ما تو حسرت یه محبت می سوخت!

و چرا اینهمه مدت ما خودمون رو از چشیدن لذت ایثار محروم کرده بودیم؟! ...


اما روزهای سخت داشتند یواش یواش خودشونو نشون میدادن

دیگه نگاه ها و لبخند هایی که بین افراد رد و بدل میشد، شمرده میشدن!

انصاف می رفت که جای خودشو به خودخواهی بده!

بچه یتیم به خانواده عادت کرده بود و اما خانواده سر ناسازگاری داشت!


مرد تقلا می کرد دغدغه ها رو یکی یکی بر طرف کنه، اما هر بار بهانه ای جدید تراشیده میشد!!

کجای کار اشتباه است؟!

این که اون بچه، یتیم بود و نیازمند به یه سرپناه؟!

این که مرد برای او دل سوزوند؟!

این که زن در این دلسوزی مرد رو همراهی کرد؟!

این که قول و قرارای ابتدای کار به فراموشی سپرده شد؟!

این که اون بچه با چشیدن شرایط جدید حاضر به جدایی نبود؟!

این که ...؟!

این که....؟!

نمی دانم!

منو ببخش پسر همسایه!

شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۰۵ ب.ظ

شوخی؟! اونم تو این شب برفی بارونی؟!

از تو این تصویر نصفه نیمه که نمیشد چیزی رو دید! هر چه هم می گفتم بفرمایین کسی جواب نمی داد!!

رفتم پشت در خبری نبود

بار دوم خبری نبود

و عجیب تر اینکه ردّ پایی هم رو برفاب ها دیده نمی شد!!!

لابد میدونن امشب تنهام دارن سربسرم میذارن...

با یه چوبی چیزی از دور دکمه رو می زنند و در میرن!!

آره حتماً اینجوره!!!

اما داشت جدی جدی ترس برم میداشت... مخصوصا که روز قبلش در جلسه ی پرسش و پاسخ و در جواب خانمی که میگفت خونه مون جنّ داره و شبا میاد منو اذیت می کنه، خیلی جدی گفتم:

خیالاتی شدین خانم! بدونین و آگاه باشین که جن مثل انسان خوب و بد داره، جنّ خوب که به اقتضای خوبیش نمیاد به کسی صدمه بزنه!

جن بد هم که رئیسشون شیطانه و شیطانم که دیگه شیطانه طبق فرمایش خدای خالق جن و انس، تسلطی بر بندگان مؤمن و متوکل الهی نمیتونه داشته باشه!!

إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99) نحل -

تو اون هوا پشت در قایم شده بودم و به مجرد زنگ سوم خودمو انداختم بیرون!!

بچه ی همسایه بود که زیر بارش شدید گوله کرده بود و به سرعت داشت خودشو به درب نیمه باز خونه شون می رسوند!

خیز برداشتم و خودمو انداختم جلو پاش!!!

ـ ‌بله!! فرمایشی بود؟!

سرشو به نشانه نفی به این طرف و اون طرف چرخوند و گفت: 

چی؟! من الان دارم از بیرون میام!!

خُب چه میشد گفت؟؟!

با همسایه که نمیشه درافتاد!

یه لااله الا الله و یه تکان سر!!

برگشتم...

دمی که می خواستم وارد خونه بشم یهو صدای ممتدّ زنگ برای بار چندم بلند شد!!

وااااای خداااااای من!

یعنی بحث مزاحمت نبوده؟!

مشکل احتمالا از آبی بوده که به داخل قوطی نفوذ و ایجاد اتصال کرده بود!

آیفون رو خاموش کردم و صبح که روشن کردم مثل قبل درست کار می کرد.

اما تا خود صبح داشتم به این فکر می کردم که چرا ما آدما اینجوریم؟؟؟!

راحت احتمال خطای همدیگه رو میدیم و احتمال خطای صنعت رو اما هرگز !!!!!


+ منو ببخش پسر همسایه!

ریای طلبگی!

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۵ ب.ظ

حاجی میری ریاست سازمان تبلیغات نیشابور از قول آیت الله مشکینی:


« شما طلابی که تبلیغ میرین، ریا برای شما اشکال نداره!!

خونه ی خودتون نماز شب نمیخوندین اما الان که مهمون خونه ی مردمین بخونین!! به این نیّت صحیح و الهی که بتونین نگاه مردم به روحانیت رو اصلاح و تقویت بکنین!!! »

با کمال پوزش حرف درستی نمی دونم!!

کسانی که اهل چنین مراعاتهایی هستند معمولا از بینشی صحیح و درست برخوردارند! حال آنکه کسانی که چنین نیستند و چنین وانمود میکنن قطعا گفتار و رفتاری در خور خودشون دارند!

و متعاقب اون با سر زدن کاری سبک، ناشایست و نابجا از این افراد - که کاملا امری مورد انتظار هم هست - بر برداشت های مردم نسبت به قشر متدین به صورت مطلق (چه اون که وانمود کرد و چه اون که حقیقتا چنین بود) تأثیر منفی گذارده و در دراز مدت نتیجه ای کاملا بر عکس عائد ما خواهد نمود!

- اینها نماز شب خونهاشونن و اینجورن!! واویلا به بقیه شون!!!

و هیچ بعید نمیدونم بی اعتمادی به وجود امده در برخی محله ها و شهر و روستاها به روحانیت و نیروهای مذهبی زائیده چنین طرز تفکر و پیاده سازی اون بوده باشه!


+ امان از پیشانی پبنه بسته ی بعضیا!!