ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

روایات :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ دی ۹۵، ۲۱:۲۱ - متیو تل
    عجب
  • ۲۶ دی ۹۵، ۲۰:۰۹ - دچــ ــــار
    :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

۷۸ مطلب با موضوع «روایات» ثبت شده است

یه راه ساده برا تشخیص راستگو از دروغگو

جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۴ ق.ظ

رسول الله (صلى الله علیه وآله): 

إن أشد الناس تصدیقا للناس أصدقهم حدیثا، وإن أشد الناس تکذیبا أکذبهم حدیثا - میزان الحکمة باب الصدق

همانا کسی که شدیدترین تصدیق ها و تأییدها را نسبت به مردم دارد، خود راستگوترین آنهاست؛ و کسی که شدیدترین تکذیب ها را نسبت به مردم دارد، دروغگوترینشان است.

کافر همه را به کیش خود پندارد!


+ پست مناسب: 

پیامبر گوشی

کیستی

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۰ ب.ظ

امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیه السلام

و من اشتبه علیکم امره و لم تعرفوا دینه ، فانظروا الى خلطائه ، فان کانوا اهل دین الله فهو على دین الله ، و ان کانوا على غیر دین الله فلا حظ له من دین الله.

هر گـاه وضع کسى بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید: به دوستانش نظر کنید!! اگر اهل دین و آئین خدا باشند او نیز پیرو آئین خدا است، و اگر بر آئین خدا نباشند او نیز بهره اى از آئین حق ندارد - تفسیر نمونه ذیل آیه 28 فرقان -

(و صد البته سایر امورات او هم مستثنای از این قاعده نخواهد بود.)

تو اول بگو با کیان زیستی؟!
من آن گه بگویم که تو کیستی!!

+ عن الصادق علیه السلام عن آبائه قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله: 
المرء على دین خلیله، فلینظر أحدکم من یخالل - بحارالانوار ج 71 ص 192 -
امام صادق از پدرانش از رسول الله (ص): 
شخص بر دین دوستش هست! پس هر کدام از شما بنگرد که با چه کسی طرح دوستی می ریزد؟!

عبادت و خدمت

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ ب.ظ

گروهى نزد پیامبر آمدند و گفتند:

فلانى فرد بسیار خوبى است ، زیرا روزها روزه دارد و شبها به نماز ایستد و ذکر بسیار گوید.

حضرت پرسیدند: کدامیک از شما عهده دار تأمین نیازمندیهاى او هستید؟!
گفتند: ما همگى براى او آب و غذا مى بریم .

حضرت فرمود: پس همه شما از او بهترید!!

لذت زندگی

جمعه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۲۳ ب.ظ

یه دلیلی که از زندگیمون نمی تونیم لذت لازمه رو ببریم اینه که داشته هامون برامون رنگ عادت می گیرند!

اینکه میگن: «روزه بگیرین» یه جهتش همینه که انسان رو از این حالت خارج کرده اهمیت آب و نون رو به او گوشزد کنه و متعاقب اون، لذت تناولشون رو به مذاق فرد بچشونه!

اینکه میگن: «انفاق کنین» و مخصوصا توصیه میشه که «مستقیم به دست فقیر برسونین» یه جهتش اینه که با لمس زندگی فقیر از نزدیک، حس رضایتمندی رو در وجود اهالی انفاق زنده بکنه!

چقدر عالی و مؤثره اول هر روز همه ی داشته هامون رو نداشته انگاریم که در طول روز یکی یکی و به تناوب بهشون دسترسی پیدا می کنیم! و اون وقته که هر ساعت دلیلی برا شاد بودن خواهیم داشت!

و چه زیبا امام هادی(ع) - مثل روانشناسی زبده که به دنبال نشاط بخشیدن به زندگی روز مره مردمانه - ایشان رو به این نکته ظریف و مهم توجه داده است :

 السهر ألذ للمنام، والجوع یزید فی طیب الطعام - بحارالانوار ج 75 ص 369

شب زنده داری باعث لذتمندی بیشتر از خواب است، و گرسنگی به گوارایی طعام می افزاید.


+ عید ولادت حضرت بر پیروانش مبارک...

از توضیح واضحات...

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ق.ظ

امیرالمؤمنین علی (ع):

 ما بقاء فرع بعد ذهاب أصل - غررالحکم و دررالکلم ش ح 7601 -

اصل و ریشه که نباشد، شاخ و برگی نخواهد بود. 

چقدر روایت فوق شبیه شعر ذیل است که می گوید:

از کرامات شیخ ما این است:     قند را خورد و گفت شیرین است!!


خوب آقا جان! کیست که نداند وجود شاخ و برگ، بسته به وجود اصل و ریشه هست؟!

آیا این گفتن دارد؟!

آیا از قبیل توضیح واضحات نیست؟!


اما وقتی می بینیم که متأسفانه علی رغم وضوحش، مطلب به شدت مورد غفلت ما انسانهاست! و کسی شاید در روی زمین نباشد که در جهتی از جهات بخاطر غفلت از این موضوع ضربه ای نخورده باشد، به علت گوشزد کردن آن از طرف امیر کلام علیه السلام پی می بریم!


به نظر میرسد علت اساسی آن هم این است که مصادیق این اصل روشن، جندان بر ما روشن نیست! 

و می طلبد دوستان شفاف و روشن به بیان مصادیق مورد غفلت آن بپردازند!

آری مهمتر از بیان این اصل، تبیین مصادیق آن است...


به عنوان نمونه:

1 - فرزند با دستان خویش به حیثیت والدینش ضربه می زند، در حالی که ضربه به آنها در واقع ضربه به خود او خواهد بود! چرا که آنها ریشه او هستند و با نابودی ریشه، بالطبع شاخ و برگ هم در معرض زوال قرار خواهند گرفت!

2 - اعمال زیادی انجام می دهد، بدون آنکه اعمالش بر اعتقاداتی صحیح و صائب بنا شده باشد! این اعمال چون ریشه درستی ندارند، قطعا از کارایی و ماندگاری لازم هم برخوردار نخواهند بود!

3 - از احکام اسلام حمایت می کند، اما نسبت به حکومت اسلامی تردید و پرهیز دارد!!

و ...

پیغمبر چاخان!!

چهارشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۲۱ ب.ظ

عن النبی صلى الله علیه وآله قال :

حبب إلی من دنیاکم: النساء والطیب، وجعل قرة عینی فی الصلاة .


دشمنان این خبر را دستاویز خود قرار داده و مى گویند:

پیغمبر اسلام(ص) گفته: 

از دنیاى شما زن و عطر محبوب منند! (بدون اینکه توجه داشته باشه، تهِ دلش را گفت!!)

و خواست سومى اش را بگوید (و چیزی تو همین مایه های زن و عطر بود!) ناگهان به یاد جایگاه معنوی خودش افتاد و پشیمان شده حرفش را عوض کرد (و لذا آهنگ کلام تغییر کرده است) وگفت:

و روشنى چشمم در نماز قرار داده شده!!

(بالاتر: اصلا بر فرض که از اول هم قصد داشته نماز را بگوید: چه همخوانی بین این سه تاست؟! یعنی چه که یک پیغمبر نماز را در کنار عطر و زن قرار بدهد؟!)

جواب

هدف پیغمبر دراین روایت جز نماز نبود!

می خواهد بفرماید: محبوب من یک چیز است و آن هم نماز!!

آنچنان که فرمود : جعل الله جل ثناؤه قرة عینی فی الصلاة، وحبب إلی الصلاة کما حبب إلى الجائع الطعام، وإلى الظمآن الماء، وإن الجائع إذا أکل شبع، وإن الظمآن إذا شرب روی، وأنا لا أشبع من الصلاة - میزان الحکمه حرف الصاد باب الصلوة -

خداوند نور چشمی مرا در نماز قرار داه و برایم محبوبش کرده است. آنچنان که برای گرسنه و تشنه آب و غذا را! و براستی گرسنه وقتی غذا خورد و تشنه وقتی آب خورد، سیر می شود. ولی من از نماز سیر نمی شوم!!

توضیح مطلب:

خود اوست که فرموده : دو رکعت نماز متأهل بافضیلت تر است از هفتاد رکعت نماز مجرد! و پس زنان محبوب اویند به خاطر نماز!

همچنین خود ایشان فرموده اند: دو رکعت نماز انسان عطر زده بافضیلت تر است از هفتاد رکعت نماز دیگران! و پس عطر محبوب اوست به خاطر نماز! (وبنابراین جای شگفتی نیست اگر می گویند: هزینه عطر پیامبر(ص) بیش از هزینه طعام ایشان بود!!)


آری نور جشم مؤمن در نماز قرار داده شده که چنانچه شخص ازدواج بکند وعطر هم بزند اما نماز نخواند؛ در این عطر و ازدواج فضیلت چندانی نخواهد بود!


برگرفته از:

الخصال شیخ صدوق ص167 ذیل ح ش 218

با اضافات

وصله ...

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ب.ظ

امیرالکلام علی علیه السلام : الصاحب کالرقعة فاتخذه مشاکلا 

همنشین همانند وصله لباس است پس او را همگون و هماهنگ انتخاب کن!

شش کلمه ى ششصد هزار دینارى!!

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۳۷ ب.ظ

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:

یا على ، 600 هزار گوسفند مى خواهى ، یا 600 هزار دینار، یا 600 هزار کلمه ؟!

حضرت على علیه السلام پاسخ داد:

یا رسول الله! 600 هزار کلمه!!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

600 هزار کلمه را در 6 کلام جمع مى کنم و برایت مى گویم :
1 - هر گاه دیدى مردم به مستحبات مشغولند، تو در انجام واجبات بکوش .
2 - هر گاه دیدى مردم براى دنیا کار مى کنند، تو براى آخرت تلاش کن .
3 - هر گاه دیدى مردم به عیوب دیگران سرگرم هستند، تو به عیوب خود پرداز.
4 - هر گاه دیدى مردم به تزئین دنیا پرداخته اند، تو به تزیین آخرت مشغول شو .
5 - هر گاه دیدى مردم به بسیارى عمل و کمیّت آن دل خوش کرده اند، تو به کیفیت توجه کن.
6 - هر گاه دیدى مردم به خلق متوسل شده اند، تو به خالق توسل جوى.


منبع:

میزان الحکمة ش ح 3191

دو زنه !!

دوشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۳۳ ق.ظ

امام على(ع):

إن مثل الدنیا و الآخرة کرجل له امرأتان إذا أرضى إحداهما أسخط الأخرى - غررالحکم و دررالکلم ش 2473

دنیا و آخرت مانند دو زن براى یک مرد است؛ هرگاه یکى را از خود راضى کند، دیگرى را به خشم آورد!!

قدرت بندگی!!

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۳ ب.ظ

روی أن الله تعالى یقول فی بعض کتبه: 

یابن آدم ! أنا حی لا أموت، أطعنی فیما أمرتک حتى أجعلک حیا لا تموت، یابن آدم ! أنا أقول للشئ: کن فیکون، أطعنی فیما أمرتک أجعلک تقول للشئ: کن فیکون - میزان الحکمة حرف العین باب العبادة


خداوند متعال در یکی از کنب آسمانی خود چنین می فرماید:

ای فرزند آدم

من حیّ لایموتم ( زنده ای که مرگ ندارد ) ؛ در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت من کن، تا تو را هم حیّ لایموت قرار دهم!!!

ای فرزند آدم

من به هر چه که بگویم « باش » ، او خواهد بود ؛ در آنچه فرمانت داده ام اطاعت من کن، تا تو را هم چنان قرار دهم که به هر چه خواستی بگویی « باش » ، و او بشود!!!

حفظ یک ماه دستاورد

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۷ ب.ظ

علی (ع) در خطبه عید فطر :

واعلموا عباد الله أن أدنى ما للصائمین والصائمات أن ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان: ابشروا عباد الله، فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم، فانظروا کیف تکونون فیما تستأنفون - بحارالانوار ج 87 ص 362

بدانید بندگان خدا!

براستی کمترین چیزی که برای مردان و زنان روزه دار خواهد بود، این است که در روز آخر ماه رمضان فرشته ای ندایشان دهد:

بشارتتان باد! که گناهان پیشینتان مورد بخشش قرار گرفته است، پس مراقب باشید که در آینده چگونه عمل خواهید کرد؟!!


بعد از یک ماه امساک وروزه داری در ماه مبارک رمضان،لازمه از خودمون بپرسیم چه کنیم که رمضانی باقی بمونیم؟!

چرا که رمضان به عنوان آغاز یک راه است ونه پایان آن!

رمضان فروردین است وشروع سالی نو! : أول السنة: شهر رمضان - بحارالانوار ج 55 ص 376 -


 اما مهمتر اینه که بدانیم دستاوردمان از ماه مبارک چه بود که میبایست در حفظش بکوشیم؟؟؟!

یکی از مهمترین مضامینی که در این ماه از خدا میخواستیم این بود که مارا از « آزادشدگان از آتش » قرار بدهد و معنی آن جز این نیست که ما اسیر آتشیم!!


 توضیح مطلب

انسان اگه بدهکار باشه وجبران بدهیشو نتونه بکنه، چیزی از او گرو میگیرن! 

در بدهی مادی سند خانه و ماشین و... گرو گرفته میشه، اما در بدهی معنوی که با گناه حاصل میشه، آن چیزی که گرو میگیرن خود شخصه!!! -رسول الله:ان انفسکم مرهونة بأعمالم- بحار الانوار ج 56 ص 220 -

ولذاست که بر خود اختیاری نداره! 

میگه: 

هرکاری کردم که جلو خشممو بگیرم نتونستم!! 

میخواستم نگاه به چهره نامحرم نکنم اما هرکاری کردم نشد!! 

و راست میگه ... 

چون وجودش گرو بود!!!


به برکت ماه برکت، انسان از گرو خارج شد، و به جای او شیاطین بودند که دربند بودند!!!

این است دستاوردمان از یک ماه روزه داری! 

و این است اون چیزی که باید در تمام سال حفظش کنیم، تا تنها بهره ما از روزه گرسنگی و تشنگی نبوده باشه!! ...

« آزادی»

موفق باشید والتماس دعا

معاشقه ای متفاوت

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ب.ظ

عن أبی عبد الله علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله: 

أفضل الناس من عشق العبادة فعانقها وأحبها بقلبه، وباشرها بجسده وتفرغ لها، فهو لا یبالی على ما أصبح من الدنیا على عسر أم على یسر 

- بحارالانوار ج 67 ص 253

امام صادق (ع) از نبی مکرم اسلام (ص) :

بافضیلت ترین مردم کسی است که به « عبادت » عشق بورزد ( یعنی : ) 

با او (مثل عاشق و معشوقی) همآغوشی کند! و با دلش دوستش بدارد! و با بدنش لمسش نماید! و وقتش را وقف او سازد!  

پس برایش مهم نباشد فردای دنیا به سختی خواهد گذرد یا آسانی!

به روایتی برخوردم که مرا سخت به یاد فرضیه تکامل داروین انداخت و تاکنون ندیده ام کسی به آن استدلال کرده باشد.

با این حساب پیش از داروین، آقا امام صادق (ع) است که به این امر اشاره فرموده اند.

قال الصادق علیه السلام:

کانت الروح فی رأس آدم علیه السلام مائة عام، وفی صدره مائة عام، وفی ظهره مائة عام، وفی فخذیه مائة عام، وفی ساقیه وقدمیه مائة عام فلما استوى آدم علیه السلام قائما " أمر الله الملائکة بالسجود

- بحارالانوار ج 15 ص 33 -

( در مواردی عدد به معنی واقعی اش نیست بلکه اشاره به کثرت است اینجا هم به نظر از آن جمله است )

روح دمیده شده الهی در سر آدم (ع) صد سال باقی ماند، و در سینه اش صد سال، و در پشتش صد سال، و در رانهایش صد سال، و در ساق و پاهایش هم صد سال!! پس وقتی به کمال رسیده قد راست کرد ، خدا ملائکه را امر به سجده او نمود...


آیا این اشاره ای به نظریه تکامل نمیتواند باشد؟!

نظریه ای از امام صادق که به پای داروین نوشته شده است!

(البته با پذیرش این نکته که تکامل انواع تا برسد به حضرت آدم، در واقع تکامل خود آدم محسوب میشود!! چرا که هدف رسیدن به او بوده است)


یک سؤال: از داستان آدم برمیاد او و همسرش در بهشت سکنی داشته و متعاقب فریب از شیطان به زمین رانده شده و این با حضور انسان بر زمین و تکامل تدریجی او نمی سازد:

جواب از تفسیر نمونه ذیل آیه 36 بقره:

بهشت آدم کدام بهشت بود؟

در پاسخ این پرسش باید به این نکته توجه داشت که گرچه بعضى آنرا بهشت موعود نیکان و پاکان مى دانند، ولى ظاهر این است که آن بهشت نبود. بلکه یکى از باغهاى پر نعمت و روح افزاى یکى از مناطق سر سبز زمین بوده است .

زیرا اولا بهشت موعود قیامت ، نعمت جاودانى است که در آیات بسیارى از قرآن به این جاودانگى بودنش اشاره شده ، و بیرون رفتن از آن ممکن نیست و ثانیا ابلیس آلوده و بى ایمان را در آن بهشت راهى نخواهد بود، نه وسوسه هاى شیطانى است و نه نافرمانى خدا.

ثالثا در روایاتى که از طرق اهل بیت (علیهمالسلام ) به ما رسیده این موضوع صریحا آمده است .

...

و از اینجا روشن مى شود که منظور از هبوط و نزول آدم به زمین نزول مقامى است نه مکانى یعنى از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سر سبز پائین آمد.



سؤال دوم: به صورت کلی آیا فرضیه تکامل را با داستان آدم در قرآن و کتب آسمانی می توان سازش داد؟!

جواب: از تفسیر نمونه ذیل آیه 28 سوره حجر :


قرآن و خلقت انسان

...

مى دانیم قرآن یک کتاب علوم طبیعى نیست ، بلکه یک کتاب انسان - سازى است ، و بنابر این نباید انتظار داشت که جزئیات این علوم از قبیل مسائل مربوط به تکامل ، تشریح ، جنین شناسى ، گیاه شناسى و مانند آن در قرآن مطرح شود، ولى این مانع از آن نخواهد بود که به تناسب بحثهاى تربیتى اشاره کوتاهی به قسمتهائى از این علوم در قرآن بشود.


به هر حال بعد از توجه به این مقدمه کوتاه، در اینجا دو بحث داریم که طرح آنها لازم به نظر می رسد:

1 - تکامل انواع از نظر علمى

2 - تکامل انواع از دیدگاه قرآن


نخست به سراغ بحث اول مى رویم و منهاى آیات و روایات و تنها با تکیه بر معیارهاى خاص علوم طبیعى روى این مسأله بحث مى کنیم :

مى دانیم در میان دانشمندان علوم طبیعى دور فرضیه درباره آفرینش موجودات زنده ، اعم از گیاهان و جانداران ، وجود داشته است :


الف : فرضیه تکامل انواع یا (ترانسفورمیسم ) که مى گوید انواع موجودات زنده در آغاز به شکل کنونى نبودند، بلکه آغاز موجودات تک سلولى در آب اقیانوسها و از لابلاى لجنهاى اعماق دریاها با یک جهش پیدا شدند، یعنى موجودات بى جان در شرائط خاصى قرار گرفتند که از آنها نخستین سلولهاى زنده پیدا شد.

این موجودات ذره بینى زنده تدریجا تکامل یافتند و از نوعى به نوع دیگر تغییر شکل دادند، از دریاها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند، و انواع گیاهان و انواع جانوران آبى و زمینى و پرندگان به وجود آمدند.

کاملترین حلقه این تکامل همین انسانهاى امروزند که از موجوداتى شبیه به میمون ، و سپس میمونهاى انسان نما ظاهر گشتند.


ب - فرضیه ثبوت انواع یا (فیکسیسم ) که مى گوید انواع جانداران هر کدام جداگانه از آغاز به همین شکل کنونى ظاهر گشتند، و هیچ نوع به نوع دیگر تبدیل نیافته است ، و طبعا انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده که از آغاز به همین صورت آفریده شده است .


دانشمندان هر دو گروه براى اثبات عقیده خود مطالب فراوانى نوشته اند و جنگها و نزاعهاى زیادى در محافل علمى بر سر این مسأله در گرفته است ،

تشدید این جنگها از زمانى شد که لامارک (دانشمند جانورشناس معروف فرانسوى که در اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19 میزیست ) و سپس داروین دانشمند جانورشناس انگلیسى که در قرن نوزدهم مى زیست نظرات خود را در زمینه تکامل انواع با دلائل تازه اى عرضه کرد.

ولى در محافل علوم طبیعى امروز شک نیست که اکثریت دانشمندان طرفدار فرضیه تکاملند.


دلائل طرفداران تکامل .

به آسانى میتوان استدلالات آنها را در سه قسمت خلاصه کرد:

نخست دلائلى است که از دیرین شناسى و به اصطلاح مطالعه روى فسیلها، یعنى اسکلتهاى متحجر شده موجودات زنده گذشته ، آورده اند آنها معتقدند مطالعات طبقات مختلف زمین نشان مى دهد که موجودات زنده ، از صورتهاى ساده تر به صورتهاى کاملتر و پیچیده تر تغییر شکل داده اند.

تنها راهى که اختلاف و تفاوت فسیلها را مى توان با آن تفسیر کرد، همین فرضیه تکامل است .

دلیل دیگر قرائنى است که از (تشریح مقایسه اى ) جمع آورى کرده اند، آنها طى بحثهاى مفصل و طولانى مى گویند هنگامى که استخوان بندى حیوانات مختلف را تشریح کرده ، با هم مقایسه کنیم شباهت زیادى در آنها مى بینیم که نشان مى دهد همه از یک اصل گرفته شده اند.

بالاخره سومین دلیل آنها قرائتى است که از (جنین شناسى ) بدست آورده اند و معتقدند اگر حیوانات را در حالت جنینى که هنوز تکامل لازم را نیافته اند در کنار هم بگذاریم خواهیم دید که جنینها قبل از تکامل در شکم مادر، یا در درون تخم تا چه اندازه با هم شباهت دارند، این نیز تأیید مى کند که همه آنها در آغاز از یک اصل گرفته شده اند.


پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع

ولى طرفداران فرضیه ثبوت انواع یک پاسخ کلى به تمام این استدلالات دارند و آن اینکه هیچیک از این قرائن قانع کننده نیست ، البته نمى توان انکار کرد که هر یک از این قرائن سه گانه احتمال تکامل را در ذهن به عنوان یک احتمال ظنى توجیه مى کند، ولى هرگز یقین آور نخواهد بود.


به عبارت روشنتر اثبات فرضیه تکامل ، و تبدیل آن از صورت یک فرضیه به یک قانون علمى و قطعى ، یا باید از طریق دلیل عقلى بوده باشد، و یا از طریق آزمایش و حس و تجربه ، و غیر از این دو راهى نیست .

اما از یکسو مى دانیم دلائل عقلى و فلسفى را به این مسائل ، راهى نیست ، و از سوى دیگر دست تجربه و آزمایش از مسائلى که ریشه هاى آن در میلیونها سال قبل نهفته است کوتاه است !.


آنچه ما با حس و تجربه درک مى کنیم این است تغییرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش (موتاسیون ) در حیوانات و گیاهان رخ میدهد، مثلا از نسل گوسفندان معمولى ناگهان گوسفندى متولد مى شود که پشم آن با پشم گوسفندان معمولى متفاوت است ، یعنى بسیار لطیفتر و نرمتر میباشد، و همان سرچشمه پیدایش نسلى در گوسفند بنام (گوسفند مرینوس ) مى شود، با این ویژگى در پشم .

و یا اینکه حیواناتى بر اثر جهش ، تغییر رنگ چشم یا ناخن و یا شکل پوست بدن و مانند آن پیدا مى کند.

ولى هیچکس تاکنون جهشى ندیده است ، که دگرگونى مهمى در اعضاى اصلى بدن یک حیوان ایجاد کند و یا نوعى را به نوع دیگر مبدل سازد.

بنابر این ما تنها مى توانیم حدس بزنیم که تراکم جهشها ممکن است یک روز سر از تغییر نوع حیوان در بیاورد، و مثلا حیوانات خزنده را تبدیل به پرندگان کند، ولى این حدس هرگز یک حدس قطعى نیست ، بلکه تنها یک مسأله ظنى است چرا که ما هرگز با جهشهاى تغییر دهنده اعضاء اصلى به عنوان یک حس و تجربه روبرو نشده ایم .


از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه مى گیریم که دلائل سه گانه طرفداران ترانسفورمیسم نمیتواند این نظریه را از صورت یک فرضیه فراتر برد، و به همین دلیل آنها که دقیقا روى این مسائل بحث مى کنند، همواره از آن به عنوان (فرضیه تکامل انواع ) سخن مى گویند نه قانون و اصل .


فرضیه تکامل و مسأله خداشناسى

با اینکه بسیارى کوشش دارند میان این فرضیه و مسأله خداشناسى یکنوع تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند، چرا که پیدایش عقیده داروینیسم جنگ شدیدى میان ارباب کلیسا از یکسو، و طرفداران این فرضیه از سوى دیگر به وجود آورد، و روى این مساله در آن عصر به دلائل سیاسى ، اجتماعى که اینجا جاى شرح آن نیست تبلیغات وسیعى در گرفت که داروینیسم با خداشناسى سازگار نمى باشد.

ولى امروز این مسأله براى ما روشن است که این دو با هم تضادى ندارند یعنى ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه آنرا بر اثر فقدان دلیل رد نمائیم در هر دو صورت مى توانیم خداشناس باشیم .

فرضیه تکامل اگر فرضا هم ثابت شود، شکل یک قانون علمى که از روى علت و معلول طبیعى پرده بر مى دارد به خود خواهد گرفت ، و فرقى میان این رابطه علت و معلولى در عالم جانداران و دیگر موجودات نیست .

آیا کشف علل طبیعى نزول باران و جزر و مد دریاها و زلزله ها و مانند آن مانعى بر سر راه خداشناسى خواهد بود؟ مسلما نه .

بنابر این کشف یک رابطه تکاملى در میان انواع موجودات نیز هیچگونه مانعى در مسیر شناخت خدا ایجاد نمى کند.

تنها کسانى که تصور مى کردند کشف علل طبیعى با قبول وجود خدا منافات دارد مى توانند چنین سخنى را بگویند، ولى ما امروز به خوبى مى دانیم که نه تنها کشف این علل ضررى به توحید نمى زند بلکه خود دلائل تازه اى از نظام آفرینش براى اثبات وجود خدا پیش پاى ما مى گذارد.


جالب اینکه خود داروین در برابر اتهام الحاد و بیدینى قد علم کرده ، و در کتابش (اصل انواع ) تصریح میکند که من در عین قبول تکامل انواع ، خدا پرستم ، و اصولا بدون قبول وجود خدا نمى توان تکامل را توجیه کرد.

به این عبارت دقت کنید: او با وجود قبول علل طبیعى براى ظهور انواع مختلف جانداران ، همواره به خداى یگانه ، مؤمن باقى مى ماند، و تدریجا که سن او افزایش حاصل میکند احساس درونى مخصوصى به درک قدرتى ما فوق بشر در او تشدید مى گردد، به حدى که معماى آفرینش را براى انسان لا ینحل مى یابد.

اصولا او معتقد بود که هدایت و رهبرى انواع ، در این پیچ و خم عجیب تکامل ، و تبدیل یک موجود زنده بسیار ساده به این همه انواع مختلف و متنوع جانداران بدون وجود یک نقشه حساب شده و دقیق از طرف یک عقل کل امکان پذیر نیست !

راستى هم چنین است آیا از یک ماده واحد و بسیار ساده و پست ، این همه مشتقات شگفت انگیز و عجیب ، که هر کدام براى خود تشکیلات مفصلى دارد، به وجود آوردن بدون تکیه بر یک علم و قدرت بى پایان امکان پذیر است ؟


نتیجه اینکه : غوغاى تضاد عقیده تکامل انواع با مسأله خداشناسى یک غوغاى بی اساس و بى دلیل بوده است (خواه فرضیه تکامل را بپذیریم یا نپذیریم ).


تنها این مسأله باقى مى ماند که آیا فرضیه تکامل انواع با تاریخچه اى که قرآن براى آفرینش آدم ذکر کرده است تضادى دارد یا نه ؟! که ذیلا از آن بحث مى شود.


قرآن و مسأله تکامل:

جالب اینکه هم طرفداران تکامل انواع و هم منکران آن یعنى آنها که در میان مسلمین بوده اند به آیات قرآن براى اثبات مقصد خویش تمسک جسته اند، ولى شاید هر دو گروه گاهى تحت تأثیر عقیده خود به آیاتى استدلال کرده اند که کمتر ارتباطى با مقصود آنها داشته است ، لذا ما از هر دو طرف آیاتى را انتخاب مى کنیم که قابل بحث و مذاکره باشد.


مهمترین آیه اى که طرفداران تکامل روى آن تکیه مى کنند، آیه 33 سوره آل عمران است:

ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین : (خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید).


آنها مى گویند همانگونه که نوح و آل ابراهیم و آل عمران در میان امتى زندگى مى کردند و از میان آنها برگزیده شدند، همچنین آدم نیز باید چنین باشد، یعنى در عصر و زمان او انسانهائى که نام عالمین (جهانیان ) بر آنها گزارده شده ، حتما وجود داشته اند و آدم برگزیده خدا از میان آنهاست ، و این نشان میدهد که آدم اولین انسان روى زمین نبوده است ، بلکه قبل از او انسانهاى دیگرى بوده اند و امتیاز آدم همان جهش فکرى و معنوى او است که سبب برگزیده شدنش از افراد همسانش شد.

آیات متعدد دیگرى نیز ذکر کرده اند، که بعضى از آنها اصلا ارتباط با مسأله تکامل ندارد، و تفسیر آن به تکامل بیشتر از قبیل تفسیر به رأى است ، و قسمتى دیگر، هم با تکامل انواع سازگار است ، و هم با ثبوت آنها و خلقت مستقل آدم ، و به همین دلیل بهتر دیدیم که از ذکر آنها صرف نظر کنیم .


اما ایرادى که به این استدلال مى توان کرد این است که عالمین اگر به معنى مردم معاصر بوده باشد و اصطفاء (برگزیدن ) حتما باید از میان چنین اشخاصى صورت گیرد، این استدلال قابل قبول خواهد بود، اما اگر کسى بگوید عالمین اعم از معاصران و غیر معاصران است ، همانگونه که در حدیث معروف در فضیلت بانوى اسلام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده که مى فرماید:

اما ابنتى فاطمه فهى سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین : دخترم فاطمه بانوى زنان جهان از اولین و آخرین است .

در این صورت آیه فوق دلالتى بر این مقصود نخواهد داشت و درست به این میماند که کسى بگوید خداوند، عده اى را از میان انسانها (انسانهاى تمام قرون و اعصار) برگزید که یکى از آنها آدم است در این صورت هیچ لزومى ندارد که در عصر و زمان آدم ، انسانهاى دیگرى وجود داشته باشند که نام عالمین بر آنها اطلاق گردد و یا آدم از میان آنها برگزیده شود.

به خصوص اینکه سخن در برگزیدن خدا است خدائى که از آینده و نسلهائى که در زمانهاى بعد مى آیند به خوبى آگاه بوده است .


و اما مهمتر دلیلى که طرفداران ثبوت انواع از آیات قرآن ، انتخاب کرده اند، آیات مورد بحث و مانند آن است که مى گوید:

خداوند انسان را از گل خشک که از گل تیره رنگ بد بوى گرفته شده بود آفریده جالب اینکه این تعبیر هم در مورد خلقت (انسان ) گفته شده (و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون - آیه 26 حجر) و هم درباره (بشر) (و اذ قال ربک للملائکة انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون - آیه 28 حجر) و هم به قرینه ذکر سجده فرشتگان بعد از آن در مورد شخص آدم آمده است (به آیات 29 و 30 و 31 سوره حجر دقت کنید).


ظاهر این آیات در بدو نظر چنین مى گوید که آدم نخست از گل تیره رنگى آفریده شد و پس از تکمیل اندام ، روح الهى در آن دمیده شد و به دنبال آن فرشتگان در برابر او به سجده افتادند، بجز ابلیس .

طرز بیان این آیات چنین نشان میدهد که میان خلقت آدم از خاک و پیدایش صورت کنونى، انواع دیگرى وجود نداشته است .

و تعبیر به (ثم ) که در بعضى از آیات فوق آمده و در لغت عرب براى ترتیب با فاصله آورده مى شود، هرگز دلیل بر گذشتن ملیونها سال و وجود هزاران نوع نمى باشد، بلکه هیچ مانعى ندارد که اشاره به فاصله هائى باشد که در میان مراحل آفرینش آدم از خاک و سپس گل خشک و سپس دمیدن روح الهى وجود داشته .

لذا همین کلمه (ثم ) درباره خلقت انسان در عالم جنین و مراحلى را که پشت سر هم طى مى کند آمده است ، مانند: یا ایها الناس ان کنتم فى ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة ... ثم نخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم : (اى مردم اگر تردید در رستاخیز دارید (به قدرت خدا در آفرینش انسان بیندیشید) که ما شما را از خاک آفریدیم سپس از نطفه . سپس از خون بسته شده ، سپس از مضغه (پاره گوشتى که شبیه گوشت جویده است )... سپس شما را به صورت طفلى خارج میسازیم ، سپس به مرحله بلوغ مى رسید (سوره حج آیه 5 ).

ملاحظه میکنید که هیچ لزومى ندارد (ثم ) براى یک فاصله طولانى باشد، بلکه همانگونه که در فواصل طولانى به کار میرود در فاصله هاى کوتاه هم استعمال مى شود. از مجموع آنچه در بالا گفتیم چنین نتیجه میگیریم که آیات قرآن هر چند مستقیما در صدد بیان مسأله تکامل یا ثبوت انواع نیست ، ولى ظواهر آیات (البته در خصوص انسان ) با مساله خلقت مستقل سازگارتر است ، هر چند کاملا صریح نیست اما ظاهر آیات خلقت آدم بیشتر روى خلقت مستقل دور میزند، اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد.

( توضیح من: از روایت امام صادق(ع) میتونیم بهره بگیریم که ثم در اینجا (آیه 28 حجر) به معنی حقیقی خودش (تدریج) است و وجود فاصله بین خلقت اولیه او و مسأله سجده بر او)

شمشیر زبان

يكشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۰۲ ب.ظ


بهشت و جهنّمت ...

پنجشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ق.ظ

رسول الله (صلى الله علیه وآله) - لَمَّا سُئِلَ عَن حَقِّ الوالِدَینِ عَلَى وَلَدِهِمَا -: هُمَا جَنَّتُکَ وَ نارُکَ - میزان الحکمة باب 559 الوالد والولد -

پیامبر (صلى الله علیه وآله) در جواب کسی که از حق والدین بر فرزند سؤال کرده بود ، فرمودند :

پدر و مادرت، بهشت و جهنم تو هستند!!!

( که یعنی بهشتی شدن و جهنمی شدن تو، دائر مدار برخورد درست یا نادرست تو نسبت به آن دو است!!! )

نتیجه تصویری برای والدین

+ از همین دسته روایات است :

عنه (صلى الله علیه وآله): رِضَا اللهِ فِی رِضَا الوالِدِ، وَ سَخَطُ اللهِ فِی سَخَطِ الوالِد - همان -

رسول الله (ص):

خوشنودی خدا در گرو خشنودی پدر ، و خشم خدا نهفته در خشم اوست!!

 عنه (صلى الله علیه وآله) : مَن أحزَنَ مُؤمناً ثُمَّ أعطاهُ الدُّنیا لَم یَکُن ذلِکَ کَفّارَتَهُ وَ لَم یُؤجَر عَلَیه - میزان الحکمة حرف الف ، باب الایذاء -

پیامبر (صلى الله علیه وآله) :

هر کس مؤمنی را اندوهگین سازد، سپس تمام دنیا را به او ببخشد، این کار جبران اشتباه او نکند!! و بر آن پاداش داده نخواهد شد!


راست ترین و دروغ ترین

پنجشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۴ ق.ظ

عنه (علیه السلام): أصدَقُ شَیءٍ الأجَلُ ؛ أکذَبُ شَیءٍ الأمَلُ

علی (ع) :

راست ترین چیز أجَل ( مرگ ) است ؛ و دروغ ترین چیز أمَل ( آرزو ).


- میزان الحکمة باب الامل -

خروس

يكشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ

عن النبی صلى الله علیه وآله وسلم:

تعلموا من الدیک خمس خصال:

محافظته على أوقات الصلاة والغیرة والسخاء والشجاعة وکثرة الطروقة!

- بحارالانوار ج 62 ص 3 -

پیامبر (ص) فرمودند:

از خروس پنج خصلت بیاموزید:

1- رعایت اوقات نماز!

2- غیرت!

3- سخاوتمندی!

4- شجاعت!

5- جماع زیاد با همسر!


همسر آزاری

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ب.ظ

 رسول الله صلی الله علیه و آله :

ومن کانت له امرأة تؤذیه لم یقبل الله صلاتها ولا حسنة من عملها حتى تعینه وترضیه.

- وإن صامت الدهر، وقامت وأعتقت الرقاب، وأنفقت الاموال فی سبیل الله -

وکانت أول من یرد النار!

ثم قال رسول الله صلى الله علیه وآله:

وعلى الرجل مثل ذلک الوزر العذاب إذا کان لها مؤذیا ظالما

- بحارالانوار ج 73 ص 363 -


هر مردی که زنی آزار رسان داشته باشد خداوند نماز و دیگر اعمال حسنه ی او را قبول نفرماید! تا آنکه شوهر را از خود راضی نماید!

- هرچند تمام عمر روزه دار باشد و شب زنده دار ، و برده آزاد کند و اموالش را در راه خدا ببخشد -

و اول کسی خواهد بود که وارد جهنم گردد!!

سپس فرمود:

برای شوهر هم همین عذاب است اگر زن اذیت کن و ظالم باشد!


همسری و بی همسری

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۲۳ ب.ظ

یک شب بی همسری

امام صادق علیه السلام می فرماید:

مردى نزد پدرم (امام محمد باقر علیه السلام) آمده بودند، پدرم به او فرمود:

آیا همسر دارى ؟

عرض کرد: خیر

فرمودند: من دوست ندارم دنیا و آنچه را در آن است داشته باشم ولى یک شب بدون همسر بسر ببرم!! 

و اضافه کردند: دو رکعت نماز انسانى که همسر دارد بهتر است از عبادت شب و روز مردى که همسر ندارد!

سپس به او هفت دینار داده و فرمود:

با این پول ازدواج کن ... 

و از قول پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل نمودند که :

اتخذوا الاهل فانّه ارزق لکم ؛ تشکیل خانواده دهید که (بر خلاف تصور اکثر مردم ، ازدواج نه باعث فقر که ) سبب رزق و روزی بیشتر است - بحارالانوار ج 100 ص 217 -


بهترین بناء

وقال علیه السلام:

ما بنی فی الاسلام بناء أحب إلى الله عزوجل وأعز من التزویج - بحارالانوار ج 100 ص 222 -

هیچ ساختمانی در اسلام بنا نشده است که نزد خداوند محبوب تر و عزیزتر از امر ازدواج باشد!


نیت در ازدواج

عن النبی (صلى الله علیه وآله): من نکح لله وأنکح لله استحق ولایة الله - میزان الحکمة باب الزواج ش 1631 -

هر که به نیتی الهی ازدواج کند و به این نیت دیگران را ازدواج دهد ، لیاقت دوستی خداوند را پیدا کرده است.


ثمرات ازدواج

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: زوجوا أیاماکم فان الله یحسن لهم فی أخلاقهم ویوسع لهم فی أرازقهم ویزیدهم فی مرواتهم - بحارالانوار ج 100 ص 222 -

افراد مجردتان را همسر بدهید که خداوند اخلاقشان را نیکو سازد ، و در رزق و روزی شان توسعه بخشد ، و به مردانگی و مروتشان بیفزاید.


سنت پیامبر

قال رسول الله صلّى اللّه علیه و آله : النکاح سنتى فمن رغب عن سنّتى فلیس ‍ منّى - بحارالانوار ج 100 ص 220 -

ازدواج از سنت من است و کسی که رویگردان از سنت من باشد ، از من نیست!!!


باز شدن درب رحمت

و قال صلى الله علیه وآله: یفتح أبواب السماء بالرحمة فی أربع مواضع: عند نزول المطر، وعند نظر الولد فی وجه الوالدین، وعند فتح باب الکعبة، وعند النکاح - بحارالانوار ج 100 ص 221 -

در چهار موضع درهای آسمان به رحمت گشوده می گردد (که دعای در آن را نباید از دست داد) :

 1 - هنگام بارش باران 2 - هنگام نگاه (محبت آمیز ) فرزند به صورت والدین!! 3 - هنگام گشودن درب خانه کعبه 4 - هنگام ازدواج!!


حفظ دین

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: من تزوج فقد أحرز نصف دینه، فلیتق الله فی النصف الباقی - بحارالانوار ج 100 ص 219 -

هر کس ازدواج نماید بطور مسلّم نصف دینش را حفظ نموده است، پس در نصف باقی خدا ترسی پیشه کند!


ازدواج در آغاز جوانی

عن النبی صلى الله علیه وآله قال: ما من شاب تزوج فی حداثة سنه إلا عج شیطانه یا ویله یا ویله عصم منی ثلثی دینه، فلیتق الله العبد فی الثلث الباقی - بحارالانوار ج 100 ص 221 -

هیچ جوانی در آغاز جوانی ازدواج نمی کند مگر اینکه شیطانش ناله ای سر دهد که : ای وای! دو سوم دینش را از دستبرد من محفوظ داشت.

پس این جوان باید در یک سوم باقیمانده تقوای الهی به خرج دهد.


خوابی برتر از عبادت

وقال صلى الله علیه وآله: المتزوج النایم أفضل عند الله من الصائم القائم العزب - بحارالانوار ج 100 ص 221 -

متأهل خوابیده نزد خداوند برتر است از مجردی که شب را زنده داری می کند و روز را روزه داری!


عبادت متأهل و مجرد

عن أبی عبد الله (الصادق) علیه السلام قال: رکعتان یصلیهما متزوج أفضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متزوج - بحارالانوار ج 100 ص 219 -

دو رکعت نماز متأهل برتر است از هفتاد رکعت نماز مجرد!


دختران و درختان

الإمام الرضا (علیه السلام): نزل جبرئیل على النبی صلى الله علیه وآله فقال: یا محمد إن ربک یقرؤک السلام، ویقول: إن الأبکار من النساء بمنزلة الثمر على الشجر فإذا أینع الثمر فلا دواء له إلا اجتناؤه وإلا أفسدته الشمس، وغیرته الریح، وإن الأبکار إذا أدرکن ما تدرک النساء فلا دواء لهن إلا البعول، وإلا لم یؤمن علیهن الفتنة، فصعد رسول الله صلى الله علیه وآله المنبر فجمع الناس ثم أعلمهم ما أمر الله عزوجل به - میزان الحکمة باب الزواج ش 1640 -

جبرئیل بر پیامبر نازل شده گفت:

 ای محمد! پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید:

زنان باکره همانند میوه درختند، وقتی میوه رسید چاره ای جز چیدنش نیست وگرنه خورشید آن را فاسد نماید و باد آن را تغییر دهد!

و دختران هم هر وقت به حد زنانگی رسیدند دوایی جز شوهر برایشان نیست و الّا از فتنه در امان نخواهند بود!

پس پیامبر (ص) منبر رفته و در جمع مردم پیام الهی را ابلاغ فرمود.


از جمله گنهکاران

وقال علیه السلام لرجل (اسمه) عکاف: ألک زوجة ؟ قال: لا یا رسول الله قال: ألک جاریة ؟ قال: لا یا رسول الله قال: أفأنت موسر ؟ قال: نعم قال: تزوج وإلا فأنت من المذنبین - بحارالانوار ج100 ص 221 -

حضرت مردی را عکاف نام مخاطب قرار داده فرمود:

آیا همسر داری؟ گفت: نه یا رسول الله!

فرمود: کنیز داری؟ گفت: نه یا رسول الله!

فرمود: آیا توانایی مالی داری؟! گفت: بله.

فرمود: ازدواج کن وگرنه از جمله گنهکارانی!


بدترین های امت

قال رسول الله صلّى اللّه علیه و آله : شرار موتاکم العزّاب - بحارالانوار ج 100 ص 220 -

بدترین مردگان شما عزب های شما هستند!


ترک ازدواج بخاطر فقر

عن ابى عبدالله (الصادق)علیه السلام : من ترک التزویج مخافة العیلة فقد اساء الظن بالله - کافى ش ح 8492 -

هرکه ازدواج را از ترس فقر ترک گوید، به خداوند گمان بد برده است (من: خداوند در قرآن مجید آیه 32 نور فرموده است:

وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ )


ازدواج کن

رسول الله (صلى الله علیه وآله) - سأل رجلا من أصحابه فقال -: یا فلان هل تزوجت ؟ قال: لا ولیس عندی ما أتزوج به، قال: ألیس معک " قل هو الله أحد " ؟ قال: بلى، قال: ربع القرآن، قال: ألیس معک: " قل یا ایها الکافرون " ؟ قال: بلى، قال: ربع القرآن، قال: ألیس معک " إذا زلزلت " ؟ قال: بلى، قال: ربع القرآن. ثم قال: تزوج، تزوج، تزوج ! ! !میزان الحکمة باب الزواج ش 1636 -

حضرت رسول (ص) مردی از اصحابش را پرسید:

فلانی! آیا ازدواج کرده ای؟

گفت: نه ، و چیزی هم برای ازدواج ندارم.

فرمود: آیا قل هو الله احد همراهت نیست؟ گفت : بله. فرمود: یک چهارم قرآن!

فرمود: آیا قل یا ایها الکافرون همراهت نیست؟ گفت: چرا فرمود: یک چهارم (دیگر) قرآن

فرمود: آیا اذا زلزلت همراهت نیست؟ گفت: هست. فرمود: ربع دیگر قرآن!

بعد فرمود:

ازدواج کن! ازدواج کن! ازدواج کن!


اگر نمیتوانی ازدواج کنی

وقال رسول الله صلى الله علیه وآله: یا معشر الشباب من استطاع منکم الباه فلیتزوج، و من لم یستطعها فلیدمن الصوم فانه له وجاء - بحارالانوار ج 100 ص 220 -

ای گروه جوانان! هرکس توانایی بر ازدواج دارد پس ازدواج کند، و اگر ندارد پس مرتب روزه بگیرد که مانع شهوت است!


برترین واسطه گری

قال علی علیه السلام: ... وأفضل الشفاعات أن یشفع بین اثنین فی نکاح حتى یجمع شملهما - بحارالانوار ج 100 ص 222 -

و بهترین واسطه گری: وساطت در امر ازدواج است که دو نفر را به هم برساند.


ثمرات وساطت در ازدواج

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: من عمل فی تزویج حلال حتى یجمع الله بینهما زوجه الله من الحور العین، وکان له بکل خطوة خطاها وکلمة تکلم بها عبادة سنة - بحارالانوار ج 100 ص 221 -

هر کس در ازدواجی حلال پادرمیانی و تلاش کند و به خواست الهی آن دو را به هم برساند ، خداوند حورالعینی به تزویج وی درآورد و برای او در هر گامی که برداشته و  هر کلمه ای که صادر شده است، عبادت یک سال منظور خواهد گردید!!!


زن دادن مجردان

قال الصادق علیه السلام : من زوّج اعزبا کان ممن ینظر الله عزّ و جلّ الیه یوم القیامة - میزان الحکمة باب الزواج ش 1639 -

کسی که مجردی را همسر بدهد، از کسانی خواهد بود که خداوند متعال فردای قیامت بر ایشان نظر رحمت خواهد داشت!


سخنرانی ...

دوشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۰۷ ب.ظ
امام جواد (ع) :

مَنْ أصْغَى إلَى ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ، وَ إنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إبلِیسَ - بحار الانوار ج 2 ص 94 -


ترجمه:

هر کس به سخن وری گوش فرا دهد، براستی که بندگی او را پذیرفته است!

پس چنانچه سخنران از خدا بگوید، بنده ی خدا خواهد بود!

و اگر از زبان شیطان بگوید ، بنده ی شیطان خواهد بود!


مثل دوا

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۲۵ ق.ظ

قابل توجه همه مخصوصاً مربیان و والدین در مقام نصیحت

علی (ع) :

ألکَلامُ کَالدَّواءِ قَلِیلُهُ یَنفَعُ وَ کَثِیرُهُ قاتِل

- غررالحکم و دررالکلم ش 4081 -

سخن همچون دواست! کم آن سودمند و زیادش مرگبار است!!

امام صادق (ع) : شیعیان ما را با سه چیز امتحان کنید :

سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۳ ب.ظ

عَن جَعفَر بنِ محمدٍ عَلَیهُمَا السَّلامُ قالَ :

جعفر بن محمد - امام صادق (ع) - فرموده است :

اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ:

شیعیان ما را با سه چیز امتحان کنید ( و بشناسید )

1 - عِندَ مَواقِیتِ الصَّلَوَاتِ کَیفَ مُحافَظَتُهُم عَلَیها ؟!

1 - به اوقات نمازها ؛ که چگونه بر آن محافظت می کنند؟!

2 - وَ عِندَ أسرارِهِم کَیفَ حِفظُهُم لَها عَن عَدُوِّنا ؟!

2 - به برخوردشان با اسرار ؛ که چگونه از دشمن پنهان می دارند؟!

3 - وَ إِلَى أموالِهِم کَیفَ مُواساتُهُم لِاِخوانِهِم فِیها ؟

3 - به مال و منالشان ؛ که چگونه با برادرانشان به برابری رفتار می نمایند؟!

- بحارالانوار ج 80 ص 22 -

_______رفاقت های ممنوع_______

دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۶ ب.ظ

عن الصادق علیه السلام، عن أبیه علیه السلام قال: قال أبی علی بن الحسین علیهما السلام: یا بنی انظر خمسة فلا تصاحبهم ولا تحادثهم ولا ترافقهم فی طریق فقلت: یا أبه من هم ؟ عرفنیهم قال: إیاک ومصاحبة الکذاب فانه بمنزلة السراب یقرب لک البعید ویبعد لک القریب، وإیاک ومصاحبة الفاسق فانه بایعک بأکلة أو أقل من ذلک، وإیاک ومصاحبة البخیل فانه یخذلک فی ماله أحوج ما تکون إلیه، وإیاک ومصاحبة الاحمق فانه یرید أن ینفعک فیضرک، وإیاک ومصاحبة القاطع لرحمه فانیوجدته ملعونا فی کتاب الله عزوجل فی ثلاثة مواضع... - بحارالانوار ج 71 ص 196 -

امام سجاد (ع) به فرزندشان امام باقر (ع) :

پسرکم! به پنج گروه نظر افکن ؛ پس با آنها همنشینی و گفتگو و رفاقت در هیچ راهی نکن:

گفتم: کیانند؟ آنها را به من بشناسان.

فرمود:

1 - بپرهیز از همنشینی دروغگو که به سراب ماند ؛ دور را نزدیک و نزدیک را دور نشانت دهد! ( حقایق را قلب می کند )

2 - و بپرهیز از همنشینی با فاسق که تو را به لقمه ای و کمتر از آن خواهد فروخت!! ( کسی که رعایت خدا را نکند ، رعایت بنده خدا را می کند؟!)

3 - و از همنشینی بخیل که در اوج احتیاج مالی ، تو را خوار و ذلیل رها خواهد ساخت.

4 - و احمق ؛ که می خواهد سود برساند اما ضرر می رساند!

5 - و بریده از خویشاوند ؛ که او را در سه جای قرآن مورد لعن دیدم! ( و قطعا همنشین او از این لعن هم بهره ای خواهد داشت )


علی علیه السلام :

من تفاقر افتقر - غررالحکم و دررالکلم ش ح8405 -

کسی که خود را به فقیری بزند ، ( واقعاً ) فقیر گردد.

ظاهر روایت این است که اخلاق و رفتار اینچنینی اثر وضعی دارد.

آن که سعی و تلاش دارد به خود برچسب فقر و فلاکت بزند خدای ارحم الراحمین اجابت کرده ، چنینش سازد.

اما جدای از این تأثیر و تأثّر ، این فرد واقعاً انسان مفلوک و بدبخت و بیچاره ای ست!

چرا که مال و منال جز برای استفاده و بهره گیری ست؟!

پول و ثروت جز برای حفظ آبرو و عزت انسان در جامعه است؟! 

پس اگر داشته باشد و بهره نگیرد ، داشته باشد و آبروفروشی کند ، چنین شخصی چه فرقی با انسان فقیر نادار بدبخت خواهد داشت؟!

نبی مکرّم اسلام صلى الله علیه وآله می فرمایند:

إن الله یحب إذا أنعم على عبد [ه] أن یرى أثر نعمته علیه ویبغض البؤس والتبؤس - بحارالانوار ج 74 ص 159 -

خداوند به بنده ای که نعمت دهد ، دوست دارد اثر آن نعمت را بر او ببیند.

و دشمن دارد بیچارگی و تظاهر به نداری را .


وضعتون توپ !

حدیث سوم

- اثنى عشریه ص 245 -

قال النبى (ص ) : یا على! تمنى جبرئیل ان یکون من بنى آدم بسبع خصال و هى الصلوة فى الجماعة و مجالسة العلماء و الصلح بین الاثنین و اکرام الیتیم و عیاده المریض و تشییع الجنازه و سقى الماء فى الحج. فاحرص ذلک .

ترجمه :

پیغمبر خدا (ص ) فرمود:

یا على! (ع ) جبرئیل آرزو داشت که از بنى آدم می بود ، بواسطه این هفت خصلت :

1 - نمازخواندن به جماعت

2 - همنشینی با علماء

3 - آشتی دادن میان دو نفر

4 - اکرام ایتام

5 - عیادت از مریض

6 - حضور در تشییع جنازه

7 - آب رسانی به حجّاج 

پس تو بر این ها حریص باش.


منبع:

زبدة الاحادیث در چهل حدیث و اضافات دیگر

شیخ عباس ایمانى

با اندکی تصرف

شورا با دشمن

چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۱ ب.ظ

علی (ع) :

اِستَشِر أعداءَکَ تَعرِف مِن رَأیِهِم مِقدارَ عَداوَتِهِم و مَواضِعَ مَقاصِدِهِم - غررالحکم و دررالکلم ش ح 10071 -

از دشمنانت مشورت بگیر با این کار مقدار دشمنی آنها و محل اهداف آنها را بشناس!!!



احمق الناس

چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۸ ق.ظ
علی (ع) :

أحمَقُ النّاسِ مَن ظَنَّ اَنَّهُ أعقَلُ النّاسِ
کم خردترین مردم کسی ست که بپندارد خردمندترین آنان است!!

هر انسانی طبق فطرت کمال جویی خود ، دنبال کمال و کسب مدارج عالی ست.

گرچه انسان ها در مصداق کمال و راه رسیدن به آن اختلاف دارند ، اما آنچه مهم و مسلّم است این است که:

انسان وقتی دنبال چیزی می رود که به آن احساس نیاز کند و خود را محتاج رسیدن به آن بداند.

کسی که خود را خردمندتر از همه بداند ، در واقع خود را مستغنی می داند و نه نیازمند.

از این رو هیچ گاه در صدد کسب فضایل و معارف بیشتر برنمی آید ، بلکه راه ترقّی و تکاملش را به دست خویش مسدود می سازد.

چنین شخصی از نادان ترین افراد است.

منبع:
بر کرانه کلام علی
حسین ایمانی

ثواب قرآن خواندن جوان مؤمن ...

شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۰ ب.ظ

عن ابى عبدالله علیه السلام قال:

 من قرأ القران و هو شاب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه و جعله الله مع السفره الکرام البرره و کان القرآن حجیزا عنه یوم القیامه و یقول یا رب ان کل عامل قد اصاب اجر عمله غیر عاملى فبلغ به کریم عطایاک فیکسوه الله عزوجل حلتین من حلل الجنه و یوضع على راسه تاج المکرامه ثم یقال هل ارضیناک فیه فیقول القران یا رب قد کنت ارغب له فیما هو افضل من هذا قال فیعطى الامن بیمینه و الخلد بیساره ثم یدخل الجنه فیقال له اقرا آیه و اصعد درجه ثم یقال له بلغنا به و ارضیناک فیه فیقول اللهم نعم قال و من قراه کثیرا وتعاهده من شده حفظه اعطاه الله اجر هذا مرتین - ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مرحوم شیخ صدوق ، ثواب من قرا القران و هو شاب مؤ من -

 امام صادق علیه السلام فرمودند:

جوان مؤمنى که قرآن بخواند قرآن با گوشت و خونش مخلوط مى شود و عامل همنشینى او با فرشتگان بزرگوار وحى که هرگز مرتکب گناهى نشده اند، خواهد شد.

و در روز قیامت نیز قرآن مانعى براى او در مقابل آتش خواهد بود ؛ قرآن در آن روز (خطاب به خداوند) مى گوید:

هر عمل کننده اى به پاداش عمل خود رسید ؛ جز عمل کنندگان به من ! پس بهترین عطایاى خود را به او عنایت فرما.

خداوند عزوجل نیز دو لباس بهشتى به او مى پوشاند و بر سرش تاج کرامت مى گذارد.

آنگاه خطاب به قرآن مى فرماید: آیا راضى شدى ؟

و قرآن مى گوید: من بهتر از این را براى او مى خواستم .

آنگاه خداوند در امان بودن را به دست راست و جاودانگى را به دست چپش مى دهد.

سپس ‍ وارد بهشت مى شود ، و در بهشت به او مى گویند: یک آیه بخوان و یک درجه بالا برو !

آنگاه به قرآن خطاب مى شود: به آرزویت رسیدى و راضى شدى ؟!

و قرآن مى گوید: خداوندا! بله .

امام علیه السلام ادامه دادند:

کسى که خیلى قرآن بخواند و آن را حفظ نماید، خداوند دوبار این ثواب را به او عطا خواهد کرد!



شب و روز

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۱ ب.ظ


علی (ع) :

إنَّ اللَّیلَ و النَّهارَ یَعمَلانِ فِیکَ فَاعمَل فِیهِما و یَأخُذانِ مِنکَ فَخُذ مِنهُما - غررالحکم و دررالکلم ش ح 2789 -

براستی شب و روز در تو کار می کنند ( و پیرت می سازند ) پس تو هم ( به تلافی ) در آن دو کار بکن! و شب و روز از تو ( و عمر تو ) می گیرند پس تو هم از آنها ( بهره ) بگیر.