ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

دلگرمی :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ تیر ۹۶، ۱۸:۳۴ - دچـــــ ـــــار
    اوکی :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

دلگرمی

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ

مرا یک جای این صف جا ندادند"مرا دلگرمی از دنیا ندادند"من از دنیا فقط یک چیز آن را"«تو» را می خواستم، اما ندادند!!"

+ عزیز علیّ ان أری الخلق و لاتُری...

  • محمد * شـــــــــورگشتی *

دلگرمی

دنیا

فقط تو

نظرات  (۳)

ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه کنم حدیث ما بود دراز

دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد بر هیچ تنی
آن کز قلم چراغ تو بر جان من است

ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی

افغان کردم بر آن فغانم می سوخت
خامش کردم چو خامشانم می سوخت

از جمله کران‌ ها برون کرد مرا
رفتم به میان و در میانم می سوخت

من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آنرا که وفا نیست از عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیده‌ ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود

من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا

بی بال و پر اندر پی تو می‌ پرم
من کَه شده‌ ام چو کهربایی تو مرا

غم را بر او گزیده می باید کرد
وز چاه طمع بریده می باید کرد

خون دل من ریخته می‌ خواهد یار
این کار مرا به دیده می‌ باید کرد

آبی که از این دیده چو خون می‌ ریزد
خون است بیا ببین که چون می‌ ریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می‌خورد و دیده برون می‌ ریزد

عاشق همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا

با هوشیاری غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هر چه بادا بادا

از بس که برآورد غمت آه از من
ترسم که شود به کام بدخواه از من

دردا که ز هجران تو ای جان جهان
خون شد دلم و دلت نه آگاه از من

ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ ایم
شعر و غزل و دو بیتی آموخته‌ ایم

در عشق که او جان و دل و دیده‌ ی ماست
جان و دل و دیده هر سه را سوخته‌ ایم

شعر از مولوی
پاسخ:
حسابی احساساتتون رو برانگیخت... از دنیا کنده شدین و رفتین دیگه تو عالم شعر وشاعری!!!!

ولی این شعرها از مولوی نیست، هست؟!
متی ترانا و نراک...؟
پاسخ:
اللهم عجل
  • چشم به راهم ...
  • حاجاقا ما هم خواستیم ندادند!!
    پاسخ:
    همدردیم...
    نصیبتان ان شاءالله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی