ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

سنگ صبور :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۵ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۰۱ - هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام
    حرم یعنی وصل
  • ۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۰۷ - الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
    کی؟
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۰۲:۴۲ - یا حسین
    جالبه
  • ۳۰ فروردين ۹۶، ۰۸:۱۸ - محمد زیبانویس
    فقط او
پیوندها
پیوندهای روزانه

سنگ صبور

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۵۶ ق.ظ

می نشینند ... می نشینی

می گریند ... می گریی

آه می کشند ... آب به دستشان می دهی

دعا می کنند ... آمین می گویی

آخر سر طلبکار از کنارت بیرون می روند!

مردم سنگ صبور نمی خواهند، خدا می خواهند!!

  • محمد * شـــــــــورگشتی *

سنگ صبور

نظرات  (۲)

محمد آقا سلام یه سخنرانی تو مشهد همین عید نوروز 95 رفتیم آقای قرائتی گفتن بعد از سال تحویل سخنرانیش رو گذاشتن گویا یا خودشون سخنرانی کردن نمیدونم خلاصه صداشون رو شنیدم تو اون شلوغی صحن که بودیم و دور و بر طلوع صبح بود.

اینقدر به دلم نشست اینقدر دلم خنک شد که همه حواسم فقط به حرفاش بود و موقع برگشتن از حرم هی تکرارش میکردم چون این آدم بزرگ واقعا جوش یه چیزی رو از ته دلش میزنه هر چند مسئول نیست ولی باز خوشحال کننده استت از این بزرگان یک دغدغه ی بزرگ ملی رو که کم بهش پرداختند چون بار سنگینی هست و رو زمین مونده آن هم در آغازین لحظات سال می شنویم و این مایه شعف و نهایت خرسندی برای من به عنوان یک جوان بود که دغدغه ام جزو دغدغه هایی است که در ابتدایی یک سال عنوان میشه اون هم از حرم امام رضا...اون این بود:

الان جوون میگه من میخوام ازدواج کنم دیگه بیست سالم گذشته یه فکری بکنید مثل این میمونه که یه نفری تشنه است و طبیعتا باید به تشنه آب بدید و آب ندید تلف میشه ولی بهش میگید باید درس بخونی و ... و بهونه های مختلفی درحالی جوون میگه من آب میخوام آب یه نیاز ضروریه برای بدن و این جوون میگه لب تشنه ام و در حالی که باز شما بهانه ای میارید و شرطی میذارید که نشدنیست و تا بره این مسیر رو طی کنه از تشنگی تلف میشه!
سنگ صبور خوبه ها ولی آدمی که زیادی
درد دل کرده باشه دیگه سنگ صبور براش
تسکین دهنده نیست و در مرحله دومی
قرار گرفته و اون پیدا کردن راهی به کمک
بقیه است و اگر می تونست خودش بدون
گفتن به کسی مشکلش رو حل می کرد.
پس در کل سنگ صبور شدن چاره نیست.
کاش که هم فکری کنیم با دیگران حداقل.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی