ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

متلک :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ تیر ۹۶، ۱۸:۳۴ - دچـــــ ـــــار
    اوکی :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

متلک

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

شده از اون طرف خیابون سرعتشو کم کرده باشه، سرش رو از شیشه بیرون آورده باشه، که فریاد بزنه و بگه:

حاج آقا رو !!

  • محمد * شـــــــــورگشتی *

آخوند

متلک

نظرات  (۶)

  • رفیق خاموش
  • سلام حاج آقا

    :) فقط برا حاج آقاها نیست آدمای مریض به همه گیر میدن شما به دل نگیرین :)
    پاسخ:
    سلام بر شما

    به دل نگرفتم، برام جالبه که یعنی چی مثلا؟!
  • علی حقیقی
  • حاج آقا سلام علیکم
    هدف کوتاه مدته دیگه...
    هدفش این بوده که بگه حاج آقا رو براش تلاشم کرده
    چرا به اهداف کوتاه مدت مردم می خندین؟
    کار درستیه...؟
    این بود آرمانهای شهدا؟ :)
    خخحححح
    پاسخ:
    سلام علیکم
    طرف زیر ماشین بخواد بره، سرعتشونو کم نمی کنند! این انگیزه هه برام جالبه!
  • منتظر ....
  • متاسفانه...
    البته این ،بهترین متلکشونه...
    پاسخ:
    متلک البته بله نمیشه حسابش کرد!
    ولی انگار ملتی هستیم که دوس داریم یه چیری بپرانیم و دربریم!! و این خیلی بده!
    کاش اگه حرفی هست اعتراضی هست خیلی منطقی و شجاعانه می اومدیم مطرح می کردیم و پای جواب طرف هم می نشستیم.
    اکثر اینها از معترضین به شرایط اقتصادی و فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه ممکنه باشند و نمیدونند خود ما و بلکه قاطبه روحانیت، در همان خط و از معترضین و منتقدین جدی این شرایط هستیم.

    کاش ما رو بدون این لباس هم میدیدن تا ببینند ما هم یکی مثل خودشون هستیم!
    و بالاتر کاش با یه آخوندی مراوده و رفاقت میداشتند که بیشتر شاهد این یکرنگی و یگانگی بودند!
    مثل همه مردم می خوریم ومی خوابیم
    مثل همه مردم خنده داریم وگریه! 
    مثل همه مردم بیماری داریم و مرگ و میر، دلتنگی داریم و غم وغصه
    مثل همه مردم نگران آینده شغلی بچه هامون هستیم
    نگران شرایط فرهنگی فردای جامعه
    گاهی مثل همه مردم مجبور به وامیم
    گاهی مثل همه مردم برا پرداخت اقساط میمونیم و ضامن بیچاره باید جوابگو باشه!
    مثل همه مردم بلکه بیشتر آرزومند پیشرفت ایران و ایرانی هستیم
    مثل همه مردم طالب یک زندگی با عزت وآبرومندیم
    و در یک کلمه بابا! ما همون همسایه و همکلاسی و رفیق 20 سال قبلیم که همبازی و همکلاس و همکلام با هم بودیم
    بخدا ما همونیم، چشمتو از این لباس بگیر و به خود ما بدوز!

    سربلند باشین
  • علی حقیقی
  • حاج آقای مدرسه ما یه روز بین دونماز می خواست یک مسئله بگه میکروفون اکو داشت...
    گفت امروز یه مسئله میخوایم بگیم (بخاطر اکو چند بار تکرار شد)
    گفت آقا لطفا این اکو رو قطع کنید
    ما میخوایم یه مسئله بگیم اینطوری میشه چندتا مسئله...
    پاسخ:
    خخخخخخ
    قشنگ بود
  • علی حقیقی
  • سلام علیکم
    گذشته از شوخی نمیدونم چرامردم کلا به چشم دیگه ای به قشر شما نگاه می کنن
    احسان کنید میگن ریا و...
    خدای ناکرده عمل نا متعارف انجام بدین (گناه نه ها نا متعارف) میگن حاج آقا شماهم؟
    آخرشم مشکلاتشونو که هیچکس حل نکنه میان پیش شما


    خب حاج آقا عزیز دل خدا شدن تبعات داره دیگه
    تازه اینطوری عزیز تر هم میشین
    پاسخ:
    سلام علیکم علی جان!
    راستش نه بحث شخصی و نه بحث قشر روحانیته!
    بحثم اصل این بگو و در رو ها هست که داره تو جامعه باب میشه! حتی بین مسئولینمون...
  • علی احمدی
  • سلام محمد آقا.درسته قصدشون مسخره کردنه اما باز خوبه بهتون گفتن حاج آقا.
    برید خدا تون رو شکر کنید تازگی یه کارخونه دیگه مشغول شدم و میرم سه روزه.
    همکار های بی سوادی داریم که جز حرفای زیر کمر شوخی دیگه ای بلد نیستند
    و خدا رو شکر توکل ام جواب داده و تا به حال پرشون به پرم نخورده و با من سردن.

    حالا امروز یه کامیون بار (گونی های 30 کیلویی) خالی کردیم و وقتی تمام شدش
    اومدم دستام رو بشورم به یکی از بزرگای شرکت که توی دستشویی دستاش رو
    می شست گفتم امروز روز پر کاری بود علاوه بر سرپا ایستادن سر دستگاه تولید
    ابر هم اومده بود یه کامیون(بماند که این بار برای منی که شش ماه در سال 1393
    کارگر انبار در شرکت قبلی بودم در مقایسه با اون بار ها که از صبح تا شب بود، آب
    خوردنه) ولی منظور طرف تا اینو گفتم گفت خدا رو شکر!!!
    گفتم آقا چرا شکر می کنید؟! گفت کاش کانتینر میومد!!!!
    گفتم آخه اونجوری پدر ما هم در میومد تا خالیش کنیم :( !

    برگشته میگه خب مواد خام بیشتر بیارن برای تولید بهتره!
    میگم خب شما فکر حمالی و نیروی کم پیاده کردن بارو کن
    چرا سختی طاقت فرسای حمالی کردن رو نمیگی و میگه:
    تو هم فکر تموم شدن مواد و تق و لق شدن کارخونه رو کن
    اگر مواد نباشه دستگاه ها میخوابن و دستگاه ها بخوابن ما
    هم میریم خونه میخوابیم و در نتیجه بیکار میشیم هممون.

    خلاصه برام خیلی عجیب بود تا حالا اصلا به فکر محل کارم نبودم حتی بخاطر خودم چون میدونم سود حاصل از کارمون ده برابر حقوق خودمون و بلکه بیشتر از ده برابر حقوق ما میره برای صاحب شرکت برای همین اصلا نه کار شرکت رو دوست دارم و نه نخوابیدن و خوابیدنش برام مهمه فقط شش ماه الی یکسال میخوام یه جا کار کنم مهم نیست کجا فقط میخوام کار کنم وانت بگیرم بشم آقای خودم و نوکر خودم حتی اگه ماهی سیصد تومن به زور بتونم با ماشینم کار کنم وقتی خریدمش.
    دعا کنید این شرکت بتونم تحمل کنم دو ماه اول هم بدون حقوق هست(آموزشی).میگن حالا آخر سال بعد میدن نامردا...!
    پاسخ:
    سلام داداعلی!
    اوضاع کار خرابه... تا کار درستی پیدا نکردی از دستش ندی به نظر بهتره!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی