...
57 - و به خداوند سوگند که در غیاب شما، نقشه اى براى (نابودى) بت هایتان خواهم کشید.
58 - پس (سرانجام، ابراهیم در یک فرصت مناسب) همه بتها - جز بزرگشان را - کاملاً خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند (و وجدان هاى خفته ى آنها بیدار شود).
59 - گفتند: هر کس با خدایان ما چنین کرده قطعا از ستمگران است (و باید کیفر ببیند)!
60 - (گـروهى) گفتند: شنیدیم جوانى از (مخالفت با) بتها سخن میگفت که او را ابراهیم میگفتند.
61 - (بزرگان قوم) گفتند: پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها (بر مجرم بودن او) گواهى دهند.
62 - (هنگامى که ابراهیم را حاضر کردند) گفتند تو این کار را با خدایان ما کرده اى، اى ابراهیم ؟!
63 - گـفت : بلکه بزرگـشان کرده باشد! از آنها سؤ ال کنید اگر سخن مى گویند!!
64 - آنها به وجدان خود بازگشتند و (به خود) گفتند: حقا که ستمگرید!!!
65 - سپس سرهایشان را به زیر انداختند (و باشرمندگى گفتند: اى ابراهیم !) براستى تو خود مى دانى که اینها (حرف نمى زنند و) اهل سخن گفتن نیستند.
66 - (ابراهیم) گفت : آیا جز خدا چیزى را میپرستید که نه کمترین سودى براى شما دارد، و نه زیانى مى رساند (که به سودشان چشم دوخته باشید یا از زیانشان بترسید).
67 - اف بر شما و بر آنـچـه غیر از خدا پـرستش میکنید، آیا اندیشه نمى کنید (و عقل ندارید)؟!
68 - گفتند: او را بسوزانید و خدایان خود را یارى کنید!! اگر کارى از شما ساخته است.
...
- داستان در سوره انبیاء، آیات 51 تا 70 -
اگه یه روزی ابراهیم در مقابل بت پرستان با استدلال فوق تونست خلع سلاحشون کنه و اونا هیچ جوابی برا گفتن نداشتند!
اما امروز در عصر علم و تکنولوژی دقیقاً بسیاری از مردم یه همچین خدایی رو میخوان و بهش قائلند و تبلیغشو می کنن!!!!!
خدایی که نه درک و زبانی داشته باشه که به بندگانش دستور و فرمان بده! و امر و نهی کنه!
و نه چشم و گوشی که اشتباهات اونها رو ببینه و بشنوه!
و نه دست قدرتی که به مجازات و عذابشون بگیره!
و اگه جز اینه پس این حجم اعتراض و مخالفت با احکام دینی چیه؟!
پس اینهمه گناه و فساد گسترده چیه؟!
پس اینهمه احساس امنیت از عذاب های آسمانی چیه؟!
ابراهیمی دیگر لازم است!
میگه:
تنها آرزوم مرگه!!!
میگم:
آرزو اونه که بشه برا رسیدن بهش تلاش کرد و زحمت کشید!
اینی که تو میگی دست رو دست هم بذاری خودش میاد!!!
یهودیها از خودشون می دونستنش
مسیحیها هم از خودشون میدونستنش
عجیب تر اینکه بت پرستان هم خودشونو از پیروان اون میشمردند و تو منطقه به حنفاء شناخته می شدند!!
با آنکه مهمترین شاخصه ی وی بت شکنیش بود و دعوتش به توحید!
مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَکِنْ کَانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (67) آل عمران)
(برخلاف همه ی ادّعاها) ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه او فردى حق گرا و تسلیم خدا بود و هرگز (هم) از مشرکان نبود.
آری ابراهیم حنیف علیه السلام به برکت یک عمر زندگی درخشانش آنقدر جایگاه عظیمی پیش همگان پیدا نمود که هر قوم و گروهی به دنبال نسبت دادن ایشون به خودشون و دینشون برآمدند!
حال آنکه تناقضات زیادی بین این گروهها وجود داشته و داره و مسلما با چنین ادعاهایی نمی تونست و نمی تونه سازگاری داشته باشه!
بت شکن عصر ما هم چنین سرنوشتی داره پیدا می کنه!
هر گروهی با هر سلیقه ای به دنبال اینند که امام راحل (ره) رو به نفع خوشون مصادره کنند و از بین اینهمه مدعی خودشون رو تنها پیرو اصیل خط او بشمرند و دیگران را تا میتونند نفی کنند!
اما جواب همه این ادعاهای گذشته و جدید، این آیه قرآن است که به دنبال ادعای بالا می فرماید:
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِیُّ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ (68) آل عمران -
همانا سزاوارترین افراد به ابراهیم، کسانى هستند که از او پیروى (صادقانه) کردند و (نیز) این پیامبر و کسانى که (به او) ایمان آورده اند، (و نه مدعیان دروغگو) و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان است.
صرف ادعا به قومی حقانیت نخواهد داد تا آنگاه که عملکرد واقعی ایشان مؤید ادعایشان گردد!
«یه تراول صد تومنی» یا «یه چمدون تراول صد تومنی»؟!
شما بودین کدومو انتخاب می کردین؟!
نبند بابا! صفحه رو نبند! باور کنین حالم کاملا خوبه، مریضم خودتونین! تشنگی گشنگی ماه رمضونم روم تأثیر نذاشته!!
منظور دارم
منم میدونم بین یه تراول صد تومانی و دو تو تراول صدتومنی هم همه ی ما دو تراولو انتخاب می کنیم اینجا که دیگه خوب جای خودشو داره!!
امــــــــــــــــــا
اگه اومد و اون یه چمدون تراوله فاقد نخ امنیتی بود و اون تک تراوله دارای نخ امنیتی!!
حالا کدومو انتخاب می کنین؟!
حرفم همینه همیشه زیاد بودن دلیل مطلوب بودن نیست!
از شرایط عبادات ـ من جمله روزه ـ یکیش اینه که نخ امنیتی داشته باشه و اون اینه که اعمال رو خالص برا خود خدا بیاریم!
می خوای روزه بگیری بگی حالا که بقیه میگیرند ما هم که اضافه وزن داریم بهونه ایه که خودمونو یه تکونی بدیم!!
حالا که بقیه می گیرند ما نگیریم که ضایعه!
و از این قبیل نیّات اگه وارد اعمالمون شد خریدارش دیگه خدا نخواهد بود!
خدایی که به تقلبی و واقعی بودن عمل ما و میزان اون به خوبی آگاهه «انّه علیم بذات الصدور»
خدایی که در کنار این آگاهیی که داره فرموده «أنا خیر شریک» من بهترین شریکم اگه دیگران را با من در عملی شریک کنید ـ ولو درصدی اندک ـ من همه عمل رو به شرکاءم خواهم داد و چیزی از اون رو نخواهم پذیرفت!
پس به جای کمیّت از این پس به کیفیت اعمالمون بیندیشیم!
روزه، نماز، قرائت ادعیه و قرآن، خیرات و زکوات و غیره
التماس دعا
بن بست اصلا چیز خوبی نیست!
گربه هم تو بن بست که قرار بگیره برا خودش پلنگی میشه!
وقتی نگاه می کنیم می بینیم با اینهمه تأکیدی که نسبت به حکمی مثل روزه ی ماه رمضان شده، اما راه فرار هم براش قرار داده شده است...
امکان سفر یکی از راههاست:
فرد میتونه به نیت تنها فرار از روزه به مسافرت بره و به تعبیر این گونه افراد زیر بار روزه نره! البته اینکه چنین سفری مکروهه به صورت کلی یا تا روز بیست وسوم حرف دیگری ست!
امکان پرداخت کفاره اطعام شصت فقیر هم راه فرار دوم تلقی میشه که به کار گروهی از جامعه میاد و نتیجةً به کار فقراء جامعه هم.
نکته تربیتی دیگه اینکه توقعاتمون رو سعی کنیم متناسب با موقعیت و شرایط افراد تنظیم کنیم!
در سفر جدای از اینکه روزه ساقط میشه، نماز مکلف هم شکسته و سبک میشه، نوافل ظهر و عصر هم مشروعیتشونو از دست میدن، از این جهت که مسافر درگیری های خاص خودش رو داره و سزاست تخفیفاتی شامل حالش بشه! این سبک شدن عبادات نوعی هدیه و سوغات الهی ست نسبت به او!
(اینکه می گیم سبک شدن عبادات مسافر هدیه خداست به او به این خاطره که اگر کسی سفر معصیت رفت مثلا زنی بدون اجازه شوهر مسافرت بره ولو به سفری زیارتی، نمازش رو باید تموم بخونه! و روزه ش رو هم باید بگیره! چون چنین فردی لیاقت دریافت هدیه وتخفیف الهی رو نخواهد داشت.)
نتیجه کلام:
چقدر خوبه به پیامهای تربیتی اخلاقیی که در بطن احکام دینی نهفته ست بیشتر توجه کنیم...
مثلا با توجه به مسائلی که بیان شد از این پس سعی کنیم:
1 - کسی رو تو بن بست قرار ندیم
2 - از هرکس درخور شرایطش انتظار داشته باشیم
( و به تعبیر دیگر اهل تسامح و تساهل باشیم چنانکه اصل دین ما دین سمحه سهله است.)
3 - از طرفی هم تخفیفات رو برا کسانی قائل بشیم که لیاقتشو داشته باشن.
سربلند باشید وپیروز
أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (187) بقره -
در شب هاى روزه (ماه رمضان) آمیزش با همسرانتان براى شما حلال شد، آنها براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس.
خداوند مى دانست که شما به خود خیانت مى کردید (وآمیزش را که ممنوع بود، بعضا انجام مى دادید) پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت.
اکنون (مى توانید) با آنها هم بستر شوید و آنچه را خداوند بر شما مقرّر فرموده، طلب کنید.
و بخورید و بیاشامید تا رشته ی سفید از رشته ی سیاه (شب) براى شما آشکار گردد. سپس روزه را تا شب به اتمام رسانید.
و در حالى که معتکف در مساجد هستید، با زنان آمیزش نکنید.
این حدود واحکام الهى است. پس (به قصد تجاوز وگناه) به آن نزدیک (هم) نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم، روشن مى سازد، باشد که پرهیزگار گردند.
رمضان
از رمض به معنی «سوزاندن» است.
دو جور میشه معنا کرد:
یک معنا دلالت بر وجود سختی ها و شداید در این ماه داره :
« عطش و تشنگییی که تا جگر انسان رو میسوزونه! »
و یک معنا به اجر و مزد این سختی ها و شداید :
«سوختن گناهان (و در نتیجه خنکی مغفرت و آمرزشی که نصیب افراد میشه) »
عبادات قبول
اجرتون مضاعف
تا چشم بزنی میبینی حرف از دیگران نیست!
حرف از تو هست و عملکرد تو ...
+ هنو تو حال و هوای مناظره هام
بعد ازدواج مجددی که داشتم، بعضیا از دست دادن به من هم پرهیز می کنن!!!
شنیدم به اشاره ی زنانشونه!!!
شاید فکر می کنن مسری ست!!خخخخخ
+ یکی از کانالای معاندینو می دیدم، برام سؤال شد:
دقیقاً چی میخوان بگن؟! اونایی که از یه طرف با ازدواج مجدّد مخالفت می کنن و از طرفی هم با سنگسار؟!
آدمهای بدی نبودند
آدمهای احمقی بودند
آنهایی که می گفتند: ... عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ ... الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ... (30) توبه
آنها نگران تنهایی خدا بودند!!
و این پیش از آنکه چیزی را برای خدا اثبات کند، بیانگر نیاز جدی و شدید خود انسان به وجود فرزند است!
آری فرزند نعمتی عظیم که به اشاره ی سوره ی کوثر باید به شکرانه ی آن نماز خواند و نحر نمود!
قدر این عطیه ی الهی رو بیش از پیش بدانیم و ارج بنهیم...
رسول الله (صلى الله علیه وآله):
الولد الصالح ریحانة من الله قسمها بین عباده ... - بحارالانوار ج 43 ص 306 -
حضرت رسول فرمودند: فرزند صالح گلی ست از طرف خدا که بین بندگانش پراکنده فرموده است.
به نظر من :
« انتخاب » حقّ همه ی افراد جامعه ، و « انتخاب اصلح » بر تک تک ایشان وظیفه است!
اینکه کسی تو انتخابات شرکت کنه یا نکنه، به خودش بسته ست!
نه میشه اونو مجبور کرد و نه میشه منعش نمود.
البته توصیه میشه که از این حق مثل سایر حقوقش استفاده بکنه و به راحتی ازش نگذره.
اما مهم اینجاست که اگه اومد و شرکت در انتخابات رو برگزید، دیگه از حق شخصی خارج شده و از اونجا که انتخاب او در جامعه و بر افراد دیگه هم تأثیرگذاره، واجبه کسی رو فارغ از حب و بغضای شخصی برگزینه که مفید به حال جمع باشه و لازمه ی این کار انتخاب از روی آگاهی ست و تحت تأثیر فضاسازی ها قرار نگرفتن...
ان شاءالله که چنین بشه.
میگه:
کلافه شدم بس که هر دوست و آشنایی پیغام پسغام میده که برا شوراها به فلان فامیل و آشنای ما رأی بدین!!
گفتم: جوابش تو این یه مصراع شعره:
گرگ اگر شیر دهد میش من است!!
مهم اینه کسی بیاد که سودی به جامعه برسانه! میخواد از هر تیره و قبیله ای باشه
سرش کلاه باشه یا عمامه یا روسری
معلم باشه یا مهندس یا دکتر
حتی اگه رقیب محلی ما محسوب بشه
تو این مسائل به ارتباطات فامیلی و رفاقتی نباید نگاه کرد.
به امید فردای بهتر
میگه:
در مورد انتخابات ریاست جمهوری یه چیزی بگین...
میگم:
خوب این چه کاریه؟! چارسال قبل که خودتون رفتین پای صندوقای رأی و انتخابش کردین دیگه!!!
وقت و انرژی یه مملکتو هدر بدیم که چی بشه؟!
با تندی میگه:
اون چارسال قبل بود! آدما یه جور نمیمونن! باید معلوم بشه هنو مردم میخوانش یا نه؟!
میگم:
تو که لالایی بلدی، چرا خوابت نمی بره؟!!!خخخخخ
هاج و واج اطرافشو ورانداز میکنه و میگه:
یعنی چی؟!
میگم:
مرد حسابی! بیست و پنج ساله هیأت امناء مسجدین! به کنایه، به صراحت، ازتون خواستند کنار برین خوب چرا نمی رین؟!!!
بذارین بقیه هم اگه ثوابی هست، بی نصیب نمونن!!!
میگم:
تازه جالبه از ریاست جمهوری گفتین... حتی اگه کسی بار دوم هم رأی بیاره برای بار سوم حق ثبت نام تو انتخابات رو نداره! قانون درستی هم هست! خوف اینکه ریشه بگیره و دیگه نشه ریاستو ازش گرفت!!
جواب نداشت اما بعید هم میدونم قانع شده باشه!
برای اینکه کار و فعالیتی به درستی صورت بگیره، نیاز به فراهم نمودن بستر و زمینه ی مناسب اون هست.
آنچه در این دولت و دولت قبل شاهدش بودیم و مناظرات هم مهر تأییدی بر اون زد، سوءاستفاده های فراوان مسئولین و منتسبین به اونها از موقعیت و جایگاهشون بود.
و اتفاقا از گله های جدی مردم یکیش همینه
مردم نظام رو پذیرفته ند و پای تحقق ارزشهای اون حاضرند تحمل سختی و رنج هم بکنند
اما آنچه اونها رو به شدت آزار میده فاصله گرفتن دولتمردانشون از اونهاست
سوء استفاده های مسئولین مدعی خدمت واطرافیان ایشانه
و تا وضع قانون و برخورد با متخلفین این باشه، انتظار اصلاح امور انتظاری واهی خواهد بود و تغییر افراد دردی رو چندان دوا نخواهد کرد.
بنابراین نیاز جدی امروز ما انتخاب کسی ست که خودش و کسانش دارای پرونده های اینچنینی نباشند که مجبور به سکوت و زد وبند و کنار اومدن با دیگران بشه.
به گریزگاه های قانون و شگردهای سوءاستفاده کنندگان و نوع جرائم ومجازات های متناسب با اونها کاملا آگاهی داشته باشه، و از پشتوانه ی لازم جهت اعمال قانون مجازات هم برخوردار باشه.
واگه کسی بیاد که در طی این چهار سال فقط و فقط همین یه قلم رو بتونه عملیاتی کنه بالاترین خدمت رو به ملت و نظامش کرده و دعای خیر ملتی رو برای همیشه برای خود و همکارانش خریده است.
به امید انتخاب اصلح
حضرت امیر (ع) :
اگر در مسأله ای نیاز به مشورت پیدا کردی...
اول از جوانان شروع کن!! چرا که ذهنشان تیزتر و حدسشون سریعتر است!!
بعد ماحصل آن را برای چکش کاری و اصلاحات در اختیار میانسالان و پیران قرار بده که از تجربه ی بیشتری برخوردارند!!! (1)
پس طبق فرمایش حضرت مبنای اقداماتمون رو در مسائل چالشی پیش رو بر پیشنهاد جوانانمون باید بگذاریم والبته با راهنمایی بزرگترها به تکمیل اون بپردازیم! در حالی که واقعیت جامعه ی امروزی ما چیز دیگری ست!!
+ جوانان را به مباحثه ومناظره با همدیگر فرمان دهید، و میانسالان را به تفکر و اندیشیدن، و سالخوردگان (فرتوت) را به سکوت!! (2)
(1) إذا احتجت إلى المشورة فی أمر قد طرأ علیک فاستبده ببدایه الشبان ، فإنهم أحد أذهانا ، وأسرع حدسا ، ثم رده بعد ذلک إلى رأى الکهول والشیوخ لیستعقبوه ، ویحسنوا ، الاختیار له ، فإن تجربتهم أکثر ـ شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، الحکم المنسوبة إلى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ش 866 ـ
(2) مروا الاحداث بالمراء والجدال ، والکهول بالفکر ، والشیوخ بالصمت ـ شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، الحکم المنسوبة إلى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ش 260 -
روزی امام سجاد (ع) یکی از غلامان خود را دوبار صدا زد، ولی او با اینکه صدای امام را می شنید، پاسخ نمی داد، تا اینکه بار سوم پاسخ داد.
حضرت به وی فرمود :
پسرکم! مگر صدای مرا نشنیدی؟!
غلام گفت:
چرا شنیدم!!
امام سجاد (ع) :
پس چرا جواب ندادی؟!
غلام :
از تو ایمن بودم (و می دانستم اگر جواب ندهم، نسبت به من خشمگین نمی شوی!)
امام سجاد (ع) :
الحمدلله الذی جعل مملوکی یأمننی؛ شکر و سپاس خدای را که زیر دست مرا از من ایمن ساخت! - بحارالانوار ج 46 ص 56 -
_ خداحافظ
- کجا؟
_ حرم ، دعا
- چقدر دیگه بابا؟!
_ میگین نرم یعنی؟!
- نشنیدی میگن: دعای دیگران در حق فرد به اجابت نزدیکتره
_ خوب؟!
- این بدن گناه نکرده بدن تو شده! ببرش یه هوایی بخوره ورزشی تفریحی چیزی! والا دعات می کنه ! دعای درویشان هم که ردخور نداره!!
با خنده :
_ باشه !
و می دونم مقصدش مثل همیشه حرمه...
+ 17 سالشه! میبینمش ازش خجالت می کشم!