ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

قضاوت :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قضاوت» ثبت شده است

احمد محمود

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۵۹ ب.ظ

- احمد واقعا پسر خوبیه

- آره احمد خیلی خوبه


- محمود هم بچه ی بدی نیست

- میشه گفت: آقاست


- ولی احمد یه چیز دیگه ست

- خوب اون که معلومه


- محمود البته سنّاً کوچکتره

- بهتر از احمد نباشه کمتر نیست!!


- همه ی امیدم به احمدمه

- چقدر داداشا با همدیگه میتونن فرق داشته باشند!!!


_ و حرف از احمد و محمود هنوز ادامه داشت که جهت پیشگیری از سرگیجه، پا شدم جامو عوض کردم!! _


(مجلس عروسی؛ مکالمه بین پدر احمد محمود با یکی از فامیلاشون اینا !! خخخخخ)

«لقمان» چگونه «حکیم» شد؟!

سه شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۰۸ ب.ظ

در حدیثى که از پیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده چنین مى خوانیم :

حقا اقول لم یکن لقمان نبیا، و لکن کان عبدا کثیر التفکر، حسن الیقین ، احب الله فاحبه و من علیه بالحکمة ...

به حق مى گویم که لقمان پیامبر نبود، ولى بنده اى بود که بسیار فکر میکرد، ایمان و یقینش عالى بود، خدا را دوست مى داشت ، و خدا نیز او را دوست داشت ، و نعمت حکمت بر او ارزانى فرمود... .


در بعضى از روایات آمده است که شخصى به لقمان گفت :

مگر تو با ما شبانى نمى کردى؟!

در پاسخ گفت :

آرى چنین است .

سؤال کننده پرسید:

پس از کجا اینهمه علم و حکمت نصیب تو شد؟!!

در پاسخ گفت :

1- قدر الله  2 - و اداء الامانة  3 - و صدق الحدیث  4 - و الصمت عما لا یعنینى :

این به خواست خدا بود ، و اداء امانت کردن ، و راستگوئى ، و سکوت در برابر آنچه به من مربوط نبود!


در ذیل روایتى که در بالا از پیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل کردیم نیز چنین آمده است :

روزى لقمان در وسط روز براى استراحت خوابیده بود، ناگهان ندائى شنید که:

اى لقمان ! آیا مى خواهى خداوند تو را خلیفه در زمین قرار دهد که در میان مردم به حق قضاوت کنى؟!
لقمان در پاسخ آن ندا گفت :

اگر پروردگارم مرا مخیر کند، راه عافیت را مى پذیرم و تن به این آزمون بزرگ نمى دهم ! ولى اگر فرمان دهد فرمانش را به جان پذیرا مى شوم ، زیرا مى دانم اگر چنین مسئولیتى بر دوش من بگذارد حتما مرا کمک مى کند و از لغزشها نگه مى دارد.
فرشتگان - در حالى که آنها را نمى دید - گفتند:

اى لقمان براى چه ؟!
گفت :

براى اینکه داورى در میان مردم سخت ترین منزلگاه ها و مهمترین مراحل است ، و امواج ظلم و ستم از هر سو متوجه آن است!! اگر خدا انسان را حفظ کند شایسته نجات است و اگر راه خطا برود از راه بهشت منحرف شده است! کسى که در دنیا سر به زیر و در آخرت سربلند باشد بهتر از کسى است که در دنیا سربلند و در آخرت سر به زیر باشد! و کسى که دنیا را بر آخرت برگزیند به دنیا نخواهد رسید و آخرت را نیز از دست خواهد داد!
- فرشتگان از منطق جالب لقمان در شگفتى فرو رفتند -

لقمان این سخن را گفت و به خواب فرو رفت ، و خداوند نور حکمت در دل او افکند، هنگامى که بیدار شد زبان به حکمت گشود!

...

امام صادق (ع) :

به خدا سوگند، حکمتى که به لقمان از سوى پروردگار عنایت شده بود، به خاطر نسبت و مال و جمال و جسم او نبود بلکه او مردى بود که در انجام فرمان خدا قوى و نیرومند بود، از گناه و شبهات اجتناب مى کرد، ساکت و خاموش بود با دقت مى نگریست بسیار فکر مى کرد، تیزبین بود، و هرگز در (آغاز) روز نخوابید و در مجالس (به رسم مستکبران ) تکیه نمى کرد، و رعایت آداب را کاملا مى نمود، آب دهن نمى افکند، با چیزى بازى نمى کرد، و هرگز در حال نامناسبى دیده نشد... هیچگاه دو نفر را در حال نزاع ندید مگر اینکه آنها را با هم صلح داد، و اگر سخن خوبى از کسى مى شنید حتما ماخذ آن سخن و تفسیر آن را سؤ ال مى کرد، با فقیهان و عالمان بسیار نشست و برخاست داشت ... به سراغ علومى مى رفت که بتواند به وسیله آن بر هواى نفس چیره شود، نفس ‍ خود را با نیروى فکر و اندیشه و عبرت مداوا مى نمود، و تنها به سراغ کارى مى رفت که به سود (دین یا دنیاى ) او بود، در امورى که به او ارتباط نداشت هرگز دخالت نمى کرد، و از این رو خداوند حکمت را به او ارزانى داشت .


-تفسیر نمونه ذیل أیه 12 سوره لقمان وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَمَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (12) -