ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

من حکومت ها را مى گـویم ، ملت ها را نمى گـویم ...

حکومت‌ها و پرورش‌هایی که در حکومت‌ها هست ، حکومت‌های انسانی نیست.


غرب پیشرفت کرده!

.

.

.

پیشرفت کرده در اینکه حیوان تربیت کرده!!!!!

آلات قتّاله درست کرده!!

کار غرب این است!!

یک چیزی درست کند برای آدمکشی !


در روزنامه دیشب یا پریشب بود که یک چیزى درست کرده اند که پنج مرتبه بالاتر از آنى است که در آن جنـگ روى ژاپـن ریختند.

کار غرب این است یک همچو چیزى درست کند براى آدمکشى!

و این افتخاری است که دویست هزار نفر را در یک شهری، یک بمب کشت!!

این « پیشرفت »!!!


 ما باورمان آمده است که همه چیزها در غرب است.

خیر !!


آن چیزی که در غرب است تربیت حیوان درنده است!

حیوان درنده دارند درست می‏‌کنند!

 آلاتی هم که درست می‏‌کنند همان چنگ و دندان حیوان درنده است! منتها به صدها هزار مرتبه بالاتر!


تنها « مکتب هاى توحیدى الهى » انسان سازند!

...


آزادى که غرب مى خواهد، یک آزادى بى بند و بار است!

هر که کارى دلش بخواهد مى کند!

یک آزادى است که مخالف با اخلاق است!

مخالف با سنن انسانى است!

- نه یک آزادى محدودى که روى قواعد و روى چـهارچـوب قوانین باشد! -

آنها یک همچو آزادى مى خواهند.


مملکت ما آنقدر خون داده اند که حالا بشود یک مملکت غربى؟!!

ما نمى خواهیم تربیت ، تربیت غربى باشد.

ما مى خواهیم یک تربیت انسانى باشد...


منبع:

صحیفه امام خمینی (س) جلد 8 - 21/03/ 1358"


شکرگزاری

پنجشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ق.ظ

شکرگزاری از نگاه قرآن کریم

روحیه شکر و سپاس، از بارزترین ویژگی‏های انسان است.

آدمی فطرتاً در برابر احسان کننده و نعمت دهنده خویش، احساس خضوع و فروتنی می‏کند؛ مگر آن که با غفلت و عصیان، آینه صاف فطرت خویش را دچار زنگاری غلیظ کرده باشد.

شاکر بودن، خصلتی است الهی که هر انسان با ایمان باید برای رهایی از عذاب دنیوی و اخروی و رسیدن به سعادت و اوج کمال انسانی خود را بدین خوی خدایی آراسته گرداند:

«مَا یفعَلُ اللّهُ بِعَذابِکُمْ اِنْ شَکَرتُمْ وءَامَنْتُمْ وَکانَ اللّهُ شاکِراً عَلیماً؛ اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا می‏خواهد با عذاب شما چه کند؟ خدا شکرگزارِ آگاه است. (اعمال و نیات شما را می‏داند و در مقابل اعمال نیک شما، پاداشی نیک عطایتان می‏کند.) (سوره نساء، آیه 147)

 

بی‏نیازی آفریدگار از شکرآفریدگان

آنان که از معرفت و حکمت بهره‏ای دارند، نیک می‏دانند که شکرِ نعمت‏های خداوند، وظیفه ای انسانی است که مایه رشد و تعالی روح و آثار بی شماری برای خودِ ایشان خواهد بود. این انسان است که به شکرگزاری و آثارِ ارزشمند آن، نیازمند است و گرنه خداوند، ذاتی است نامحدود و بی‏نیاز:

«ولَقدْ ءَاتَینَا لُقْمانَ الحِکْمَةَ اَنِ أُشْکُرلِلّهِ وَمَنْ یشْکُرُ فانّما لِنَفْسِهِ ومَنْ کَفَرَ فاِنَّ اللّهَ غَنی حمید؛ ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را به جای آور. هر کس شکرگزاری کند، (هیچ سودی به خداوند نمی‏رساند؛ بلکه) تنها به سود خویش شکر کرده است و آن کس که کفران کند، (به زیان خود اوست و هیچ زیانی به خدا نمی‏رساند؛ چرا که) خداوند، بی نیاز و ستوده صفات است». (سوره لقمان، آیه 12)

 

رهاورد شکر

شکرگزاری از نعمت‏های الهی، آثار و نتایج ارزشمندی را برای انسان در همین دنیا به ارمغان می‏آورد که آشکارترینِ آن «فراوانی روزی» ، «فزونی خیر و برکت»، «دوام و ماندگاری نعمت» و «در امان مانی نعمت از بلا و نقمت» می‏باشد؛ آثار گرانبهایی که از رهگذر آیات و روایات بخوبی قابل اثبات و دستیابی است:

«واِذ تَأَذَّنَ رَبّکُمْ لَئِنْ شَکَرتُمْ لَأَزیدنَّکُمْ ولَئن کَفَرتُمْ انَّ عذابی لَشَدید؛ پروردگارتان اعلام داشت که: اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر کفران و ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است». (سوره ابراهیم، آیه 7)

امام صادق (ع) در تفسیر آیه فوق می‏فرمایند: زیادتی نعمت، برای کسی است که حمد و شکر خداوند را بر نعمتهایش به جا آورد و بداند که نعمتها تنها از آن خدا و از سوی اوست؛ نه از غیر او.(1)

و در جایی دیگر می‏فرمایند: در تورات آمده است که: هر که تو را نعمتی داد شکرش گزار و بر هر که شکرت گزارد، نعمت بخش؛ چرا که با شکرگزاری نعمت‏ها نابود نگردد و با ناشکری پایدار نماند؛ شکرگزاری مایه فزونی نعمت و ایمنی از دگرگونی و نقمت است.(2)

بنابراین هر که توفیق شکرگزاری دایم بیابد، از خیر و برکت و فزونی مداوم نعمت بهره ور خواهد بود و هر که از ناسپاسان باشد و شکرگزاری ننماید، نعمت‏های موجود را نیز از دست خواهد داد.

به قول مولوی:

شکرِ نعمت، نعمتت افزون کند              کفر نعمت، از کفت بیرون کند


توصیه امام باقر (ع) به ما این است که: با پناه بردن به شکرگزاری خداوند، کمی و کاستی روزی را با استمداد از فضلِ خداوند به فزونی و زیادت تبدیل نمایید.(3)

 

شیوه شکرگزاری

نعمت‏های خداوند بر بندگان، بی اندازه است و هیچ آفریده ای را به نهایت و شمارش آن راهی نیست:

«واِنْ تُعَدّوا نِعْمَةَ اللّه لا تُحْصُوها؛

وآنچه را نتوان شمرد، شکرش چون توان کرد؟

به قول ابوسعید ابوالخیر:

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد                احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی                یک شکر تو از هزار نتوانم کرد


حال که از شکر و حتّی شمارش نعمت‏های الهی عاجزیم، چه باید کرد؟

 

1. اعتراف به عجز و ناتوانی از شکرگزاری نعمت‏های الهی

باید در حدّ توان و همراهِ اعتراف به عجز، در شکرگزاری از خداوند بکوشیم و توفیق آن را نیز از خود او بطلبیم و بدانیم که هر شکر ما، خود توفیقی از جانب اوست که نیازمند شکر و سپاسی دیگر است.

آری، سزاوار آن است که انسان در مقام شکرگزاری خداوند، همواره به ناتوانی خویش، معترف باشد؛

همچون موسی (ع) که از جانب خداوند خطاب به او وحی آمد که:

«ای موسی! مرا چنان که سزاوار من است، شکرگزار». عرض کرد: «پروردگارا! چگونه چنان که سزاوار توست، شکرت گزارم؛ در صورتی که هیچ شکری نگزارم جز آن که همان شکر هم نعمتی است که تو عطایم فرموده ای». خطاب آمد: «اکنون که دانستی حتّی شکرگزاری نیز از جانب من است، حقّ شکر مرا، چنان که سزاوار من است ادا نمودی».(4)


عطایی است هر موی از او بر تنم             چگونه به هر موی، شکری کنم؟!

تو قائم به خود نیستی یک قدم               ز غیبت مدد می‏رسد دم به دم

 

2. شکر هر نعمت؛ پرهیز از حرام

شکرگزاری از هر نعمتی، به تناسب نوع نعمت می‏باشد؛ مثلاً شکرِ علم آن است که به آن عمل شود و به طالبانش عرضه شود.(5)

امّا شکر عمومی هر نعمتی این است که از آن در راه رضای خداوند استفاده شود و به وسیله آن، گناه و حرامی انجام نگیرد. امام علی (ع) - اسوه پرهیزگاران - می‏فرمایند:

«شکر هر نعمتی، آن است که از محارم الهی پرهیز و خودداری شود».(6)

 

3. شکرگزاری از خدا در شکرگزاری از خلق خدا.

از دیدگاه اسلام، شکرگزاری از آفریدگانی که واسطه رحمت و نعمتهای الهی می‏گردند؛ مانند والدین، کلّیه ذوی الحقوق و احسان کنندگان دیگر، لازم و مکمّل شکر خداست.

تا جایی که امام رضا (ع) می‏فرمایند:

«همانا خداوند عزّوجلّ به شکرگزاری خویش و شکرگزاری والدین در کنار هم، امر فرمود. پس هر که شکر والدین خود را به جا نیاورد، شکر خدا را نیز به جا نیاورده است».(7)


 پی‏نوشت‏ها:

1. تفسیر عیاشی: ج2، ص 222

2. کافی: ج 2، ص 94، حدیث 3

3. تحف العقول: 285

4. قصص الانبیاء راوندی، ص 161، روایت 178

5. غرر الحکم: 5667

6. مشکاة الانوار: 35

7. علل الشرایع: ص 560، حدیث


منبع:

مکاتبه و اندیشه از « بشارت، شماره 17 »


السجن 4 سنوات و 1000 جلدة للمتحرشین بإیرانییْن بمطار جدة


دادگاه جزایی جده حکم دو مأمور خاطی فرودگاه جده را اعلام کرد:

 4 سال حبس و تحمل 1000 ضربه شلاق


منبع: العالم عربی به نقل از روزنامه سبق


شتر بر بام !!

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۵۰ ب.ظ

ابراهیم ادهم از نامورترین عرفان اسلامى است که در قرن دوم هجرى مى زیست؛ درباه او نوشته اند که در جوانى، امیر بلخ بود و جاه و جلالى داشت . سپس به راه زهد و عرفان گرایید و همه آنچه را که داشت، رها کرد.

علت تغییر حال و دگرگونى ابراهیم ادهم را به درستى، کسى نمى داند . عطار نیشابورى در کتاب تذکرة الاولیاء، دو حکایت مى آورد و هر یک را جداگانه، علت تغییر حال و تحول شگفت ابراهیم ادهم مى شمرد .


حکایت نخست:

در هنگام پادشاهى، شبى بر تخت خوابیده بود که صدایى از پشت بام شنید.

از جا برخاست و خود بر بام  رفت .

دید که مردى ساده و میان سال، بر بالاى بام قصر او، در گشت و گذار است!

ابراهیم گفت: تو کیستى؟ گفت: شترم را گم کرده ام و این جا، او را مى جویم!!

ابراهیم گفت:اى نادان! شتر بر بام مى جویى؟!!

 آیا شتر، بال دارد که پرواز کند و به این جا بیاید!؟ شتر بر بام چه مى کند؟!

مرد عامى گفت:

آرى؛ شتر بر بام جستن، عجیب است! اما از آن عجیبتر کار تو است که خدا را بر تخت زرین و جامه اطلس مى جویى!!!

 این سخن، چنان در ابراهیم اثر کرد که یک مرتبه از هر چه داشت، دل کند و سر به بیابان نهاد.

در آن جا، یکى از غلامان خود را دید که گوسفندان او را چوپانى مى کند ؛ همان جا، جامه زیبا و گرانبهاى خود را به او داد، و جامه چوپانى او را گرفت و پوشید.


حکایت دوم:

روزى ابراهیم ادهم که پادشاه بلخ بود، بار عام داده، همه را نزد خود مى پذیرفت .

همه بزرگان کشورى و لشکرى نزد او ایستاده و غلامان صف کشیده بودند ؛ ناگاه مردى با هیبت از در درآمد و هیچ کس را جرأت و یاراى آن نبود که گوید: (( تو کیستى؟ و به چه کار مى آیى؟ ))

آن مرد، همچنان آمد و آمد تا پیش تخت ابراهیم رسید .

ابراهیم بر سر او فریاد کشید و گفت: (( این جا به چه کار آمده اى؟ ))

مرد گفت: (( این جا کاروانسرا است و من مسافر . کاروانسرا، جاى مسافران است و من این جا فرود آمده ام تا لختى بیاسایم .))

ابراهیم به خشم آمد و گفت: (( این جا کاروانسرا نیست؛ قصر من است .))

مرد گفت: (( این سرا، پیش از تو، خانه که بود؟ )) ابراهیم گفت: ((فلان کس )) . گفت: (( پیش از او، خانه کدام شخص بود. )) گفت: (( خانه پدر فلان کس .))

گفت: (( آن ها که روزى صاحبان این خانه بودند، اکنون کجا هستند؟ ))

گفت: (( همه آن ها مردند و این جا به ما رسید.))

مرد گفت: (( خانه اى که هر روز، سراى کسى است و پیش از تو، کسان دیگرى در آن بودند، و پس از تو کسان دیگرى این جا خواهند زیست، به حقیقت کاروانسرا است!))

ابراهیم، از این سخن، در اندیشه فرو رفت و دانست که خداوند، او را براى این جا و یا هر خانه دیگرى نیافریده است . باید که در اندیشه سراى آخرت بود، که آن جا آرام گاه ابدى است.


پیش صاحب نظران، ملک سلیمان باد است     بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است


منبع:

حکایت پارسایان

رضا بابایى


شفقنا:

حضرت آیت الله العظمی سبحانی با انتقاد از عدم ملاحظه شأن قرآن کریم در مجالس ترحیم به ویژه مسجد اعظم از تولیت حرم مطهر حضرت معصومه(س) و مسجد اعظم خواست در خصوص این مجالس تجدیدنظر کنند.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، این مرجع تقلید در انتهای درس خارج اصول خود در مسجد اعظم با بیان اینکه مجالس ترحیم بالاخص در مسجد اعظم در شان قرآن نیست؛ اظهار داشت: همه ما در این مجالس شرکت می کنیم اما آنچنان که باید شأن قرآن ملاحظه نمی شود.

او با نقل خاطره ای از آیت الله العظمی بروجردی اهمیت مقام قرآن را یادآور شد و افزود:

مرحوم آیت الله بروجردی هرگز در خانه ای که قرآن بود، نمی خوابید!! چون معتقد بود احترام قرآن کریم باید محفوظ باشد، چگونه درحالیکه قرآن پیش روی ماست پاهای خود را دراز کنم!

آیت الله سبحانی برپایی این مجالس را به نمایشگاهی جهت نشان دادن افراد تشبیه کرد و گفت:

در این مجالس تریبونی تشکیل داده و قاری قرآن هم می خواهد خود را نشان دهد با قدرت فریاد می زند و لذا توجهی به قرآن و مجلس و آخرت نمی شود.

او تصریح کرد:

قاری قرآن را از تهران و غیر آن می آورند و زیاد داد می زنند اما در این مجالس نه به میّت توجه دارند و نه به قرآن و نه تحوّلی در افراد ایجاد می کند در حالیکه این مجالس باید انسان را متحوّل کرده و به یاد مرگ بیندازد؛ بدتر اینکه در برخی مجالس دیده می شود چای و میوه هم می دهند.

این مرجع تقلید ادامه داد: در مجالس ترحیم باید آرام قرآن بخوانند و دیگران هم آرام گوش کنند. متاسفانه رسوم بر قواعد قرآنی و حدیثی ما مقدم شده است.

او ابراز داشت: ما در داخل عیب خود را نمی بینیم از بس که غرق در خود هستیم، اما در خارج که وضع ما را ببینند جای اشکال است!!

آیت الله سبحانی از تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) و مسجد اعظم خواست این وضعیت را برچینند و در آن تجدیدنظر کنند.



بدبختیــــــــــــــــــ

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۰۱ ب.ظ

عن النبی(ع):

أَرْبَعُ خِصَالٍ مِنَ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ بُعْدُ الْأَمَلِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا - تحف العقول، ص 12 -


پیامبر اسلام فرمود:

چهارچیز نشانه شقاوت و بدبختی است:


 1. خشکی چشم (یعنی این که انسان اهل گریستن بر خود وحالاتش و نیز اهل تضرع و دعا در پیشگاه خداوند نباشد)

سجده گه را تر کن از اشک روان              کای خدایا! وارهانم از گمان


2. قساوت قلب (یعنی این که بیچارگی و درماندگی دیگران را ببیند، اما در اندیشه کمک به آنان بر نیاید. نسبت به سایرین دلسوزی و ترحم و مهر و شفقت نداشته باشد).

اشک خواهی رحم کن بر اشکبار               رحم خواهی بر ضعیفان رحم آر


3. آرزوهای دور و دراز (زیرا داشتن چنین آرزوهایی او را از مسیر الهی غافل نموده و یاد خدا و آخرت را از ذهن و زبانش محو می‏کند.)

با هوا و آرزو کم باش دوست                    چون یُضِلُّ عَن سَبیلِ اللهِ اوست


4. محبت دنیا (به این معنا که هدف اصلی در زندگانی را رسیدن به مظاهر دنیا قرار داده و به آنان عشق و محبت می‏ورزد و در نتیجه مقصد و مقصود اصلی را که پیمودن راه کمال و سعادت است‏، به فراموشی می‏سپارد. منظور کار و تلاش در دنیا نیست؛ زیرا از نظر اسلام کار و تلاش عبادت به شمار می‏رود).


منبع:

فصلنامه مکاتبه و اندیشه‏ ش 49

حجاب اجباری

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۲۲ ق.ظ
۹۴/۳/۱۹ - ۱۵:۱۳
شناسه خبر : ۱۲۷۵۶۰
بررسی حجاب در کشور

آیا حجاب اجباری از اول اشتباه بود؟

      

گروه فرهنگی فرهنگ نیوز: «یکی از روشنفکران فعالِ معروف که قبل از پیروزی انقلاب، اندک مقالات خوبی هم با امضای مسـتعار در روزنامه‌ها به دسـت چاپ می‌سپرد، اوایل انقلاب با ما آشنا شـد. من این فرد را از دور می‌شناختم، ولی از نزدیک با وی آشـنایی نداشـتم. من و مرحوم بهشـتی و مرحوم باهنر با چند نفر دیگر در کانون توحید نشسته بودیم که گفتند این شخص آمده است. دیگرانی که آنجا حضور داشتند وی را نمی‌شناختند، اما من که دورادور او را می‌شناختم، گفتم بگویید بیاید. آمد و خیلی با ما گرم گرفت و با جمع ما مأنوس شد. مردی روشنفکر و هوشمند و ازلحاظ ذهنی، انسـانی فرهیخته بود. آدمِ کوچکِ بدی نبود. جلسـه دومی که ایشـان از ما وقت گرفت و باعجله نزدمان آمد، مصادف با روزهایی بود که امام دسـتور داده بودند زن‌های بی‌حجاب نباید در ادارات حضور داشـته باشـند. یادتان هسـت دیگر...
 
«الآن وزارتخانه‌ها - این را می‌گویم که به دولت برسد - آن طوری که برای من نقل می‌کنند باز همان صورتِ زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند؛ زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند...» ۱۵ اسفند ۱۳۵۷؛
سخنرانی امام خمینی ره در جمع روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه  (۱)

امـام در همان اوایل انقلاب، ماه اول بود یا دوم، نمی‌دانم چنان دسـتوری صادر کرده بودند. باری؛ این شـخص، یقه کَنان آمد و گفت آقا! این چه دستوری است امام داده‌اند؟ این چه‌کاری است که می‌کنید؟ این چه حرفی اسـت که می‌زنید؟ خلاصه، با ما بنای محاجّه کردن را گذاشـت و بعد هم رفت که رفت! شـما ببینیـد همین یک کلمه حرف امام که به موضوع حجاب و پوشـش زن ارتباط پیدا می‌کرد، یعنی حکمی اسـت در اسـلام که نمی‌شود آن را ندیده گرفت؛ چه تعداد افراد را از ما روی‌گردان کرد. 
 
در زمینه ارزش‌های فردیِ اسلامی، هر قدم که جلو بروید به موارد زیادی از این قبیل برخورد می‌کنید. خب فلان آدم، دلش می‌خواهد بنشیند و مشروبات الکلی مصرف کند. در سروده‌های شـاعران ما، این‌همه از «مِی» صحبت می‌شود؛ یعنی اصلاً «مِی» در زندگی نباشـد؟! اگر کسی با چنین منطقی به باده‌گساری بنشـیند، می‌شود؟! اسـلام می‌گوید نه‌فقط نمی‌شود، بلکه حد شـرعی هم دارد. اسـلام بـرای دروغ گفتن و غیبت کردن حد شـرعی قائل نشـده، اما برای می‌خوارگی حد شـرعی قائل شده است. برای ارتباط با جنس مخالف، به شکل لطیفِ آمیخته به شـهوت، یعنی همان محبت‌های لطیفی که در آن‌ها شـهوت هم هسـت و کسـی نمی‌تواند بگوید نیسـت؛ مجازات در نظر گرفته اسـت. مثلاً فرض کنید که فلان آقا با فلان فرد از جنس مخالف، خیلی دوسـت اسـت و خیلی هم دوسـتش دارد. آیا در این میان، هیچ رقیقه شهوانی وجـود ندارد؟ چه کسـی می‌تواند چنین ادعایـی بکند؟ خب خیلی از افراد کـه جوان بودند یا حتی فراتر از عمر جوانی قرار داشـتند، سروکارشان با چنین مسـائلی بود و دلشـان را به ایـن حرف‌ها خوش می‌کردند. اسـلام این را قبول نمی‌کرد. انقلاب اسـلامی، نظام اسـلامی و ارزش‌های اسـلامی، این مسـائل را قبول نمی‌کرد. چنین مسـائلی را نه پیغمبر قبول کرده اسـت و نه قرآن. شـوخی که نیست! ما از خودمان که درنیاورده‌ایم! ایستادن در مقابل چنین خلاف‌هایی، عده‌ای را از ما گرفت. اگر ما بـرای این خلاف‌ها و خلاف‌کارها منع و مجازات نداشـتیم، یک نفر در این نظام کافی بود که بتواند صد نفر از برجسـتگان عالم روشنفکری را جذب کند. یک نفر به‌راحتی می‌توانست چنین کاری را بکند. چون روشـنفکر و هنرمند و آن روح لطیف، همچنان که از آن‌طرف کششی دارد، از این‌طرف هم کششی دارد. گاهی با یک لبخند می‌شود آن‌ها را جذب کرد. 
 
به ُخُلق و لطف، توان کرد، صیدِ اهل نظر
به دام و دانه نگیـــرند، مرغِ دانا را
 
اهل نظر را باید بگویند اهل هنر! طرف نه مقام می‌خواست، نه پسـت می‌خواست و نه وزارت می‌خواست. یک لبخند و یک توجه و احیاناً به قول ما طلبه‌ها یک گعده دوستانه می‌خواست. خب نمی‌شد دیگر!» / از بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع عناصر جبهه خودی در حوزه فرهنگ، ۲۲ تیر ۱۳۷۳ (۲)
 
ما مراعاتِ «پوشش» را ضروری کردیم. هدفمان این بود که میان انسان و فطرت الهی‌اش فاصله کمتری بیفتد. اینکه جذابیت‌های کاملاً غریزی، روابط گسترده و مفید آدم‌ها را به روابط محدود و عموماً غیرمفید جنسی تبدیل نکند. اینکه «آزادی فردی» به قیمت «اسارت جمعی» تمام نشود! اینکه اگر «ارزش‌ها» همسان نیستند، «خسارت دیدن‌ها» هم همسان نباشند! اینکه «در همه‌جا» جنسیت عامل تعیین‌کننده نباشد. اینکه خانم‌های ما با یکرنگی بیشتری «حافظِ سنت شرقی و اصالت کشور خود» (۳) باشند. 
 
دوست داشتیم کوچه و خیابان طوری نباشد که نوجوانانمان دچار بلوغ زودرس شوند!... تلاش کردیم تا جذابیت‌های جنسی، «بی‌موقع و بیجا» سراغ آدم‌ها نیایند. به سهم خود اجازه ندادیم کودکان و نوجوانان «در دوره‌ای که هنوز نمی‌توانند مسئولیت یک زندگی مستقل را به دوش بگیرند» زیر تحریکِ روزمره‌ی جنسی باشند. دلمان می‌سوخت برای بچه‌ها! راضی نبودیم تا وقتی‌که هنوز نمی‌توانند سیراب شوند به تشنگی بیفتند...
 
البته اشتباهات زیادی داشتیم. ازجمله اینکه گاهی به «پوششِ سر و گردن» اکتفا کردیم که اصلاً کفایت نمی‌کرد! آنچه مهم‌تر بود «پوشش مناسبِ حجمِ بدن زنان و مردان» بود که از آن غافل بودیم. از این گذشته گاهی آن‌قدر مرعوب و بی‌سلیقه می‌شدیم که از زمانه جلو می‌افتادیم و در تولیداتمان حتی از «آرایش‌های غیرضروری و غیر رایج در هر دوره» هم پرهیز نمی‌کردیم.
 
 
علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی:  فیلم سلطان و شبان درست شده بود، سریال قشنگی بود اما زن‌های بدحجاب  در آن بودند. خشکه‌مقدس‌ها خیلی سروصدا راه انداخته بودند. من رفتم به  امام گفتم که..... (۴)
 
حتی اگر...
 
حتی اگر مردم برای برپایی «اجتماعیاتِ اسلام» قیام نکرده بودند؛ حتی اگر به تعبیر رهبری، عده‌ای را «به خاطر پافشاری بر همین مسائل» از دست نداده بودیم، حتی اگر اسلام «مقابله با افسارگسیختگی در غضب و شهوت» را ضروری ندانسته بود، حتی اگر همه مراجع عظام تقلید «اندام‌نمایی» را ممنوع نکرده بودند، و حتی اگر «بی‌حجابی و اندام‌نمایی» مانند روزه‌خواری «معصیتِ علنی» محسوب نمی‌شد، بازهم احتمالاً با «قدری فکر کردن» به «ضرورت‌ِ ممانعت» دست پیدا می‌کردیم. بعضی از غربی‌ها که دست پیدا کرده بودند! 
 
گاه‌گاه باخبر می‌شدیم که برخی شرکت‌های آن‌ورِآبی برای ورود کارمندانشان به محیطِ کار، «شرطِ پوشش» گذاشته‌اند تا مثلاً دچار افت راندمان کاری نشوند. یا اینکه برخی دانشگاه‌های ممالک غیر اسلامی، بر مبنای اعتقادات خودشان «شروطی اجباری» درباره پوشش دانشجویان گذاشته‌اند. البته نگاه ما به آن‌ها نبود. (۵)
 
ما همین پرت شدنِ زودهنگامِ حواسِ نوجوانان به مسائل جنسی را که می‌دیدیم کافی بود تا فکری به حال عرصه عمومی بکنیم. ناسلامتی خودمان روزی دختران و پسرانی نوجوان بودیم و می‌دانستیم که در یک محدوده‌ی سنی خاص، غریزه جنسی به‌اندازه‌ای نفوذ پیدا می‌کند که «عقلِ محاسبه‌گرِ دوراندیش» را تقریباً عقب میزند. انگار یک «فهم مشترک» می‌گفت: در مقطعی از آغاز زندگی، اغلب آدم‌ها نمی‌دانند با غریزه جنسی‌شان چه‌کار کنند! باید فضا را مناسب کرد و از کمک دریغ نداشت.
 
قانون‌هایی که گذاشتیم
 
حوزه عمومی در کنترل قانون بود. چرا باید دست روی دست می‌گذاشتیم؟ البته قانون‌هایی که در سال‌های ۶۲ و ۶۵ و ۷۵ تصویب کردیم (۶) نقص‌هایی داشت. مجریان آن قانون‌ها هم آموزشِ کافی ندیده بودند. چه کسی کامل و بی‌عیب است؟!
 
نتیجه این شد که اقداماتمان برآورده‌کننده انتظاراتمان نبود. اما، همین «وجودِ قانون» و همین «اجرای ناقصِ آن» هم مقداری تأثیر داشت! دیگر «با هر تیپی به خیابان آمدن» چندان بی‌خطر نبود. پدری کردن و مادری کردن قدری آسان‌تر می‌شد. بچه را که می‌فرستادی نانوایی، دلت بجای هزار راه، نُهصد راه می‌رفت! همان‌طور که خیالت از نشستنِ نوجوان جلوی تلویزیون «کمابیش» راحت بود، از «به خیابان رفتن او» هم کمتر از قبل دلواپس می‌شدی.
 
بحران آغاز شد!
 
ولی مشکلات ما که یکی دوتا نبود! ازقضا نتوانستیم وضعیت اشتغال و مسکن را سروسامان بدهیم. پس بعضی از همان نوجوان‌های دسته‌گلمان که حتی دوره نوجوانی را هم با سلامتِ نسبی پشت سر گذاشته بودند، در هزارتوی مسکن و شغل افتادند و بخش قابل‌توجهی‌شان نتوانستند «به‌موقع» ازدواج کنند. و تداوم این وضعیت اندک‌اندک بحران‌ساز شد. 
 
 
دکتر محمود گلزاری عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی: تحقیقات نشان می‌دهد ۸۰ درصد دختران دبیرستانی در ایران  با یک پسر دوست هستند!... و ارتباطاتشان هم به ازدواج منجر نمی‌شود! (۷)
 
«بحران» که میدانید چه وضعی دارد. همین‌که از راه می‌رسد، سروکله نسخه‌های شفابخش هم از اقصی نقاط عالم پیدا می‌شود! یکی ایده می‌داد که «ازدواج سخت شده، جوان‌ها را آزاد بگذارید!» دیگری می‌گفت «کسانی که نوجوانی‌ِ پاک و باصفایی داشته‌اند، اگر در جوانی آلوده شوند، خیلی بیشتر از دیگران اذیت می‌شوند؛ پس از همان اول بگذارید بچه با همه‌چیز مواجه شود! کسی را استریل بار نیاورید!!»... خلاصه نسخه پشتِ نسخه بود که از راه می‌رسید!
 
اما بچه‌ها به کنار، دیگر حتی خود ما هم در خیابان راحت نبودیم! «بحران» کار خودش را کرده بود و مسئله از حجابِ «سر و گردن» فراتر می‌رفت. بعضی از خیابان‌ها بی‌اغراق به مزونِ لباس‌های اندام‌نما تبدیل شده بود! و این‌یکی دیگر شوخی نداشت. حالا صرفاً کودکان و نوجوانان نبودند که در تابستان‌های تعطیل، در کوچه و برزن، در حال فوتبال و دوچرخه‌سواری و بازی‌های کودکانه، ناگهان با صحنه‌ای کاملاً تحریک‌کننده مواجه می‌شدند. حالا دیگر فضا برای متأهلین و والدین هم آزاردهنده شده بود. چه آزاری؟ «آزار» در اینجا معنای خیلی ساده‌ای دارد: «کسی که تحریک می‌شود اما اجازه لذت بردن ندارد، آزار می‌بیند!»
 
 
جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی  وزیر کشور به پرسش علی مطهری در خصوص وضعیت رعایت قانون عفاف و حجاب 
پاسخ می‌داد و مانیتورهای مجلس تصاویری واقعی از پوشش برخی افراد نشان می‌دادند! (۸)
 
واقعیت این بود که عده‌ای داشتند اولاً با «پوشش‌های اندام‌نما»، و در اولویت دوم با «آرایش و کم‌حجابی در ناحیه سر و گردن»، هم‌وطنان خود را «آزار» می‌دادند. چشم هم نمی‌چراندی به‌طور تصادفی روزی چند بار مجبور بودی از چیزی خوشت بیاید که برای تو ممنوع است و هرگز مال تو نمی‌شود! هیچ همسری هم دوست نداشت شریک زندگی‌اش در خیابان «به‌واسطه پوشش غریبه‌ها» تحریک شود و روزبه‌روز تنوع‌طلب‌تر! جذبِ چنین همسری مدام سخت‌تر می‌شد. کسی راضی نبود شریک زندگی‌اش در محل کار آن‌قدر تحریک شود که از پا بیفتد و کارش به «ارتباطات خارج از خانواده» و خیانت بکشد.
 
حکومت باید می‌آمد وسط!
 
ما حکومت تشکیل داده بودیم! و حکومتمان از جانب ما قدرت و مشروعیت داشت. او بود که حق داشت از امکانات عمومی استفاده کند. فرد فردِ ما که امکانات و جغرافیای نفوذ چندانی نداشتیم! قدرت‌ها و ثروت‌های کلان را به حکومتی که قبولش داشتیم سپرده بودیم تا «از طرف ما» و به‌طور گسترده اقدام کند. گرچه حکومت همان سه قانون مصوب خودش را هم چندان قدرتمند اجرا نکرده بود، اما چاره چه بود جز مطالبه‌ی یک اقدام تازه؟ آن سه قانون، قدیمی‌تر از آن بودند که «مشکل جدید ما» را حل کنند. 
 
این شد که قانون چهارمی تحت عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» (۹) تصویب شد که وظایف کلانی هم بر دوش نیروی انتظامی گذاشت. اندکی پس از ابلاغ این قانون بود که «گشت ارشاد» راه افتاد. این گشت که زیر نظر نیروی انتظامی شکل گرفته بود بجای «ممانعتِ کامل از اندام‌نمایی»، وظیفه خود را «ناامن سازیِ فضای عمومی برای اندام‌نمایی» قرارداد. فلسفه این بود: گاهی حضور «یک» پلیس در یک خیابان، جلوی رخداد اتفاقاتی را می‌گیرد که اگر رخ بدهند، شاید ده پلیس هم برای رسیدگی به آن‌ها کافی نباشد.
 
پس تقریباً همه می‌دانستیم که نیروی انتظامی نخواهد توانست «پوششِ اجباری» را محقق کند. «پوشش» مفهومی بود که به لطف آقایانِ دست‌اندرکار، حتی حدودوثغورش هم به‌درستی در قانون نیامده بود! اما «ناامن کردنِ فضای اندام‌نمایی» هدفی بود که تا حدودی می‌شد دنبال کرد.
 
شروع دادوهوارها!
 
ما این اقدام را ۱۰ سال پیش کردیم و اعتراض‌ها هم بلافاصله شروع شد. از این جلسه به آن جلسه می‌رفتیم و توضیح می‌دادیم که «آقاجان! ما فقط داریم با سرریزها برخورد می‌کنیم! فقط با حالت‌های خاص! صرفاً داریم فضا را ناامن می‌کنیم برای اندام‌نمایی‌ها... کار فرهنگی را کسان دیگری هنوز باید بکنند... این اقدام ما مقطعی و لازم است، نه دائمی و کافی!» این‌ها را می‌گفتیم اما چه می‌شد کرد. مخالفت‌ها علنی بود.
 
 
از آن خبرنگار بدنامِ کمپین آزادی‌های یواشکی بگیرید تا برخی روحانی‌های تلویزیونی و مشهور!، خیلی‌ها وسط آمدند و ورزیدگی‌ِ فکری خود را نشان دادند: اخلاقِ زوری ارزش ندارد؛ دین‌داریِ مجبورانه جواب نمی‌دهد؛ حجاب اجباری از اول هم غلط بود!؛ قیدوبند باید از درون بجوشد تا ماندگار باشد؛ الانسانُ حریصٌ علی ما مُنِع!؛ مردم بالغ‌اند و مصلحت‌اندیش لازم ندارند؛ خدا چنین سیطره‌ای را حتی به رسول‌الله – سلام‌الله‌علیه - هم نداده است!؛ به‌زور کسی به بهشت نخواهد رفت؛ حجاب همان حیا نیست؛ مگر محجبه‌ها چه گلی بر سر جامعه زده‌اند؟؛ حجاب کجای اولویت‌های ماست؟؛ چرا بی‌حجابی این‌قدر از دروغ و دزدی و تهمت و غیبت مهم‌تر است؟!!؛ با صدای بلند میگوییم: اسلام چیزهای خیلی مهم‌تری از حجاب دارد که فعلاً روی زمین مانده‌اند!؛ کارنامه‌ی جمهوری اسلامی در خصوص امور مهم‌تر چیست که در خصوص حجاب این‌قدر حساس باشیم؟!؛ شماها انگار تهاجم فرهنگی را خلاصه کرده‌اید در تهاجم یک جنس به جنس دیگر!!؛ حجاب و حیا لازم و ملزوم‌اند اما نسبتشان که به خودشان ربط ندارد! به فرهنگ عمومی ربط دارد!! شاید یک روز هم فرهنگ عمومی «کمترین حجاب» را به «بیشترین حیا» منتسب کرد!...
 
ماجرا این بود که این حرف‌ها گرچه گویندگان را کامروا می‌کرد و بر سکوی قهرمانیِ «متفاوت فکر کردن» می‌نشاند!، اما مرهمی بر «زخم جامعه» نمی‌گذاشت. زخم اینجا بود که به خاطر پوشش‌های اندام‌نما، کودکان ما در کوچه و خیابان و در تعطیلات عریض و طویل و در بی‌برنامگی‌های گسترده، خیلی زودتر از سن رشدِ عقلانی به بلوغ جسمی می‌رسیدند. این مسئله تبعات زیادی داشت. بماند که حتی همسران هم نگران همدیگر شده بودند. بماند که در بعضی محیط‌های کار، به‌وضوح می‌شد کارمندانی را دید که مشغول آب و رنگ همکاران خود شده‌اند و کار مردم روی زمین‌مانده و وقت و انرژی جامعه هدر می‌رود.
 
تزهای قصه وار و کم‌فایده؛ دردهای درمان‌نشده
 
اگر اخلاقِ زوری واقعاً ارزش نداشته باشد؛ اگر قیدوبند حتماً باید از درون بجوشد؛ اگر هرگز کسی «به‌زور» به بهشت نرود؛ و اگر حتی معلوم شود که حجاب، کوچک‌ترین مسئله‌ی اسلام است!، داستان این است که این‌ها دردی از ما دوا نمی‌کند! علما و دانشمندان هرکه هستند؛ و متفکران و روحانیونِ سرشناس هر اندیشه‌ای که در سر دارند، تا وقتی دردهای جامعه را چاره نکنند صرفاً نویسندگانی محترم و منبریانی معزز خواهند بود که به معیشتِ عزتمندانه‌ی خود مشغول‌اند و بس!
 
با بلوغِ زودرسِ کودکان به دلیل «مواجهه با پوشش‌های اندام‌نما» چه باید کرد؟ با زیبایی‌های بدنی‌ای «که دیگر چندان پوشانده نمی‌شوند» چه باید کرد؟ نباید تحریک شد؟ بخشنامه صادر کنیم که کسی تحریک نشود؟! یا بگوییم اگر تحریک شد، بابتش ناراحت نباشد؟! آیا اعلام کنیم که در این زمینه‌ها کسی هراسی به دل خود راه ندهد؟! محیط‌های عمومی را هم مثل محیط‌های خصوصی به امانِ همان خدایی بگذاریم که زمانی می‌گفت بدون حرکت، برکت نمی‌دهد؟! راستی! چرا «مراعاتِ آداب ارتباطی زن و مرد» را برای محیط‌های خصوصی توصیه می‌کنیم؟ فایده‌ی این توصیه چیست وقتی فرزندِ همان خانواده‌ی مبادی‌آداب هم وقتی به خیابان می‌رود دقیقاً با همان چیزی روبرو می‌شود که در خانه مواجه نمی‌شد؟!
 
اگر برخی متفکران خود را از حضرت روح‌الله بصیرتر می‌دانند، اگر گمان می‌کنند پیش از آن‌ها همه نادان بوده‌اند و «عقل» با آن‌ها آفریده شده!، اگر بعضی‌ها غرق‌شده‌اند در توهمِ «آه! من چه متفاوت فکر می‌کنم!»، و اگر عده‌ای حتی ابا نمی‌کنند از مصاحبه کردن با خبرنگاران خائن و درآمدزایی برای فری‌لَنسِرهای فراری(۱۰) ‌، این‌گونه افراد لابد خودشان هم خبر دارند که چندان به درد مردم نمی‌خورند!
 
کسی به «درد» می‌خورد که بگوید «اگر اندام‌نمایی آزاد شد و پوشاندنِ بدن، غیراجباری»، آن‌وقت شهوت‌جوییِ زودهنگامِ کودکانِ کنجکاو را با کدام مکانیسم مدیریت خواهیم کرد؟ با کدام شیوه از «تحریکِ بی‌موقعِ نیروی کار» ممانعت به عمل می‌آوریم؟ با چه روشی جلوی «فاصله افتادن میان همسران و سرد شدن روابط زناشویی» را می‌گیریم؟... چقدر از دزدی‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها و غیبت‌ها و تجاوزها ریشه در «شهوت گرا شدن» آدم‌ها دارد، و «اندام‌نمایی در خیابان و رسانه»‌ شهوت گرایی انسان را افزایش می‌دهد یا کاهش؟! «غیراجباری کردنِ پوشش» چه کمکی به شهوت‌محور نبودنِ انسان‌ها می‌کند؟! و چه دردی از بلوغ‌های زودرس و کم‌انگیزگی‌های شغلی و تحصیلی و خیانت‌های زناشویی مداوا می‌کند؟... 
قصه گفتن و خواب کردنِ بیمار که طبابت نیست!
 
.......................................................................................................................................
پی نوشت:
۱-  صحیفه امام، جلد ۶، صفحه ۳۲۹، سخنرانى در جمع روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، ۱۵ اسفند ۱۳۵۷
۲  - مرکز صهبا. (۱۳۹۰). دغدغه‌های فرهنگی: شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۳ با استفاده از دیگر بیانات معظم له (صص. ۸۰-۸۲). تهران: موسسه ایمان جهادی.
  ۳- مرحوم آیت‌الله طالقانی گرچه از مخالفین حجاب اجباری بودند و گمان داشتند که حجاب حتی برای زنان مسلمان هم اجباری نیست! اما در جایی هم گفته بودند که «خانم‌های ما قطع‌نظر از مسلمان بودن، حافظ سنت شرقی هستند و این سنت شرقی، اصالت است. اگر یک کشوری بخواهد مستقل باشد، معنایش این نیست که فقط دروازه‌هایش را محدود کند بر روی دنیا، این است که سنتش را حفظ کند، معارف را حفظ کند، شخصیت‌ها را حفظ کند.. حجاب اسلامی نص صریح قرآن است... آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی‌اش در کشور ما...‌ ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود..»
۴  - «فیلم سلطان و شبان درست شده بود، سریال قشنگی بود اما زن‌های بدحجاب در آن بودند. خشکه‌مقدس‌ها خیلی سروصدا راه انداخته بودند. من رفتم به امام گفتم که چنین چیزی است و خیلی خوب است یعنی مردم را مشغول می‌کند و یک مقدار جالب است و جنبه‌های هنری‌اش هم خوب است ما خودمان ازلحاظ اینکه مردم به صداوسیما علاقه‌مند بشوند موافقیم ولی ازلحاظ شرعی شبهه دارد. شما یک شماره این سریال را ببینید اگر اشکال دارد، ما این را پخش نکنیم. ایشان دیده بودند، فردا به من گفتند نه خوب است پخش کنید...» یکی از خاطرات شخصی که آقای اکبر هاشمی رفسنجانی از حضرت امام نقل کرده‌اند؛ گزیده مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی، سال ۱۳۹۰ 
۶  - تا ۱۳۸۴، مسئله‌ی حجاب در کشور ایران «سه» قانون روشن و مشخص داشت:
اول - برابر ماده‌ی ۱۰۲ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و درصورتی‌که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد. 
تبصره: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.
دوم - برابر مواد ۲ و ۴ قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان مصوب ۱۳۶۵ مجلس شورای اسلامی کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد محکوم می‌گردند به یکی از مجازات: یک - تذکر و ارشاد. دو - توبیخ و سرزنش. سه - تهدید. چهار -  ۱۰ تا۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال برای استفاده‌کننده. پنج - ۲۰ تا۴۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال در مورد استفاده‌کننده. و برابر تبصره‌ی ۲ از ماده‌ی ۲ همین قانون، مجرمی که کارمند است علاوه بر مجازات فوق‌الذکر به یکی از مجازات زیر محکوم می‌شود: یک - انفصال موقت تا دو سال. دو - اخراج و انفصال از خدمات دولتی. سه - محرومیت از استخدام به مدت پنج سال در کلیه وزارتخانه‌ها و شرکت‌ها و نهادها و ارگان‌های عمومی و دولتی.
سه - برابر ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ مجلس شورای اسلامی هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و درصورتی‌که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. و باز برابر با تبصره‌ی همین ماده زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
چرا بی‌حجابی جرم است؟ - از منظر حقوقی، اگر قوانین ذکرشده را به‌درستی «رکنِ قانونی» جرم بدحجابی در نظر بگیریم، «رکنِ مادی» این جرم نیز روشن است: عنصر «آسیب‌زننده» که پوششِ «خلاف شرع» یا «موجب ترویج فساد» و یا «موجب هتک حرمت عمومی» دارد، «ثبات اخلاقی اجتماع» را به مخاطره می‌اندازد و موجب پدید آمدن عنصر «آسیب‌دیده» می‌شود. و دست‌آخر «رکن معنوی» این جرم نیز دقیقاً در هنگام شکل‌گیری «نیت و اندیشه» ی فرد برای سرپیچی از «قانونِ الزام‌آور کشور» حاصل می‌شود. دقت کنیم که اصلاً نیازی نبود که هر سه رکن محقق شود. یعنی وجود همان قوانین (رکن قانونی) برای جرم انگاری این رفتار کفایت می‌کرد اما خصوصاً در مورد بدحجابی، ازقضا هر سه رکن «جرم بودن» در اغلب موارد رخداد این جرم حضور دارند. بدین معنا که اغلب مجرمین این حوزه هم قانون را نادیده گرفته‌اند (رکن قانونی)، هم می‌دانسته‌اند که دارند چنین می‌کنند (رکن معنوی)، و هم به ثبات اخلاقی جامعه آسیب‌زده‌اند. (رکن مادی)
۷  - «در ایران ۸۰ درصد دختران دبیرستانی با یک پسر دوست هستند و حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده‌ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند... نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به ازدواج منجر نمی‌شود که این امر مطمئناً پیامدهای ناگواری را برای آن‌ها به همراه خواهد داشت.. در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده‌ام، در نامه‌هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران در خصوص ارتباط‌های عاشقانه دریافت کرده‌ام مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه‌ها مربوط به پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان دختران بیش از پسران آسیب‌پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری در این خصوص مواجه خواهند شد.»؛ دکتر محمود گلزاری عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ اینجا
۹  - برابر قانون «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» مصوب ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی، نیروی انتظامی ازجمله موظف است به «اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاک‌های بدحجابی در جامعه به‌منظور تشخیص مصادیق آن»، «الزام اتحادیه‌ها، سندیکاها و صنوف در مقابله با بدحجابی»، «تذکر به افراد بدحجاب و برخورد با آن‌ها طبق ضوابط قانونی در اماکن عمومی شهر»، «برخورد قانونی با افراد خیابانی، افراد بدحجاب و باندهای اصلی فساد و فحشا»، «نظارت و کنترل قانونی و اصولی بر وضعیت اماکن تفریحی و عمومی نظیر پارک‌ها، سالن‌های سینما، سالن‌ها و اماکن ورزشی، کوهستان‌ها، سواحل دریایی، جزایر، مناطق آزاد تجاری، فرودگاه‌ها، پایانه‌ها»، «ممانعت از تولید، توزیع و نمایش محصولات سمعی و بصری غیرمجاز و نمایش لباس‌هایی که موجب بی‌عفتی و بدحجابی می‌شوند»، «کنترل و نظارت جدی بر رعایت حدود و ضوابط قانونی عفاف در مجتمع‌های مسکونی، برج‌ها و شهرک‌ها از طریق مدیریت بر این‌گونه اماکن»، «الزام برگزارکنندگان جشن‌ها و مراسم عروسی به رعایت شئون اسلامی و کنترل افراد شرکت‌کننده در آن و برخورد جدی با مراکز غیرقانونی و فاقد مجوز»، «نظارت مستمر بر اماکن تجاری عمومی شامل فرودگاه‌ها و مجتمع‌های مسکونی، نمایشگاه‌ها و ... بر نحوه پوشش و بازرسی از این اماکن در رفع بدحجابی»، «توقیف خودروهای دولتی که سرنشینان آن شئون اسلامی را رعایت نمی‌کنند»، «اعلام نظر در خصوص فعالیت‌ یا عدم فعالیت بخش‌هایی که می‌تواند موجب ترویج فساد شوند» / متن کامل قانون گسترش راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب
۱۰- Freelancer | شخصی که به معنای «کارمند کسی یا جایی بودن» شاغل نیست بلکه به‌صورت ساعتی یا پروژه‌ای با برخی مجموعه‌ها کار می‌کند و دستمزد می‌گیرد «فری‌لَنسِر» نامیده می‌شود. بعضی از مهم‌ترین خبرنگاران ایرانی فراری مقیم خارج از کشور فری‌لنسر هستند و همزمان با چندین مجموعه به‌صورت پروژه‌ای کار می‌کنند. (مانند معصومه علی نژاد قُمکیلایی مشهور به مسیح علی نژاد!) درآمد این افراد کاملاً به کیفیت کارشان وابسته است و هر اقدامی که به غنای محصولات رسانه‌ای آن‌ها کمک کند سبب افزایش درآمدشان می‌گردد. یکی از روش‌های مرسوم این افراد برای بالا بردن کیفیت کار و افزایش دستمزد، گرفتن مصاحبه تلفنی با شخصیت‌های مشهور در داخل کشور است. بسیاری از شخصیت‌های وطن‌پرست و دین‌دار داخلی هم نمی‌دانند که مصاحبه کردن با این عناصر دقیقاً به افزایش درآمد آن‌ها می‌انجامد و مهم‌ترین دلیل تماس هم همین است! اگر گفته می‌شود که شخصیت‌ها از مصاحبه با خائنین پرهیز کنند به این خاطر است که این نیروها کارمند جایی نیستند که دستمزدی دائمی داشته باشند. درواقع از طریق همین مصاحبه‌ها زندگی می‌کنند و از شخصیت‌های نظام جمهوری اسلامی بعید است که لوازم زندگی خائنین را – تا وقتی توبه اجتماعی نکرده‌اند - فراهم کنند
 
 


کلّی حرف ( منتخب کاریکاتور داعش )

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۰ ق.ظ

سفر تبلیغی به ترکمنستان

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷ ق.ظ

مرو (ترکمنستان)

ساعت 3/30 شب است. در هوای سرد و برفی از قطار پیاده می شوم و با دلی سرشار از هیجان و شوق به شهر مرو (ماری) گام می نهم.

قرآن ها، کتاب های دینی، مهرها و سجاده هایی که همراه دارم، ساکم را سنگین ساخته است. چهره، زبان و آداب و رسوم اجتماعی این دیار برایم ناآشنا است.

کم کم هوا روشن می شود. مسافران راهی خانه هایشان می شوند. تنهای تنها می شوم. از یک سو، احساس غریبی و ناامنی می کنم و از سوی دیگر، سرما تا استخوان هایم نفوذ کرده است. ناگزیرم برای نماز و استراحت جایی پیدا کنم; ولی نه جایی هست و نه خودرویی که مرا به هتلی برساند. به طرفی که احتمال می دهم مرکز شهر است، رهسپار می شوم. پس از گذشتن از کوچه های تاریک و برفی و سگ های ولگرد، به هتل «سلطان » ، تنها هتل شهر، می رسم.

آرام آرام با انگشتری به شیشه می کوبم. زنی - که به زبان روسی سخن می گوید - آشکار می شود و با دیدن محاسن من - که برای آنان ناآشنا است - با دست اشاره می کند که جا نداریم.

من می مانم و تنهایی ام. پس از لحظاتی دوباره خیلی آهسته در می زنم. مردی ترکمن در می گشاید و با لهجه ی ترکمنی می گوید: جا نداریم! با زحمت بسیار، از او می خواهم اجازه دهد نماز بگزارم. اجازه می دهد. با زحمت فراوان وضو می گیرم و درست جلوی در ورودی هتل روی موکت راهرو نماز صبح را با لذت تمام به جای می آورم. بعد از نماز، ساکم را برمی دارم، از آن ها تشکر می کنم و از هتل خارج می شوم. هنوز چند قدم از هتل دور نشده ام که کسی با لهجه ی ترکمنی مرا صدا می زند.

برمی گردم، همان نگهبان هتل را می بینم که با دستش اشاره می کند سمت او بروم. برمی گردم. ساکم را می گیرد و مرا به اتاقی مجهز در طبقه ی سوم هتل راهنمایی می کند.

او توضیح می دهد: این اتاق ها به مسئولان کشور ترکمنستان اختصاص دارد و میهمانان خارجی را در آن ها جای می دهند. تو نماز خواندی و ما نمازخوان ها را دوست داریم. همین جا استراحت کن.

تا ساعت ده صبح استراحت می کنم. سپس به دفتر هتل می روم. از من پولی نمی گیرند و می گویند: همین که به نمازخوان جا دادیم، ثوابش برای ما بس است. فقط برای ما دعا کنید.

می پرسم: آیا خود شما هم نماز می خوانید؟ می گویند: دوست داریم ولی بلد نیستیم... .

تا نزدیکی های عصر در مرو می مانم. سپس راهی شهر «بایرامعلی » می شوم تا دنبال ریش سفید شیعیان بایرامعلی بگردم. غروب نزدیک است. اگر او را نیابم، شب کجا استراحت کنم؟ ! دلهره بر وجودم چنگ می افکند; ولی به خود می گویم: تو که می دانی برای چه گام در راه سفر نهاده ای و از زندگی راحت دست شسته ای... اگر برای ارشاد مردمی که هفتاد و اندی سال از شنیدن صدای اسلام راستین بی بهره بوده اند بدین شهر آمده ای، خدا با تو است.

با این اندیشه به شهر بایرامعلی - که در کنار خرابه های شهر قدیمی مرو قرار دارد - می رسم.

سمت پیرمردی لاغر اندام - که جلوی مغازه ی کفاشی نشسته - می روم و سراغ ریش سفید شیعیان را می گیرم.

بهت زده بلند می شود و می گوید: با او چه کار داری؟

می گویم: میهمان اویم.

مرا در آغوش می کشد و می گوید: تو هم شهری منی; از تبریز آمده ای؟

می گویم: آری.

اشک در چشمهایش حلقه می زند. دستم را می گیرد و می گوید: به خانه برویم.

می گویم: ببخشید، باید به خانه ی ... بروم.

می خندد و می گوید: من همان کسی هستم که دنبالش می گردی.

این آیه از قرآن کریم در گوش جانم طنین می افکند: « الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا » - سوره ی عنکبوت، آیه ی 69 - خدای بزرگ را بر لطف بی پایانش سپاس می گویم و با تجربه یی دیگر از امدادها و حمایت های وی سمت خانه ی او رهسپار می شوم.

خاطره گو :

سیف الله مدبر


کاملا جدی: اثبات این چیز مساوی ست با اثبات ضدش !!!

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۱۷ ب.ظ

گفته اند و بجا گفته اند:

هر که خود را متواضع بداند ، متکبر واقعی اوست!!

چرا که تواضع از علائم بزرگی و رفعت است. 

و چنانچه شخص برای خود تواضع ثابت کند،

برای خود اثبات بزرگی و رفعت کرده است!

و این جز تکبر نیست!!


بو گندو !!

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۳ ب.ظ

5 راه برای از بین بردن بوی بد پا

هیچ‌چیزی نمی‌تواند مهمانی شبانه یا یک جفت کفش نو را به‌اندازه بوی بد پا برایمان معذب کننده سازد. و هنگامی‌که این بو ایجاد می‌شود همه کفش‌ها و جوراب‌هایتان بو می‌گیرد. دلیلش آن است که حتی بهترین کفش‌ها و گران‌قیمت‌ترین آن‌ها نیز محل مناسبی برای رشد باکتری‌های “بودار” هستند. هیچ‌گاه کاملاً نمی‌توانید بوی بد پا را از بین ببرید، اما می‌توانید آن را کنترل کنید. قبل از هر اقدامی برای از بین بردن بوی پایتان پیشنهاد می‌کنیم که این راهکارها را مطالعه کند:

  • پاهایتان را خشک نگه‌دارید

بهترین کار برای جلوگیری از بوی بد پا آن است که پاهایتان را خشک نگه‌دارید. همیشه سعی کنید با حوله‌ای پاها و بخصوص بین انگشتانتان را بعد از استحمام خشک‌کنید. سپس به آن کمی پودر ضد قارچ بزنید. این کار سبب می‌شود پاهای شما خشک مانده و از ایجاد باکتری‌های تولیدکننده بوی بد پا جلوگیری شود.

  • بیشتر زمان‌ها جوراب بپوشید

این روزها جوراب و کفی دیگر مد نیستند اما هنگام که جوراب نمی‌پوشید دیگر چیزی وجود ندارد تا عرق پایتان را به خود بکشد و درنتیجه عرق پا درون کفش و در بین انگشتان پا محصور می‌شود. اگر فکر می‌کنید ممکن است پاهایتان چندساعتی بدون جوراب در کفش باشد بهتر است از ترکیبات ضد عرق درون کفش و بین انگشت‌هایتان استفاده کنید.

  • حواستان به کفش‌هایتان باشد

بهتر است قبل و بعد از پوشیدن کفش به آن‌ها پودر بچه بزنید و هرازگاهی آن‌ها را بیرون از جاکفشی بگذارید. به خاطر داشته باشید که کفش‌ها نیز باید هرچند وقت یک‌بار در هوای آزاد قرارگرفته و آفتاب بخورند.

  • از الکل کمک بگیرید

اگر بازهم پاهایتان عرق می‌کند و بوی بد پا آزارتان می‌دهد، می‌توانید از الکل کمک بگیرید. الکل ضدعفونی‌کننده و خشک‌کننده است. به همین دلیل می‌تواند باکتری‌ها و قارچ‌هایی که بوی بد پا را سبب می‌شوند، را از بین برده و رطوبتی که سبب رشد این ارگانیسم‌ها می‌شوند را خشک کند.

  • چه زمان به دکتر مراجعه کنیم

اگر باوجود همه این اقدام‌ها بازهم نتوانستید از تعریق پای خود جلوگیری کنید، می‌توانید به دکتر پوست خود مراجعه کرده و از او بخواهید تا داروی ضد عرقی را که مخصوص جلوگیری از تعریق پا طراحی‌شده است، برای شما تجویز نماید.


منبع:

سایت نیکو


شهادتین در محضر امام مهربانی

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۵۳ ب.ظ

مشهد - ایرنا - یکی از اهالی کشور فیلیپین با حضور در اداره امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی با گفتن شهادتین به دین اسلام مشرف شد و مذهب شیعه را برای خود برگزید.

کد خبر: 81640122 | تاریخ خبر: 19/03/1394 - 18:21


مدیر امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی روز سه شنبه در این باره به خبرنگار ایرنا گفت:
'ایزائیلیتو توریون' 44 ساله از استان 'میندانائو' فیلیپین که رئیس اتحادیه وکلا و رئیس دانشکده حقوق این کشور است از جمله گردشگران خارجی است که برای دیدن یا مطالعه در مورد اماکن تاریخی و مذهبی به حرم مطهر وارد می شوند.

سید محمد جواد هاشمی نژاد بیان کرد: این گردشگر فیلیپینی در حضور کارشناسان مذهبی در این اداره مسلمان شد و انگیزه خود برای تشرف به اسلام را نتیجه سالها تحقیق و پی بردن به حقانیت این دین عنوان کرد.

وی افزود: پارسال حضور گردشگران غیرمسلمان در حرم مطهر رضوی در قالب گروه های 20 تا 60 نفره بود که بیشتر این گروه ها از کشورهای آلمان، چین، ژاپن، ایتالیا، تایلند، آمریکا، انگلستان، روسیه، فرانسه و استرالیا به عنوان گردشگر از بخش های مختلف حرم مطهر رضوی دیدن کردند.

هاشمی نژاد گفت: برخی گردشگران خارجی حرم مطهر رضوی متاثر از فضای معنوی حرم یا به واسطه آشنایی با یکی از مسلمانان ایرانی یا در پی مطالعه اسلام و کامل یافتن این دین طی مراسمی که از سوی مدیریت امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی برگزار شده به دین اسلام مشرف شدند که تعداد آنان در سال گذشته 11 نفر از کشورهای اروپایی بود.

وی بیان کرد: این تشرف یافتگان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش، عاقلانه و عاشقانه می پذیرند و در محضر امام مهربانی ها شهادتین را ادا و به دین اسلام مشرف می شوند.

وی گفت: از ابتدای امسال تعداد تقاضای گردشگرهای غیرمسلمان برای بازدید از اماکن مختلف بارگاه منور رضوی افزایش داشته و پیش بینی می شود در سال جاری تعداد تشرف زائران غیرایرانی به حرم رضوی افزایش قابل توجهی نسبت به سال گذشته داشته باشد.

پارسال چهار میلیون و 500 هزار گردشگر غیرایرانی به حرم مطهر رضوی مشرف شدند که از این تعداد حدود 100 هزار گردشگر غیرمسلمان بودند.

مدیریت امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی از واحدهای مربوط به راهنمای زائر، مراسم و محافل، آموزش و نشستهای تخصصی، کلاسهای آموزشی و کارگاههای تخصصی، همایش ها، پاسخگویی به مسائل شرعی، بخش ادب و هنر، کاروانها، گردشگران و تشرف به اسلام تشکیل شده است.


پرسش:

چرا گاهی اعتقادات دینی (اسلام) و مطالب علمی با یکدیگر تضاد دارند؟

پاسخ:

این فکر که « دین با علم سازگار نیست»  از اروپا ریشه گرفته و به سرزمین های دیگر سرایت کرده است.

این ادعا از آنجا سرچشمه گرفت که در دوره رنسانس، در اروپا دانشمندان و محققان زیادی مورد تکفیر و شکنجه کلیسا قرار گرفتند. علت شکنجه این بود که نتایج تحقیقات علمی دانشمندان با نظریه و عقاید کشیش ها مخالف بود!!

مثلاً "گالیله" گفته بود: زمین حرکت می کند، در همان زمان کلیسا به سکون زمین قایل بود و از این رو گالیله را مجبور به توبه کرد(2).

لیکن باید توجه داشت که حقایق قطعی دینی، هرگز با واقعیت های علمی تناقض و مغایرت ندارد.

در دوره رنسانس و پیشرفت های علمی در اروپا، دینی وجود نداشت تا با علم موافق یا مخالف باشد!!

زیرا کتاب آسمانی آن ها تحریف شده بود و انجیل حقیقی که بر حضرت عیسی علیه السلام نازل شده بود، جای خود را به اناجیل چهارگانه - که از ساخته های شاگردان آن حضرت و در بسیاری از موضوعات با هم متناقض می باشند - داده بود.

در نتیجه، عقاید کشیش ها یک سلسله مهملات و خرافات بود که کلیسا برای حفظ موجودیت خود، از آن ها دفاع می کرد و در این راه، جز کشتن و سوزاندن دانشمندانی که کشفیات علمی آن ها خرافات و اوهام مزبور را به باد انتقاد می گرفت، چاره ای نداشت(3).

دین حقیقی (مثل اسلام) هرگز با علم ناسازگار نبوده و نیست، البته، علم جز کشف مجهولات، چیز دیگری نیست ( یعنی ماهیت علم، کشف مجهولات و رسیدن به واقعیات است ) و اگر غیر از این باشد علم نیست، بلکه صرفاً یک تئوری و فرضیه ظن آور است. بسیاری از علوم معاصر از این دسته اند.

مثلاً تئوری تکامل انواع (ترانس فورمیسم) که توسط داروین طرح شد صرفاً یک فرضیه است، لذا تعارض آن با آموزه های قرآنی و روایی، هیچ خللی در اعتقادات ایجاد نمی کند.

بلی، برخی از دستاوردهای علوم، قطعی و یقینی اند و تا کنون هیچ نمونه ای از تعارض این قبیل دستاوردها با اعتقادت مسلم دینی ارائه نشده است؛ زیرا « دین » نیز مانند « علم » حقیقتی است که بوسیله خداوند - که موجد و واضع همان حقایق علمی است - به دست بشر رسیده است.

اگر در موردی ظاهر آیه ای از قرآن، مخالف قانون علمی باشد، باید دانست که یا آن آیه جزو متشابهات است - که باید به وسیله راسخین در علم تأویل شود - و یا آن فرضیه علمی غلط و ناقص بوده و از این رو با ظاهر قرآن مطابقت ندارد.

البته در این صورت باید درباره آن فرضیه تحقیقات مجددی انجام شود؛ چرا که فرضیات و تئوری ها ظنی و نه قطعی هستند، چنان که پس از بطلان هیئت بطلیموس و ثابت شدن حرکت وضعی و انتقالی زمین، می گفتند حالا که زمین حرکت می کند، پس خورشید ثابت است و بر قرآن اشکال می کردند که قرآن می گوید خورشید نیز حرکت می کند، اما دیری نگذشت و ثابت گردید که تصور مزبور باطل بوده و گفته قرآن عین حقیقت است؛ زیرا خورشید هم با تمام ستارگان منطومه خود با سرعت هفتاد هزار کیلومتر در ساعت به سوی ستاره "وگا" در حرکت است و گفته قرآن کریم کاملاً صادق است. آن جا که می فرماید:

"وَاْلشَّمْسُ تَجْری لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذَلِکَ تَقْدیرُ اْلْعَزِیزِ اْلعَلِیم"؛ "و خورشید پیوسته به سوی قرار گاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و تواناست."

دین حقیقی (اسلام) نه تنها با علم مخالف نیست، بلکه مردم را به فراگرفتن و آموختن علوم و فنون مختلف و کشف اسرار طبیعت و قوانین علمی، تحریک و تشویق می کند و در بسیاری از آیات قرآن (متجاوز از هفتصد آیه) رموز خلقت موجودات را تذکر می دهد و حرکت و جنبش فکری برای آدمیان ایجاد می کند تا به دنبال تحقیقات علمی رفته و از سر تا سر طبیعت به نفع خود بهره برداری کنند.

به عنوان مثال خداوند متعال می فرماید:
"قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ..."(4)؛ "بگو در زمین گردش کنید، پس بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟"
و نیز می فرماید:
"قُلِ انْظُرُوا ماذا فِی الْسَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَما تُغْنِی الْایاتُ وَالْنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ"(5)؛ "بگو: نگاه کنید چه چیز [از آیات و نشانه های توحیدش ] در آسمان ها و زمین است؟ اما این آیات و اندرزها به حال کسانی که [به خاطر لجاجت ] ایمان نمی آورند، مفید نخواهد بود."

دراثر همین جهش فکری که قرآن کریم، در مسلمانان به وجود آورد، آنان در تمام رشته های علمی، فنی و طبیعی، پیشرفت عجیبی کرده و بنیان تمدن درخشان اسلامی را پی ریزی نمودند.


اندیشمندان غربی و سازگاری علم با گذاره های دین اسلام

همان طور که در ابتدای سخن اشاره شد، هر چند فرضیه تعارض علم و دین، اولین بار توسط دانشمندان غربی مطرح شد، ولی بسیاری از این دانشمندان به معارض نبودن علم و دین در دین اسلام، اذعان دارند.

چنان که یکی از دانشمندان بزرگ فرانسه به نام "کازنوا" - که استاد دانشگاه کارج در پاریس است - می گوید:
"بسیاری از افراد چنین پنداشتند که آرا و افکار ما برای مسلمین قابل هضم و درک نبوده و به غلط تصور کرده اند که نیروی علمی آنان به اندازه ای نیست که بتوانند به افکار ما پی ببرند. بی گمان این پندار، ناشی از عدم اطلاع از حقایق درخشان آیین اسلام بوده و گویا آنان فراموش کرده اند که تنها کسی که علم را بر عبادت [بدون علم ] ترجیح داده و اعلام داشته است که: فضیلت علم و دانش به مراتب بیشتر و بهتر از عبادت [بدون علم ]است، پیامبر اسلام بوده و کدام رئیس و پیشوای دینی و کدام کشیش روحانی بزرگ است که چون پیامبر اسلام با این جرأت و شهامت به چنین گفتاری محکم و سخنی متین پرداخته [باشد]، همان گفتار عالی و همان اندیشه درخشانی که هم اکنون و در عصر جدید با همه ترقیات و تحولاتی که نصیب علم گردید، حیات علمی و فکری ما بر هیمن اصل استوار است.(6)"

دکتر "هورتن" دانشمند آلمانی می گوید:
"اسلام بین دین و دانش، وحدت و هماهنگی کامل برقرار ساخته و در میان ادیان مختلف، تنها دینی است که توانسته است این اتحاد و سازش را حفظ نماید.(7)"

"ویل دورانت" می گوید:
"شیمی به عنوان یکی از علوم، تقریباً از اختراعات مسلمانان است؛ زیرا آن ها مشاهده دقیق و تجزیه علمی و توجه به ثبت نتایج را بر محصول کار - یونانیان که چنان که می دانیم به بعضی تجربیات و فرضیات مبهم انحصار داشت - بیفزودند، انبیق را اختراع کردند و نام آن نیز از ایشان است. تعداد زیادی از مواد را تجزیه کردند، درباره سنگ ها تألیفاتی داشتند، مواد قلیایی و اسیدها را مشخص کردند، درباره موادی که به یکی از این دو تمایل دارد، مطالعه کردند، درباره صدها داروی طبی تحقیق کردند و صدها داروی تازه ساختند.(8)"

"گوستاولوبون" می گوید:
"اعراب (مسلمین) در کارها از روی آزمایش و تجربه پیش می رفتند و نخستین ملتی بودند که در جهان پی به اهمیت آن بردند.(9)"

"مسیودولامبر" در کتاب "تاریخ علم هیئت" می نویسد:
"اگر در میان یونانیان دو یا سه نفر دانشمند در علم هیئت دیده می شوند، در میان مسلمین، افراد بسیاری دانشمند هیئت دیده می شود و در علم شیمی یک دانشمند هم یافت نمی شود که از طریق تجربه وارد تحقیق آن شده باشد، ولی در اسلام، صدها از این قبیل اشخاص دیده می شوند. در نتیجه، همین روش تجربی باعث شد تا مسلمین توانستند به اکتشافات مهمی نایل شوند. اینان در مدت سه یا چهار قرن توانستند به اکتشافاتی نایل گردند که یونانیان در زمانی بیش از این ها نتوانستند به کمتر از آن دست یابند. و همین میراث علمی یونانیان بود که چون به رومی ها منتقل گشت، سال های زیادی نتوانستند از آن هیچگونه استفاده ای را ببرند، ولی هنگامی که به دست مسلمین افتاد، تحولی در آن ایجاد کرده و آن را به صورت دیگری به دست بازماندگان خود سپردند.(10)"

همچنین گوستاولوبون می گوید:
"خدمتی که اسلام و مسلمین به پیشرفت علوم کردند تنها اکتشافات علمی آن ها نبود، بلکه آن ها با تأسیس مدارس و تألیف کتاب های علمی سبب انتشار علم شدند و از این جهت، حق بزرگی به گردن اروپائیان پیدا کردند و ما به اثبات رسانیدیم که قرن ها مسلمین نسبت به ملت های مسیحی، سِمَت استادی داشته اند و ما به برکت اسلام و مسلمین توانستیم از علوم قدمای یونان و روم، اطلاع پیدا کنیم و [در طول زمان ] دانشگاه های ما همواره نیازمند کتاب هایی بوده اند که از زبان عربی به لاتین ترجمه می شد.(11)"

همانطور که در مطالب بالا گفته شده، مسلمین تحول و پیشرفت عجیبی را در جهان به وجود آوردند، به حدی که وقتی "انیشتن" (بزرگترین ریاضی دان و فیزیکدان غرب)، اکتشافات گذشتگان را تحت الشعاع قرار داده بود، یکی از دانشمندان مسلمان مصری به نام "دکتر علی مصطفی" کتابی علمی نوشت و در آن خطای انیشتن را ثابت کرد. از این رو انیشتن او را برای کمک در بحث های علمی برگزید. وی تنها کسی بود که در مباحث ماده و اتم با انیشتن همکاری می کرد(12).

همچنین دانشمند عالیقدر شیعه مرحوم "خواجه نصیر الدین طوسی" درباره تسطیح زمین و تربیع دایره و مساحت و اشکال کروی و منحنی ها، کتابی تحت عنوان "الشکل القطاع" نگاشته که - طبق گفته صاحب نظران همین فن - حقیقتاً در مثلثات می توان آن را در نوع خود بی نظیر دانست.

غربی ها کتاب نامبرده را به زبان های لاتین، فرانسه و انگلیسی ترجمه کرده اند و قرن ها مورد مراجعه دانشمندان اروپائی بوده است و بسیاری از معلومات و اطلاعات آنان درباره مثلثات مستوی و کروی مرهون کتاب نامبرده است. مرحوم محقق طوسی، اول کسی است که حالات ششگانه مثلثات کروی قائم الزاویه را اظهار و در کتاب مذکور آورده است(13).

با توجه به مطالب گذشته، در می یابیم که دین هیچ گونه تضادی با علم ندارد و اگر مواردی پیدا شود که گزاره ای دینی با فرضیه ای علمی تعارض دارد، در این صورت باید درباره آن فرضیه، تحقیقات مجددی انجام گیرد، زیرا فرضیات و تئوری های علمی ظنی بوده و قطع آور نیستند.


منابعی جهت مطالعه بیشتر

1. مدخل مسائل جدید علم کلام، استاد علامه جعفر سبحانی.
2. مبانی معرفت دینی، فصل چهارم، محمد حسین زاده، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی 1.
3. راه تکامل، جلدهای 3، 4، 5، احمد امین، مترجم: احمد بهشتی و ادیب لاری.
4. وام داری غرب نسبت به شرق به ویژه اسلام و ایران، محمد آراسته خو.
5. اسلام و علم جدید، عبدالرزاق نوفل، ترجمه: حسین وجدانی.


  • پاورقــــــــــــــــــــی




1) اقتباس از: در ساحل اندیشه، اکبر اسد علیزاده (قم - مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق علیه السلام، چاپ اول، 1380 ه.ش).
2) در بیست و ششم فوریه 1616 دستگاه تفتیش افکار به گالیله اخطار کرد که دست از عقاید خود (اعتقاد به حرکت زمین) بردارد، گالیله این را نادیده گرفت و بر عقاید خویش تأکید کرد و عاقبت در 12 آوریل حکم دستگیری او صادر و زندانی شد. در نتیجه او را در دادگاه مجبور به توبه کردند. (ویل و آریل دورانت. تاریخ تمدن، (آغاز عصر خود)، ترجمه اسماعیل دولتشاهی (طهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368 چاپ دوم)، ج 7، ص 712 - 716.
3) ر،ک: فضل اللَّه کمپانی، ماهیت و منشأ دین، (تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، چاپ اول، 1352 ه.ش)، ص 21.
4) عنکبوت/20.
5) یونس/101.
6) عبد الرزاق نوفل، اسلام و علم جدید، ترجمه: حسین وجدانی، ص 384.
7) همان، ص 385.
8) ویل دورانت، تاریخ تمدن، (عصر ایمان)، بخش اول، ترجمه ابوالقاسم طاهری (سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1368) ج 4، ص 313، فصل 12.
9) دکتر گوستاولوبون فرانسوی، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید هاشم حسینی، (تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، 1358)، ص 545 - 546.
10) همان.
11) همان.
12) ر،ک: احمد امین، راه تکامل، ترجمه احمد بهشتی، (طهران، دارالکتب الاسلامیه)، ج 3، ص 51.
13) ر،ک: محمد جواد مغنیه، فلاسفة الشیعة حیاتُهم و آراؤهم، (قم، دارالکتاب الاسلامی، الطبعة الاولی، 1987)، ص 105 - 106.


منبع:

مبلغان ش 33


درجه !!!

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۱۰ ق.ظ

مردى از حضرت موسى (ع ) درخواست کرد که: براى من دعا کن تا خداوند آن حاجتم را که خودش مى داند برآورد!

حضرت موسى (ع ) دعا کرد.

به مجرد دعا ، حیوان درنده اى به مرد حمله کرد و او را کشت و گوشت بدنش را خورد!!!

موسى عرض کرد: خدایا! این چه حادثه غریبی بود؟!

خطاب رسید: اى موسى! این مرد از من درخواست درجه اى از مقامات کرد و او هرگز با اعمالش به آن درجه نمى رسید!

او را گرفتار آن درنده کردم که به واسطه آن گرفتاری بدان درجه نائل آید.


منبع:

داستانها و پندها جلد 3

مصطفی زمانی وجدانی

با اندکی تصرف

مرگ « کن » دوست پسر « باربی » بر اثر سرطان خون !!

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۳۹ ق.ظ

دوست "باربی" سرطان گرفت و مُرد! + تصاویر

دو شنبه 18 خرداد 1394 - 19:12:14
یک پسر برزیلی که ده‌ها هزار دلار خرج جراحی های پلاستیک کرده بود تا بتواند شبیه دوست عروسکی مجموعه باربی یعنی «کن» شود، بر اثر سرطان خون درگذشت.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم:

سلسو سانتبانس 20 ساله بعد از تحمل 5 ماه بیماری بر اثر سرطان خون درگذشت.

این پسر برزیلی بیش از 30 هزار پوند خرج جراحی های پلاستیک کرده بود تا بتواند شبیه دوست عروسکی مجموعه باربی یعنی «کن» باشد.

سلسو بعد از برنده شدن در یک مسابقه در سن 16 سالگی به فکر تغییر چهره اش افتاد. او یکبار در مصاحبه ای گفته بود که اطرافیانش همیشه به او می گفتند که چهره ای عروسکی دارد و همین او را تشویق کرد تا هرچه بیشتر شبیه عروسکها شود.

پدرش در مورد او گفته است: مدتی بعد از اینکه سلسو چهره جدیدش را پیدا کرد، متوجه شد که سرطان خون دارد. او به دنبال نقشه های خود بود، اما گویا تقدیر برای او سرنوشت دیگری رقم زده بود.

این پسر جوان جراحی هایی روی بینی، چانه، فک و بدن خود انجام داد که حدود 50 هزار دلار هزینه داشت. او می خواست خود را به عروسک مذکر مجموعه باربی شبیه کند و همواره می گفت که این آرزوی دیرینه او بوده که به حقیقت پیوسته است.

سلسو پس از جراحی‌ها، برای حضور در هر برنامه تلویزیونی 10 هزار پوند می گرفت!! و بدین ترتیب در حال تبدیل شدن به یک ثروتمند تمام عیار بود که اجل مهلتش نداد!



رمز و راز « طواف خلاف عقربه ساعت »!

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۸ ب.ظ

چرا زائران خانه خدا خلاف جهت عقربه‌های ساعت طواف می‌کنند؟

چرا زائران خانه خدا خلاف جهت عقربه‌های ساعت طواف می‌کنند؟

احکام و دستورهای اسلامی هر یک راز و رمزهایی دارد که دستیابی به آنها انسان را در اعتقادات دینی قوی‌تر و راسخ‌تر می‌سازد. بسیاری از این اسرار و معارف از زبان معصومین علیهم السلام در روایات و احادیث دینی نقل شده و برخی نیز به تدریج با گسترش علم و دانش بشری کشف گردیده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حج و زیارت ، احکام و دستورهای اسلامی هر یک راز و رمزهایی دارد که دستیابی به آنها انسان را در اعتقادات دینی قوی‌تر و راسخ‌تر می‌سازد. بسیاری از این اسرار و معارف از زبان معصومین علیهم السلام در روایات و احادیث دینی نقل شده و برخی نیز به تدریج با گسترش علم و دانش بشری کشف گردیده است.

در این میان مناسک و اعمال حج یک مجموعه رمز آلود است که هر یک از فروع آن دارای اسرار نهفته ای است.

یکی از احکام حج آن است که حاجی باید در هنگام طواف جانب چپ بدنش به سمت کعبه باشد. سمت چپ قرار دادنِ کعبه یکی از واجبات طواف است که ترک عمدی یا سهوی آن موجب باطل شدن طواف می‌شود.

عالمان علوم دینی و تجربی هر یک فلسفه و اسرار خاصی را برای آن برشمرده اند که ذیلا برخی از آنها را ملاحظه می‌کنید:

برخی گفته اند:

 1 - علت این که کعبه باید در جانب چپ طواف کننده باشد آن است که این حالت ناظر به این حقیقت است که فرد می‌باید با توجه به معنا و حقیقت طواف، سمت چپ بدن خویش را که نماد اعتقاد و عملکرد اصحاب شمال (یسار) است، به طرف کعبه محصور و محدود کند و راه را بر بینش و روش باطل شیطان ببند. [۱]

چرا که از برخی احادیث استفاده می‌شود که سمت چپ، نماد دشمنی و مخالفت با ولایت اهل بیت محسوب می‌شود. مانند این حدیث که که در ذیل آیه «هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ» (سوره بلد، آیه ۱۹) بیان گردیده که می‌فرماید: «الْمَشْأَمَةُ أَعْدَاءُ آلِ مُحَمَّد: اصحاب شمال، دشمنان آل محمّد می‌باشند» (تفسیر القمی، ج ۲، ص ۴۲۳) و نیز روایت شده است که رسول خدا خطاب به نقض کنندگان عهد فرمودند: «أَخَذْتُمْ بَعْدِی ذَاتَ الشِّمَالِ وَ ارْتَدَدْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکمْ الْقَهْقَری: شما بعد از من به سمت چپ منحرف شده و با سیر قهقرایی، به بینش قبل از هدایت خود بازمی گردید.» (امالی، شیخ طوسی، ص ۹۴)

برخی دیگر گفته اند:

2 - علت آن که سمت چپ باید به سمت کعبه باشد آن است که: طواف ملائکه در بیت المعمور به سمت چپ است.

3 - یا به این دلیل است که گردش اجزای تمام اشیا و اجرام آسمانی به سمت چپ است

4 - و یا این که جهت طواف به سمتی است که قلب انسان در آن سمت است؛ چون کعبه قلب زمین است. [۲]

5 - برخی محققان: با بررسی عوامل فیزیکی علل دیگری را در این باره طرح کرده اند از جمله این که دکتر حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی می‌گوید: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه‌های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می‌گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.

تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است.

در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخد، پنج نیرو به آن وارد می‌شود که جمع این نیروها و انرژی‌ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان‌ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می‌شود.

اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می‌شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می‌داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان‌ها هستند به سمت بیرون پرتاب می‌شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی‌شد.

حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می‌شد حتماً در دین ما تأکید بر این می‌شد که باید در جهت عقربه‌های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.

درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم باید گفت هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می‌شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل اکثر مراجع می‌گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می‌دهد.

پی نوشت:


[۱] نمادها و رمزواره‏‌های حج (نشانه ‏های الهی در سرزمین وحی)، مجتبی شریفی.

[۲] چهار صد و شصت نکته نورانی درباره حج، رحمان یوسف پور.


منبع : پایگاه حوزه نت 


/// عکس خنده دار ورزشی

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۱۹ ب.ظ



« هفت دستور قرآنی » درباره « شیر دهی نوزادان »

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۱۵ ب.ظ

وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَکُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آَتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (233) - سوره بقره -


هفت دستور درباره شیر دادن نوزادان !

این آیه که در واقع ادامه بحثهاى مربوط به مسائل ازدواج و زناشویى است ، به سراغ یک مساله مهم یعنى مساله « رضاع = شیردادن » رفته و جزئیات آن را بازگو مى کند.


نخست مى گوید: ((مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر مى دهند))(والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین ).

بنابراین , هر چند ولایت بر اطفال صغیر به عهده پدر گذاشته شده است اماحق شیر دادن در دو سال شیرخوارگى به مادر داده شده و او است که مى تواند دراین مدت از فرزند خود نگاهدارى کند و به اصطلاح حق حضانت در این مدت از آن مادر است و این یک حق دو جانبه است که هم براى رعایت حال فرزند است و هم رعایت عواطف مادر.


سـپـس مى افزاید: ((این براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى راکامل کند)) (لمن اراد ان یتم الرضاعة ).

یعنى مدت شیر دادن طفل لازم نیست , همواره دوسال باشد, دو سال براى کسى است که مى خواهد شیر دادن را کامل کند, ولى مادران حق دارند با توجه به وضع و رعایت سلامت او این مدت را کمتر کنند.


هزینه زندگـى مادر ازنظر غذا ولباس دردوران شیر دادن بر عهده پدرنوزاداست تا مادر با خاطرى آسوده بتواند فرزند را شیر دهد لذا درادامه آیه مى فرماید: ((وبر آن کسى که فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است , خوراک و پوشاک مادران را بطور شایسته بپردازد)) (وعلى المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف )

در اینجا تعبیر به (( المولود له )) (کسى که فرزند براى او متولد شده ) به جاى تعبیر به ((اب ، پـدر )) قابل توجه است , گویى مى خواهد عواطف پدر را در راه انجام وظیفه مزبور, بسیج کند, یعنى اگر هزینه کودک و مادرش در این موقع بر عهده مردگذاشته شده به خاطر این است که فرزند او و میوه دل اوست , نه یک فرد بیگانه .

توصیف به ((معروف )) (بطور شایسته ) نشان مى دهد که پدران در مورد لباس و غذاى مادر, باید آنچه شایسته و متعارف و مناسب حال او است را در نظربگیرند, نه سختگیرى کنند و نه اسراف .

و براى توضیح بیشتر مى فرماید: ((هیچ کس موظف نیست بیش از مقدارتوانایى خود را انجام دهد)) (لا تکلف نفس الا وسعها).


سـپـس به بیان حکم مهم دیگرى پرداخته , مى فرماید: ((نه مادر (بخاطراختلاف با پدر) حق دارد به کودک ضرر زند, و نه پدر (بخاطر اختلاف با مادر)))(لا تضار والدة بولدها ولا مولود له بولده ).

یعنى هیچ یک از این دو حق ندارند سرنوشت کودک را مال المصالحه اختلاف خویش قرار دهند و بر جسم و روح نوزاد, ضربه وارد کنند.


سـپـس به حکم دیگرى مربوط به بعد از مرگ پدر مى پردازد مى فرماید: ((و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد)) (وعلى الوارث مثل ذلک ).

یعنى : آنها باید نیازهاى مادر را در دورانى که به کودک شیر مى دهد تامین کنند.


در ادامه آیه , سخن از مساله بازداشتن کودک از شیر به میان آمده اختیار آن را به پدر و مادر واگـذاشته , هر چند در جمله هاى سابق , زمانى براى شیر دادن کودک تعیین شده بود ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او, و توافق بایکدیگر مى توانند کودک را در هر موقع مناسب از شیر بازدارند, مى فرماید: ((اگر آن دو با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را (زودتر از دو سال یا بیست ویک ماه ) از شیر باز گیرند گناهى بر آنها نیست )) (فان ارادا فصالا عن تراض منهماوتشاور فلا جناح علیهما)


گـاه مى شود که مادر از حق خود در مورد شیر دادن و حضانت و نگاهدارى فرزند خوددارى مى کند و یا به راستى مانعى براى او پیش مى آید, در این صورت باید راه چاره اى اندیشید و لذا در ادامه آیه مى فرماید: ((اگر (با عدم توانایى یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه اى براى فرزندان خود بـگیرید, گناهى بر شما نیست ,هر گاه حق گذشته مادر را بطور شایسته بپردازید)) (وان اردتم ان تسترضعوا اولا دکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما آتیتم بالمعروف ).

بنابراین , انتخاب دایه به جاى مادر, بى مانع است مشروط بر این که این امرسبب از بین رفتن حقوق مادر, نسبت به گذشته نشود.


و در پـایان آیه به همگان هشدار مى دهد که ((تقواى الهى پیشه کنید و بدانیدخدا به آنچه انجام مى دهید بیناست )) (واتقوااللّه واعلموا ان اللّه بما تعملون بصیر).

مبادا کشمکش میان مرد و زن , روح انتقامجویى را در آنها زنده کند وسرنوشت یکدیگر و یا کودکان مظلوم را به خطر اندازد, همه باید بدانند خدا دقیقامراقب آنها است .


منبع:

برگزیده تفسیر نمونه، ذیل آیه


حجاب قبل از اعتراض

___________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________


حجاب پس از اعتراض ها

داعش دست به دامن « دود » شد !!!

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۸ ب.ظ


یک عضو گروهک تروریستی داعش در صفحه تویتر خود با انتشار تصویری مدعی شده است که تصویر زیر در اثر دود ناشی از یک عملیات انتحاری در شهر الرمادی ایجاد شده است!!!

البته ادعای وی در صفحه توتیر، از سوی دیگر کاربران بدون جواب نمانده است.


منبع: خبرگزاری فارس

شماره: 13940317001519

_______________________________________________________________________________


بر فرض که کلک ملکی هم در کار نباشه!! که چی؟! دود است و به هر شکلی در میاد! مثل ابر که به هر شکلی درمیاد! مخصوصا اگر کمی پس و پیشش هم بشه کرد!!

فقط همین عملیات از بین اینهمه عملیات انجام گرفته مورد تأیید الهی ست؟!!!

یادمون باشه از این به بعد به دودهای ناشی از انفجارها بیشتر نگاه کنیم!!!

_____________________________________________________________________________________________


دیدن این تصاویر هم خالی از لطف نیست:




تصاویر بالایی که واقعی بودند ، اما تصویر ذیل هم علی رغم غیر واقعی بودنش اما پر مضمونه:



« سگ » نجس است ؛ چرا؟!

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۴۹ ق.ظ

« سگ » نجس است ؛ چرا؟!

در فقه اسلامی «نجس» به شیئی گفته می شود که به خاطر شدّت پلیدی باید از آن دوری و اجتناب کرد. نحوه اجتناب و دوری از آن را شرع بیان کرده است مثلا: آبی که با عین نجاست برخورد کرده، قابل نوشیدن نیست و نمی توان با آن، وضو و غسل گرفت؛ و یا با لباسی که نجس شده، نمی توان نماز خواند.

نجاست سگ به معنی پلیدی ظاهری است که تمام اجزاء سگ اعم از پوست، گوشت و موی آن نجس است و هر چیز مرطوبی که به سگ برخورد کند؛ نجس می شود.

ولی در حقیقت و واقع، آیا سگ موجود پلید و بی خاصیتی است یا نه؟ نمی شود این را ادعا کرد. چون سگ مخلوق خداست.

سگ مثل خون، نجس العین است. خون فواید زیادی دارد و بدون خون هیچ موجود زنده ای دوام نمی آورد؛ ولی نجس است. نجاست سگ ربطی به وفاداری و یا بیگناهی آن ندارد. همانطور که نجاست بول، مدفوع و خون، ربطی به انسانیت انسان ندارد. انسانیتش محترم و عزیز، ولی خون و بول و مدفوعش نجس.

شاید یکی از حکمت هایی که سگ از جانب خداوند نجس معرفی شده است؛ این باشد که به علت وفاداری زیاد سگ، انسان، اقوام و همنوع خویش را فراموش کرده و فقط با سگ، انس گرفته و از عبودیت و بندگی، محبت و خدمت به سایر انسان ها غافل شود.

در جهان کنونی بعضی از انسان ها رابطه با اقوام و فرزندان را قطع و با سگ ازدواج می نمایند!!

 سند خودرو و خانه اش را به نام آن حیوان می زند. حیوان را به عنوان وارث خود معرفی میکند.

در کشورهایی مثل سومالی عده ای از گرسنگی می میرند؛ ولی کسانی به فکر لباس مخصوص سگ، خوراک مخصوص سگ و یا تزئینات دیگر آن هستند.

در دنیای غرب رابطه عاطفی انسان و سگ به مراتب بیشتر از رابطه عاطفی انسان با انسان است! ببینید کار خلیفه الله به کجا کشیده شده است.

در اسلام به حیات، سلامتی، امنیت و حقوق حیوانات، اعم از سگ و غیره، سفارش شده و برای آن ها حقوقی معین کرده است. همانطور که به حیات انسان سفارش نموده است. ولی در تزاحم بین حفظ حیوان و حفظ انسان، حفاظت از انسان مهمتر است.

اگر در بیابان مقداری آب دارید که می توانید وضو بگیرید و یا جان یک سگ را نجات دهید. حکم این است که جان سگ را نجات داده و با تیمم نماز بخوانید.

اگر آب همراه شما به قدری است که جان یک گوسفند و یا یک سگ را نجات می دهد.؛ چون گوسفند حلال گوشت است؛ گوسفند را سر بریده، از گوشت آن استفاده کنید و جان سگ را نجات دهید. این اهمیت اسلام به حیوانات است.

 اگر آب موجود فقط جان یک سگ و یا یک انسان را نجات می دهد؛ شما شرعا مکلف هستید که جان انسان را نجات دهید. زیرا که حفظ جان انسان مهم تر است.

باید توجه داشت که عدم ذکر حکمت و فلسفه نجاست، دلیل بر نداشتن حکمت برای تشریع این حکم نیست.

یکی از مسلّمات احکام اسلامی این است که احکام شرع، تابع مصالح و مفاسد واقعی است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امری بود و نه نهیی و نه حکم به نجاست و نه طهارت. پس هر جا دیدیم از طرف شارع مقدّس عملی واجب گردیده، می فهمیم در آن عمل، مصلحتی است که به دست آوردن آن مصلحت، مطلوب است؛ اگر چه از آن آگاهی نداشته باشیم.

همچنین اگر خداوند یا پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومان علیهم السلام از عملی نهی نموده اند، یا به خاطر مفسده و ضرری است که اجتناب از آن لازم است و یا بخاطر مصلحتی است که در ترک آن عمل می باشد.

در مساله نجاست سگ نیز همین گونه است. لازم نیست ما به دنبال ضرری مثل بیماری و امراض خاصّی باشیم. شاید مصلحت دیگری در کار است که سبب این حکم شده است و ما از آن بی اطّلاعیم.

بنابراین در پس هر نهی و امری، مصلحت و مفسده ای است، که گاهی اوقات به خاطر اطلاعات اندک علمی، به مفاسد و مصالح آن پی نمی بریم. البته در عین حال پذیرش آن از روی تعبّد، منافاتی با عقلانیت ندارد. همانطور که ما بدون این که از پزشک در مورد خصوصیات داروها سؤالی نماییم؛ به دستوراتش عمل می کنیم. و هیچ کس بخاطر این عمل، ما را به نادانی محکوم نمی کند. زیرا ما به علم و دانش و تخصّص پزشک اعتماد کرده ایم و می دانیم که او جز معالجه و بهبود ما منظور دیگری ندارد.

به عبارت دیگر حکم نجاست سگ از اعتباریات است که شارع مقدس آنرا نجس قرار داده و احکامی بر آن مترتب کرده و این بدین معنا نیست که لزوماً باید در تکوین نیز نجاست عینی خاصّی (مانند نوعی میکروب یا بیماری لاعلاجی) همراه این حیوان باشد. بلکه مصالح و مفاسد دیگری می تواند منشأ این اعتبار باشد فراتر از مضرات جسمی . چه بسا هم نشینی با سگ بخصوص اگر به سگبازی منتهی شود؛ تاثیرات سوئی در روح و روان انسان داشته باشد.

اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح می توان در دستورات اسلامی مشاهده کرد.

هرچند در اسلام، سگ حیوانی نجس است؛ تا جاییکه «امام صادق علیه السلام میفرماید: خداوند مخلوقی را نجس تر (پلیدتر) از سگ نیافریده است»[1] امّا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوان، نقض شود.

رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی، و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به او، حقوقش را رعایت کرده اید. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آنها در روایات اسلامی تأکید شده است.

پیشوایان و بزرگان مذهبی ما، با اینکه عقیده به نجاست سگ دارند؛ امّا ظلم به این حیوان را روا ندانسته، حق و حقوقی برای آن قائل شده اند.

در متون روایی ما، روایات فراوانی هست که توجه به حقوق سگ را ـ به عنوان یک حیوان ـ تایید می کند. «در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شده و در دسته ای دیگر به اطعام و سیراب کردن سگ توجه شده است»

علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه می کند.«دیه سگ شکاری 40 درهم و دیه سگ گله 20 درهم می باشد»[2]

«امیرالمؤمنین علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمود: از مثله کردن بپرهیزید، هر چند در مورد سگ آزار رساننده باشد»[3]

نجیح گوید: «حسن بن علی علیه السلام را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگی روبروی او قرار گرفته بود. هر لقمه ای که می خورد؛ یک لقمه هم به آن سگ می داد. عرض کردم: یابن رسول اللّه! این سگ را از سفره غذای شما دور کنم؟ حضرت فرمود: رهایش کن. زیرا من از خداوند حیا می کنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم»[4]

حال که اسلام، حقوق سگ را به عنوان یک حیوان به رسمیّت می شناسد؛ هیچ کس نباید ـ تحت هر عنوانی ـ بدون دلیل، به این حیوان آسیبی برساند و نمی توان نجاست آن را دلیلی بر نفی حقوق و سبب پستی و بی ارزشی آن دانست.

به عبارتی دیگر سگ نیز یکی از مخلوقات خداوند و قابل احترام است.

سگ در تشریع هر چند حکم نجس بودن بر او بار می شود؛ ولی از نگاه تکوین نجس نمی باشد. لباس حریر و طلا برای مردان حرام است؛ ولی در تکوین آیا حریر و طلا چیز پست و بی ارزشی است؟

لذا در روایات سگ ها به چند دسته تقسیم شده اند. 1- سگهای شکاری 2- سگهایی که همراه گله و گوسفندان هستند 3- سگهایی که از مزارع و منازل محافظت میکنند 4- سگهای ولگرد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فقط دستور به کشتن سگهایی داده اند که سبب اذیت و آزار مردم می شوند. به خصوص سگهای ولگرد و وحشی که غالبا موجب ترساندن و اذیت مردمند[5] همانگونه که انسان های مزاحم و شرور از جامعه برچیده می شوند.


جهت اطلاع بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید:

مساله نجاست سگ در اسلام                  

 

پی نوشت ها:                                                                            



[1] وسائل‏الشیعة، ج 1، ص 220.                                                     

[2]وسائل‏الشیعة،ج  29، ص  227.

[3]وسائل‏الشیعة،ج  29، ص 128.

[4]بحارالأنوار، ج  43، ص  352.

[5]مستدرک‏الوسائل، ج 13، ص 90.

 

منبع: پایگاه حوزه، شماره 1-28049


تو

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۶ ق.ظ

گویند جامى روزى که این شعر را گفت:


بس که در جان فگار و چشم بیدارم توئى         

هر که پیدا مى شود از دور، پندارم توئى


شخصى در آنجا حاضر بود گفت:

بلکه خرى پیدا شود ؟!


گفت:

باز پندارم توئى !


منبع:

خزائن

ملا احمد نراقی


یا مو بگذار و وارسی کن یا بتراش !

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۵ ق.ظ

شستن سر با خطمی:

عن ابى عبدلله علیه السلام قال:

غسل الرأس بالخطمى امان من الصداع و براءة من الفقر و طهور للرأس من الحزازة - بحارالانوار ج 73 ص 86 -

امام صادق علیه السلام :

شستن سر با خطمى ، ایمنى از سردرد و بیزارى از فقر است و سر را از شوره پاک مى کند.


شستن سر با سدر:

کان النبی صلى الله علیه وآله قد اغتم فأمره جبرئیل علیه السلام أن یغسل رأسه بالسدر - بحارالانوار ج 73 ص 323 -

رسول الله را غم فرا گرفته بود ، جبرئیل به او پیشنهاد کرد سرش را با سدر بشوید.


خضاب کردن سر

عن النبی(ص): یا علی درهم فی الخضاب أفضل من ألف درهم ینفق فی سبیل الله وفیه أربع عشرة خصلة: یطرد الریح من الاذنین، ویجلو البصر، ویلین الخیاشیم، ویطیب النکهة ویشد اللثة ویذهب بالصنان ویقل وسوسة الشیطان، وتفرح به الملائکة ویستبشر به المؤمن و یغیظ به الکافر، وهو زینة وطیب،ویستحیی منه منکر ونکیر، وهو براءة له فی قبره - بحار الانوار ج 74 ص 58 -

رسول خدا صلى الله علیه و آله :

ای علی! یک درهم خرج کردن براى خضاب ، بالاتر از خرج کردن هزار درهم در راه خداست!! و چهارده خاصیت دارد: باد گوشها را دفع مى کند، دید چشم را بهتر مى کند، بیخ بینى را نرم مى کند، دهان را خوشبو مى نماید، لثه را محکم مى گرداند، بوى بد زیر بغل را از بین مى برد، وسوسه شیطان را کم مى کند، باعث خوشحالى فرشتگان ، سرور مؤ من و خشم کافر مى شود، و آن زیبایى و عطر است ، و نکیر و منکر از او خجالت مى کشند و باعث رهایى فرد در قبرش گردد .


شانه کردن مو

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: تسریح الرأس یذهب بالوباء ویجلب الرزق، ویزید فی الجماع - بحار الانوار ج 73 ص 118 -

رسول خدا صلى الله علیه و آله :

شانه کردن سر وبا را مى برد، روزى مى آورد و جماع را زیاد مى کند.


تراشیدن سر

قال أبوعبدالله علیه السلام: استأصل شعرک تقل دوابه ودرنه ووسخه، وتغلظ رقبتک، ویجلو بصرک - بحار الانوار ج 73 ص 85 -

امام صادق علیه السلام :

مویت را بتراش تا حشرات ریز و چرک و کثافت آن کم شود، گردنت کلفت شود و چشمت روشن گردد.



آنچه از این روایات به دست می آید : یا مو بگذار و وارسی کن ؛ یا آن را بتراش


http://www.in2white.com/ بزرگترین تصویر جهان را اینجا ببنیید

شفقنا -

بزرگترین تصویر جهان را از قله های مون بلان از رشته کوه های آلپ در فراسنه و ایتالیا اینجا ببینید!

به گزارش شفقنا این تصویر 365 گیگا پیکسلی به شما اجازه می دهد ساختمان ها، پناه گاه ها و حتی کوهنوردان را با زوم کردن روی تصویر ببینید.

شما می توانید این تصویر را در لینک زیر مشاهده فرمایید

Mont Blanc


«کارفاتما» ؛ سوسک ها چه که نمی کنند؟؟!

يكشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۳۶ ب.ظ

    سوسک ها چه که نمی کنند؟!!

یک شنبه 17 خرداد 1394 - 14:24:16
رئیس جمهور ترکیه در توجیه اقدام خود در ساخت کاخ مجلل مدعی شد وجود سوسک در کاخ قدیمی سبب شد کاخ جدید ساخته شود!!

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم:

رجب طیب اردوغان اعلام کرد که وجود سوسک زیاد در کاخ ریاست جمهوری قدیمی باعث شد تا کاخ ریاست جمهوری جدید مشرف بر آنکارا پایتخت ترکیه را بسازد.
وی مدعی شد: مهمان به دفتر قدیمی نخست وزیری می آمد و سوسک در دستشویی می یافت. به همین دلیل کاخ جدید را ساختم. آیا آن کاخ (قدیمی) لایق نخست وزیر ترکیه است؟ آیا اگر مهمانی بیاید او را آن جا باید برد؟ آیا درست است سوسک ها را ببیند و درباره آن ها سخن بگوید؟  این کاخ ملت ترکیه است. چنین نمادی نمی تواند اسراف و ولخرجی باشد.

کاخ ریاست جمهوری جدید ترکیه که  شامل 1150 اتاق است و با هزینه 615 میلیون دلار ساخته شد، باعث انتقادهای فراوان گروه ها و احزاب مخالف ترکیه از اردوغان شده است. مخالفان اعلام می کنند که ساخت این کاخ هدردادن اموال عمومی و تنها برای ارضای احساس سلطه جویانه اردوغان ساخته شده است.
منتقدان سخنان اردوغان را به سخره گرفتند و در شبکه اجتماعی تویتر، هشتگ «کارفاتما» که در ترکی به معنی سوسک است منتشر کردند...



هتاکی به روحانیت و پاسخ آیت الله مکارم

يكشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۳۳ ب.ظ

چند نکته در مورد هتاکی به روحانیت:

1-
از آنجا که روحانیت شیعه و حوزه های علمیه و دولتمردانی که از حوزه ها برخاسته اند همیشه مانع مهمی بر سر راه جهانخواران بوده و هستند و تجربه تاریخ نشان داده با معاملات سیاسی نمی توان آن ها را فریب داد و وادار به تسلیم کرد، همیشه مخصوصا در این زمان هجوم بی منطق و وحشیانه ای بر ضد روحانیت و حوزه های علمیه آغاز شده که هماهنگی کامل با اخباری که از غرب می رسد دارد و هدف اصلی آن است که با مغلطه و سفسطه، روحانیت را از مردم جدا کنند تا به آسانی به اهدف شوم خود برسند و بر این کشور اسلامی مسلط شوند .

2- گاه می گویند:
در کجای قرآن و احادیث چیزی به نام روحانیت آمده است؟

جواب این سؤال روشن است .

از آن زمان که قرآن کریم فرمود:

فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (43) نحل -

آنچه را نمی دانید از اهل ذکر (علمای دین) بپرسید.

روحانیت شکل گرفت .

آن روز که فرمود:

وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ (122) توبه -

 باید مسلمانان به دو گروه تقسیم شوند، گروهی در میدان کارزار در برابر دشمن بایستند و گروه دیگری در مدینه احکام دین را یاد بگیرند و به جنگجویان، بعد از بازگشت از میدان نبرد، تعلیم دهند.

علمای دین به عنوان فقیهان معرفی شدند .

آن روز که قرآن می فرمود:

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ - مجادله آیه 11 -

خداوند مؤمنان و صاحبان علم را درجاتی داده است.

از آن ها به عنوان عالمان یاد نمود .

آن روز که امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه شقشقیه فرمود:

وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا یُقارُّوا عَلى کِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ - نهج البلاغه، خطبه 3 -

خداوند از عالمان پیمان گرفته که در برابر شکم پروری ظالمان و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.

آن ها علماء نامیده شدند .

همچنین ده ها آیه یا روایت دیگر که از عالمان دینی به عناوین مختلف یاد شده است.

حتی قبل از اسلام نیز علمای دینی در تمام مذاهب جهان رهبری پیروان آن دین را بر عهده داشته اند .

بنابراین علمای دین (روحانیون) همچون طبیبان و مهندسان و سایر علمای علوم دیگر در طول تاریخ در جوامع بشری بوده و هستند و جز بی خبران آن را انکار نمی کنند .

جالب این که هیچ رادع و مانعی در کار نیست که هر کس مایل باشد و استعداد کافی در خود ببیند وارد حوزه ها شود و حداقل بعد از ده سال تحصیل به صورت یک عالم دینی در آید .

3- گاه می گویند: چرا در روحانیت سلسله مراتب است، این را از کلیسا گرفته اید!؟

راستی عجیب است! کدام مرکز علمی در دنیا سراغ دارید که در میان دانش پژوهانش سلسله مراتب نیست؟!

آیا کسی که دو سال در حوزه ها درس خوانده با کسی که سی سال به بحث و تحقیق مشغول است یکسان می باشد؟

حقیقت این است که توسل به این شیوه های بی ارزش حکایت از آن می کند که مساله از جای دیگری دنبال می شود؟

4- گاه می گویند: چرا مردم باید در احکام دینی تقلید کنند؟ تقلید کار میمون است؟!!

گفتن این سخن آن هم در دنیای تخصص ها که هزاران رشته تخصصی وجود دارد و هیچ کس نمی تواند در بیش از دو یا سه رشته صاحب نظر باشد و در بقیه رشته ها باید پیرو و «مقلد» آگاهان و متخصصان آن رشته باشد، راستی حیرت انگیز و شرم آور است .

همه به هنگام بیماری به پزشک مراجعه می کنند و دستورات او را بی کم و کاست به کار می بندند، بنابراین همه میمون هستند؟!!

در اطاق عمل علاوه بر طبیب جراح، گاه چند متخصص حضور دارند، متخصص بیهوشی، متخصص قلب، متخصص دیابت و هر کدام نظر دیگری را محترم شمرده و پیروی می کند، پس همه آن ها . . . هستند؟

همه مجلسیان « مسایل مهم » را قبلا به دست کارشناسان می سپارند و از آن ها نظرخواهی می کنند، آیا همه آن ها ... !!

اگر شی ء مشکوکی پیدا شود همه می گویند دست به آن نزنید تا کارشناس برای خنثی کردن بمب و مواد منفجره بیاید، پس همه ... !!! 

تکرار می کنم توسل به این شیوه های غیر منطقی و مبتذل دلیل روشنی است بر این که این نهال شوم از جای دیگری آب می خورد .

5- و سرانجام می گویند:
چرا علمای دین و مراجع با بازاریان و مردم ارتباط دارند و هزینه های حوزه های علمیه از وجوه شرعیه مردم است؟ آیا این موجه عوام زدگی نخواهد شد؟!

راستی مضحک است که همه جا می گویند « ملاک رای مردم است » و «مردم سالاری دینی افتخار است » ولی در مورد حوزه ها و مراجع که می شود، مردم عوام الناس می شوند و توجه به نظرات آن ها عوام زدگی؟

حقیقت این است که یکی از بزرگترین افتخارات حوزه های علمیه استقلال آن ها از حکومت ها و تکیه بر مردم است .

استقلال حوزه های علمیه از اصول تغییرناپذیر حوزه ها است و در اساسنامه حوزه ها که در سال های اخیر به ثبت رساندیم به آن تصریح شده، ممکن است نهادهای دولتی یا اوقاف گاهی کمک به بنای مدارس دینی کنند، اما اداره حوزه ها فقط با کمک های مردم و به وسیله مراجع دینی بوده و خواهد بود .

حال اگر ناآگاهان هتاک آن را عیب می شمرند، ما این عیب را می پذیریم .

نمی دانم چرا گروه های سیاسی این افراد هتاک را از خود دور نمی کنند؟! چرا دستگاه قضایی، در برابر این همه اهانت به دین و روحانیت و مردم سکوت اختیار کرده است؟!


از بیانات حضرت آیت الله مکارم شیرازی
در درس نهج البلاغه

استفاده غیر عبادى از مسجد:


خوابیدن در مسجد

183-خوابیدن در مسجد مکروه است مگر در حال ناچارى (1) .


نماز بر میت

184-خواندن نماز میت در مساجد مکروه است،ولى در مسجد الحرام مکروه نیست (2) .


دفن میت

185-دفن میت در مسجد،اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد،جایز نیست، بلکه مطلقاً دفن میت در مسجد جایز نیست (3) .

186-س:آیا جایز است که وصیت کنم پس ازمرگ در مسجد محل که در آن زحمت زیادى کشیده ام مرا دفن کنند،چون بسیار دوست دارم در این مسجددفن شوم،در حیاط مسجد یا شبستان؟

ج-اگر هنگام اجراء صیغه وقف،دفن میت استثناء نشده باشد دفن میت در آن جایز نیست و وصیت شما در این مورد اعتبارى ندارد (4) - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -


برگزارى مجالس سوگوارى و فاتحه

187-اگر مسجد را براى عزادارى چادر بزنند و فرش کنند و پارچه سیاه نصب کنند و وسائل چاى و پذیرایى به مسجد ببرند،در صورتى که این کارها به مسجدضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود اشکال ندارد (5) .

188-س:تشکیل مجلس فاتحه و ترحیم،درمسجد،چه صورت دارد؟

ج-اگر مانع از نماز نباشد مانعى ندارد (6) - آیت الله گلپایگانى قدس سره -


برگزارى مجلس شادى

189-س:اینجانب قصد دارم طبق سنت صدراسلام مجلس عروسى و ولیمه ازدواج پسرم را با حفظ تمام شعائر مذهبى در مسجد برگزار نمایم.استدعا دارم نظر شریف را در این مورد مرقوم فرمائید.

ج-برگزار نمودن مجلس عروسى درمسجد،در صدر اسلام به صورت یک سنت،معلوم نیست و بهتر این است که اینگونه مجالس را در منازل خود تشکیل دهید ونسبت به مسجد اگر مزاحمت با نمازگزاران باشد حرام و الا سزاوار نیست،زیرا مناسب وضع مسجد نیست و هتک است (7) - آیت الله گلپایگانى قدس سره -

190-س:در برخى مناطق،بویژه در روستاها،مجالس عروسى را در مساجد بر پا مى کنند، یعنى مجلس رقص و غنا را در خانه برگزار مى کنند ولى نهاریا شام را در مسجد مى دهند،آیا این کار شرعا جایزاست یا نه؟

ج-غذا دادن به میهمانان،در مسجد،به خودى خود اشکال ندارد ولى بر پا کردن مجالس عروسى در مساجد مخالف جایگاه اسلامى مسجد است و جایزنمى باشد و ارتکاب محرمات شرعى ازقبیل غنا و موسیقى لهوى مطرب،حرام است مطلقا (8) - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -


درس و بحث

191-س:آیا از صحن و ایوان مسجد مى توان براى توجیه فکرى و فرهنگى و اعتقادى و دروس نظامى به جوانان استفاده کرد،با توجه به اینکه جا براى این امور،کم است و از ایوان مسجد هم استفاده دیگرى نمى شود؟

ج-این امور تابع کیفیت وقف صحن و ایوان مسجد است و در این خصوص لازم است نظر امام جماعت و هیئت امناى مسجد راجویا شوید.یاد آورى مى شود که راهنمایى جوانان و تشکیل کلاسهاى دروس دینى باموافقت امام جماعت و هیئت امناى مسجد،امرى است مطلوب و پسندیده (9) - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -

192-س:در مسجدى که نماز اقامه مى شود،بخشى از آن مختص به بانوان است و گاهى در این مسجد درس گفته مى شود و هنگام درس و بحث،بانوان از مسجد خارج مى شوند و این درس مانع نماز بانوان است آیا درسى که مانع نماز آنان است اشکال دارد یا نه؟

ج-مانع شدن از نماز خواندن نمازگزاران در مسجد جایز نیست،خواه نمازگزارمرد باشد یا زن (10) - آیت الله گلپایگانى قدس سره -


شعر خوانى

193-خواندن شعرى که نصیحت و مانند آن نباشددر مسجد مکروه است (11) .


ورزش

194-س:آیا تمرینات ورزشى در مسجد محله یاخوابیدن در آن یا مسجد دیگر جایز است؟

ج-مسجد مکان ورزش نیست و خوابیدن در مسجد مکروه است (12) - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -


نمایش فیلم

195-س:آیا نمایش فیلمهاى سینمایى که ازسوى وزارت ارشاد اسلامى مجوز دارد در مسجد براى کسانى که در جلسات قرآن شرکت مى کنند،شرعا اشکال دارد؟

ج-جایز نیست مسجد را به مکان نمایش فیلمهاى سینمایى تبدیل کنند ولى نمایش فیلم در وقت نیاز با هماهنگى امام جماعت مسجد مانع ندارد (13) - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -


کتابخانه و اتاق بسیج

196-س:اشغال کردن مسجد به اینکه مقدارى ازمسجد را کتابخانه کنند یا اینکه براى غیر نماز اجتماع کنند در مسجد، به طورى که مزاحم مصلین(نمازگزاران)باشند چه صورتى دارد؟

ج-کتابخانه کردن مقدارى از مسجد و مزاحمت نمازگزاران جایز نیست(اگر قبل از آنکه زمین وقف مسجد شود قسمتى را کتابخانه و قسمتى را مسجد بسازند اشکال ندارد، ولى پس از آنکه وقف مسجد شد،تغییر آن جایز نیست.)ولى مى توانند تعدادى کتاب بدون مزاحمت مصلین در مسجد قرار دهند (14) .

197-س:آیا مى شود قسمتى از مسجد را که هیچگونه استفاده اى از آن نمى شود براى شوراى همیارى که هیچ جایى براى جلسات شورا ندارند،اختصاص داد یا نه؟

ج-اختصاص دادن قسمتى از مسجد به امور شورا جایز نیست (15) .

198-س:آیا در قسمت پشت بام مسجد،مى توان ساختمانى به عنوان کتابخانه ساخت و مورداستفاده قرار داد یا نه؟

ج-نمى شود (16) .

- آیت الله گلپایگانى قدس سره -


استفاده از وضوخانه مسجد

199-کسى که نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند،اگر نداند حوض یا وضوخانه آن را براى همه مردم وقف کرده اند یا براى کسانى که در آن جا نمازمى خوانند،نمى تواند از حوض یا وضوخانه آن مسجدوضو بگیرد.ولى اگر معمولا کسانى هم که نمى خواهنددر آنجا نماز بخوانند وضو مى گیرند،مى تواند در آنجا وضو بگیرد (17) .

200-اگر طهارتخانه مسجد،تنها براى استفاده نمازگزاران آن مسجد وقف شده باشد،استفاده کسانى که نمى خواهند در آن مسجد نماز بخوانند،حرام است.

ولى اگر ندانند که براى استفاده همه مردم وقف شده یافقط نمازگزاران همان مسجد،حکم مساله قبل رادارد (18) .

201-س:آیا استفاده شخصى آنهم به مقدار کم،از آب مخصوص وضو در مساجد،مثلا مغازه داران محل براى نوشیدن یا درست کردن چاى یا براى ماشین،با توجه به اینکه چنین مسجدى واقف مشخص ندارد که از این کار منع کند،چه حکمى دارد؟

ج-اگر معلوم نباشد که آب،تنها وقف وضوى نمازگزاران است و عرف مردم آن محل و رهگذران از مثل این آب استفاده مى کنند،اشکال ندارد هر چند احتیاط دراین موارد مطلوب است (19) .[یعنى بهتر است پرهیز کنند و استفاده نکنند.] - آیت الله خامنه اى دامت برکاته -

پى نوشتها:

1-توضیح المسائل،م 913.

2-توضیح المسائل،م 612.

3-توضیح المسائل،م 622.

4-اجوبة الاستفتائات،ج 1،ص 125،س 418.

5-توضیح المسائل،م 907.

6-مجمع المسائل،ج 1،ص 137،س 40.

7-مجمع المسائل،ج 1،ص 136،س 35.

8-اجوبة الاستفتائات،ج 1،ص 120،س 406.

9-اجوبة الاستفتائات،ج 1،ص 120،س 405.

10-مجمع المسائل،ج 1،ص 135،س 33.

11-توضیح المسائل،م 914.

12-اجوبة الاستفتائات،ج 1،ص 119،س 404.

13-همان،ص 122،س 409.

14-استفتائات،ج 2،ص 346،س 31.

15-همان،س 30.

16-مجمع المسائل،ج 1،ص 142،س 59.

17-توضیح المسائل،م 269.

18-همان و توضیح المسائل،م 64.

19-اجوبة الاستفتائات،ج 1،ص 124،س 415.


منبع:

احکام مسجد

محمد حسین فلاح زاده

________________________________________________________________________________________


از مطالب قبلب وبلاگ متناسب با بحث:


برخی مداحان می گویند کف زدن دارای ثواب است و هر چه بهتر و محکمتر کف بزنید ثواب بیشتری می برید و اساسا این گونه حرکات مانند کف زدن و رقص اگر برای اهل بیت علیهم السلام باشد اشکال ندارد. آیا بر این گونه اعمال اگر برای اهل بیت علیهم السلام انجام شد ثواب مترتب می شود؟!

حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی:

به طور کلی کف زدن در مساجد و حسینیه ها و اماکن مقدس به هر عنوان که باشد جایز نیست و در غیر آن هم با توجه به اینکه در طول تاریخ اسلام و تشیع، شعار مسلمانان ذکر صلوات بوده است، خصوصا در مجالسی که به نام و یاد ائمه تشکیل شده، لذا مناسب است مسلمانان احساسات و علائق مذهبی خویش را با فرستادن صلوات ابراز دارند. (جامع المسائل 1/486)

حضرت آیت ا... صافی گلپایگانی:

واضح است کسی که چنین امری را اظهار می دارد لاابالی است و یا جاهل و این گونه اشخاص بدعت گذار محسوب می شوند. صحت و یا فساد عمل و یا ثواب داشتن و نداشتن آن را باید مجتهد جامع الشرایط بفرماید.

حضرت آیت ا... تبریزی:

کف زدن و رقص با مجالس معصومین علیهم السلام مناسبت ندارد و لازم است در این مجالس ترک شود، مجالس معصومین علیهم السلام باید طوری باشد که مردم را به یاد خداوند متعال بیندازد و فضایل و سفارش های معصومین علیهم السلام را برای مردم بیان کنند نه اینکه العیاذ بالله در آن کار حرام انجام شود یا کاری که موجب غافل شدن مردم از خداوند شود که در این صورت ثوابی بر آن مترتب نمی شود.

حضرت آیت ا... بهجت:

شایسته مجالس اهل بیت علیهم السلام نیست، بلکه اگر به حد لهو برسد یا هتک مکان یا معصوم باشد باید اجتناب شود.

حضرت آیت ا... مظاهری:

این گونه کارها حرام است و موجب غضب اهل بیت علیهم السلام است.


منبع:

فرهنگ اسلام ، 80


پرسش: کف زدن در مجالس اعیاد برای بزرگداشت اهل بیت (علیهم السلام) در غیر حسینیه و مسجد اگر موجب وهن ائمه (علیهم السلام) نباشد چه حکمی دارد؟

پاسخ: اشکال ندارد ولی سزاوار نیست جای صلوات را بگیرد. سایت آیت الله سیستانی

پرسش: آیا دست زدن هماهنگ و مرتّب، یا نامرتّب، در مجالس مولودى ائمّه اطهار(علیهم السلام) جایز است؟ آیا با احترام و قداست این مجالس سازگار است؟ شرکت در این مجالس، که جهت اظهار شادى به دست زدن مشغول مى شوند، چه حکمى دارد؟
جواب: کف زدن مانعى ندارد; امّا در مساجد و حسینیّه ها باید ترک شود. سایت آیت الله مکارم



چهار شنبه 13 خرداد 1394 - 13:15:11
العالم - خاندان آل سعود که در تخریب آثار تاریخ چهارده قرن پیش اسلام هیچ تردیدی به خود راه نداده است اکنون با بازسازی کاخ های اجداد ش درپی زنده نگه داشتن تاریخ خود و فرقه وهابیت است!!

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، روزنامه السفیر به نقل از نیویورک تایمز خاطرنشان کرد، اجداد خاندان سلطنتی آل سعود بیش از 250 سال پیش با محمد بن عبدالوهاب برای سیطره بر عربستان هم پیمان شدند و با اعلام جهاد علیه مخالفان فرقه وهابیت هر مخالفی را از جلوی پای خود برداشتند و بیشتر شبه جزیره عربستان را به سیطره خود درآوردند. 

ائتلاف سعودی ها و محمد بن عبدالوهاب زمینه ساز تشکیل نظام حاکم آل سعود شد و این نظام در چند سال گذشته با کمک درآمدهای نفتی فرقه افراطی وهابیت را به بزرگترین فرقه در جهان اسلام تبدیل کرد و عربستان که مهد وهابیت است، هم اکنون به محل گردشگری تبدیل شده است. 

صدها کارگر هم اکنون کاخ های گِلی اجداد آل سعود را در منطقه الدرعیه در نزدیکی ریاض پایتخت عربستان بازسازی می کنند!! و موزه هایی برای زنده نگه داشتن تاریخ آل سعود می سازند!! و در نزدیکی این کاخ ها نیز مدرسه ای شکیل برای نشر افکار محمد بن عبدالوهاب احداث می شود!!

سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان دستور بازسازی کاخ های اجداد خود را صادر کرده است و می خواهد این کاخ ها را به اماکن سیاحتی تبدیل کند و با این کار تاریخ آل سعود را زنده نگه دارد.

به گفته یکی از پیمانکاران که نام خود را فاش نکرد؛ پیش بینی می شود که بازسازی کاخ های آل سعود 2 سال طول بکشد و هزینه اش نزدیک به 500 میلیون دلار شود.   

به ادعای "عبدالله الرکبان" عضو کمیته توسعه شهر ریاض و مکلف به بازسازی کاخ های آل سعود؛ مردم عربستان باید بدانند که نظام کشورشان براساس افکار و عقاید درست شیخ محمد بن عبدالوهاب تشکیل شده است ولی مورخان و علمای دینی برخلاف ادعای این مسئول عربستانی معتقدند که شیخ عبدالوهاب نَه تنها افکار و عقاید درستی نداشت بلکه برای آرای دیگران نیز ارزشی قائل نبود.

" دیوید کامِنز " استاد تاریخ دانشگاه دیکینسِن که کتابی درباره وهابیت نوشته است، می گوید: شیخ محمد بن عبدالوهاب آرای هیچیک از مخالفان فرقه خود را نمی پذیرفت و هر فردی که با افکار شیخ عبدالوهاب مخالفت می کرد، یا مجبور به پذیرفتن افکار این شیخ می شد! یا اینکه باید در هر لحظه منتظر حمله طرفدارانش می بود!!

اجداد آل سعود پس از سیطره بر مکه مکرمه و مدینه منوره اولین نظام حکومتی را در منطقه الدرعیه تشکیل دادند ولی امپراتوری عثمانی بساط حکومت آنها را به طور کلی برچید و سرانجام ملک عبدالعزیز بن آل سعود با همدستی نوادگان شیخ محمد بن عبدالوهاب نظام حکومتی دیگری را در سال 1932 پایه گذاری کرد که این نظام تا به امروز قدرت و ثروت عربستان را به انحصار خود درآورده است. 

شیخ عبدالوهاب مدعی است که قبور انبیا، اولیا و بزرگان دینی باید تخریب شود زیرا هیچ فرد و چیزی به غیر از خدا نباید مقدس شمرده شود و با برگزاری اعیاد دینی نیز مخالف بود.

نظام آل سعود که با برگزاری اعیاد دینی مخالفت می کند و تاکنون بسیاری از اماکن مذهبی و تاریخی را تخریب کرده است، اینک برای زنده نگه داشتن تاریخ خود کاخ های پیشینیان خویش را بازسازی می کند و موزه هایی برای نگه داشتن اشیای برجای مانده از آنها می سازد و مدرسه ای به نام مؤسسه عبدالوهاب برای انتشار افکار و عقاید گمراه و منحرف محمد بن عبدالوهاب احداث می کند.


سهم من ؛ سهم خدا

شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۲۶ ب.ظ

گفتگوی «کسب‌وکار» با فریبا معصومی؛ معلول کارآفرین

 

خدا سهمش را فراموش نمی‌کند

 بین پوچ و هدفمند دیدن زندگی مرز باریکی است که همه ما گاهی روی آن قرار گرفته‌ایم. اینگونه مواقع نیازمند آیه‌ای از عظمت و شکوه انسان هستیم که در تلالو روشنای آن مفهوم حقیقی زندگی را بازیابیم ودر عمق تاریک ناامیدی مدفون نشویم. بعدازظهر داغ سیزدهم خردادماه 1394 به دیدار یکی از این آیه‌ها رفتیم و دقایقی با او به گفتگو نشستیم.

مجتبی کاوه

 فریبا معصومی، معلول کارآفرین فومنی با گفتار و کردارش مسیری پیش‌روی ما ترسیم می‌کند که در آن، نقص عضو دستاویزی برای بیکاری، وابستگی و پوچی نیست. این زن با نحوه نگاهش به زندگی و با عملکردش، ایمانی را به نمایش می‌گذارد که نیاز همیشگی انسان‌هاست.

چگونه باوجود معلولیت وارد عرصه کار و کارآفرینی شدید؟

معلولیت من مادرزاد و علت آن بیماری راشیتیسم و پوکی استخوان است. احتمالا به‌دلیل داروهایی که مادرم در زمان بارداری مصرف کرده، این عارضه برایم پیش آمده است. از همان دوران نوجوانی و وقتی کمی خودم را شناختم، متوجه شدم به‌دلیل معلولیتم نمی‌توانم خیلی از کارها را انجام دهم. به این فکر کردم که خدا مرا با این وضعیت خلق کرده و با مهربانی بی‌حد و مرزش به من حق زندگی داده پس حتما در وجود من توانایی‌هایی برای جبران معلولیتم قرار داده است. این شد که به‌دنبال کشف توانایی‌هایم بودم و استعدادم در کارهای هنری و بافتنی با کاموا را کشف کردم. در سایر رشته‌ها مثل پولک‌دوزی، عروسک‌سازی، نقاشی، گل‌سازی و... هم کار می‌کنم و از طریق همین کار به خودکفایی مالی رسیدم و حتی شاگرد گرفتم، آموزش دادم و کارآفرینی کردم.

بافتن با یک میله بافتنی چطور به ذهنتان خطور کرد؟

همانطور که می‌بینید معلولیت من به‌صورتی است که باید به‌صورت خوابیده کار کنم و معلولیت حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی از هر دو دستم همزمان استفاده کنم. این بود که خدا خلاقیتم را شکوفا کرد و سر یک میله بافتنی را دو شاخه کردم و توانستم راحت‌تر کار کنم. در‌واقع این میله بافتنی مخصوص خودم و اختراع خودم است(می‌خندد). قبل از آن مجبور بودم از دهانم هم برای بافتن کمک بگیرم که با این ابزار، سرعت و کیفیت کارم خیلی بهتر شد.

کار بافتن با کاموا و میله بافتنی و طرح انداختن و دیگر کارها را چطور یاد گرفتید؟

باورش سخت است اما من هیچ استادی برای آموزشم نداشتم. بافتن ساده را در دوران کودکی با نگاه کردن به دست کسانی که بافتنی می‌بافتند، یاد گرفتم. بقیه کارها مثل طرح انداختن و طراحی انواع لباس کاموایی بچه‌گانه، انواع شال و انواع عروسک‌های کاموایی را در ذهنم انجام می‌دهم و بعد هم می‌بافم. توضیح این کار برای شما که می‌خواهید با کلمات روش کار مرا به خوانندگان روزنامه منتقل کنید سخت است اما اگر بخواهید بافتنی یاد بگیرید، مثل شاگردان زیادی که از من کار یاد گرفته‌اند، می‌توانم به شما هم یاد بدهم، به‌شرطی که تنبلی نکنید (خانم معصومی با گفتن این حرف می‌خندد).

یادتان هست نخستین کاری که فروختید چه بود و آن را چند فروختید؟

خاطره نخستین کاری که فروختم، برایم خیلی ارزشمند است و این اتفاق همچون یکی از دریچه‌هایی بود که خداوند از نعمت‌های بی‌کرانش به روی من باز کرد و نشانم داد که این هنری که در وجود من به ودیعه گذاشته ارزش افزوده مالی دارد. به همین دلیل کاملا آن کار را یادم هست. یک جفت دستگیره با طرح تخم‌مرغ نیمرو بود و آن را به خواهر دوستم به قیمت 1000 تومان فروختم. آن روز نخستین دشتم را از کسب‌وکارم گرفتم و فهمیدم می‌توانم از این راه از نظر مالی خودکفا باشم. هنوز هم از یادآوری این معجزه انرژی می‌گیرم و سرشار از حس شکرگزاری از خداوند می‌شوم.

چطور از فروش کارها به‌صورت تکی و به آشناها به اینجا رسیدید که نمایشگاه برگزار می‌کنید و کارهایتان را به عموم عرضه می‌کنید؟

از فروش کارهایم به مشتری‌های آشنا و در و همسایه به‌تدریج اعتمادبه‌نفس پیدا کردم و فهمیدم کارهایم کیفیت دارند و مشتری‌پسند هستند. فقط به سرمایه اولیه نیاز داشتم که کاموا و ملزومات بیشتری بخرم و کارگاه راه‌اندازی کنم. این سرمایه را فردی خیر در مشهد به من وام داد. مسافرت مشهد را هم به‌عنوان معلولی که کارآفرین است، سازمان بهزیستی به من جایزه داده بود. درواقع گشایش در کسب‌وکار و شکوفایی کارم را بعد از لطف خداوند مدیون برکت زیارت آقا امام‌رضا(ع) هستم. وقتی تولیدات خودم و شاگردانم بیشتر شد، توانستم عرضه را بالا ببرم و در نمایشگاه‌ها، دست‌بافته‌های کاموایی و سایر کارها را به مردم مستقیما عرضه کنم.

استقبال مردم از کارهای شما چطور است؟

استقبال همیشه یکسان نیست. بعضی اوقات استقبال خوب است و کارها به‌سرعت فروش می‌رود و بعضی وقت‌ها کسب‌وکار کساد می‌شود و حتی اگر من برقصم هم کسی کارها را نمی‌خرد(می‌خندد). ببینید! سهم من این است که کار کنم، تلاش کنم، نمایشگاه برگزار کنم، کارم را به مشتریان معرفی کنم، از کاموا و ملزومات با کیفیت استفاده کنم، از طرح‌های زیبا و خلاقانه استفاده کنم که مشتری را جذب کند. این‌ها سهم من است. فروش رفتن و نرفتن دیگر سهم من نیست و سهم خداوند است. خدا سهمش را فراموش نمی‌کند. تا امروز که خدا روزی‌رسان بوده و سهم خودش را به‌خوبی انجام داده است. من با فروش همین کارها آرزوی دیرین مادرم را برآورده کردم و برایش خانه ساختم.

اگر افرادی که بیکار و ناامید هستند – مخصوصا خانم‌ها - این مصاحبه را بخوانند، دوست دارید به آن‌ها چه بگویید؟

دوست دارم به آن‌ها بگویم شما چه مرد هستید چه زن، چه سالم و چه معلول، بچه‌های خداوند هستید. برای بچه‌های خدا ناامیدی و وابستگی به غیرخدا معنا ندارد. خدایی که فریبا معصومی را با معلولیتش در روستای دورافتاده و محروم گیلان فراموش نکرد، شما را هم فراموش نکرده است. برای خودکفایی و زندگی شرافتمندانه قدم ‌بردارید و ببینید که خدا چطور مشکلات را از جلویتان برمی‌دارد و راه‌ها را برای شما هموار می‌کند.


طرحی زیبا در مسکو : مسجد سفارشی سیّار

شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۲۴ ب.ظ


مسجد سیار در خیابانهای مسکو


به همین زودی مسلمانان مسکو قادر خواهند بود علاوه بر اندک مساجد ثابت شهر ، از مساجد سیار هم بهره گیرند!!


مسجد سیار عبارت است از: یک اتوبوس مجهز که در آن وضوخانه و یک نمازخانه کوچک شش هفت نفره پیش بینی شده و هر مسلمانی از هرجای روسیه می تواند آن را از طریق اینترنت! سفارش دهد!


متذکر می شود استفاده از این مسجد رایگان بوده و انگیزه این طرح ، کمبود مسجد برای جمعیت یک میلیونی مسلمانان مسکو اعلام شده است.


برگرفته از:

روسیا الیوم