اولین برخوردمان بود!
خیلی اظهار ارادت می کرد!
زندگیشو مدیون آیت الله العظمی وحید می دونست!
- اگه گاهی افرادی بخاطر اینکه از یه آخوندی خوششون نیومده و به پای اون ، به ما هم رویی نشون نمیدادند ، این بار برعکس بخاطر هم لباسی ما با بزرگواری چون حاج آقای وحید مورد لطف و عنایت قرار گرفته بودیم! -
گفتم: جریانی با ایشون داشتین؟!
گفت: کاسبی می کردم همه چیزمو سر کارم گذاشتم!
اما ورشکسته شدم و زندگیم تباه شد.
رفتم قم...
خدمت آیت الله وحید رسیدم و توصیه ای خواستم!
فرمود: چند میلیون از سرمایه ت مونده؟!
گفتم: 5 میلیون
فرمود: « 3 میلیونش رو به کار بزن و دو میلیون پشتوانه کارت قرار بده، و همیشه این نسبت رو حفظ کن. »
با عمل به همین توصیه دوباره ماشین خریدم و زندگیم سامان گرفت و الان خونه م هم در حال تکمیله .
گفتم: الهی شکر
آیت الله ستوده :
روزی چند نفر از شمال به محضر امام خمینی (ره) آمده بودند تا یک نفر روحانی را به روستای خود برای تبلیغ ببرند.
به آقا عرض کردند:
« سیّد نباشد!! »
امام فرمود: چرا؟
گفتند: اگر خُلقمان تنگ شد و خواستیم به او فحش بدهیم، سیّد نباشد که بی احترامی شود!!
منبع: حوزه نیوز
+ خدا به داد ما برسد که مبلغ هستیم و سید نیستیم!!! خخخخ
ولی بی تعارف میگم: اونقدری از مردم احترام و محبت دیده و می بینیم که تک و توک اخم و فحشی هم اگه باشه به چشممون نمیاد!
سکونتش جای دیگه ای ست اما هر از گاهی مسجد ما میاد.
بر خلاف دیگران که بسم الله نگفته دم به دقیقه چشماشونو به ساعت می دوزند ، او آنچنان به تفسیر قرآن و بیان احکام از خودش علاقه نشون میده که آدمو سر ذوق میاره!
دیشب یه حس دیگه داشت!
منو سر راه به منزل رسوند و درو باز کردم که پیاده شم گفت:
حاج آقا! هوای سوریه به سرم زده!
معناش اینه که « کجا میری؟ حرف دارم! »
در و بستم و بر صندلی جامو محکم کردم!
ماشینو خاموش کرد.
اونقدری هنوز با هم آشنا نشدیم که بگم : چیه با زنت به مشکل برخوردی؟!
از کار دنیا خسته شده ای؟!
مامان بابا دعوات کردن؟!
خوب معلومه بهترین جا همون سوریه ست!
طناب که دور گردنت بندازی و خودتو خلاص کنی که پای جنازه تم نمیان!
اینجوری میری و عزیز میری!
اسمتم تو شهر و محل می پیچه و تجلیل و ترحیم و ...
با اندکی مکث گفتم:
پدر و مادرت راضی اند؟!
گفت: نمی دونم فکر نمی کنم پدرم مانع بشه، مادرم شاید!
ولی مهمتر زنمه!
گفتم: چطور؟
گفت: چند بار به شوخی اسم سوریه رو آوردم عکس العملشو ببینم ، دیدم بدجور بی تابی می کنه! آخه همو خیلی دوس داریم! میگه بعد تو نمیتونم که نمیتونم!
به فکر افتادم : خدایا! اینها که عطر تابوتشان در کوچه خیابان های ما می پیچه ، زن داشتند فرزند داشتند، بیشتر از همه ی ما شاید عاشق خانواده شون بودند! چطور دل بریدند و رفتند! بازماندگانشون الان چه حس و حالی دارند؟!
افکار رو مثل اینکه واقعا چیزی بر سرم نشسته با تکانی از خودم دور کرده و گفتم:
فعلا تو این اوضاع که داوطلب به قدر کفایت هست ، میشه دل اهل و عیال رو ترجیح داد!
و اضافه کردم:
ولی حیفم میاد جوونایی که هر کدوم تو محله خودشون در علم و اخلاق و رفتار و تدین و پشتکار نمونه اند بروند و شهید بشند و نخاله هاشون رو دست جامعه بمونند به علافی و هرزگی!!
حرف خودم رو تو تفسیر با یک آرامشی به خودم برگردوند، اونجور که از شرمندگی سر به گریبان بردم و سکوت بود که تا داخل خونه اومد و تمام شب رو موندگار شد!
گفت:
حاج آقا! این جانی رو که دادند یه روزی به زور میگیرند، بذار خودم با دست خودم بدم مگه قدر و ارزشی پیدا کنه!
فقط همین
...
+ برا همه شون آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری دارم.
چه افتخارى بالاتر از این که زنان بزرگـوار ما در مقابل رژیم ستمکار سابق و پـس از سرکوبى آن ، در مقابل ابرقدرت ها و وابستگان آنان در صف اول ایستادگى و مقاومتى از خود نشان دادند که در هیـچ عصرى چنین مقاومتى و چنین شجاعتى از مردان ثبت نشده است!!
...
اینجانب در طول این جنگ ، صحنه هائى از مادران و خواهران و همسران عزیز از دست داده دیده ام که گـمان ندارم در غیر این انقلاب نظیرى داشته باشد .
و آنچه براى من یک خاطره فراموش نشدنى است - با اینکه تمام صحنه ها چنین است - :
ازدواج یک دختر جوان با یک پاسدار عزیز است که در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسیب دیده بود!!
آن دختر شجاع با روحى بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گـفت :
« حال که نتوانستم به جبهه بروم ، بگذار با این ازدواج دین خود را به انقلاب و به دینم ادا کرده باشم!! »
عظمت روحانى این صحنه و ارزش انسانى و نغمه هاى الهى آنان را نویسندگـان ، شاعران ، گویندگان ، نقاشان ، هنرپیشگان ، عارفان ، فیلسوفان ، فقیهان و هر کس را که شماها فرض کنید، نمى توانند بیان و یا ترسیم کنند، و فداکارى و خداجوئى و معنویت این دختر بزرگ را هیچ کس نمى تواند با معیارهاى رایج ارزیابى کند.
...
درود و سلام بى پایان بر زن و زن ها ! این عناصر ارزنده و مقاوم !
سخنرانی امام 1361/1/25
ما دیگه چه جور آدمایی هستیم؟!
شاکی ... !
قاضی ... !
اگه بگذارند ، مجری حکم ... !
به کجا داریم میریم با این اخلاقیات؟!
هیچ کاری به موضع گیری های این روزهای هاشمی ندارم ، اما نه مگر شورای نگهبان طی همین چند روز گذشته صلاحیت ایشان را برای انتخابات خبرگان تأیید کرده ؟!!
آیا رفتار این دوستان علاوه بر هتاکی نسبت به شخص هاشمی ، هتاکی به شورای نگهبان نیست؟!!!
بله آنچنانی که در این تصویر است : دادگاه ویژه روحانیت باید کسانی را محاکمه کند ، اما نه آن اسم را که این اشخاص را!
کاری بسیار زننده ، آن هم بر درگاه مکانی مذهبی که بایستی جمع کننده ی افراد با همه اختلاف سلایقشان باشد ، آن هم توسط دو عمامه بسر ، آن هم در آستانه راهپیمایی 22 بهمن !
به عنوان یک روحانی جز اظهار تأسف ، و درخواست جدی از مسئولین برای برخورد با این گونه رفتارها ، حرف دیگری ندارم!
پاینده باد اخلاق
+ اگه فتوشاپ نباشه! پارچه قاعدتا باید یه خورده ای ول باشه! این خیلی سیخه!!!
شوخی یا جدی ، مرتب میگفتند:
« حاج آقا! امسال که شما منطقه ی ما اومدین، خشکسالی شده و رزق و روزی ها هم پَر !
باید یواش یواش از گلوی زن و بچه مون بچسبیم! »
و من خیلی جدی می گفتم:
« اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة...
اللهم ارزقنا صدق الحدیث و أداء الأمانة و المحافظة على الصلوات...
اللهم ارزقنا أعمالا زاکیة متقبلة ترضى بها عنا و تسهل لنا سکرة الموت و شدة هول یوم القیامة...
اللهم ارزقنا حلاوة الإیمان و برد المغفرة...
اللهم ارزقنا معروفا فی غیر أذى ولا منة، وعزّا بک فی غیر ضلالة، وتثبیتا ویقینا وتذکرا وقناعة وتعففا وغنى عن الحاجة إلى المخلوقین...
رزق و روزی که فقط مادی نیست.
مثلا همین حضور خود من در این محل ، بالاترین رزق و روزیی ست که خداوند منّان نصیب شما کرده!!!
خدا قربونش برم که به همه کس همه چیز رو با هم نمیده!! »
به نظرتون خوب گفته م؟!
نوشته اند:
مرحوم (خواجه نصیرالدین طوسى ) آنچنان به تحصیل علوم عقلى و دینى علاقه داشت که شبها کمتر به خواب میرفت و کتب متنوّع و گوناگون در نزد خود مى گذاشت و اگر از یکى خسته مى شد به دیگرى مى پرداخت!
و براى آنکه کسالت را از خود دور سازد، همیشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع کسالت و خواب مى کرد!
و در این شبها و در این مواقع بود که به کشف معضلات و مشکلات علمى نائل مى آمد و از شدّت فرح و انبساطى که در آن حالت وى را رخ مى داد فریاد میزد:
( أین ابناء الملوک من هذه اللّذه : کجایند سلطنت زادگان که ببینند چه لذتى ست در این علم !! )
و شاید خواجه در دو بیت شعر مشهور خود اشاره به همین دوران شیرین زندگانى خود نموده که در خصوص اعتزال از لذائذ زندگى ، و تمرکز افکار در یک نقطه و هدف عالى یعنى « مطالعه و درس » مى فرماید:
لذّات دنیوى همه هیچ است نزد من
در خاطر ، از تغیّر آن هیچ ترس نیست!
« روز تنعّم » و « شب عیش و طرب » مرا
غیر از « شب مطالعه » و « روز درس » نیست!
منبع:
داستانهایى از علاقه مندان و شیفتگان علم
على میرخلف زاده
- با اندکی تصرف -
در حدیث معروفى مى خوانیم که پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
شیبتنى سورة هود: سوره هود مرا پیر کرد!!
راز این سخن چیست؟!
از ابن عباس در تفسیر این حدیث چـنین نقل شده که:
ما نزل على رسول الله (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آیة کان اشد علیه و لا اشق من آیة « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ - آیه 112 این سوره -
هیچ آیه اى بر پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شدیدتر و دشوارتر از آیه فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ... - آیه 112 هود - نازل نشده است !!
در روایت دیـگـرى مى خوانیم :
هنـگـامى که آیه فوق نازل شد پـیامبر فرمود: ( شمروا، شمروا، فما رُئِى ضاحکا: دامن به کمر بزنید!! دامن به کمر بزنید!! (که وقت کار و تلاش است ) و از آن پس پیامبر هرگز خندان دیده نشد!! ).
دلیل آن هم روشن است ، زیرا چـهار دستور مهم در این آیه وجود دارد که هر کدام بار سنگینى بر دوش انسان مى گذارد.
از همه مهمتر، فرمان به استقامت است ( استقامت که از ماده قیام گرفته شده از این نظر که انسان در حال قیام بر کار و تلاش خود تسلط بیشترى دارد، استقامت که به معنى طلب قیام است یعنى در خود آنچنان حالتى ایجاد کن که سستى در تو راه نیابد، چه فرمان سخت و سنگینى ( فَاسْتَقِمْ )
استقامت در راه تبلیغ و ارشاد کن ، استقامت در طریق مبارزه و پیکار کن ، استقامت در انجام وظائف الهى و پیاده کردن تعلیمات قرآن کن .
همیشه بدست آوردن پـیروزی ها کار نسبتا آسانى است ، اما نـگه داشتن آن بسیار مشکل آنهم در جامعه اى آنـچـنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش در برابر مردمى لجوج و سرسخت ، و در میان دشمنانى انبوه و مصمم ، و در طریق ساختن جامعه اى سالم و سر بلند و با ایمان و پیشتاز، استقامت در این راه کار ساده اى نبوده است .
دستور دیگر اینکه این استقامت باید تنها انگیزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شیطانى از آن دور بماند، یعنى بدست آوردن بزرگترین قدرتهاى سیاسى و اجتماعى ، آن هم براى خدا! ( کَمَا أُمِرْتَ )
سوم : مسأله رهبرى کسانى است که به راه حق برگشتند و آنها را هم به استقامت واداشتن ( وَمَنْ تَابَ مَعَکَ )
چـهارم : مبارزه را در مسیر حق و عدالت ، رهبرى نمودن و جلوگیرى از هر گونه تجاوز و طغیان .
زیرا بسیار شده است که افرادى در راه رسیدن به هدف نهایت استقامت را به خرج مى دهند اما رعایت عدالت براى آنها ممکن نیست و غالبا گرفتار طغیان و تجاوز از حد مى شوند ( وَلَا تَطْغَوْا )
آرى مجموع این جهات دست به دست هم داد و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را آنـچـنان در زیر بار مسئولیت فرو برد که حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت!! و او را پیر کرد!!
و به هر حال این تنها دستورى براى دیروز نبود بلکه براى امروز و فردا فرداهاى دیگر نیز هست .
امروز هم مسئولیت مهم ما مسلمانان و مخصوصا رهبران اسلامى در این چهار جمله خلاصه مى شود: استقامت - اخلاص - رهبرى مؤمنان (ایجادهمبستگی) - و عدم طغیان و تجاوز.
و بدون به کار بستن این اصول ، پـیروزى بر دشمنانى که از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه کرده اند و از تمام وسائل فرهنگى و سیاسى و اقتصادى و اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهره گیرى مى کنند امکان پذیر نمى باشد.
و از این روست که امام صادق (علیه السلام ) فرمود:
کسى که این سوره را بنویسد و با خود داشته باشد، خداوند نیروى فوق العاده اى به او خواهد داد! و کسى که آن را به همراه داشته باشد و با دشمن بجنگد بر او پیروز و غالب مى شود! تا آنجا که هر کس او را ببیند از او مى ترسد!!!
گـر چـه افراد ظاهر بین و راحت طلب از اینگونه احادیث چنین برداشت مى کنند که فقط بودن خط و نقش قرآن با انسان براى رسیدن به این هدفها کافى است ، ولى روشن است که منظور از داشتن اینها با خود آن است که همـچـون یک دستورالعمل و برنامه زندگى همراه داشته باشد، پیوسته این برنامه را بخواند و مو به مو اجرا کند، و مسلما چنین کار آنهمه آثار را نیز خواهد داشت.
برگرفته از:
تفسیر نمونه (آغاز سوره هود و ذیل آیه)
1 -
عبدالحسین فخاری، دبیرکل موسسه بینالمللی حلال جهانی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با اشاره به اینکه شش سال پیش روندی پژوهشی برای بررسی و تشخیص حلال بودن یا نبودن رنگهای «کارمن» پی ریزی و انجام شد، گفت:
این ماده یکی از رنگهای پرکاربرد در صنایع غذایی است و جزو رنگهای طبیعی است که در دنیا طرفداران بسیاری دارد اما وقتی وارد کشور ما شد، بر اثر سادهاندیشی برخی، این مسئله مطرح شد که چون این رنگ از یک پروانه(حشره) گرفته شده و از آنجایی که مصرف حشره در اسلام حرام است، پس مصرف این رنگ نیز حرام است.
وی ادامه داد:
اما ما در مؤسسه حلال جهانی انجام کار کارشناسی علمی در این خصوص را شروع کردیم تا ببینیم ماهیت این رنگ و حشره چیست. پس از انجام بررسیهای علمی مشخص شد که این رنگ حاصل حشره است نه پودر حشره.
دبیرکل موسسه بینالمللی حلال جهانی افزود:
یعنی همچنان که زنبور، عسل را تهیه میکند، این پروانه نیز این رنگ را تهیه میکند و رنگ کارمن پودر حشره نیست بلکه پروانهای به نام «کوچینو» وجود دارد که در مزارع کاکتوس پرو و آمریکای جنوبی پرورش داده میشود و این حشره به قدرت الهی یک سیستم دفاعی دارد که این رنگ را در پشت خود ایجاد میکند و این رنگ ثابتترین رنگ قرمز جهان است. این حشره را درون آب قرار میدهند و این رنگ از حشره به آب منتقل میشود و آب را خشک کرده و به رنگ کارمن تبدیل میشود.
وی به اطلاعات غلطی که در خصوص منشأ این رنگ به مراجع عظام تقلید ارائه شده بود نیز اشاره و اظهار کرد:
قبلاً به مراجع اعلام شده بود که این رنگ حاصل از پودر حشره است و مراجع نیز طبیعتاً به دلیل حرمت خوردن حشره استفاده از آن را جایز ندانسته بودند.
اما وقتی ما کار کارشناسی علمی کردیم و به کارخانه تولید این رنگ سرزده و از نزدیک روند تولید آن را دیدیم، نتیجه را در اختیار مراجع قرار دادیم و آنها حلیت رنگ را اعلام کردند.
2 -
فخاری انجام همین روند کارشناسانه و علمی برای بررسی حلال بودن یا نبودن «میگوی کریل» را نیز اعلام و اظهار کرد:
در برخی از مراکز اعلام شده بود که محصولات حاصل از این میگو حلال نیست و همین مسئله موجب شد فراوردههای دارویی و مکملهای غذایی این محصول مورد استفاده قرار نگیرد.
وی ادامه داد:
امکان درمان بسیاری از بیماران قلبی و افرادی که دچار چربی خون و پوکی استخوان هستند، به وسیله فراوردههای حاصل از روغن این میگو وجود دارد ولی به دلیل شناخت نداشتن در خصوص ویژگیهای این میگو مصرف آن حرام اعلام شده بود اما پس از بررسیهای صورت گرفته مشخص شد این حیوان از خانواده آبزیان است و طبقهبندی جانورشناسی و نوع تغذیه و تولید مثل و ... آن بررسی و مشخص شد که این موجود میگو و از خانواده میگوها است.
فخاری در ادامه تشریح کرد:
همچنان که ماهیهایی از یک گونه در جاهای مختلف دنیا ممکن است وزن، اندازه و رنگ متفاوتی داشته باشد، بین میگوی آبهای گرم و میگوی آبهای سرد هم تفاوت وجود دارد به نحوی که گاهی تصور میشود موجود مورد بررسی میگو نیست اما پس از بررسی دقیق گونه جانور مورد بررسی اثبات میشود.
وی با تأکید بر اینکه چنین روندی باید در مورد سایر محصولات وارداتی که منشأ آنها مشخص نیست یا در مورد آنها شک وجود دارد، اعمال شود، گفت:
ابتدا باید کار کارشناسی بر روی محصولات وارداتی انجام شود و بر اساس نتایج کار کارشناسی از مراجع استفتاء گرفته شود، اگر کار کارشناسی دقیق انجام ندهیم همان مشکلی که در رنگ کارمن پیش آمد، تکرار خواهد شد و ما اطلاعات غلطی به مراجع عظام تقلید ارائه خواهیم کرد و ایشان بر اساس اطلاعات غلط دریافتی نتیجهگیری و اظهار نظر میکنند.
بعد کلی حرف، گفتم :
فعلا اطلاعاتی بدین که اگه موردی بود بتونم معرفی تون کنم!
چیزی نگفت!
فرداش دوباره زنگ زده:
حاج آقا! صاف و ساده بگم:
یه دوست شرعی میخوام! نه تشکیل زندگی!
گفتم:
من هنوز درست نمیدونم چند سالته؟!
اول گفت 29 ، آخرش رسوند به 33
( نمیدونم اگه گفتگو طولانی تر می شد نهایتا به کجاها می رسوند!!! )
- توجیهش هم این بود که خانما مخصوصا دخترایی که ازدواج نکردند نمی تونند سن واقعیشونو بگند و به جوری حساسیت دارند!! -
گفتم:
دخترخانم! یعنی میخواین ازدواج موقت کنین؟!
گفت :
بابام یه دختر بیشتر نداشت، موقت بکنم ؟!!!
بهش انگاری برخورد و ازم خواهش کرد شماره شو از گوشیم حذف کنم و رفت که رفت!
هیچی دیگه هنوزم نفهمیدم چی میخواست؟!
تشکیل زندگی نه و موقت هم نه و شرعی هم باشه !!!!
|
کد |
شعار |
تعداد کلمات |
|
1 |
مرگ بر شاه |
3 |
|
43 |
ساواک ترا میکشیم. |
3 |
|
97 |
پیروزی از ماست. |
3 |
|
140 |
نان مسکن آزادی. |
3 |
|
38 |
کابینهٔ بختیار توطئه آمریکاست. |
4 |
|
49 |
استقلال، آزادی جمهوری اسلامی. |
4 |
|
58 |
پیروزی نهائی اخراج آمریکائی. |
4 |
|
59 |
آمریکا توخالیست ویتنام گواهیست. |
4 |
|
81 |
مسلسل مسلسل جواب آمریکائی. |
4 |
|
86 |
تزکیه تشکل جنگ مسلحانه. |
4 |
|
87 |
اعتصاب اعتصاب مدرسهٔ انقلاب. |
4 |
|
101 |
برادر مجاهد شهادتت مبارک. |
4 |
|
116 |
الـله اکبر خمینی رهبر. |
4 |
|
149 |
برابری، برادری حکومت کارگری. |
4 |
|
170 |
جاوید شاه در مستراح. |
4 |
|
8 |
بههمت تودهها شاه ترا میکشیم. |
5 |
|
24 |
رژیم شاهنشاهی سرچشمهٔ فساد است. |
5 |
|
25 |
رژیم شاهنشاهی نابود باید گردد. |
5 |
|
34 |
خسرو داد یک عامل استبداد. |
5 |
|
39 |
بختیار شیرهکش باید بره مراکش. |
5 |
|
57 |
بعد از شاه نوبت آمریکاست. |
5 |
|
64 |
بهگفتهٔ خمینی ارتش برادر ماست. |
5 |
|
83 |
تنها ره رهائی جنگ مسلحانه |
5 |
|
88 |
دانشجو - روحانی پیوندتان مبارک. |
5 |
|
89 |
تفرقه تفرقه سلاح شاه خائن. |
5 |
|
102 |
برادر شهیدم راهت ادامه دارد. |
5 |
|
104 |
استقلال آزادی حکومت (جمهوری) اسلامی. |
5 |
|
105 |
عاشورا عاشورا قیام ملی ما. |
5 |
|
123 |
خلق بهخون میکشد سلطنت پهلوی. |
5 |
|
128 |
ایران را سراسر سیاهکل میکنیم. |
5 |
|
130 |
درود بر برزگر متحد کارگر. |
5 |
|
143 |
جمهوری، آزادی نه شاه مادرزادی. |
5 |
|
144 |
زندانی سیاسی آزاد باید گردد. |
5 |
|
145 |
کارگر کارگر زنده بهکار توایم. |
5 |
|
146 |
دولت سرمایهدار دشمن نوع بشر. |
5 |
|
147 |
نان مسکن آزادی حکومت مردمی. |
5 |
|
148 |
بههمت تودهها شاه ترا میکشیم. |
5 |
|
154 |
فدائی فدائی تو افتخار مائی. |
5 |
|
158 |
حزب همه رنگ حزب توده. |
5 |
|
161 |
سگ جدید دربار شاپور بختیاره. |
5 |
|
163 |
بختیار بختیار منقلت رو نگهدار. |
5 |
|
171 |
کورش بلندشو که من شاشیدم. |
5 |
|
11 |
این شاه آمریکائی اعدام باید گردد. |
6 |
|
12 |
شاه جنایت میکند کارتر حمایت میکند. |
6 |
|
13 |
شاه جنایت میکند ج.. زیارت میکند. |
6 |
|
41 |
بختیار توله سگ آقا میاد صددرصد |
6 |
|
44 |
شاه دربدر شد ساواک بیپدر شد. |
6 |
|
53 |
اسرائیل نابود است باقطع این نفت |
6 |
|
55 |
ما ج.. نمیخواهیم ما شاه نمیخواهیم. |
6 |
|
61 |
ارتش تو بیگناهی آلت دست شاهی. |
6 |
|
63 |
زنده و جاوید باد پرسنل هوائی. |
6 |
|
68 |
سرباز برادر ماست ارتش دشمن ماست. |
6 |
|
71 |
ارتش بهاین بیغیرتی هرگز ندیده ملتی. |
6 |
|
72 |
اگه ارتش نباشه شاه بهخودش میشاشه. |
6 |
|
74 |
ارتش جنایتکار است مزدور استعمار است. |
6 |
|
77 |
میکشم میکشم آن که برادرم کشت. |
6 |
|
90 |
مردم چرا نشستین؟ ایران شده فلسطین |
6 |
|
99 |
تنها ره سعادت ایمان جهاد شهادت. |
6 |
|
100 |
خون شهیدان خلق سرخی پرچم ماست. |
6 |
|
103 |
سکوت هر مسلمان خیانت است بهقرآن. |
6 |
|
107 |
اینست شعار ملی خدا ، قرآن ، خمینی. |
6 |
|
110 |
خمینی بت شکن ریشهٔ شاهو بکن. |
6 |
|
121 |
مردم چرا نشستین ایران شده فلسطین. |
6 |
|
125 |
از انقلاب مردم شاه فراری شده. |
6 |
|
126 |
حکومت اسلامی آری حکومت خودکامان هرگز |
6 |
|
131 |
کارگر نفت ما حامی سرسخت ما. |
6 |
|
138 |
بختیار محکوم است پهلوی معدوم است |
6 |
|
150 |
تنها راه رهائی راه مجاهدین است. |
6 |
|
151 |
درود بر مجاهد مرگ بر منافق. |
6 |
|
153 |
تنها ره رهائی پیوند با فدائی. |
6 |
|
155 |
درود بر فدائی سلام بر مجاهد. |
6 |
|
159 |
امروز هوا ابریه مردن شاه حتمیه. |
6 |
|
160 |
بهکوری چشم شاه زمستون هم بهاره |
6 |
|
176 |
فرح دستکشت کو؟ شوهر ...کشت کو؟ |
6 |
|
3 |
شاه زنا زاده است خمینی آزاده است |
7 |
|
10 |
تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد. |
7 |
|
45 |
هر کی که شاهپرسته معلومه که دیّوثه. |
7 |
|
46 |
اینست شعار دولت چماق بدست و غارت. |
7 |
|
47 |
قانون اسباب بازی یک نهار ویک صدی. |
7 |
|
75 |
ما ارتش ملی میخوایم نه ارتش آمریکائی. |
7 |
|
78 |
مشت گره کردهٔ ما روزی مسلسل میشود. |
7 |
|
82 |
تنها ره رهائی مسلسل مجاهد و فدائی. |
7 |
|
119 |
صل علی محمد رهبر ما خوش آمد. |
7 |
|
129 |
ملت دیگه بیدار شده آمادهٔ پیکار شده. |
7 |
|
141 |
صف نفت صف نان حقه شاه بیدین. |
7 |
|
152 |
درود خلق و خالق نثار تو مجاهد. |
7 |
|
156 |
تنها ره رهائی مسلسل مجاهد و فدائی. |
7 |
|
157 |
نفرین خلق و خالق نثار تو منافق. |
7 |
|
|
|
|
|
178 |
کره خر آلاشتی بختیار رو جا گذاشتی. |
7 |
|
7 |
ای بیشرف حیا کن سلطنت را رها کن. |
8 |
|
14 |
فرح شورتت چه رنگه کارتر میگه سه رنگه. |
8 |
|
33 |
یک مویز و دو قیسی سقط شده اویسی. |
8 |
|
36 |
بختیار بختیار مأمور بی اختیار سگ جدید دربار. |
8 |
|
42 |
یک مملکت یک دولت آن هم بهرأی ملت |
8 |
|
50 |
نه آمریکا نه شوروی مرگ بر رژیم پهلوی. |
8 |
|
52 |
امریکا اسیر است چین و روس ذلیل است |
8 |
|
54 |
اشک چشم ما شوره کارتر با فرح جوره |
8 |
|
67 |
ارتش تو خون ملتی تا کی اسیر ذلتی. |
8 |
|
69 |
فرمانده ارتشی توئی که آدمکشی سرباز زحمتکش است. |
8 |
|
76 |
ای رهبران ای رهبران ما را مسلح کنید. |
8 |
|
85 |
تشکل کلید پیروزی ماست اتحاد ضامن پیروزی ماست. |
8 |
|
120 |
تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود. |
8 |
|
127 |
بهسلطهجویان شرق و غرب فروش خاک ایران هرگز. |
8 |
|
165 |
ارتش باید مرگ بخوره نه مال مردم بخوره |
8 |
|
168 |
رژیم میخواد لفتش بده راه نجات پیدا کنه. |
8 |
|
174 |
مملی اگه شاه نمیشد این همه غوغا نمیشد. |
8 |
|
177 |
عجب کره خری بود عجب سگ پدری بود. |
8 |
|
15 |
کارتر فرحو با نازش میخواد شرکت نفتو جهازش میخواد. |
9 |
|
17 |
ولیعهد سلطنت محال است سگ زرد برادر شغال است |
9 |
|
28 |
نه شریفی نه امامی بلکه یک خر (کل) تمامی. |
9 |
|
84 |
ارتش خلقی بهپا میکنیم میهن خود را رها کنیم. |
9 |
|
91 |
قسم بهروح مادرم فاطمه ندارم از کشته شدن واهمه. |
9 |
|
98 |
شب تاریک ملت روز میگردد خمینی عاقبت پیروز میگردد. |
9 |
|
117 |
ما همه سرباز توایم خمینی گوش بهفرمان توایم خمینی. |
9 |
|
166 |
تا شاه کفن نشود نفت توی گلن (گالن) نشود. |
9 |
|
167 |
پدرسگ بیا پائین پدرسگ بیا پائین (روز انداختن مجسمهها). |
9 |
|
172 |
ما بچههای مولوی شاه را گرفتیم تو طویله بستیم |
9 |
|
179 |
بیل و کلنگ و حلبی همهش تو ک...ن پهلوی. |
9 |
|
23 |
برقرار میکنیم حکومت علی را سرنگون میکنیم رژیم پهلوی را. |
10 |
|
37 |
نه شاه میخوایم نه شاهپور مرگ بر این دو مزدور. |
10 |
|
56 |
فری غصه نخور مملی بمیره جیمی خودش میاد تورو میگیره. |
10 |
|
60 |
ویتنام، فلسطین متحد خلق ما امریکا، اسرائیل دشمنان خلق ما. |
10 |
|
70 |
ارتش دنیا دشمن کش است ارتش ایران برادر کش است. |
10 |
|
96 |
کاخ ستم را واژگون ما کردهایم از موج خون |
10 |
|
108 |
حکومت توحیدی مظهر عدل و دادست رژیم شاهنشاهی سرچشمهٔ فسادست. |
10 |
|
111 |
رهبر نهضت آزادگانست آیتاله خمینی انقلابیترین مرد جهانست آیتالـله خمینی. |
10 |
|
113 |
درود بر خمینی بتشکن مرگ بر این یزید قانون شکن. |
10 |
|
122 |
قسم بهمردم قسم بهمیهن ننشینم از پا تا مرگ دشمن. |
10 |
|
173 |
از بس که عرعر کرد بختیار رو هم خر کرد. |
10 |
|
20 |
شاه طرفدار ماست خواهرش همکار ماست. (از زبان ساکنین شهر نو). |
11 |
|
40 |
وای بهحالت بختیار اگر آقا فردا نیاد (اگر خمینی دیر بیاد). |
11 |
|
51 |
فرمودهٔ روح خدا چنین است اجحاف در ارزاق ضد دین است |
11 |
|
73 |
گلهای ایران همه پرپر شده ارتش ما خر بوده خرتر شده!! |
11 |
|
142 |
زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم در ره آزادگی. |
11 |
|
169 |
ما شیر و موز نمیخوایم ما شاه دزد نمیخوایم (در مدارس). |
11 |
|
180 |
پسر رضاگری گاو میچرونه تا میگیم مرگ بر شاه تیر میپرونه. |
11 |
|
9 |
با پتک کارگر با داس برزگر از ریشه برکنیم این شاه حیلهگر. |
12 |
|
175 |
رضاشاه سرت سلامت عروست (دخترت) جنده در اومد پسرت کونده در اومد. |
12 |
|
18 |
کودکان از کودکی از کشتن موران خوشند خاندان پهلوی از کودکی آدم کشند. |
13 |
|
62 |
ای سرباز فراری تو حرّ این زمانی ز لشکر یزیدی بهسوی خلق بازآ. |
13 |
|
106 |
شاهِ جلاد ما تازه مسلمان شده آبِ غسل و وضوش خون جوانان شده. |
13 |
|
136 |
ای برزگر کشت زمین واجب است دهقان بدان که این شاه خائن است |
13 |
|
162 |
یا ایهاالناس آن شاه نسناس هر جا که باشه باز تو نخ ماس. |
13 |
|
2 |
ای امام زمان! رحمی بهما کن ما را از دست این جلاد رها کن |
14 |
|
16 |
هر کی بر سر قبر رضا کچل نرینه الهی که خیر از ک...نش نبینه. |
14 |
|
114 |
بیا خمینی وطن انقلابست نقش مخالفین تو بر آبست جان ما فدایت همچو مصطفایت |
14 |
|
133 |
سرمایه از روز ازل نبوده سرمایهدار حق ترا ربوده بهدست آور این حق جاودانت. |
14 |
|
26 |
زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم در ره آزادگی سرنگون میکنیم سلطنت پهلوی |
15 |
|
112 |
کار شاه تمام است خمینی امام است استقلال و آزادی جمهوری اسلامی آخرین کلام است. |
15 |
|
124 |
انحصار قدرت حق ملته مرگ بر شاه امتیاز و حرمت حق ملته مرگ بر شاه. |
15 |
|
48 |
نفتو کی برد؟ آمریکا گازو کی برد؟ شوروی پولشو کی خورد؟ پهلوی مرگ بر این سلطنت پهلوی. |
17 |
|
132 |
کارگر برزگر قهرمان کار شما سرمایه را میسازد با تشکیل و تجهیز نیروهایت با تشکیل حزب کارگرانت |
17 |
|
139 |
کشتار دانشجویان بهدست شاه جلاد خواستهٔ آنان بوده برچیدن استبداد بهترین تسلیت بر پدر مادران مرگ بر شاه (۴) |
19 |
|
65 |
ارتش تو هم با ما باش با ملت هم صدا باش در راه حق بهپا باش با دشمن آشنا باش. |
20 |
|
29 |
ازهاری بیچاره! ای سگ چار ستاره! مردیکهٔ گوساله! پیرسگ شصت ساله! باز هم بگو نواره! نوار که پا نداره! گفتی که صد هزاره! چشمای تو خماره |
26 |
|
94 |
آثار فساد و خفقان ما نگذاریم از شاه دنی نام و نشان ما نگذاریم کاخ نیاوران را بهخاک و خون میکشیم قسم بهخون شهدا شاه ترا میکشیم. |
28 |
برگرفته از:
پارسینه
میوه فروش کوچه مون
آدم پرده بازیه
بچاپ به چاپه کار اون
مشغول یکه تازیه !
وقت خرید شلغم و
گوجه و سیر و میوه
جات
با لفظ « خیلی مخلصم »
خم میشه تا کمر برات !
یه مدرکی بهت
میده
: دکتری یا مهندسی !
حالی بهت میده که که بد
می افتی تو رو
در واسی !
سی کیلو میوه می کشه
می ده به دست مازیار
که میوه ی
مهندسو
بپر تو بنزشون بذار !
روت نمیشه بهش بگی
که من فقط کلم
می خوام !
یا این که پول این هارو
بیارم آخه از کجام !
میای پای
حساب کتاب
میگه که قابل نداره
یک رقمی بهت میگه
که آهتو در
میاره !
این روزا این جوری شده
یه مخلصم بهت میگن
نه از سر سر
صدق و صفا
که جیبتو خالی کنن !
سلام مفت و مجانی
نمیده هیچکی
این روزا
مصرع آخره دیگه
نگو که بس کن ای بابا
بوسه بهجتی
بوسه مرید و مرادی
بوسه بر دست استاد
بوسه بر دست مادر
بوسه بر دست مادر زن
بوسه تیموریان بر قرآن
بوسه بر پرچم
بوسه بر پوتین
بوسه بر جام
بوسه خداحافظی
بوسه بر عکس
بوسه قاتل بر پای اولیاء مقتول
بوسه بر خاک
بوسه بر دست فرح
بوسه بر چادر دختر امام
بوسه بر دست همسر
بوسه بر دست شوهر
بوسه ی ... ؟!
بوسه های احمدی نژادی
بوسه عاشقانه
این خانم آمریکایی:
اسم: ابتهاج محمد
متولد: نیوجرسی آمریکا
رشته ورزشی: شمشیر بازی
مهمترین شاخصه: اولین خانم محجّبه آمریکا ، حاضر در المپیک آینده ( 2016 )
- براش آرزوی موفقیت می کنیم -
از گفته های او:
ایشان در وبسایت فدراسیون شمشیربازی آمریکا نوشته است:
« بیشتر مردم وقتی یک بازیکن شمشیربازی را تصور میکنند، کسی مثل من را در خیال خود نمیبینند!
خوشبختانه من مثل بیشتر مردم نیستم!! »
و اضافه کرده :
« من همیشه باور داشتهام که بالاخره یک روز با تلاش، تعهد و پشتکار میتوانم با همگروهیهای آمریکایی خود قدم به تاریخ المپیک بگذارم. »
همچنین می گوید:
« من میخواهم نماینده آمریکا در المپیک باشم تا ثابت کنم که هیچ چیز از جمله نژاد، دین یا جنسیت نمیتواند مانع افراد برای رسیدن به اهدافشان باشد. میخواهم نمونهای باشم از این که همه چیز با پشتکار ممکن است. »
برگرفته از : ایکنا
...
نمونههایی از جریانهای انحرافی در زمینهی مهدویت
وضعیت آشفته امروز خودمان را اگر بخواهیم تحلیل کنیم، نمونههای بسیاری از این جریانها وجود دارد.
شخصی در استان خوزستان بود که ابتدا ادعا کرد یمانی هستم؛ بعد گفت امام زمانم؛ مریدانش که بیشتر شدند، ادعای خدایی کرد!!!
نکتهی مهم این است که به جز توسل به این افراد در مقابلشان سجده هم میکنند! یعنی افرادی به هر دلیلی حاضر شدند مقابل انسان دیگری سجده کنند و او را خدا تلقی کردند.
فرد دیگری در کرج ادعای مهدویت کرد که جریان مفصلی دارد. نوع دعاهایی که انجام داد و بحثهایی را که مطرح کرد و نمونههای فروان دیگر.
نمونهّهای دیگری هم هست که نشاندهندهی وجود جریانهای ادعایی و کذب در سراسر کشور است.
مثلاً آقای شیخ علیاکبر تهرانی که مریدان فراوانی هم دارد، ادعا میکند معصوم پانزدهم است!!!!
ما با چنین جامعهی مبتلایی مواجه هستیم.
ویژگیهای مشترک مدعیان
ادعاهای مهدویت، یا ادعای خاص هست، یا ادعای ارتباط، یا ادعای نیابت و یا نوعی ادعا در قالب زمینهسازی (سید خراسانی و یمانی)؛ اما با بررسی همهی افراد و جریانهای مدعی مهدویت میتوان پنج دلیل مشترک را در ادعاهایشان برشمرد:
مؤسس جریان انحرافی یمانی
احمد بن اسماعیل بن صالح بن حسین بن سلمان معروف به «احمد حسن» که در بصره متولد شد و مدعیست:
«سلمان جد من فرزند امام مهدی است».
این آقا ادعا میکند فرزند مهدی و جزو مهدیونی است که بعد از امام زمان(ع) حاکم میشود و بهعنوان فرزند امام زمان(ع) جزو ۳۱۳ نفر است!
از بین این اعضا یک یمانی زمینهساز ظهور است و آن من هستم.
البته ادعاهای دیگری را هم مطرح میکند.
اما نکتهای که او بر آن تأکید دارد این است که من بهعنوان یمانی زمینهساز ظهورم. بعد از اینکه امام زمان(ع) میآید، حکومت میکند و فوت میکند، بنده بهعنوان امام سیزدهم حاکم خواهم شد.
بعد از امام زمان(ع) ۱۲ مهدی میآیند که جمع ائمه ما میشود ۲۴؛ این ۱۲ مهدی همانهایی هستند که در روایت آمده است (بعد القائم اثنی عشر مهدی) و به مهدیون معروف شدند.
یکی دیگر از ادعاهای احمد بن اسماعیل این است که قرآن تحریف شده و قرآن درست همان است که بنده تلاوت میکنم و قرآن صحیح نزد بنده است.
ارتباط جریان یمانی با سازمان منافقین
ورود اینها به ایران از منطقه بصره – که نزدیک اهواز است – آغاز شد.
در اینجا فردی به نام عیسی مزرعاوی، معروف به مزرعه، جذب این جریان شد.
بعد وارد شادگان شدند و فردی به نام علی ذوالفقاری را جذب کردند و او هم به تبلیغ این جریان در شادگان پرداخت.
سپس این جریان در ایران با یک پدیده مواجه شد به نام آقای موسوی که اهل سراب است.
با ورود وی جریان یمانی در ایران جان دیگری گرفت.
این فرد چهار سال قبل از انقلاب طلبه مدرسیه حجتیه در قم بود و بعد از انقلاب به سازمان منافقین پیوست. موسوی بیست سال هم در استکهلم بود. در سال ۷۶ طی توبهنامهای به او اجازهی ورود به کشور داده شد. د
ر سال ۲۰۱۱ مسعود رجوی طی حکمی وی را در جریان یمانی فعال میکند و در نامهای به او ابلاغ میکند که در این جریان ورود پیدا کن.
پیگیریهای آقای موسوی، یکی از شواهد ماست بر این مدعا که جریان یمانی یک پایش در سازمان منافقین است.
آقای موسوی به مشهد میآید و با آقای راشد تماس میگیرد و نامهای به ایشان میدهد تا به مقام معظم رهبری برساند.
رهبری وقتی نامه را میخوانند، میگویند:
«آقای راشد؛ این جریان انحرافی است».
در این نامه نوشته بود:
«شما سید خراسانی هستید و سید یمانی هم ظهور کرده است؛ بیایید دست در دست هم دنیا را نجات بدهیم».
آقا به جناب راشد میگویند:
« این آقا احمدحسن نیست؛ بلکه احمقحسن است؛ دیگر با ایشان ارتباطی برقرار نکنید».
اینها در قم روبهروی دفتر آقای مکارم دفتری میزنند و کار را بهصورت تشکیلاتی بر اساس چارت سازمان منافقین شروع میکنند. مسألهای که بهلحاظ امنیتی وجود دارد این است که این افراد در مناطق مختلف مشغول فعالیت هستند؛ بدون اینکه از حضور هم خبری داشته باشند. از بالا به اینها اطلاعات داده میشود و تمام ارتباط آنها از طریق فضای مجازی است.
این فرد سه سال در زندان بود و الان آزاد است و در قم فعالیت خود را ادامه میدهد.
مهمترین کادرسازی او هم بین روحانیون و طلاب است.
دو سال قبل ده نفر از لیدرهای اینها را در مشهد دستگیر کردند که – متأسفانه یا خوشبختانه – هشت نفر آنها روحانی و همه از اساتید حوزه علمیه مشهد و سمنان بودند.
این جریان سایتهای مختلفی دارد شبکه ماهوارهای «المنقذ العالمی» مربوط به آنهاست و پیوسته در حال تبلیغاند.
اینها حتی خدمت آیتالله جوادی آملی و حجتالاسلام میرباقری هم رفتند تا بلکه آنان را هم جذب کنند!
نفوذ در میان روحانیون و مذهبیون
در جامعهی امروز ما نه فقط یک قشر خاص، بلکه اقشار مذهبی و حزباللهی هم در معرض ابتلا به این جریانات انحرافی هستند.
مثلاً پس از دستگیری آقای ابطحی، حتی بعضی مراجع اعتراض کردند که چرا این سید را گرفتید؟!
یا فردی مانند علی یعقوبی – که در جریان یمانی هم این فرد از جهتی قابل اهمیت است – که حتی برخی مسئولین دولتی و جمعیت قابل توجهی از سپاه و حتی طلاب مرید وی و در حال ترویج تفکرات او هستند.
اما مشخصاً دربارهی جریان یمانی یک ویژگی خاص این جریان این است که اگرچه بهلحاظ جامعهی آماری شاید جریانهای دیگر – مثل علی یعقوبی – به لحاظ جذب افراد نسبت به جریان یمانی خطرناکتر باشند؛ اما جریان یمانی تنها جریان منحرف مهدوی است که پایههای اصلی آن روحانیون و طلبهها هستند.
در جریانهای دیگر سراغ نداریم که اینهمه در میان روحانیون طرفدار داشته باشند.
الآن در حوزه علمیه قم حدود ۴۰ نفر جذب شدند که یکی از آنها آقای فتحیه است؛ کسی که هسته مریدان احمد حسن را در دانشگاه صنعتی اصفهان تشکیل داد و یکی از حلقههای مهم یمانی در قم و شهرک مهدیه است.
فرد مهم دیگر این جریان در میان روحانیت آقای جوکار در شهرک پردیسان است.
برخی از بدعتهای جریان یمانی
جریان احمد جریانی کاملاً اخباری است؛ اخباری از جنس محمد امین استرآبادی؛ یعنی عیناً همان مباحث را دارند.
میگویند:
علوم رجال، فقه و اصول بدعتاند و تقلید حرام است.
آنّها از کتابی بهنام شرایعالإسلام محمد حلی تقلید میکنند.
احمد میگوید:
«جدم امام زمان گفت این بهترین کتاب است».
تعلیقههای احمد بر شرایع الاسلام، مبنای فقهی افراد این جریان شده است.
مثلاً وضوی پا را حلقوی میگیرند؛ در شهادتین شهادت رابعه دارند. در رکعت چهارم باید حتماً حمد خوانده شود و بدعتهایی از این دست.
این جریان معتقد است هرکسی بعد از رجب ۱۴۲۳ به احمد ایمان نیاورد (یعنی بداند و ایمان نیاورد) کافر و از ولایت حضرت علی(ع) خارج است.
مهمترین ادلهای که اینها از روایات میآورند – هرچند عموماً این روایتها جعلیاند – با این مضمون است که ما در فضای ظهوریم.
کلام آخر
این جریان فعالیت خودش را با روحانیت آغاز کرده است؛ چون روحانیون مبلغ هستند و مردم حرفشان را میپذیرند.
اما در مورد این جریان و جریانهای دیگر انحرافی متأسفانه هنوز کار چشمگیر، مدون و روشمندی تا به امروز انجام نگرفته است.
هیچ نهادی هم متولی این کار بهصورت جامع نیست؛ مثلاً دادگاه ویژه بخشی دارد بهعنوان تحلیل و آنالیز که مربوط به خودشان است؛ یا مرکز پژوهشهای سیما بعضی کارها را انجام میدهد؛ برخی طلاب یا غیرطلاب هم جسته و گریخته کارهایی انجام میدهند.
ما نیازمند کار منسجم، متمرکز، جامع و روشمند هستیم. مشکل این است که برخی خواص و حتی مراکز خاص ما هم از این مباحث مطلع نیستند؛ زیرا نسبت به جریانهای انحرافی مهدویت، هنوز نگاهی آکادمیک، علمی و روشمند شکل نگرفته است.
منبع:
سایت مباحثات ( برگرفته از سخنرانی حجة الاسلام شهبازیان )
- یعنی اشکال نداره دیگه؟
دلم نمیاد هنوز ...
- چی اشکال داره یا نداره؟!
- همین عقدی که دیروز خوندین؟
- عقــــــد؟! شمــــــــــا !؟
- همون خانوم جوونی ام که شوهرم پیره و نمیتونه کاری بکنه!!
- بجا نمیارم؟
- همونی که ... آقا ( اسم محفوظ ) اومده بود و ازتون در مورد من پرسیده بود و شما گفته بودین « اشکال نداره! »
- ادامه بدین...
- دیروزم اومده بود خونه شما و از اونجا به من زنگ زد و شما گوشی رو گرفتین و عقد موقت ما رو با هم خوندین!!!
- بلــــــــــــــه؟؟؟؟!!!
- هی زنگ میزنه که برم! ولی هنوز دلم راضی نشده، شماره تون رو از مسجد گرفتم مطمئن بشم!!!!
قرمز شده بودم ، صدام به شدت می لرزید!
گفتم :
- خانم! خدا خیلی دوستت داشت! همین ...
+ جریان مربوط به حدود دو سال قبل است.
+ خاک بر سر اونها که رعایت شرایطشونو نمیکنند وبا عدم توانایی بدنی ، زنان جوون رو بند خودشون می کنند که اینجور مورد طمع دیگران قرار گیرند ؛ و خاک بر سر اونها که از ناجوانمردانه ترین راهها هم برای ارضای هوسهاشون نمی گذرند.
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآَخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ (11) حج -
ترجمه :
و از (میان ) مردم ، کسى است که خداوند را تنها با زبان مى پرستد (ایمان او در حاشیه و در مرز کفر است و با حادثه اى کوچک مى لغزد!) پس اگر خیرى به او برسد، به آن اطمینان یابد، و اگر مصیبت و آزمایشى به او رسد، دگرگون شود (و به سوى کفر رود، چنین کسانى ) هم دنیا را از دست داده اند و هم آخرت را !!! و این خسران و زیان آشکارى است !
پیام ها :
1 ایمان بعضى ها موسمى و سطحى است و حوادث تلخ و شیرین آن را تغییر مى دهد. (و من النّاس ...)
2 حساب عقیده و عملى که بر اساس منطق است ، از حساب فراز و نشیب هاى مادّى جداست . (دین را براى نان نخواهیم ) (فَاِن اَصابَه خَیر...)
3 انسان در معرض هجوم حوادث تلخ و شیرین است . (اَصابَه ... اَصابته )
4 فقر و ناملایمات وسائل آزمایشند. (اَصابته فِتنة )
5 ارتداد و بازگشت از راه خداوند، قهر شدید الهى و عذاب دوزخ را به دنبال دارد. (اِنقَلَب على وَجهه خَسِرالدّنیا و الا خره )
- تفسیر نور -
______________________________________________
در آیات گـذشته سخن از دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه کننده ، اما در آیات مورد بحث سخن از گروه سومى است که همان افراد ضعیف الایمان هستند.
...
(ابن عباس ) و جمعى دیـگـر از مفسران پـیشین در شأن نزول این آیه چنین نقل کرده اند که :
گاهى گروهى از بادیه نشینان خدمت پیامبر مى آمدند، اگر حال جسمانى آنها خوب مى شد، اسب آنها بچه خوبى مى آورد، زن آنها پسر مى زائید و اموال و چـهار پـایان آنان فزونى مى گرفت خشنود مى شدند و به اسلام و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) عقیده پیدا مى کردند!
اما اگر بیمار مى شدند، همسرشان دختر مى آورد و اموالشان رو به نقصان مى گذاشت وسوسه هاى شیطانى قلبشان را فرا مى گرفت و به آنها مى گفت تمام این بدبختیها بخاطر این آئینى است که پذیرفته اى و آنها هم روى گردان مى شدند!.
قابل توجه اینکه :
قرآن در مورد « روى آوردن دنیا به این اشخاص » تعبیر به خیر مى کند، و در مورد « پـشت کردن دنیا » تعبیر به فتنه (وسیله آزمایش ) نه شرّ ؛ اشاره به اینکه این حوادث ناگوار ، شر و بدى نیست ؛ بلکه وسیله اى است براى آزمایش .
این گروه هم دنیا را از دست داده اند و هم آخرت را و این روشنترین خسران و زیان است!
در حقیقت این گونه افراد دین را تنها از دریچه منافع مادى خود مى نگریستند و معیار و محک حقانیت آن را روى آوردن دنیا مى پـنداشتند.
این گروه که در عصر و زمان ما نیز تعدادشان کم نیست ، و در هر جامعه اى وجود دارند، ایمانى آلوده به شرک و بت پرستى دارند منتها بت آنها : همسر و فرزند و مال و ثروت و گاو و گوسفند آنها است و بدیهى است که چنین ایمان و اعتقادى سست تر از تار عنکبوت است !
...
آیه بعد به عقیده شرک آلود این گروه مخصوصا بعد از انحراف از توحید و ایمان به خدا ، اشاره کرده مى گوید:
یَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَضُرُّهُ وَمَا لَا یَنْفَعُهُ ذَلِکَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِیدُ (12) حج -
او جز خدا کسى را مى خواند که نه زیانى مى تواند به او برساند و نه سودى!
اگـر به راستى او خواهان منافع مادى و گـریزان از زیان است ، و به همین دلیل معیار حقانیت دین را اقبال و ادبار دنیا مى گیرید، پس چرا به سراغ بتهائى مى رود که نه امیدى به نفعشان است ، نه ترسى از زیانشان ، موجوداتى بى خاصیت و فاقد هر گونه اثر در سرنوشت انسانها؟!
آرى (این گـمراهى بسیار عمیقى است ) (ذلک هو الضلال البعید).
فاصله آن از خط صراط مستقیم آنچنان زیاد است که امید بازگشتشان به سوى حق بسیار کم است .
باز مطلب را از این فراتر برده مى گوید:
یَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِیرُ (13) حج -
(او کسى را مى خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است )!
چـرا که این معبودهاى ساختگى در دنیا فکر آنها را به انحطاط و پستى و خرافات سوق مى دهند! و در آخرت آتش سوزان را براى آنها به ارمغان مى آورند !
- تفسیر نمونه -
توضیح من:
کسانی که دین و دنیایشان را به هم گره می زنند ، خسر الدنیا والاخره اند چرا که:
وقت انجام کار آخرتی از آنجا که نگاهشان متوجه دنیا و بهره های دنیوی آن است و از خلوص و نیت الهی که شرط صحت و قبولی اعمال در پیشگاه خداوند متعال است ، خالی ست، پس بالتبع از پاداش های اخروی خبری نخواهد بود.
و وقت بهره گیری از دنیا هم چون بالاخره نیم نگاهی به آخرت و حساب و کتاب ها و مجازات آن دارند ، سبب می گردد لذت و شیرینی گناه به درستی و آنچنانی که باید و شاید به مذاقشان ننشیند و همراه و همزمان با آن ، تلخی عذاب وجدان را هم به نوعی بر جانشان احساس کنند.
البته معنای این سخن این نیست که طالبین آخرت از دنیا محروم باید باشند ، بلکه یعنی آلوده به دنیا و محبت دنیا نشده و دین را برای دنیا نخواهند.
خدا نکند کسی در این دور و زمانه بخواهد از وضعیت بدحجابی و بی عفتی جامعه انتقادی بکند!
فحش وناسزا و تهمت و افتراء ست که حواله او خواهد شد!
لذا قطعا آنها که محافظه کارند و غصه ی از دست دادن موقعیتشان را دارند ترجیح می دهند در این شرایط چیزی نگویند!!!
و بلکه بعضا همصدای با آن گروه هتاک هم بشوند!!
اما واقعا مسئولیتی در قبال موج بدحجابی و بعضا بی حجابی بر گردن مدّعیان دین و فرهنگ و عموم مردم نیست؟!
تا سخن از حجاب به میان می آید ، بعضی موضع می گیرند که :
« بله دیگه همه چیز مملکتو درست کردین و تنها مشکل جامعه دو تار موی فلان خانمیه که از کنار روسریش بیرون ریخته یا نریخته؟! اگه راست میگین در مورد اختلاس ها و بخور و ببرها و ...! »
کانّه این بندگان خدایی که دغدغه ی حجاب جامعه را دارند ، همانهایی هستند که اختلاس کرده اند!!!
از رهبری گرفته تا ائمه جمعه و جماعات کم در مورد مفاسد اقتصادی سخن رانده اند؟!!
کم درخواست مجازات مفسدان اقتصادی را داشته و دارند؟!!
کم از عدم برخورد قاطع با این افراد ، شاکی و گله مندند؟!
مگر کسی در بحث عفت و حجاب تذکرات آنها را درک کرده و بکار بستند ، که در باب اختلاس ها ومفاسد اقتصادی چنین کنند!!!
روحانیت امروز علی رغم حکومت ظاهریی که دارد اما واقعا مظلوم است!
مبارزه با بد حجابی یا مفاسد اقتصادی؛ کدام؟!
قطعا مبارزان با بدحجابی در صف اول مبارزان با اختلاس و فساد اقتصادی هم هستند هر چند به دلیل جاذبه ی کمتر ، در بسیاری از موارد رسانه ای نشود با این حال یک جستجوی ساده همه چیز را نشان می دهد!
اما یادمان نرود تفاوتی آشکار بین اختلاس و بی حجابی ست که خواسته یا ناخواسته مورد توجه بعضی از معترضین نیست!
گاهی نگاهمان متوجه عاملان اختلاس و بی حجابی ست خوب بی هیچ شبهه ای جرم اختلاس مخصوصا در آن حد بالا همردیف با بی حجابی های معمولی نخواهد بود ، لذا مجازات آن دو هم یکی نیست!
برخی از مفسدان اقتصادی مجازات کمتر از اعدام برای آنها تصور نمی رود! و برخی بی حجاب ها یک اخم و بی اعتنایی نهایت مجازات آنهاست!
اما اگر نگاهمان را معطوف به خودمان کنیم چه؟!
بگذار روشن و بی پرده بگویم :
بنده بر خود و فرزندانم از اختلاس نمی ترسم!
اما از نفوذ بی بند و باری و بی عفتی ؟ چرا !!
نمی گویم فساد اقتصادی بر شرایط زندگی من تأثیری ندارد بلکه سخنم این است که :
تأثیرات مخرب و ماندگار بی حجابی برای من انسان مدعی ایمان و معتقد به معاد مهم تر ست تا تأثیرات منفی اقتصادی و مالی گذرا !
بزرگواران رصد بکنین آمار ارتباطات نامشروع ، طلاق ها ، درگیری ها ، و حتی خودکشی ها و غیره را !
گمان نمی کنم کسی که حقیقت گرا و حقیقت گوست این معضلات را تنها معلول مسائل اقتصادی بداند چرا که درصد رفاه نسل های پیشتر بسیار پائین تر از رفاه و اسایش ما بود و این گونه مشکلات هم گریبانگیرشان نبود!
بله بی تأثیر هم نیست! آنچنان که اختلاط زن و مرد و بی عفتی ها بی تأثیر نیست!
سؤال من در واقع از شماست.
شمایی که تنها مشکل جامعه را اختلاس می دانید و لاغیر !
چرا آنچنانی که در مقابل اختلاس ها که محدود به افراد خاصی ست گریبان چاک می کنید و در مقابل بی حیایی ها که همه جامعه را دارد به گند و کثافت می کشاند، ساکتید؟!
نکند نان و آب شما در همین است؟!
نکند آنجا که به نفع دیگران است بد است و اینجا که منفعت برش خودتان هستید ، خوب !
چه فرقی ست بین شما و آن گروه اختلاس گر؟
شما که چیزهای با ارزش تری را از این مردم به یغما برده و می برید!!!
اصلا چه شده که هرجا صدای اصلاحی بلند می شود آن را تنها به بهانه اختلاس در هم می کوبید؟!
نکند با مسببین اختلاس سر در یک آخور دارید؟!!!
شما که دم از اختلاس می زنید ، آیا برای بی حجابی و بی عفتی و بی غیرتی و در نتیجه بی دینی در تحقق اختلاس نقشی قائل نیستید؟!
بنده به شدت معتقدم اینها که چنین تمام قد به دفاع از بی حجابی در جامعه بر می خیزند و بانگ مبارزه با اختلاس سر می دهند ، اگر نانشان در آن نباشد اما دغدغه نان را هم ندارند و کم ترین چیزی که در موردشان می شود گفت این است که:
از سر شکم سیری به دنبال اشباع غرایز هوس آلود خود هستند!
اللهم اهدنا فی من هدیت
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کشِ مُرده پرست
تا مرد بُوَد زنده ، کُشَندش به جفا
چون مُرد، به عزّت
ببرندش سرِ دست
روزنامه اطلاعات در 5 بهمن سال 1357 شعری از دکتر علی شریعتی تقدیم به «زعیم» به عنوان «روحالله» منتشر کرده است که در ذیل می خوانیم:
فریاد روزگار ماست
روحالله
روزگار قحطی هر جنبش
هر کوشش
فریاد روزگار ماست
آری
در روزگار مرگ اصالتها
بیتو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها
بیتو فرو نشسته دگر
فریاد!
تنها شده است
هر چه که انسانیست
در پایتخت غارت و خون
جز
وحشت و هراس
نمیبینم،
این درد را با که بگویم
که هر ورق،
از هر کتاب،
ترس را فریاد میکنند
حتی پلاس کهنه خیابان
هم،
تجربه کرده است ترس را،
اینک سیاه ببینش
تا بر تو باز شود
که راست میگویم،
در هر کرانه این شهری بیتپش
سگهای دست آموز؛
در چشمهای بیدار
ترس را نشاندهاند
آنها،
هر روز میدرند،
هر روز
میبویند
و پاداش را
از دست گرگ نواله میگیرند
در پایتخت غارت و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را به حراست
نشستهاند
بیتو،
در پایتخت دیو و دماوند
سیاوشها،
نه کاووسها
در بندند
ای کاش، رستم
کاووس را نمیرهاند
تا این گونه، گشاده است
در بند، بخواهد رستم را
در خون کشد سیاوش را
بیتو من از «خمین» گذشتم
افسرده بود و سرد،
نام تو را زمزمه میکرد روز و شب
فریاد روزگار ماست «روح خدا»
بانگ تعهد و رسالت
بانگ خدا و قرآن
اینک تو ای سلامت پویا
این کرامت بیمرز،
بر این زمین تشنه ببار
آری آری
تا زاید این سترون فرسوده،
گلهای سرخ شهادت را
تا در بغض شهر تپد
«فریاد»
آری
تو ای سخاوت بیحصر
ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته
شود بیدار،
تا باز، آن جوانه
کند فریاد
منبع:
خبرگزاری فارس
ش شماره: 13941110000383
چهارمین گامى که علماى اخلاق براى رهروان این راه ذکر کرده اند: محاسبه است.
و منظور این است که :
هر کس در پایان هر سال یا ماه و هفته و یا در پایان هر روز به محاسبه کارهاى خویشتن بپردازد، و عملکرد خود را در زمینه خوبیها و بدیها، اطاعت و عصیان، خدا پرستى و هوا پرستى دقیقا مورد محاسبه قرار دهد.
...
قرآن مجید در آیات متعددى از حساب دقیق روز قیامت خبر داده است!
از جمله، از زبان لقمان حکیم خطاب به فرزندش چنین نقل مى کند:
« یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (16) لقمان -
; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگى یا در (گوشه اى) از آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقیق و آگاه است!»
و نیز مى فرماید: « وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ... 284 بقره -;
اگر آنچه را در دل دارید آشکار کنید یا پنهان نمایید، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مى کند.»
این مساله بقدرى مهم است که یکى از نامهاى روز قیامت، « یوم الحساب » است
...
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
« لا تزول قدما عبد یوم القیامة حتى یسئل عن اربع: عن عمره فى ما افناه و شبابه فى ما ابلاه، و عن ماله من این کسبه و فى ما انفقه وعن حبنا اهل البیت; - بحارالانوار ج7 ص 258 -
در روز قیامت هیچ انسانى قدم از قدم بر نمى دارد تا از چهار چیز سؤال شود:
از عمرش که در چه راهى آن را سپرى نموده!
و از جوانى اش که در چه راهى آن را کهنه کرده! ( توضیح من: با آنکه جوانی هم بخشی از عمر هر کسی ست اما به جهت اهمیت این دوره به صورت مستقل مورد بازخواست قرار می گیرد)
و از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهى مصرف نموده!
و از محبت ما اهل بیت: (که آیا حق آن را ادا کرده یا نه.) »
...
مساله حساب در قیامت بقدرى روشن و آشکار است که انسان را در آنجا حسابرس خودش مى سازند، و به او گفته مى شود:
« اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا (14) اسراء -
; در آن روز به انسان گفته مى شود: نامه اعمالت را بخوان، کافى است که امروز خود حسابگر خود باشى! »
...
درحدیث معروف رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم:
« حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر - بحارالانوار ج 67 ص 73 -
; خویشتن را محاسبه کنید پیش از آن که به حساب شما برسند!! و خویش را وزن کنید قبل از آن که شما را وزن کنند! (و ارزش خود را تعیین کنید پیش از آن که ارزش شما را تعیین نمایند) و آماده شوید براى عرضه بزرگ (روز قیامت)! »
...
راستى چرا ما با امور مادى و معنوى حداقل یکسان برخورد نکنیم؟!
امور مادى ما حساب و کتاب و دفتر روزانه و دفتر انبار و دفتر کل و دفاتر دیگر دارد، ولى براى امور معنوى حتى حاضر به یک حساب به اصطلاح سرانگشتى نیز نباشیم، در حالى که امور معنوى به درجات بالاتر و والاتر است و اصولا قابل مقایسه با امور مادى نیست!
به همین دلیل، در حدیث پر معنایى از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم:
« لایکون العبد مؤمنا حتى یحاسب نفسه اشد من محاسبة الشریک شریکه، و السید عبده - بحارالانوار ج 67 ص 72 -
; انسان هرگز اهل ایمان نخواهد شد مگر این که در حسابرسى خویش سختگیر باشد; حتى سختگیرتر از حساب شریک نسبت به شریکش و مولى نسبت به غلامش!»
...
بهترین طریق محاسبه:
بهترین طریق همان است که در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام نقل شده که بعد از نقل حدیث پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله که فرمود: « اکیس الکیسین من حاسب نفسه; عاقل ترین مردم کسى است که به محاسبه خویش پردازد» مردى از آن حضرت پرسید:
« یا امیرالمؤمنین و کیف یحاسب الرجل نفسه; اى امیرمؤمنان! انسان چگونه نفس خویش را محاسبه کند؟»
امام ضمن بیان مشروحى چنین فرمود:
« هنگامى که صبح را به شام مى رساند، نفس خویش را مخاطب ساخته چنین گوید:
اى نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمى گردد،و خداوند از تو درباره آن سؤال مى کند که در چه راه آن را سپرى کردى؟ چه عملى در آن انجام دادى؟
آیا به یاد خدا بودى، و حمد او را به جا آوردى؟
آیا حق برادر مؤمن را ادا کردى؟
آیا غم و اندوهى از دل او زدودى؟ و در غیاب او زن و فرزندش را حفظ کردى؟
آیا حق بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا کردى؟
آیا با استفاده از آبروى خویش، جلو غیبت برادر مؤمن را گرفتى؟ آیا مسلمانى را یارى نمودى؟
راستى چه کار (مثبتى) امروز انجام دادى؟!
سپس آنچه را که انجام داده به یاد مى آورد، اگر به خاطرش آمد که عمل خیرى از او سر زده، حمد خداوند متعال و تکبیر او را به خاطر توفیقى که به او عنایت کرده به جا مى آورد، و اگر معصیت و تقصیرى به خاطرش آمد، از خداوند متعال آمرزش مى طلبد و تصمیم برترک آن در آینده مى گیرد، و آثار آن را از نفس خویش با تجدید صلوات بر محمد و آل پاکش، و عرضه بیعت با امیرمؤمنان علیه السلام برخویشتن و قبول آن و اعاده لعن بر دشمنان و مانعان از حقوقش، محو مى کن!
هنگامى که این محاسبه (جامع و کامل) را انجام داد، خداوند مى فرماید:
«من به خاطر دوستى تو با دوستانم و دشمنیت با دشمنانم (و محاسبه جامعى که با نفس خویش داشتى) در مورد گناهانت به تو سختگیرى نمى کنم و تو را مشمول عفو خود خواهم ساخت!» - بحارالانوار ج 67 ص 70 -
آرى این است بهترین طرز محاسبه نفس!
برگرفته از:
اخلاق در قرآن
آیت الله مکارم شیرازی
پس از قیام پانزده خرداد ، شاه به اسداللَّه عَلَم - وزیر دربار - گفت:
این خمینى کیست که آشوب به راه انداخته است؟!
عَلَم گفت:
یادتان هست وقتى شما به منزل آیت اللَّه العظمى بروجردى (ره) در قم وارد شدید همه علما بلند شدند، امّا یک سیدى بلند نشد؟!
شاه گفت:
بله
عَلَم گفت:
این همان است!!
*
زمانى که امام خمینى (ره) در ترکیه تبعید بودند، مأموران اطلاعاتى ترکیه براى این که امام را بترسانند، ایشان را به منطقه اى بردند و گفتند:
چهل نفر از علماى ترکیه علیه حکومت سخنى گفتند و اعدام شدند و اینجا به خاک سپرده شدند!!
حضرت امام (ره) فرمود:
عجب!! اى کاش در ایران هم چهل نفر از علما شهید مى شدند تا ما از علماى ترکیه عقب نمانیم!!!
*
به مرحوم آیتاللَه بهاء الدینى (ره) گفتم:
ما هرچه شنیدهایم، از میانسالى امام شنیده ایم، شما که در جوانى با امام دوست بودهاید آیا خاطرهاى از جوانىِ امام به یاد دارید؟!
ایشان گفتند:
خاطرات بسیارى به یاد دارم ؛ از جمله اینکه در زمان رضاشاه در مدرسه فیضیه نشسته بودیم که یکى از مأموران شاه وارد مدرسه شد و شروع به فحاشى و قُلدرى کرد!!
من شاهد بودم حضرت امام که بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلى بر صورت او نواخت که برق از گوشش پرید!!
راوی : استاد قرائتی
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:
مرحوم آقا سید علی یزدی – از شاگردان مرحوم آخوند اردکانی – که بعد از میرزای بزرگ (محمد حسن شیرازی ) خود را اعلم میدانست، می گوید:
در کربلا به درس آخوند میرفتم و کربلا در آن زمان مرکز علم اصول، و نجف اشرف مرکز فقه بود.
ایشان نقل میکرد:
هم شهریهای ما از یزد یا اردکان به کربلا آمدند و گفتند:
آیا میشود به خدمت آخوند برسیم؟
به هر حال وقت گرفتیم و قرار شد وقت خاصی به خدمت آخوند برسیم.
همراه با جماعتی از زوار به خدمت ایشان رسیدیم، و در حالی که ما جلو
حرکت می کردیم و آنها دنبال سر ما، وارد
شدیم.
من
که شاگرد آخوند بودم به عنوان سوال از ایشان ولی برای اظهار فضل و علمیت و فقاهت!!!
مسالهای را که خود را در آن کاملا آماده کرده بودم مطرح نمودم و خوب آن را تقریب و
تقریر کردم و به آخر رساندم، البته به صورت سوال ولی با بیان کاملا علمی و استدلالی
و منتظر جواب بودم.
آخوند- رحمهالله- به من اشاره کرد که نزدیک بیا، نزد ایشان
رفتم، و ایشان آهسته در گوشم گفت:
« نمیدانم!!! »
این
سخن خیلی در من اثر کرد و رنگ و روی من سرخ شد! ساکت محض شدم!
آخوند میخواست به من بفهماند که نباید این کار را کرد!!!
فردای آن روز که برای بازدید زوار به مسافرخانه رفتم، از دریچه پنجره کوچه صدای آنها شنیده میشد، شنیدم به هم دیگر میگفتند:
« دیدید آقا سیدعلی چه قدر صحبت کرد، ولی آخوند همه را با یک کلمه جواب
داد!!! »
منبع:
تسنیم از : در محضر حضرت آیت
ا... العظمی بهجت - ص 18 ( محمد حسین
رخشاد)