ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

خارجیـــــــــ

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۱ ب.ظ

ردّ اتهامی بزرگ و پردامنه، تنها با یک جمله:


جالبی زیارت عاشورا که از زمره احادیث قدسی و صادر شده از طرف خود خدا به شمار می آید، یکی اش همین است که در ابتدای این زیارت تنها مستمسک دشمن برای توجیه شهادت آقا امام حسین(ع) را از آنها گرفته و اینچنین رسوای عالمشان می سازد!!

می گفتند: 

« حسین خارجی ست! او بر علیه حکومت اسلامی خروج کرده و مرگ وی و اسارت اهل بیتش را باید جشن گرفت و پایکوبی کرد!! »

در ابتدای زیارت عاشورا می فرماید:

السلام علیک یابن رسول الله

این همان زبان و فرهنگی ست که خطاب به نوح در مورد فرزند ناخلفش فرموده است: 

یَانُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ... ای نوح! او از خانواده و اهل تو نیست، چرا که انسانی غیر صالح است! - آیه 46 هود-

اما حسین(ع) را پسر رسول(ص) و اهل او خطاب می کند!

آری او پسر رسول است و پسر رسالت! 

و پس نمی تواند بر علیه رسول و رسالتش اقدامی بکند؛ که اگر می کرد هلاک می شد و در زمره «انه لیس من اهلک» در می آمد!


+ مواظب حربه امویان زمان باشیم: انگ زنی و افترا، به جهت ترمیم چهره ظالمانه خود

حرمت محرم

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵ ق.ظ

« عاشورا » در طول زمان از جایگاهی عظیم در بین ادیان برخوردار بوده است؛ حتی عرب جاهلی آن را محترم شمرده و روز روزه و عبادتش می دانستند. 

اسلام مقدس بودن آن را با وجوب روزه این روز در آغاز دعوت، امضا فرمود! (هرچند بعدا این حکم با روزه ماه رمضان نسخ گردید ولی همچنان روز بزرگ و محترمی شمرده می شد)

و با در نظر گرفتن جریان عظیم کربلاست که می توان گذشته ی این روز و آینده ی آن را به هم پیوند زد!


بعلاوه که عاشورا در ماه محرمی واقع شده که خود طبق آیه 36 توبه، حرمتش مورد تأیید خداوند عالم است: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ

- برگرفته از: ملامح الولاء، السیدة ام مهدی -


حضرت امام رضا علیه السّلام می فرمایند: 

همانا ماه محرّم ماهى بود که اهل جاهلیّت قتال در آن ماه را حرام مى دانستند و این امّت جفا کار خون هاى ما را در آن ماه حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر کردند و آتش در خیمه هاى ما افروختند و اموال مارا غارت کردند و حرمت حضرت رسالت صلى اللّه علیه و آله و سلّم را در حقّ ما رعایت نکردند، همانا مصیبت روز شهادت حسین علیه السّلام دیده هاى ما را مجروح گردانیده است و اشک ما را جارى کرده و عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین کربلا مُوَرِث کرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت ...  - منتهی الآمال شیخ عباس قمی -


+ ما چقدر حرمت این ماه و روز را رعایت می کنیم؟!

کربلا... جنگ خانواده ها

يكشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ب.ظ

 

توجه به این فرازها در زیارت عاشورا:

1 - اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ(السَّلامُ عَلَیکَ یا خِیَرَةِ اللهِ وابْنَ خَیرَتِهِ) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ... فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ... اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد... اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَعَلى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ...

2 - وَلَعَنَ اللهُ آلَ زِیاد وَآلَ مَرْوانَ، وَلَعَنَ اللهُ بَنی اُمَیَّةَ قاطِبَةً، وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجانَةَ، وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْد... اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الاَْکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ ... اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَمُعاوِیَةَ وَیَزیدَ ابْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ، وَهذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیاد وَآلُ مَرْوانَ... اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ اَبی سُفْیانَ وَآلَ زِیاد وَآلَ مَرْوانَ...


زیارت عاشورا تقابلی ست بین دو جبهه ی حق و باطل...

و در عین حال تقابل خانواده هاست با یکدیگر!!!


و این یعنی اهمیت خانواده و تربیت خانودگی در پذیرش و پیمودن راه حق یا باطل!


یک طرف میدان حسین و اولاد حسین و اهل بیت: ابن رسول خدا - محمد، ابن امیرالمؤمنین - علی، ابن سیده نساء - فاطمه اند. و این را نشانگر حقانیت آنها گرفته است!

و یک طرف میدان یزید و عبیدالله و عمر : ابن ابوسفیان، ابن معاویه، ابن مرجانه ، ابن سعدند. و این را گواه باطل بودنشان می داند!


و جالب است بدانیم زیارت عاشورا حدیثی ست قدسی و صادر شده از جانب خود حضرت حق.


در پناه حق، سربلند باشید و روسفید.

خدمت عظیم کربلا به دین خدا

جمعه, ۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ

معروف است که: الاسلام محمدی الوجود، حسینی البقاء

یک روز با خلق حادثه عظیم عاشورا : ان کان دین محمد لایستقیم الا بقتلی فیاسیوف! خذینی

و امروز با یادبودش...


کیست نداند که هیچ امری بدون پشتوانه ی تبلیغی مناسب به سرانجامی نخواهد رسید، دین و مکتب هم مستثنای از این قاعده نیست.

و این حادثه ی کربلاست که:

اولاً - فرصت مناسب تبلیغ دینی را فراهم آورد (محرم و صفر: خصوصا روزهای تاسوعا، عاشورا، اربعین)

ثانیاً - محتوای تبلیغی مناسب در اختیار مبلغین قرار داد (موضوعاتی چون: امر به معروف و نهی از منکر، شجاعت، غیرت ناموسی و دینی، عزت طلبی و آزادگی، نماز، زکات، صبر و استقامت، ایثار، اخلاص، جهاد وشهادت،  امامت ورهبری، خیرخواهی، تولی و تبری، سخاوت، زیارت پرمحتوای عاشورا، زیارت اربعین، دعای عرفه حضرت، و ...)

ثالثاً - هزینه های سنگین این مجالس سراسری را هم (تحت عناوین موقوفات و نذورات و خیرات) تأمین نمود.


السلام علیک یا اباعبدالله!

سلام بر پدر بندگی و عبودیت

سلام بر حسین شهید...

له و علیه

پنجشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۵ ب.ظ

رهبری:

طرف قبل از انقلاب علیه شاه شعر می گفت، بعد از انقلاب علیه جمهوری اسلامی!

گفتم: چطور؟!

گفت: من علیه حکومت شعر می گم، می خواد هر که باشه!!!


راوی: حاج آقا میری (ریاست سازمان تبلیغات نیشابور)

گل سگ

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ

سگه چند تا توله دنیا آورده بود...

صبحها که برا نماز می رفتم اول اونها رو داخل جوب (جوی) سرِ راه تماشا می کردم و بعد می رفتم.

دیروز خبری ازشون نبود...

امروز حساس شدم، قبل از اینکه به جوبه برسم چشام رو تیز کردم، بالای جوب دیدمشون.

فقط مونده بودم که چرا اینجوری اند؟! گوش اینا کجاس؟ دمشون کجاس؟!

نزدیک تر که شدم دیدم اونی که دیده م اصلا سگ نیست، و یه بوته گله!!

یه بوته گل که اینهمه مدت از اونجا که برام مهم نبوده متوجه وجودش هم نشده بودم!!!

خود این تلنگری بود برام!

اما تلنگر بزرگتر این بود که نکنه در سایر امور هم چیزی رو از پیش برا خودمون مسجّل و قطعی تلقی کرده باشیم و اونها رو به زور بر ذهنیّات خودمون بخوایم تطبیق بدیم؟!!

و خوب چون حقیقتش هم هیچ وقت برامون رو نمیشه، علی الدوام در اشتباه خودمون باقی بمونیم و نفهمیم که نفهمیدیم!!

غم عشق

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۷ ب.ظ

دلآبــــی ) اگر غم می پسندد

غمی با عشـــــــق توأم می پسندد!

غـــم دنیـــــا، غــــم روزی، غــــم روز

برای خلـــــق عالــــــم می پسندد!

آغاز سال تحصیلی، تسلیت یا تبریک؟!

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ (3) الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ (5) سوره علق -


آیات پنجگانه فوق را تقریبا همه مسلمین از شیعه و سنی به عنوان اولین آیات نازله توسط جبرائیل بر حضرت رسول الله (ص) می شناسند!

آیاتی که بیانگر جهان بینی کلی دین، و در نتیجه می تواند ملاکی برای حق و باطل بودنش قرار گیرد!!


می بینیم که اولین حرف نازله «اقرء - بخوان» است!

اقرءی که در همین 5 آیه و در فاصله ای اندک از هم دو بار تکرار می شود!

و بعد 4 مرتبه سخن از علم و قلم به میان می آورد (سه واژه از ماده علم + یک واژه قلم )


مسلّماً این از اهمیت داشتن علم و دانش و سواد در دین اسلام، و بالطبع بنای این دین جاودانه بر پایه عقلانیت و منطق خبر می دهد!! آنچنان که در آیات دیگری هم که پس از آن نازل شده است به بشریت به خاطر عدم تفکر و تعقلش به شدت می توپد : إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ (22) انفال - و أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (24) محمد - و فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (176) اعراف

و همه اینها در حالی ست که پیام آور این کتاب به اذعان تاریخ، خود فردی امّیّ و مکتب نرفته است! در محیطی سراسر جهل و نادانی!


در کنار نعمت علم و قلم در آغازین آیات نازله بر پیامبر، البته از یک نعمت دیگر هم نام برده می شود:

نعمت خلقت او از علقه «الذی خلق، خلق الانسان من علق»


یک نعمت مربوط به تکامل جسمی او

و یک نعمت مربوط به تکامل روحی او 


تکامل نخست را خداوند عالمیان خود به نحو کامل عهده دار شده و او را از خون بسته شده به صورت انسانی نیکو و زیبا در آورده و لایق تبارک الله گردانده : وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ (12) ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ (13) ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (14) مؤمنون

و تکامل دوم را با فراهم کردن اسباب و قرار دادن استعداد و توان، به عهده انسانی گذارده و آن را سبب امتیاز او از دیگر مخلوقات و منشأ فضل وبرتری وی قرار داده است: قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ (9) زمر -

پس اگر جویای این نوع تکاملی راهش از وادی علم و دانش است که می گذرد.

+ در سوره قلم هم خداوند متعال ابتدا با حرفی از حروف الفبا «ن» سوره را شروع و پس از آن می فرماید: وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ، ن سوگند به قلم و آنچه می نویسند!

و ناگفته پیداست قسم خدا نه مثل قسم یک فرد دروغگوست که برای پذیرش حرفش از سوی دیگران متمسک بدان گردد که: وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلًا (122) نساء - بلکه برای بیان اهمیت متعلق قسم است! 

آری قسم به قلم و به نوشته! که هنوز هم که هنوز است قدرش را به درستی نمی دانیم و مقامش را چنان که باید ارج نمی نهیم! 

و چه زشت است که در یک مملکت اسلامی آغاز سال تحصیلی را به جدی یا شوخی روز ماتم و عزا به حساب بیاوریم که متأسفانه گفتار و رفتار دنیای حقیقی و مجازیمون جز این نیست!


+ آغاز سال تحصیلی بر طالبین علم و دانش مبارک

شیخ مدرسه

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۴ ق.ظ

پارسال سعیم بر این بود که هفته ای یه روز رو بتونم ازشون سر بزنم

امسال روز اول مدارس زنگ زده که باید تمام هفته رو دبیرستان ما بیایین!

تربیت این پسرا برا فردای زندگیشون خیلی مهمه!

گفتم جناب مدیر! : از قابیل حضرت آدم و کنعان حضرت نوح و عصبه ی یعقوب و جعفر کذاب و ... میشه میزان تأثیرگذاری پدران رو به خوبی حدس زد!!! خخخخخخ


به شدت معتقدم خانم ها نقش محوری دارند در تربیت جوامع! 

اونها قلب جامعه هستند! 

و پس نگاه ها رو تا میتونیم باید معطوف به این سمت بکنیم!

همین دخترخانم هایی که چشم نزده همسران و مادران جامعه شده و فرزندان این مرز و بوم در دامن آنها قرار خواهند گرفت.

ایمان دارم به توان خانم ها اونقدر که به فرزندان بماند، به شوهر خود و بلکه سایرین هم میتونن خط بدن!

و حرف قشنگی ست از کدام بزرگ نمی دونم که بر ذهنم نقش بسته:

«اگر زنان یک جامعه اصلاح شدند، تو را مژده می دهم به داشتن جامعه ای صالح»

و نقطه مقابلش هم قطعا قضیه ای صادق خواهد بود.

پس ما را باد و شما را باد به توجه بیشتر به این قشر تأثیرگذار

+ امسال هم مدرسه نرجس ان شاءالله

تو فقط جــــــــوش نزن!!

شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ب.ظ

 نــــــــازت را می خرم...

 اگر چه از خودِ تو سنگیــــــــن تر بوده باشد!!

 تو فقط جــــــــــوش نزن!

 من غــــــــــرورم را برای غیر تو کنار گذاشته ام!

خودمونیم قیافه ش واقعا ضایع بود
لاغر و درب و داغون
از یکی از روستاهای اطراف اومده بود

جن واقعیت داره؟!
_ قرآن میگه آره

جن میتونه وارد بدن افراد بشه؟!
_ اونجور که میگن آره میتونه وارد شه و به اصطلاح طرف رو «جن زده» میگن

جن میتونه ارتباط جنسی با آدما برقرار کنه؟!
_ یه داستانهایی در این مورد شنیدم، اما تا چه اندازه واقعیت داره نمیدونم!

گفت: راستش یه مشکلی پیش اومده
_ چی؟!
هر از گاهی داداشم میاد خونه ما
یه دفعه یه حرکاتی می کنه و میزنه به اطاق...
زنم لباساشو درمیاره و میره پیشش!!
میگه: به کسی نگی ممکنه بهمون ضرر بزنن!! جنّ وارد بدن برادرت میشه و منو مجبور میکنه برم باهاش ارتباط برقرار کنم!!!

منو میگی؟! انگار یه سطل آب یخ روم ریخته باشند!!
خواستم بگم جن وارد بدن برادرت شده باشه یا نه؟! نمیدونم، اما مسلما زنت جنده است!!!

ای خدااااااا

نسل آینده چه ریختی اند؟!

جمعه, ۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ب.ظ

گله می کردم از بی بند و باری های روز افزون کوچه بازار که گفت : 

مژده تون بدم که مطمئنا نسل فردای ایران نسلی مذهبی و مقید خواهند بود!!!

گفتم چرا؟!

گفت: یه روزی تبلیغ کردند رو فرزند کمتر، و مردم هر کسی به هر انگیزه ای این شعار رو پذیرفته و از فرزندآوری کنار کشیدند.

گفتم: خوب...

گفت: حالا رهبری و مراجع میگن: فرزند بیشتر!

گفتم: خوب...

گفت: خوب خوب نداره، لاابالی ها که گوششون به این حرفها بدهکار نیست و اون خانواده های مذهبی هستند که به انگیزه های دینی این دعوت رو اجابت کرده و لبیک خواهند گفت! پس قاطبه ی نسل فردا بچه های همین حزب اللهی ها و مذهبی ها خواهند بود!

گفتم: البته اگه مذهبی ها و حزب اللهی ها از عوارض این بی بند و باریها مصون بمونند!!

عبادت و خدمت

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ ب.ظ

گروهى نزد پیامبر آمدند و گفتند:

فلانى فرد بسیار خوبى است ، زیرا روزها روزه دارد و شبها به نماز ایستد و ذکر بسیار گوید.

حضرت پرسیدند: کدامیک از شما عهده دار تأمین نیازمندیهاى او هستید؟!
گفتند: ما همگى براى او آب و غذا مى بریم .

حضرت فرمود: پس همه شما از او بهترید!!

ساعات من

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۱۱ ق.ظ

دیدار که میسر شود، ساعت ها را می دوانند!

در حالی که پیش از آن به عقبش می کشاندند!

ساعات من تماما روی 24 است، اول فروردین یا سی شهریور

و ما علی الرسول الا البلاغ

سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ب.ظ

یَاأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ (67) مائده

اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم ابلاغ کن! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده اى!! و خداوند تو را از شرّ مردم نگاه می دارد! و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند.


تفسیر ابن کثیر - در مقدمه سوره مبارکه مائده

[وَهِیَ مَدَنِیَّةٌ]

قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ: حَدَّثَنَا أَبُو النَّضر، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ شَیْبان، عَنْ لَیْث، عَنْ شَهر بْنِ حَوْشَب، عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ یَزِیدَ قَالَتْ: إِنِّی لَآخِذَةٌ بزِمَام العَضْباء ناقةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، إِذْ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الْمَائِدَةُ کُلُّهَا، وَکَادَتْ مِنْ ثِقْلِهَا تَدُقّ عَضُد الناقةَ.

وَرَوَى ابْنُ مَرْدُویه مِنْ حَدِیثِ صَالِحِ بنِ سُهَیْل، عَنْ عَاصِمٍ الْأَحْوَلِ قَالَ: حَدَّثَتْنِی أُمُّ عَمْرٍو، عَنْ عَمِّهَا؛ أَنَّهُ کَانَ فِی مَسِیر مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فنزلت عَلَیْهِ سُورَةُ الْمَائِدَةِ، فاندَقَّ عُنُق الرَّاحِلَةِ مِنْ ثِقْلِهَا.

وَقَالَ أَحْمَدُ أَیْضًا: حَدَّثَنَا حَسَنٌ، حَدَّثَنَا ابْنُ لَهِیعَة، حَدَّثَنِی حُیَیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ الحُبُلی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: أُنْزِلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سُورَةُ الْمَائِدَةِ وَهُوَ رَاکِبٌ عَلَى رَاحِلَتِهِ، فَلَمْ تَسْتَطِعْ أَنْ تَحْمِلَهُ، فَنَزَلَ عَنْهَا.

تَفَرَّدَ بِهِ أَحْمَدُ وَقَدْ رَوَى التِّرْمِذِیُّ عَنْ قُتَیْبَة، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَهْب، عَنْ حُیَیٍّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: آخِرُ سُورَةٍ أُنْزِلَتْ: سُورَةُ الْمَائِدَةِ وَالْفَتْحِ، ثُمَّ قَالَ التِّرْمِذِیُّ: هَذَا حَدِیثٌ غَرِیبٌ حَسَنٌ. وَقَدْ رُوِیَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: آخِرُ سُورَةٍ أُنْزِلَتْ: " إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ " [سُورَةُ النَّصْرِ] .

وَقَدْ رَوَى الْحَاکِمُ فِی مُسْتَدْرَکِهِ، مِنْ طَرِیقِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَهْبٍ بِإِسْنَادِهِ نَحْوَ رِوَایَةِ التِّرْمِذِیِّ، ثُمَّ قَالَ: صَحِیحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّیْخَیْنِ وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ.

وَقَالَ الْحَاکِمُ أَیْضًا: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ، حَدَّثَنَا بَحْرُ بْنُ نَصْرٍ قَالَ: قُرئ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَهْب، أَخْبَرَنِی مُعَاوِیَةُ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ أَبِی الزَّاهِرِیَّةِ، عَنْ جُبَیْرِ بْنِ نُفَیْر قَالَ: حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ، فَقَالَتْ لِی: یَا جُبَیْرُ، تَقْرَأُ الْمَائِدَةَ؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ. فَقَالَتْ: أَمَا إِنَّهَا آخِرُ سُورَةٍ نَزَلَتْ فَمَا وَجَدْتُمْ فِیهَا مِنْ حَلَالٍ فَاسْتَحِلُّوهُ، وَمَا وَجَدْتُمْ فِیهَا من حرام فحرموه. ثم قال:صَحِیحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّیْخَیْنِ وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ.


تفسیر المنار - در مقدمه سوره مبارکه مائده -

هِیَ مَدَنِیَّةٌ بِنَاءً عَلَى الْمَشْهُورِ مِنْ أَنَّ الْمَدَنِیَّ مَا نَزَلَ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَلَوْ فِی مَکَّةَ، وَإِلَّا فَقَدْ رُوِیَ فِی الصَّحِیحِ عَنْ عُمَرَ أَنَّ قَوْلَهُ تَعَالَى: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ (5: 3) إِلَخْ. نَزَلَ عَشِیَّةَ عَرَفَةَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ عَامَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، وَمَا رَوَاهُ ابْنُ مَرْدَوَیْهِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ، أَنَّهَا نَزَلَتْ یَوْمَ غَدِیرِ خَمٍّ، وَعَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّهَا نَزَلَتْ فِی ثَامِنِ عَشَرِ ذِی الْحِجَّةِ مَرْجِعَ النَّبِیِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ - مِنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، کِلَاهُمَا لَا یَصِحُّ، وَرَوَى الْبَیْهَقِیُّ فِی شُعَبِ الْإِیمَانِ أَنَّ أَوَّلَ الْمَائِدَةِ نَزَلَ بِمِنًى، أَیْ عَامَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، وَرَوَى عَنْ عُبَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَعْبٍ، أَنَّهَا نَزَلَتْ کُلُّهَا فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ بَیْنَ مَکَّةَ وَالْمَدِینَةِ.

طبق این روایاتی که به عنوان نمونه از دو کتاب تفسیری اهل سنت ذکر کردیم: سوره مائده اگر آخرین سوره ای نباشد که بر پیامبر نازل شده، از دوتای آخری هست!

طبق روایاتی در بین مسیر بر پیامبر نازل شده در حالی که حضرت سوار بر شتر بودند!

طبق تصریح بعض روایات تمام این سوره (من جمله آیه مورد بحث) در فاصله بین مکه و مدینه و در حجة الوداع نازل شده، یعنی: دو سه ماه قبل از رحلت نبی مکرم اسلام (ص) و در بین خیل عظیم مسلمانان.


با توجه به این حقایق سؤال می کنیم:

1 - آن چه مسأله مهمی ست که خداوند عالمیان در پایان یک عمر تلاش و زحمت پیامبر در راستای رساندن پیام الهی، با زبانی تهدید گونه می فرماید: اگر آن را ابلاغ نکردی، رسالتت را به اتمام نرسانده ای؟!
آیا غیر از این است که مسأله ای باید باشد همسنگ خود رسالت؟!

2 - با توجه به زمان نزول و لحن آیه شریفه و دلالت روایات، مخاطبین آن کسی جز مسلمین نیستند! 
اینک سؤال اساسی این است: چه پیام مهم و حساسی وجود دارد که بیان آن می تواند حضرتش را در معرض سیل اعتراضات و اتهامات آن هم از طرف مدعیان اسلام!! قرار دهد و خداوند می فرماید: ما توی پیغمبر را از شر این مردم حفظ خواهیم کرد؟!


آیا حرف از توحید است؟! که مدتها پیش مردم پذیرفته اند! 
بحث از نماز و روزه و حج و خمس و زکات و ... هست؟! تمام اینها را مدتها ست که مردم دارند بهش عمل می کنند!
بحث مبارزه با اهل کتاب است چنان که قبل و بعد این آیه در مورد آن است؟! با اینکه می دانیم مسأله اهل کتاب بعد از ماجراى بنى النضیر و بنى قریظه و بنى قینقاع و خیبر و فدک و نجران، مشکلى براى مسلمانان محسوب نمی شد.
بحث از منافقین است؟! در حالى که می دانیم پس از فتح مکه و سیطره و نفوذ اسلام در سراسر جزیره عربستان منافقان از صحنه اجتماع طرد شدند، و نیروهاى آنها در هم شکسته شد، و هر چه داشتند در باطن بود.

3 - با توجه به قرائن موجود (اهمیت فوق العاده و حیاتی این دستور، و همزمانی آن با واپسین روزهای حیات پر برکت پیغمبر، و نزول در جمع عظیم مسلمین) آیا چیزی جز جانشینی ایشان، می تواند مد نظر بوده باشد؟! 
امری که موضع گیری در مقابل آن، با توجه به خوی قبیله گرایی اعراب و حس سهم خواهی پیشگامان مسلمان، امری کاملا مورد انتظار خواهد بود!

چنان که مشهور است پیش از این در اقدامی پیش دستانه عهد و پیمانی بین خودشان گذارده بودند بر منع تداوم خلافت در بنی هاشم! و خدا و پیامبرش در وقت نزول این آیه از آن مطلع بودند!
- جهت مزید اطلاعات عنوان صحیفه ملعونه اول و صحیفه ملعونه دوم رو سرچ و مطالعه فرمائید -

سؤال : 
آخر آیه از کسانی که مفاد ابلاغ رسول الله (ص) را نپذیرند، تعبیر به کافر شده: إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ آیا شما واقعا در مورد اهل سنت که از ولایت امیرالمؤمنین سر باز زده اند، قائل به تکفیر هستید؟!
جواب : 
از بررسی معانی کفر در قرآن مجید، یافتن جواب این سؤال کار چندان شاقی محسوب نمی گردد! چنانکه در آیه شریفه ذیل، خود خداوند متعال از عمل کسانی که از حج - که یکی از فروع دین است - سرباز می زنند تعبیر به کفر فرموده است:
وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ (97) آل عمران -

برگرفته از: 
تفسیر نمونه، ذیل آیه شریفه
با تصرف و اضافات

عیدالله الاکبر

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۴۹ ب.ظ

الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ... - آیه 3 مائده -

- امروز کافران از (زوال ) آئین شما مایوس شدند، بنابراین از آنها نترسید و از (مخالفت ) من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان ) شما پذیرفتم -


در بعضی از روایات هست که یهودیان و مسیحیانی که این آیه را از مسلمانان می شنیدند، می گفتند اگر در دین ما چنین روزی بود (روز تکمیل دین، و پذیرفته شدن آن به عنوان آئینی آسمانی)  قطعا آن را روز عید - وبلکه بزرگترین عید دینمان - اعلام می کردیم!!


حالا نگاه در تقویم مسلمانان که می کنیم میبینیم اهل سنت روزی در خور را که متناسب با این تعابیر بلند بوده باشد، نمی توانند معرفی نمایند!!

آیا 1 - منظور روزى است که احکام بالا حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌدرباره گوشتهاى حلال و حرام نازل شده؟! 

قطعا چنین نیست، زیرا نزول این احکام واجد این همه اهمیت نیست نه باعث تکمیل دین است زیرا آخرین احکامى نبوده که بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شده ، بدلیل اینکه در دنباله این سوره به احکام دیگرى نیز برخورد میکنیم.

و تازه نزول این احکام سبب یآس کفار نمیشود، چیزى که سبب یآس کفار مى شود، فراهم ساختن پشتوانه محکمى براى آینده اسلام است ، و به عبارت دیگر نزول این احکام و مانند آن تاثیر چندانى در روحیه کافران ندارد و اینکه گوشتهائى حلال یا حرام باشد آنها حساسیتى روى آن ندارند.

آیا 2 - منظور از آن روز عرفه در آخرین حج پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است؟!! (همانطور که جمعى از مفسران احتمال داده اند)

پاسخ این سؤ ال نیز منفى است، زیرا نشانه هاى فوق بر آن روز نیز تطبیق نمى کند، چون حادثه خاصى که باعث یآس کفار بشود در آن روز واقع نشد، اگر منظور انبوه اجتماع مسلمانان است که قبل از روز عرفه نیز در خدمت پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مکه بودند. 

و اگر 3 - منظور نزول احکام فوق در روز عرفه است که آن نیز همانطور که گفتیم چیز وحشتناکى براى کفار نبود.

و آیا 4 - مراد روز فتح مکه است (چنانکه بعضى احتمال داده اند) با اینکه تاریخ نزول این سوره مدتها بعد از فتح مکه بوده است ؟!

و یا 5 - منظور روز نزول آیات سوره برائت است که آن هم مدتها قبل از نزول این سوره بوده است ؟!

و از همه عجیبتر احتمالى است که بعضى داده اند که 6 -  این روز، روز ظهور اسلام و یا بعثت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) باشد؟! با اینکه آنها هیچگونه ارتباطى با روز نزول این آیه ندارند و سالهاى متمادى در میان آنها فاصله بوده است .

بنابراین هیچیک از احتمالات ششگانه فوق با محتویات آیه سازگار نیست . 

و اساسا چنین روز مهم و مورد اهتمامی نمیتواند مردد بین اینهمه روز بوده باشد!!

و آن شیعه هست که با غدیرش تفسیری مناسب برای این روز ارائه می کند!!

 روزى که پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) امیر مؤمنان على (علیه السلام ) را رسما براى جانشینى خود تعیین کرد، آن روز بود که کفار در میان امواج یأس فرو رفتند! زیرا انتظار داشتند که آئین اسلام قائم به شخص باشد، و با از میان رفتن پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدریجا برچیده شود، اما هنگامى که مشاهده کردند مردى که از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در میان مسلمانان بى نظیر بود بعنوان جانشینى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) انتخاب شد و از مردم براى او بیعت گرفت یاس و نومیدى نسبت به آینده اسلام آنها را فرا گرفت و فهمیدند که آئینى است ریشه دار و پایدار.

در این روز بود که آئین اسلام به تکامل نهائى خود رسید، زیرا بدون تعیین جانشین براى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و بدون روشن شدن وضع آینده مسلمانان ، این آئین به تکامل نهائى نمى رسید.

آن روز بود که نعمت خدا با تعیین رهبر لایقى همچون على (علیه السلام ) براى آینده مردم تکامل یافت .

و نیز آن روز بود که اسلام با تکمیل برنامه هایش بعنوان آئین نهائى از طرف خداوند پذیرفته شد (بنابراین جهات چهارگانه در آن جمع بوده ).

همان غدیری که در روایات اهل بیت عصمت وطهارت (ع) از آن به « عید الله الاکبر بزررگترین عید الهی » تعبیر شده است. - بحارالانوار ج 37 ص 156 - 

و اتفاقا در کتب فریقین شواهدی بسیاری بر این تفسیر در دست است!

از اهل سنت که به این روایات اشاره کرده اند می شود این افراد را نام برد: دانشمند معروف سنى ابن جریر طبرى، حافظ ابو نعیم اصفهانى، خطیب بغدادى و...


سؤال : ظاهر آیه در مورد احکام خوردنیهاست که؟!

ممکن است قرار دادن آیه مربوط به (غدیر) در لابلاى احکام مربوط به غذاهاى حلال و حرام براى محافظت از تحریف و حذف و تغییر بوده باشد، زیرا بسیار می شود که براى محفوظ ماندن یک شى ء نفیس آن را با مطالب ساده اى مى آمیزند تا کمتر جلب توجه کند (دقت کنید).

حوادثى که در آخرین ساعات عمر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) واقع شد، و مخالفت صریحى که از طرف بعضى افراد براى نوشتن وصیتنامه از طرف پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به عمل آمد تا آنجا که حتى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را (العیاذ بالله ) متهم به هذیان و بیمارى ! و گفتن سخنان ناموزون کردند و شرح آن در کتب معروف اسلامى اعم از کتب اهل تسنن و شیعه نقل شده (صحیح بخاری ش ح 4431شاهد گویائى است بر اینکه بعضى از افراد حساسیت خاصى در مسأله خلافت و جانشینى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) داشتند و براى انکار آن حد و مرزى قائل نبودند!!!


برگرفته از:

تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه

با اضافات

شعر بلند « از خون بستن تا خون جستن » - بخش سوم -

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۳۵ ب.ظ

...

همه اینجا شادند

همه اینجا راضی

همه تابیده به هم

تا ببینند عزیزی را، پر درآرند به سویش -

مثل وقتی بره مادرش را می بیند!


حال پائین ده را بالا ده می داند

مالشان مال همه ست

و «نداریم» ندارند اینجا


و اگر ساختمانی بنشیند، برنخیزد شکری بر به پا بودن آن!

همه ده را از خود می دانند.


ور بمیرد پدری، نیست معلوم که فرزندش کیست؟! -

همه می گریند...

همه هم را خوش آمد می گویند!


زخمی ار دل بزند، دل با عاطفه ای تسکین هست!


ده ما شیرزنانی دارد هرچه هم خسته شوند «نه» نگویند به شوی!


و «صداقت» جوی آبی ست که از کوچه ی ده می گذرد!

گوششان باد نمی گیرد اگر حرف مضرّی شنوند!

و لبی پشت سری حرف ندارد بزند.

دختری نیست که ماتیک زند، و ببندد سینه، و بگیرد ابرو !

و به شهر هرچه تعریف تعارف باشد

و رفاقت اگری ست

مردمان دقّ دل همدیگر


کوچه ها حال مرا می گیرند

کوچه هایِ به زن و مرد شما آبستن

کوچه هایی که گنه می زایند!

کوچه هایی که به طراحیِ از پیش به تو می خندند!

کوچه هایی که به اندازه ی یک آش تو را می خواهند!


 کوچه ی مملو شهر، شاهراهی به فساد!


کاشکی باکرگی کذب نبود!


و جرائد را صفحه ی حادثه ها می چرخاند!


قلب ها کاسه ی زهرند که بر دست تعارف بکنند

دست ها شمشیرند بر گردن هم

چشم ها شکّاکند

گام ها مشکوکند


و لگدکوب کنند آنچنان سایه ی شان - مردم را


و مگر دین مقدس را در طاقچه ها نگذاریم

و مگر نام خدا را بر سفره ی رنگین گناهان ببریم!


صاف و صادق باشیم

تا به مهمانی روزانه ی نور، راه پیدا بکنیم!

نگرانی بشریّت را خواهد کشت!

مؤمنین لذت دنیا را بردند!


و به دنبال گناهان نرویم

باز کاری نکنیم که گناهان پی ما راه افتند


چشمی از چشم خودِ تو بر تو پرمحبت تر نیست!

هرکسی خود را بالا بکشد

هر کسی خود را هم بالا بکشد، دنیا آباد است!

لذت زندگی

جمعه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۲۳ ب.ظ

یه دلیلی که از زندگیمون نمی تونیم لذت لازمه رو ببریم اینه که داشته هامون برامون رنگ عادت می گیرند!

اینکه میگن: «روزه بگیرین» یه جهتش همینه که انسان رو از این حالت خارج کرده اهمیت آب و نون رو به او گوشزد کنه و متعاقب اون، لذت تناولشون رو به مذاق فرد بچشونه!

اینکه میگن: «انفاق کنین» و مخصوصا توصیه میشه که «مستقیم به دست فقیر برسونین» یه جهتش اینه که با لمس زندگی فقیر از نزدیک، حس رضایتمندی رو در وجود اهالی انفاق زنده بکنه!

چقدر عالی و مؤثره اول هر روز همه ی داشته هامون رو نداشته انگاریم که در طول روز یکی یکی و به تناوب بهشون دسترسی پیدا می کنیم! و اون وقته که هر ساعت دلیلی برا شاد بودن خواهیم داشت!

و چه زیبا امام هادی(ع) - مثل روانشناسی زبده که به دنبال نشاط بخشیدن به زندگی روز مره مردمانه - ایشان رو به این نکته ظریف و مهم توجه داده است :

 السهر ألذ للمنام، والجوع یزید فی طیب الطعام - بحارالانوار ج 75 ص 369

شب زنده داری باعث لذتمندی بیشتر از خواب است، و گرسنگی به گوارایی طعام می افزاید.


+ عید ولادت حضرت بر پیروانش مبارک...

از هر باغ، گلی

پنجشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۳۰ ق.ظ

میگن: « از هر باغ، گلی »

تو امر ازدواج به شدت قبولش دارم.

موارد متعددی رو میشناسم که بده بستانی ( و به اصطلاح محل« عوض به در» یا « عوض بدل » ) ازدواج کرده ند و به دلیل نداشتن فرهنگ تفکیک بین این دو زندگی و اینکه لاتزر وازرة وزر اخری: هیچ کسی بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید، مشکلی که تو یکی از این ها رخ داده به دومی هم کشیده شده و متأسفانه کار بیخ پیدا کرده است!

مدتیه تو جریان یکی از این مشکلاتم... 

نوشته: داداشم سرِ خواهرش هوو اورده، شوهرم و خانواده ش میگن اگه بده چرا این کارو کرده؟! اگه خوبه سرِ تو هم میخوایم بیاریم!!!

طفلک به شدت تحت فشاره!

امروز نوشته: عروسی داداشم همین چند روز دیگه ست، برم یا نرم؟! گفتم: نرفتنش بی دردسرتره.

پیامک کرده: میگما عروسیه 31 شهریوره! تو تقویم نوشته « آغاز جنگ تحمیلی و هفته دفاع مقدس! » خخخخ فکر کن!!

نوشتم: شهید نشی این وسط؟!!

م شکلات

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۵۸ ب.ظ

گاهی با خودم میگفتم: 

خوش به حال این به اصطلاح دیوونه ها!

فارغ از همه چی، راحت و بی دغدغه دارن زندگی می کنن!!

دیشب دو تا از اینا تو کوچه به هم برخوردند، مردم به زور از هم جداشون کردن!!!

میبینم نه بابا! هر کسی برا خودش یه مشغولیّت ها و دغدغه هایی داره!

این پائین تر ها متناسب با خردی خودشون، درگیری هاشونم خرد و ناچیز و خنده داره!

نترسیم از بزرگی مشکلاتمون، که میتونه دلیل بزرگی خودمون باشه!!!

خدایا! شکرت

صابون پیشکشی

سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۴ ب.ظ

صابون پیش کشی آورده...

در پلاستیکو که شل کردم بوی دنبه همه جا رو برداشت!!

صابونای سفیدی که نصف کله قند وزن دارند!

میگم: میشه حمومشون هم برد؟!

میگه: آره اصلا مال حمومه، من خودم مرتب از اینها استفاده می کنم و کاملا راضی هم هستم!

نگاه می کنم نصف سرش از مو خالیه! خخخخ

به نظرتون چیکار کنم؟!


+ شنیدم میگن «دندون اسب پیشکشی رو نمیشمرند» قبول هم دارم! اما یه وقتایی به سلامت انسان مربوطه! اینجا باید فرق کنه، نه؟!

عاشقانه

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

چه زیباست بردن نامت/ و چه زیباتر بوسه بر اندامت/ از منی که ... غلامت

قربانــــــــــی

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۶ ب.ظ

نگاهم  را  دقیق  می کنم...

کسی  را  و  چیزی  را  همپایه ی  خود  دوست  نمی دارم!

چقدر  مشتاقم  اسماعیل  مجدد  به  منی  برده  شود...

به  شرطی  که  دیگر  فدیه ای  در  کار  نبوده  باشد!!





+ عید قربان است و کنار گوشه شاهد قربانی خیل گوسفندانیم

اما این وسط کاش یادمان نرود: گوسفند عوض بود نه اصل!

اصل: دل کندن از اسماعیلهاست...

_ خونه، ماشین، زن و فرزند، پست و مقام، همین فضای مجازی و گوشیهایی که ازمون جدا نمیشن!! و... _

یاران من ...

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۱۳ ب.ظ

خداوندا! کر و کورید یـــــاران!/ ز درک رنج من دورید یــــــاران!

شمایان را فقط دارم از این شهر!/ شما هم با من اینجورید! یــاران!

برخورد علی(ع) با دخترش، برخورد بعضیا با دخترشون!!

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

على بن ابى رافع مى گوید:

من نگهبان خزینه بیت المال حضرت على بن ابى طالب علیه السلام بودم. 

در میان بیت المال گردنبند مروارید گران قیمتى وجود داشت که در جنگ بصره به غنیمت گرفته شده بود. 

دختر امیرالمؤمنین کسى را نزد من فرستاد و پیغام داد که شنیده ام در بیت المال گردنبند مرواریدى هست، من میل دارم آن را به عنوان «امانت» چند روزى به من بدهى تا در روز عید قربان خود را با آن آرایش دهم و پس از آن بازگردانم. 

من پیغام دادم به صورت مضمونه (که در صورت تلف به عهده گیرنده باشد) مى توانم به او بدهم. 

دختر آن حضرت نیز پذیرفت. 

من با این شرط به مدت سه روز گردنبند را به آن بانوى گرامى دادم.

اتفاقا على علیه السلام گردنبند را در گردن دخترش دیده و شناخته بود و از وى مى پرسد: 

این گردنبند از کجا به دست تو رسیده است؟!

او اظهار مى کند: 

از على بن ابى رافع - خزینه دار شما - به مدت سه روز امانت گرفته ام تا در روز عید قربان خود را زینت دهم و سپس بازگردانم. 


على ابن ابى رافع مى گوید:

امیرالمؤمنین علیه السلام مرا نزد خود احضار کرد و من خدمت آن حضرت رفتم. 

چون چشمش به من افتاد فرمود:

اتخون المسلمین یابن ابى رافع؟! 

اى پسر ابى رافع! آیا به مسلمانان خیانت مى کنى ؟!!! )

گفتم : پناه مى برم به خدا از اینکه به مسلمانان خیانت کنم.

حضرت فرمود: 

پس چگونه گردنبندى را که در بیت المال مسلمانان بود، بدون اجازه من و مسلمانان به دخترم دادى؟!!

عرض کردم : 

اى امیرالمؤمنین! او دختر شماست و از من خواست که گردنبند را به صورت عاریه که بازگردانده شود به او دهم تا در عید با آن خود بیاراید. من نیز آن را به عنوان عاریه به مدت سه روز به ایشان دادم و ضمانت آن را به عهده گرفتم که صحیح و سالم به جاى اصلى خود بازگردانم. 

حضرت على علیه السلام فرمود:

همین امروز باید آن را پس گرفته و به جاى خود بگذارى! 

و اگر بعد از این چنین کارى از تو دیده شود کیفر سختى خواهى دید!!

سپس فرمود: 

اگر دختر من این گردنبند را به عاریه مضمونه نمى گرفت، نخستین زن هاشمیه اى بود که دست او را به عنوان دزد مى بریدم!!!


این سخن به گوش دختر آن حضرت رسید به نزد پدر آمده و گفت:

یا امیرالمؤمنین! من دختر شما و پاره تن شما هستم، چه کسى از من شایسته تر به استفاده از این گردنبند بود؟!

حضرت فرمود: 

دخترم! انسان نباید به واسطه خواسته هاى نفس و خواهشهاى دل، پاى از دایره حق بیرون بگذارد. 

آیا همه زنان مهاجر که با تو یکسانند، در این عید به مانند چنین گردنبند خود را زینت داده اند تا تو هم خواسته باشى در ردیف آنها قرار گرفته و از ایشان کمتر نباشى؟!!


علی بن ابی رافع می گوید:

پس من گردنبند را از ایشان گرفته و به محل خودش بازگرداندم.


منبع:

 داستانهاى بحارالانوار جلد 1، محمود ناصرى

عن علی بن أبی رافع قال: کنت على بیت مال علی بن أبی طالب علیه السلام وکاتبه، وکان فی بیته عقد لؤلؤ [وهو] کان أصابه یوم البصرة قال: فأرسلت إلى بنت علی بن أبی طالب علیه السلام فقالت لی: بلغنی أن فی بیت مال أمیرالمؤمنین عقد لؤلؤ وهو فی یدک، وأنا احب أن تعیرنیه أتجمل به فی أیام عید الاضحى، فأرسلت إلیها وقلت: عاریة مضمونة یا ابنة أمیر المؤمنین، فقالت: نعم عاریة مضمونة مردودة بعد ثلاثة أیام، فدفعته إلیها، وإن أمیر المؤمنین رآه علیها فعرفه، فقال لها: من أین صار إلیک هذا العقد ؟ فقالت: استعرته من ابن أبی رافع (1) خازن بیت مال أمیر المؤمنین لاتزین به فی العید ثم أرده، قال: فبعث إلی أمیرالمؤمنین علیه السلام فجئته فقال: أتخون المسلمین یا ابن أبى رافع ؟ فقلت له: معاذ الله أن أخون المسلمین، فقال: کیف أعرت بنت أمیر المؤمنین العقد الذی فی بیت مال المسلمین بغیر إذنی ورضاهم ؟ فقلت: یا أمیر المؤمنین إنها ابنتک، وسألتنی أن اعیرها إیاه تتزین به، فأعرتها إیاه عاریة مضمونة مردودة، وضمنته فی مالی وعلی أن أرده مسلما إلى موضعه، فقال: رده من یومک وإیاک أن تعود لمثل هذا فتنالک عقوبتی، ثم أولى لابنتی لو کانت أخذت العقد على غیر عاریة مضمونة مردودة لکانت إذن أول هاشمیة قطعت یدها فی سرقة، قال: فبلغ مقالته ابنته فقالت له: یا أمیر - المؤمنین أنا ابنتک وبضعة منک فمن أحق بلبسه منی ؟ فقال لها أمیر المؤمنین علیه السلام: یا بنت علی بن أبی طالب لا تذهبی بنفسک عن الحق، أکل نساء المهاجرین تتزین فی هذا العید بمثل هذا ؟ فقبضته منها ورددته إلى موضعه - بحارالانوار ج 40 ص 337

از توضیح واضحات...

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ق.ظ

امیرالمؤمنین علی (ع):

 ما بقاء فرع بعد ذهاب أصل - غررالحکم و دررالکلم ش ح 7601 -

اصل و ریشه که نباشد، شاخ و برگی نخواهد بود. 

چقدر روایت فوق شبیه شعر ذیل است که می گوید:

از کرامات شیخ ما این است:     قند را خورد و گفت شیرین است!!


خوب آقا جان! کیست که نداند وجود شاخ و برگ، بسته به وجود اصل و ریشه هست؟!

آیا این گفتن دارد؟!

آیا از قبیل توضیح واضحات نیست؟!


اما وقتی می بینیم که متأسفانه علی رغم وضوحش، مطلب به شدت مورد غفلت ما انسانهاست! و کسی شاید در روی زمین نباشد که در جهتی از جهات بخاطر غفلت از این موضوع ضربه ای نخورده باشد، به علت گوشزد کردن آن از طرف امیر کلام علیه السلام پی می بریم!


به نظر میرسد علت اساسی آن هم این است که مصادیق این اصل روشن، جندان بر ما روشن نیست! 

و می طلبد دوستان شفاف و روشن به بیان مصادیق مورد غفلت آن بپردازند!

آری مهمتر از بیان این اصل، تبیین مصادیق آن است...


به عنوان نمونه:

1 - فرزند با دستان خویش به حیثیت والدینش ضربه می زند، در حالی که ضربه به آنها در واقع ضربه به خود او خواهد بود! چرا که آنها ریشه او هستند و با نابودی ریشه، بالطبع شاخ و برگ هم در معرض زوال قرار خواهند گرفت!

2 - اعمال زیادی انجام می دهد، بدون آنکه اعمالش بر اعتقاداتی صحیح و صائب بنا شده باشد! این اعمال چون ریشه درستی ندارند، قطعا از کارایی و ماندگاری لازم هم برخوردار نخواهند بود!

3 - از احکام اسلام حمایت می کند، اما نسبت به حکومت اسلامی تردید و پرهیز دارد!!

و ...

ما و اونا ...

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۴۶ ب.ظ

میگه: 

اگه اسلام موجب پیشرفته اونجور که میگین، چرا غیرمسلمونا حال و روزشون از ما مسلمونا بهتره؟!

میگم:

اسلام که به حرف نیست، امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

 اَللهَ اَللهَ فِی الْقُرآنِ لاَ یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ 

خوب اونها در عمل به دستورات اسلام بر ما پیشی گرفتند و جلو افتادند وگرنه میخوای کارایی اسلام رو تا حدودی درک کنی نگاهی به صدر اسلام و عظمت مسلمین صدر اسلام بنداز...

اسلام میگه: علم آموزی، نظم، مسئولیت پذیری و وجدان کاری، جهد وتلاش، پاک دستی، برخورد بدون اغماض با متخلفین، رعایت حقوق کارگر، خدمت به خلق الله، انفاق، انصاف، پرهیز از اسراف، تعاون و ... خوب این خصلت ها در هر ملت و امتی باشه موفقیتش تضمین شده ست اگرچه مسلمونم نباشه...


میگه: 

خوب چرا ما مسلمونا عمل نمی کنیم و اونا که مسلمون نیستند عمل میکنن؟!

میگم: 

احکام و توصیه های اسلام دوجوره: بعضیش برا سعادت دنیوی و زندگیِ بهتره، و بعضیش برا سعادت معنوی و آخرتِ بهتر!

ما به حکم اسلاممون باید ملتزم به همه اون احکام بشیم تا مصداق آیه شریفه وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ نباشیم. 

و خوب بعضی از احکام (مثل حجاب، روزه، نماز و ...) موافق میل و هوای نفسمون نیست، و به نگاه ابتدائی نتایجش هم برامون ملموس نیست، پس در انجام اونها تنبلی می کنیم و عملمون همراه میشه با اکراه و اجبار، و بالطبع این حس در سایر توصیه ها و احکام دین - من جمله توصیه های دنیوی اون - هم سرایت می کنه و نتیجه ش این میشه که میبینی! 

از نقش شیطان هم البته در این بین نمیشه چشم پوشید.


اما کفار به حکم اینکه مسلمون نیستند تنها جنبه هایی رو که به نفع زندگی مادی اونهاست میگیرن و سایر احکام که اونها رو محدود میکنه و خوشایند نفسشون نیست رها میکنن. لذا در اون بخش بر خلاف ما، جدی وارد عمل میشن و با انگیزه...


البته خوب می طلبه همین تجربه رو آینه زندگیشون قرار بدن و بدانند عمل به احکام دنیوی اسلام اگر چنین پیشرفتی در دنیای اونها به دنبال خود داره، التزام به جمیع احکام اسلام چه ترقی و توفیقی برای اونها و جوامعشون در سایر ابواب اخلاقی و فرهنگی و خانوادگی - علاوه بر سعادت اخروی - میتونه به همراه داشته باشه و پس:  یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ...

ناظر...

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ق.ظ

این کشور ومرز وبوم وبر، مال شماست!

 یک قافله افتـــــــــخار دنبال شماست!

 دادند به دستتان؛ شما تا چه کنید؟!

 روح شهدا ناظر اعمال شماست!

او:

دلم از همه ی دنیا پره

از همهههه!

اونقد که نمیدونی از کجاش بگی؟!

همیشه خوبی بقیه رو خواستم، آخرشم شدم آدم بده!

دلم خیلی بد گرفته

همه رو درک کردم ولی کسی منو درک نکرد

آدم میخوام اونقد بدی رو تحمل کنه دم نزنه!

از کجا بگی از چی بگی؟!

واقعا آدما میخوان با این کاراشون به کجا برسن؟!

چقد مسخره س!


من:

سلام 

چی شدی حالا؟!

توپت که بد پره!


او:

آره. 

وقتی خوبی کنی بدی ببینی

وقتی خرد بشی 

وقتی فحش بشنوی

پیش همه کوچیک بشی 

وقتی ببخشی ولی بذارن رو حساب این که چیزی حالیت نیس، نباید توپت پر باشه؟!

نباید حالت بد باشه؟!


من:

خوب اگه اونجوریه که شما میگین، بله آدم نمیتونه ناراحت نباشه!

ولی گاهی برداشت ما ممکنه به غلط رفته باشه، ها؟!!


او:

هیچ ممکنی وجود نداره

آخه مگه برای اولین باره؟!

مگه تازه س؟!

یه بار اشتباه، دو بار، سه بار، ولی نه اندازه صدهزار بار!


من:

خوب پس خدا صبرتون بده!

ولی یه نکته...

کار خیری انجام دادین اگه انتظار تشکر از کسی رو نداشته باشین، آسوده زندگی خواهید کرد!!

کار خوب رو برا خوبیش انجام بدین، نه برا تشکر!

متشکرم


او:

هه!

کی انتظار تشکر داره؟!

کی کار خیرو انجام داده برا تشکر؟!

اصلا چی دارم میگم؟!

کی حرف منو میفهمه؟!

کی درکم می کنه؟! 

که من دارم برا شما میگم که هیچی از زندگیم نمیدونین؟!

کی میدونه که من چی کشیدم؟!


من:

خوب شما که نگفتین اصل جریانو؟!

راس میگین... من چه بدانم !! خخخخ


او :

آره شما چه بدانین؟!

اصل جریان؟!

همه ش اصله!

اگه بنویسم یه کتاب میشه!

اوقدر دردآوره که الان گریه م گرفته


من:

خوب ظاهرا باید کماکان در حسرت دیدار این کتاب بمونیم؟!

و با این حساب دست از دامن گریه برندارین که بهترین فریادرسه!!


+ ما که نفهمیدیم بالاخره چیش بود، شما فهمیدیدن؟!

و اصلا نفهمیدم چی از من می خواست؟! شما فهمیدین؟!

خوب اگه بحث مشاوره ست که باید بگی چته؟! 

مشاور که علم غیب نداره، ها؟!

نمیدونم. 

خداوند ان شاءالله مشکل همه امت پیامبر (ص) رو در هرجایی هستند، حل و فصل بفرمایاد!

مهربان، نامهربان

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۲۱ ق.ظ

مگسا که مهربون میشن

راهی نمی مونه جز این که من نامهربون شم!!

درک می کنین که بابای دو دختر رو ؟!!