ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

دختر برای فروش + عکس

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۰۶ ب.ظ


بدوی محمد خلیفه دزد توبه کار مصری ساکن شهر « سمالوط » در استان « منیا » که پس از سالها دزدی و تحمل حبسهای متعدد پشیمان شده و قصد جدی دارد از راه حلال زندگی کند!

 او حتی در این راه زنش را که بر کار قبلی اصرار داشته طلاق داده است! اما شرایط سخت زندگی و عدم رسیدگی از طرف مسئولین وی را مجبور به فروش دو دختر خود ( کلثوم و نبیله ) نموده است!!


منبع:

سایت خبری الاهرام

الأربعاء 17 من رجب 1436 هــ 6 مایو 2015 السنة 139 العدد

به آقا گفتند:

می دونین برا شما هم جوکهایی ساخته ند؟!

فرمود: بله

گفتند:

حالا یکی از اون جوکهایی که در مورد خودتون شنیدین ، برا ما نقل میکنین ؟!

فرمود:

میگن یه شب مقام معظم رهبری بدون هماهنگی تصمیم می گیرن از یه وزارتخانه شبانه روزیی بازدید کنن.

دوازده شب میرن و دو نیم که دارن برمیگردن می بینن خیابونها خلوته!

به راننده میگن :

میشه من بشینم پشت فرمون؟!

اول نه و نمیشه و درست نیست و بالاخره جا رو عوض می کنن!

سر یه چهار راه تو خیابون خلوت چراغ قرمز میشه!

ایشون ترمز می کنند! مأمور راهنمایی که انگار چیز عجیبی دیده میاد جلو و از ایشون گواهینامه طلب میکنه!!

میگن: همراه خودم نیاوردم!

سرباز اینقدر این دست و اون دست میکنه که رهبری میگن:

 لااقل زنگ بزنین به مسئولین بالادستی از اونها کسب تکلیف کنین!

زنگ میزنه به افسر !

اونم که خوابش خراب شده با قاطعیت میگه توقیف کنین ماشینشو !

میگه: قربان! ایشان آدم مهمی اند!

میگه: باشه

میگه: خیلی مهمند!

میگه: همینه که گفتم

میخواد نماینده مجلس باشه فرماندار و شهردار باشه و هرکس دیگه ای!

میگه: مهمتر از اینایی هس که گفتین!

میگه : رئیس جمهور که نیست! اصلا فرقی نمیکنه مقام رهبری هم که بود حکم همینه!!

سرباز میگه: قربان مهمتره!

افسر که حسابی بریده میگه: از اونم مهمتر؟! اون وقت طرف کی باشن؟!

میگه: قربان! نمیدونم ، فقط اینو بگم همین مقام معظم رهبری که میگین ، راننده ایشونند!!!


راوی:

استاد سعید قاسمی

در جمع روحانیون طرح  هجرت نیشابور

« آموزش و پرورش » گلوگاه مبارزه با « فقر »

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۱۷ ب.ظ
eranico
www.eranico.com
کد مطلب: 32545  
تاریخ انتشار: 15 اردیبهشت 1394 ساعت 23:00
چاپ

معنای جدید فقر چیست؟

نسل فردای ایران را فقیر تربیت نکنیم!

در ادبیات جدید توسعه، فقیر به کسی گفته می شود که از قدرت انتخاب کمتر و محدودتری در زندگی برخوردار است... باید کاری کنیم تا وقت بچه ها به جای آنکه در راه تجلیل دیروز تلف شود، صرفِ تحلیل امروز و ترسیم فردا گردد و از رؤیاپردازی و ابراز وجود در کلاس خجالت نکشند.

تغییر مفهوم فقر؛ فقر قابلیتی

در ادبیات جدید توسعه، فقیر به کسی گفته می شود که از قدرت انتخاب کمتر و محدودتری در زندگی برخوردار است.

تعریف رایجی که تاکنون از فقر ارائه شده، فقر اقتصادی بوده یعنی به کسی فقیر گفته می‌شد که از درآمد کمتری برخوردار باشد و البته این تعریفی محدود از فقر است. اما به همان نسبت که طی پنجاه سال گذشته در مفهوم توسعه تغییراتی ایجاد شده، معنای فقر نیز با دگرگونی و سیر تطوری همراه بوده است. توسعه از نگاه صرفاً اقتصادی و مبتنی بر تولید ناخالص داخلی (GDP)، به توسعه سیاسی و فرهنگی و تازه تر به توسعه انسانی متمایل شد تا جایی که برنامه های توسعه کشورها را زمانی موفق می دانند که به کاهش فقر بیانجامد. به همین نسبت ما امروز با تحول در مفهوم فقر مواجهیم.

امروز مفهوم فقر دیگر با فقر درآمدی و فقر معیشتی برابر نیست و از فقر فرهنگی، فقر انسانی و در دهه اخیر از "فقر قابلیتی" سخن در میان است. تعبیر اخیر از فقر را "آمارتیاسن" برنده جایزه نوبل اقتصاد مطرح کرده و نظر او و همکارانش به شاخص کاملتری برای سنجش توسعه انسانی کشورها تبدیل شده است.

فقیر به شکل ساده و در معنای جدید کسی است که؛

- دچار بی سوادی و تبعیض های جنسیتی است و به بهداشت و تغذیه سالم دسترسی ندارد.
- نمی تواند از لذت مطالعه بهره مند باشد و علاوه بر نگرانی از نداری، نگرانی های به مراتب بزرگتری همچون ترس از آینده با او همراه است.
- این فرد شاید پول و درآمد کافی هم داشته باشد اما از حضور در فعالیت‌های اجتماعی شرم دارد و یا عرصه مشارکت اجتماعی بر او تنگ است.

اگرچه درآمد پایین، یکی از اضلاع فقر قابلیتی محسوب می شود اما هرگز گویای همه ابعاد آن نیست. داشتن درآمد، رافع همه نیازها نیست. چیره شدن بر نارسایی های زندگی پیچیده امروز صرفاً با درآمد بیشتر ممکن نیست چه بسا با داشتن پول نتواند این نیازها را برطرف کند.

دولتها و ساختارهای اقتصادی و سیاسی که برای نجات شهروندان خود از چنگال فقر، توجه و تمرکز خود را بر افزایش سطح درآمدی مردم معطوف کرده اند، کار اساسی به پیش نبرده اند چرا که زمینه تولید فقر را نشانه نرفته اند. چه بسا کشورهای نفتی که توانسته اند بر فقر درآمدی عموم اقشار غلبه کنند اما فقر قابلیتی همچنان سایه سیاه خود را بر سپهر جامعه و زندگی مردم گسترانده است.

جان کلام اینکه:
- شهروندی که حق اظهار نظر ندارد، فقیر است.
- کسی که قادر به دفاع از حق خود نیست، فقیر است.
- شهروندی که از دسترسی آزاد به اطلاعات محروم باشد، فقیر است.
- شهروندی که به دلیل جنسیت خود از حقوق برابر اجتماعی محروم می ماند، فقیر است.

و اما عریان ترین جلوه "فقر قابلیتی" این است که فرزندانی که در طبقه محروم جامعه متولد می شوند، از فرصت های اجتماعی همسالان خود در طبقات متوسط و مرفه محروم باشند.

فرصت های برابر و دسترس پذیری عادلانه امکانات آموزشی

یکی از راه حل ها برای فائق آمدن بر فقر قابلیتی، فراهم آوردن فرصت های برابر و دسترس پذیری عادلانه امکانات آموزشی برای همه دانش آموزان است. توجه به فرصت های عادلانه و برابر آموزشی نه یک شعار که یک راهبرد کارآمد است. گالبرایت(Galbraith) می گوید: "هیچ جامعه تحصیلکرده ای فقیر نیست و هیچ جامعه بی سوادی ثروتمند نیست، شاید فقر و بی سوادی بالاترین روابط علّی را داشته باشند."

پژوهش های انجام شده بر روی داده های بیش از 50 کشور که توسط سیلوستر (Sylwester) در سال 2002 پیرامون تأثیر مخارج آموزشی بر نابرابری انجام شد، به این نتیجه رسید که آموزش عمومی به ازای هر محصل، به کاهش نابرابری و نرخ فقر کمک کرده است.

در پژوهش میدانی دیگری که در گستره چندین کشور انجام شده است، مشخص شده که هرچه فرصت ها و امکانات آموزشی نابرابر توزیع شوند و دسترسی کم درآمدها و پردرآمدها به آموزش، دچار شکاف بزرگتری شود، نابرابری درآمدها نیز افزایش خواهد یافت. به تعبیر ساده، آموزش و دسترسی برابر همگان به فرصت های آموزشی توان افراد را برای مقابله با شرایط دشوار زندگی بالا می برد.

اجرای عدالت آموزشی به ویژه در مناطق محروم، افراد را از وجود فرصت های شغلی و امکان کار و فعالیت در سایر نقاط آگاه می کند و شاید مهمتر این باشد که کودکان طبقه محروم و نیمه برخوردار در صورت توسعه عادلانه امکانات و فرصتهای آموزشی، قابلیت های بالاتری کسب می کنند تا به شکل پایدارتری از شوره زار فقر خارج شوند.

بهترین کمک به توسعه عدالت آموزشی و کاهش فقر، در کنار اعطای فرصت های برابر آموزشی به همه فرزندان ایران شاید این باشد که آموزش و پرورش باید کمک بیشتری به دانش آموزان برای کشف قابلیت های خودشان نماید.

مدارسِ توانمندساز

تفاوت ظریف توسعه انسانی با الگوهای پیشین توسعه (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ...) را دکتر وحید محمودی ( که یک توسعه پژوه است) در مقاله ای در دو واژه تعریف کرده است: "رسیدنِ" فرد به جای "رساندنِ" او.

در "رسیدن"، قابلیت فرد، نقش اصلی را دارد و در "رساندن"، دخالت اراده های غیر. بدیهی است که تمام لذت کوهنورد مسیریست که خود و با قابلیتهای خود پیموده است.

تا سال های مدید عادت این بود که تا سخن از فقر به میان می آمد، بی پولی و خانواده های آلونک نشین به ذهن متبادر می-شد اما امروز اگرچه آلونک نشینی از مظاهر آشکار فقر است اما منبع و منشأ فقر را در کنار سایر علل و عوامل اجتماعی و سیاسی باید در نظام آموزشی جست و جو کرد که شهروندان فردا را متوجه ثروت بکر انسانی، توانمندی های شگفت انگیز و قابلیت های درونی خود نمی کند. فرد فقیر به فرض آنکه در خانواده ای بی پول و کم درآمد هم متولد شده باشد اما محکوم به فقیر ماندن نیست! او به مدد امکانات و فرصتهای برابر در "مدارس قابل و توانمند ساز" می تواند بر فقر خویش غلبه کند و سرنوشتی متفاوت برای خود رقم بزند.

در خانواده بزرگ فرهنگیان کشور ظرفیتهای بسیار شگفتی وجود دارد اما به همان اندازه که آموزش و پرورش یک دستگاه پهن پیکر دولتی است، با موانع و مسائل عدیده و بعضاً تاریخی هم مواجه است و هیچ گاه بضاعت و منابع موجود در آن به پای انتظارات جامعه نمی رسد.
گذشته از اینها، دلسوزان تعلیم و تربیت کشور هرگز ضربه های خسارت بار سالیان گذشته را که از نتیجه طرح های شتابزده ای مانند تغییر نظام آموزشی به 3-3-6 و گسیل داشتن نیروهای خدماتی، آبدارچی و راننده به کلاس درس به عنوان معلم مقطع ابتدایی! به نظام آموزشی کشور وارد شد، فراموش نخواهند کرد. آموزش و پرورش نیاز به کمک دارد تا بر فقر منابع خود فائق آید و معلمان را که در زمره محبوب ترین مشاغل و صنوف اجتماعی کشور هستند، از دغدغه های بدیهی معاش فارغ سازد.

نقطه آغاز این تغییر سرنوشت، اعطای یک رمز عبور به فرد است!

آموزش و پرورش باید بتواند زمینه رویش فقر را در سرزمین استعدادهای بچه ها از بین ببرد. فقر در کنار ریشه های ساختاری و خرد و کلان خود، ریشه های ذهنی هم دارد که با پرورش قابلیتهای درونی و نیروی مغزی دانش آموزان می توانیم کمک کنیم تا شخصیت هایی توانمندتر و شهروندانی موفق تر برای فردای ایران باشند. پرسش اینجاست که از این یکصدوپانزده هزار مدرسه ایران، چند نفر شخصیت و چهره در مقیاس امیرکبیر، پروفسور سمیعی، ستارخان، بهمن بیگی یا شهید بابایی در آینده خواهیم داشت؟ آیا أصلا چنین انتظاری از دستگاه تعلیم و تربیت منطقی است؟

شاید سهم آموزش و پرورش در کاهش فقر همین باشد که فرمان تعلیم و تربیت کمی هم به سمت خوداتکایی بچرخد.

اگر می خواهیم شهروندان فردای ایران دچار فقر قابلیتی نباشند، باید از همین حالا سکانداران نظام آموزش و پرورش رسمی ایران به جای تربیت نسلی بله قربان گو و پیروِ محض، به دنبال نسلی خلاق، آزاد اندیش و مسول باشند. یادگیری که ارتباطی با واقعیت زندگی نداشته باشد و یادگیرنده را با محتوای آموزشی درگیر نسازد، راه به جایی نمی برد.

همه ما باید ظرفیتهای درون بچه‌ها را غنی‌سازی کنیم. اگر این هسته مرکزی بارور شود محصولی می دهد که آن را توسعه، پیشرفت، ترقی یا وصفی از این قبیل می‌نامند. این غنی‌سازی را باید فراتر از غنی سازی هسته ای دانست. در این غنی سازی خبری از آب سنگین و کیک زرد و سانتریفیوژ نیست. در این غنی‌سازی، استعدادهای نوجوانان و شکوفا شدن آنها در میان است. اگر این استعدادها مجال بروز نیابند، سایر منابع کشور هم آنچنان که باید، به بهره برداری نمی‌رسد. امروز سرمایه انسانی همان قدر اهمیت دارد که در دهه‌های پیش سرمایه فیزیکی و تولید ناخالص. فراموش نکنیم بهترین سال‌های رشد و بالندگی فرزندان این کشور در اختیار مدارس است و اگر نگرش غالب این باشد که تربیت بچه‌ها در جهت شکل‌گیری شخصیت آزاد و متکی به خود و کوشنده و خردورز در آنان باشد، در آینده نزدیک وضعیت ایران بسیار متفاوت از جایگاه امروزش در مقایسه با همسایگان خود خواهد بود.

تقدیس گذشته یا ترسیم آینده؟

باید کاری کنیم تا وقت بچه ها به جای آنکه در راه تجلیل دیروز تلف شود، صرفِ تحلیل امروز و ترسیم فردا گردد.

همه باید کمک کنیم تا بچه های مدرسه به جای تقدیس گذشته به ترسیم آینده بنشینند و از رؤیاپردازی و ابراز وجود در کلاس خجالت نکشند.

بچه‌های امروز سیاهی لشکر نیستند بلکه لشکریان توسعه و رهبران فردای ایران اند. ریشه فقر قابلیتی در تفکری است که جمعیت میلیونی دانش‌آموزان ایران را پیاده نظام سلایق خود فرض کند.
گاهی ما در مدارس، ناخواسته بذر فقر را در ذهن دانش آموزان می‌نشانیم و نتیجه اش کسانی می شوند که در زندگی علیرغم مدرسه دیدن، اما درمانده و ناتوان هستند.

ما آموزش و پرورشی می خواهیم که ذهن یادگیرندگان خود را ثروتمند سازد نه اینکه ناخواسته فرزندان ایران به ویژه کسانی را که به لحاظ اقتصادی فرودست هستند، در برابر محرومیت ها و تبعیض ها مطیع و قانع بارآورد! راه حلی که من عجالتاً آن را تحت عنوان "آموزش و پرورشِ قابلیت محور" می نامم.

قضیه خیلی ساده است: فارغ التحصیلان مدارس و نیز دانشگاهها احساس بی کارکردی می کنند، توان کاریابی و کارآفرینی ندارند، چون روی قابلیت های آنها کار نشده و کمتر از مهارت برخوردار هستند.

تأمل!

 عبارت پایانی :  "به گزارش مرکز ملی آمار ایران 97.5 درصد بیکاران کشور، باسوادند."


منبع:  عصرایران        


گریــــــه های باقــــــــر (2) - روضه خوانی باقر -

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۵۳ ب.ظ

زن و بچه شیخ که باشی یه جریاناتی داری که بقیه ندارن!

شب مجلسی داشتم.

قرار بود مصیبت حضرت علی (ع) خونده بشه.

کتاب مداحی رو جلو گذاشتم و زدم زیر تمرین!

حسابی که خسته شدم ، دیدم باقر شروع کرد به خوندن !

با همون زبون شیرین بچگیش و با گریه ای تو گلو  و صدای کش دار می خوند:

« امـــــــام علــــــی    دستـــــش اوووف   پـــــاش تَلَـــــــــــق   کلّـــــــه ش کیــــــــخ »

رو منبر که روضه علی رو می خوندم ، این دم اون دم بود که به یاد روضه باقر خنده م بگیره!!




گریـــــــــه های باقـــــــــــر (1)

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ب.ظ

به شدت گریه می کرد!

مامانش هرچی می گفت چی شده؟! جوابی نمی گرفت!

من که تا آن لحظه کناری بودم ، وارد جریان شدم :

چیه پسرم؟! چرا گریه می کنی؟!

اشک امانش نمی داد!

خدایا! نکند زنبوری گزیده باشدش؟!

نکند به جایی خورده نفمیدیم؟!

شروع کردم سر و صورت و دست و پایش را وارسی کردن ، که یکهو گفت:

برا بهشت گریه می کنم! می خوام برم بهشت!!!

خشکمان زد!

گفتم :

ان شاءالله بزرگ میشی کارای خوب می کنی بهشتی هم میشی! بهشت مال آدم خوباست دیگه!

اما همچنان یک ریز گریه می کرد!

راستش ترسیده بودم! نکند واقعاً قراره از دستش بدیم!

نمیدونستم چی بگم؟!

یه چرخی دور اطاق زدم، یه آرامشی که پیدا کردم برگشتم بغلش کردم در حالی که اشکهاشو از صورتش می گرفتم ، سؤال کردم:

حالا برا چی میخوای بری بهشت؟!

کسی اذیتت کرده؟! از کسی ناراحتی؟!

گفت: نه

با اصرار گفتم:

پس چی؟!

گفت:

مامان گفته بهشت همه چیز داره! میخوام برم بهشت ، چوب شور بخورم!!!

ما رو میگی؟!!!

مونده بودیم در گریه های جدی و واقعی او گریه کنیم یا بخندیم ؟!

گفتم:

برا چوب شور که لازم نیست بهشت بری!!

به سجاد گفتم سریع بپر مغازه ، یه چوب شور حسابی بخر بیا !

اون روز به یُمن باقر و با یه چوب شور ، خونه رو بهشت کردیم !


کرامتی از پیامبر که خیلی ها نشنیده اند!

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۵۹ ق.ظ

طبق محاسبات دانشمندان پیشین، عرض جغرافیایی مدینه 25 درجه و طول آن 75 درجه و 20 دقیقه بوده است. طبق این محاسبه، قبله هایی که در مدینه استخراج می شد، با محراب پیامبرصلی الله علیه وآله که اکنون، به همان وضع سابق مانده است، تطبیق نمی کرد. چنین اختلافی باعث تحیّر عده ای از اهل فن شده بود و گاهی هم توجیهاتی برای رفع اختلاف می کردند.

اخیراً دانشمند معروف، سردار کابلی - تحفة الأجلة فى معرفة القبلة - روی مقیاسهای امروزی اثبات کرده که عرض مدینه 24 درجه و 57 دقیقه و طول آن 39 درجه و 59 دقیقه است.

نتیجه این محاسبه این شد که قبله مدینه فقط 45 دقیقه از نقطه جنوب انحراف دارد و این استخراج درست با محراب پیامبر صلی الله علیه وآله بدون کم و زیاد انطباق دارد.  

این خود یک کرامت علمی است که در آن روز با نبودن کوچک ترین وسائل علمی؛ بلکه بدون محاسبه، آن حضرت در حالت نماز، چنان از بیت المقدس متوجه کعبه گردیده که حتی انحراف جزئی بخشودنی نیز در توجّه ایشان به کعبه پدید نیامده است؛ چرا که امین وحی دست او را گرفت و متوجه کعبه نمود.


منبع:

فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله

جعفر سبحانی

حملات بزرگ هکرها ( از سال 2005 تا 2011 )

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۳۲ ق.ظ

15 حمله بزرگ هکرها در قرن 21

خبرگزاری ایرنا , 16 اردیبهشت 1394 ساعت 9:26  کد مطلب: 35879

ایتنا- 15 نوع از بزرگترین حملات هکری در قرن بیست یک رخ داده است.




حملات و نقض امنیت به طور روزانه اتفاق می‌افتد؛ یکی بزرگ و دیگری کوچک. طبق بررسی شبکه‌های جمع کننده اطلاعات و امنیت ۱۵ مورد از بزرگترین نوع این حملات و نقض‌ها در قرن اخیر رخ داده است.


به گزارش ایتنا از ایرنا، نقض امنیت داده‌ها دراین موارد بیشترین خسارت‌ها را به دنبال داشت.

طبق این گزارش هفت مورد از بدترین حملات شامل موارد ذیل بود:
۱- هک سیستم پرداخت Heartland
زمان رخداد: مارس ۲۰۰۸
ضربه: ۱۳۴ میلیون کارت اعتباری در معرض نقض SQL قرار گرفتند تا نرم‌افزار جاسوسی که بر روی سیستم داده این شرکت نصب شود.

هیات منصفه فدرال آمریکا متهمان این اقدام ،'آلبرت گونزالز' و دو همدست روسی‌اش را در سال ۲۰۰۹ تحت تعقیب قرار داد.

گونزالس یکی از مغزهای متفکر این حمله بعد از گناهکار شناخته شدن توسط قضات فدرال، در مارس ۲۰۱۰ میلادی به ۲۰ سال زندان برای جرائم ارتکابی محکوم شد.

هنوز هم آسیب‌پذیری ادامه دارد. بسیاری از اپلیکیشن‌های وب پایه یکی از رایج‌ترین شکل حملات محسوب می‌شود.

۲- شرکت‌ها TJX
تاریخ رخداد : دسامبر ۲۰۰۶
ضربه : اطلاعات کارت‌های اعتباری ۹۴ میلیون نفر در معرض حمله قرارگرفت.اظهارات ضد و نقضیضی در خصوص چگونگی این حمله وجود دارد.

برخی تصور می‌کنند که این حمله به دست گروه از هکرها و با استفاده از یک سیستم رمزگذاری داده‌ها صورت گرفته است که طی آن اطلاعات ضعیف کارت‌های اعتباری کاربران را در طول یک انتقال بی‌سیم بین دو فروشگاه به سرقت رفته است.

‏TJX، یکی از شرکت‌های خرده فروشی ماساچوست آمریکاست. در این حمله نیز 'آلبرت گونزالس' به همراه ۱۱ تن از همراهانش متهم شناخته شدند و برای این اقدام نیز به ۴۰ سال زندان محکوم شدند.

۳- حمله اپسیلون
تاریخ رخداد: مارس ۲۰۱۱
ضربه: نام و ایمیل میلیون ها مشتری در بیش از ۱۰۸ فروشگاه خرده فروشی مانند سیتی گروپ هک شد.

منبع این نقض امنیتی هنوز نامشخص است اما کارشناسان می‌گویند این حمله می‌تواند منجر به کلاهبرداری فیشینگ متعدد و بی‌شمار و سرقت هویت منجر شود.

کارشناسان ضرر این نقض امنیتی چهار میلیارد دلار تخمین زده‌اند.

در لیست مشتریان شرکت اپسیلون بیش از دو هزار و ۲۰۰ برند جهانی و بیش از ۴۰ میلیارد ایمیل به طور سالیانه ثبت می‌شود.

این حمله به طور بالقوه می‌تواند بین ۲۲۵ میلیون تا ۴ میلیارد دلار خسارت وارد کرده باشد. این شرکت هنوز یکی از کاندیداهای قربانیان و پرهزینه ترین حمله سایبری تاریخ است.

این شرکت که در دالاس آمریکا قرار گرفته، سرویس‌های ایمیل و فروش و بازاریابی را برای شرکت‌های عظیمی چون Best Buy و JP فراهم می‌آورد.

به هر حال، اغلب اطلاعات دزدیده شده، آدرس‌های ایمیل بودند، که امکان استفاده مجرمانه بسیار گسترده از این اطلاعات، بدین معنی است که تخمین خسارت بسیار مشکل و شامل دامنه وسیعی از اعداد است.

۴- RSA SECURITY

تاریخ رخداد: مارس ۲۰۱۱
ضربه: سرقت ۴۰ میلیون پرونده کارمندان
تاثیر این حمله سایبری که طی آن اطلاعات شرکت به سرقت رفته است هنوز در حال بحث است.

شرکت RSA اعلام کرد که دو گروه هکر به طور جداگانه در همکاری با یک دولت خارجی برای راه‌اندازی یک سری حملات فیشینگ اقدام کرده بود.

۵- استاکسنت

تاریخ رخداد: ۲۰۱۰ اما ریشه آن به سال ۲۰۰۷ باز می گردد
ضربه: به عنوان یک الگو برای نفوذ ذر دنیای واقعی و ایجاد وقفه در سرویس دهی شبکه‌های قدرت، آب و یا سیستم‌های حمل و نقل عمومی استفاده می‌شود.

اثرات ابتدایی و فوری استاکسنت حداقل بود اما برخی کارشناسان آن را در زمره نقص‌های امنیتی با مقیاس بزرگ ارزیابی می‌کنند چراکه این نخستین‌باری بود که با یک حمله پلی بین دنیای مجازی و واقعی زده می‌شد.

۶- حمله به دپارتمان افسران بازنشسته

تاریخ رخداد: می ۲۰۰۶
ضربه: از پایگاه داده ملی آمریکا اطلاعاتی مانند نام‌ها، تاریخ تولد و برخی رتبه‌های ازکارافتادگی ۲۶ میلیون و ۵۰۰ نفر از جانبازان، و پرسنل نظامی و همسران آن‌ها به سرقت رفت.

این نقض امنیتی یک بار دیگر بر انسان به عنوان ضعیف‌ترین حلقه در زنجیره امنیتی اشاره دارد.

این پایگاه داده از لپ‌تاپ و هارد خارجی یک تحلیلگر در ایالت مریلند آمریکا دزدیده شده بود. شخص ناشناسی آیتم‌های دزدیده شده را در ۲۹ ژوئن ۲۰۰۶ بازگرداند.

VA تخمین می‌زند که این سرقت اطلاعات می‌تواند ۱۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار ضرر و زیان به همراه داشته باشد.

۷- حمله به شبکه پلی استیشن سونی
تاریخ رخداد: ۲۰ آوریل ۲۰۱۱
ضربه: هک حساب ۷۷ میلیون کاربر شبکه پلی‌استیشن سونی.

سونی معتقد است که میلیون‌ها نفر از مشتریانش را از زمان هک این شبکه از دست داده است.

این حمله به عنوان بدترین نقض داده‌ها در جامعه بازی‌ها محسوب می‌شود که در آن علاوه بر تحت تاثیر قرار دادن ۷۷میلیون حساب کاربری، ۱۲ میلیون شماره کارت اعتباری رمزگشایی شده است.

به گفته سونی هنوز هم منبع این هک یافته نشده است. اما هکرها دسترسی کامل به نام‌ها، رمزهای عبور، ایمیل‌ها، تاریخچه پرداخت‌های کاربران داشته‌اند.



۸- هک EST soft
رخداد: آگوست ۲۰۱۱
ضربه: اطلاعات شخصی ۳۵ میلیون نفراز مردم کره جنوبی در معرض حمله قرار گرفت؛ در مرحله بعد هکرها به سایت‌های ارائه کنندگان موبایل حمله کردند.

این حمله به عنوان بزرگترین سرقت اطلاعات کره جنوبی در تاریخ شناخته می‌شود که تعداد زیادی از افراد راتحت تاثیر قرار داد.

رسانه‌های کره جنوبی گزارش دادند که مهاجمان به آدرس‌های آی.پی چینی حمله کرده بودند.

در این حمله بدافزارها را به سرورهای مورد استفاده برای بروز رسانی اپلیکیشن‌های فشرده‌سازی شرکت EST آپلود کرده بود.

حمله کنندگان موفق شدند تا نام کاربری و رمزهای عبور، تاریخ‌های تولد، جنسیت، شماره تلفن و آدرس ایمیل کاربران که در یک مرکز داده متصل به یک شبکه همسان بود را به دست آورند.

۹- هک شبکه اجتماعی آمریکایی 'Gawker'
تاریخ رخداد: دسامبر ۲۰۱۰
ضربه: به خطر افتادن ایمیل آدرس‌ها و رمزعبورهای یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از اظهار نظرکنندگان در وبلاگ‌های عمومی نظیر Lifehacker, Gizmodo, and Jezebel, plus.

گروهی که خود را 'Gnosis' می‌نامیدند مسئولیت این حمله را به عهده گرفتند.

آن‌ها گفتند که این حمله به دلیل قوانین سخت‌گیرانه آشکار علیه هکرها انجام شده است.

برخی از کاربران رمزهای عبور یکسانی برای ایمیل‌ها و حساب توئیتر خود داشتند که این امر باعث شد تا هکرها با دست آوردن رمز عبور یک رسانه بتوانند به دیگر حساب آنها در دیگر رسانه‌های اجتماعی نیز دست یابند.

۱۰- حمله به گوگل و برخی شرکت های دره سیلیکون
تاریخ رخداد: نیمه ۲۰۰۹
ضربه: سرقت مالکیت معنوی
در یک عمل از جاسوسی صنعتی، یک گروه چینی حمله‌ای غیرمترقبه و عظیم را علیه گوگل، یاهو و ده‌ها شرکت دره سیلیکون به راه انداخت.

هکرهای چینی از یک ضعف قدیمی در مرورگر اینترنت اکسپلورر ( IE) برای دستیابی به شبکه داخلی گوگل استفاده کردند.

هنوز به درستی مشخص نشد که چه داده‌هایی از شرکت‌های آمریکایی به سرقت رفته است.

این شرکت با ارسال پیام فوری به کاربران اعلام کرد که هرچه زودتر مرورگرهای خود را بروز کنند.

۱۱- حمله به شرکت زیرساخت ارتباطی VeriSign
رخداد: در طول سال ۲۰۱۰
ضربه: هنوز اطلاعاتی از نتایج این سرقت فاش نشده است.

شرکت VeriSign کنترل و نظارت بر دو سرور 'دی ان اس' اصلی از مجموع ‪ ۱۳‬سرور 'دی ان اس' مورد استفاده در هدایت ترافیک در شبکه جهانی اینترنت را بر عهده دارد.

کارشناسان امنیتی متفق‌القول بر این باورند که هکرها به سیستم‌های اطلاعات این شرکت دست یافته‌اند اما VeriSign هرگز اطلاعاتی از این حمله را اعلام نکرد و تنها گفت که هیچکدام از سرورهای حیاتی این شرکت در معرض خطر قرار نگرفتند و تنها بخش کوچکی از اطلاعات کامپیوترها و سرورهای آنها از دست رفته است.

۱۲- هک داده‌های شرکت آمریکایی CardSystems

رخداد: ژوئن ۲۰۰۵
اثر: تحت تاثیر قرار گرفتن حساب کاربری ۴۰ میلیون نفر.

این شرکت به عنوان حساب رس و پردازنده شرکت‌هایی مانند Visa, MasterCard, American Express محسوب می‌شود.

هکرها با شکستن پایگاه داده شرکت CardSystems با استفاده از حمله تروجان SQL داده‌ها در یک فایل فشرده قرار دادند.

آنها با این روش به نام‌ها، شماره حساب‌ها و کدهای شناسایی بیش از ۴۰ میلیون دارنده کارت‌های اعتباری دست یافتند.



۱۳- حمله به سرورهای شرکت ارائه کننده ایمیل AOL
تاریخ رخداد: ششم آگوست ۲۰۰۶
ضربه: داده‌های کاربران به اشتباه در معرض دیده بیش از ۶۵۰ هزار کاربر قرار گرفت.

این اطلاعات شامل داده‌های بانکی و خریدی بود که بر روی وب سایت‌های خرید ارسال شده بود.

تیم پژوهش AOL به سرپرستی Abdur Chowdhury یک فایل متنی فشرده را بر رو یکی از وب سایت‌های این شرکت با بازدید بیش از ۶۵۰ هزار کاربر ارسال کرد؛ این در حالی بود که این اطلاعات برای اهداف پژوهشی در نظر گرفته شده بود.



۱۴- حمله به وبگاه کاریابی آمریکایی Monster

تاریخ رخداد رخداد: آگوست ۲۰۰۷
ضربه: اطلاعات محرمانه یک و سه دهم میلیون نفر از جویندگان کار به سرقت رفته و در یک کلاهبرداری فیشینیگی استفاده شد. هکرها رمزهای عبور سایت‌های استخدام آنلاین را شکستند.

این شرکت اعلام کرد که اطلاعات به سرقت رفته شامل نام، شماره تلفن، نشانی پست الکترونیک، آدرس بوده و اطلاعات مهم دیگری از جمله شماره حساب بانکی فاش نشده است.

گزارش دیگری که از سوی شرکت امنیت اطلاعات سیمانتک منتشرشد حاکی از این بود که هکرها اطلاعات محرمانه کارجویان از جمله شماره حساب بانکی آنها را نیز ارسال کرده‌اند.

آنها همچنین از کاربران خواستند تا بر روی لینک‌هایی کلیک کنند که می‌توانست کامپیوترهای شخصی آن ها را با نرم افزار مخرب آلوده کند.

با آلوده شدن کامپیوتر کابران و سرقت اطلاعات،هکرها این اطلاعات را به قربانیانی ارسال می‌کردند و ادعا می‌کرند کامپیوترهای آنها به ویروس‌هایی آلوده شده است.

هکرها با این روش قربانیان را تهدید به حذف داده‌ها می‌کردند و از این طریق از آن‌ها درخواست مبالغی پول می‌کرند.

۱۵- حمله به صندوق سرمایه گذاری Fidelity آمریکا

تاریخ رخداد: جولای ۲۰۰۷
ضربه: یکی از این شرکت اطلاعات سه و ۲ دهم میلیون کاربر را که شامل اطلاعات شخصی، اطلاعات بانکی و اطلاعات کارت‌های اعتباری را به سرقت برد.

شبکه جهانی گزارش داد که سرقت در ماه می ۲۰۰۷ کشف شده است.

جریان این سرقت اطلاعات به این صورت بود که یک مدیر شبکه به نام 'ویلیام سولیوان' این شرکت از کار اخراج و به همین دلیل با سرقت اطلاعات کاربران آنها را به شرکت‌های بازاریابی مختلف فروخته است.

سالیوان با شکایت صندوق سرمایه‌گذاری Fidelity در دادگاه فدرال به چهار سال و ۹ ماه زندان و پرداخت جریمه سه و ۲ دهم میلیون دلاری محکوم شد.


* روشن دل *

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۳۰ ق.ظ

مرد نابینائى حضور پیامبر گرامى آمد و تقاضاى دعا کرد، گفت از خدا بخواه که پرده نابینائى را از چشمم بر کنار کند و قدرت دید مرا به من برگرداند.

 حضرت فرمود:

اگر میل دارى دعا میکنم امید است مستجاب شود و چشمت بینا گردد و اگر میخواهى در قیامت بى آنکه مورد محاسبه واقع شوى خدا را ملاقات کنى ، به وضع موجود راضى و صابر باش!

عرض کرد:

 ملاقات بدون محاسبه را برگزیدم .

 آنگاه رسول گرامى (ص ) فرمود:

خداوند بزرگتر از این است که در دنیا هر دو چشم کسى را بگیرد سپس در قیامت عذابش نماید!


منبع:

داستانها و پندها جلد 1

مصطفى زمانى وجدانى



بیت العنکبوت

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۱۰ ق.ظ
 دیده ی آن عنکبوت بی‌قرار

در خیالی می‌گذارد روزگار


پیش گیرد وهم دوراندیش را

خانه‌ای سازد به کنجی خویش را


بوالعجب دامی بسازد از هوس

تا مگر در دامش افتد یک مگس !


بعد از آن خشکش کند بر جایگاه

قُوت خود سازد از و تا دیرگاه

*

*

ناگهی باشد که آن صاحب سرای

چوب اندر دست، برخیزد ز جای


خانهٔ آن عنکبوت و آن مگس

جمله ناپیدا کند در یک نفس !!

*

*

هست دنیا ، وانک در وی ساخت قوت

چون مگس ، در خانه ی آن عنکبوت !


گر همه دنیا مسلم آیدت

گم شود تا چشم بر هم آیدت !

...


شعر از:

عطار نیشابوری



لااله الا الله

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۲۷ ب.ظ

اگر سالکى ، بدان که :

طى مراحل و قطع منازل جز به گام هاى نفى و اثبات میسر نیست! و این معنى جز در کلمه طیبه لا اله الا الله یافت نشود.


اهل الله گفتند که :

هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقى درجات و مقامات معنوى اثر این کلمه طیّبه را ندارد!


از این روى رسول الله (ص ) فرمود که :

در روز رستاخیز هر کار نیک سنجیده شود، جز گواهى دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند! چه اگر در ترازو رود، آسمان ها و زمین هاى هفتگانه با وى برابرى نکنند!! ( کنایه از این که ثواب این کلمه را نهایت نبود و به شمار نیاید و هیچ چیز همسنگ او نگردد )


منبع:

پندهاى حکیمانه علامه حسن زاده آملى

عباس عزیزى



عن ابى عبدالله علیه السلام قال:

 من توضا فذکر اسم الله طهر جمیع جسده و کان الوضوء الى الوضوء کفاره لما بینهما من الذنوب

و من لم یسم لم یطهر من جسده الا ما اصابه الماء .


امام صادق علیه السلام فرمودند:

کسى که هنگام وضو نام خدا را ببرد ، تمام بدنش پاک مى شود!! و این کار کفاره گناهان بین دو وضو خواهد بود!

و کسى که نام خدا را نبرد ، فقط آن مقدار از بدنش که آب به آن مى رسد پاک مى شود!!


منبع:

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

مرحوم شیخ صدوق (ره)


میهمانی بچه ها

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۲۴ ب.ظ

روزی امام مجتبی علیه السلام از محلی عبور می کردند، کودکانی را در کوچه دیدند.

 آنان دور هم جمع شده، هم بازی می کردند و هم به خوردن خرده نانهایی مشغول بودند.

کودکان وقتی امام را دیدند، با شور و علاقه حضرت را به جمع کوچک و ساده خود دعوت کردند!

امام نیز با کمال تواضع دعوت آنان را پذیرفت! و به همراه آنان از آن نانهای خرده ریز تناول کرد!

*

*

آن گاه کودکان را مورد تفقد قرار داد و به منزل خود آورد و بعد از اطعام و پذیرایی کامل! لباسهای مناسبی نیز به ایشان اهدا کرد !

سپس خطاب به یارانش این جمله زیبا را فرمود:

"اَلْفَضْلُ لَهُمْ لِاَنَّهُمْ لَمْ یَجِدُوا غَیْرَ ما اَطْعَمُونِی وَنَحْنُ نَجِدُ اَکْثَرَ مِمَّا اَطْعَمْناهُمْ؛(20) [باز هم ] برتری [در این دید وبازدید از آنِ کودکان است!! زیرا آنان غیر از آنچه به ما اطعام کردند نیافتند! ولی ما بیشتر از آنچه به آنان اطعام کردیم، موجودی داریم!!"


منبع:

مجله مبلغان ش 95

کنار خانواده

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۵۵ ب.ظ

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلّم به مردى فرمود :

آیا امروز را روزه گرفته ای ؟! 

گفت : نه .

فرمود: به فقیرى غذا داده اى ؟

گفت : نه .

فرمود : برو نزد خانواده ات که این خود انفاق است !!!


منبع:

اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

سید محمد نجفى یزدى

بی غیرتی...

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۴۴ ب.ظ

علی (ع):

یا اهل العراق نبئت ان نسائکم یدافعن الرجال فى الطریق اما تستحون لعن الله من لایغار

- وسائل الشیعه ش ح 25520 -


اى اهل عراق ! ( اى مردم ! )

شنیده ام که زنان شما در راه با مردان برخورد پیدا مى کنند !! 

آیا خجالت نمى کشید ؟! 

خدا لعنت کند بى غیرتها را !!



درخت ممنوعه ( و مقایسه ای بین معارف قرآن و تورات )

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۰۰ ق.ظ

وَعَلَّمَ آَدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ... قَالَ یَا آَدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ ... وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ (34) وَقُلْنَا یَا آَدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ (35) فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ ... - آیات 31 تا 38 بقره -


مقایسه معارف قرآن با تورات

طبق آیات فوق بزرگترین افتخار و نقطه قوت ، در وجود آدم ، که او را به عنوان یک برگزیده آفرینش مى توان معرفى نمود، و به همین دلیل مسجود فرشتگان شد همان آگاهى او از ( علم الاسماء) و اطلاع از (حقائق و اسرار آفرینش و جهان هستى ) بود.


پیدا است آدم بخاطر این علوم آفریده شد، و فرزندان آدم اگر بخواهند تکامل پیدا کنند باید هر چه بیشتر از این علوم بهره گیرند، تکامل بیشتر هر کدام از آنها نسبت مستقیم با معلومات آنها از اسرار آفرینش دارد.


آرى قرآن با صراحت تمام عظمت مقام آدم را در اینها مى داند ( و سقوط او را مربوط به توجه او به درخت ممنوعه )


[ شجره ممنوعه چه درختى بوده است ؟

در شش مورد از قرآن مجید اشاره به شجره ممنوعه شده است ، بدون اینکه درباره کیفیت و یا نام آن سخنى به میان آید، ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسیر براى آن آمده است ، یکى تفسیر مادى که طبق معروف در روایات ، گندم بوده است باید توجه داشت که عرب شجرة را تنها به درخت اطلاق نمیکند، بلکه به بوته هاى گیاهان نیز شجره مى گوید و لذا در قرآن مجید به بوته کدو شجره اطلاق شده است و انبتنا علیه شجرة من یقطین (صافات آیه 146).


و دیگرى تفسیر معنوى که در روایات از آن تعبیر به شجره حسد شده است ، زیرا طبق این روایات ، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعیت خود چنین تصور کرد که مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت ، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اولیاء از فرزندان او (پیامبر اسلام و خاندانش ) آشنا ساخت ، او حالتى شبیه به حسد پیدا کرد، و همین شجره ممنوعه بود که آدم مامور بود به آن نزدیک نشود ( و شد ) - تفسیر نمونه ذیل آیه 19 اعراف - ]

_______________________________________________


ولى در تورات مى خوانیم ، سرّ بیرون رانده شدن آدم از بهشت و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نیک و بد مى داند!.


در فصل دوم (سفر تکوین ) از تورات آمده است :

( پس خداوند خدا، آدم را از خاک زمینى صورت داد و نسیم حیات را بر دماغش دمید، و آدم جان زنده شد.

و خداوند خدا، هر درخت خوشنما و بخوردن نیکو، از زمین رویانید، و هم درخت (حیات ) در وسط باغ و درخت ( دانستن نیک و بد ) را ... و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت که از تمامى درختان باغ مختارى که بخورى ، اما از درخت (دانستن نیک و بد) مخور چه در روز خوردنت از آن مستوجب مرگ مى شوى ! ...)


و در فصل سوم چنین آمده است :

( و آواز خداوند خدا را شنیدند که به هنگام نسیم روز در باغ مى خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا، در میان درختان باغ پنهان کردند!!

و خداوند خدا آدم را آواز کرده ، وى را گفت که کجائى ؟

او دیگر جواب گفت که آواز تو را در باغ شنیدم و ترسیدم ، زیرا که برهنه ام !

به جهت آن پنهان شدم !

و خدا به او گفت که تو را که گفت که برهنه اى ؟! آیا از درختى که تو را امر کردم که نخورى خوردى ؟!.

و آدم گفت زنى که از براى بودن با من دادى او از آن درخت به من داد که خوردم ! ...

و خداوند خدا گفت که اینک آدم نظر به دانستن نیک و بد چون یکى از ما شده است ، پس حال مبادا که دست خود را دراز کرده و هم از (درخت حیات ) بگیرد و خورده دائما زنده ماند!

پس از آن سبب خداوند خدا او را از باغ عدن راند، تا آنکه در زمینى که از آن گرفته شده بود فلاحت نماید! ...)


همانطور که مشاهده فرمودید این افسانه زننده که در تورات کنونى به عنوان یک واقعیت تاریخى آمده است علت اصلى اخراج آدم را از بهشت ، و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نیک و بد مى داند.

و چنانچه آدم دست به شجره نیک و بد دراز نمى کرد تا ابد در جهل باقى مى ماند تا آنجا که حتى نداند برهنه بودن زشت و ناپسند است ! و براى همیشه در بهشت باقى مى ماند !!

به این ترتیب مسلما آدم نباید از کار خود پشیمان شده باشد زیرا از دست دادن بهشتى که شرط بقاى در آن ندانستن نیک و بد است ، در برابر بدست آوردن علم و دانش تجارت پر سودى محسوب مى گردد، چرا آدم از این تجارت نگران و پشیمان باشد؟


بنابراین افسانه تورات درست در نقطه مقابل قرآن که ارزش مقام انسان و سر آفرینش او را در علم الاسماء معرفى کرده قرار دارد.


از این گذشته در افسانه مزبور مطالب زننده عجیبى درباره خداوند و یا مخلوقات او دیده مى شود که هر یک از دیگرى حیرت انگیزتر است و آن عبارت است از:

1- نسبت دادن دروغ به خدا (چنانکه در جمله شماره 17 فصل دوم مى گوید: خداوند گفت از آن درخت نخورید که مى میرید در حالى که نمى مردند بلکه دانا مى شدند).

2- نسبت بخل به خداوند ( چنانکه در جمله 22 فصل سوم مى گوید: که خدا نمى خواست آدم و حوا از درخت علم و حیات بخورند و دانا شوند و زندگى جاویدان پیدا کنند ).

3- امکان وجود شریک براى خداوند (چنانکه در همان جمله مى گوید: آدم پس از خوردن از درخت نیک و بد همچون یکى از ما خدایان شده است ).

4- نسبت حسد به خداوند (چنانکه از همان جمله استفاده مى شود که خداوند بر این علم و دانشى که براى آدم پیدا شده بود رشک برد!).

5- نسبت جسم به خداوند (چنانکه از فصل سوم استفاده مى شود که خداوند به هنگام صبح در خیابانهاى بهشت مى خرامید)!

6- خداوند از حوادثى که در نزدیکى او مى گذرد بى خبر است ! (چنانکه در جمله 9 مى گوید صدا زد آدم کجائى و آنها در لابلاى درختان خود را از چشم خداوند پنهان کرده بودند).


(البته نباید فراموش کرد که این افسانه هاى دروغین از نخست در تورات نبوده و بعدا به آن افزوده شده است. )


منبع:

تفسیر نمونه ذیل آیات فوق


راز زنده بودن الیاس علیه السلام

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۰۹ ب.ظ

الیاس علیه السلام از پیامبرانی است که هنوز زنده و غایب از نظرهاست.

نقل شده:

حضرت عزرائیل علیه السلام نزد او رفت تا قبض روحش کند. الیاس علیه السلام به گریه افتاد.

عزرائیل علیه السلام گفت:

آیا گریه می کنی، در حالی که به سوی پروردگارت باز می گردی!

الیاس علیه السلام گفت:

گریه ام از ترس مرگ نیست، بلکه برای شبهای [طولانی] زمستان و روزهای [گرم و طولانی] تابستان است که دوستان خدا، در این شبها به عبادت می گذرانند و در این روزها روزه می گیرند و در خدمت خدا هستند و از مناجات با محبوب لذت می برند؛ ولی من از صف آنها جدا شده، اسیر خاک می گردم !!

خداوند به الیاس علیه السلام وحی کرد:

تو را به خاطر آنکه دوست داری در خدمت ما باشی، تا روز قیامت مهلت دادم تا زنده باشی [و در صف اولیاء خدا مشغول مناجات بمانی].


منبع:

مبلغان ش 83


أَمّن یُجیبُ ...

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۴۴ ب.ظ

آیه 62 نمل/ 27 را آیه « امّن یجیب » مى‏گویند و آیه با همین عبارت آغاز مى‏شود و به دلیل توجّه ویژه مسلمانان هنگام گرفتارى‏ها و مشکلات به آن، معروف شده است.

خداوند متعالى در این آیه توجّه مى‏دهد که هرگاه بندگان مضطرّش او را بخوانند، غم و اندوه و هر نوع مشکلى را از آنان برطرف مى‏سازد: « أَمّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ و یَکشِفُ السّوءَ ... ».

از وجود روایتى درباره تأثیر قرائت این آیه در رفع بلاها و رسیدن به حوائج آگاهى نداریم؛ امّا مى‏دانیم که از همان قرن‏هاى نخستین اسلامى، مسلمانان با توجّه به این آیه در ناراحتى‏ها، بیمارى‏ها و درماندگى‏ها، به خداوند روى آورده، براى رفع نیازهایشان او را مى‏خوانده و یا یکدیگر را به دعا کردن به درگاه الهى دعوت مى‏کرده‏اند.

از این‏رو، آن چه در عرف رایج است که قرائت این آیه را به منزله ختم قرار مى‏دهند (مانند ختم برخى دعاها)، از باب فال نیک گرفتن است که احتمالًا با توجّه به جمله معروفِ خذ القرآن ما شئت لما شئت: به هر آیه‏اى از قرآن که مى‏خواهى براى رسیدن به خواسته‏ات تمسّک کن، بوده است؛ بنابراین، قرائت آیه از باب درخواست و دعا نیست؛ بلکه تعریض به خداوند است که بنده، حال مضطرّ خود را به او عرضه مى‏کند و وعده پروردگار به گشایش مشکل و استجابت دعا را به یاد مى‏آورد.

در دو روایت از امام باقر و صادق علیهما السلام مضطر در این آیه، بر امام زمان هنگام ظهور تطبیق داده شده که نزد مقام [ابراهیم‏] دو رکعت نماز مى‏گزارد و ( جهت ظهور ) به درگاه الهى دعا مى‏کند؛ آن گاه خداوند دعایش را اجابت، مشکلات حضرت را برطرف، و او را در زمین خلیفه مى‏گرداند؛ سپس جبرئیل و 313 نفر با وى بیعت مى‏کنند.
- منابع‏ : تفسیر الصافى؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر؛ تفسیر القمى؛ تفسیر نور الثقلین؛ تقریب القرآن الى الأذهان -


منبع:

 دائرة المعارف قرآن کریم، ج‏1، ص: 421


از شاگرد هم میشه چیزی یاد گرفت !

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۵۲ ب.ظ

خاطره ای از زبان آیت الله مرعشی نجفی:


بعد از پایان درس به همراه استاد روانه مى شدم و سؤالات و اشکالهاى خود را از او مى پرسیدم .

 در یکى از روزها استاد با عصبانیت بر سینه من زده ، من را به عقب راند !

 امّا من دست استاد را گرفته ، بوسیدم !!

 این عکس العمل ، استاد را سخت متأثر نمود، اظهار داشت:

 اى شهاب ! من از تو ادب آموختم !!


منبع:

کرامات مرعشیّه

على رستمى چافى


به دنبال فضیلت

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۵۰ ب.ظ

زن طالب فضیلت و امام باقر (ع) :


_ من زنی بریده از دنیا هستم ! 


_ منظورت چیست؟


_ نمی خواهم هرگز ازدواج کنم !


_ چرا؟


_ به جهت کسب فضیلت !


_ از این کار دوری کن، که اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه علیها السلام از تو نسبت به آن سزاوارتر بود !!


_ هیچ کس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد !


منبع:

بحار الانوار، ج 100، ص 219


خستگی مفرط ( چرا روز تمام نشده انرژی ما تمام می شود؟! )

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ


شهرخبر: یکی از پرسش‌هایی که بیشتر اوقات برای افراد مطرح می‌شود این است که:

چرا زود خسته می‌شوند و چگونه می‌توانند انرژی بیشتری کسب کنند ؟!

تنها پاسخی که کارشناسان سلامت برای این سوال دارند :
عادت‌های غلط و روزمره و انتخاب یک الگوی ناسالم است که به خستگی زودتر و بیشتر می‌انجامند.

برخی از رفتارها و عادت‌های روزانه که باعث می‌شوند زودتر خسته شویم و در طول روز کم‌انرژی باشیم عبارتند از:


1- الگوی خواب نامنظم:
در صورتی که چرخه خواب فرد منظم نباشد، بدن و ذهن تمام مدت در تلاش برای جبران آن هستند. این مشکل می‌تواند پیامدهای جدی‌ همچون افسردگی، تغییر خلق و خو و افزایش وزن را به دنبال داشته باشد.

2- حذف وعده‌ غذایی صبحانه:
شروع فعالیت‌های روزانه بدون خوردن صبحانه و با معده خالی، بدن را بیش از ضرورت تحت استرس قرار می‌دهد. بنابراین مصرف این وعده غذایی که شامل غلات، پروتئین، مواد لبنی و میوه می‌شود در اولین ساعات روز و پس از بیدار شدن از خواب می‌تواند فرد را تا پایان روز پرانرژی نگه دارد.

3- کاهش مصرف مایعات:
از دست رفتن آب بدن فرآیند متابولسیم را کندتر می‌سازد. با نوشیدن مقدار آب کافی، عملکرد سیستم ایمنی بدن بهبود می‌یابد. همچنین باید به این نکته توجه داشت که نوشیدن آب پس از مدتی خسته‌کننده می‌شود به همین دلیل گنجاندن مواد خوراکی‌ آبدار در وعده‌های غذایی ضروری است.

4- نوشیدن بیش از حد قهوه:
یکی از راه‌های کسب انرژی بیشتر، کم کردن میزان مصرف کافئین و شکر است. نوشیدن قهوه به فرد احساس کاذب انرژی می‌دهد اما در اواخر روز دردسرساز می‌شود و به افزایش احساس خستگی می‌انجامد.

5- خیره شدن به صفحه مانیتور:
استراحت ندادن به چشم‌ها موجب سردرد، خستگی و تاری دید می‌شود. برای پیشگیری از خستگی چشم‌ها می‌توان هر 20 دقیقه یک بار مدت 20 ثانیه روی خود را به سمت یک شیء دیگر برگرداند.

6- مصرف کربوهیدرات‌های نامناسب:
گنجاندن کربوهیدرات‌های طبیعی و غیرفرآوری شده همچون غلات، میوه‌ها و سبزیجات یکی از شیوه‌های موثر کسب انرژی است. زمانی که فرد میزان کافی کربوهیدرات سالم و طبیعی مصرف نکند مغز مجبور می‌شود انرژی مورد نیازش را از ماهیچه‌ها دریافت کند و این امر موجب خستگی بیشتر می‌شود.

7- داشتن زندگی به‌هم‌ریخته و آشفته:
خانه شلوغ و ذهن آشفته به یک اندازه عامل خستگی ذهنی و جسمی هستند.

8- کم‌تحرکی یا فعالیت بدنی شدید:
هر ساعت یکبار به خود استراحت کوتاهی دهید، حرکات کششی سبک انجام داده یا در فاصله زمانی کوتاهی پیاده‌روی کنید. همچنین لازم است از انجام فعالیت‌های ورزشی سنگین در شروع کار خودداری کنید چرا که موجب می‌شود بدن مقدار زیادی هورمون استرس ترشح کند.

9- کمبود استراحت:
فعالیت‌های روزانه خود را به گونه‌ای دسته‌بندی کنید که مدت زمان کافی برای استراحت کردن داشته باشید.

10- ارتباط با افراد افسرده و مضطرب:
روابط اجتماعی می‌تواند تاثیر چشمگیری بر رفتار و ذهن فرد داشته باشند. اگر فکر می‌کنید در زندگی‌تان افرادی وجود دارند که موجب می‌شوند شما افسرده و خسته شوید در رابطه‌تان با آنان تجدیدنظر کنید.

منبع: سلامت نیوز


عسل زهر

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۹:۳۰ ب.ظ

ابو الاسْوَد دُئلی از بزرگان علم و فصاحت و از شیعیان خالص امیرمؤمنان علیه السلام بود.


معاویه برای فریفتن او حلوای خاص یا عسل زعفرانی برای او فرستاد !


دختر کوچک وی مقداری از آن عسل بر دهانش گذاشت.


پدرش به او گفت:

 یَا بِنْتِی! اَلْقِیهِ فَاِنَّهُ سَمٌّ؛ ای دختر عزیزم! آن را بیرون بریز که سمّ است !


این عسل گر چه شیرین است، ولی به هدف شومی برای ما فرستاده شده است و از این طریق می خواهند ما را از محبت و ولایت علی علیه السلام دور کنند...


آن دختر با انگشت زدن در گلو ، هر چه خورده بود - بیرون ریخت و اشعار زیر را انشاء کرد:

اَبِا الشَّهْدِ المُزَعْفَر یَابْنَ هِنْدٍ نَبِیعُ لَکَ اِسْلَاما وَ دِینا
مَعَاذَ اللَّهِ کَیْفَ یَکُونُ هَذَا وَ مَوْلَیْنَا اَمِیرُ الْمُؤْمِنینا

یعنی:

ای پسر هند! با عسل زعفرانی می خواهی اسلام و ایمان را [از ما بگیری و ولایت را به همین ارزانی] به تو بفروشیم!

پناه بر خدا [از این معامله]! چگونه این کار ممکن است، در حالی که مولای ما و امام ما امیرالمؤمنین علیه السلام است!


منبع:

مبلغان ش 83


حضرت امام حسین (ع ) در آخرین وداع خود با خواهرش زینب (س ) فرمود:


( خواهرم !


هنگام نماز شب ،


مرا فراموش ‍ نکن )


منبع:

200 داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب (ع )

عباس عزیزى




نگاه به زینب ...

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۴۹ ب.ظ

یحیى مازنى روایت کرده است :

مدتها در مدینه در خدمت حضرت على (ع ) به سر بردم و خانه ام نزدیک خانه زینب (س ) دختر امیرالمؤمنین (ع ) بود.

به خدا سوگند هیچ گاه چشمم به او نیفتاده صدایى از او به گوشم نرسید !!

به هنگامى که مى خواست به زیارت جد بزرگوارش رسول خدا (ص ) برود، شبانه از خانه بیرون مى رفت ، در حالى که حسن (ع ) در سمت راست او و حسین (ع ) در سمت چپ او و امیرالمؤمنین (ع ) پیش رویش راه مى رفتند.

هنگامى که به قبر شریف رسول خدا (ص ) نزدیک مى شد، حضرت على (ع ) جلو مى رفت و نور چراغ را کم مى کرد.

یک بار امام حسن (ع ) از پدر بزرگوارش درباره این کار سؤال کرد، حضرت فرمود:

مى ترسم کسى به خواهرت زینب نگاه کند !!


منبع:

200 داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب (ع )

عباس عزیزى


___________داعش! لطفاً مرا هم ذبح کن!! 16+

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۱۶ ب.ظ

خبری که مدتها ست روی آنتن های تلویزیونی و صفحات اینترنت جا خوش کرده و انگار قصد رفتن هم ندارد ، اخبار مربوط به اعدامهای فجیع و همراه با تنوع داعش است!


هدف از این اقدامهای غیر انسانی و سعی در به تصویر کشیدن و انتشار وسیع آن ، نشان دادن خنجر و اشارات انگشت ، چیزی جز ایجاد رعب و وحشت در دل مردم و مخصوصا مبارزین در مقابل آنها نیست!

آیا ما به آنها در رسیدن به هدفشان کمک خواهیم کرد؟!


بنده بشخصه اولین صحنه سر بریدنی را که دیدم آنچنان تحت تأثیر قرار گرفته که برای چندین روز از اشتها افتادم !! تصویر مقتول و سرهای بریده از جلو چشمم محو نمی شد!

اما نگاه کردم و نگاه ...

فکر کردم و فکر ...

با هر تصویری که از قربانیان منتشر شد سعی کردم خودم را زیر خنجر آنها ببینم !

با هر اعدامی لوله تفنگ را بر شقیقه ام احساس کردم و آخرین جملاتی که بر زبان می راندم : توبه و تقاضای رحمت الهی و توسل به اولیاء الهی

آری من بارها و بارها توسط داعش ذبح شده و اعدام شده ام!

آری سر من بارها و بارها بریده و بر سینه ام گذاشته شده است!

اکنون از چه باید بترسم؟!


واقعیت این است که راه فراری از مرگ نیست! این که مرگ انسان چطور رقم بخورد هم غالبا در دست او نیست!

صحنه های فجیع تصادفات را کم و بیش دیده ایم ، کمتر از صحنه ذبح است؟!!

زلزله ها و سیل ها و سونامی ها و طوفان ها و سایر بلایای زمینی و آسمانی چه؟؟!

بدنهای پاره پاره ، بدنهای سوخته ، اندامی متلاشی ، تا آنجا که گاه غسلشان هم ناممکن می گردد!


درد جان دادن امری حتمی ست! آنقدر که از آن تعبیر به سکرات مرگ فرموده اند!

« مستی مرگ » چرا که محتضر مانند مستی که بر اثر شرب مسکرات حال خود را نمی فهمد از شدت درد ، تعادل روح و روانی خود را از دست داده و قدرت تشخیص نخواهد داشت!

پس فرقی چندانی بین مردنها نیست ...

مرگ مرگ است! مرگ درد است!

و البته آنجا که درد فائق بر مغز انسان بیاید، احساس دردی هم نخواهد بود ، بدون تفاوت بین اقسام مرگها!


آنچه این گرگهای وحشی با جنازه انجام می دهند تنها من و شما را که کنار نشسته ایم متأثر می سازد وگرنه برای شخص بعد از خروج جان چه فرقی دارد جنازه اش را در پر قو بگذارند یا تکه پاره کنند!


اگر چنین است پس چه بهتر این جان عزیز را در راه عزیزتر از جان فدا کرده و سیه رویی را با رنگ خون پوشانده در محضرش حاضر گردیم!


حضرت امیرالمؤمنین می فرماید:

إن الموت طالب حثیث لا یفوته المقیم ولا یعجزه الهارب، إن أکرم الموت القتل، و الذی نفس ابی طالب بیده لالف ضربة بالسیف أهون علی من میتة على الفراش - بحارالانوار ج97 ص 40 -

مرگ ، شتابان ، در طلب همگان است .

 نه اقامت گزیده و به جهاد روى ننهاده از چنگالش رسته ، نه آنکه از او مى گریزد، عاجزش یافته .

گرامیترین مرگها: مرگ در کارزار است .

سوگند به کسى که جان پسر ابو طالب در دست اوست ، که تحمل هزار ضربت شمشیر بر من آسانتر است از مردن در بستر !!

و حضرت ختمی مرتبت نیز می فرمایند:

والذی نفسی بیده لوددت أنی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا، ثم اقتل، ثم احیا، ثم اقتل - میزان الحکمه ش ح 2108 -

قسم به خدایی که جانم در دست اوست ، چقدر دوست دارم که در راه خدا کشته شوم ، سپس زنده سپس کشته ، دوباره زنده و باز کشته گردم!


علاوه بر همه اینها کسی که یک عمر بر سر وسینه زده و سوز سینه اش « ارباب بی سر حسین » بوده است ، کسی که افسوس می خورد در کربلا نبوده است که در رکاب حسین فاطمه باشد ، از اینکه سر او نیز در راهی که سر ابی عبدالله بریده شد - بریده شود واهمه ای نخواهد داشت بالاتر به خود نیز می بالد که باطنش اگر نیست ظاهر او ظاهری حسینی یافته است!


و همه اینها بدون توجه به روایات فراوانی ست که :

مرگ را آغاز شادی مؤمن برمی شمرد! مرگ را ملاقات با اهل بیت و ملائکه و بشارت آنها بر می شمرد! مرگ را پلی به خوشی بر می شمرد!


از امام صادق علیه السلام سؤ ال شد:

آیا مؤ من از قبض روح خود کراهت دارد؟

فرمود: خیر به خدا سوگند هنگامى که فرشته مرگ براى قبض روحش ‍ مى آید به او گوید: اى ولى خدا ! ناراحت نباش سوگند به آن کس که محمد صلّى اللّه علیه و آله را مبعوث کرد من بر تو مهربانترم از پدر مهربان چشمهایت را بگشا و ببین او نگاه مى کند و رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و حضرت على علیه السلام و فاطمه و حسن و حسین و سایر امامان را مشاهده مى کند.

در روایت دیگر دارد :

حرام است بر روح مؤ من از اینکه از بدنش جدا گردد مگر آنکه پنج نور مقدس حضرت محمد و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را مى بیند و چشم مؤ من به جمال آنها روشن مى گرددکافى / 3 / 135؛ بحار / 6/ 191 ؛ 150 موضوع از احادیث اهل بیت ویژه مبلّغان :اکبر دهقان -


و مخصوصا اگر مرگ با شهادت باشد که رسول الله فرمود:

للشهید سبع خصال من الله : اول قطرة من دمه مغفور له کلّ ذنب و الثانیة یقع راءسه فى حجر زوجته من الحور العین و الثالثة یکسى من کسوة الجنة و الرابعة تبتدره خزنة الجنة بکل ریح طیبه ایّهم یاءخذه معه و الخامسة ان یرى منزله و السادسه یقال لروحه اسرح فى الجنة حیث شئت و السابعة ان ینظر فى وجه الله ... - 150 موضوع از احادیث اهل بیت ویژه مبلّغان :اکبر دهقان 0 -

برای شهید هفت چیز از طرف خدا خواهد بود: با اولین قطره خونش تمام گناهانش آمرزیده گردد ، با قطره دوم سر او در دامن حورالعینش قرار می گیرد ، با قطره سوم لباس بهشتی بر او پوشانده می شود ، با قطره چهارم خازنین بهشت هرگونه عطری را پیشکشش خواهند کرد ، با قطره پنجم خانه بهشتی اش را خواهد دید ، با قطره ششم به او گفته می شود هرجای بهشت خواهی آزادی ، و با قطره هفتم نظر می کند به وجه الله!!


سخن ما در این راه ،سخن عدی بن حاتم ( پسر حاتم طائی معروف ) است.

او از سال دهم هجرى که مسلمان شد همواره در خدمت امام علی علیه السلام بود و در جنگ جمل و صفین و نهروان ملازم رکاب حضرت بوده است و در جنگ جمل یک چشم او مجروح شد و نابینا گشت .

به خاطر کارى وقتى به معاویه وارد شد، معاویه گفت : چرا پسران خود را نیاوردى ؟

گفت : در رکاب امیرالمؤ منین علیه السلام کشته شدند، معاویه زبان دراز کرد و گفت : على در حق تو انصاف نداد که فرزندان ترا به کشتن داد و فرزندان خود را باقى گذاشت !

عدى در جواب فرمود: من با على علیه السلام انصاف ندادم که او کشته شد و من زنده ماندم !!

 اى معاویه! بدان هنوز خشم از تو، در سینه هاى ما وجود دارد!

دانسته باش که قطع حلقوم و سکرات مرگ بر ما آسان تر است از اینکه سخنى ناهموار در حق على بشنویم!! - یکصد موضوع 500 داستان ،سید على اکبر صداقت -


________________________________________________________


به خون گر کشى خاک من، دشمن من - - بجوشد گل اندر گل، از گلشن من

تنم گر بدوزى، به تیرم بسوزى - - جدا سازى اى خصم! سر از تن من

کجا مى توانى، ز قلبم ربایى - - تو عشق میان من و میهن من؟!

مسلمانم و آرمانم شهادت - - تجلّى هستی ست، جان کندن من !

مپندار این شعله افسرده گردد - - که بعد از من، افروزد از مدفن من

نه تسلیم و سازش، نه تکریم و خواهش - - بتازد به نیرنگ تو، توسن من

کنون روى خلق است، دنیاى جوشان - - همه خوشه ی خشم شد، خرمن من

من آزاده، از خاک آزادگانم - - گل سرو مى پرورد، دامن من

جز از جام توحید، هرگز ننوشم - - زنى گر به تیغ ستم، گردن من !

برد تضمینی ! در بازی « گل یا پوچ »

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ق.ظ

برد تضمینی در بازی « گل یا پوچ » 


برای این کار کافی ست که :

 از رقیب بخواهید برای آن دستی که گل در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد.

سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید.

پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد، گل در دست راست و اگر زوج باشد در دست چپ قرار دارد.


اقتباس از:

 کتاب خزائن

 ملا احمد نراقی

+ فرار از حکومت

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۴۵ ب.ظ

عبدالله بصرى گوید:

دیوار خانه ام خراب شده رفتم دنبال کارگر، به جوانى برخورد کردم که نشسته قرآن مى خواند بیل و زنبیل نزدش گذاشته ؛ از او درخواست کردم بیاید کار کند گفت : مزد چقدر است ؟ گفتم : یک درهم ، قبول کرد، از صبح تا غروب باندازه دو نفر برایم کار کرده خواستم پول بیشتر بدهم قبول نکرد.

فردا رفتم دنبالش پیدا نکردم ، سؤال کردم ، گفتند: این جوان روزهاى شنبه فقط کار مى کند و بقیه ایام مشغول عبادت است !

روز شنبه رفتم دنبالش ، آمد برایم کار کرد، مزدش را دادم و رفت . شنبه دیگر رفتم ندیدمش ، گفتند: دو سه روز است که مریض احوال است و خانه اش ‍ فلان خرابه است .

رفتم او را پیدا کردم و گفتم : من عبدالله بصرى هستم ، گفت : شناختم ، گفتم : شما چه نام دارید؟ گفت : قاسم پسر هارون خلیفه عباسى !! بر خود لرزیدم !

 او گفت : در حال مردنم ، وقتى از دنیا رفتم این بیل و زنبیل مرا بده به آن کسى که قبر حفر مى کند! این قرآن را بده به کسى که برایم بتواند بخواند! این انگشتر را مى برى بغداد روز دوشنبه مجلس عام است به پدرم مى دهى و مى گوئى : این را بگذارد روى اموال دیگر، قیامت خودش جواب بدهد!!

عبدالله بصرى مى گوید: قاسم خواست حرکت کند نتوانست ، دو مرتبه خواست نتوانست ، گفت : عبدالله زیر بغلم را بگیر آقایم امیرالمؤ منین علیه السلام آمده است بلندش کردم بعد جان به جان آفرین داد.

__________________________________________________

هارون الرشید عباسى را پسرى به نام قاسم بود که از علایق دنیوى قرار کرده و پیوسته به گورستانها رفته ، همانند ابر بهار زار زار مى گریست .

روزى هارون در مجلس بود و قاسم آمد، جعفر برمکى وزیر خندید! هارون پرسید: چرا مى خندى ؟ گفت : احوال این پسر اصلا به شما خلیفه نمى خورد و دائما با فقراء همنشین و به گورستان ها مى رود!

هارون گفت : شاید به او حکومت جائى را نداده ایم اینطور رفتار مى کند. او را خواست نصیحت کرد و گفت : مى خواهم حکومت مصر را به تو بدهم و اگر دنبال عبادت هم مى روى وزیر صالح و کاردان به تو مى دهم ، اما قاسم قبول نکرد.

هارون حکومت مصر را برایش نوشت و مردم تهنیت گفتند و بنا بود فردا به آنجا برود، شبانه فرار کرد.

هارون رد پاى قاسم را توانست تا رودخانه را بگیرد اما بعدش را نتوانست پیدا کند. قاسم سوار کشتى شد به بصره رفت .


منبع:

موضوع 500 داستان

سید على اکبر صداقت

با دخل وتصرف


على (ع ) به دنبال کارگرى

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۲۳ ب.ظ

روزى شرائط زندگى بر على (ع ) به قدرى تنگ شد که گرسنگى شدیدى امام على (ع ) را فرا گرفت .

امام على (ع ) از خانه بیرون آمد و در جستجوى آن بود تا کارى پیدا شود، و کارگرى کند و با مزد آن گرسنگى خود را رفع نماید.

در مدینه کار پیدا نکرد و تصمیم گرفت به حوالى مدینه (مزرعه اى به فاصله یکفرسخ و نیم مدینه ) برود بلکه آنجا کار پیدا شود، به آنجا رفت ، ناگاه دید زنى خاک علک کرده و جمع نموده است ، با خود گفت : لابد این زن منتظر کارگرى است تا آب بیاورد و آن خاک را براى ساختن ساختمان گل نمایدن نزد آن زن رفت و معلوم شد که او منتظر کارگر است .

پس از صحبت با او، قرار بر این شد که على (ع ) آب از درون چاه بیرون بکشد، و براى هر دلوى ، یک خرما اجرت بگیرد!!

شانزده دلو از چاه (عمیق آنجا) آب بیرون کشید به طورى که دستش تاول زد، آن آبها را طبق قرار داد بر سر آن خاک ریخت .

زن شانزده خرما به امام على (ع ) داد، و آنحضرت به مدینه بازگشت و با پیامبر نشسته آن خرماها را خوردند و گرسنگى آن روزشان برطرف گردید!


منبع:

داستان دوستان جلد 5

محمد محمدى اشتهاردى




بسمه تعالى

در زیر این وصیّت نامه 29 صفحه اى و مقدمه ، چند مطلب را تذکر مى دهم :


1 - اکنون که من حاضرم بعض نسبتهاى بى واقعیت به من داده مى شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض مى کنم آنچه به من نسبت داده شده یا مى شود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صداى من یا خط و امضاء من باشد با تصدیق کارشناسان یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم .


2 - اشخاصى در حال حیوة من ادعا نموده اند که اعلامیه هاى این جانب را مى نوشته اند. این مطلب را شدیدا تکذیب مى کنم تا کنون هیچ اعلامیه اى را غیر شخص خودم تهیه کسى نکرده است .


3 - از قرار مذکور بعضى ها ادعا کرده اند که رفتن من به پاریس به وسیله آنان بوده . این دروغ است . من پس از برگرداندنم از کویت با مشورت احمد، پاریس را انتخاب نمودم زیرا در کشورهاى اسلامى احتمال راه ندادن بود. آنان تحت نفوذ شاه بودند ولى پاریس این احتمال نبود.


4 - من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده ام که بعد فهمیدم از دغل بازى آنان اغفال شده ام! آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى اوست .

روح اللّه الموسوى الخمینى

مثل بچه شتری که دنبال مادرش می دود ... >>>

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۳۶ ب.ظ


از آنجا که در آمد اهل مکه از تجارت بود، هاشم به فرزندانش آموخته بود که برای تجارت در تابستان به ایران و شام بروند و در زمستان به یمن و آفریقا سفر کنند.

 ابوطالب دو سال نتوانست تجارت کند و به همین دلیل فقیر شد.

در این زمان قحطی شدیدی در مکه پیش آمد؛ به حدی که مردم به صورت خانوادگی از مکه بیرون می رفتند تا اعضای هر خانوار که می میرند توسط بقیه اعضای خانواده دفن شوند.

در این شرایط از بنی هاشم دو تن از موقعیت خوبی برخوردار بودند:

یکی پیامبر اسلام که به واسطه ازدواج با حضرت خدیجه علیهاالسلام ثروتمند شده بود و دیگری عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله که او نیز از دارایی برخوردار بود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نزد عموی خود، عباس، آمد و از او خواست تا با کمک یکدیگر از نان خورهای ابوطالب بکاهند.

هر دو نزد ابوطالب رفتند و گفتند:

« ما حاضریم هر کدام از فرزندانت را که صلاح بدانی نزد خود ببریم.

ابوطالب گفت:

«لو ترکتم لی عقیلاً فاصنعوا ماشئتم؛ اگر عقیل را برای من بگذارید [مانعی نداردو] هر چه خواستید انجام دهید. ( از این عبارت معلوم می شود که عقیل بزرگ و کارآمد بوده است

عباس، جعفر را و پیامبر اکرم، علی علیه السلام را با خود بردند.


- برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 2، ص 58، سیره ابن هشام، ج 1، ص 262، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13، ص 119 -


و اینچنین علی علیه السلام به اراده و حکمت الهی در دامن پر مهر رسول الله قرار گرفت ، آنچنانی که خود رسول در دامن پرمهر فرشته الهی قرار گرفته بود ، تا به تدریج رشد و نمو یافته و برای مسئولیتهای سنگین فرداهای نیامده آماده گردند!


 همو خود در نهج البلاغه - خطبه 234 ، خطبه قاصعه - در این خصوص می فرماید:


... وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِالْقَرابَةِ الْقَرِیبَةِ، وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِیصَةِ.

وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ اءَنَا وَلَدٌ، یَضُمُّنِی إِلى صَدْرِهِ، وَ یَکْنُفُنِی فِی فِراشِهِ، وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ، وَ کانَ یَمْضَغُ الشَّیْءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ.

وَ ما وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْلٍ، وَ لا خَطْلَةً فِی فِعْلٍ، وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ لَدُنْ اءَنْ کانَ فَطِیما اءَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلاَئِکَتِهِ، یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکارِمِ، وَ مَحاسِنَ اءَخْلاقِ الْعالَمِ، لَیْلَهُ وَ نَهارَهُ.

وَ لَقَدْ کُنْتُ اءَتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصِیلِ اءَثَرَ اءُمِّهِ، یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ اءَخْلاقِهِ عَلَما، وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِداءِ بِهِ.

وَ لَقَدْ کانَ یُجاوِرُ فِی کُلِّ سَنَةٍ بِحِراءَ، فَاءَراهُ وَ لا یَراهُ غَیْرِی ، وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ واحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإ سْلامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ خَدِیجَةَ وَ اءَنَا ثالِثُهُما، اءَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَةِ، وَ اءَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ.

وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقالَ: (هذَا الشَّیْطانُ قَدْ اءَیسَ مِنْ عِبادَتِهِ، إِنَّکَ تَسْمَعُ ما اءَسْمَعُ، وَ تَرى ما اءَرى ، إِلا اءَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیِّ، وَ لکِنَّکَ لَوَزِیرٌ، وَ إِنَّکَ لَعَلى خَیْرٍ ... ).

 

... و شما از منزلت من در نزد رسول الله آگاه هستید! هم از جهت خویشاوندى و هم از جهت حرمت خاصى که براى من مى شناخت!

من خردسال بودم که ( مانند پدر و فرزندی ) مرا در کنار خود مى نشاند و بر سینه خود مى چسباند و در بستر خود مى خوابانید و تن من به تن او مى سایید و عطرش را استشمام می کردم. گاه چیزى را مى جوید و در دهان من مى نهاد.

او هرگز نه دروغى را از من شنید و نه در رفتارم خطایى دید!!


از آن زمان که رسول الله (صلى الله علیه و آله ) از شیر باز گرفته شد، خداوند، بزرگترین ملک خود را شب و روز همنشین او ساخت تا او را به راه بزرگواریها و خصال و اخلاق نیکو رهنمون باشد.

من همواره ، چون بچه شترى که در پى مادر رود در پى او مى رفتم و او هر روز یکى از صفات پسندیده اش ‍ را بر من آشکار مى نمود و مرا مى فرمود که بدان اقتدا کنم .


هر سال در غار حراء، زمانى چند خلوت مى گزید ؛ من او را مى دیدم و جز من کسى نمى دید.

روزگارى جز خانه اى که رسول الله (ص ) و خدیجه و من در آن مى زیستیم ، اسلام را دیگر خانه اى نبود.

 نور وحى و رسالت را به چشم مى دیدم و بوى نبوت را مى شنیدم .

هنگامى که وحى نازل مى شد صداى ناله شیطان را مى شنیدم . مى پرسیدم یا رسول الله ، این صداى چیست مى گفت که صداى شیطان است ، از اینکه او را بپرستند، نومید شده است .

تو هم مى شنوى ، هر چه من مى شنوم و مى بینى آنچه من مى بینم ، جز آنکه تو پیامبر نیستى ولى تو وزیر منى ، تو به راه خیر مى روى!

...



||| لوطی |||

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۴۴ ق.ظ

ابوالفتوح رازى ، قاضى نعمان و ابوالقاسم کوفى آورده اند:


در زمان حکومت عمر بن خطّاب ، غلامى را نزد او آوردند که مولاى خود را کشته بود، عمر بدون آن که تحقیق و بررسى نماید، حکم قتل او را صادر کرد.


این خبر به امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام رسید و شهود نیز شهادت دادند؛ که این غلام مولاى خود را کشته است .


حضرت خطاب به غلام کرد و اظهار نمود:

 تو چه مى گوئى ؟

غلام در پاسخ گفت : بلى ، من او را کشته ام .

حضرت فرمود: براى چه او را کشته اى ؟

گفت : اربابم خواست به من تجاوز لواط کند ولى من نپذیرفتم ، و چون خواست مرا مجبور کند، من او را از خود بر طرف ساختم ، ولیکن بار دیگر آمد و به زور با من چنان عمل زشتى را مرتکب شد و من هم از روى غیرت و انتقام او را کشتم .

حضرت اظهار داشت : باید بر ادّعاى خود شاهد داشته باشى ؟

غلام عرض کرد: یا امیر المؤ منین ! در حالى که من در آن شب تنها بودم ، چگونه مى توانم شاهد داشته باشم ؛ و او درب ها را بسته بود و من اختیارى از خود نداشتم .

امیر المؤ منین علىّ علیه السلام فرمود: چرا بر او حمله کردى و او را کشتى ؟ آیا او از این عمل زشت پشیمان نشده بود؟ و آیا ندامت و توبه او را نشنیدى ؟

غلام گفت : خیر، هیچ أثرى از آثار ندامت در او ندیدم .

حضرت با صداى بلند فرمود: اللّه اکبر! صداقت یا دروغ تو، هم اکنون روشن خواهد گشت .


بعد از آن دستور داد تا غلام را بازداشت نمایند و سپس به اولیاى مقتول خطاب کرد و فرمود:

سه روز که از دفن مرده گذشت ، جهت بیان و صدور حکم مراجعه کنید.


چون روز سوّم فرا رسید، امام علىّ علیه السلام به همراه عمر و اولیاء مقتول کنار قبر رفتند و حضرت دستور داد تا قبر را بشکافند؛ سپس ‍ اظهار نمود:

چنانچه جسد مرده موجود باشد، غلام دروغ گفته ؛ و اگر مفقود باشد غلام ، صادق و راستگو است .


پس وقتى که قبر را شکافتند، جسد را در قبر نیافتند؛ و چون به حضرت علىّ علیه السلام گزارش دادند که جسد در قبر نیست .


حضرت اظهار نمود:

اللّه اکبر! به خدا قسم ! نه دروغ گفته ام و نه تکذیب شده ام ، از پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود:

هر که از امّت من باشد و عمل زشت قوم لوط را انجام دهد - که همانا به وسیله فریب شیطان انجام مى دادند - و بدون توبه از دنیا برود و او را دفن کنند، بیش از سه روز در قبر نخواهد ماند؛ و او را با قوم لوط محشور مى گردانند؛ و به عذاب سخت و دردناک الهى گرفتار خواهد گشت .


پس از آن ، حضرت امیر علیه السلام فرمود: غلام را آزاد کنید.


منبع:

چهل داستان و چهل حدیث از امیرالمؤمنین على (ع )

عبداللّه صالحى

از: مستدرک الوسائل