ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

متفرقه ها :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۲۴۶ مطلب با موضوع «متفرقه ها» ثبت شده است

جرم نابخشودنی شیخ!!

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ق.ظ

منتظر مسافر بود!

تا ما رو دید دنده عقب گرفت و خودشو به ما رسوند.

سعیم بر اینه پیش از سوار شدن، قیمت رو طی کنم!

- تا ... چند میرین؟!

- 25 تومان

- زیاده

- نه قیمت خوبی بهتون گفتم!

کنار رفتم ، ماشین دومی ترمز کرد...


- تا ... چند میرین؟!

- 20 تومان

- 15 بیشتر نمی دم

- سوار شین

مشغول سوار شدن بودیم، راننده اول :

- باشه همون 15 

اما کار از کار گذشته بود. 

شروع کرد به داد و هوار کشیدن:

- شمام شدین شیخ؟!

  هی برین رو منبر برا مردم حرف بزنین!!!

  نه بابا خبری نیست که نیست!!

  از ساعت 4 منتظر ...

و او همچنان مشغول بلغور کردن بود که ماشین ما راه افتاد.

و ماشین های بعدی که از تموم ماجرا به همون ته قصه رسیده بودند!!

اگه فردای روزگار جرم نابخشودنی آخوندی رو شنیدین که راننده سواری با کمال شجاعت و بدون ترس از نظام، مثل یک شیر بر سر و کله ش فریاد برآورده که: شمام شدین شیخ؟! هی برین رو منبر برا مردم حرف بزنین و ... ، بدونین قصه ما بوده!

بلنـــــــــــدگــــــــــو

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ق.ظ

گروه اول :

صدا به ما نمی رسه، گناه کردیم خونه مون دور از مسجده؟!

همسایگان مسجد :

صدای بلندگو بیشتر از این ، ما رو اذیت می کنه!

من:

هر دو گروه راست میگین

همه با هم:

خوب بالاخره تکلیف چیه؟!

من:

سه ساختمان بلند در فواصل مختلف روستا مشخص کنین و بلندگوها رو به این سه جا تقسیم کنین، یه کم زحمت داره اما تقریبا تنها کار ممکنه.

یکی از جمع:

بر جمال دلربای محمد صلوات

+ تو روستاها بلندگوی مساجد علاوه بر پخش اذان ، مهمترین وسیله اطلاع رسانی به مردمه ( اعلان عروسی ها و مرگ و میرها و تجمعات و ... )

بنابرین مدیریت درست اون بسیار حائز اهمیت است.

امری که مورد غفلت بسیاری از مسئولین روستایی قرار گرفته و هر از گاهی چنین مباحث و اختلافاتی رو با خود به دنبال می آورد.

تا «رسیدن» چیزی نمانده است!!

دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۳۱ ب.ظ

پشت دستم سوخت

ناخودآگاه زمین کوبیدمش!

حیوانکی نمی فهمد میوه ی کال دل درد می آورد!!

گفتم:

چرخی بزن، تا رسیدن چیزی نمانده است!

مورچه شاید چیزی می داند که رفتن را به صرفه ندانست!

کشتی با حلب روغن!!

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۴۷ ب.ظ

از این روغن حلبیا خیلی بدم میومد

هنوزم بدم میاد

نه به خاطر روغنش ، به خاطر حلبش!

همچین دربش رو پرس کردند که انگار قرار به مصرف کردنش نبوده!!

یادش بخیر

وسط آشپزخونه مینشستم و پاهام رو قفل می کردم دورش و با پیچ گوشتی و انبردست و غیره می افتادم به جونش...

جونم رو بالا می آورد و بدنه حلب قُر می شد اما در همچنان سالم!!

تا وقتی که برا خداقوتی یه سر رفته بودم آشپزخانه مسجد...

دیدم ای بابا! این بندگان خدا هم که از این روغنا دارند با خودم گفتم تا کی بخوان درب اینها رو یکی یکی باز کنن که دیدم با دسته هاون اومد جلو...

یه ضربه محکم درست به وسط درب... لبه های درب بالا اومد... با اشاره یه پیچ گوشتی درب رو انداخت اون طرف! به همین راحتی!!!

ای خدا! چه عمری حروم کرده بودیم پای این حلبا!!


+ پیام های این پست

1 - برا خداقوتی گاهی آشپزخونه مسجدتون هم برین، بد نیست!

2 - فکر کن هر راهی رو که با زحمت داری طی می کنی ، شاید یه راه آسون تری هم داشته باشه!!!

چیزی شبیه خواب

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۳۳ ق.ظ

مرگ

مرگ

مرگ چیز غریبی نیست!

مرگ شبیه خواب است!

شبیه همین خواب هایی که هر شب می روم!

و می دانم اولش کلی غلت زدن دارد!!!

دزد محله !!

دوشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

محله ای بود و دزدی داشت آخر ناجنسی!

هر کسی مسافرت می رفت خونه ش رو خالی می کرد و بدبخت مالباخته جرأت اعتراض و حتی به رو آوردن هم نداشت!

بنده خدایی مسافرت رفت و آمد و سیخ کبریتی از خونه ش کم نشد!!

همه متعجب مونده بودند، گفت:

خواستم سفر برم ، کلید رو دادم به خود دزده و گفتم کسی باجربزه تر از شما تو این محله نیست، خونه م رو به شما سپردم!


آقا امام هادی(ع) می فرمایند:

مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ - بحارالانوار ج 75 ص 365 -

اگر کسی پیش خودش بی شخصیت شد، از شرّ او در امان نباش!


بخوای کسی رو از گناه و اشتباه و تجاوز باز بداری ، یک راهش اینه که بهش شخصیت بدی!

آدم شخصیت دار خودش مانع خودش میشه...!!


+ قابل توجه پدرا، مادرا، مربیا، شعرا و نویسندگان، جامعه معزز روحانیت، دانشگاهیان محترم، مسجدیا، دوست و رفقا، کسبه وتجار، کارگرا، کارمندا، کشاورزا، دامدارا، مسئولین محلی و کشوری ولشکری، پرسنل محترم نیروی انتظامی، و در یک کلمه همه ملت شریف و ولایت مدار ایران!!!

به صرف شیرینــــــی و حلیــــــم !!!

دوشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

یکی از سختی های کار مبلغینی مثل ما اینه که:

گاهی حلیم عزا نخورده، باید شیرینی عقد بخوری و بالعکس.

انتقال از جشن به عزا و از عزا به جشن با این سرعت واقعا هنر می خواد!

فرض کن تو عزا خندون باشی یا تو جشن گرفته ، چه برداشت ها وتحلیل هایی که برات نمی کنن !!

و کاش آن تحلیل گران قهار و چیز فهم ، ذره ای شرایط روحی امثال ما رو هم در تحلیل هاشون مد نظر قرار می دادند!


+ مثلا شده طرف هنوز تو حس عزا بوده و عقدکنان رفته ، پشتش گفته بودند : لابد کم بهش دادیم !!!

( هرچند بعضی به آخوندجماعت که می رسند دستشون همچین به پشتشون قفل میشه و اوضاع زندگیشون بی ریخت که بیا و ببین!!! شکر که برا پول کار نمی کنیم!! )

+ اگر پیشنهاد بدیم کار بعضی از روحانیون را هم جزء مشاغل سخت می بایست به حساب بیارند، بسیاری به این سخن می خندند!! ( اما دوستانی رو میشناسم که بعد از چند سال فعالیت در این عرصه، مشکلات روحی روانی گرفتند و بعضا از طرح هم خارج شدند! بدون هیچ حمایتی )

* زمین خوری ! ( الاکل علی الارض !!! )

دوشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۵۸ ب.ظ

پایم به سنگی گرفت...

با صورت به طرف زمین...

لعنتی ! چرا ؟!

آ

آ

آ

آ

آ

آخ جون!

خدایا ! شکرت

از این بهتر نمی شد!

- دستم بر چیزی فرود آمد که مدتهاست پی اش بودم !! -

اسمش چی بود؟!

چهارشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۵۸ ب.ظ

احوالپرسی شو بیش از حد طولانی می کنه!

اونقدری که متوجه تعجب من شد

حالا دیگه همه مأمومین از مسجد خارج شده اند

« خدایا! چی می خواستم بپرسم؟! »

پیرمرد - در حالی که به شدت به ذهنش فشار میاره - در صورتم خندید و این رو گفت.

لحظاتی هم به مکث گذروند و مثل اینکه چیزی به خاطرش نیومده باشه، اضافه کرد:

« انگاری واقعاً چیز گرفته ام !

اسم وامونده ش چی بود؟!! »

خنده م به خنده ش در آمیخت !

گفتم:

« شکر خدا که مثل خیلی ها راه مسجد رو فراموش نکرده این !! »

دستم رو به شونه ش گذاشتم و به همراهیش ادامه دادم :
« دعا کن ما هم یه جاهایی آلزایمر بگیریم! »

کارشناس که باشی...

شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۵۴ ب.ظ

کارشناس که باشی

داغون نمی شی .

اما اگر شدی

جمله ای که آرومت کنه ، نیست !!


+ حالم بگی نگی بده !

چراش رو بگم یه جوریه که اگر کسی مختصر آشنایی باهام داشته باشه و پی اش رو بگیره ، چیزایی دستگیرش میشه و من اینو نمی خوام !

+ ارتباطی به پست قبلیم هم نداره

دست نبوسی !

چهارشنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۴۸ ب.ظ


نوچ که نوچ

چهارشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۲۰ ب.ظ

گفتم :

دختره گناه کرده باباش معتاده ؟!

خوب این طفلکم جهیزیه می خواد!

جواب طرف :

نوچ !!!

می ترسی هزینه دود کنه ، به خانمش بسپر :

نوچ !!!

اصلا خودمون جنسشو می خریم می بریم در خونه ش :

نوچ !!!

*

یه شبی از کمیته اومده بودن برا جمع آوری کمک جهیزیه

نیگاش می کردم کلی پول داد !!

مأمور کمیته گفت:

بخشی از این ، هزینه ی جهیزیه ی دخترانی میشه که سرپرست معتاد دارند !!!!


+ فامیل و همسایه و آشنا قطعا در باب انفاقات مقدم بر دیگرانند حالا چرا بعضی حاضرند برا غریبه ای که اصلا نمیشناسند و میزان نیازشو نمی دونند هزینه کنند ولی برا شناس خودشون نه ، نمی دونم!

ع ن ک ب و ت

سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ

« مرده » بود بر تار !

مدتی بود زیر نظرش داشتم

پشه ها با آسایش در اطرافش پرواز می کردند !

خواستم بساطش را به سیخی برچینم...

پشه ای بر تار نشست !

عنکبوت « زنده » شد !!


حمله به خانه عالِم !!

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ق.ظ

اهل و عیال جا انداخته بودند و منم داشتم مسواک می زدم و همینجور فکر می کردم که صدایی هولناک منو به خود اورد

خدایا! این دیگه چی بود؟!

نکنه آخرش این میز لق لقوی تلویزیون پایی بهش خورد و سقوط کرد؟!

نکه دخترا تو ورجه وورجه قبل خواب سرشون به در و دیوار خورده باشه؟!

نکنه؟

مسواک به دهن از آشپزخونه به سمت اطاق دویدم که نزدیک بود با خانم ، بچه ها که اونها از اطاق داشتند به سمت آشپزخونه فرار می کردند برخورد کنم!

گرد و خاک بود که بلند شده بود!

پرسیدم چی شده ؟!

دخترا ترسیده  بودند

بابایی نزدیک بود سقف رو سرمون بریزه!

کمی که گرد و خاک فرو نشست ؛ نگاه کردیم - چشتون روز بد نبینه -

قسمتی از سقف که ریخته بود بماند، ولوله موریانه بود!

چند روز قبلش برای اولین بار تو عمرم موریانه دیده بودم و صاحب خونه رو مطلع کردم تنها گفت: دود که راه بندازی میمیرن!

نیمی از اسپندایی رو که تابستاون از بیابونای شورگشت جمع کرده بودیم اوردیم و دود کردیم

تنها اتفاقی که افتاد یکی یکی موریانه ها از سقف به زمین می افتادند اما سرو مرو گنده

ترسیدم به کتابا حمله ور بشن، تو همون دود غلیظ مگس کش به دست نشستم و هی سرفه کردم و موریانه کشتم!

خانمی هر از گاهی درو باز می کرد مطمئن بشه زنده م !

صبح به هیأت امناء وصاحب خونه خبرشو دادم

گفتند: پوست درخت آلو باید بیاییم و بسوزونیم، شمام باید چند ساعتی از خونه بیرون برین!

فعلا که نیومدن


+ ناشکر نیستیم اما گمان نمی کنم بسیاری از کسانی که به زندگی روحانیت ایراد می گیرند حاضر باشند فقط چند روز تو همچین خونه هایی سر کنند!

+ شانس اوردم اگه اون وقت پای کامپیوتر بودم دقیقا رو سر خودم ریخته بود! شکر خدا فقط کامپیوترم خاک بر سر شد!

+ یادم اومد از یکی از خونه های عالم که تو صحن حیاطش مار دیدیم، رتیل دیدیم، تو اطاق و هالش بارها و بارها عقرب دیدیم ، هر چند آسیبی بهمون نرسید اما دلهره ش کم نبود - راستش می ترسیدم خجالت زده خانواده خانمم بشم! -

* روزی دیگر *

يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۵۳ ق.ظ

روزی دیگر آغاز شد.

هنوز نقشی بر این روز نرفته است.

و تو نقاش منتخب خداوندی !!!

این تو و این اعتقاد خالق به تو !!

به نام و یاد او بهترین روز زندگی ات را نقاشی کن ...

موفق باشید.


+ هر روز این پیام را بر خودت بخوان

مسابقه نامه و پیامک به روحانی محل...

چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ق.ظ

مسابقه ای برگزار کردم تحت این عنوان:

مسابقه نامه و پیامک به روحانی محل ، در هشت موضوع:

1- برای رونق گرفتن مسجد و نمازهای جماعت چه پیشنهاداتی دارید؟

2- وظایف روحانی در قبال ما ، وظایف ما در قبال روحانی

3- مشکل شخصی یا اجتماعیی که دوست دارید روحانی آن را حل کند؟

4- در آینده دوست دارید شما یا یکی از اعضای خانواده شما وارد حوزه علمیه شود، چرا؟

5- آرزوهای یک روحانی از دید شما؟

6- بهترین سخن یا طرح یا خاطره ای که از روحانیون پیشین محل به یاد دارید؟

7- کاش روحانی ما اینجوری بود...

8- موضوع آزاد

_________________________________________________________


نامه جالب دختر کلاس چهارمی در موضوع شماره 5 :

« حسن روحانی!!! در سال 1327 در سرخه از بخشهای مرکزی شهرستان سمنان چشم به جهان گشود.

والامرتبه ی و حوزه علمیه قم بود آشنا گردید و آرزوی دیدار حاج آقا روح الله در دلش شکوفا شد!!

و یکی دیگر از آرزوی روحانی این بود که برای باز کردن قفل ها با کلید را هم بسیار علاقه داشت!!!


+ خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

* آخوندای عرب !!!

سه شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۵۷ ق.ظ

به زحمت خودش رو بهم رسوند:

نفسی چاق کرد و گفت:


ــ جناب! یه سؤال ...

ــ بفرما

ــ شما آخوندا مگه عربین؟!!

ــ من ایرانی ام ، که چه؟!

ــ پس چرا لباس عربها رو پوشیدین؟!


گفتم: اگه این لباس رو نپوشیده بودم ، شما می اومدین همچین سؤالی ازم بپرسین؟!!


گفتم: لباس ما به تابلوی سیّاری میمونه که هرجا بریم معرّف ما و کار ماست! و در عین حال لباسی ست متناسب و وزین!


گفتم : کاش همه ی اونهایی که علمی هنری چیزی دارند ، همیشه وقت و همه جا ، بی مزد و منت ، تو کوچه و بازار ، خودشون رو به مردم که برادر و خواهران خودشونند عرضه می کردند و هنر و علمشون رو در اختیارشون می گذاشتند اما امان و صد امان از کاسبی...!!


و ادامه دادم: : این کارشناسان دینی هستند که با حضور در جامعه با این پوشش خاص - هرچند برای اونها و خانواده هاشون محدودیت آور هم باشه - آمادگی خودشون رو در این راستا اعلام داشته و می دارند.

دیدین یا شنیدین که روحانیی برای پاسخگویی به مسأله شرعی یا اخلاقی رفتاری کسی ، یا حل مشکل خانوادگی یا اجتماعیی که گاه ساعات و بلکه روزهایی از وقت او را هم ممکنه بگیره، پولی دریافت کرده باشه؟!

آری بسیاری از این رفتارهای قشنگ و انسانی از برکت همین پوششی ست که به چشم شما ساده میاد.


انگار از نوع و طرز سؤالش پشیمون شده باشه، التماس دعایی گفت و مسیری رو که به سرعت طی کرده بود تا خودش رو به من برسونه، با آرامی و متفکرانه برگشت!


مؤید باشین.

مدیون آیت الله العظمی

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۳۶ ب.ظ

اولین برخوردمان بود!

خیلی اظهار ارادت می کرد!

زندگیشو مدیون آیت الله العظمی وحید می دونست!

- اگه گاهی افرادی بخاطر اینکه از یه آخوندی خوششون نیومده و به پای اون ، به ما هم رویی نشون نمیدادند ، این بار برعکس بخاطر هم لباسی ما با بزرگواری چون حاج آقای وحید مورد لطف و عنایت قرار گرفته بودیم! -

گفتم: جریانی با ایشون داشتین؟!

گفت: کاسبی می کردم همه چیزمو سر کارم گذاشتم!

اما ورشکسته شدم و زندگیم تباه شد.

رفتم قم...

خدمت آیت الله وحید رسیدم و توصیه ای خواستم!

فرمود: چند میلیون از سرمایه ت مونده؟!

گفتم: 5 میلیون

فرمود: « 3 میلیونش رو به کار بزن و دو میلیون پشتوانه کارت قرار بده، و همیشه این نسبت رو حفظ کن. »

با عمل به همین توصیه دوباره ماشین خریدم و زندگیم سامان گرفت و الان خونه م هم در حال تکمیله .

گفتم: الهی شکر


ـــــــ فحش به آخوند ! ـــــــ

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۳ ق.ظ

آیت الله ستوده :

روزی چند نفر از شمال به محضر امام خمینی (ره) آمده بودند تا یک نفر روحانی را به روستای خود برای تبلیغ ببرند.

به آقا عرض کردند:

« سیّد نباشد!! »

امام فرمود: چرا؟

گفتند: اگر خُلقمان تنگ شد و خواستیم به او فحش بدهیم، سیّد نباشد که بی احترامی شود!!


منبع: حوزه نیوز


+ خدا به داد ما برسد که مبلغ هستیم و سید نیستیم!!! خخخخ

ولی بی تعارف میگم: اونقدری از مردم احترام و محبت دیده و می بینیم که تک و توک اخم و فحشی هم اگه باشه به چشممون نمیاد!

رزق وروزی

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۲۰ ق.ظ

شوخی یا جدی ، مرتب میگفتند:

« حاج آقا! امسال که شما منطقه ی ما اومدین، خشکسالی شده و رزق و روزی ها هم پَر !

باید یواش یواش از گلوی زن و بچه مون بچسبیم! »


و من خیلی جدی می گفتم:

« اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة...

اللهم ارزقنا صدق الحدیث و أداء الأمانة و المحافظة على الصلوات...

اللهم ارزقنا أعمالا زاکیة متقبلة ترضى بها عنا و تسهل لنا سکرة الموت و شدة هول یوم القیامة...

اللهم ارزقنا حلاوة الإیمان و برد المغفرة...

اللهم ارزقنا معروفا فی غیر أذى ولا منة، وعزّا بک فی غیر ضلالة، وتثبیتا ویقینا وتذکرا وقناعة وتعففا وغنى عن الحاجة إلى المخلوقین...


رزق و روزی که فقط مادی نیست.

مثلا همین حضور خود من در این محل ، بالاترین رزق و روزیی ست که خداوند منّان نصیب شما کرده!!!

خدا قربونش برم که به همه کس همه چیز رو با هم نمیده!! »


به نظرتون خوب گفته م؟!


نوشته اند:

مرحوم (خواجه نصیرالدین طوسى ) آنچنان به تحصیل علوم عقلى و دینى علاقه داشت که شبها کمتر به خواب میرفت و کتب متنوّع و گوناگون در نزد خود مى گذاشت و اگر از یکى خسته مى شد به دیگرى مى پرداخت!

و براى آنکه کسالت را از خود دور سازد، همیشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع کسالت و خواب مى کرد!

و در این شبها و در این مواقع بود که به کشف معضلات و مشکلات علمى نائل مى آمد و از شدّت فرح و انبساطى که در آن حالت وى را رخ مى داد فریاد میزد:

( أین ابناء الملوک من هذه اللّذه : کجایند سلطنت زادگان که ببینند چه لذتى ست در این علم !! )

و شاید خواجه در دو بیت شعر مشهور خود اشاره به همین دوران شیرین زندگانى خود نموده که در خصوص اعتزال از لذائذ زندگى ، و تمرکز افکار در یک نقطه و هدف عالى یعنى « مطالعه و درس » مى فرماید:


لذّات دنیوى همه هیچ است نزد من

در خاطر ، از تغیّر آن هیچ ترس نیست!

« روز تنعّم » و « شب عیش و طرب » مرا

غیر از « شب مطالعه » و « روز درس » نیست!


منبع:

داستانهایى از علاقه مندان و شیفتگان علم

على میرخلف زاده

- با اندکی تصرف -

« درک » کجاست که میگیم: « برو به درک »

چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۲۳ ق.ظ

مثلی ست برای خودش:

« برو به درک ! »


 این درک کجاست؟

به نظر می رسه این مثل از آیه زیر گرفته شده باشه ( هرچند راء در ایه ساکن است و در مثل متحرک اما هردو به یک معناست! )

إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا (145) نساء -

ترجمه :

قطعاً منافقان ، در پائین ترین جای دوزخ هستند! و هرگز براى آنان هیچ یاورى نمى یابى!


نکته ها :

O ((دَرک )) عمیق ترین نقطه ى دریاست ؛ به مطلبى هم که عمق آن فهمیده شود، مى گویند: درک شد.

به پله هایى که رو به پایین مى رود ((درَک )) و به پله هایى که رو به بالا مى رود ((درجه )) مى گویند ؛ همان گونه که بهشت ، درجات دارد، دوزخ هم درکات دارد.


پیام ها

1- جایگاه منافقان در دوزخ از کفّار بدتر است . (فى الدرک الاسفل )

2- دوزخ ، مراتب و درجاتى دارد. (فى الدرک الاسفل )

3- در قیامت ، راهى براى نجات منافقان نیست . (لن تجدلهم نصیراً)

4- شفاعت ، شامل حال منافقان نمى شود. (لن تجدلهم نصیراً)

- تفسیر نور -


از این آیه به خوبى استفاده مى شود که از نظر اسلام « نفاق » بدترین انواع کفر، و منافقان دورترین مردم از خدا هستند و به همین دلیل جایگاه آنها بدترین و پست ترین نقطه دوزخ است ، و باید هم چنین باشد، زیرا خطراتى که از ناحیه منافقان به جوامع انسانى مى رسد با هیچ خطرى قابل مقایسه نیست!

آنها با استفاده از مصونیتى که در پناه اظهار ایمان پیدا مى کنند، ناجوانمردانه ، و آزادانه به افراد بى دفاع حمله ور شده ، از پشت به آنها خنجر مى زنند، مسلما حال چنین دشمنان ناجوانمرد و خطرناک که در قیافه دوست آشکار مى شوند از حال دشمنانى که با صراحت اعلان عداوت کرده و وضع خود را مشخص ساخته اند بمراتب بدتر است ، در حقیقت نفاق راه و رسم افراد بى شخصیت و پست ، و مرموز و ترسو، و به تمام معنى آلوده است .


توجه :

براى اینکه روشن شود حتى این افراد فوق العاده آلوده راه بازگشت به سوى خدا و اصلاح موقعیت خویشتن دارند، اضافه مى کند:

 إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَسَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْرًا عَظِیمًا (146) نساء -

مگر آنها که توبه کرده و اعمال خود را اصلاح نمایند (و گذشته را جبران کنند) و به دامن لطف پروردگار چنگ بزنند و دین و ایمان خود را براى خدا خالص گردانند. چنین کسانى سرانجام اهل نجات خواهند شد و با مؤمنان قرین مى گردند و خداوند پاداش عظیمى به همه افراد با ایمان خواهد داد.


نکته:

( اینها همراه مؤمنان خواهند بود، اشاره به اینکه مقام مؤمنان ثابت قدم از آنها برتر و بالاتر است ، آنها اصلند و اینها فرع ، و از پرتو وجود مؤمنان راستین نور و صفائى مى یابند )

- تفسیر نمونه -


بنابرین آنهایی هم که ما از رفتار و کردارشان رنجیده خاطر شدیم و مثل خدا از خود رانده و گفتیم : « برو به درک » مثل خدا هم راه برگشت را برایشان باز نگه داریم و بگوئیم: الا ...


دلتان بی کینه

اگه آخوند باشی و آخوند روستا ...

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۶ ب.ظ

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ (30) ملک -

بـگـو: به من خبر دهید اگـر آبهاى (سرزمین ) شما در زمین فرو رود چه کسى مى تواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد؟


اگه آخوند باشی و آخوند روستا ...

ملت برف و بارونشون رو هم از تو می خوان!

بارون نیاد چپ چپ بهت نیگا میکنن!!

برف و بارون که میاد تو مسجد جا نیست!!!

ما هم که صد البته کم نمیاریم و توپ رو میندازیم تو میدون خودشون که امان از گناه و معصیت و بی دینی!

حالا هی خمس و زکات ندین!!!!


ولی جدای از شوخی ، در منابع دینی برای کم بارشی هم اسباب و عللی رو معرفی کرده ند:


الإمام الباقر (علیه السلام):

إنه ما من سنة أقل مطرا من سنة، ولکن الله یضعه حیث یشاء، إن الله عزوجل إذا عمل قوم بالمعاصی صرف عنهم ما کان قدر لهم من المطر - میزان الحکمة باب الذنب -

هیچ سالی کم بارش تر از سال قبل نیست! ( نسبت به همه زمین ) ، ولی خدا آن را هر جا خود بخواهد قرار می دهد! براستی که خداوند سهم باران قومی را که معصیت می کنند از آنها برمی گرداند.


وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آَمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (96) اعراف -

و اگر اهالی شهرها و آبادیها ایمان می آوردند و تقوى پیشه می کردند ، از زمین و آسمان درهای برکت را بر آنها مى گشودیم! ولى آنها اهل تکذیبند ،ما هم بخاطر اعمالشان آنها را به مجازات گرفتیم!


وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا (16) جن - 

 اگـر ایشان بر طریقه (ایمان ) استقامت ورزند،  ما آنها را با آب فراوان سیراب مى کنیم!


حبس المطر عن قوم إدریس بذنب سلطانهم، فدعا علیهم إدریس بحبس المطر عنهم ،حبس المطر عن قوم هود بتکذیبهم هوداً ، فی أ نّه حبس المطر عن قوم إلیا، لأنّ ملک زمانه کان له امرأة تعبد الصنم فی داره - مستدرک سفینة البحار باب السحاب والمطر-

باران بر قوم ادریس نبارید بخاطر گناه حاکم آنها و نفرین ادریس ، و از قوم هود بازداشته شد بخاطر تکذیب هود توسط آنها ، و قوم الیا بخاطر پرستش خانگی بت توسط همسر پادشاه.


عن النبی صلى الله علیه وآله قال:

 إن الله تبارک وتعالى حبس قطر المطر عن بنی إسرائیل بسوء رأیهم فی أنبیائهم، وإنه حابس قطر المطر عن هذه الامة ببغضهم علی بن أبی طالب (1) علیه السلام - بحار الانوار ج 27 ص 227 -

همانا خداوند بارش باران را بر بنی اسرائیل حرام کرد بخاطر دیدگاه بد آنها نسبت به پیامبرانشان،  و بر این امت حرام کرد بخاطر بغض آنها نسبت به علی بن ابی طالب (ع)


عن الرضا علیه السلام قال:

إذا کذب الولاة حبس المطر، وإذا جار السلطان هانت الدولة، وإذا حبست الزکاة ماتت المواشی - بحار الانوار ج 70 ص 373 -

هرگاه والیان و مسئولان حکومت دروغ گویند باران نبارد ، و اگر فرمانروا  ظلم و ستم نماید حکومت به ضعف گراید ، و چنانچه مردم زکات نپردازند چهارپایان بمیرند.


عن زین العابدین (علیه السلام):

الذنوب التی تحبس غیث السماء: جور الحکام فی القضاء، وشهادة الزور، وکتمان الشهادة - میزان الحکمة باب الذنب -

گناهانی که باران آسمان را بند آورد : ظلم قاضیان در صدور حکم ، و شهادت دروغ دادن ، و پنهان کردن شهادت ( خلاصه یعنی: فساد در امور قضائی )


گلچین کتاب پرسش های مهم پاسخ های کوتاه از استاد قرائتی

بسم الله الرّحمن الرّحیم


سؤال 1 : آیا خدا به عبادات ما نیاز دارد که فرمان داده نماز بخوانیم و رو به کعبه بایستیم ؟

اگر همه مردم رو به خورشید یا پشت به آن خانه بسازند چیزی به خورشید اضافه نمی شود ، و چیزی از آن کم نمی شود . خورشید نیازی به مردم ندارد که رو به او کنند ، این مردم هستند که برای دریافت نور و گرما باید خانه های خود را رو به خورشید بسازند .


خداوند به عباداتِ مردم نیازی ندارد که فرمان داده نماز بخوانند . این مردم هستند که با رو کردن به او از الطاف خاص الهی برخوردار می شوند و رشد می کنند .

قرآن می فرماید : اگر همه مردم کافر شوند ، ذره ای در خداوند اثر ندارد ، زیرا او از همه انسان ها بی نیاز است . ( اِن تکفروا انتم و مَن فی الارض جمیعاً فان الله لغنیٌ حمید ) سوره ابراهیم ، آیه 8

{گر جمله ی کائنات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد}


سؤال 2 : چرا صالحان ، گرفتار مشکلات هستند و مجرمان و گنهکاران ، در رفاه به سر می برند ؟

خداوند اولیای خود را دوست دارد ، لذا اگر خلافی کنند ، فوراً آنان را با قهر خود می گیرد تا متذکر شوند { پیامبران با انجام ترک اولی نیز تأدیب می شدند} و همچنین اگر مؤمنین خلافی کنند چند روزی نمی گذرد مگر آنکه گوشمالی می شوند.

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه : اگر گناه پشت سر گناه کردید و خدا شما را گوشمالی نکرد ، از استدراج بترسید!

 اما اگر نا اهلان خلاف کنند ، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه مهلت سر آمد ، آنان را هلاک می کند : (و جعلنا لمهلکهم مَوعداً ) سوره کهف ، آیه 59 و اگر امیدی به اصلاحشان نباشد ، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهد تا پیمانه شان پر شود . ( انما نُملی لهم لیزدادوا اثماً ) سوره آل عمران ، آیه 178


اگر قطره ای چای روی شیشه عینک شما بریزد ، فوراً آن را پاک می کنید .

اما اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بچکد ، صبر می کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید .

و اگر قطره ای چای روی قالی زیر پای شما بچکد ، آن را رها می کنید تا مثلاً شب عید به قالی شویی ببرید .

خداوند نیز با هر کس به گونه ای رفتار می نماید و بر اساس شفافیت یا تیرگی روحش ، کیفر او را به تأخیر می اندازد .


سؤال 3 : چگونه قبولی تمام کارها ، مشروط به قبولی یک عمل همچون نماز می شود ؟

پلیس راهی را در نظر بگیرید که از راننده ای گواهینامه رانندگی مطالبه می کند . اگر راننده ، گواهینامه

پزشکی ، گذرنامه سیاسی ، پروانه ساختمان و اجازه اجتهاد و یا هر مدرک دیگری به او نشان دهد ، پلیس از او نمی پذیرد و تنها اگر گواهینامه رانندگی داشت اجازه عبور می دهد وگرنه مانع او می شود .

در قیامت نیز شرط رسیدن به مقصد ، گواهینامه نماز است که اگر نباشد ، هیچ عملی قبول و نجات بخش نیست


سؤال 4 : چگونه پاداش بعضی اعمال انسان ، از حساب و شماره می گذرد ؟

بر اساس روایات ، تعداد نفرات در نماز جماعت هر چه بیشتر باشد ، ثواب نماز بیشتر می شود ؛ تا آنکه عدد افراد حاضر در نماز جماعت ، به ده نفر برسد که در این صورت پاداش آن بی شمار شده و کسی جز خداوند نمی داند .

چنانکه انسان ، با یک انگشت می تواند شماره تلفن بگیرد ، با دو انگشت می تواند سطل کوچکی را بلند کند ، با سه انگشت کار بیشتری انجام می دهد ، تا اینکه به ده انگشت برسد که در این صورت ، دیگر کار انسان محدودیت ندارد و هر کاری بخواهد می تواند با این ده انگشت انجام دهد و نوع کارهایش قابل حساب و شماره نیست .


سؤال 5 : امر به معروف و نهی از منکر ، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهی خاص ؟

برای ماشینی که در مسیر یک طرفه برخلاف همه رانندگی می کند ، دو نوع برخورد لازم است : یکی آنکه

تمام رانندگان با بوق و چراغ مخالفت خود را با کار او اعلام کنند ، دوم آنکه پلیس ، راننده را جریمه کند .


قرآن نیز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهی از منکر سفارش می کند : ( کٌنتم خَیرَ اٌمه اٌخرِجَت تَأمرون بِالمَعروف و تَنهَون عن المنکر ) سوره آل عمران ، آیه 110 شما بهترین امتی هستید که جلوه کرده اید به شرط آنکه امر به معروف و نهی از منکر کنید .

و در جای دیگر می فرماید : از میان شما مسلمین گروهی ویژه باید مسئول امر به معروف و نهی از منکر شوند . ( و لتکن منکم اٌمه یَدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و یَنهون عن المنکر ) سوره آل عمران ، آیه 104


سؤال 6 : بشر چه نیازی به کتاب آسمانی دارد ؟

تمام کارخانجات دنیا برای تولیدات خود دفترچه راهنما تهیه و در کنار محصولات به مشتریان ارائه می دهد .

آیا جز طراح و سازنده ، فرد دیگری صلاحیت نوشتن آن را دارد ؟ هرگز !


ما نیز سازنده و آفریدگار داریم که برای راهنمایی ما ، دفترچه ای به نام قرآن نازل کرده است و دیگری حق قانون گزاری بر خلاف آن را ندارد ، زیرا فقط سازنده می داند که چه ساخته و تنها اوست که به تمام زوایا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره گیری صحیح و آفات و موانع رشد آن را می داند : ( ألا یَعلم مَن خَلق و هو اللطیفٌ الخَبیر ) سوره ملک ، آیه 14

کسانی که به جای قانون خداوند به سراغ قوانین بشری می روند مانند کسانی هستند که دفترچه راهنمای سازنده را کنار گذاشته و از دیگران نحوه استفاده از آن را مطالبه می کنند .


سؤال 7 : { زهد یعنی چه ؟ }

قرآن می فرماید : (لِکَیلا تَیأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم ) سوره حدید ، آیه 23 . آن گونه باشید که اگر چیزی را از دست دادید ، تأسف نخورید و اگر چیزی به شما دادند ، شاد نشوید . یعنی دادن ها و گرفتن ها در ما اثری نگذارد

کارمند بانک ، یک روز مسئول دریافت پول مردم می شود و روز دیگر مسئول پرداخت پول به مردم می شود . نه آن روزی که پول می گیرد خوشحال است و نه آن روزی که می پردازد ، ناراحت! زیرا او می داند هر دو روز ، امانتداری بیش نبوده است .


سؤال 8 : چرا در اسلام ، ارزش عمل به نیت آن است و قبولی عمل به قصد قربت و اخلاص وابسته است ؟

در کارهای دنیوی نیز ارزش کارها ، به نیت آنها بستگی دارد .

جراح و چاقو کش هر دو شکم پاره می کنند ، اما کار جراح خدمت است و کار چاقو کش جنایت . همین جراح می تواند برای پول کار کند و می تواند برای نجات یک انسان کار کند ، هر کدام از این هدف ها نیز ارزش مخصوص به خود دارد .


یک لیوان آب را به سه نفر عرضه می کنیم ؛ یکی نمی خورد ، چون قهر کرده ، دیگری نمی خورد چون میل ندارد است ، سومی نمی خورد و می گوید : نفر چهارم از من تشنه تر است ، آب را به او بدهید ! این سه نفر ، در نوشیدن آب یکسانند ولی به خاطر آن که هدف های آنها متفاوت است ، ارزش کارشان نیز تفاوت دارد .


در اسکناس ها نخی است که نشانه ی اصالت اسکناس و وسیله جدایی اسکناس اصلی از قلابی است،

در عبادات نیز باید ریسمانی محکم میان بنده و خدا باشد که همان قصد قربت و اخلاص است . اگر آن نخ نباشد یا پاره شود ، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نیست .


سؤال 9 : اگر ( اِن الصلوه تَنهی عن فحشاءِ و المٌنکر ) سوره عنکبوت ، آیه 45 صحیح است ، پس چرا بعضی نمازگزاران مرتکب خلاف می شوند ؟

اولاً : نماز اگر با اصول و شرایطی که دارد اقامه گردد ، مانع فحشا و منکر می شود وگرنه حرکت لب و کمر چنین خاصیتی را ندارد .

این درست نیست که هر کس به مدرسه و دانشگاه رفت به رشد علمی می رسد ، بلکه به این معناست که مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنکه با جدیت درس بخوانید و آنچه را می خوانید بفهمید.

ثانیاً : نمازگزاری که گاهی خلاف می کند ، اگر اهل نماز نبود خلافش بیشتر بود ، زیرا همین نمازگزار برای صحیح بودن نمازش مجبور است بدن و لباسش پاک باشد ، لباس و مکانش از مال مردم نباشد و همین مقدار مراعات احکام و مسائل ، سبب دور شدن او از برخی گناهان و منکرات می شود ، همان گونه که پوشیدن لباس سفید ، انسان را از نشستن روی زمین آلوده باز می دارد .


سؤال 10 : چگونه با غرائز جنسی برخورد کنیم ؟

غرائز مثل کپسول گاز هستند که اگر از طریق صحیح وارد اجاق گاز شود ، نتیجه اش حرارت و پخت و پز است ، ولی اگر بدون کنترل باشد ، انفجار و خطر را در پی خواهد داشت .{ پس نه سرکوب و نه رها کردن غرائز ، بلکه کنترل و مهار}


خود آرایی برای زن یک غریزه است ، این غریزه اگر در خانه به کار گرفته شود زندگی را شیرین و پر محبت خواهد کرد ، اما اگر این خود آرایی در خیابان انجام گرفت ، سبب متزلزل کردن خانواده های دیگر خواهد شد . مردی که در خیابان صدها زن آرایش کرده می بیند ، وقتی به خانه برمی گردد نسبت به همسر خود علاقه چندانی نشان نمی دهد ، زیرا جلوه های خیابانی علاقه او را نسبت به همسرش متلاشی کرده است .


سؤال 11 : خدا که به همه مَحرم است ، پس چرا در نماز مردان و زنان باید خود را بپوشانند ؟

همیشه پوشیدن لباس به خاطر مَحرم و نامَحرمی نیست ، بلکه گاهی پوشیدن لباس جنبه تکریم و ادب دارد .

معمولاً افراد در خانه خود ، لباس ساده می پوشند ولی وقتی مهمان وارد خانه می شود ، به احترام مهمان ، لباس کامل و مناسب می پوشند و اگر قرار باشد در مجلس عروسی شرکت کنند ، لباس کامل تری بر تن می کنند .

این تغییر لباس ها ، به خاطر ادب و احترام مهمانان مجالس است .


حضور در محضر خداوند در حال نماز نیز مقتضی پوشیدن لباس مناسب و کامل است .

{حضور نظامیان در مراسمات خودشان حتما باید با لباس مخصوص باشد ، وگرنه خلاف محسوب می شود حضور زنان در نماز هم بایستی با پوشش کامل باشد}


سؤال 13 : چه کنیم تا دچار غرور و عجب در عبادت نشویم ؟

الف :{توجه به عبادات بزرگان}

تا وقتی روی زمین هستیم ، یک هکتار زمین برای ما بزرگ است ، اما اگر سوار هواپیما شدیم هر چه هواپیما بالاتر برود ، این قطعه زمین برای ما کوچک تر می شود .

اگر توجهی به پولهای موجود در بانک بکنیم ، سرمایه خود را ناچیز خواهیم دید . اگر به تسبیح گفتن همه موجودات توجه داشته باشیم ، گفتن چند « سبحان الله » را چیزی نمی دانیم . اگر به کتابخانه های بزرگ و مهم دنیا نگاه کنیم ، مطالعه چند کتاب ما را مغرور نخواهد کرد .

وقتی به امام سجاد علیه السلام گفتند : چرا اینقدر عبادت می کنی ؟ فرمود : عبادت من کجا و عبادت علی بن ابیطالب کجا !


ب :{توجه به احتمال عاقبت به شرّ شدنِ ما وجود دارد}

حدیث: هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند ، مستکبر است . « مَن ذهب ان له علی الآخر فضلاً فهو من المستکبرین » بحار ، ج 70 ، ص 226.

آری ، چون عاقبت افراد را نمی دانیم ، نباید قضاوت عجولانه کنیم . چه بسا افراد فاسق که مؤمن و افراد مؤمنی که بد عاقبت می شوند .

امام صادق علیه السلام در بیان حدیث فوق فرمود : ساحرانی که در تمام عمر منحرف بودند ، با دیدن معجزه موسی علیه السلام در یک لحظه ایمان آوردند و تمام تهدیدات فرعون را ناچیز و نادیده گرفتند .

شیطان با شش هزار سال عبادت منحرف شد .

بنابراین ، نباید مغرور شویم ، زیرا ممکن است از راه خارج شویم .


سؤال 14 : این همه سفارش برای شروع کار ها با نام خداوند در همه کارها ، برای چیست ؟

حدیث: برای هر کاری « بسم الله » بگویید ، حتی سر سفره اگر نوع غذا را تغییر دادید « بسم الله » را تجدید کنید . بحار ، ج 63 ، ص 421

اگر شما به یک کارخانه توجه کنید ، به تمام کالاها و تولیدات خود ، آرم و نشانه خود را می زند . مثلاً یک کارخانه چینی سازی ، به همه ظرف های کوچک و بزرگ ، حتی کارتون و کامیونی که مربوط به حمل و نقل است ، نام و آرم

خود را می زند .

پرچم هر کشوری ، هم روی میز مدیران آن کشور است ، هم بالای ساختمان ادارات و هم روی کشتی هایی که از آن کشور به اطراف دنیا می روند .

انسان خداپرست نیز تمام کارهایش ، نام و آرم خدایی دارد ؛ چه کوچک و چه بزرگ .


سؤال 15 : {چرا بسیاری از پیامبران نتوانتستند جامعه دینی کامل برپا کنند} ؟

اگر سوزن تیز باشد و نخ هم متصل به آن ، هر پارچه ای دوخته می شود ، اما اگر سوزن کج بود یا نخ جدا شد ، نازک ترین پارچه هم دوخته نمی شود .

اگر مردم اطاعت نکنند ، رهبر کاری از پیش نمی برد همان گونه که نخ بدون ، هر قدر هم کارآمد باشد ، کاری از پیش نمی برد . {در زمان حکومت حضرت مهدی مردم مطیع رهبر می شوند }


سؤال 16 : {معیار ریا چیست؟ آیا درست است برای جلوگیری از ریا در نماز جماعت ومجالس دینی شرکت نکنیم ؟}

اولاً : هر خودنمایی حرام نیست . زن و مرد که خود را برای یکدیگر آرایش می کنند ، برای خود نمایی است و همین تظاهر عبادت است .

سفارش اسلام به حضور در مسجد برای نماز ، نوعی تظاهر است ، اما تظاهر برای تعظیم شعائر دینی .

عزاداری برای امام حسین علیه السلام با حضور در خیابان ها ، تظاهری است که در آن عبادت نهفته است .


ثانیاً : شرکت بعضی افراد در مساجد و محافل ، یک نوع تبلیغ و تشویق عملی برای دیگران است . اگر مسئولین به مسجد محله بروند ، مردم عادی نیز خواهند آمد .


تظاهر و ریا آنجا حرام است که هدف ، مطرح کردن خود باشد ، نه مطرح کردن کار . یعنی اگر در جایی شرکت کنیم که نشان دهیم انسان نیکوکار و خوبی هستیم ، این ریا و حرام است ، اما اگر هدف ما از حضور در مراسم این باشد که به مردم بگوییم : « من آمدم ، شما هم بیایید » ، این تبلیغ عملی است و حتی پاداش و ثواب دارد .


سؤال 17 : {فلسفه حوادث تلخ در زندگی چیست ؟}

در سر یک سفره ممکن است هم ترشی و فلفل قرار دهند و هم شیرینی و مربا ؛ کودکان از شیرینی و حلوای سفره لذت می برند ، و فلفل و ترشی را بی مورد می دانند ، اما بزرگ ترها هر دو را در سفره لازم می دانند .

حوادث تلخ نیز برکاتی دارد ، از جمله :

توجه انسان را به خدا بیشتر می کند .

انسان را سنجیده و استعدادهای او را شکوفا می سازد .

 3ـ کفاره گناهان و لغزش های او می شود .

 4ـ قدر نعمت ها بیشتر شناخته می شود .

 5 ـ وسیله غرور زدایی است .


انسان ها در برابر حوادث سه گروهند : چنانکه کودک همین که لب به فلفل و پیاز و ترشی می گذارد ناراحت می شود ، نوجوان تحمل می کند و والدین او پول می دهند و فلفل و ترشی را می خرند .


قرآن : گروهی همین که دچار سختی می شوند ، جیغ می زنند ، ( اذا مَسه الشَر جَزوعا ) . گروهی صبر می کنند ، ( و بَشِر الصابرین الذین اذا أصابَتهم مٌصیبه قالوا اِنا لله و انا الیه راجِعون ) و گروهی به استقبال سختی ها می روند . ( و منهم مَن یَنتظر ) .

هنگامی که امام کاظم علیه السلام را به زندان انفرادی بردند ، فرمود : چه جای خوبی برای عبادت است ؟ !


شخصی از کنار مغازه بلور فروشی می گذشت چشمش به لیوان هایی افتاد که روی میز به طور وارونه چیده شده بود . همانجا ایستاد ، کمی نگاه کرد و یکی از آنها را به همان حالتی که بود برداشت و شروع به اعتراض به فروشنده کرد که آقا ! چرا دَر این لیوان بسته است و ته آن باز است ؟


 آری ، بسیاری از اشکالات ، بر اساس باورها و تصورات غلط ما می باشد . ما خیال می کنیم که دنیا برای رفاه است ، لذا می گوییم : چرا رفاه نیست ؟. ما باید باور کنیم که دنیا خوابگاه ، عشرتکده و آخور نیست ، دنیا میدان رشد است .همان گونه که لاستیک های ماشین را باید تنظیم باد کرد ، حوادث تلخ نیز انسان را متعادل و تنظیم می کند ، غفلت و غرور و تکبر را از بین می برد .


سؤال 18 : آیا ایمان بدون عمل ارزش دارد ؟

در قرآن همواره ایمان در کنار عمل صالح آمده است : ( آمنوا و عملوا الصالحات ) ایمان و عمل صالح مانند نخ و سوزن هستند و به شرطی کارآیی دارند که به هم متصل باشند .

قرآن می فرماید : اگر خدا را دوست دارید ، از پیامبر اطاعت کنید : ( اِن کنتٌم تٌحبون الله فاتبعونی ) سوره آل عمران ، آیه 31 .

بسیارند کسانی که می گویند : ایمان داریم ولی عمل نمی کنند !

می گویند : خدا را دوست داریم ولی با او حرف نمی زنند و نماز نمی خوانند.

 می گویند : به امام زمان علیه السلام ایمان داریم ، ولی سهم امام را که بر آنان واجب است نمی پردازند .


در روزگار قدیم کسانی را که در جنگ ها اسیر می شدند به نام برده در بازار می فروختند .شخصی به بازار برده فروشان آمد تا برده ای خریداری کند . هر برده که هنری داشت گران تر بود . به سراغ برده ای رفت و دید قیمت آن بسیار گران است . سبب را پرسید ، گفتند : او تشنه شناس است و می فهمد چه کسی تشنه است .خریدار علاقمند شد ، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت و غذایی تهیه کرد ولی سر سفره آب نگذاشت .مهمانان چند لقمه ای که خوردند ، یکی پس از دیگری تقاضای آب نمودند . برده تشنه شناس نگاهی به او می کرد و می گفت : دروغ می گوید ، او تشنه نیست . کم کم به تعداد تشنه ها اضافه شد و هر کدام فریاد آب سردادند . اما برده می گفت : همه دروغ می گویند . تا اینکه یک نفر از میان آنان برخاست تا آبی تهیه کند . برده گفت : این شخص راست می گوید ، زیرا از جایش بلند شد و فقط داد و فریاد نکرد .

آری ، کسی در ادعای خود صادق است که حرکت و اقدامی کند .


سؤال 19 : چگونه عمر هزار ساله و ظهور حضرت مهدی علیه السلام در قیافه ی چهل ساله را باور کنیم ؟

معمولاً موی ابرو و مژه در صورت ما ده ها سال ثابت است و هیچ رشدی ندارد ، در حالی که موی سر و صورت در کنار آن هر لحظه در حال رشد و تغییر و تحول است . هر دو از یک پوست و گوشت و خون و غذا و اکسیژن تغذیه می کنند ، اما خداوند قادر اراده کرده است که یک مو ثابت و در کنار آن موی دیگر متغیر باشد .


علاوه بر آنکه هیچ دلیل عقلی و نقلی و تجربی بر محدودیت عمر انسان نداریم .


خداوند در قرآن ، عمر هزار ساله را برای حضرت نوح و خواب سیصد ساله را برای اصحاب کهف مطرح کرده است .

و درباره حضرت یونس دارد که فلو لا أنّه کان من المسبحین للبس فی بطنه إلی یوم یبعثون... خدایی که می تواند پیامبری را در شکم ماهی تا روز قیامت حفظ کند می تواند امامی را بیش از هزار سال عمر دهد.


سؤال 20 : با اینکه پیامبران و امامان معصومند ، پس چرا استغفار و گریه می کنند ؟

اگر سالن بزرگی را با نور کمی روشن کردیم جز اجناس و اشیای بزرگ را نخواهیم دید ، ولی اگر همین سالن را با نور زیاد روشن کردیم حتی یک پوست تخمه و ذره کاغذ دیده خواهد شد .

نور افراد عادی کم است ، لذا تنها گناهان {کبیره} خود را می بینند و {برخی گناهان صغیره را هم می بینند } ولی پیامبران و امامان معصوم که از نور ایمان بسیار بالایی برخوردارند حتی اگر یک لحظه از عمرشان را به اعلی درجه ممکن بهره نگیرند ، دست به دعا و گریه برمی دارند .


مثال دیگر : دراز کردن پا برای کسی که درد پا دارد ، نه حرام است نه مکروه ، ولی می بینیم که گرفتاران به درد پا به هنگام دراز کردن پا از اطرافیان خود عذرخواهی می کنند ، زیرا برای آنان احترامی قائلند که حتی از کار مباح خود شرمنده هستند .


مثال دیگر : گاهی افرادی که در تلویزیون مشغول نقل اخبارند سرفه می کنند و فوراً از تمام بینندگان عذرخواهی می کنند ، با اینکه سرفه کردن گناه ندارد ولی چون خودشان را در محضر مردم می بینند ، عذرخواهی می کنند .


اولیای خدا نسبت به ذات مقدس او چنان معرفت و شناختی دارند که اگر عبادات جن و انس را نیز داشته باشند ، خودشان را مقصر می دانند .


سؤال 21 : {حبط و تکفیر اعمال یعنی چه }؟

اگر شخصی 20 سال خدمت مفید داشته باشد ، ولی فرزند کارفرمای خود را بکشد ، این عمل تمام خدمات او را از بین می برد .

یک بمب که منفجر می شود و ساختمانی فرو می ریزد ، تمام زحمات انسان ها را در یک لحظه از بین می برد .

خوردن یک قاشق سم ، تمام مراقبت های بهداشتی چند ساله را نابود می کند .

یک لحظه خواب در هنگام رانندگی ، ماشین را به دره پرتاب می کند .

یک لحظه فرو کردن چاقو در چشم ، سبب نابینایی سالیان دراز می شود .


آری ، برخی گناهان همچون آتش ، جنگل نیکی های انسان را سوزانده و به خاکستر تبدیل می کند .

قرآن می فرماید : ( حَبِطَت اعمالهم ) سوره بقره ، آیه 217


کارگری که سالها بد کار می کرده ولی یک لحظه وقتی وارد منزل کارفرما می شود کودک کارفرما را می بیند که به استخر افتاده و در آستانه غرق شدن است ، او را نجات می دهد . این عمل تمام بدرفتاری ها و کم کاری های او را جبران می کند .


قرآن می فرماید : به خاطر یک کار شایسته ، بدی های انسان محو می شود . ( مَن یؤمن بالله و یَعمل صالحاً یٌکفِر عنه سیئاته ) سوره تغابن ، آیه 9.

نماز به پا دارید که آن حسنه ای است که بدی ها و زشتی ها را از بین می برد . ( و أقمِ الصلوه ... اِن الحَسنات یٌذهِبنَ السَیئات )


سؤال 21 : چرا ، غیبتِ دیگران به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه شده است (أیٌحِبٌ أحدکم أن یأکل لحم أخیه مَیتاً )سوره حجرات ، آیه 12 ؟

1- مٌرده ، روح ندارد تا از خود دفاع کند و شخصی هم که مورد غیبت قرار می گیرد ، حضور ندارد تا از خود دفاع کند .

2- گوشت مرده ، اگر کنده شود ، قابل جبران نیست . غیبت ، ریختن آبرو است و آبرو که رفت ، قابل جبران نیست .


سؤال 22 :چرا ارثِ زن ، نصف مرد است ؟

حقوق کارگرِ روز مزد بیشتر از کارمند رسمی است . این به خاطر آن نیست که شخصیت کارگر از کارمند بیشتر است ، بلکه به خاطر آن است که برای کارمند ، بیمه ، بازنشستگی ، مرخصی ، حق مأموریت ، حق مدیریت ، حق عائله ، سختی کار ، بدی آب و هوا و ... در نظر گرفته شده است که اگر همه آنها محاسبه شود ، حقوق کارمند از کارگر بیشتر می شود .


اسلام ، ارث زن را نصف مرد قرار داده ولی در عوض هزینه زندگی را از دوش او برداشته و هزینه هایِ خوراک ، پوشاک ، مسکن و درمان او را توسط مرد تأمین کرده است . زن ، سهم ارث خود را برای خود حفظ می کند و تمام مخارج زندگی خود را از شوهر می گیرد . به علاوه مهریه ای را هم از او دریافت می کند که اگر مهریه و هزینه زندگی را در کنار سهم ارث بگذاریم ، سهم زن بیشتر می شود .


سؤال 23 :مرگ انسان به دست کیست ؟ خدا ، یا عزرائیل ؟

وقتی شما به یک ساختمان نگاه می کنید ، می توانید بگویید :

این ساختمان را مهندس و معمار ساخت ،

بنا و کارگران ساختند ،

صاحبش ساخت ،

نسبت ساختن خانه به همه این ها درست است .


چنانکه می توان گفت : کلید ، در را باز کرد ، دستم در را باز کرد ، خودم در را باز کردم ،

زیرا کلید در اختیار دست و دستم در اختیار من است


در قرآن ، در مورد گرفتنِ جان انسان ، یک جا می فرماید : ( الله یتوفی النفس ) سوره زمر ، آیه 42 .و در جای دیگر می فرماید : ( یتوفاکم ملک الموت ) سوره سجده ، آیه 11 ملک الموت « عزرائیل » ، جان مردم را می گیرد . و جایی دیگر می فرماید : ( تَوفته رٌسٌلنا ) سوره انعام ، آیه 61 فرشتگان ، جان مردم را می گیرند .


در آیات فوق نیز شاید این گونه باشد : فرشتگان جان ها را می گیرند و به عزرائیل تحویل می دهند و عزرائیل جان ها را به خدا تحویل می دهد .

شاید هم این گونه باشد : جان افراد عادی را فرشتگان می گیرند ، جان افراد برجسته را عزرائیل می گیرد و جان اولیای الهی را خداوند می گیرد .


سؤال 24: چگونه به خدای نادیده ایمان بیاوریم ؟

هرچه به زمین نگاه کنیم و خاک ها و سنگ های آن را به آزمایشگاه ببریم ، چیزی به نام جاذبه نمی بینیم ولی از افتادن سیب از درختی پی می بریم که جاذبه وجود دارد .

پس لازم نیست هر چیزی را با چشم ببینیم تا به وجود آن ایمان بیاوریم . جاذبه را با حواس پنجگانه حس نمی کنیم ، اما از آثار آن پی به وجود آن می بریم .


سؤال 25 : چرا گنهکاران ، از قرآن بهره نمی گیرند ؟

اگر در استخر آبی ، لاشه مرداری بیفتد هر چه در آن استخر ، آب وارد شود یا باران ببارد ، بوی بد آن بیشتر می شود .

لجاجت در قلب انسان ، مثل مردار در استخر است .

 

هر آیه ای که نازل می شود با اینکه مایه رحمت است امّا در دلِ ناپاکِ کافران که وارد شود ، مایه خسارت آنان می گردد . ( و لا یزید الظالمین الا خساراً ) سوره اسراء ، آیه 82

{باران که در لطافت طبعش خلاف نیست          در باغ لاله روید و در شوره زار خس}


سؤال 26 : تفاوت خواب و مرگ در چیست ؟

گاهی راننده ، اتومبیل خود را در پارکینگ خاموش می کند و به منزل می رود . اما گاهی در جاده ، ماشین را روشن می گذارد و به رستوران می رود . در این دو صورت راننده در ماشین نیست ، ولی در صورت اول هم راننده نیست و هم ماشین خاموش است و در صورت دوم تنها راننده نیست ولی ماشین روشن است .


( الله یَتوفیَ النفٌس حین موتها والتی لم تَمٌت فی مَنامها ) سوره زمر ، آیه 42 . خداوند هنگام مرگ ، جان های مردم را به طور کامل می گیرد و آن که نمرده است ، در خواب جانش را می گیرد .

انسان به هنگام خواب ، جسمش روشن است ، یعنی اعضا مشغول به کار خود می باشند ولی روح به اطراف می رود ، اما به هنگام مرگ ، جسم خاموش می شود و روح به طور کلی از جسم جدا می گردد .


سؤال 27 : مراد از سنت های الهی چیست ؟

مجلس شورای اسلامی دو رقم قانون وضع می کند :

1 ـ قوانینی که برای مردم و دولت وضع می کند .

2 ـ قانونی برای اداره خود وضع می کند مثل آن که هیئت رئیسه و رئیس مجلس چگونه انتخاب شود ، تعداد کمسیون ها و تعداد نفرات هر کمسیون ، مقدار حقوق ، مقدار تحصیلات ، شرایط مجلس علنی و غیرعلنی ، رأی مخفی و رأی غیر مخفی ، شرایط استیضاح وزیر و ... چگونه باشد.


خداوند ( جل شأنه ) نیز قوانینی را برای مردم تعیین کرده که به آنها احکام وتکالیف می گویند.

و قوانینی که برای خودش تعیین کرده است که به آنها سنت الهی می گویند ( سنة الله ) سوره احزاب ، آیه 138

مثلاً :

قانون هدایت : ( اِن علینا لَلهٌدی سوره لیل ، آیه 12.

قانون حسابرسی : ( ان علینا حسابهم ) سوره غاشیه ، آیه 21.

قانون رزق رسانی : ( علی الله رزقها ) سوره هود،آیه 6

قانون حمایت : ( انا لَنَنصر رٌسلنا ) سوره غافر ، آیه 51

قانون رحمت : ( کَتب ربکم علی نفسه الرحمه ) سوره انعام ، آیه 54


سؤال 28 : مدتی بدون تقلید اعمالم را انجام داده ام تکلیف آن اعمال چه می شود ؟

ساختمانِ بدون پروانه و مجوز قابل تخریب است مگر آنکه صاحب خانه آنگونه طراحی کرده باشد که تصادفاً خانه او طبق مقررات مسئولین شهرسازی واقع شده باشد .

عمل بدون تقلید نیز باطل است ، جز آنکه این عمل مطابق فتوای مرجع تقلیدش باشد .


سؤال 29 : خدایی که { علیم بما فی الصدور } است ، چرا ما را مورد آزمایش قرار می دهد ؟

1 ـ مدعیان راستین از مدعیان دروغین شناخته شوند .

همه ادعا می کنند که آدم خوبی هستند ، اما به هنگام امتحان ، افراد شناخته می شوند و هرکس می فهمد که چه مقدار در ادعایش راستگو بوده است .

2 ـ ما می دانیم که این خیاط یا بنا یا نجار چگونه می دوزد یا می سازد ، ولی بر اساس این دانش ، به آنها مزد نمی دهیم ، بلکه بر اساس مقدار عمل مزد می دهیم .

 پس کیفر و پاداش بر اساس عمل است ، نه علم خداوند


حضرت علی علیه السلام می فرماید : آزمایشات الهی برای علم پیدا کردن خداوند نیست ، بلکه برای آن است که بستری ایجاد شود و از انسان عملی سرزند تا کیفر و پاداش بر مبنای عمل باشد .


سؤال 30 : چرا خداوند چیزهایی آفریده که برای انسان خطرناک است ؟

قرآن: هر چه را که خدا آفریده ، نیکو آفریده است : ( الذی أحسنَ کل شی ء خَلقه ) سوره سجده ، آیه 7

حتی زهرمار در بدن مار نیکوست ، ولی در بدن ما کشنده است .

چنانکه آب دهان در دهان ما نیکوست ، ولی اگر به سوی کسی پرتاب شود ، جسارت بزرگی محسوب می شود .


گزینش :

مرتضی رحیمیان محقق

سرفه

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۳۰ ق.ظ

سرفه معمولا نشانه بیماری تلقی میشه اما گاهی کاربردی جز اعلان موجودیت نداره!

اتفاقا خوبم هست بر کسی که میخوای وارد بشی با سرفه ای تصنعی وارد بشی که طرف اگه تو شرایط مناسبی نیست خودشو جمع و جور کنه!

تا اینجا هیچ حرفی درش نیست! 

اما گاهی این اعلان موجودیته روی اعصاب دیگران میره!

برنامه داریم که شنبه آغاز هفته ها رو با قرائت یه سوره قرآن شروع کنیم.

نماز صبحو که خوندم و اعلام کردم « الرحمن »

یه بنده خدایی که انصافا قشنگم نمیخونه ، مسجد رو بست به رگبار سرفه که یعنی بله مام هستیم!!!

و وقتی کسی خیلی اصرار داره که بگه من هستم ؛ برا من انگار نیست که نیست!!

خلاصه مجبور شدم بلندتر از معمول بخونم که صداش کمتر به دیگران برسه!

هشت وصیت مهم آیت الله سیستانی به جوانان

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۱ ب.ظ

نامه جمعی از جوانان دانشگاهی و فعال در حوزه های اجتماعی به آیت الله العظمی سیستانی :

بسم الله الرحمن الرحیم

 با عرض سلام و احترام محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی (دام ظله الوارف) ما به عنوان جمعی از جوانان دانشگاهی و فعالان حوزه های اجتماعی از شما تقاضا داریم توصیه ها و نصایحی را که در چنین روزهایی برای ما مفید می باشد و نقش جوانان و وظیفه آنها را تشریح می کند و همینطور دیگر نصایحی که از دیدگاه شما برای ایشان مفید است، بیان فرمایید.

جمعی از جوانان دانشگاهی و فعالات اجتماعی


پاسخ این مرجع تقلید بزرگ شیعه :

 بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على محمدٍ وآله الطاهرین السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

 این جوانان عزیز را که همانند جان و خانواده ام برای من اهمیت دارند، به هشت چیز توصیه می کنم.

توصیه هایی که تمام سعادت دنیا و آخرت در آنها نهفته است و چکیده پیام های خداوند سبحانه تعالی به بندگانش و همینطور پند و موعظه بندگان حکیم و نیکوکارش است و تجارب و علم من به آن منتهی شده است.

۱- اعتقاد حقیقی به خداوند متعال و سرای آخرت :

هیچ یک از شما هرگز در این اعتقاد که دارای دلایل محکم است و منهج قویم به آن حکم کرده، کوتاهی نکند، چرا که هر موجود زنده ای در این دنیا ساخته بدیعی است که بر سازنده توانا و آفریدگار بزرگ دلالت می کند.

خداوند متعال پیام هایش را از طریق پیام آورانش پیاپی و به هدف یادآوری فرستاده است و در آنها روشن کرده است که حقیقت این دنیا - آنگونه که او ترسیم کرده است- میدانی است که بندگانش را در آن می آزماید تا ببیند کدام یک ازآنها نیکوکارترند.

 پس آنکه وجود خداوند و سرای آخرت را انکار کند، معنا، افق ها و غایت زندگی از او پوشیده گردیده و راه را گم کند.


هر کدام از شما حافظ اعتقاد خود باشد و آن را عزیزترین و مهمترین دارایی خود قرار دهد و تلاش کند تا یقین و اطمینانش به آن بیشتر شود و همواره متوجه آن باشد و با بصیرت و نگاهی نافذ به آن بنگرد که با تحمل سختی و دشواری می توان امید رستگاری داشت.


اگر انسان در آغاز جوانی از خود ضعف در دین نشان دهد مثلا نسبت به فریضه ای تنبلی کند و یا سرگرم لذت ها شود، هرگز ارتباطش را با خداوند سبحانه و تعالی قطع نکند و در راه بازگشت، به خود سختی دهد و بداند که اگر انسان در حال قدرت و عافیت مغرور شود و امر خداوند را انکار کند، در حال ضعف و پیری، به ناچار به او باز میگردد پس باید در آغاز جوانی اش- که از مدتی محدود تجاوز نمی کند- در آنچه که در مراحل ناتوانی، سستی، بیماری و پیری به او روی می آورد، بیندیشد.


انسان باید از تردید در اصول ثابت دین پرهیز کند، تحت تأثیر شبهات، افکار ناپخته، لذات دنیوی و تحت تاثیر کسانی که از دین برای منافع شخصی خود بهره می برند، به دنبال شرعیت دادن به اعمال و رفتار خود نباشد که حق با انسان ها قیاس نمی شود بلکه انسان با حق سنجیده می شود!!


۲- آراستگی به اخلاق نیکو و فضایل اخلاقی :

چرا که اخلاق نیکو فضایل بسیاری از قبیل حکمت ، بردباری، مدارا، تواضع، تدبیر و صبر و … را در انسان جمع می کند و از مهمترین دلایل سعادت دنیوی و اخروی است و نزدیک ترین مردم به خداوند متعال و سنگین ترین آنها از نظر عمل در روز قیامت، نیکوترین آنها از نظر اخلاق است.

پس باید هریک از شما با پدر و مادر، خانواده، دوستان و عموم مردم خوش اخلاق باشد.


اگر در این زمینه در خود کوتاهی دید، خود را واننهد بلکه خویش را مجازات کند و اگر مانعی از آن یافت، ناامید نشود بلکه به خلق نیکو خود را مکلف کند چرا که هرکس خود را به قومی شبیه سازد، رفته رفته از آنها می شود.


۳- اتخاذ شغل و کسب تخصص و تلاش و کوشش زیاد در آن :

چرا که در شغل و حرفه برکات زیادی وجود دارد.

هریک از شما بخشی از وقت را در آن صرف می کند، هزینه خود و خانواده اش را تأمین می کند، به جامعه اش سود می رساند، به انجام خیرات و کارهای خیر کمک می کند و با آن تجاربی کسب می کند که عقلش را جلا می دهد و بر مهارتش می افزاید و مالش را پاک می گرداند.


هر چه در کسب مال رنج و مشقت بیشتر باشد، گواراتر است و برکت بیشتری هم دارد همچنانکه خداوند متعال انسان تلاشگری را که برای کسب و کار به خود زحمت می دهد، دوست دارد و از فرد بیکار، تنبل، سربار دیگران و فردی که اوقاتش را به بطالت و لهو لعب بگذراند، بیزار است.


مراقب باشید جوانی هیچ یک از شما بدون شغل یا تخصص سپری نشود.

خداوند متعال در جوانان، نیروهایی روانی و جسمی قرار داده است تا سرمایه زندگی او باشد و آن را به بطالت و لهو لعب سپری نکند. باید هریک از شما به شغل و تخصص خود اهتمام ورزد تا در آن به مهارت کامل دست یابد.


پس کسی از شما بدون آگاهی سخن نگوید! و بدون مهارت کار نکند! و بهانه نیاورد که نمی توانم یا نمی دانم! و به اهل خبره و داناتر از خود رجوع کند که آنها داناتر و باتجربه تر هستند.


هریک از شما باید وظیفه خود را با پشتکار و اهتمام و علاقه انجام دهدو و تمام تلاشش، تنها جمع آوری مال از هر راه ممکن نباشد چرا که در مال حرام برکت وجود ندارد هرکس که مال نابجا و حرامی را جمع کند، چه بسا این احتمال وجود دارد که خداوند بلایی را بر او بگشاید که مجبور باشد آن مال را در بلایی که بر سرش آمده، با رنج و بلای بیشتر هزینه کند!!! و چنین مالی هرگز انسان را در دنیا بی نیاز نخواهد کرد و وبال او در آخرت خواهد بود.


هرکدام از شما باید خود و وجدانش را بین خود و دیگران میزان قرار دهد و عمل و کارش برای دیگران همانند عمل و کاری باشد که دوست دارد دیگران برای او انجام دهند.

همانطوری که دوست دارد به او نیکی کنند، او نیز به دیگران نیکی کند و اخلاق حرفه ای و موازین اخلاقی را رعایت کند و به راههای پستی نرود که از آشکار کردن آن شرم داشته باشد.


و باید بداند که کارگر و متخصص در کارش مورد اعتماد کسانی است که برایشان کار می کنند، پس باید ناصح او باشد!

و در جایی که نمی داند از خیانت بپرهیزد که خداوند متعال ناظر او و کار اوست و دیر یا زود او را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد و خیانت و فریبکاری، زشتترین اعمال در نزد خداوند است و خطرناک ترین اعمال از حیث عواقب و پیامدها است.


پزشکان باید بین افراد متخصص، بیشتر از دیگران به این نصیحت ها توجه داشته باشند، زیرا آنها با جان مردم و جسم آنها سرو کار دارند لذا آنها باید بسیار مراقب باشند که اشتباهی مرتکب نشوند که عاقبت ناگواری برای آنها در پی داشته باشد که فردا نزدیک است.

خداوند سبحانه و تعالی فرموده است: «[وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (۱) الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ (۲) وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (۳) أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ».

و از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: خداوند متعال دوست دارد هریک از شما که کاری را انجام می دهید، به بهترین شکل و با مهارت آن را انجام دهید».


باید دانشجویان و اساتید در تخصصی مربوط به خود احاطه کامل داشته باشند بویژه پزشکان هشیار باشند که علم و روش مداوای آنها به روز باشد.

 آنها وظیفه دارند از طریق مقالات علمی سودمند، و اکتشافات جدید به توسعه علوم اهتمام ورزند و در مراکز علمی به رقابت بپردازند و هرگز این اجازه را به خود ندهند که تا ابد شاگرد دیگران و مصرف کننده ابزار و تجهیزات دیگران باقی بمانند بلکه باید خود آنها در تولید علم سهم داشته باشند همانطور که پدران آنها نیز پیشگامان علم در گذشته بوده اند و هیچ امتی از شما به علم و دانش سزاوارتر نیست!

پس استعدادهای نهفته در جوانان و نوجوانان را درک کنید و اگر چنین افرادی از افراد ضعیف جامعه باشند، همانند فرزندان خود به آنها کمک کنید تا اینکه آنها هم به درجه های علمی متعالی و علوم دست یابند و شما نیز از پاداش علم و تخصص های آنها بهرمند شوید.


۴- تعهد به اخلاق پسندیده و دوری از اعمال ناشایست :

 اصل و مبنای سعادت و خیر : « فضیلت » ؛ و اصل و ریشه شقاوت و شر – غیراز آنچه خداوند با آن بندگانش را آزمایش می کند- « رذیلت » است؛ خداوند در این باره فرموده است: « وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ»


و از ویژگی ها و اخلاق پسنیده است: محاسبه نفس، پاکدامنی و عفاف در ظاهر و رفتار، راست گویی در گفتار، صله رحم، امانت داری، وفای به عهد و تعهدات، دور اندیشی در حق، دوری از رفتارهای پست و ناشایست.


و از جمله رفتارها و اخلاق ناشایست است: تعصبات کشنده و بیجا، احساسات و هیجانات شتابزده، لهو و لعب، ریاکاری، اسراف در هنگام بی نیازی، از حد گذشتن در هنگام فقر و نداری، نارضایتی در هنگام بلا، اهانت به دیگران بویژه افراد ضعیف، هدر دادن اموال، کفران نعمت، افتخار به گناه، کمک کردن به ظلم و تجاوز ،و اینکه انسان دوست بدارد نسبت به اینکه در کاری که نکرده مورد ستایش قرار گیرد.


به دختران تاکید می کنم که پاکدامن و عفیف باشند؛ چرا که زنان به خاطر ظرافتی که دارند، بیشتر از دیگران نسبت به ناگواری های ناشی از بی احتیاطی در معرض آزار و اذیت و زیان قرار دارند. پس مراقب باشند فریب عواطف و احساسات جعلی را نخورند و در وابستگی های گذرایی که لذت های آن می گذرد و پیامدها و تبعات منفی آن باقی می ماند، گرفتار نشوند.

برای دختران شایسته نیست جز اینکه به یک زندگی پایدار که دارای پایه های صلاح و سعادت است، بیندیشند!

و چه باوقار است که زنان، متانت و سنگینی خود را در ظاهر و رفتار و در امور روزمره و تحصیل خود حفظ کنند .


۵- تشکیل خانواده و ازدواج و بچه دار شدن بدون تاخیر :

 چرا که این موضوع باعث انس و لذت برای انسان است و باعث می شود در کار خود جدیت به خرج دهد و موجب وقار، سنگینی و احساس مسئولیت و استفاده از نیروها برای روز مبادا می شود و انسان را از بسیاری از امور ممنوعه و ناشایست دور می کند.

به طوری که در روایات آمده است هر کس که ازدواج کند، نیمی از دینش را به دست آورده است.

در کنار همه اینها ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن، از سنت های فطری و لازم انسان است و دوری از آن، باعث تنبلی و سستی می شود.

علاوه بر این کسی نباید در ازدواج از فقر بترسد زیرا خداوند متعال ازدواج را یکی از اسباب کسب روزی قرار داده است که انسان در ابتدای کار، آن را حساب نمی کند.


هنگام ازدواج به دین، اخلاق و اصل طرف مقابل، توجه کنید و در زیبایی و ظاهر مبالغه نکنید که به زودی و در جریان زندگی روزمره پوشش از آن برداشته خواهد شد و به آن پی خواهید برد .

در احادیث نسبت به ازدواج با زن فقط به خاطر زیبایی نهی شده است و و مرد باید بداند که اگر با زن دیندار و خوش اخلاق ازدواج کند، آن زن باعث برکت خواهد شد.


دختران و والدین آنها نباید شغل را بر تشکیل خانواده و اهتمام به آن ترجیح دهند!!

چرا که ازدواج یک سنت ثابت در زندگی است و شغل به مستحبات بیشتر شبیه است و ترک آن از حکمت به دور است.

و هرکس از این موضوع در آغاز جوانی اش غفلت کند، به زودی پشیمان خواهد شد! و آن زمان است که دیگر پشیمانی سودی ندارد و تجربه های زندگی گواه بر این است!


برای والدین جایز نیست که مانع ازدواج دخترانشان شوند و یا با آداب و رسومی مانند مهریه های سنگین و انتظار برای خواستگاران سید و یا عمو زاده که خداوند نسبت به آنها ملزم نکرده، مانع ازدواج انها شوند که این موضوع مفاسد بزرگی دارد که از آن اطلاع ندارند!!!

مرد باید بداند که خداوند ولایت دختران رابه پدران آنها سپرده است تا آنها را نصیحت کنند ونسبت به خیر و صلاح آنها اصرار داشته باشند. هرکس زنی را که صلاح آن زن نباشد، حبس کند، مرتکب گناه دائمی شده که از آثار این کار خود ضررخواهد برد و دری از درهای جهنم به روی خود گشوده است.


۶- تلاش در اعمال خیر و سودرسانی به مردم ، به ویژه امور مربوط به ایتام، بیوه ها و محرومین و مراعات منافع عمومی :

چرا که چنین اعمالی باعث تقویت ایمان، تهذیب نفس و زکات نعمتی است که انسان از آن بهره مند شده است.

این کار نوعی قدم برداشتن برای فضائل، همکاری در راه نیکی و تقوا و امر به معرف و و نهی از منکر بی کلام و موجب کمک به مسئولان در راستای حفظ نظام جامعه و مراعات منافع عمومی و همچنین باعث بهتر شدن اوضاع جامعه می شود و موجب برکت در دنیا و امتیاز در آخرت است و خداوند سبحانه و تعالی جامعه همیارو همبسته را که در آن انسان ها به برادران خود اهتمام می ورزند، دوست دارد. خداوند متعال فرموده است: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ». و همچنین فرموده است: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ ].

 و پیامبر اکرم (صلّى الله علیه وآله) نیز فرمودند: (لا یؤمن أحدکم حتّى یحبّ لأخیه ما یحبّ لنفسه ویکره لأخیه ما یکره لنفسه): «ایمان هیچ یک کامل نیست مگر اینکه آنچه برای خودش دوست دارد برای برادرش دوست بدارد و آنچه برای خودش نمی پسندد برای برادرش نیز نپسندد».

و ایشان همچنین فرمودند: (من سنّ سنه حسنه فله أجرها وأجر من عمل بها). هرکس سنت نیکی را بنا نهد، از پاداش کار خود و کسانی که به آن سنت عمل کنند، بهره مند می شود.


۷- مسئولیت پذیر بودن :

هرکس مسئولیتی که عهده دار می شود، به درستی انجام دهد حالا این مسئولیت چه در خانواده و چه در جامعه باشد.

پدران باید به مسئولیت خود در برابر فرزندان و همسر به خوبی اقدام کننند و از خشونت و سنگ دلی دوری کنند. حتی درجایی که باید قاطع باشند، از خشونت پرهیز کند تا منافع خانواده و جامعه حفظ شود.


روش های برخورد قاطع به آزار و اذیت جسمی و یا الفاظ زشت منحصر نمی شود بلکه ابزاری های تربیتی دیگری نیز وجود دارد که می توان با مشاوره با افراد متخصص در این زمینه، بهره برد و روش های نامناسب و خشونت بار معمولا نتیجه عکس می دهد و موجب می شود آن رفتار منفی ریشه ای گردد و شخصیتش شکسته می شود پس قاطعیتی که همراه ظلم باشد خیری در آن وجود ندارد و نمی توان یک خطا را با خطایی دیگری اصلاح کرد.


کسی که یکی از امور جامعه را به دست گرفته است باید نسبت به آن اهتمام ورزد و در آن ناصح و خیرخواه مردم باشد. و در آن امر به مردم خیانت نکند و از موقعیت خود برای تشکیل گروه و حزب در جهت منافع شخصی و جمع اموال مشکوک و مشتبه استفاده نکند و با حزب و گروه خود زمینه محرومیت افراد شایسته از منصب های اجتماعی را فراهم نسازد بلکه باید برای همه مردم به صورت یکسان کار کند و از کار خود به عنوان ابزاری برای دستیابی به منابع یا نزدیک شدن به افراد استفاده نکند؛ چرا که دست یابی به حقوق خاص از طریق کاری که وظیفه انسان است جایز نیست!

و اگر هم انسان مجبور بود میان مراجعان خود یکی را ترجیح دهد باید فرد ضعیفتر را ترجیح دهد!! چون آن فرد چاره و حامی دیگری جز خداوند متعال برای رسیدن به حق خود ندارد.


همچنین سزاوار نیست کسی برای توجیه کار خود از دین و مذهب سوء استفاده کند!! چرا که همین دین و مذهب از ما می خواهند در کارهای خود حق و انصاف و عدالت را رعایت کنیم و خداوند متعال فرموده است: « لقد أرسلنا رسلنا بالبینات وأنزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط».

امام علیه السلام فرمود: « إنّی سمعت رسول الله (صلّى الله علیه وآله) یقول فی غیر موطن : لنْ تُقَدَّسَ أُمَّهٌ لا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقَّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَعْتِعٍ »(در جاهای متعدد از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: امتی پاکیزه نمی شود مگر اینکه حق ضعیف بدون لکنت زبان و ترس از قوی گرفته شود!!).

 و هرکس جز این رفتار کند دچار خیال پردازی شده ؛ و نزدیک ترین مردم به پیشوایان عدالت همچون پیامبر(ص) و امام علی (ع) و امام حسین(ع) کسانی هستند که بیشتر به سخنان این پیشوایان عمل کنند و از سیره آنها پیروی کنند.


مسئول امور مردم باید نامه امام علی(ع) به مالک اشتر را مطالعه کند که آن حضرت چگونه در این نامه مبانی عدالت و امانت داری را برای مالک برمی شمارد و از این رو این نامه برای مسئولان مفید است و هرکس متناسب با مسئولیت خود می تواند از آن بهره ببرد و هرچقدر که دایره مسئولیت کسی بزرگتر باشد، رعایت دستورات این نامه برای او واجب تر است.


۸- متصف شدن به روحیه یادگیری و افزایش معرفت در تمامی مراحل زندگی و حالات مختلف آن :

در اعمال و رفتارها و آثار آنها تأمل کند و در حوادثی که پیرامونش رخ می دهد و نتایج آن درنگ کند. تا هر روز بر معرفت، تجربه و فضلش افزون شود.

چرا که این زندگی مدرسه ای است که دارای ابعاد مختلف است و عمق زیادی نیز دارد و انسان هیچ گاه از یادگیری و معرفت بی نیاز نیست و در هر اتفاقی که رخ می دهد پند و عبرتی نهفته و در هر واقعه و اتفاقی پیامی موجود است که برای کسی که تامل و دقت کند روشن خواهد شد.

پس انسان در زندگی خود هیچ گاه از علم آموزی و تجربه اندوزی بی نیاز نخواهد بود تا اینکه به لقاء الله بپیوندد.

و هرچقدر که انسان بصیرت و دانش و معرفت بیشتری داشته باشد می تواند تجارب و حقایق افزون تری را کشف کند. خداوند متعال در همین زمینه می فرماید: « وَمَن یُؤْتَ الحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً »: (کسی که به او حکمت داده شود از خیر زیادی بهره مند شود) و به پیامبر خود فرمود: «وقل رب زدنی علما»: (بگو خداوندا! دانش مرا افزون کن).


سه کتابی که انسان باید با انها انس بگیرد :

شایسته است انسان به سه کتاب انس بگیرد و با تامل و اندیشه از آن سه کتاب توشه برگیرد.

اولین و برترین این کتاب ها، قرآن کریم است. قرآن کریم آخرین پیام از سوی خداوند سبحانه و تعالی به سوی بندگانش است.

آن را به سوی بندگانش فرستاد تا گنجینه های عقول را برانگیزاند و چشمه های حکمت را بشکافد و قساوت قلب را با آن تلطیف دهد که رویدادها را در آن با ضرب المثل تبیین کرده است لذا انسان هرگز نباید تلاوت این کتاب را ترک کند و هنگام تلاوت قرآن احساس کند که گویی به سخن خدا گوش می دهد؛ چرا که قرآن کریم پیام خداوند به سوی تمام بندگان است.


دومین کتاب، کتاب نهج البلاغه است؛ این کتاب عموما مضامین قرآن و اشارت های آن را با روشی شیوا و بلیغ تشریح می کند که در انسان روحیه تامل و تفکر و عبرت گرفتن و حکمت را تحریک می کند. پس سزاوار نیست که انسان اگر فرصتی برایش پیش بیاید، مطالعه آن را ترک کند و علاوه بر این در هنگام مطالعه آن احساس کند که در بین کسانی است که امیرالمومنین امام علی(ع) برایشان سخنرانی می کند و در این زمینه خوب است در نامه امام علی به فرزندش امام حسن(ع) بیندیشد.

سومین کتاب نیز صحیفه سجادیه است؛ این کتاب حاوی دعاهای بلیغ و شیوایی است که مضامین آنها از قرآن کریم گرفته شده است و در مورد آنچه برای انسان اهمیت دارد و باید در مورد آن بداند، در آن آموزش داده شده و چگونگی محاسبه و انتقاد از خویشتن و کشف جوانب پنهان و راز و رمز های نفس در آن توضیح داده شده به وِیژه اینکه درهای اخلاق پسندیده نیز در آن شرح داده شده است.


این هشت وصیت در واقع اصول استقامت و پایداری در زندگی و ارکان آن است و وچیزی جز تذکر و یادآوری نیست.

بنابراین انسان ، حق و حقیقت، صفای باطن، شواهد عقل و تجارب زندگی را در آنها می یابد و می بیند که پیام های الهی و موعظه های افراد بصیر نیز ما را نسبت به آن یادآوری کرده است.


پس شایسته است هر انسانی به سوی عمل کردن به آن تلاش کند بویژه جوانانی که در اوایل نیرو ، قدرت جسمی و روانی قرار دارند اینها سرمایه انسان در زندگی است.

و اگر بخشی از این سرمایه را از دست داده اند، باید بدانند که بهره اندک بهتر از ترک تمام این سرمایه است که خداوند متعال نیز فرمودند: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ).


از خداوند می خواهم که شما را در آنچه موجب سعادت و استقامت در آخرت و دنیا است، توفیق عطا فرماید که او سرپرست توفیق است

۲۸/ ربیع الأول / ۱۴۳۷ هـ


برگرفته از: شفقنا

چه کنم تو خوابم بیاد ؟!!!

پنجشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۵ ب.ظ

خیلی دلم سوخت!

سی و چند ساله دیده می شد!

کنارم نشست!

با حزنی عمیق، سر به گوشم برد و گفت:

حاج آقا! به خدا دلم براش یه ذره شده!

چه کنم ، تو خوابمم نمیاد!

فکر کردم باز قصه ، قصه پرتکرار عشق یه طرفه ست!

سرمو پایین انداختم!

گفت: سه سال بیشتر نداشت!

خیلی ناز بود!

چند ماهه فوت کرده!

داغونم داغون!

سرمو بالا آوردم:

کی رو میگین:

- دخترم رو !! ساجده م رو !!

دلم ریخت! نشستم پا صحبتش از اول تولد تا لحظه مرگشو برام تعریف کرد!

عکسشو نشونم داد که کاش نداده بود!

حالا منم عقده کرده بودم!

وقتی اشکش جاری شد که گفتم:

یه قولی بهم میدی؟!

گفت: چه قولی؟

گفتم: از این به بعد فقط و فقط بهش بگو: رقیه !!!

از ته دل صدا زد: یا حسین!!


و بعد آدرس مفاتیحو بهش دادم:

هرکس خواسته باشد در خواب ببیند یکی از پیغمبران و امامان (ع) را یا یکی از مردمان یا والدین خود را :

بخواند ... سوره شمس و لیل و قدر و کافرون و توحید و ناس و فلق ؛

و بعد صد مرتبه سوره توحید و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد ؛

و با وضو بخوابد بر شانه راست ؛

ان شاء الله خواهد دید آن را که اراده کرده است.


در نسخه دیگری ست که اعمال فوق را هفت شب بجا آورد بعد از قرائت این دعا:

اللهم أنت الحی الذی لا یوصف و الإیمان یعرف منه ، منک بدت الأشیاء و إلیک تعود ما أقبل منها کنت ملجأه و منجاه و ما أدبر منها لم یکن له ملجأ و لا منجى منک إلا إلیک فأسألک بلا إله إلا أنت و أسألک ببسم الله الرحمن الرحیم و بحق حبیبک محمد صلى الله علیه و آله سید النبیین و بحق علی خیر الوصیین و بحق فاطمة سیدة نساء العالمین و بحق الحسن و الحسین اللذین جعلتهما سیدی شباب أهل الجنة علیهم أجمعین السلام أن تصلی على محمد و آل محمد و أن ترینی میتی فی الحال التی هو فیها


و باز وارد شده :

هرکه بخواهد خواسته خود را در خواب ببیند در وقت خواب هرکدام از سوره های زیر را هفت مرتبه بخواند:

شمس ، لیل ، تین ، توحید ، فلق ، ناس

و وضو گرفته با لباس پاک و در مکان پاک ، مانند مردگان بر شانه راست بخوابد و خواست خودش را مد نظر داشته باشد اگر در شب اول ندید در شبهای بعد خواهد دید و از هفت شب تجاوز نمی کند - گفته شده مجرب است -

- برگرفته از مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی -


+ دلم هوای بابامو کرده !

شما دوس دارین کدوم از امواتتونو میشد ببینین؟!

تفاوت افراد موفق با ناموفق

دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۱۱ ب.ظ

کوتاه ترین راه موفقیت

در نظام آفرینش، هر پدیده اى از نخستین روزى که جامه هستى مى پوشد، تا هنگامى که به اوج کمال خود برسد، در دامان مبارزه با مشکلات پرورش مى یابد و این یک ناموس طبیعى است که بر سرتاسر موجودات حکومت مى کند.

هر انسانى در زندگى میل دارد براى به دست آوردن موفقیت، کوتاه ترین راه را برگزیند و هرچه زودتر، از نتیجه کار خود بهره برگیرد; ولى جز با شکیبایى در کارها نمى توان راه را کوتاه کرد و به هدفى که مورد نظر است رسید; امکان هیچ نوع تعالى و پیشرفت بدون این مزیت اخلاقى براى آدمى وجود ندارد.

هرکس ـ چه یک فرد عادى و یا شخص مبتکر و با اراده اى که از هوش و نبوغ فوق العاده برخوردار است ـ اگر بخواهد درهاى موفقیت را به روى خود بگشاید و از وجود خویش ثمرى برگیرد، باید با الهام از نظام آفرینش، در کارها شکیبایى به خرج دهد، به نیروى واقع بینى و تدبیر مجهز باشد و زندگى را در افق پهناور و فروزانى مشاهده کند.

هرگز کارهاى بزرگ به طور آنى و فورى به سامان نمى رسند، براى پیاده کردن طرح ها و نقشه هاى وسیع و به ثمررساندن امور پرارزش و گسترده، وقت و انرژى بسیارى لازم است; فعالیت موقت، هر اندازه هم که درخشان باشد، موفقیت پایدارى به بار نخواهد آورد.

آرى با همت و شکیبایى است که مى توان عوامل گوناگونى را که سد راه پیشرفت مى شوند، از میان برداشت و از روى انبوه سختى ها و دشوارى ها عبورکرد; زیرا پیروزى همواره با یک سلسله مشکلات و ناهموارى ها همراه است.

ما مى بینیم که بعضى افراد در زندگى به پیشرفت هاى عظیمى نایل مى گردند و برخى هم از قافله عقب مى مانند; تفاوت اساسى بین افراد کامیاب و شکست خورده و عقب افتاده در کیفیت فعالیت و میزان ثبات آن ها در برابر عوامل نامساعد زندگى است.

افراد زیادى هستند که هرگاه مانع کوچکى بر سر راهشان قرارگرفت، به جاى آن که در صدد چاره جویى برآیند، از حرکت و فعالیت باز مى مانند; درحالى که داراى توانایى هاى ارزنده اى هستند و یا این که از شاخى به شاخى مى پرند و در مورد هیچ یک از کارها به یک فعالیت جدى توأم با ثبات، مبادرت نمى ورزند، روحیه شان همواره با تزلزل و عدم اعتماد همراه است; غفلت و مسامحه و قصور براى آن ها عادت ثانوى شده است; چنین کسانى هرگز روى موفقیت نخواهند دید.

زندگانى عرصه جهاد دایمى و پیکار شدیدى است که از نخستین دوره حیات تا آخرین لحظات عمر، امتداد دارد و شکیبایى، قوى ترین سلاح برنده این نبرد مى باشد; در این صحنه مبارزه، پیروزى به افراد شجاع و دلیرى اختصاص دارد که در هیچ شرایطى تسلیم موانع نگردند و هرقدر به زمین بخورند بار دیگر به پاخیزند و تلاش خود را از سر گیرند و با سرانگشت تدبیر و درایت گره ها را بگشایند.

اگر قواى معنوىِ ما متوسط و یا حتى ضعیف باشد و از جهت ادراک و هوش خیلى عادى باشیم، در پرتو شکیبایى مى توانیم خود را کامل و نیرومند سازیم.

برداشتن یک مانع و مشکل از میان، ما را براى رفع موانع آینده آماده تر مى سازد و نیروى کشش فراوانى در وجودمان ایجاد مى کند.

هر کار کوچکى سبب مى شود چرخ هاى فعالیت به گردش افتد و شخص را به سوى کارهاى بزرگ تر و عالى ترى هدایت نماید و افکار براى ادامه جنگیدن با مشکلات و تعقیب مقاصد آماده تر گردد.

«دکتر ماردن» نقش دشوارى ها را در پرورش قواى روحى انسان چنین تشریح مى کند:

«همچنان که بهترین افزار و آلات، نیرومندىِ خود را از آتش به دست مى آورند، همچنان بهترین اخلاق ها در تنگناى مشکلاتْ پرورش مى یابند; هرچه الماس محکم تر و درخشان تر باشد، براى تراشیدن آن اصطکاک بیش ترى لازم است».

«کانت» فیلسوف آلمانى اظهار مى دارد:

«یک کبوتر چون در حین پرواز، باد را یگانه حایل و مانع پرواز خود مى بیند، پیش خود خیال مى کند که اگر باد نبود، راحت تر و سریع تر مى توانست به پرواز درآید; در صورتى که اگر باد نبود، کبوتر در خلأ از پرواز عاجز مى ماند و بر زمین مى افتاد; پس همان عنصرى که در حین پرواز به کبوتر فشار مى آورد، خود، عامل اساسى طیران اوست».

تلاشى که براى صعود به محل بلند به عمل مى آید، بسیار با ارزش است ولو نتوانیم خود را به هدفى که منظور نظر ماست برسانیم; مع ذلک ما خواهیم توانست با یک چنین تلاش، خود را نیرومندتر گردانیم.

افراد کاهلى که مغز خود را به کار نمى اندازند و در زندگى هدفى ندارند، بر اثر برخورد با رویدادهاى بزرگ، داراى فضایل و قابلیت هاى بى سابقه گشته، و در زندگى کامیاب مى گردند.

چه بسا جوانانى که پس از مرگِ پدر و یا فقدان دارایى و یا روبه رو شدن با یک مصیبت دیگر، عصاى زیر بغل خود را از دست داده و داراى انرژى غیرعادى و قابلیت شگفت انگیزى شده اند.

زندان، آتش نهفته در وجود بسیارى از افراد را آشکار ساخته است!

هنگامى که خدا مى خواهد مردى را تربیت کند و به مقام والا برساند، او را به مکتبِ احتیاج و نیاز مى فرستد، نه به مکتب توفیق و آسایش.

دو بلوط را که هر دو از یک درخت چیده شده اند و تقریباً مشابه هم هستند، در دو محل جداگانه بکارید; مثلاً یکى را روى کوه و دیگرى را در جنگل انبوه بکارید و ریشه آن ها را تماشا کنید: درخت بلوطى که تنها روى کوه رشد مى کند و در معرض باد و باران و طوفان و بوران قراردارد، به هر طرف ریشه مى دواند و به درختى تناور و سایه گستر مبدل مى گردد; ولى نهال بلوطى که در جنگل کاشته شده، چون زیر سایه درختان دیگر قرارگرفته، به درختى ضعیف و لاغر مبدل خواهدشد.

به همین ترتیب دو پسربچه را که تقریباً مانند هم هستند، در دو محل پرورش بدهید; مثلاً یکى را در محیطى بیندازید که از ایام طفولیت ناچار باشد که با موانع و مشکلات مواجه گردد و او را از ثروت و هرنوع عصاى زیر بغل دیگر محروم بدارید; یک چنین فردى چنان چه زمین بخورد، مجدداً با عزمى راسخ تر، از جاى خود برخواهدخاست و مانند توپى که هرچه شدیدتر بر زمینش بزنند، بلندتر به سوى بالا مى جهد، او هم هرچه مانع بزرگ تر باشد، عزمش راسخ تر خواهدشد; ولى از سوى دیگر طفلى که در ناز و نعمت پرورش یافته و پرستاران رنگارنگ داشته، هرچه آرزو و هوس مى کرده برایش فراهم بوده و پول زیاد در اختیار داشته، در مقابل مشکلات کم تر مقاومت مى کند و زودتر از پاى درخواهدآمد»

قدرت مواجه شدن با مشکلات، در وجود هر انسانى به ودیعت گذارده شده و ما موظفیم براى نبرد با آن ها خود را بسیج کنیم و نیروهاى شگرف خویش را به کار اندازیم.

قواى باطنى انسان منبع سرشارى است که هیچ گاه ذخایر آن پایان نمى پذیرد، بلکه هرچه بیش تر از آن بهره بردارى شود، جوشش زیادترى خواهدکرد; یأس و ناامیدى و عجز از مقاومت در برابر دشوارى ها، به علت فقدان استعداد نیست، بلکه این زنجیرهاى ناامیدى و سستى است که دست و پاى بعضى را مى بندد، و نیروى مقابله با مشکلات را در وجودشان خنثى مى کند.

این افراد در برابر هرنوع شکست جزئى به یک نوع بُهت و حیرت فلج کننده و بى حسى مفرطى دچار مى گردند و حتى ممکن است روحیه آن ها بر اثر یک حادثه ناگهانى و دردناک درهم شکسته شود و تعادل خود را از دست بدهند و ترمیم این ضعف نفسانى از همه نواقص دیگر دشوارتر است.

کسانى که به فعالیت مداوم خود تکیه دارند، بیش از آن هایى که به قریحه و استعداد شخصى خویش متکى هستند، به تعالى و پیشرفت نزدیکند; انسان هرقدر صاحب ادراک و هوش و ذوق باشد، تا این استعداد مقرون به عمل مثبت نباشد، ثمربخش نخواهدبود.

هیچ گاه متفکران جهان از طبقه خاصى برنخاسته اند، بلکه اغلب آنان از کانون سختى ها تجلى کرده و از میان مشکلات، درجات ترقى را آغاز کرده اند; آن هایى که براى خود شخصیت ممتاز و عالى ساخته اند و شهرتشان در آفاق پیچیده است و حتى گاهى اجتماع خود را به اوج افتخار رسانیده اند، فشار سختى و محرومیت بوده که مجبورشان ساخته براى ادامه زندگى با مصایب گوناگون و طاقت فرسا دست و پنجه نرم کنند; همین عامل، سبب ورزیدگى و نیرومندى ایشان شده، و توانسته اند با قاطعیت از نردبان ترقى بالا روند.

مى گویند:

یک دانش آموز چینى که در رشته تحصیلى خود پیشرفتى به دست نیاورده و ناکام شده بود، از شدت یاس و ناامیدى کتاب هایش را جمع کرد و به دور افکند; در همان لحظه مشاهده کرد که زنى مستمند قطعه اى آهن را با سرسختى و کوشش خستگى ناپذیر سوهان مى زند، تا از آن سوزنى درست کند.

مشاهده این صحنه، انقلاب عظیمى در وجودش ایجاد نمود و روحش را به شدت تکان داد و به او درسى آموزنده و پرمعنى آموخت; او تصمیم گرفت به کلاس درس برگردد و به هر قیمتى که هست، با قاطعیت تمام به ادامه تحصیلات بپردازد; این تصمیم را به مرحله اجرا درآورد و در سایه شکیبایى که از خود بروز داد، در ردیف دانشمندان شهیر عصر خود قرار گرفت و یکى از برجسته ترین رجال علمى آن زمان شد.


منبع:

رسالت اخلاق در تکامل انسان

سید مجتبی موسوی لاری

دستور پیامبر در مورد چگونگی ساخت مقبره ها

دوشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۴۵ ب.ظ

پس از جنگ بدر، پیامبر (ص) دستور داد شهداى مسلمان را در قبر بگذارند و فرمود:

قبرها را در یک ردیف قرار دهید!! و دقت کنید که ظاهر قبرها خوب و زیبا باشد!!

یکى از مسلمانان گفت :

اى رسول خدا (ص) ! اگر ظاهر قبرها خوب و زیبا نباشد، تصور مى کنید که شهیدان را ناراحت کند؟!!

پیامبر (ص) در پاسخ فرمود:

آنها را ناراحت نمى کند، زندگان را ناراحت و اندوهگین مى کند!!!

زیرا مشاهده ی یک قبر زشت و ناموزون ، یکى از مناظر غم انگیز است!

- داستانها و پندها جلد 6 ، مصطفی زمانی وجدانی -


و در جریان دفن سعد بن معاذ چنین می خوانیم:

... به نزدیکى قبر سعد که رسیدند ، حضرت پیامبر (ص) خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسایل دیگر را بیاورند!

سپس با دست مبارک خود، لحد را ساختند و خاک بر او ریختند و در آن خللى دیدند آنرا بر طرف کردند! و پس از آن فرمودند:

من مى دانم این قبر به زودى کهنه و فرسوده خواهد شد، لکن خداوند دوست دارد بنده ای را که وقتی کاری انجام می دهد، درست انجام داده و محکم کاری کند!!! ...

- داستانهای بحارالانوار ج 1 محمود ناصری ( با اندکی تغییر ) -