ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

اخلاق :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۱۰ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

تنبیه

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ب.ظ

گوشَت  را  بگیر  به  کشیدن !

صورتت  را  بنواز  به  کشیده !

محروم  ساز  خود  را  از  تفریح !

همه اش  که  نباید  معلّم  تنبیهت  کند !!

خودستایی و خداستایی ؟!

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۰ ب.ظ

- « شده تو تمام عمرم حتی یه دروغ گفته باشم؟!!! »


- به نظرتون دروغ نمی گه؟؟؟!

+  أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا (49) نساء -

آیا ندیدى کسانى را که خودستایى مى کنند؟؟؟! (این خودستاییها، بى ارزش است!) ولى خدا هر کس را بخواهد (و لایق بداند) می ستاید! (به یاد کردن از او، و باقی گذاردن نام نیکش در بین جوامع، و اعطاء پاداش ها) و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.


على علیه السلام در خطبه معروف « همام » در باره صفات ممتاز پرهیزکاران چنین مى فرماید:
لا یرضون من اعمالهم القلیل و لا یستکثرون الکثیر فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون اذا زکى احد منهم خاف مما یقال له فیقول انا اعلم بنفسى من غیرى و ربى اعلم بى من نفسى اللهم لا تؤ اخذنى بما یقولون و اجعلنى افضل مما یظنون و اغفرلى مالا یعلمون:
آنها هرگز از اعمال کم خود راضى نیستند، و هیچ گاه اعمال زیاد خود را بزرگ نمى شمرند، آنها در همه حال خود را در برابر انجام وظایف متهم مى شمرند! و از اعمال خویش بیمناکند! 
هنگامى که کسى یکى از آنان را بستاید از آنچه در حق آنها مى گوید وحشت مى کند و چنین مى گوید: 
من به حال خود از دیگران آگاهترم، و خدا نسبت به من از من آگاهتر است!! 
پروردگارا! به این ستایشى که ستایشگران در حق من مى کنند مرا مؤ اخذه مکن!! 
و مرا از آنچه گمان مى برند، نیز برتر قرار ده و آنچه را که آنها از خطاهاى من نمى دانند بر من ببخش! - تفسیر نمونه ذیل آیه -

+ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ أَنَّ زَیْنَبَ بِنْتَ أَبِى سَلَمَةَ سَأَلَتْهُ مَا سَمَّیْتَ ابْنَتَکَ قَالَ سَمَّیْتُهَا بَرَّةَ فَقَالَتْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- نَهَى عَنْ هَذَا الاِسْمِ سُمِّیتُ بَرَّةَ فَقَالَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- « لاَ تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمُ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَهْلِ الْبِرِّ مِنْکُمْ ». فَقَالَ مَا نُسَمِّیهَا قَالَ « سَمُّوهَا زَیْنَبَ » - سنن ابی داوود ش ح 4955 -
زینب دختر ابی سلمه از محمد بن عمرو بن عطاء سؤال کرد: اسم دخترت را چه گذاشته ای؟! گفت: برّة ( یعنی: نیکوکار) گفت: اسم مرا برّة گذاشته بودند پیامبر از آن نهی کرده و فرموده بودند: خودتان را نستایید! خداوند به نیکوکاران شما آگاه تر است! گفتند: پس چه بگذاریم؟! فرمود: زینب.

عبادت و خدمت

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ ب.ظ

گروهى نزد پیامبر آمدند و گفتند:

فلانى فرد بسیار خوبى است ، زیرا روزها روزه دارد و شبها به نماز ایستد و ذکر بسیار گوید.

حضرت پرسیدند: کدامیک از شما عهده دار تأمین نیازمندیهاى او هستید؟!
گفتند: ما همگى براى او آب و غذا مى بریم .

حضرت فرمود: پس همه شما از او بهترید!!

و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد!

شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۵۲ ق.ظ

در مجلسى که منصور دوانقى خلیفه متکبر و جبار عباسى در خدمت حضرت امام صادق علیه السلام بود، مگسى باعث آزار منصور مى شد و منصور پیوسته با حرکت دست آن را از صورتش مى راند، ولى مگس از نقطه اى برمى خاست و در نقطه دیگر صورت منصور مى نشست و لحظه اى او را آرام نمى گذاشت!!

سر انجام منصور با ناراحتى شدیدى از امام پرسید: 

این مگس چیست که خدا آن را آفریده است؟!
امام پاسخ داد: 

یکى از فوائد خلقت مگس آنست که متکبران را خوار و ذلیل گرداند، تا بدانند با همه قدرت ظاهرى خود نمى توانند مگسى را از خود دفع نمایند!!


برگرفته از: 

بحارالانوار ج 47 ص 166 : 

قال المنصور یوما لابی عبد الله علیه السلام وقد وقع على المنصور ذباب فذبه عنه ثم وقع علیه فذبه عنه ثم وقع علیه فذبه عنه فقال: یا أبا عبد الله لای شئ خلق الله عزوجل الذباب ؟ قال: لیذل به الجبارین!!

همـــــــدلی

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۲ ق.ظ

باد شدیدتر می شود

هوا لطیف تر

باغبان اما بر بالین میوه های نارس عزا گرفته است!

من چطور نفسم بیاید؟!

آن هم عمیق؟!

التمــــــاس دعـــا

يكشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۹ ب.ظ

قصه شیخ جعفر - صاحب کتاب ارزشمند کشف الغطاء - رو شنیده بودم

اما تا به امروز آنچنان که باید عظمت این مرد رو درک نکرده بودم!!

همونی که مرتب به خودش می گفت: 

« یادت نره روزی جعفر بودی و قبلش جُعَیفِر (جعفرکوچولو) ، کم کمک شدی شیخ جعفر ، و الان مرجع عالم تشیع! »

آری امروز...

امروز که برخوردی داشتم با یکی از همکلاسیای قدیمی...

زد به شونه م و گفت:

ممّد آقا! چطوری؟!

خوب و خوشی؟!

می خواستم همونجا بچسبم و خرخره ش رو بجوم!!

آخه مرد حسابی! اون وقتی که من ممّد بودم و تو ...  به بیش از بیست سال قبل برمی گرده!!

دوروبرم رو با شرمندگی تمام نگاه کردم و دعا می کردم که کسی بی ادبی این مردک رو نشنیده باشه!!

مدتهاست ممّدی که تو می گی به کمتر از حاج آقا خطاب نشده!!!

.

.

.

+ کم روایات تواضع رو بر مردم نخونده ام ، اما نمی دونستم از دانستن تا عمل اینقدر راه باشه!!

+ گرفتین که سخت محتاج دعاتونم، رفقا!

_______________________________________________________________________________

بعداً نوشت:

این البته یه روی داستانه

- مسلّما انسان نباید برای خودش اونقدر شخصیت قائل بشه که از این نوع برخوردها بخواد برنجه، می بایست متواضع بود و فروتن

روی دیگه ش اما اینه که مواظب باشیم در خطاب قرار دادن دیگران، شؤونات رو زیر پا نگذاریم!!

بخصوص اونجا که طرف دارای جایگاهی اجتماعی هم باشه...

در خفا اشکالی نداره اما گاهی در جمع به دلیل اینکه فامیله یا دوسته یا آشناست ، برخوردی با فرد می کنه که برداشت تحقیری ازش میشه!

این آیات رو ببینین:

لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا ... (63) سوره نور   

هنـگامى که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را صدا مى زنید با ادب و احترامى که شایسته مقام او است وى را بخوانید، نه همچون صدا زدن یکدیگر... 

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (2) إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ (3) إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ (4) حجرات

2 - اى کسانى که ایمان آورده اید صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مـگـوئید (و داد و فریاد نزنید) آنگونه که بعضى از شما در برابر بعضى مى کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى دانید!

3 - آنها که صداى خود را نزد رسول خدا کوتاه مى کنند کسانى هستند که خداوند قلوبشان را براى تقوى خالص نموده ، و براى آنها آمرزش و پاداش عظیمى است .

4 - (ولى ) کسانى که تو را از پشت حجره ها بلند صدا مى زنند اکثرشان نمى فهمند!


اسلام به زبانهای مختلف، مسلمین رو در قبال همدیگه و بلکه همه انسانها به رعایت ادب دعوت می کنه اما این آیات هشداری ست که در برخوردها، جایگاه اجتماعی افراد رو هم می بایست لحاظ کرد.

یادم اومد از دیداری که رهبری نظام با دانشجویان داشتند

اون دانشجو ، حضرت آقا رو اینجور مورد خطاب قرار داد :

آقای خامنه ای! .... !!

چاپلوسی قطعا کار نادرست وناپسندی ست، اما من بیننده این تعبیر رو در مواجهه با ایشان نوعی بی ادبی و جسارت تلقی کردم و از رفتار یک دانشجوی تحصیل کرده که انتخاب هم شده پیش رهبری اظهار نظر بکنه، بعید می دانستم!


بنده بشخصه سعیم اینه که حتی با همین بچه هایی که تو مسجد و کوچه و مدرسه برخورد دارم، اسامیشون رو کامل صدا بزنم، و بلکه تا بتونم یه آقا و خانمی هم سرش بذارم...

باید به دیگران شخصیت بدیم نه خدای نکرده شخصیت خرد کنیم.

ممّد و مندلی و فاطی و حدّث و اینا چیه که همو اینجور بخوایم صدا بزنیم؟!

_____________________________________________________

سلام علیکم «*"حاج آقا"*»
امام باقر(ع) رو بقر صدا کرد امام خیلی راحت گفت من باقرم، بقر نیستم... اونوقت منو که اسممون رو بدون آقا میگن ناراحت میشم...

شما که از یاد ما نمیرید!! دائماً به یادتون دعا می کنیم... ولی خب مارو هم دعا کنین
پاسخ: 
سلام علیکم
شما که حسابی حاج آقاشو برجسته کردین!!!!
کمبودمون جبران شد با این حساب!! خخخخخخ

فاصله ما که با علماو بزرگانمون بسیاره تا چه برسه به اهل بیت (ع).

ولی گاهی طرف دشمنه بله آمادگی فحشش رو هم از طرف داریم، به اونم افتخار می کنیم.
اما طرف دوستیه که بی ملاحظه ست! 
این رفتار قابل دفاع نیست که نیست...
نمی خوام بگم طرف حاج آقا باید می گفت، ولی من به بچه کوچیک هم ممدآقا نمیگم و اسمشو کامل میارم!

به نظرتون نباید یه کم تو خطاباتمون بیشتر دقت کنیم؟!
عرض کردم مخصوصا اگه طرف یه شخصیت اجتماعی و مؤثر داشته باشه که نوع رفتار ما به تضعیف او و برنامه های او کمک بکنه...

فلسفه تقدم امام راتب بر سایرین رو (ولو به مراتب بالاتر از او باشند) ملاحظه بفرمائید...
این نیست جز اینکه می خواد این فردی که امام بر جماعتی هست موقعیتش پیش اون جمع متزلزل نشه...
در سایر اموری هم که تزلزل او رو در پی داره میشه القاء خصوصیت کرد و رعایت اون رو لازم دونست...

در واقع می خوام بگم مسأله فراتر از یک خوشایند ساده است...
من از خودم توقع نداشتم سر این چیزها ناراحت بشم، اما نگاه می کنم می بینم اگر برا هر کس دیگری هم که تو این موقعیت بود چنین برخوردی می شد باز من ناراحت می شدم! و این خوشحالم میکنه!! وامیدوار به اینکه ان شاءالله که این دلشکستگی همه ش نفسانی نبوده است ...

طرف مجازه خودش خودش رو خُرد کنه (اون هم پیش خودش) ، و نه دیگران اون رو!!

حقوق نجومی مسلمان!

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۳۷ ب.ظ

رسول خدا علیه آلاف التحیة و الثناء فرمود:

هر مسلمانى بر برادر مسلمانش سى حق دارد، که ذمه اش از این حقوق برى نمى شود، مگر به اداء آنها، یا عفو صاحب حق!!

و آن حقوق عبارتند از:

1 - خطاها و لغزشهاى او را ببخشد.
2 - در ناراحتیها و گرفتاریها به او مهربانى کند .
3 - اسرار شخصى او را مخفى دارد .
4 - عیوب و نقائص وى را جبران نماید.
5 - پوزش و عذرش را بپذیرد.
6 - بدى او را انکار، و در مقام دفاع از وى در برابر غیبت کنندگان برآید.
7 - همواره او را نصیحت کند و خیر خواه او باشد.
8 - دوستى او را حفظ کند.
9 - پیمانش را نشکند و به عهد خویش وفا دار بماند.
10 - در حال بیمارى به عیادت او برود.
11 - در تشییع جنازه او حاضر شود.
12 - دعوتش را بپذیرد.
13 - هدیه اش را قبول کند.
14 - عطاى او را جزا دهد.
15 - در مقابل احسان از او تشکر و سپاسگزارى کند.
16 - یار و مددکار خوبى براى او باشد .
17 - ناموس او را چون ناموس خود حفظ کند.
18 - نیازمندیهاى او را بر طرف سازد.
19 - براى حل مشکلات و انجام خواسته هایش شفاعت و میانجیگرى کند .
20 - عطسه اش را تحیت گوید،و برایش سلامتى بخواهد.
21 - گمشده اش را بیابد.
22 - سلامش را جواب دهد.
23 - سخنش را نیکو شمرد.
24 - انعام و پاداش او را بخوبى بدهد.
25 - سوگندهایش را تصدیق و تاءیید نماید.
26 - او را دوست بدارد و با وى دشمنى نورزد.
27 - او را یارى کند چه ظالم باشد و چه مظلوم  - 
یارى ظالم آنست که او را از ظلمش باز دارد، و یارى مظلوم آنکه او را بر گرفتن حقش مساعدت نماید -
28 - او را در سختیها و گرفتاریها تنها نگذارد و او را خوار نگرداند.
29 - از نیکیها آنچه براى خود دوست دارد، براى او هم دوست بدارد.
30 - آنچه از بدیها براى خود نمى خواهد، براى او هم نخواهد.

سپس فرمود: 

اگر مؤ من یکى از این حقوق را ادا نکند در قیامت صاحب حق ، حق خود را از او مطالبه خواهد نمود!


منبع:

کشکول جبهه؛ از: بحار الانوار ج 74/ ص 236

اوستا کریم...

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۲ ق.ظ

آیةالله حجت وقتی از نجف به قم می آید، مرحوم آیةالله عبد الکریم حائری به ایشان پیام می فرستد که :

هر وقت به پول احتیاج داشتی، ما در خدمت هستیم و تقدیم می کنیم.

آیةالله حجت در جواب می گوید :

من از لطف و کرامت ایشان کمال تشکر را دارم، ولی اگر من به پول نیاز داشتم، از خود « کریم متعال » درخواست می کنم، نه از شیخ « عبد الکریم »

- مبلغان ش 70 -

از گپ و گفت های تلگرامی 2

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۶]

استاد یه سوال بپرسم؟


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۶]

ببخشیدا من هر وقت میبینم آنلاینید مزاحمتون میشم


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۷]

خواهش. در خدمتیم ...


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۸]

من همیشه برای عجب پیدا نکردن یکسره به خودم میگم که تو گناه کاری(به خودم تلقین میکنم)کارم درسته؟


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۸]

بعدش یه نا امیدی ایجاد میشه برام


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۸]

در واقع هم اینچنینه. حتی اونها که جلوتر از ماها حرکت میکنن عباداتشون رو هم گناه تلقی می کنند


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۹]

ولی خوب بهتر از من میدونین در این مقوله ها حفظ تعادل حرف اول رو میزنه


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۰۹]

از چاله عُجب به چاله ناامیدی افتادن ، اصلا چیز جالبی نیست


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۰]

میگن خواست ابروشو درست کنه چشمشو زد کور کرد ، اینم از اون دسته


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۰]

خب چیکار کنم. ینی چطور حفظ تعادل کنم. میشه یه مثال بزنین


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۱]

القاء گناهکاری و قصور ،در کنارش امیدواری به فضل و رحمت خدا


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۲]

آها


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۲]

یعنی همین که القا کنییم گناه کاریم و بعد توبه باعث بالا رفتن ایمان و حفظ تعادل میشه.درسته؟


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۵]

بله. البته هردوش واقعی باشه. با القاء گناه سنگین بشی و با تجدید توبه سبک...


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۶]

بعضی وقت ها خیلی تو زندگیم و ایمانم بالا پایین دارم . یعنی یه مدت خوبم بعد دوباره میام پایین. فکر کردم به خاطر عجب باشه. نظرتون چیه؟درست فکر کردم؟


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۶]

نه لزوما اینجور نیست


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۷]

اتفاقا تو روایات داریم که جای نگرانی نیست


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۷]

اما نذارین مدتش طولانی بشه


 [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۷]

آها


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۷]

ورزشکارهارو هم دیدی ایام افت دارند


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۸]

و توصیه می کنن اینجور اوقات اکتفا به واجباتتون کنین


[۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۱۹]

من یه مدت که سرم شلوغ باشه. حس میکنم ایمانم کم میشه. یعنی مثلا موقع هایی که امتحان دارم یا کارهای دیگه  سرعت نماز خوندنم زیاد و حضور قلبم کم میشه. یا موارد دیگه. این نشونه ضعف تو ایمانمه؟


محمد شورگشتی, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۲۲]

خودتون میگین اثر سرشلوغیه. البته درستش اینه که هرچی رو به جاش و به اندازه ش داشته باشیم. برنامه ریزی تونو دقیق تر باید بکنین. یه چیزایی رو ثابت زندگیتون کنین : عبادت ، استراحت ، تغذیه ، وگرنه از اینها که بزنین بر کیفیت کارتونم تأثیر منفی خواهد گذاشت...


 [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۲۲]

درسته


 [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۲۳]

ممنونم

روز بیست و چهارم :

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا یُؤْذِیکَ وَ أَسْأَلُکَ التَّوْفِیقَ فِیهِ لِأَنْ أُطِیعَکَ وَ لا أَعْصِیَکَ یَا جَوَادَ السَّائِلِینَ

خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود مى کند از تو درخواست می کنم، و از آنچه تو را ناخشنود می کند به تو پناه مى آورم، و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانى ات را خواستارم، اى بخشنده به نیازمندان.


اطاعت و عصیان الهی بیش از همه محصول شناخت و عدم شناخت خداست.

و در مرحله بعد معلول توجه و عدم توجه به آثار اطاعت و عصیان است.


اگر خدا را کما هو اهله بشناسی اطاعتش کنی

عصیان تو دلیل بر خدانشناسی ات است:


قافله حاجیان به سمت مکه می رفتند در بین راه نیاز به تهیه آذوقه پیدا کردند به چوپانی برخوردند از او طلب گوسفندی کردند!

گفت : از طرف صاحبانشان اجازه چنین کاری ندارم!

یکی از آن مثلا حاجی ها! پیشنهاد داد : یکی را به ما بفروش و پولش را خودت بردار و بگو گرگ برده است!!

چوپان برآشفت و گفت: فأین الله : خدا پس چه شد؟!! - برگرفته از سی مجلس به نقل از توحید شهید دستغیب


اگر بدانیم وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ - آیه 4 حدید - آیا می توانیم معصیتش کنیم؟!!

او از همه چیز عالم آگاه است، به علم حضوری !

یعنی: همه جا بشخصه حاضر است! حتی در چشم ما! حتی در ذهن ما!

چرا که او بی نهایت است و اگه تنها سر سوزنی جاییی باشد که خدا نتواند در آنجا باشد محدود خواهد شد و این خلاف فرض است!

یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ (19) غافر - او خیانت نگاه ها را می داند ( کدام نگاه حلال بود و کدام حرام؟) و از رازها و افکار نهفته در سینه ها آگاه است!!

آیا با این حساب می توانی معصیتش کنی؟!


اگر توجه به آثار اطاعت و عصیان الهی داشتی... 

آیا دست از اطاعت می کشیدی؟!

آیا دست به معصیت دراز می کردی؟!

هیهات.


کیست که ایمنی و آسایش نخواهد؟! کیست که از زیان و پشیمانی و ناامنی فراری نباشد؟!

فرمود:

عباد الله ! إنه من یطع الله یأمن ویستبشر ومن یعصه یخب ویندم و لایسلم - بحارالانوار ج 74 ص 291

ای بندگان خدا! براستی هر که اطاعت خدا کند ایمن خواهد بود و مورد بشارت قرار خواهد گرفت ؛ و هرکه اهل معصیت او باشد زیان بیند و پشیمان گردد و روی آسایش نخواهد دید!!


عبادات مقبول

التماس دعا

تلافى!

جمعه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۰ ق.ظ

عارفى را گفتند:

فلانى غیبت تو را نموده است!
وى طبقى رطب برایش فرستاد و گفت :

شنیدم حسناتت را به من هدیه کرده اى! خواستم تلافى کرده باشم!!

***

عنه (صلى الله علیه وآله): یؤتى بأحد یوم القیامة یوقف بین یدی الله ویدفع إلیه کتابه فلا یرى حسناته، فیقول: إلهی لیس هذا کتابى ! فإنی لا أرى فیها طاعتی ؟ ! فیقال له: إن ربک لایضل ولاینسى، ذهب عملک باغتیاب الناس، ثم یؤتى بآخر ویدفع إلیه کتابه فیرى فیه طاعات کثیرة، فیقول: إلهی ما هذا کتابی ! فإنی ما عملت هذه الطاعات ! فیقال: لأن فلانا اغتابک فدفعت حسناته إلیک - بحارالانوار ج 72 ص 259

از حضرت رسول (ص) روایت است:

فردای قیامت کسی را نزد خدای تعالی آورند و نامه عملش را تحویلش دهند ، می بیند از کارهای نیکش خبری نیست می گوید:

این نامه عمل من نیست! چرا که عبادات خود را در آن نمی بینم!

به او گفته می شود:

خدای تو گم نمی کند و فراموش نمی کند! عمل تو بخاطر غیبت مردم از میان رفته است!

دیگری را آورند و نامه عملش را به دستش دهند، پس در آن طاعات زیادی می بیند می گوید:

خدایا! این پرونده من نیست من چنین اعمالی انجام نداده ام!! 

می گویند: فلانی غیبت تو کرد و حسنات او منتقل به تو شد!

سخت تر از کار در معدن!!

دوشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ

قبول دارین پیامک کردن با بعضیا و جواب پیامکاشونو دادن از کار در معدن هم سخت تره؟!!

شما ره م رو داره هر از گاهی سؤال شرعیی می پرسه

کلی حاشیه میره ، بماند.

می بینی بعد یه هفته پیام داده که از فلان کلمه آیا منظور بخصوصی داشتین؟!

شده بعد مدتها که پیامکشم حذف کردم پیام داده پیامک سومی که اون هفته بهتون دادم فکر بد نکنین یه وقت! منظور خاصی نداشتم!!

میگم : بابا! چقدر شما سخت گیرین!!

آخه نه کلام من وحی مُنزَله و نه کلام شما که بخواییم اینقدر رو کلمه کلمه ش دقیق بشیم و نکته دربیاریم!! والا

مبادا طوری عمل کنیم که کسی از همصحبتی با ما واهمه داشته باشه: ببینین پیامبرمون رو:


از: خبرگزاری شبستان 

شناسه خبر : ۹4 ۲۶۰۶

"من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می نوشید!!"

این را به عرب بیابانی گفت.

عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همه ی قبایل به او ایمان آورده بودند،لکنت گرفته بود.

آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بودند.

رسول الله (صلی الله علیه و آله) از جایش بلند شده بود.

آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود،تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کند.

در گوشش گفته بود:

"من برادر توام" ،"انا اخوک" گفته بود فکر می کنی من کی ام؟

فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من از آن سلطان ها که خیال می کنی نیستم.
"من اصلا پادشاه نیستم" "لیس بملک"

من محمدم. پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای.

"من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می نوشید"

حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایه ی صحرانشینش را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد!!

آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود:"هون علیک" "آسان بگیر ، من برادرتم"

مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید:

"عجب برادری دارم."

اعدامی

يكشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ب.ظ

اعلامیه درگذشت جوونی رو تابلو اعلانات مسجد خودنمایی می کرد...

چند نفر مشغول خوندن بودند...

رفتم جلو عکسش آشنا نبود...

ببخشید: 

این بنده خدا کیه؟!

پیرمردی از اون جمع :

بنده خدا؟!

این بنده شیطونه؟!!

یعنی چی؟!

حاج آقا! این نامرد فلانه وقت یه بچه ای رو برده بود و دیشب اعدامش کردن!!

دیدم نگاهها خیلی ناجوره!

شب اول قبر این بنده خدا و به جای استغفار ، پچ پچ و گپ و حرفه!!

وسط دو نماز میکروفونوگرفتم و بی مقدمه گفتم:


مرد و مردونه کیا تو این جمع هستند که گناه نکردند؟!

سر ها پائین افتاد


گفتم:

مگه میشه انسان باشی و بی اشتباه؟!

حالا یکی بیشترک و یکی کمترک

یکی گناهش رو میشه و یکی نمیشه.


گفتم : 

مهم اینه که انسان آخرالامر از گناهش پاک بشه!

زنی تو عصر پیغمبر عذاب وجدان گرفته بود خودش به پای خودش اومد و درخواست کرد:

یا رسول الله! طَهِّرنی ( اومدم منو پاک کنی، اشتباهی کرده ام که مستحق اجرای حدّم ... - بحارالانوار ج 21 ص 366 -)


خود ایشان می فرمایند: : من أذنب ذنبا فاقیم علیه حد ذلک الذنب فهو کفارته - میزان الحکمه حرف الحاء باب الحدود -

هر کس گناهی کند و حدّ بر او جاری گردد پس همان کفاره او خواهد بود.


این بنده خدا کار بدی کرده اما وقتی چوبشو خورد پاک شده دیگه...

خدا بخشیده ، بنده وشما نمیخوایم ببخشیمش؟!


پیغمبر در مقابل کسانی که به زناکاری که دستور رجمش صادر شده بود توهین کرده و خبیث خطابش نمودند فرمود:

نگوئید خبیث ، به خدا قسم او پیش خدا از مشک هم خوشبوتر است!!! - میزان الحکمة همان -


برادر و خواهر عزیز!

خدا عادل تر از اونه که کسی رو برای یه گناه بخواد دوبار عذاب کنه (فرمایش رسول است)

پس بی هیچ شبهه ای فاتحه بخونین، نماز وحشت بخونین، به مجلس ختمش برین...


اما یه سؤال

ما چی؟ از گناهانی که داشتیم، تونستیم گردنمونو بری کنیم؟!

مبادا بار گناه رو دوشمون بمونه که عذاب فردای خدا به راحتی عذاب دنیوی اش نیست!!!

نمیخواد برین اقرار کنین و چوب بخورین اینو ازمون نخواستن

راهش توبه و استغفار است اما حقیقی و نه لقلقه زبان


همه با هم:

استغفر الله الذی لااله الا هو الحی القیوم ، ذوالجلال والاکرام ، و اتوب الیه...


+ خدا رحمتش کنه درگذشتش بهونه استغفاری شد، ان شاءالله که خرابش نکنیم...

نقابت کو؟ چقدر زشتی!!!

چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷ ب.ظ

انسان می بایست تا میتونه صادق باشه، یعنی درون و برونش یکی باشه!

این رو هیچ کسی حرفی درش نداره.

حالا اگه اومد و ظاهر و باطن فرد متفاوت بود... 

صداقت میگه باید یکیشون کنی!!

اما مهم اینه : کدام رو باید اصل قرار بدیم؟!


هستن میگن : 

ما که باطنمون خرابه، پس چه دلیلی داره ظاهرمونو مراعات کنیم؟!

و می زنن اصطلاحا به سیم آخر و میگن:

یا زنگی زنگ یا رومی روم!

در حالی که دو مطلوب وجود داره:

 1 - باطن خوب

 2 - ظاهر خوب

اگه یکیش نشد، آیا قید دیگری رو هم باید زد؟!


در مباحث فقهی یه عنوان فاسق داریم و یه عنوان متظاهر به فسق ، اینها با هم فرق دارند و روش برخورد با اونها هم فرق داره!

اونی که از خود فسق بدتره ، تظاهر به فسقه !!


حتی اهل جزیه ( اهل کتاب) که در مملکت اسلامی زندگی می کنند ملزم هستند حلال و حرام اسلامی رو در ظاهر امر مراعات کنند!


پس ظاهر بدون هیچ عذرتراشی باید نیک و زیبا باشد، و متعاقب اون تمام تلاش رو هم باید مبذول داشت که باطن نیز آراسته و نیکو گردد.

و این بالاترین درجه ایمان است که دسترسی بدان به راحتی البته امکان پذیر نخواهد بود.


قال (ص) إن أعلى منازل الإیمان درجة واحدة من بلغ إلیها فقد فاز و ظفر و هو أن ینتهى سریرته فی الصلاح إلى أن لا یبالی بها إذا ظهرت و لا یخاف عقابها إذا سترت - مجموعه ورام ج 2 ص 117 -

نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند:

بالاترین درجه ایمان ، درجه ی تکی ست. کسی که بدان رسد براستی به رستگاری و پیروزی دست یافته است و اون اینکه باطنش در درستی به حدی برسد که از ظاهر شدنش ترسی نداشته باشد! و اگر پنهان بماند، از عذاب الهی ترسی نداشته باشد!


+ از تأثیر زشت و زیبایی ظاهر و باطن بر یکدیگر هم که غافل نیستیم!!!

ظاهر خوب به مرور زمان بر باطن فرد تأثیر مثبت خودش رو خواهد گذاشت. و برعکس ظاهر خراب، اثرات نامطلوب خودش رو بر باطن او.

پس مباد که به بهانه خرابی باطن، از زیبایی ظاهر غفلت ورزیم...

موفق باشید.


بعدا نوشت:

یا فاطمة الزهراء در مطلب نقابت کو؟ چقدر زشتی!!! 
یعنی اگه کسی باطنش بده باید خوب نشون بده؟ این دورویی و دو رنگی نیست؟ 

 پاسخ توسط محمد * شـــــــــورگشتی * در ۵ خرداد ۹۵، ۲۳:۲۱
شما سؤال زیر رو که جواب بدین، جواب سؤال خودتونم می گیرین:
اگه کسی باطنش بده، برا اینکه از دورنگی و دورویی فرار کنه باید ظاهرشو هم بد کنه؟!

نفاق اونجاست که چیزی رو قبول نداره ولی تظاهر به قبولی میکنه.
نه چیزی رو قبول داری اما ظاهرت در اون حد نیست و دوست داشتی البته می بودی...
اینجا بذار مردم حسن ظنّ بهت داشته باشند... 
حق تخریب خودت رو به بهونه عدم هماهنگی ظاهر و باطن نداری... هرگز
والبته تلاش کن چنان باشی که دیگران در موردت فکر می کنن...

جالبه حکم به رعایت حلال و حرام اسلامی برا اهل کتابی که حتی اسلام رو هم قبول ندارند!! چرا که در همین تظاهر هم مصلحت نهفته... ( دیگه بالاتر از این ؟!)

بله ظاهرسازی به قصد فریب دیگران و سوء استفاده و  تخریب که کار منافقینه، اون مقوله دیگری ست.

سؤال :مگه ریا مذموم نیست، ظاهرسازی هم ریاکاری ست دیگه؟!
اولا آنچه در ریا مورد توبیخ است اغلب ظاهر فرد نیست : سیماهم من اثر السجود... ظاهر ایمانی مورد تأییداست بلکه توبیخ متوجه باطن اوست که چرا مثل ظاهرت نیست؟!
بعلاوه آنچه ما ازش دفاع می کنیم اینه که ظاهر فرد ظاهر انسان متدین معمولی باشه ولی ریا اونجاست که خودش رو بالاتر از دیگران می خواهد نشون بده که این اگه به قصد نمایش باشه خوب درست نیست ولی اگه واقعا دوست داره به زیّ اونها باشه چه اشکالی داره چرا که فرمودند: کسی خودشو به زیّ گروهی درنمیاره مگه روزی در شمار اون قوم درخواهد آمد.

آدمها چقدر مزخرفند!!

جمعه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۳۷ ب.ظ

تو که گردن بالا می گیری مثل زرافه ها !!         

تو که با گامهایت می خواهی سوراخ کنی زمین خدا را !!

تو که انگار افتاده ای از دماغ دراز فیل!!

تو که هر روز با ژستی خود را فرو می کنی در چشمان خلایق بدبخت!


فضولی نباشد اما این بار دقیق تر می شوی در آینه؟!!

شاید ببینی آنچه من می بینم از تو !


بیم حال بهم خوردگی می رود!

سطلی کنار دستت بگذار به احتیاط! 

پیشین : آب عورت

پسین : لاشه ی کرمو

کنون : ظرف فضولات

اوج تعارف!

سه شنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۱۲ ب.ظ

سه نفر مونده به ما، سینی خورشت تموم شد...

تعارف تعارف آخرین ظرف رو گذاشتند جلو ما:

حاج آقا! نمیشه و زشته و امکان نداره و ...

ما هم از اینهمه ادب و نزاکت مشعوف که سینی جدید از راه رسید...

حالا می خوام خورشت بکشم ، می بینم یه تکه استخون و دو تکه بزرگ دمبه و دو قاشق لپه و مابقیش آب روغن!!

رفقا هم که مشغول تکه پاره کردن گوشتاشونند!!

یعنی اگه مَردین ، اون وقتی که قلمبه های گوشت تو ظرفتون می افته یه کم تعارف بلد باشین!! والا

+ اگه به رفتارامون دقیق نیگا کنیم، اکثراً رو مصلحته که با ادب میشیم!!

+ کی گفته نوشابه چیز بدیه؟! اگه اون روز نبود شاید غذا همون وسط حلقوم ما جا خوش می کرد و پائین نمی رفت!!

+ از یه چیز حلیم خیلی خوشم میاد ، اونم یک دستی شه!!


نکته اخلاقی: خواهشا تو جمع غذا میکشین درست بکشین، نمیتونین؟ غذای یک دست بدین.

نگو حاج آقا! خوب تو ظرف دیگران سرک نمی کشیدی، کار بدیه؟

که خواهم گفت: خودم بهتر می دونم اما مگه میشه تو بیکار باشی و صدای فیش و فیش دور و برتو که به شدت مشغولند بشنوی و خداقوتشون نگی؟! خوب اینم زشته دیگه!!! خخخخخ

این گوشت را نخورید...

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۵۶ ب.ظ

أکل لحم الأخ میتاً

خوردنِ گوشتِ برادرِ مرده


این توصیفی ست که خداوند متعال از « غیبت » دارد.

توصیفی پر معنا و شگفت...

وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ... - حجرات آیه 12 -

توجه به کلمه کلمه آن ، در شناخت بهتر غیبت و عظمت این تعبیر ما را یاری خواهد کرد.


« غیبت » خوردن است.(أکل)

و خوردن ملازم با کم شدن.

اینکه با غیبت چه چیزی از غیبت شونده کم می گردد در ادامه بدان اشاره خواهیم کرد.


اما نکته مهم این است که از بین همه افعالی که می توانست دلالت بر کاستی بکند (مثل ضایع کردن، لگدمال نمودن، به باد دادن و...) واژه اکل (خوردن) را به کار می گیرد که:

اولا همخوانی با محل صدور غیبت دارد (هرچند غیبت منحصر به دهان و زبان نیست اما این غلبه وجود دارد) و در کنار آن، احساس واقعی بودن این توصیف هم به انسان دست می دهد.

به علاوه جدای از اثرات غیبت بر غیبت شونده، از تأثیرات بسیار مخرّب آن بر غیبت کننده هم پرده بر می دارد!!

آری این خاصیت خوردنی هاست که جذب خورنده شده و در ساختمان روح و جسم او تأثیرات متناسب با خودش را خواهد گذاشت.

تأثیرات غیبت بر غیبت کننده از قبیل: بی تفاوتی تدریجی نسبت به خوب و بد مسلمین، ایجاد فاصله بین او و دیگران، تثبیت روحیه عیب جویی و عیب پراکنی، فراهم شدن زمینه برای بی آبرویی خود او و ...


« غیبت » خوردن گوشت است. (أکل اللحم)

آن چیزی که در غیبت از غیبت شونده کم می شود چیزی نیست جز آبروی او!

آبرویی که جزء مهمی از وجود اوست و خداوند با تعبیر « لحم » به این جزءیّت، صورت محسوس و ملموس تری می بخشد تا بندگانش را اینچنین به اهمیت حفظ و صیانت از آبروی دیگران بخواند!

هستند کسانی بلکه اکثریت جامعه چنینند که حاضرند شدیدترین لطمات به جسم آنها وارد گردد، اما آبروی آنها در معرض کمترین تهدیدی قرار نگیرد.

معروف است که ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر است و بیراه نگفته اند.


« غیبت » خوردن گوشت برادر است. (أکل لحم الأخ)

تعبیری که سخت انسان را از ارتکاب این رذیله دور کرده و در صورت ارتکاب، زمینه توبه و برگشت او را فراهم می آورد.

آیا می دانی کسی که با غیبت تو متضرر شد، غریبه نبود؟! بلکه برادر تو بود؟!

برادری که سربلندی او سربلندی تو ، و سرشکستگی او سرشکستگی خود تو محسوب میشود؟!

انما المؤمنون اخوة


« غیبت » خوردن گوشت برادر مرده است! (أکل لحم الأخ میتا)

مرده خصیصه اش این است که نمی بیند، قدرت دفاع ندارد، برای هر بی سر و پایی امکان جسارت به او فراهم است!

غیبت هم چون در غیاب فرد است چنین چیزی است.

به علاوه این تعبیر برای نشان دادن زشتی حقیقت غیبت بسیار تعبیر گیرا و تأثیرگذاری می تواند باشد.

خوردن گوشت برادر - بلکه انسان - به خودی خود و به قدر کافی مشمئز کننده هست، حالا خوردن گوشت مرده برادر چطور حالتی دارد؟! در حالی که انسان به مردار حلال گوشت حتی نزدیک هم نمی شود.

لذا می فرماید: فکرهتموه همه شما از اینچنین خوراکیی تنفر دارید!! پس چرا از غیبت که صورت برزخی اش چیزی جز این نیست، پروا نمی کنید؟!


در پایان به روایتی که بیانگر اهمیت غیبت در ادیان توحیدی ست، اشاره می نمائیم:

 و أوحى الله تعالى إلى موسى ع من مات تائبا من الغیبة فهو آخر من یدخل الجنة و من مات مصرا علیها فهو أول من یدخل النار - مجموعةورام ج : 1 ص : 116 -

خداوند متعال به موسی (ع) وحی فرستاد که:

هر کس بمیرد در حالی که از غیبت هایش توبه کرده باشد، آخر نفری خواهد بود که وارد بهشت گردد!! و اگر بمیرد در حالی که مصرّ بر غیبت است، اول کسی خواهد بود که داخل جهنم گردد!!

بهترین و بدترین ها در بین اعضاء

شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۰۶ ب.ظ

یک روز اربابِ لقمان گوسفندی به او داد و گفت:
این گوسفند را بکش و بهترین اعضایش را برای من بیاور.
لقمان گوسفند را کشت و دل و زبان ش را برای اربابش برد و گفت:
این دو عضو، بهترین اعضاست.

چند روز بعد ارباب لقمان باز هم گوسفندی به او داد و گفت:
این گوسفند را هم بکش و این بار بدترین عضوهایش را برایم بیاور!
لقمان گوسفند را کشت و باز هم دل و زبان ش را برای اربابش برد و گفت:
این دو بدترین عضوهاست!!

ارباب لقمان حیران شد و از او پرسید:
مگر تو دیوانه ای؟!!
آخر چگونه می شود که دل و زبان هم بهترین عضوها باشند و هم بدترین عضوها ؟!!
لقمان پاسخ داد:
من اشتباه نکرده ام:
هیچ چیز بهتر از دل و زبان نیست اگر پاک باشد ؛ و هیچ چیز بدتر از آن نیست اگر ناپاک باشد!!

منبع: سایت تدبر (بااندکی تصرف)
+ همین داستان در تفسیر نمونه ذیل آیه 12 لقمان
+ هدف از این دستور: بیان حکمت ، و معرفی اعضاء برتر و بدتر انسانی در قالب گوسفند بوده است!

>>> یک راه مجرّب برای بدبخت شدن!!!

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۱۴ ب.ظ

تا از اخلاق بد کسی حرفی به میون میاد، میزنه پشت دستش و از ته دل میگه:

خدایا! توبه...

خدا! به سرمون نیاری !!!

برام سؤال شد

پیرزن گفت:

جوون بودم... شوهرم سیگاری بود... ازش خواستم سیگارشو کنار بذاره

اونم هربار می گفت: باشه، اما باز می کشید که می کشید!

می گفت: می خوام اما نمی تونم!

میگه: اعصابم خورد شد و هرچه به دهنم اومد بارش کردم:

آخه این (باعرض پوزش) تاپاله هایی رو که گرفتند لای کاغذ پیچوندند چیه که نتونی ترکش کنی؟!!!

میگه: حامله بودم - متعاقب این رفتار - کششی عجیب به سمت سیگار پیدا کردم، همین که نبود ، خاکسترهاش رو هم کف دست می ریختم و کَپّه می کردم و می خوردم!!!

بعد مدتی یهو به خودم اومدم شروع کردم به گریه کردن والتماس کردن به درگاه الهی

خدایا! غلط کردم ، خودت این ادا رو از سرم بیرون بیار ، قول میدم دیگه احدی رو مسخره نکنم!

میگه دوباره چنان شد که از بوی سیگار هم حالم به هم میخوره، ولی از تمسخر و توهین افراد به شدت هراسناکم!


دیدم این حرف مبنای روایی هم داره:

عن أبی عبدالله علیه السلام أنه قال:

لا تبدی الشماتة لاخیک فیرحمه الله ویصیرها بک

امام صادق(ع) فرمود:

برادر دینی ات را (به خاطر عیبی) به سرزنش مگیر که خدا بر او ترحم کرده و آن عیب را از او به تو برگرداند!

وقال علیه السلام:

من شمت بمصیبة نزلت بأخیه لم یخرج من الدنیا حتى یفتتن به - بحارالانوار ج 72 ص 216 -

و فرمود:

هرکه برادرش را بر مصیبتی که بر او فرود آمده سرزنش نماید، از دنیا خارج نخواهد شد مگر خود بدان گرفتار گردد!!!


+ نهی از منکر هم که می کنید مواظب باشید خدای ناکرده با توهین و از روی غرور نبوده باشه.

یک راه برخورد با آدمای غد ...

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ

گاهی آدمای غد و خودخواهی دور و برت هستند که دقیقا نمیدونی چه طور باهاشون رفتار کنی

هرچه باهاشون خوب تا بکنی اونها رو در واقع بر اخلاق زشتشون راسخ تر هم کرده ای!

یک راهش آن چیزی ست که از آقا امیرمؤمنین نقل شده که گاهی با این افراد می بایست مثل خودشون برخورد کرد بلکه به خود بیاند و متوجه زشتی کارشون بشن.

التکبر على المتکبرین هو التواضع بعینه - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، الحکم المنسوبة الی امیرالمؤمنین علی ش 410 -

تکبر با افراد متکبر ، عین تواضع است.

دو ریالیـــــــ

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۳۵ ب.ظ

صحنه ای دیدم ؛ یادم آمد از جریانی مربوط به سال ها قبل :


اجتماعی دینی قرار بود برگزار  بشه ؛ جمعیت تو حسینیه به انتظار نشسته بودند.

من هم تنها و غریب گوشه ای کز کرده و چهره شرکت کنندگان رو داشتم مرور می کردم!

دیدم بنده خدایی در حالی که مشغول گپ وگفت با بغل دستیش هست، یه سکه دو تومانی - از این دوتومانی های قدیم - به پیشانیش فشار میده و ول کن هم نبود!

ماندم که یعنی چه؟!

تمام حواسم رو به خودش معطوف کرده بود!

وقتی سکه را برداشت و پیشونی قرمز شده ش رو دیدم تازه فهمیدم که ای دل غافل!!! ...



+ یعنی بعضیا دوریال هم نمی ارزند!

زن-زنی !!!

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ

دیشب یادواره شهدا ...

یکی از روستاهای نیشابور ...

چند هزار میهمان ...

مردا همکف ...

زنها فوقانی ...

مسجد جای سوزن انداختن نیست ...

سخنران مدعوّ از تهران ...

تعریف و تمجید مجری ( حجة الاسلام دکتر... کارشناسِ... ریاستِ... عضوِ... )

آقا در محل که مستقر شد سر و صدای خانما خیلی اذیتش می کرد انگار !!!

خانما ساکت ...

اگه اینا حرف بزنن من حرف نمی زنم ...

از تهران بلند شدم اومدم که ...

_ آخر سر جمله ای گفت که من از خجالت عرق کردم  _

خانما! میگن حسینیه دارند شام میدن !!!!


+ به خدا بعضی حقشون نیست این همه بلندشون کنن !!!

از فرزند محدّث قمی رحمه الله پرسیدند:

"چه چیز باعث شد که مردم این همه از کتاب پدرتان « مفاتیحُ الجنان » استقبال کنند و آن را در خانه خود داشته باشند؟"

گفت:

"یکی « اخلاص » پدرم ، و دیگر اینکه ایشان ثواب همه این کتاب را به « حضرت فاطمه زهرا علیها السلام » هدیه کرده بود. "


مجله مبلغان ش 80

/// درخواست محاکمه هاشمی رفسنجانی به عنوان ...

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۲۷ ق.ظ

ما دیگه چه جور آدمایی هستیم؟!

شاکی ... !

قاضی ... !

اگه بگذارند ، مجری حکم ... !

به کجا داریم میریم با این اخلاقیات؟!

هیچ کاری به موضع گیری های این روزهای هاشمی ندارم ، اما نه مگر شورای نگهبان طی همین چند روز گذشته صلاحیت ایشان را برای انتخابات خبرگان تأیید کرده ؟!!

آیا رفتار این دوستان علاوه بر هتاکی نسبت به شخص هاشمی ، هتاکی به شورای نگهبان نیست؟!!!

بله آنچنانی که در این تصویر است : دادگاه ویژه روحانیت باید کسانی را محاکمه کند ، اما نه آن اسم را که این اشخاص را!

کاری بسیار زننده ، آن هم بر درگاه مکانی مذهبی که بایستی جمع کننده ی افراد با همه اختلاف سلایقشان باشد ، آن هم توسط دو عمامه بسر ، آن هم در آستانه راهپیمایی 22 بهمن !


به عنوان یک روحانی جز اظهار تأسف ، و درخواست جدی از مسئولین برای برخورد با این گونه رفتارها ، حرف دیگری ندارم!


پاینده باد اخلاق

+ اگه فتوشاپ نباشه! پارچه قاعدتا باید یه خورده ای ول باشه! این خیلی سیخه!!!

بهترین طریقه محاسبه ?

شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۵۵ ق.ظ

چهارمین گامى که علماى اخلاق براى رهروان این راه ذکر کرده اند: محاسبه است.

و منظور این است که :

هر کس در پایان هر سال یا ماه و هفته و یا در پایان هر روز به محاسبه کارهاى خویشتن بپردازد، و عملکرد خود را در زمینه خوبیها و بدیها، اطاعت و عصیان، خدا پرستى و هوا پرستى دقیقا مورد محاسبه قرار دهد.

...

قرآن مجید در آیات متعددى از حساب دقیق روز قیامت خبر داده است!

از جمله، از زبان لقمان حکیم خطاب به فرزندش چنین نقل مى کند:

« یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (16) لقمان -

; پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگى یا در (گوشه اى) از آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقیق و آگاه است


و نیز مى فرماید: « وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ... 284 بقره -;

اگر آنچه را در دل دارید آشکار کنید یا پنهان نمایید، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مى کند


این مساله بقدرى مهم است که یکى از نامهاى روز قیامت، « یوم الحساب » است

...

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

« لا تزول قدما عبد یوم القیامة حتى یسئل عن اربع: عن عمره فى ما افناه و شبابه فى ما ابلاه، و عن ماله من این کسبه و فى ما انفقه وعن حبنا اهل البیت; - بحارالانوار ج7 ص 258 -

در روز قیامت هیچ انسانى قدم از قدم بر نمى دارد تا از چهار چیز سؤال شود:

از عمرش که در چه راهى آن را سپرى نموده!

و از جوانى اش که در چه راهى آن را کهنه کرده! ( توضیح من: با آنکه جوانی هم بخشی از عمر هر کسی ست اما به جهت اهمیت این دوره به صورت مستقل مورد بازخواست قرار می گیرد) 

و از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهى مصرف نموده!

و از محبت ما اهل بیت: (که آیا حق آن را ادا کرده یا نه.) »

...

مساله حساب در قیامت بقدرى روشن و آشکار است که انسان را در آنجا حسابرس خودش مى سازند، و به او گفته مى شود:

« اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا (14) اسراء -

; در آن روز به انسان گفته مى شود: نامه اعمالت را بخوان، کافى است که امروز خود حسابگر خود باشى! »

...

درحدیث معروف رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم:

« حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر - بحارالانوار ج 67 ص 73 -

; خویشتن را محاسبه کنید پیش از آن که به حساب شما برسند!! و خویش را وزن کنید قبل از آن که شما را وزن کنند! (و ارزش خود را تعیین کنید پیش از آن که ارزش شما را تعیین نمایند) و آماده شوید براى عرضه بزرگ (روز قیامت)! »

...

راستى چرا ما با امور مادى و معنوى حداقل یکسان برخورد نکنیم؟!

امور مادى ما حساب و کتاب و دفتر روزانه و دفتر انبار و دفتر کل و دفاتر دیگر دارد، ولى براى امور معنوى حتى حاضر به یک حساب به اصطلاح سرانگشتى نیز نباشیم، در حالى که امور معنوى به درجات بالاتر و والاتر است و اصولا قابل مقایسه با امور مادى نیست!

به همین دلیل، در حدیث پر معنایى از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم:

« لایکون العبد مؤمنا حتى یحاسب نفسه اشد من محاسبة الشریک شریکه، و السید عبده - بحارالانوار ج 67 ص 72 -

; انسان هرگز اهل ایمان نخواهد شد مگر این که در حسابرسى خویش سختگیر باشد; حتى سختگیرتر از حساب شریک نسبت به شریکش و مولى نسبت به غلامش

...

بهترین طریق محاسبه:

بهترین طریق همان است که در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام نقل شده که بعد از نقل حدیث پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله که فرمود: « اکیس الکیسین من حاسب نفسه; عاقل ترین مردم کسى است که به محاسبه خویش پردازد» مردى از آن حضرت پرسید:

« یا امیرالمؤمنین و کیف یحاسب الرجل نفسه; اى امیرمؤمنان! انسان چگونه نفس خویش را محاسبه کند؟»

امام ضمن بیان مشروحى چنین فرمود:

« هنگامى که صبح را به شام مى رساند، نفس خویش را مخاطب ساخته چنین گوید:

اى نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمى گردد،و خداوند از تو درباره آن سؤال مى کند که در چه راه آن را سپرى کردى؟ چه عملى در آن انجام دادى؟

آیا به یاد خدا بودى، و حمد او را به جا آوردى؟

آیا حق برادر مؤمن را ادا کردى؟

 آیا غم و اندوهى از دل او زدودى؟ و در غیاب او زن و فرزندش را حفظ کردى؟

آیا حق بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا کردى؟

آیا با استفاده از آبروى خویش، جلو غیبت برادر مؤمن را گرفتى؟ آیا مسلمانى را یارى نمودى؟

راستى چه کار (مثبتى) امروز انجام دادى؟!

سپس آنچه را که انجام داده به یاد مى آورد، اگر به خاطرش آمد که عمل خیرى از او سر زده، حمد خداوند متعال و تکبیر او را به خاطر توفیقى که به او عنایت کرده به جا مى آورد، و اگر معصیت و تقصیرى به خاطرش آمد، از خداوند متعال آمرزش مى طلبد و تصمیم برترک آن در آینده مى گیرد، و آثار آن را از نفس خویش با تجدید صلوات بر محمد و آل پاکش، و عرضه بیعت با امیرمؤمنان علیه السلام برخویشتن و قبول آن و اعاده لعن بر دشمنان و مانعان از حقوقش، محو مى کن!

 هنگامى که این محاسبه (جامع و کامل) را انجام داد، خداوند مى فرماید:

«من به خاطر دوستى تو با دوستانم و دشمنیت با دشمنانم (و محاسبه جامعى که با نفس خویش داشتى) در مورد گناهانت به تو سختگیرى نمى کنم و تو را مشمول عفو خود خواهم ساخت!» - بحارالانوار ج 67 ص 70 -


آرى این است بهترین طرز محاسبه نفس!


برگرفته از:

اخلاق در قرآن

آیت الله مکارم شیرازی

نمایندگی ...

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۳۹ ب.ظ

مرجع تقلید شیعه حضرت آیت‌اللَّه سید ابوالحسن اصفهانى (ره) نماینده‌‏اى را به یکى از شهرها اعزام کرد.

پس از مدّتى مرتّب شکایاتى از او مى‌‏رسید.

عدّه‌‏اى از مردم خدمت آقا رسیده و از عملکرد بد نماینده سخن گفتند.

آقا فرمود:

مى دانم!!

گفتند:

اگر مى‌دانید پس چرا او را عوض نمى‌کنید؟!!

فرمود:

این آقا قبل از اینکه نماینده من بشود یک کیلو آبرو داشت ، پس از حکم من آبرویش ده کیلو شد!! حالا باید من بگونه‌‏اى او را عوض کنم که آبروى خودش حفظ شود!!!!!


استاد قرائتی

ترجیح گوشت قاطر و اسب بر گوسفند

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ

سال هفتم هجرى پیامبر صلى الله علیه و آله همراه هزار و ششصد نفر سرباز براى فتح قلعه خیبر که در 32 فرسخى مدینه قرار داشت، روانه شدند.

مسلمانان در بیابانهاى اطراف خیبر مدتى سرگردان ماندند و نتوانستند قلعه هاى خیبر را فتح کنند.

از نظر غذائى در مضیقه سختى قرار گرفتند به طورى که بر اثر شدت گرسنگى ، از گوشت حیوانات مکروه گوشت ، مانند قاطر و اسب استفاده مى کردند.

در این شرایط چوپان سیاه چهره اى که گوسفندان یهودیان را مى چراند، به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله آمده اظهار اسلام کرد و سپس گفت :

این گوسفندان مال یهودیان است همه را در اختیار شما مى گذارم .

پیامبر صلى الله علیه و آله با کمال صراحت در پاسخ او فرمودند:

این گوسفندان نزد تو امانتند و در آئین ما خیانت به امانت جایز نیست!! بر تو لازم است که همه گوسفندان را به در قلعه ببرى و به صاحبانشان برسانی .

او فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله را اطاعت کرد و به جبهه مسلمین بازگشت .


منبع:

یکصد موضوع 500 داستان

سید على اکبر صداقت

- با اندکی تصرف -

همسر آزاری

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ب.ظ

 رسول الله صلی الله علیه و آله :

ومن کانت له امرأة تؤذیه لم یقبل الله صلاتها ولا حسنة من عملها حتى تعینه وترضیه.

- وإن صامت الدهر، وقامت وأعتقت الرقاب، وأنفقت الاموال فی سبیل الله -

وکانت أول من یرد النار!

ثم قال رسول الله صلى الله علیه وآله:

وعلى الرجل مثل ذلک الوزر العذاب إذا کان لها مؤذیا ظالما

- بحارالانوار ج 73 ص 363 -


هر مردی که زنی آزار رسان داشته باشد خداوند نماز و دیگر اعمال حسنه ی او را قبول نفرماید! تا آنکه شوهر را از خود راضی نماید!

- هرچند تمام عمر روزه دار باشد و شب زنده دار ، و برده آزاد کند و اموالش را در راه خدا ببخشد -

و اول کسی خواهد بود که وارد جهنم گردد!!

سپس فرمود:

برای شوهر هم همین عذاب است اگر زن اذیت کن و ظالم باشد!


نامحرم

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۱۱ ب.ظ

روایت

قال الصادق (ع) :

ایاکم و مجالسة الملوک و أبناء الدنیا ففی ذلک ذهاب دینکم و یعقبکم نفاقا - بحارالانوار ج 72 ص 367 -

از همنشینی با صاحب منصبان و دنیاپرستان بپرهیزید که این همنشینی ، دین شما را از بین برده و نفاق می آورد!


حکایت

یکی از طلاب می گوید:

روزی از جناب استاد حسن زاده آملی ، موعظه ای طلبیدم ، فرمود:

سعی کنید با نامحرمان تماس نداشته باشید!

- و اضافه کردند: -

چه زن باشد ، چه مرد !!

متعجبانه پرسیدم:

آیا مرد هم نامحرم می شود؟!

فرمود:

بله هرکسی که با خدا انس نداشته باشد، نامحرم است!

- درس زندگی ص 122 -


منبع:

بنای بندگی

- با اندکی تصرف -

شما چقدر کوچکترید؟!

چهارشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۴۴ ق.ظ

روایت:

قال الحسن بن علی (علیهما السلام) :

عجب لمن یتفکر فی مأکوله کیف لا یتفکر فی معقوله ؟! فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه - بحارالانوار ج 1 ص 218 -

شگفت از کسی که در خوراکش دقت می کند و در افکارش (که غذای روح اوست) نه!!

پس از چیزی که معده اش را اذیت می کند پرهیز می کند و از چیزی که جانش را می آلاید نه!!


حکایت:

در هنگام تفحص برای یافتن شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که او گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود.

گناهان یک روز او عبارت بودند از:

1 - سجده نماز ظهر طولانی نبود!

2 - زیاد خندیدم!

3 - هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد!!


( راوی این خاطره که از گروه تفحص شهدا بوده می نویسد: « دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم!! » )

- فرهنگ جنوب شماره 1824 -