ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

بایگانی مرداد ۱۳۹۵ :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۶، ۰۷:۰۷ - الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
    رئیسی ان شا الله
پیوندها
پیوندهای روزانه

۶۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

زیانکارترین

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۴ ب.ظ

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا (103) الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا (104)کهف-

 بگو آیا به شما خبر دهم زیانکارترین مردم کیست ؟! زیانکارترین مردم کسانى هستند که کوششهایشان در زندگى دنیا گم و نابود شده، با این حال گـمان مى کنند کار نیک انجام مى دهند!!!

در زندگى خود و دیگران بسیار دیده ایم که گاه انسان کار خلافى انجام می دهد، در حالى که فکر مى کند که کار خوب و مهمى انجام داده است!! 

این گـونه جهل مرکب ممکن است یک لحظه و یا یک سال، و یا حتى یک عمر ادامه یابد! 

و راستى بدبختى از این بزرگتر تصور نمى شود!!

و اگر مى بینیم قرآن چنین کسان را زیانکارترین مردم نام نهاده دلیلش روشن است براى اینکه کسانى که مرتکب گناهى مى شوند اما مى دانند خلافکارند غالبا حد و مرزى براى خلافکارى خود قرار مى دهند، و لااقل چهار اسبه نمى تازند، و بسیار مى شود که به خود مى آیند و براى جبران آن به سراغ توبه و اعمال صالح مى روند.

اما آنها که گـنهکارند و در عین حال گناهشان را عبادت ، و اعمال سوءشان را صالحات و کژى ها را درستى ها مى پندارند، نه تنها در صدد جبران نخواهند بود بلکه با شدت هر چه تمامتر به کار خود ادامه مى دهند، حتى تمام سرمایه هاى وجود خود را در این مسیر به کار مى گیرند - تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه -


برا این که بحث کاربردی تر بشه نمونه هایی از این رفتارها رو شماره می کنیم که اگه در اطراف خودمون مشاهده کردیم، اقدامات اصلاحی رو انجام بدیم (دوستان هم جهت تکمیل بحث میتونند مواردی که به ذهنشون میرسه رو در قسمت نظرات اعلام بفرمایند)

1- ورود بدعت ها

مثلا:

دعای سلامتی امام زمانو می خونن آخرش اضافه می کنند: برحمتک یا ارحم الراحمین!. میگی این تو منبع نیست ، شروع می کنه به توجیه.


شب قدر مجلس قرآن بسر ، بعد از بک یا الله و بمحمد و بباقی اهل بیت، طرف فکر کرده چه کار خوبی می کنم: حالا همه با هم ده مرتبه بأبی الفضل بأبی الفضل...!


امام صادق(ع) به این اضافه کردنها هشدار میده:

عن عبدالله ابن سنان قال: قال أبو عبد الله علیه السلام: ستصیبکم شبهة فتبقون بلا علم یرى ولا إمام هدى لاینجو منها إلا من دعا بدعاء الغریق قلت: وکیف دعاء الغریق ؟ قال: تقول: یا الله یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک، فقلت: یا مقلب القلوب والابصار ثبت قلبی على دینک، فقال: إن الله عزوجل مقلب القلوب والابصار ولکن قل کما أقول: یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک - بحار ج 52 ص 149


راوی به ذکر امام (ع) کلمه ای افزود و «یا مقلب القلوب» را «یا مقلب القلوب والابصار» خواند، فرمودند:

درسته خدا مقلب القلوب والابصار هر دو هست، ولی اون جور بگو که من گفتم!!


چیزی بالاتر از ولایت هست؟! 

در اذان و اقامه اگر کسی اشهد ان علیا ولی الله رو به نیت جزئیّت بگه، کار حرامی انجام داده! (بلکه به نیت تیمن و تبرک و قربت باید گفت) حتی مثل آیات زنجانی و مکارم فرموده ند: 

جوری بگه که با سایر فقرات متفاوت باشه و معلوم بشه جزء آن نیست.


2 - مستحباتی که لطمه به واجبات می زنن:

عزاداریهایی که توأم است با آزار رسانی به دیگران، عزاداریهای طولانی مدتی که به فرایض عزاداران لطمه می زنه، عزاداریهایی که وهن دین رو در پی داره و...


3 - کارهایی که بر خواب و خیال و اوهام افراد بنا شده:

مدتی بود کتب زیارتی حرم امام رضا (ع) پر بود از نقل خواب و اینکه هر کسی وظیفه داره اینو هفت مرتبه در کتب دیگه منعکس کنه و اگر نکنه فلان میشه و... که منجر شده بود به تصرف ضمانت آور در اموال موقوفه!!

بعضی برا جلب دیگران به دین و دینداری قصه می بافند!! در حالی که در درازمدت ممکنه این حرف و حدیثها با مبانی دینی در تضاد قرار بگیره و مردم رو نسبت به اصل دین دچار بدبینی کنه!


4 - انسان مقدم بر خدا!:

دختره بدبخت ساده دل پیام داده : نمی تونم ارتباطمو با پسره قطع کنم برا خودم نمیگم، تهدید کرده خودمو می کشم و من می ترسم!

بارها و بارها شاهد بودیم برا خوشایند دیگران - حالا می خواد زن و شوهر باشن یا پدرو فرزند یا دوست و آشنا - از وظایف دینیشون کوتاه میان!!

کانه دیواری از دیوار خدا کوتاهتر نیست!

وَإِنْ جَاهَدَاکَ عَلَى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا... - آیه 15 لقمان -

اگر پدر و مادر ( که خداوند در موردشان امر به احسان کرده است و جایگاه بسیار بالاتری از سایرین دارند)  به تو اصرار ورزند که چیزى را که شریک خدا نمى دانى براى او شریک قرار دهى، هرگز از آنها اطاعت مکن! ولى در زندگى دنیا با آنها به نیکى رفتار کن .


5 - رهبانیت و فرار از مواهب الهی...

زنه جوان، گفتم فلانی نیاز داره گرفتار گناهه ، تو هم که جوانی و دارای غریزه... صیغه ش شو!

نه نمیتونم به خودم اجازه چنین کاری بدم! نمیتونم بعد اون مرحوم...

اسمشو گذاشتم: زجرهای بی اجر!!


6 - بها دادن به رسومات غلط:

بسیاری از عروسی ها به توجیه همراهی با میزبان (یا میهمان) و احترام به رسوم دیرینه و آبا اجدادی، آلوده به انواع گناهانه و بدتر اینکه زشتی وقباحتش رو هم برا ما از دست داده!


7 - بی مبالاتی نسبت به انحرافات و کج روی ها، به توجیه آسان بودن دین و ضرورتهای جامعه امروزی. 

نمونه بارزش: امر حجاب و اختلاط زن و مرد.


برای اینکه ندانسته ما هم یکی از این اخسرین اعمالا نباشیم: لازمه رفتارهای خودمون رو به نحو کامل بر مبانی دینی عرضه کنیم و از درست بودن اونها اطمینان حاصل نمائیم.

مخصوصا اونها که به دنبال نوآوری در برنامه های دینی و اجتماعی هستند، می طلبه دقت بیشتری نسبت به این امر مبذول دارند!


مؤید باشید.

غم نوشته

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۰۱ ب.ظ

به دل:درد وغم واندوه دارم/به سر:سنگینی یک کوه دارم/

تبرهای خوشی،شاخه به شاخه/چه سازد؟جنگلی انبوه دارم!/

یه حکم خیلی قشنگ

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۴۹ ق.ظ

احکام خدا خیلی قشنگه:

داشتم فکر می کردم یه جوانی به عنوان داماد وارد خونه ای میشه...

عروس خانم هم خواهرانی داشته باشه...

اگه اونا به داماد محرم باشند، ممکنه خدای ناکرده برخوردای آزاد و بدون پوشش، اونا رو به سمت آلودگی بکشونه! (مخصوصا که بطور معمول سنین نزدیک به هم است و آشنایی یه باره حاصل شده)

اگه مثل سایر زنان و دخترانِ نامحرم باشند، دامادی که بالطبع پاش تو این خونه باز شده ممکنه نگاه مشتریانه به خواهر زنان خود داشته باشه!!

لذا برای فرار از محذور اول، فرموده اند: خواهر زن و شوهر خواهر محرم نیستند. 

و برای فرار از محذور دوم، فرموده اند: با اینکه نامحرمند حق ازدواج با هم را (تا مادامی که این نسبت برقراره) ندارند.


بسیار حکم سنجیده ای ست!

به نظرم هر حکم دیگه ای غیر از این بود، یه جای کار می لنگید!

داستان یک ریزش...

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ب.ظ

أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِیَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ (246) وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (247)... فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَمَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ (249) وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (250) فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ... 

- سوره مبارکه بقره -

(246) آیا ندیدى گروهى از بزرگان بنى اسرائیل را که بعد از موسى به پیامبر خود گفتند: 

براى ما زمامدار (و فرماندهى ) برانگیز تا (تحت فرماندهى او) در راه خدا پیکار کنیم.

او گفت : آیا احتمال مى دهید که اگر دستور جنگ به شما داده شود (نافرمانى کرده و) پیکار و جهاد نکنید؟! 

گفتند: چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم؟! در حالى که از خانه و فرزندانمان رانده شده ایم؟! 

پس چون دستور جنگ بر آنان مقرّر گشت، جز عدّه اندکى سرپیچى کردند!! و خداوند به ظالمان آگاه است .

(247) وپیامبرشان به آنها گفت : 

همانا خداوند « طالوت » را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.

گفتند: چگونه او بر ما حکومت داشته باشد؟! در حالى که ما از او به فرمانروایى شایسته تریم و به او ثروت زیادى داده نشده است؟! 

پیامبرشان گفت : 

خداوند او را بر شما برگزیده و توان علمى و جسمى او را افزون نموده است وخداوند ملکش (فرماندهى ورهبرى) را به هر کس بخواهد مى بخشد، و خداوند (احسانش) وسیع و (به لیاقت ها وتوانایى هاى افراد) آگاه است .

...

(249) پس هنگامى که طالوت ، سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت : 

خداوند شمارا به یک نهر آب آزمایش مى کند: 

پس هر که از آن بنوشد از من نیست! و هرکس از آن نخورد از من هست - مگر آنکه با دست، مشتى برگیرد (و بیاشامد) -

پس (همین که به نهر آب رسیدند) جز اندکى همه از آن نوشیدند!!

سپس هنگامى که او و یاوران با ایمان او از آن نهر گذشتند (و دشمن را دیدند) گفتند: 

امروز ما توانایى مقابله با جالوت و سپاهیان او را نداریم!! 

امّا آنها که اعتقاد داشتند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز قیامت ایمان داشتند) گفتند: 

چه بسا گروهى اندک که با اذن خدا بر گروهى بسیار پیروز شدند و خداوند با صابران (و استقامت کنندگان) است .

(250) و هنگامى که در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: 
پروردگارا صبر و شکیبایى بر ما فرو ریز و قدمهاى ما را ثابت و استوار بدار و مارا بر گروه کافران پیروز فرما.

(251) سپس آنها (طالوت و یاران اندک او) به اذن خداوند، سپاه دشمن را درهم شکستند!!
__________________________________________________________________

خلاصه: 

1 - هر کسی که پا در مسیر گذاشت، لزوما تا اخر در مسیر باقی نخواهد ماند!! بعضی خیلی زود، و بعضی دیرترک از جمعیت جدا خواهند شد! و این تلنگری ست که همواره ما را به هوشیاری و مراقبت بیشتر از خود فرا می خواند!

امام  باقر علیه السّلام مى فرمایند: 

افرادى که تا آخر کار به طالوت وفادار ماندند، سیصد و سیزده نفر بودند - تفسیر نور ذیل آیات -

2 - هر چند جز افراد اندکی در مسیر حق باقی نمی مانند، اما در نهایت پیروزی هم با همانها خواهد بود: فهزموهم...


+ دعای غریق را زیاد بخوانید: 

یَا الله یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ

تشنگی

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۹ ق.ظ

خر است !! (صرفا جهت خنده)

جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

جبران

جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۵۷ ب.ظ

762 - برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.

763 - اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى تواند در بین نماز ادا، نیت را به نماز قضا برگرداند!

(ولى باید برگرداندن نیت به نماز قضا ممکن باشد. مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى تواند نیت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکعت سوم نشده باشد) - رساله مراجع


مسأله 699ـ عدول از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب، جایز نیست.
ولى عدول از نماز ادا به قضا جایز است.
و اگر نماز قضا، قضاى همان روز باشد احتیاط واجب این است که عدول کند، و بعد از فراغت از نماز قضا، نماز ادا را بخواند. 
(البته این در صورتى است که جاى عدول باقى باشد، مثلاً در صورتى مى تواند نیّت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکعت سوم از نماز ظهر نشده باشد) - آیت الله مکارم -
مسأله 1195ـ کسى که نماز قضا برعهده دارد باید درخواندن آن کوتاهى نکند، ولى واجب نیست آن را فوراً به جا آورد.
مگر آنکه یک یا دو نماز قبل از آن قضا شده باشد که احتیاط واجب این است که پیش از نماز همان روز آن را قضا کند. - آیت الله مکارم -

مسأله : احتیاط واجب این است که اگر نمازى قضا شده است قبل از نماز اداى بعدى آن را قضا کند. 
و اگر مشغول نماز ادا شده و سپس متوجه شد که نمازى از همان روز قضا شده است به احتیاط واجب نیت خود را به قضا برگرداند. 
و اگر مشغول نماز ادا شود و بعداً متوجه شود که نماز قضا از قبل دارد مستحب است نیت خود را به نماز قضا برگرداند. 
(در دو فرض قبل، اگر وقت تنگ باشد یا از محل عدول گذشته باشد مثلاً نماز صبح قضا شده و بعد از رکوع رکعت سوم متوجه شود نمى تواند عدول کند.) - مرحوم آیت الله فاضل -
__________________________________________________________________

نماز واجب حرمتش زیاده و نمیشه همینجور الکی نیت رو برگرداند به نماز دیگه یا اون رو شکست!
اما این جواز عدول از نماز ادا به قضا - آنچنان که اکثر مراجع گفتند - یا استحباب و احتیاط وجوبی اون - که آیات عظام مکارم و فاضل فرمودند - معنیش: جبران فوری کوتاهی ها و اشتباهاته!

این اگه برنامه بشه برامون که - علاوه بر نماز - سایر امور عقب افتاده مون رو سریع تدارک ببینیم، بسیار در موفقیت دینی و دنیایی مون کمک کار خواهد بود.

خدای ناکرده گناهی هم مرتکب شدین، قضیه همینه:
آقا امیرمؤمنان (ع) می فرمایند: 
لا دین لمسوّف بتوبته - غرر و درر. ش ح 3793 -
کسی که توبه اش رو به فرداها موکول کند دین ندارد!

انسان هر وقت توبه کند خدا می بخشه، اما اگر نزدیک به زمان گناه باشه طبق آیه ذیل: خداوندِ مهربان من و شما بخشش بندگان را حقی برای اونها به گردن خودش می دانه ( ولی توبه دور، تفضل و لطف خداست نه حق )

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا (17) نساء -
بى گمان (پذیرش) توبه بر خدا، براى کسانى است که از روى جهالت کار بد مى کنند، سپس زود توبه مى کنند. پس خداوند توبه ى آنان را مى پذیرد و خداوند، دانا و حکیم است .


آری انسان وقتی چیز کثیفی رو زود می شویه پاک شدنش راحته، ولی موندگار که شد براحتی دیگه پاک نخواهد شد.

پس و سارعوا الی مغفرة من ربکم 
موفق باشید وسرفراز
ملتمس دعا

بهترین دعایی که میشه در حق خودت بکنی :

پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ب.ظ

بهترین دعایی که میشه افراد در حق خودشون بکنند:

سلام دادن به پیامبر و اهل بیت معصوم اوست!!!

بله سلام به رسول و آلش...


ظاهرش یه کم عجیبه اما توضیح میدم:

شنیدین میگن: 

« با زبان دیگران برا خودتون دعا کنین! »

« دعای خیر دیگران رو برا خودتون بخرید! »

حالا اگه اون دیگران معصوم باشند، چه جوری خواهد بود؟!


سلام یعنی: آرزوی سلامتی و صحت - مطلق هم هست -

سلام یعنی: اعلان صلح و صفا


تو این رو به پیغمبر و امام معصومت میگی و چون جواب سلام واجبه اونا هم به تو بر می گردونند!


وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفَاءَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ أَحْیَاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ یَرَوْنَ مَقَامِی وَ یَسْمَعُونَ کَلامِی وَ یَرُدُّونَ سَلامِی وَ أَنَّکَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِی کَلامَهُمْ... 

و می دانم که رسولت و جانشینانت (درود بر آنان باد) همواره زنده اند، و نزد تو روزى داده می شوند، محل ایستادنم را می بینند، و سخنم را می شنوند، و به سلامم پاسخ می دهند، ولى تو گوشم را از شنیدن کلامشان محجوب کرده اى...

تازه اونا قطعا پیشگام هم هستند در عمل به توصیه های قرآنی که می فرماید : 

وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا (86) نساء -

وهرگاه شما را به درودى ستایش گفتند، پس شما به بهتر از آن تحیّت گویید یا (لااقّل ) همانند آن را (در پاسخ ) باز گویید که خداوند همواره بر هر چیزى حسابرس ‍ است .


زیارات معصومین بهونه ایه برا جلب دعای خیر اونها...

و با این حساب که زیارات را بخونی میبینی که چه دلنشینند و زیبا!!


+ زیارت آل یس خیلی سلامای قشنگی داره و فکر کن که امام حیّت هم اونا رو در حق تو داره تکرار می کنه و بلکه بهترشو!!

...

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ 

سلام بر تو هنگامى که بپا مى‌ایستى، سلام بر تو هنگامى که مى‌نشینى

...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ

سلام بر تو هنگامى که نماز مى‌خوانى و قنوت می‌گیری، سلام بر تو هنگامى که رکوع و سجده بجاى آورى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِرُ 

سلام بر تو هنگامى که "لا اله الا اللّه" و "اللّه اکبر" گویى. سلام بر تو هنگامى که خدا را ستایش کنى و از او آمرزش خواهى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسى

سلام بر تو هنگامى که بامداد کنى و شام کنى!

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِى اللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى

سلام بر تو در شب هنگامى که تاریکیش فرا گیرد، و در روز هنگامى که پرده برگیرد!

...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ...

سلام بر تو به همه سلام‌ها...


والسلام علیکم ورحمةالله

شکافت مخ

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۷ ب.ظ

مخم را که بشکافند

از شکافت اتم هم شگفت انگیزتر است!!

کاش در آن ازدحام، جایی هم برای تو بوده باشد!

مخم سوت می کشد! زیرش را خاموش نمی کنید؟!!

و یک خواهش:

می شود مخم را به رخم نکشید؟!

آقائید!!

دست ها بالا

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ق.ظ

دستانم بالاست -

به نشانه ی تسلیم.

به کتفشان که نبندی، فرودشان خواهم آورد بر سر و صورت -

به نشانه ی فلاکت.

انسان از اسارت بدر نیست!

اسیر خدا بودن کجا و اسیر هوا بودن؟!

تنهایــــــــــــــی

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

بی کسی چه سخت است! / بسیار سخت تر از تنهایی! / من در تنهایی با تو حرف حرف می زنم... که نمی شکنم!!

وصله ...

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ب.ظ

امیرالکلام علی علیه السلام : الصاحب کالرقعة فاتخذه مشاکلا 

همنشین همانند وصله لباس است پس او را همگون و هماهنگ انتخاب کن!

تقدیم به همه خوانندگان آخدا (وب مهربانی)

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۵۶ ب.ظ



حالم گرفته است...

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۴۷ ق.ظ

حالم گرفته است/ می گوید: نفست را عمیق تر بکش/ سرفه هم به لیست دردهایم افزوده می شود!!/

خضرم کو ؟!

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

داستان موسی و خضر را زیاد شنیدین ، کاری به اون ندارم.

میخوام به مقدمه این داستان که در آیات 60 تا 70 سوره کهف بهش پرداخته شده، اشاره کنم که بسیار جالب و در عین حال مورد غفلت است:


یه پیامبر اولوالعزمی مثل حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) وقتی علم پیدا می کنه به وجود عالمتری از خود در عالم وجود، بلند میشه و به دنبال کسب فیض از او بار سفر می بنده!!

اونقدر کسب علم مهمه که می گه ولو سالهای بسیاری از عمرم رو هم بر سر اون بگذارم، اما دنبالش خواهم رفت!!


به مجمع البحرین (محل تلاقی دو دریا) که رسیدند ماهیی که برای غذا تهیه دیده بودند، به آب می افته و زنده میشه و در کمال شگفتی راه دریا رو پی می گیره و میره!!!

موسی و شاگردش ادامه مسیر میدن تا وقتی احساس گرسنگی به موسی دست میده و از شاگردش طلب غذا می کنه، میگه یادم رفت بگم: در فلان جا که توقف مختصری کردیم غذامون زنده شد و در آب افتاد و رفت!

موسی فرمود: اون نشانه ست بر اینکه محل ملاقات ما اونجاس!!

چه نشانه ای؟!


من جایی ندیدم اشاره کنند اما بسیار زیباست:

موسی به دنبال علمه

محلی که قرار است با عالم برخورد کنه ماهی مرده زنده میشه و در دریا شناکنان پیش میره

آری این واقعا نشانه ای ست بر انچه موسی به دنبالش بود

علم انسان را  زنده می کنه، موانع حرکت رو از مسیر زندگی انسان برمی داره و او را به سمت جلو به حرکت درخواهد آورد.


اما تعبیر خداوند از گمشده ی موسی هم جالب است: عبد من عبادنا

که یعنی فضایل در بندگی خلاصه میشه و با بندگی ست که میشه به همه چیز من جمله علم و معرفت بالا دست پیدا کرد.


تقاضای موسی از خضر برای درک محضرش

او وقت استاد رو اونقدر با ارزش میدونه که نمیگه بخشی از وقتت رو به من اختصاص بده، میگه اجازه میدی دنبالت راه بیفتم و چیز یاد بگیرم؟! تو کار خودتو بکن من مثل کسی که زیر درختی نشسته و منتظره از درخت میوه بیفته، در کنار تو ازت استفاده ببرم؟!

علم به خودی خود ارزش نیست...

میگه بیام دنبالت تا از علومی که مایه رشدم هست چیزی گیر من بیاد.


خضر فرمود: تو تحمل کارای منو نداری!

علتی که میاره خیلی قشنگه: 

چه جوری صبر و تحمل داشته باشی در حالی که از رموز کارهام بی خبری؟!

بسیاری از اعتراضات و گله و شکایت های ما بخاطر اینه که از اسرار اتفاقات کنار خودمون آگاهی نداریم...

که اگه کسی ما رو آگاه می کرد سرمونو پائین مینداختیم و تمکین می کردیم

همون حوادثی که ظاهر ناخوشایندی برا ما داره و بهونه ای شده برای گسیل داشتن اعتراضات و گله شکایت ها مون...


خوش باشید و سرافراز

ای لعنت....

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۱۷ ب.ظ

لذت می بردم وقتی بعد از ایراد سخنرانی ها، مداح میکروفونو به دست می گرفت و می گفت:

« با تشکر ویژه از خطیب توانا حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج آقا شورگشتی که با بیانات شیوای خودشون ما رو به فیض اکمل رسوندن! »

جلسه ختمی بود...

سخنران جلسه منبر ضعیفی رو ارائه می داد...

تمام مدت جوش می زدم که ای بابا! حالا که به پای مرده ای ، جمعیتی اومدند لااقل یه چارتا مطلب خوشگل می گفتی!

علمشو نداری، توانایی شو نداری، میذاشتی خوب من می رفتم !!!!

تو همین افکار بودم که منبر تموم شد و مطابق معمول، مداح میکروفونو به دست گرفت و گفت:

« با تشکر ویژه از خطیب توانا حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج آقای... که با بیانات شیوای خودشون ما رو به فیض اکمل رسوندن!!! »

اصلا پَرم ریخت!!


بیرون که اومدم یه وانتیی داشت صدا می زد: « ضایعاتــــــــــــی »

گفتم: منم یکیش!!!

بنده خدا نمیدونست جریان چیه، فقط برّوبرّ نیگام می کرد!!


مداحها و امان از مداحها!!!!

میکروفون به دست ها و امان از میکروفون بدستها!!

و امان و صد امان البته از کسانی که تا میکروفون به دستی میبینن شیرین بازیاشون چند برابر میشه!

جایی رفته بودیم به گمانم فرماندار محل بود وارد مسجد شده به جای ابراز احترام به مردم، برا مداح خم و راست می شد!!!

و خوب بله مداح هم کم نگذاشت: با تشکر وسپاس بیکران از فرماندار مردمی ، محبوب و پرتلاش شهرمان ، جناب مستطاب مهندس ...!!!

ای لعنت...


+ ممّدم

آنچه می خواهی از این درگه بخواه

شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ب.ظ

ساربانی اُشتری را صبح گاه 

بهر کشتن بُرد در کشتارگاه 


اُشتر از مَسلَخ چو آهو می گریخت

تا بَرَد بر ضامن آهو پناه 


شد هراسان وارد صحن عتیق

ملتجی بر دادرس شد دادخواه 


زد چو زانوی ادب را بر زمین

شه بر او افکند از رحمت نگاه 


لطف سلطان بین که تا پایان عمر

می چَرَد در سایه الطاف شاه (1)


باز کن چشم یقین ای کوردل!

کز یقین آیی برون از اشتباه 


هر که را نور ولایت در دل است

بُرد سوی کعبه ی مقصود،  راه 


کمتر از حیوان نئی ای دردمند!

آنچه می خواهی از این درگه بخواه 


کعبه دل ها بود شمس الشموس

خیره از نور جمالش مهر و ماه 


برفرازد چون رضا سر از شرف

هر که ساید جبّه بر این بارگاه


(1) در حدود 30 سال پیش، شتری در مشهد از دست سلاخان گریخته و به حرم امام هشتم علیه السلام پناه آورد و پای پنجره فولادی زار زار گریست. حاج سید حسینی، یکی از دربانان صحن عتیق می گوید: شتر وارد حرم شد، با قدم هایی آهسته گام برداشت، سه دور اطراف سقاخانه چرخید و بعد به آرامی جلوی پنجره فولاد زانو زد و پس از سر و صدای زیاد چنان اشک ریخت که همه را به حیرت واداشت.

در همان موقع دربان یاد شده، شالی سبز برگردن شتر انداخته و او را به دنبال خود راهنمایی کرد. شتر مانند آهویی رام با او همراه شد و مردم هم گروه گروه به دنبالش رفتند.
رئیس تشریفات حرم در آن زمان، صاحب شتر را دعوت کرده و از او خواست که شتر را به آستان قدس واگذار کند و در مقابل، چیز دیگری را از مسؤولین حرم تقاضا نماید. صاحب شتر فقط تقاضا کرد که او را به عنوان خادم حرم مطهر امام رضاعلیه السلام قبول کنند. تقاضای او پذیرفته شد و بدین ترتیب آقای حاج نصر اللَّه حسین زاده صاحب شتر معروف در ردیف خادمین اماه هشتم علیه السلام قرار گرفت.

موضوع پناهندگی آن شتر به حرم مطهر رضوی علیه السلام آن چنان در روحیه مردم و شیفتگان آن حضرت اثر گذاشت که شعرا شعرها سروده و در این زمینه قطعه های ادبی آفریدند. من جمله قطعه شعر فوق از دکتر قاسم "رسا"


برگرفته از: مجله مبلغان شماره 37

- با تصرف -

در میان نداشته ها...

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ق.ظ

در میان نداشته ها، وقف او کردم خودم را

متصدی را هم برگزیدم - خودش را

موقوفه اینک در تصرف عدوانی ست!

مدارای غاصبین می کند؟! 

یا قبض و اقباض حاصل نشده بود؟!

حکیم که حکم خودش را زمین نمی زند!!

با موقوفه ها چه که نمی کنند؟!

لولو خورخوره!!

پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ

مجلس عقیقه بود

بچه هه اذیت می کرد

مامانش - مثلا درِ گوشی - بهش داشت می گفت:

اگه ساکت نشی حاج آقا پا میشه سیاه و کبودت می کنه!!

اونجور گفت که خیلیا مثل خودم شنیدند!

گفتم: 

ظاهرا امشب باید روضه مظلومیت آخوندا رو بخونم!!

آخه مادر من! به عوارض این گونه حرف و صحبتا توجه داریم؟!

کدوم حاج آقایی تا حالا بچه ای رو زده؟!

صداش زدم گفتم: کوچولو! اسمت چیه؟!

چیزی نگفت!

- میای یه دستی به عمو بدی؟!

دوید پشت مامانش

گفتم: آهان! میخوای دالی بازی کنی؟!

باشه؛ ولی بچه ها میدونند حاج آقاها بچه های خوب رو ،مثل همین آقا پسری که به حرف بزرگتراش گوش میده و الانم پشت مامانش قایمه، خیلی دوست دارند!

تازه یه وقتایی بهشون جایزه هم میدن!!

دیدم از پشت سنگر داره یواشکی سرک می کشه!


+ چه افکار مسمومی رو با دست خودمون تو ذهن بچه ها مون داریم تزریق می کنیم؟ نمیدونم!

اون وقت بزرگتر که میشن مامانه مراجعه می کنه به روحانی: 

نمیدونم چرا بچه م نماز نمیخونه؟! از مسجد فراریه؟! از دین بدش میاد؟! من اهل نماز، باباش اهل نماز، این به کی رفته خدا عالمه؟!

+ فقط آخوندا هم نیستند، از دکترا هم میترسونیم بچه ها رو، از پلیسا هم و از خیلیای دیگه...

+ ممّدم ...

ای دل!

پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۴۶ ق.ظ

به پایت بند محکم می کنم دل!/قسم ؛ روی تو را کم می کنم دل!

من از دست تو کم آسیب دیدم؟!/تو را این بار آدم می کنم! دل!

رب

چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۵ ب.ظ

1 -

حاجی رحمانی هوا رو گرفت و از سر و ته هر جنس یه چند تومانی انداخت!

گفتم ای بابا! اینجور نمیشه که! شمام کاسبین و باید زندگیتون بچرخه!

گفت: می چرخه... شما به محل سود می رسونین، یه بار بذار ما به شما سود برسونیم...

خوشحال از اینکه یه بیست تومنی خلاصه تو جیبمون موند!

2

خونه رسیدم یکی از بچه ها زیر پنجره نشسته بود!

حواسش نبود، بلند که شد بدنش به شدت به پنجره گرفت... پنجره از لولا در اومد و سقوط کرد رو سرش

از زیر شیشه شکسته ها با احتیاط آوردمش بیرون

دیدم از پاش خون بالا زد

ماشین دیدم

بیمارستان 22 بهمن و بخیه و پانسمان و با بیمه 60 تومنی پیاده شدیم!

3 -

گفتم : خدا ببخش میدونم این خسارت بدنی و مالی چوب خوشحالی بیجا سر اون چندرغاز مال دنیا بود!

محمدباقر گفت: 

نه بابا! راستش چند روز قبل با دوستا داشتیم صحبت می کردیم یکی گفت تا حالا دوبار بدنش بخیه خورده، با خنده گفتم منو که تا حالا کوک نزدن!!

این جواب کار من بود.

خانمم گفت: راستش منم...

فکر کردم دیدم با یه حادثه جواب همه مون رو داده! خیلی هم مناسب و به جا

خدایا! شکرت

ممنونم که حواست به ما هست

ممنونم که با حوادثی که برامون ایجاد می کنی باهامون حرف می زنی!

اشتباهاتمونو گوشزد می کنی

دستمونو می گیری و رشد میدی

الحق که ربّی... 

پرورش دهنده عالمیان


+ آقا! خواهشا پنجره میخواین بذارین، از این کشویی ها بذارین...

شش کلمه ى ششصد هزار دینارى!!

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۳۷ ب.ظ

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:

یا على ، 600 هزار گوسفند مى خواهى ، یا 600 هزار دینار، یا 600 هزار کلمه ؟!

حضرت على علیه السلام پاسخ داد:

یا رسول الله! 600 هزار کلمه!!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

600 هزار کلمه را در 6 کلام جمع مى کنم و برایت مى گویم :
1 - هر گاه دیدى مردم به مستحبات مشغولند، تو در انجام واجبات بکوش .
2 - هر گاه دیدى مردم براى دنیا کار مى کنند، تو براى آخرت تلاش کن .
3 - هر گاه دیدى مردم به عیوب دیگران سرگرم هستند، تو به عیوب خود پرداز.
4 - هر گاه دیدى مردم به تزئین دنیا پرداخته اند، تو به تزیین آخرت مشغول شو .
5 - هر گاه دیدى مردم به بسیارى عمل و کمیّت آن دل خوش کرده اند، تو به کیفیت توجه کن.
6 - هر گاه دیدى مردم به خلق متوسل شده اند، تو به خالق توسل جوى.


منبع:

میزان الحکمة ش ح 3191

فامیل با درخت

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۴۶ ق.ظ

درخت از خاک برخیزد، من از خاک

درخت و من به هم هستیم «فامیل»

درخت امّا ثمر دارد ، تبر - من

درخت و من چنان «هابیل ، قابیل»

شورگشتی

ناخن شست پا

دوشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳ ب.ظ

گفت:

بیمارستان بودیم خانمی رو آوردند وحشتناک درد می کشید...

متوجه شدم مشکل مربوط به ناخن پاش بود...

حالش که بهتر شد تعریف کرد ، خونه رو داشته جارو می زده، ناخن شست پاش به شدت گیر می کنه به فرش و از بیخ کنده شده و بالا میاد!!!


گفتم: بی دینی همینه دیگه!!

گفت: وا ! این دیگه چه ربطی به بی دینی داره؟! شمام که همه چیزو ...

گفتم: اتفاقا داره

جالبه در میان بیست انگشتی که داریم ،شست پا در معرض شدیدترین برخوردهاست...

و در رساله ها فرموده ند گذاشتن ناخن به خودی خود اشکالی به وضو و نماز فرد وارد نمی کنه، جز ناخن شست پا که بلند بودنش مضر به سجده خواهد بود.

گفت: آره اتفاقا ناخن پاهاش خیلی بلند بود!


مسأله 1062 - در سجده باید بنابر احتیاط واجب سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد، و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را به زمین بگذارد، یا به واسطه بلند بودن ناخن، سر شست بزمین نرسد نماز باطل است وکسى که به واسطه ندانستن مسأله نمازهاى خود را این طور خوانده بنابر احتیاط مستحب، باید دوباره بخواند - امام خمینی -

(مسأله 1071) در سجده باید دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را به زمین بگذارد، یا به واسطه بلند بودن ناخن شصت به زمین نرسد نماز باطل است، و کسى که از روى تقصیر و ندانستن مسأله نمازهاى خود را این طور خوانده، باید دوباره بخواند - آیت الله خوئی - 

مسأله 1063 - در سجده بنابر احتیاط واجب سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را به زمین بگذارد، یا به واسطه بلند بودن ناخن، سر شست به زمین نرسد، نماز باطل است. و کسى که به واسطه ندانستن مسأله نمازهاى خود را این طور خوانده بنابر احتیاط واجب باید دوباره بخواند - آیت الله نوری -

(مسأله 1071): در سجده باید دو انگشت بزرگ پاها را بزمین بگذارد ولى لازم نیست که سر دو انگشت را بزمین بگذارد، بلکه گذاشتن ظاهر یا باطن آنها نیز کفایت مىکند و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را بزمین بگذارد، یا بواسطه بلند بودن ناخن، شست بزمین نرسد نماز باطل است، و کسى که از روى تقصیر و ندانستن مسأله نمازهاى خود را این طور خوانده، باید دوباره بخواند - آیت الله سیستانی -

(المسألة 955): یجب على الأحوط وجوباً وضع مقدم إبهامی القدمین على الأرض حال السجود ولا یکفی وضع بقیّة الأصابع فلو کان اظفر إبهامه طویلا بحیث انّ إبهام قدمه لا یصل إلى الأرض ففی ذلک إشکال - آیت الله مکارم - 

به وقت پیامبری...

دوشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۰۵ ب.ظ

این حوالی مبعوث به رسالت شد، برترین پیامبر -

به رسالتی جهانی!

در آستانه ی اربعین، من زور می زنم مسیر را برگردانم به ابتدا !

گاه مردن نوزادی باشم که تازه به دنیا آمده است، کولاک کرده ام!!

نفَس

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۱ ب.ظ

تصدّق هم می رفتیم

لب انداخت پنج من!

به خانمی رساندم که دریاب

گفت: 

عزیزم! تو هم نفسم هستی!

گفت: 

نفس یعنی چه؟!

گفت: 

نباشی نیستم!

لبخندی زد که نگو!!!

اصل و فرع

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۲۳ ب.ظ

تو برنامه تفسیری شبانه مون رسیدیم به این آیه :

سَیَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَیَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا یَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِیلٌ فَلَا تُمَارِ فِیهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِیهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا - 22 کهف

گروهى خواهند گفت آنها سه نفر بودند که چهارمینشان سگ آنها بود، و گروهى مى گـویند پـنج نفر بودند که ششمین آنها سـگشان بود - همه اینها سخنانى بدون دلیل است - و گـروهى مى گـویند آنها هفت نفر بودند و هشتمینشان سگ آنها بود، بگو پـروردگـار من از تعداد آنها آگـاهتر است جز گـروه کمى تعداد آنها را نمى دانند، بنابراین در باره آنها جز با دلیل سخن مـگـوى و از هیـچـکس پـیرامون آنها سؤ ال منما.

خداوند با این آیه داره بهمون خط میده:

مبادا اونجا که مسأله ای جدی درمیانه، وارد حواشی بشین و از اصل ماجرا باز بمونین !!


داستان اصحاب کهف  بسیار جدی ست :

اولا عظمت تصمیم گروهی رو میرسونه که به خاطر دینشون ، صدارت و وزارت رو رها کردند و به ابتدائی ترین شکل زندگی بشریت یعنی غارنشینی برگشتند ( ما دین و دنیامون چقدر به هم گره خورده؟! )

ثانیا بیداری بعد از خواب سیصد و اندی ساله بیانگر قدرتمندی خدا، و گواه و نشانه ای ست عظیم بر معاد...


مبادا اینها رو با وارد شدن به فرعیات و اینکه تعداد اونها مثلا چند نفر بوده ست؟! و شاید حتی از طرف دشمن برای خنثی سازی درس های موجود در آن القا شده باشد، به ورطه ی فراموشی بسپریم...


و چقدر به این توصیه نیاز داریم تو خونه ها مون، تو دانشگاهها مون، تو ادارات و سازمانها مون، تو مجلسمون، تو دولتمون، و هکذا بخش بخش جامعه مون...


بهوش باشیم

همـــــــدلی

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۲ ق.ظ

باد شدیدتر می شود

هوا لطیف تر

باغبان اما بر بالین میوه های نارس عزا گرفته است!

من چطور نفسم بیاید؟!

آن هم عمیق؟!

ممدم

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۲۶ ب.ظ

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم ممّدم

...........................

  • محمد * شـــــــــورگشتی *
  • موافقین ۶ مخالفین ۹

اشتباهــــــــی دیگرـــــــ

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۹ ب.ظ

دل رفــــــت سراســــــیمه به راهـــــــی دیـــــــــگر

من هـــــم پــــــی او و ... اشـــــتباهــــــی دیــــــگر!

- یـــــک کــــوه! - جرائمــــم نمـــی بخـــــشد دوســت

ایــــن نیــــز، خـــودش هسـت گنــــاهــــی دیـــــــــگر!

شورگشتی