ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

متفرقه ها :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۹۷ مطلب با موضوع «متفرقه ها» ثبت شده است

درود بر گوگل

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۱۵ ب.ظ

بغل هم می آورد

- در یک ردیف -

برهنه را و پوشیده را

فقیر را و شاه را

دوست را و دشمن را


از جستجوگر جز این انتظار نمی رود!!


درود بر گوگل

خدا رحم کرد به آبرومون...

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۳۰ ب.ظ

شعر قشنگی خوند

حسابی به وجد اومدم...

خواستم مثل معمول که به بچه ها دست میدم و می بوسمشان، بغلش کنم و ببوسمش که از کنار جایگاه گذشت.


مدتی بعد و در جریان مسابقه ای به روحانی، نامه ای دریافت کردم از دختری کلاس پنجمی که از مشکل کوتاهی قدش گله می کرد!

و اینکه او و برادرش کارهای زیادی به توصیه ی این و اون انجام داده اند اما فایده ای نداشته...


زمان اهدای جوایز متوجه شدم این دختر همون دختری ست که اون شب در جشنواره برنامه اجرا کرده بود!!

خدا رو بی نهایت شکر گفتم که اسباب خجالت خودم و اون بنده خدا فراهم نشد!


شاید لازمه وقتی مجری مراسم، برنامه ای رو اعلان می کنه مختصر اطلاعاتی از برنامه و اجرا کننده ی اون هم بده... لااقل تو این مواقع!


+ راه حل درستی نتونستم بهش ارائه بدم جز اینکه حرکات کششی رو بیشتر انجام بده و اینکه در مواردی میشه به عمل هم امید بست! اما بیشتر سعی کردم اونو به شرایطش قانع و راضی کنم!


به امید رفع گرفتاری همه ی گرفتاران

سنگ صبور

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۵۶ ق.ظ

می نشینند ... می نشینی

می گریند ... می گریی

آه می کشند ... آب به دستشان می دهی

دعا می کنند ... آمین می گویی

آخر سر طلبکار از کنارت بیرون می روند!

مردم سنگ صبور نمی خواهند، خدا می خواهند!!

حرف دل

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۱۵ ب.ظ

به   پایت   حرف ها   خواهند   بست ...   تا   گاهی   که   خود   حرف   دلت   را   هوار   بزنی !!

خسته ی خسته ی خسته!

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ

خسته ام خسته...


نه فقط از دنیا

نه فقط از مردم

نه فقط از خویشان


خسته ام از خود

خسته ام از بودن


می خواهم بخوابم

و خواهش می کنم برای بهشت هم کسی بیدارم نکند!!

یک دیشب ...

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۳۸ ب.ظ

دریافت


یک دیشب مثل خودت جواب برگرداندم

لحظه ای خواب به چشمانم نیامد!

به گمانم راز بیدار خوابی های شبانه ی تو را فهمیده باشم!!

ا ن س ا ن

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۳ ب.ظ

شکر خدا که انسان را حمار آفرید که تعامل کند!

و گاو که سود برساند!

و میمون برای دل کودک!

و شیر به جهت ناموس!

کلاغ که دل به دنیا بندد!

کبوتر که به تفریح و سرگرمی درآید!

طاووس که به سر و وضع خود برسد!


بد آنجاست که هر چیزی باشد و انسان نباشد!!

* خواب دیدم... *

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۴ ب.ظ

خواب دیدم به شهر غریبی وارد شده ام

سنجابی نظرم را جلب کرد

به دنبالش راه افتادم

مرا به مغازه ای برد


پیرمردی پشت میز...

نمی دانم چه می فروخت

توجهم تمام معطوف سنجاب بود

آقا! این سنجاب....

گفت:

بله مال خودم است!

گفتم:

می دانی حرام گوشت است؟! و ادرار و مدفوعش نجس؟!

چطور جنس نجس به خلق الله می فروشی؟!


پیرمرد توجهی نکرد!


داشتم فکر می کردم چطور قانعش کنم که سه تا جوان وارد شدند

در دست یکی از آنها کاغذی بود و نوشته ای...

گفت:

پدرجان! می دانی به این دلیل و این دلیل، عرضه ی اجناس مغازه ت به زیان مردم است! می دانی چه می فروشی؟! و به که می فروشی؟! از ما گفتن، دیگر خود دانی!

متوجه اجناس شدم دیدم تمام اجناس ممنوعه ست و من از آن غافل بودم!


پیرمرد فکری کرد و بر حرف آنها صحه گذاشت و توبه کرد!

جریان در شهر پیچید...

در میان استقبال مردم از او، دستش در دست من بود و مردم مرا به عنوان منجی می شناختند!

و من هر چه در جمعیت نگاه انداختم، از آن سه جوان خبری نبود که نبود!!


+ خدا قوت! همه کسانی که گمنام مشغول رصد و اصلاح امور فرهنگی جامعه اید و هرگز به چشم نمی آئید. خدا قوت!

داداش چوپان دروغگو!!

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

ضربه ی محکمی زد و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

نرده که می لرزید، تمام ساختمان به لرزه در می آمد!

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

قهقهه ی او بود که تا آسمان می رسید!


بار دوم هم ضربه ای کوبید و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

و باز قهقهه ی او بود که تا آسمان بلند شده بود!


بار سوم اما صدای او که به « زلزلـــــــــه زلزلــــــــه » برخاست، ساکنین به جای فرار شروع کردند به خندیدن بر او

ولی در نهایت... این صدای خنده ی آنها بود که زیر آوار گم شد!!!!


+ شرط عقل است که خطرات جدی را هرگز به شوخی نبایست گرفت!

دوری

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ب.ظ

چو بودی، تکیه بر تو - یار کردم

چو رفتی، تکیه بر دیوار کردم

به خود لرزید دیوار و فرو ریخت!

وطن در زیر آن آوار کردم!!

گاوصندوق!!

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۳۱ ب.ظ

گاهی همه چیز در کشوهاست

و گاو صندوق ها حکم یک ردّگم کنی را بیشتر ندارند!!!

گاو صندوق ها را زیاد هم جدی نباید گرفت!!!

دروغ تبسم

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ

پیشانی ام را بالا می کشم!

چشمانم را گشاد می کنم!

به لحنم شکر می پاشم!

بر لبانم دروغ تبسم می کارم!

مبادا غم های من دلی را از شما غمگین سازند!!

جواب کامنت یکی از دوستان

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ
علی در مطلب سلام بر خودم !!! 
سلام
...
یادمه یه جایی خوندم به محض تاریکی هوا(قبل از غروب)چراغ منزل رو روشن کنید و برای همین من هم همیشه این کارو کردم.
و چون پدرم همیشه میگفت از بچگی که خونه ای که شب تاریک باشه دزد نشون میکنه تاکید موکد شد برام این قضیه... .

شما در این مورد نخوندید تو کتاب های روایت و حدیث که روشن کردن چراغ خانه قبل از غروب وسعت رزق میاره؟
(البته یه چیزی دیگه در مورد خونه بود زدودن تار عنکبوت از دیوار های خانه!)

ممنون از مطلبتون.
...
راستی خواهشا مواردی از آیات قرآن که درباره زیاد شدن رزق و روزی هست هم بگید.
البته سوره واقعه رو زیاد میگفتند و زیاد خوندیم ولی باز اگر مطلبی هست بگید.

سلام

در موضوع روشن کردن منزل قبل از غروب باید بگویم روایتی داریم از امام رضا(ع) که می فرماید: 
أبوعلی الاشعری رفعه قال: قال الرضا علیه السلام: إسراج السراج قبل أن تغیب الشمس ینفی الفقر - کافی، باب النوادر ح ش 13
روشن کردن چراغ قبل از غروب، از بین برنده فقر است!

اما اولا به لحاظ سندی روایت مرفوعه است و از اعتبار لازم برخوردار نیست!

و ثانیا به لحاظ دلالت، خالی از اشکال نیست! 
چرا که از محرمات مسلم دینی « اسراف» است! 
من از خود شما می پرسم آیا روشن کردن چراغ در روشنایی چیزی جز اسراف خواهد بود؟!

اصلا در وسائل الشیعة بابی نگاشته شده به عنوان: «باب کراهة الاسراج فی القمر» در روایت اول این باب از قول پیامبر (ص) چنین آمده است: 
یا علی، أربعة یذهبن ضیاعاً: الأکل على الشبع، والسراج فی القمر، والزرع فی السبخة، والصنیعة عند غیر أهلها - وسائل الشیعة، باب کراهة الاسراج فی القمر ح 1
چهار چیز باعث اسرافند: یکیش روشن کردن چراغ است در پرتو نور ماه!!!

از طرفی البته روایاتی داریم که ورود به خانه ی تاریک را بدون چراغ مکروه می دانند: 
إن رسول الله (صلى الله علیه وآله) کره أن یدخل بیتاً مظلماً إلا بسراج - وسائل الشیعة، باب کراهة دخول بیت مظلم بغیر مصباح، ح 2

نتیجه :
بعد از چشم پوشی نسبت به مشکل سندی مرفوعه امام رضا(ع) روایات مربوطه را بدین صورت می شود جمع کرد:

از آنجا که آماده سازی چراغها در زمان های قدیم وقت گیر بوده منظور فرمایش امام رضا(ع) این است که پیش از تاریکی جهت روشن کردن منزل اقدام کنید که وقتی تاریکی حکمفرما شد خانه بی چراغ نداشته باشید!

در واقع زشتی اسراف که بر همگان روشن است، محرومیت از مواهب هم که کار درست وسنجیده ای به حساب نمی آید! 
پس می ماند استفاده و بهره مندی از مواهب اما بهینه و بجا ! که میطلبد انسان با برنامه ریزی صحیح شرایط این نوع استفاده را از پیش برای خود فراهم بیاورد!


در موضوع اسباب فقر روایات زیادی داریم که روایت ذیل در این جهت از روایات تقریبا جامع هست:

عن أمیر المؤمنین (علیه السلام)، أنه قال: 
" ترک نسج العنکبوت فی البیت یورث الفقر والاکل على الجنابة یورث الفقر، والتمشط من قیام یورث الفقر، وترک القمامة فی البیت یورث الفقر، والیمین الفاجرة تورث الفقر، والزنا یورث الفقر، واظهار الحرص یورث الفقر، واعتیاد الکذب یورث الفقر، وکثرة الاستماع إلى الغناء یورث الفقر، وقطیعة الرحم تورث الفقر - مستدرک الوسائل، باب کراهة مبیت القمامة فی البیت، وجملة من الآداب، ح 1 -
موجبات فقر: نگرفتن تار عنکبوت از منزل (همانطور که شما اشاره کردین) خوردن در حال جنابت، ایستاده شانه کردن، وجود گرد و غبار در منزل، قسم دروغ، زنا، ابراز حرص و طمع، عادت به دروغگویی، گوش دادن زیاد به غنا و آوازخوانی، ترک ارتباطات فامیلی.

راه برکت را هم قران مجید به وضوح بیان فرموده است:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (96) اعراف
و اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى دارند ایمان بیاورند و تقوى پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشائیم ولى (آنها حقایق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم .

+ بعدا نوشت:
خوب باید گفت در بحث روشن کردن چراغ قبل از غروب، جدای از روایت امام رضا(ع) روایات دیگری هم من جمله روایت ذیل وجود دارد و این احتمال را زنده می کند که شاید حقیقتا خصوصیتی در این عمل بوده باشد و دارای آثاری وضعی...
الحسن بن محمد الطوسی فی (الأمالی) عن أبیه، عن الفحام، عن المنصوری، عن علی بن محمد الهادی (علیه السلام)، عن آبائه، عن الصادق (علیهم السلام) قال: 
إن الله یحب الجمال والتجمل، ویکره البؤس والتباؤس، فإن الله إذا أنعم على عبد نعمة أحب أن یرى علیه أثرها، قیل: کیف ذلک؟ قال: ینظف ثوبه، ویطیب ریحه، ویجصص داره، ویکنس أفنیته، حتى أن السراج قبل مغیب الشمس ینفی الفقر ویزید فی الرزق. - وسائل الشیعة، باب استحباب التجمل وکراهة التباؤس ح 9 -

دستنوشته...

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۹ ب.ظ

نوشته ها که تایپی شدند ...

حال و روز نویسنده لابلای کاغذهای مچاله ی درهمش پنهان ماند!

لعنت به صنعت ...

ستمکارترین - به عشق !




بر سرت خاک باید ریخت !

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ

خودت  را  آتش  می زنی ... 

که  شاید  دامنی  را  از  من  بسوزانی ! !

و  من  دلم  می سوزد !

یک  پارچه  آب  و  خاک  می شوم ... 

بی  آنکه  قصدم  خاموش  کردن  دامنم  بوده  باشد !

تجاوز به کلمه

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

رسول الله(ص) : 

اکره « مبارک » و « نافع » و « بشیر » و « میمون » لئلا یقال: ثَمَّ مبارک؟ ثَمَ بشیر؟ ثمّ میمون؟! فیقال : لا !!


پیامبر(ص) فرمودند:

نام های « مبارک » و « نافع » و « بشیر » و « میمون - به همان معنای مبارک -» را ناخوش دارم ( که روی فرزندانتان بگذارید!) تا مبادا سؤال شود : مبارک آنجاست؟ بشیر آنجاست؟ میمون آنجاست؟ ( آنچنان که مثلا می گوییم: علی آنجاست؟) و جواب داده بشود: « نه !!!» - نرم افزار تربیت دینی کودک، از: النوادر للراوندی ص 105 ح 75 -

معنای روایت این نیست که این اسامی منفی و بدند، بلکه چون اینها کلمات مثبت و خوبی هستند روی افراد نباید گذاشت که از بود و نبودشان پرسش شود!! 

بلکه اینها بایدی هستند و هیچ زمان و مکانی نبایستی از وجود آنها خالی گردد!!


و چه ناخوشایند بود گاهی که تیتر اخبار این عناوین بود: 

«سقوط حکومت مبارک» ، «محاکمه مبارک» ، «حبس مبارک» ، «حال وخیم مبارک» ، «مرگ مبارک» و ... »

که خواه ناخواه بر بار مثبت این کلمه اثر منفی گذارده و تأثیرگذاری آن را در جامعه به حداقل می رساند! و این همان چیزی ست که رسول مثبت طلب و ژرف اندیش اسلام از آن به مردم هشدار می دهند!


با این حساب باید به کلمات به دیده ی احترام نگریست و همچون امانتی الهی اثرات مثبت آنها را با دقت و تیزبینی پاس داشت!


*ایامتان هماره مبارک و میمون*

+ و به این فکر کن: اگر کلمات و واژه ها نبودند؟!...

مادر و پسر

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ب.ظ

از مجلس ترحیم برگشته بود ...

به احترام مادر که هنوز آشپزخونه مشغول کار بود، دست به غذا نزد!

مادر اومد... : چه غلطی می کنی تو پس؟!

منتظری سفارش پیتزا بدم؟!

الحق که تخم همون بابایی!!

و او فقط لبخند می زد!

امشب اخم و تشر مادر هم براش عجیب شیرین می اومد!

تو دلش دعا می کرد: خدایا! هیچ بنی بشری رو بی مادر نکن!

متلک

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

شده از اون طرف خیابون سرعتشو کم کرده باشه، سرش رو از شیشه بیرون آورده باشه، که فریاد بزنه و بگه:

حاج آقا رو !!

بدتر از این نیست ...

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۶ ق.ظ

بدتر از این نیست که دشمنی ات را آنقدر عمیق کنی که خوبی افراد را بدی ببینی! 

و دوستی ات را آنقدر عمیق، که بدی شان را خوبی!

کباب یا کتاب؟!

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۴ ب.ظ

نقل به معنای یکی از بزرگان حوزه از مرحوم آیت الله مشکینی:


زمان طلبگیمون پول که دست ما می اومد... 

من می دادم به کتاب؛ آقای مکارم (آیت الله العظمی مکارم) می دادند به کباب!

حالا که وقت خدمت است من قدرت و توان ندارم، و او ماشاءالله کوه انرژی ست!!


- خدا رحمت کنه اوشان و حفظ فرماید ایشان را -

+ امام کاظم (ع) : 

اجعلوا لانفسکم حظا من الدنیا بإعطائها ما تشتهی من الحلال ومالا یثلم المروة ومالا سرف فیه. واستعینوا بذلک على أمور الدین، فإنه روی " لیس منا من ترک دنیاه لدینه أو ترک دینه لدنیاه - بحارالانوار ج 75 ص 321 -

برای نفستان بهره ای از دنیا قرار دهید به اعطاء حلال هایی که هوس می کند! تا مادامی که خلاف مروت نباشد و اسراف به حساب نیاید. و این را کمکی بر امور دینیتان قرار دهید که روایت شده: از ما نیست کسی که ترک دنیا کند برای دینش و ترک دین کند برای دنیایش!

+ وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا... - آیه 77 قصص - 

و در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را جستجو کن، و البته بهره ات را از دنیا فراموش منما...


تنتان سالم، بهره تان فراوان

بهانه های تو

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۴۸ ب.ظ

گوشهایت

از عشق که می گویم، باد می گیرند!

خدا نکند تشری زده باشم روزگاری!


چشمهایت

عشق را نمی خوانند از طومار چشمانم!

کلاس اکابر شاگرد جدید پذیرش می کند!


بمیرم هم فریاد خواهی زد: از سنگینی ادعایش مُرد مَردک!

درها

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۲ ب.ظ


گمب ... گمب ... گمب ... 

درها چه گناهی کرده اند که تاوان قهر و نازها را باید بپردازند؟!

بله ؛ خیر

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۷ ب.ظ

 محمد بن الحنفیة: کان رسول الله (صلى الله علیه وآله) لا یکاد یقول لشئ: لا، فإذا هو سئل فأراد أن یفعل، قال: نعم، وإذا لم یرد أن یفعل سکت، فکان قد عرف ذلک منه - میزان الحکمة باب النبوة، خصائص نبینا(ص) -

بعضی دیدین برا هر چیزی « نه » میارن؟!

بعضی دیدین چقدر منفی نگر و منفی باف و منفی گو هستند؟!

بعضی دیدین انگار نافشونو با نخیر و نمیشه و نمیخوام و نمیتونم و نباید و نشاید بریدند؟!

محمد بن حنفیه میگه: 

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در جواب هیچ چیزی « نه » نمی گفتند! پس اگر درخواستی از ایشان می شد و مطابق میل خودشان هم بود می فرمودند« بله » و اگر اراده ی انجامش را نداشتند ساکت می شدند و طرف میدانست « سکوت » او یعنی « نه » !!

+ البته این منافات با این نداره که انسان باید در جای خود هنر « نه » گفتن رو داشته باشه و حضرت رسول هم عملا این هنر رو بکار می گرفتند اما بسیار هنرمندانه و بدون استفاده از کلمات منفی!!

گلین مسجده !!

چهارشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۵۹ ق.ظ

هیأت امناء مسجد داشتند با همدیگه صحبت می کردند، فقط «شیخَه» رو از تو کلامشون متوجه می شدم!

راستش بدجور به دلم اومد! فکر کردم مثل ما که کسی رو میخوایم کوچیک کنیم میگیم: «مَرده» «زنه» «احمده» و ... اینم اینجوریه!

اما دیدم بعدنا از پشت بلندگوی مسجد هم که برا تجمع مردم صدا می زنن، میگن: « گَلین مسجدَه!! »

«گلین» یعنی بیائین. «مسجده» یعنی به مسجد! و هیچ ارتباطی به تحقیر و تمسخر و این حرفا نداره!!


+ البته چه خوبه اینجور وقتا که غیر همزبونی در بین ماست، به زبونی حرف بزنیم همه کس فهم تا خدای نکرده برداشتی منفی صورت نگیره.

+ و چه خوبه به چنین محله هایی مبلّغینی اعزام بشن که با زبون اونها آشنایی داشته باشند... در این محل بودند کسانی که فارسی به درستی نمیتونستند صحبت بکنند بنابراین استفاده چندانی هم روحانی نمیتونه به اونها برسانه.


پیروز باشید.

غذای یابن الحسنی

جمعه, ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۵۸ ب.ظ

غذای امروزتون چیه؟!

« امروز یابن الحسنی داریم!! »

جواب ما در روزهای سخت طلبگی وقتی غذایی برا خوردن نداشتیم!!


+ روزی یه چند دقیقه هم که شده با امام زمانتون (ع) خلوت و صحبت داشته باشین.


- حاج آقا یعقوبی امام جمعه شهرستان نیشابور در جمع روحانیون شهرستان -



هستم گدای کوی تو، چشمم بود بر سوی تو 
شاید ببینم روی تو، یابن الحسن یا بن الحسن 

گیرم سراغت را کجا، در مروه ای یا در صفا 
در سامرا یا کربلا، یابن الحسن یا بن الحسن 

عشقت نهفته در دلم، مهرت سرشته با گلم 
کی میشود حل مشکلم، یابن الحسن یا بن الحسن 

یک شب به دیدارم بیا، تا من به اشک دیده ها 
شویم کف پای تو را، یابن الحسن یا بن الحسن 

تو خوب خوبی من بدم، گفتی بیا من امدم 
از درگهت منما ردم، یابن الحسن یا بن الحسن 

مولا به جان مادرت، آن مادر غم پرورت 
ما را مرانی از درت، یابن الحسن یا بن الحسن 


دو به دو

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۳۵ ب.ظ

شب قدر دو سال قبل ...


پیرزن دو تا تخم مرغ رسمی و یه پارچ شیر آورده بود دم درِ خونه و گفته بود:

« امشب حتما شیر رو گرم کنین و زرده های تخم مرغ رو توش بزنین بدین به فلانی

بگین تو مراسم قرآن به سر برا دختر منم دعا کنه

طفلک بچه م نمیتونه جنین نگه داره و همه شون سقط میشن!! »


الان و بعد از گذشت دو سال هر وقت ما رو می بینه میگه این دوقلوها رو از دعای اون شب شما داریم!!

و من میدونم هرچه دارند از اعتقاد صاف و صادق خودشونه


+ خوب بود بیشتر از دو تخم مرغ نیاورده بود، آخه نگهداری چند قلوها کار اصلا ساده ای نیست!!!

آخوندای دروغگو

يكشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۳۵ ق.ظ

شبکه پویا...

برنامه آفتابگردون...

یکشنبه 9 آبان 95

داشتم صبحونه می خوردم که ته برنامه، عمو روحانی برنامه خطاب به بچه ها و توتو گفت: 

شما فلان کار رو انجام بدین، من نزدیک اذانه برم مسجد نماز بخونم و برگردم!!

یه آن جا خوردم!!

گفتم این داره میره مسجد، من نشستم به صبحونه؟!

نگاه به ساعت کردم 8:40 رو نشون میداد!

گفتم : نکنه عین خودم خواب مونده باشه!!


دیدم نه همه چی درسته، جز حرف آقای روحانی!!

مونده م یکی از بچه های بیننده این برنامه اگه از مامانش درخواست بکنه، مامان! پاشو بریم مسجد عمو روحانی میگه نزدیک اذونه، مامانش چه جوابی میخواد بده؟!!

احتمالا آخرش مجبور بشه بگه: عمو روحانی بیخود گفته! دروغ گفته! هنو سه ساعت مونده تا اذون!!

این رو اضافه کنین به تبلیغات روزمره شبکه های معاند مجازی که زور میزنند دروغ رو هر جور شده به ته اسم آخوند بچسبونند!!

خوب عزیزمن! قبلا هم اگه برنامه ضبط شده ساعت پخش اون به نظر خودتون الانه؟!

همینه که آدم شک میکنه در نیت خیر بعضی از اینا!!!

زور تلقین

جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷ ق.ظ

تو فامیل معروف بود که خیلی از چربی بدش میاد

یه روزی خونه کسی هم غذا شده بودیم

غذا آبگوشت بود

قبل از سرو غذا اشاره کرد که تو ظرفش چربی نریزن

حین خوردن نگاهم به قاشقش افتاد، دیدم تکه ای چربی توشه!

منتظر عکس العملش بودم ... 

خورد و مزمزه ای کرد و گفت: 

چی ریختین تو غذاتون؟! این لقمه هه چقدر خوشمزه بود!!

گفتم: دنبه!!

گفتن من همان و پس آوردن او همان!!!


+ تلقین چه که نمی کنه با آدم؟!!!

شیخم که شیخم ولی از این آهنگ و اجرای اون واقعا لذت بردم...

دریافت

خودمونی

پنجشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ

با هم سوار تاکسی شدیم

خیلی گرم و خودمونی گرفت

پیاده که شدیم به راننده گفتم: زیادی نگرفتین؟!

گفت نه دیگه کرایه دو نفر

گفتم : دو نفر؟!

گفت پس اون بنده خدا؟!

نگاه کردیم دیدیم خبری ازش نیست!!

+ مواظب باش گاهی کسایی باهات گرم می گیرند که داغت کنند!!!