ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

متفرقه ها :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ تیر ۹۶، ۱۸:۳۴ - دچـــــ ـــــار
    اوکی :)
پیوندها
پیوندهای روزانه

۲۱۰ مطلب با موضوع «متفرقه ها» ثبت شده است

حراج

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۰ ب.ظ

فکر می کردم قیمت دارم!

نظر دیگران هم کم و بیش همین بود!

کاش خودم را به حراج نگذاشته بود!!


+ با رسوایی هم هر چه بجنگی بر آن افزوده ای!!

رفاقت با ثروتمندان

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴ ب.ظ

هرگز با ثروتمندان دوستی نکن، اگرچه ظاهرش از دور جذاب بیاد!

از اون جهت که معمولاً به اعتبار ثروتشون مورد تعریف و تمجید دیگرانند و بر خورد خلاف ذائقه شون رو به راحتی برنمی تابند!

و چون توانش رو هم دارند احتمال آسیب رسوندن به مخالفینشون احتمال کاملا مورد انتظاری از جانب اونهاست!

اقرار

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۱۸ ب.ظ

اقرار به اشتباه همواره به معنی پذیرش اشتباه نیست!!

گاهی به انگیزه ی فرار از اعتراضات است!!

شاخه گلی از طرف خدا

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۲ ق.ظ

آدمهای بدی نبودند

آدمهای احمقی بودند

آنهایی که می گفتند: ... عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ ... الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ ... (30) توبه


آنها نگران تنهایی خدا بودند!!

و این پیش از آنکه چیزی را برای خدا اثبات کند، بیانگر نیاز جدی و شدید خود انسان به وجود فرزند است!


آری فرزند نعمتی عظیم که به اشاره ی سوره ی کوثر باید به شکرانه ی آن نماز خواند و نحر نمود!

قدر این عطیه ی الهی رو بیش از پیش بدانیم و ارج بنهیم...


رسول الله (صلى الله علیه وآله): 

الولد الصالح ریحانة من الله قسمها بین عباده ... - بحارالانوار ج 43 ص 306 -

حضرت رسول فرمودند: فرزند صالح گلی ست از طرف خدا که بین بندگانش پراکنده فرموده است.

تنور داغ انتخابات

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۵۵ ق.ظ

میگه: 

در مورد انتخابات ریاست جمهوری یه چیزی بگین...


میگم:

خوب این چه کاریه؟! چارسال قبل که خودتون رفتین پای صندوقای رأی و انتخابش کردین دیگه!!!

وقت و انرژی یه مملکتو هدر بدیم که چی بشه؟!


با تندی میگه:

اون چارسال قبل بود! آدما یه جور نمیمونن! باید معلوم بشه هنو مردم میخوانش یا نه؟!


میگم:

تو که لالایی بلدی، چرا خوابت نمی بره؟!!!خخخخخ


هاج و واج اطرافشو ورانداز میکنه و میگه: 

یعنی چی؟!


میگم: 

مرد حسابی! بیست و پنج ساله هیأت امناء مسجدین! به کنایه، به صراحت، ازتون خواستند کنار برین خوب چرا نمی رین؟!!!

بذارین بقیه هم اگه ثوابی هست، بی نصیب نمونن!!!


میگم:

تازه جالبه از ریاست جمهوری گفتین... حتی اگه کسی بار دوم هم رأی بیاره برای بار سوم حق ثبت نام تو انتخابات رو نداره! قانون درستی هم هست! خوف اینکه ریشه بگیره و دیگه نشه ریاستو ازش گرفت!!


جواب نداشت اما بعید هم میدونم قانع شده باشه!

کاش می شد ...

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۹ ق.ظ

کاش می شد ذخیره کرد...

ساعات وصال را برای روزهای فراق!

چشمانم اما اشک را هم در خود نگه نمی دارند!!

دیدار

پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۲۶ ب.ظ

دیدار که میسر شد، گلایه ها تماماً رنگ باختند!

تازه فهمیدم آنچه بین ما بود، بین من و تو نبود! بین ما و دوری بود!!

حائل

چهارشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۲۱ ب.ظ

دیواری که بین من و تو حائل شده، تجسّم دیواری ست که بین افکار ما فاصله انداخته است!

بخواهیم به هم نزدیک تر شویم، می بایست افکارمان را به هم نزدیک تر سازیم.

بهشتیان

شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

چقدر خوب است...

هر که در اینجا می میرد، شادروان می میرد!

جنت مکان و رضوان جایگاه است!

مرحوم است و مغفور!

فقط نمی دانم این همه آیه ی عذاب، در شأن چه قومی نازل شده اند؟!!

مبارزه با مرگ

چهارشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ق.ظ

من  از  مرگ  برگشته ام  ...


من  از  مرگ  برگشته ام  ...

 ــ  پیروزمندانه


و  به  تجربه،  انتظار  مرگی  جدید  را  می کشم !


روزی  کامل  تسلیم  خواهم  شد،  که  چیزی  برای  دفاع  کردن  نداشته  باشم !

خونابه

سه شنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۳۰ ق.ظ
صورتم خیس خیس بود...
کنار لب، زبان سرکی کشید...
مزه ی تو می دادند، خونابه های چشم.

مرگ و زندگی

يكشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۱۵ ب.ظ

مرگ بر مرگ نمی گویم!

و درود بر زندگی نمی گویم!

تا مرگ چگونه باشد؟!

و زندگی چگونه؟!

در دو سوی عالم

شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ق.ظ

- عاطل و باطل -

در دو سوی عالم همدیگر را صدا می زنیم...

کاش می شد بهمشان سنجاق کرد!!

مگر اینجور مرا در آغوش تو می انداختند!

تو را در آغوش من!

درود بر گوگل

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۱۵ ب.ظ

بغل هم می آورد

- در یک ردیف -

برهنه را و پوشیده را

فقیر را و شاه را

دوست را و دشمن را


از جستجوگر جز این انتظار نمی رود!!


درود بر گوگل

خدا رحم کرد به آبرومون...

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۳۰ ب.ظ

شعر قشنگی خوند

حسابی به وجد اومدم...

خواستم مثل معمول که به بچه ها دست میدم و می بوسمشان، بغلش کنم و ببوسمش که از کنار جایگاه گذشت.


مدتی بعد و در جریان مسابقه ای به روحانی، نامه ای دریافت کردم از دختری کلاس پنجمی که از مشکل کوتاهی قدش گله می کرد!

و اینکه او و برادرش کارهای زیادی به توصیه ی این و اون انجام داده اند اما فایده ای نداشته...


زمان اهدای جوایز متوجه شدم این دختر همون دختری ست که اون شب در جشنواره برنامه اجرا کرده بود!!

خدا رو بی نهایت شکر گفتم که اسباب خجالت خودم و اون بنده خدا فراهم نشد!


شاید لازمه وقتی مجری مراسم، برنامه ای رو اعلان می کنه مختصر اطلاعاتی از برنامه و اجرا کننده ی اون هم بده... لااقل تو این مواقع!


+ راه حل درستی نتونستم بهش ارائه بدم جز اینکه حرکات کششی رو بیشتر انجام بده و اینکه در مواردی میشه به عمل هم امید بست! اما بیشتر سعی کردم اونو به شرایطش قانع و راضی کنم!


به امید رفع گرفتاری همه ی گرفتاران

سنگ صبور

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۵۶ ق.ظ

می نشینند ... می نشینی

می گریند ... می گریی

آه می کشند ... آب به دستشان می دهی

دعا می کنند ... آمین می گویی

آخر سر طلبکار از کنارت بیرون می روند!

مردم سنگ صبور نمی خواهند، خدا می خواهند!!

حرف دل

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۱۵ ب.ظ

به   پایت   حرف ها   خواهند   بست ...   تا   گاهی   که   خود   حرف   دلت   را   هوار   بزنی !!

خسته ی خسته ی خسته!

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ

خسته ام خسته...


نه فقط از دنیا

نه فقط از مردم

نه فقط از خویشان


خسته ام از خود

خسته ام از بودن


می خواهم بخوابم

و خواهش می کنم برای بهشت هم کسی بیدارم نکند!!

یک دیشب ...

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۳۸ ب.ظ

دریافت


یک دیشب مثل خودت جواب برگرداندم

لحظه ای خواب به چشمانم نیامد!

به گمانم راز بیدار خوابی های شبانه ی تو را فهمیده باشم!!

ا ن س ا ن

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۳ ب.ظ

شکر خدا که انسان را حمار آفرید که تعامل کند!

و گاو که سود برساند!

و میمون برای دل کودک!

و شیر به جهت ناموس!

کلاغ که دل به دنیا بندد!

کبوتر که به تفریح و سرگرمی درآید!

طاووس که به سر و وضع خود برسد!


بد آنجاست که هر چیزی باشد و انسان نباشد!!

* خواب دیدم... *

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۴ ب.ظ

خواب دیدم به شهر غریبی وارد شده ام

سنجابی نظرم را جلب کرد

به دنبالش راه افتادم

مرا به مغازه ای برد


پیرمردی پشت میز...

نمی دانم چه می فروخت

توجهم تمام معطوف سنجاب بود

آقا! این سنجاب....

گفت:

بله مال خودم است!

گفتم:

می دانی حرام گوشت است؟! و ادرار و مدفوعش نجس؟!

چطور جنس نجس به خلق الله می فروشی؟!


پیرمرد توجهی نکرد!


داشتم فکر می کردم چطور قانعش کنم که سه تا جوان وارد شدند

در دست یکی از آنها کاغذی بود و نوشته ای...

گفت:

پدرجان! می دانی به این دلیل و این دلیل، عرضه ی اجناس مغازه ت به زیان مردم است! می دانی چه می فروشی؟! و به که می فروشی؟! از ما گفتن، دیگر خود دانی!

متوجه اجناس شدم دیدم تمام اجناس ممنوعه ست و من از آن غافل بودم!


پیرمرد فکری کرد و بر حرف آنها صحه گذاشت و توبه کرد!

جریان در شهر پیچید...

در میان استقبال مردم از او، دستش در دست من بود و مردم مرا به عنوان منجی می شناختند!

و من هر چه در جمعیت نگاه انداختم، از آن سه جوان خبری نبود که نبود!!


+ خدا قوت! همه کسانی که گمنام مشغول رصد و اصلاح امور فرهنگی جامعه اید و هرگز به چشم نمی آئید. خدا قوت!

داداش چوپان دروغگو!!

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

ضربه ی محکمی زد و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

نرده که می لرزید، تمام ساختمان به لرزه در می آمد!

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

قهقهه ی او بود که تا آسمان می رسید!


بار دوم هم ضربه ای کوبید و فریاد کشید:

« زلزلـــــــــه زلزلــــــــه »

ساکنین از خرد و کلان با سر و وضع خاص خودشان بیرون ریختند!

و باز قهقهه ی او بود که تا آسمان بلند شده بود!


بار سوم اما صدای او که به « زلزلـــــــــه زلزلــــــــه » برخاست، ساکنین به جای فرار شروع کردند به خندیدن بر او

ولی در نهایت... این صدای خنده ی آنها بود که زیر آوار گم شد!!!!


+ شرط عقل است که خطرات جدی را هرگز به شوخی نبایست گرفت!

دوری

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ب.ظ

چو بودی، تکیه بر تو - یار کردم

چو رفتی، تکیه بر دیوار کردم

به خود لرزید دیوار و فرو ریخت!

وطن در زیر آن آوار کردم!!

گاوصندوق!!

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۳۱ ب.ظ

گاهی همه چیز در کشوهاست

و گاو صندوق ها حکم یک ردّگم کنی را بیشتر ندارند!!!

گاو صندوق ها را زیاد هم جدی نباید گرفت!!!

دروغ تبسم

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ

پیشانی ام را بالا می کشم!

چشمانم را گشاد می کنم!

به لحنم شکر می پاشم!

بر لبانم دروغ تبسم می کارم!

مبادا غم های من دلی را از شما غمگین سازند!!

جواب کامنت یکی از دوستان

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ
علی در مطلب سلام بر خودم !!! 
سلام
...
یادمه یه جایی خوندم به محض تاریکی هوا(قبل از غروب)چراغ منزل رو روشن کنید و برای همین من هم همیشه این کارو کردم.
و چون پدرم همیشه میگفت از بچگی که خونه ای که شب تاریک باشه دزد نشون میکنه تاکید موکد شد برام این قضیه... .

شما در این مورد نخوندید تو کتاب های روایت و حدیث که روشن کردن چراغ خانه قبل از غروب وسعت رزق میاره؟
(البته یه چیزی دیگه در مورد خونه بود زدودن تار عنکبوت از دیوار های خانه!)

ممنون از مطلبتون.
...
راستی خواهشا مواردی از آیات قرآن که درباره زیاد شدن رزق و روزی هست هم بگید.
البته سوره واقعه رو زیاد میگفتند و زیاد خوندیم ولی باز اگر مطلبی هست بگید.

سلام

در موضوع روشن کردن منزل قبل از غروب باید بگویم روایتی داریم از امام رضا(ع) که می فرماید: 
أبوعلی الاشعری رفعه قال: قال الرضا علیه السلام: إسراج السراج قبل أن تغیب الشمس ینفی الفقر - کافی، باب النوادر ح ش 13
روشن کردن چراغ قبل از غروب، از بین برنده فقر است!

اما اولا به لحاظ سندی روایت مرفوعه است و از اعتبار لازم برخوردار نیست!

و ثانیا به لحاظ دلالت، خالی از اشکال نیست! 
چرا که از محرمات مسلم دینی « اسراف» است! 
من از خود شما می پرسم آیا روشن کردن چراغ در روشنایی چیزی جز اسراف خواهد بود؟!

اصلا در وسائل الشیعة بابی نگاشته شده به عنوان: «باب کراهة الاسراج فی القمر» در روایت اول این باب از قول پیامبر (ص) چنین آمده است: 
یا علی، أربعة یذهبن ضیاعاً: الأکل على الشبع، والسراج فی القمر، والزرع فی السبخة، والصنیعة عند غیر أهلها - وسائل الشیعة، باب کراهة الاسراج فی القمر ح 1
چهار چیز باعث اسرافند: یکیش روشن کردن چراغ است در پرتو نور ماه!!!

از طرفی البته روایاتی داریم که ورود به خانه ی تاریک را بدون چراغ مکروه می دانند: 
إن رسول الله (صلى الله علیه وآله) کره أن یدخل بیتاً مظلماً إلا بسراج - وسائل الشیعة، باب کراهة دخول بیت مظلم بغیر مصباح، ح 2

نتیجه :
بعد از چشم پوشی نسبت به مشکل سندی مرفوعه امام رضا(ع) روایات مربوطه را بدین صورت می شود جمع کرد:

از آنجا که آماده سازی چراغها در زمان های قدیم وقت گیر بوده منظور فرمایش امام رضا(ع) این است که پیش از تاریکی جهت روشن کردن منزل اقدام کنید که وقتی تاریکی حکمفرما شد خانه بی چراغ نداشته باشید!

در واقع زشتی اسراف که بر همگان روشن است، محرومیت از مواهب هم که کار درست وسنجیده ای به حساب نمی آید! 
پس می ماند استفاده و بهره مندی از مواهب اما بهینه و بجا ! که میطلبد انسان با برنامه ریزی صحیح شرایط این نوع استفاده را از پیش برای خود فراهم بیاورد!


در موضوع اسباب فقر روایات زیادی داریم که روایت ذیل در این جهت از روایات تقریبا جامع هست:

عن أمیر المؤمنین (علیه السلام)، أنه قال: 
" ترک نسج العنکبوت فی البیت یورث الفقر والاکل على الجنابة یورث الفقر، والتمشط من قیام یورث الفقر، وترک القمامة فی البیت یورث الفقر، والیمین الفاجرة تورث الفقر، والزنا یورث الفقر، واظهار الحرص یورث الفقر، واعتیاد الکذب یورث الفقر، وکثرة الاستماع إلى الغناء یورث الفقر، وقطیعة الرحم تورث الفقر - مستدرک الوسائل، باب کراهة مبیت القمامة فی البیت، وجملة من الآداب، ح 1 -
موجبات فقر: نگرفتن تار عنکبوت از منزل (همانطور که شما اشاره کردین) خوردن در حال جنابت، ایستاده شانه کردن، وجود گرد و غبار در منزل، قسم دروغ، زنا، ابراز حرص و طمع، عادت به دروغگویی، گوش دادن زیاد به غنا و آوازخوانی، ترک ارتباطات فامیلی.

راه برکت را هم قران مجید به وضوح بیان فرموده است:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (96) اعراف
و اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى دارند ایمان بیاورند و تقوى پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشائیم ولى (آنها حقایق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم .

+ بعدا نوشت:
خوب باید گفت در بحث روشن کردن چراغ قبل از غروب، جدای از روایت امام رضا(ع) روایات دیگری هم من جمله روایت ذیل وجود دارد و این احتمال را زنده می کند که شاید حقیقتا خصوصیتی در این عمل بوده باشد و دارای آثاری وضعی...
الحسن بن محمد الطوسی فی (الأمالی) عن أبیه، عن الفحام، عن المنصوری، عن علی بن محمد الهادی (علیه السلام)، عن آبائه، عن الصادق (علیهم السلام) قال: 
إن الله یحب الجمال والتجمل، ویکره البؤس والتباؤس، فإن الله إذا أنعم على عبد نعمة أحب أن یرى علیه أثرها، قیل: کیف ذلک؟ قال: ینظف ثوبه، ویطیب ریحه، ویجصص داره، ویکنس أفنیته، حتى أن السراج قبل مغیب الشمس ینفی الفقر ویزید فی الرزق. - وسائل الشیعة، باب استحباب التجمل وکراهة التباؤس ح 9 -

دستنوشته...

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۹ ب.ظ

نوشته ها که تایپی شدند ...

حال و روز نویسنده لابلای کاغذهای مچاله ی درهمش پنهان ماند!

لعنت به صنعت ...

ستمکارترین - به عشق !




بر سرت خاک باید ریخت !

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ

خودت  را  آتش  می زنی ... 

که  شاید  دامنی  را  از  من  بسوزانی ! !

و  من  دلم  می سوزد !

یک  پارچه  آب  و  خاک  می شوم ... 

بی  آنکه  قصدم  خاموش  کردن  دامنم  بوده  باشد !

تجاوز به کلمه

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

رسول الله(ص) : 

اکره « مبارک » و « نافع » و « بشیر » و « میمون » لئلا یقال: ثَمَّ مبارک؟ ثَمَ بشیر؟ ثمّ میمون؟! فیقال : لا !!


پیامبر(ص) فرمودند:

نام های « مبارک » و « نافع » و « بشیر » و « میمون - به همان معنای مبارک -» را ناخوش دارم ( که روی فرزندانتان بگذارید!) تا مبادا سؤال شود : مبارک آنجاست؟ بشیر آنجاست؟ میمون آنجاست؟ ( آنچنان که مثلا می گوییم: علی آنجاست؟) و جواب داده بشود: « نه !!!» - نرم افزار تربیت دینی کودک، از: النوادر للراوندی ص 105 ح 75 -

معنای روایت این نیست که این اسامی منفی و بدند، بلکه چون اینها کلمات مثبت و خوبی هستند روی افراد نباید گذاشت که از بود و نبودشان پرسش شود!! 

بلکه اینها بایدی هستند و هیچ زمان و مکانی نبایستی از وجود آنها خالی گردد!!


و چه ناخوشایند بود گاهی که تیتر اخبار این عناوین بود: 

«سقوط حکومت مبارک» ، «محاکمه مبارک» ، «حبس مبارک» ، «حال وخیم مبارک» ، «مرگ مبارک» و ... »

که خواه ناخواه بر بار مثبت این کلمه اثر منفی گذارده و تأثیرگذاری آن را در جامعه به حداقل می رساند! و این همان چیزی ست که رسول مثبت طلب و ژرف اندیش اسلام از آن به مردم هشدار می دهند!


با این حساب باید به کلمات به دیده ی احترام نگریست و همچون امانتی الهی اثرات مثبت آنها را با دقت و تیزبینی پاس داشت!


*ایامتان هماره مبارک و میمون*

+ و به این فکر کن: اگر کلمات و واژه ها نبودند؟!...

مادر و پسر

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ب.ظ

از مجلس ترحیم برگشته بود ...

به احترام مادر که هنوز آشپزخونه مشغول کار بود، دست به غذا نزد!

مادر اومد... : چه غلطی می کنی تو پس؟!

منتظری سفارش پیتزا بدم؟!

الحق که تخم همون بابایی!!

و او فقط لبخند می زد!

امشب اخم و تشر مادر هم براش عجیب شیرین می اومد!

تو دلش دعا می کرد: خدایا! هیچ بنی بشری رو بی مادر نکن!