ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

دین و مذهب :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

۱۲۲ مطلب با موضوع «دین و مذهب» ثبت شده است

ای که گفتی لعنت مکن !

جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ب.ظ

+ به این میگن جواب !!

ای که گفتی بر « یزید » و « آل او » لعنت مکن

زان که شاید حق تعالی کرده باشد رحمتش !


آنچه با آل نبی(ص) او کرد، اگر بخشد خدای

هم ببخشاید تو را، گر کرده باشی لعنتش !!

بزرگترین

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۱ ب.ظ

1 - از صبح سگ دو می زند دنبال لقمه ای نان

امروز هم شرمندگی باید سق بزند بر سفره ی شام؟!


2 - با دلهره ی تمام عرض سالن را می رود و می آید

نگاهی به ساعت، نگاهی به درب شیشه ای اطاق

آیا بیمارش ماندنی است؟!


3 - کتاب پیش رویش باز است اما ورقی نمی خورد!

چشمانش دوخته به سقف استخاره می گیرند:

می آید؟! نمی آید؟ می شود؟ نمی شود؟!


4 - خانه را جاروب می زند

نوزاد را در حالی که گریه می کند به سینه چسبانده است

بوی برنج سوخته خبر از روزهای سخت و سنگین می دهد


5 - انگار از دماغ فیل افتاده باشد

نمی شود گفت بالای چشمش ابروست! 

او دیگر برای خود کسی شده است!


...


شهر غوطه می خورد در افکار روزمره خویش که ناگهان صدای « الله اکبر » از مأذنه طنین انداز می شود...

آری خدا بزرگ است! خدا بزرگ است! خدا بزرگ است! خدا بزرگ است!





+ جریان این نیز بگذرد را حتما شنیده اید؟!... 

من بودم پیشنهاد می دادم این کلمه بر نگین پادشاه حکاکی شود: « خدا بزرگ است! »

پس نه در سختی ها ناامید شو و نه در خوشی ها خودت را بگیر و این است راز و رمز یک زندگی متعادل و صحیح.


درود بر اذان


علی در مطلب بزرگترین 
سلام آره نمیگذره.اگر هم بگذره از نو یه طور دیگه بر میگرده!

من هم این نیز بگذرد را با یک بیت شعر از حافظ نقض می کنم:

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم


چون زندگی هامون همین هست از تمام وجود درک می کنم...!
خداکنه لایق باشیم که وقتی جای این نیز بگذرد که جواب نمیده
بگیم خدا بزرگست جواب بگیریم و غم و غصه بره دیگه بر نگرده.
 پاسخ توسط محمد * شـــــــــورگشتی * در ۱۰ دی ۹۵، ۱۱:۱۵
سلام داداعلی!
آره خدابزرگه... اونقدر که چیزای دیگه در کنارش اصلا دیده نشن!!
ممنون ازت

فانی باقی

شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۲۲ ب.ظ

 آیه قرآن می فرماید: 

کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ (26) وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ (27) سوره الرحمن

تمام کسانى که بر صفحه زمین هستند فانى مى شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامى خدا باقى مى ماند.

از طرفی امام علی علیه السلام هم فرموده اند: 

العلماء باقون ما بقی الدهر - میزان الحکمة باب العلم

تا دنیا دنیاست علماء ( با آن که جزء «من علیها» هستند) باقی اند!!!


اگرچه به ظاهر بین این دو کلام تناقض است ولی در واقع چنین نیست!

بله خدا جاویدان است و غیر خدا فانی! ولی اگر آمد و غیر خدا به خدا متصل شد، آن وقت جاودانگی خدا هم بالتبع به او سرایت خواهد نمود بدون اینکه تضاد و تعارضی وجود داشته باشد!!


ممکن است سؤال کنید کسانی اسم و نامشان به نیکی و خیر در عالم برده می شود بدون اینکه کاری خدایی انجام داده باشند!

اولا این نام و نشان ها وتعریف و تمجیدها حقیقتا رنگ جاودانگی بگیرند که به عالم دیگر هم کشیده بشود نخیر چنین چیزی نخواهد بود.

اما توجه به این نکته مهم است!

ما که می گوییم خدا ماناست این اثر اسم خالی خدا نیست! بلکه چون او صاحب کمالات بلکه عین کمالات است!

حالا اگر کسی دارای کمالی از کمالات الهی شد به همان میزان کمالش به خودش جاودانگی بخشیده است!

کمالاتی چون علم و دانش، رحم ومروّت، ستاریت و غفاریت، احیاگری، رزق دهی و ...

همان چیزی که سعدی گفته است:

سعدیا! مرد نکونام نمیرد هرگز 

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند


پاینده باشید

عشق ما

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۳۲ ب.ظ

گرچه پا تا به سر بلا داریم/دلمان خوش بُوَد خدا داریم/عشقِ فانی به مردم ارزانی/عشق یعنی همین که ما داریم/

بیدارباش

سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ


گفتند: بزرگا! فریضه ی صبح را ندایی، صدایی، چیزی
گفت: تاکنون شنیده اید بارداری را جهت وضع حمل ندا در داده باشند؟!
- جمعیت سر را به نشانه ی نفی، به چپ و راست تکان بدادندی -
فرمود: شما نیز اگر دردتان بود، به کس نیازتان نبود!!!

حرکت و برکت

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ب.ظ

مردم درست می گویند: « از تو حرکت، از خدا برکت » خداوندا! حرکتم عنایت فرما!!

اسلام میمون ساز

جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۵ ب.ظ

میگه: شما مقلدین، و من آزاد!!

نگاه که می کنم می بینم جز حرفای راسل و هدایت از خودش هیچ نداره!!!!


اتهام مقلّد پروری به اسلامی که منادی بیداری و آزاد اندیشی ست یکی دیگه از نامردیهای روزگاره:

وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ (170) وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لَا یَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَعْقِلُونَ (171) بقرة - (1)


بله رجوع به کارشناس البته امری جدای از تقلید مذموم، و کاملا مورد قبول عقلای عالم است و در اسلام اگر تقلیدی هست از این باب است: 

فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (43) نحل - (۲)


+ صادق هدایت هم در حد خودش معرکه ست...

تضاد کامل بین «نام» و «کلام» و «مرام»!!

اگه کلمات اونو از بعضی کانالهای ضد اسلامی جمع کنی چیزی ازشون باقی نمیمونه!!!

او نه صادق است نه هدایت ... تمام دروغ است و گمراهی...  و چه عجب اگر کار چنین کسی به خودکشی انجامد!!!

أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (35) یونس - (3)

+ چه باید گفت به اونهایی که اگه کلام و پیامی به انگلیسی باشه، براشون حجته! همون کلام اگه به عربی باشه از هیچ ارزشی برخوردار نیست!!

چقدر غافلیم از کلمات حکمت امیر کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام، در حالی که بسیاری از سخنان روانشناسان و جامعه شناسان غربی به نوعی کپی برداری و به روزرسانی فرمایشات ایشان است!

غررالحکم و دررالکلم را فراموش نکنین (بیش از ده هزار نکته زیبا از کلمات حضرت) - نرم افزارش هم موجوده -



(1) و هنگامى که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید، مى گویند: بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروى مى نمائیم ، آیا (از آنان پیروى مى کنند) هرچند پدرانشان چیزى نمى فهمیدند و هدایت نیافته بودند؟!!

مثال (تو) در دعوت کافران مثال کسى است که (گوسفندان و حیوانات را براى نجات از چنگال خطر) صدا مى زند، ولى آنها چیزى جز سر و صدا نمى شنوند (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمى کنند) این کافران (در حقیقت ) کر و لال و نابینا هستند و لذا چیزى نمى فهمند!
(۲) اگر نمی دانید از آنها سؤال کنید که می دانند.
(3) آیا کسى که هدایت به سوى حق می کند شایسته تر براى پیروى است، یا آن کس که خود هدایت نمى شود مگر آنکه هدایتش ‍ کنند!!

ما و اونا ...

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۴۶ ب.ظ

میگه: 

اگه اسلام موجب پیشرفته اونجور که میگین، چرا غیرمسلمونا حال و روزشون از ما مسلمونا بهتره؟!

میگم:

اسلام که به حرف نیست، امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

 اَللهَ اَللهَ فِی الْقُرآنِ لاَ یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ 

خوب اونها در عمل به دستورات اسلام بر ما پیشی گرفتند و جلو افتادند وگرنه میخوای کارایی اسلام رو تا حدودی درک کنی نگاهی به صدر اسلام و عظمت مسلمین صدر اسلام بنداز...

اسلام میگه: علم آموزی، نظم، مسئولیت پذیری و وجدان کاری، جهد وتلاش، پاک دستی، برخورد بدون اغماض با متخلفین، رعایت حقوق کارگر، خدمت به خلق الله، انفاق، انصاف، پرهیز از اسراف، تعاون و ... خوب این خصلت ها در هر ملت و امتی باشه موفقیتش تضمین شده ست اگرچه مسلمونم نباشه...


میگه: 

خوب چرا ما مسلمونا عمل نمی کنیم و اونا که مسلمون نیستند عمل میکنن؟!

میگم: 

احکام و توصیه های اسلام دوجوره: بعضیش برا سعادت دنیوی و زندگیِ بهتره، و بعضیش برا سعادت معنوی و آخرتِ بهتر!

ما به حکم اسلاممون باید ملتزم به همه اون احکام بشیم تا مصداق آیه شریفه وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ نباشیم. 

و خوب بعضی از احکام (مثل حجاب، روزه، نماز و ...) موافق میل و هوای نفسمون نیست، و به نگاه ابتدائی نتایجش هم برامون ملموس نیست، پس در انجام اونها تنبلی می کنیم و عملمون همراه میشه با اکراه و اجبار، و بالطبع این حس در سایر توصیه ها و احکام دین - من جمله توصیه های دنیوی اون - هم سرایت می کنه و نتیجه ش این میشه که میبینی! 

از نقش شیطان هم البته در این بین نمیشه چشم پوشید.


اما کفار به حکم اینکه مسلمون نیستند تنها جنبه هایی رو که به نفع زندگی مادی اونهاست میگیرن و سایر احکام که اونها رو محدود میکنه و خوشایند نفسشون نیست رها میکنن. لذا در اون بخش بر خلاف ما، جدی وارد عمل میشن و با انگیزه...


البته خوب می طلبه همین تجربه رو آینه زندگیشون قرار بدن و بدانند عمل به احکام دنیوی اسلام اگر چنین پیشرفتی در دنیای اونها به دنبال خود داره، التزام به جمیع احکام اسلام چه ترقی و توفیقی برای اونها و جوامعشون در سایر ابواب اخلاقی و فرهنگی و خانوادگی - علاوه بر سعادت اخروی - میتونه به همراه داشته باشه و پس:  یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ...

خاک بر سرت شیعه!

يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

میگه: سنی ها رو از شیعه ها بیشتر قبول دارم!!!

کناریش میگه: بی وجدانها میوه های درخت رو کامل بار زده ند!

میگم: تحویل بگیرین... تربیت خودتونه!!

سومیشون میگه: خوب راست میگه! غیر از اینه که بچه های خودمونند! از جای دیگه ای که نیومدن!!


+ مقید به مسجد بود، بعد مدتی غیبت یه شب اومده مسجد و حال و احوال و قبل از اینکه بگم کجایی؟ کم پیدایی؟! خودش شروع کرد: حاج آقا! روز و شب نداریم که تو این فصل!! روز کار می کنیم، شب کشیک میدیم!!!!


+ یکی دیگه جعبه ی هلو اورده درِ خونه میگه: یه چند روزی کنار بذارین برسند!! مجبوریم نارس جمع کنیم وگرنه به چیدنشون نمی رسه!!!

خدایا! یعنی چه خبره تو این مملکت امام زمانی؟؟!

چقدر هم به « کونوا لنا زیناً ولاتکونوا علینا شیناً » عمل کرده ایم؟!


امام صادق (ع) می فرمایند :

... فإن الرجل منکم إذا ورع فی دینه وصدق الحدیث وأدى الامانة وحسن خلقه مع الناس قیل: هذا جعفری فیسرنی ذلک ویدخل علی منه السرور وقیل: هذا أدب جعفر وإذا کان على غیر ذلک دخل علی بلاؤه وعاره وقیل: هذا أدب جعفر... - کافی کتاب العشرة .. باب مایجب من المعاشرة ح 5

براستی کسی از شما وقتی در دینش ورع به خرج بدهد، و راستگویی پیشه کند، و امانت را به صاحبش برگرداند، و اخلاقش را با مردم نیکو گرداند، گویند: این فرد جعفری ست ( از شیعیان امام جعفر صادق ) و این مرا خوشحال می سازد! و اگر غیر این باشد عار و ننگش به من می رسد!! و می گویند: این است ادب جعفر !!

+ ممدم

ویدئویی که حقانیت قرآن را اثبات می کند!!!

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۴۳ ب.ظ


 

بهترین دعایی که میشه در حق خودت بکنی :

پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ب.ظ

بهترین دعایی که میشه افراد در حق خودشون بکنند:

سلام دادن به پیامبر و اهل بیت معصوم اوست!!!

بله سلام به رسول و آلش...


ظاهرش یه کم عجیبه اما توضیح میدم:

شنیدین میگن: 

« با زبان دیگران برا خودتون دعا کنین! »

« دعای خیر دیگران رو برا خودتون بخرید! »

حالا اگه اون دیگران معصوم باشند، چه جوری خواهد بود؟!


سلام یعنی: آرزوی سلامتی و صحت - مطلق هم هست -

سلام یعنی: اعلان صلح و صفا


تو این رو به پیغمبر و امام معصومت میگی و چون جواب سلام واجبه اونا هم به تو بر می گردونند!


وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفَاءَکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ أَحْیَاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ یَرَوْنَ مَقَامِی وَ یَسْمَعُونَ کَلامِی وَ یَرُدُّونَ سَلامِی وَ أَنَّکَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِی کَلامَهُمْ... 

و می دانم که رسولت و جانشینانت (درود بر آنان باد) همواره زنده اند، و نزد تو روزى داده می شوند، محل ایستادنم را می بینند، و سخنم را می شنوند، و به سلامم پاسخ می دهند، ولى تو گوشم را از شنیدن کلامشان محجوب کرده اى...

تازه اونا قطعا پیشگام هم هستند در عمل به توصیه های قرآنی که می فرماید : 

وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا (86) نساء -

وهرگاه شما را به درودى ستایش گفتند، پس شما به بهتر از آن تحیّت گویید یا (لااقّل ) همانند آن را (در پاسخ ) باز گویید که خداوند همواره بر هر چیزى حسابرس ‍ است .


زیارات معصومین بهونه ایه برا جلب دعای خیر اونها...

و با این حساب که زیارات را بخونی میبینی که چه دلنشینند و زیبا!!


+ زیارت آل یس خیلی سلامای قشنگی داره و فکر کن که امام حیّت هم اونا رو در حق تو داره تکرار می کنه و بلکه بهترشو!!

...

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ 

سلام بر تو هنگامى که بپا مى‌ایستى، سلام بر تو هنگامى که مى‌نشینى

...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ

سلام بر تو هنگامى که نماز مى‌خوانى و قنوت می‌گیری، سلام بر تو هنگامى که رکوع و سجده بجاى آورى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِرُ 

سلام بر تو هنگامى که "لا اله الا اللّه" و "اللّه اکبر" گویى. سلام بر تو هنگامى که خدا را ستایش کنى و از او آمرزش خواهى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسى

سلام بر تو هنگامى که بامداد کنى و شام کنى!

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِى اللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى

سلام بر تو در شب هنگامى که تاریکیش فرا گیرد، و در روز هنگامى که پرده برگیرد!

...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلامِ...

سلام بر تو به همه سلام‌ها...


والسلام علیکم ورحمةالله

دست ها بالا

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ق.ظ

دستانم بالاست -

به نشانه ی تسلیم.

به کتفشان که نبندی، فرودشان خواهم آورد بر سر و صورت -

به نشانه ی فلاکت.

انسان از اسارت بدر نیست!

اسیر خدا بودن کجا و اسیر هوا بودن؟!

اشتباهــــــــی دیگرـــــــ

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۹ ب.ظ

دل رفــــــت سراســــــیمه به راهـــــــی دیـــــــــگر

من هـــــم پــــــی او و ... اشـــــتباهــــــی دیــــــگر!

- یـــــک کــــوه! - جرائمــــم نمـــی بخـــــشد دوســت

ایــــن نیــــز، خـــودش هسـت گنــــاهــــی دیـــــــــگر!

شورگشتی

می آیند...

يكشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۰۴ ب.ظ

می آید بی هیچ تردید: زمستان فراگیر/ پیش از آن اما ، بهار فراگیر نیز ...

گنده کوچیک

شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۵۰ ق.ظ

خاک رو مُهر نکرده ند که گنده بشینی و مُهر رو بالا بیاری ببوسی و بذاری به پیشونیت!

درستش اینه:

مهرت رو بذاری زمین و تو با کمال خضوع بری سمتش!

قرار به کوچکیت بود!

جواب کامنت یه بنده جسور...

چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۵ ق.ظ
کامنتای عجیب پای پست یکی از دوستان...
...
۲۲ تیر ۱۴:۲۰
در آخر یه سوال؟
من این زیبایی ها رو از خدا خواسته بودم؟
من خواسته بودم دختر بشم؟
من خواسته بودم به وجود بیام؟
میخواست این نیاز ها رو نزاره

...
۲۲ تیر ۱۴:۲۳
عاقا بیا لعن و نفرین هم شدیم :)))))

مرگ بر من :دی
لعنت به من :دی

...
۲۲ تیر ۱۸:۱۳
حاضرم سنگ باشم 
+ حوصله بحث ندارم 
خدا هم زورگویی بیش نیست

_________________________________________

فقیری رو در نظر بگیرین و ثروتمندی ...

یکی نیازمند و یکی بی نیاز

یکی دارا و یکی نادار


شما چی میگین: 

ثروتمند به فقیر توجه بکنه یا نکنه؟!

از چیزی که خودش داره به اون بده ، یا فقط برا خودش نگه داره؟!

کدام کار رو بایست تحسین کرد؟ و کدام رو تقبیح؟!


اگه داد ، فقیر تشکر کنه یا نکنه؟!

اگه حتی چیزی که اون داده به درستی ازش استفاده نکنه و به خودش ضرر هم بزنه، کماکان تشکر باید بکنه یا سرِ ثروتمند غر بزنه؟!


پولداره استفاده چیزی رو که داده میتونه مشروط کنه؟ یا نمیتونه؟!

- مثلا پولی بده و بگه باهاش غذا و میوه بخر، راضی نیستم خرج سیگار کنی؟! یا نباید شرط مرطی بذاره؟! -


اگه مشروط کرد فقیر باید عمل کنه یا نکنه؟!

اگه عمل نکرد ثروتمند حق داره ازش روبرگردونه و مثل قبل هواشو نداشته باشه؟ یا حق نداره؟!

جوابتون هرچی باشه درسته!


حالا اون فقیره مائیم، و ثروتمند خداست.

یَاأَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (15) فاطر -


اگه کسی یه شاهکار ادبی یا تابلوی هنری رو بیافرینه، باید بهش بتوپی که چرا کمالاتتو نشون دادی؟! یا تبارک اللهش بگی؟!

 امام حسین (ع) : 

أیها الناس ! إن الله جل ذکره ما خلق العباد إلا لیعرفوه... - بحارالانوار ج 5 ص 312 -


 اما گله وشکایت تو از خلقتت، گله از خلقتت نیست بلکه گله از مشکلاتته! 

وگرنه اصل هستی بسیار لذت بخش است.

چقدر هزینه می کنند که مرگشونو چند صباحی به تأخیر بندازن!

چقدر تلاش می کنن به اکسیر جوانی دست پیدا کنن!

اگه زندگیت واقعا از هر لحاظ عالی بود آیا بازم به خلقتتون اعتراض داشتین؟!

فکر کن وسط یه رؤیای زیبا که داری میبینی کسی بیدارت کنه - با اینکه خواب بود - باهاش شاید دعوا هم بکنی و دوست داشتی اون لحظات رو تجربه میکردی!


گله از زندگی بخاطر مشکلات اونه...

و باید بدونیم دنیا یه جلسه امتحان بیشتر نیست!

کنکوریا رو ببین ، انتظار خوشی و لذت از جلسه امتحان انتظار بی خودی ست!

- مگر با توجه به ثمرات شیرین بعد اون -

اونها هم که میگن ما خوشیم خودشون رو به خوشی زدند.

حضرت امیر(ع) در مورد دنیا می فرماید:

دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لاَ تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لاَ تَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ اَلْعَیْشُ فِیهَا مَذْمُومٌ وَ اَلْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِیهَا أَغْرَاضٌ مُسْتَهْدَفَةٌ تَرْمِیهِمْ بِسِهَامِهَا وَ تُفْنِیهِمْ بِحِمَامِهَا - نهج البلاغه خطبه 221 -


نعمت و لذت واقعی و خالص رو فردا ان شاءالله قراره خدا به بندگانش عنایت بکنه که خود فرمود:

فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (17) سجده -

 

و اگر غیر از این بود ، خودم اولین نفری بودم که کمپین مخالفت با خدا و خلقت اون رو راه مینداختم! 

خدایا! ما رو آفریدی که چه بشه؟! سختی بکشیم و خاک بشیم؟ خوب چه کاریه از اول خاک بودیم دیگه!!

ولی وقتی دنیا حالت مقدمه میگیره، دنیا حکم مزرعه می گیره، می بینیم کاری ست حکیمانه شایسته خدای صاحب جمال و جلال.

آنچنانی که خود ما - آدمای صاحب یه جو عقل - برای اثبات لیاقت و متعاقب اون اعطاء امتیازات به افراد ، ازشون امتحان و آزمایش می گیریم.


به قول خودت تو رو بی اجازه دنیا آورد، اونی که یه بار این کار رو کرده، نمی ترسی دوباره بخواد بی اجازه بعد از مرگ زنده ت کنه و محاکمه؟!

خیلی خوب هم میدونی اینکه بگی: « بگو بیاره! » ، « بگو شکنجه کنه! » حرفی ست با کمال پوزش : احمقانه! و سفیهانه!!

آیا شکنجه و عذاب خدا چیزی ست که بشه باهاش شوخی کرد؟!

به قول حضرت امیر (ع) شما تاب یه خار که به پاتون میره را ندارین!!

تاب یه ریگ داغ رو ندارین!

چطور میشه گفت : بگو عذابم کنه، بگو شکنجه م کنه!

قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِینَ (58) انعام


اومدنت توی دنیا به اختیار خودت نبود

بردنت به اختیار خودت نیست

خلق مجددت هم به اختیار تو نخواهد بود.

ولی این بین به اختیار خودته که کدوم سمت بخوای بری!!

عقلم بهت داده که درست و سنجیده تصمیم بگیری!

جوری زندگی کنی که اگه قیامتی هم بود، گرفتار نشی، یا اینکه بزنی به در جسارت و لجاجت ومخالفت.


میگین: 

نیاز دارم و بهش تن میدم میخواست نیازها رو نده!!

آیا نگاهتون در مورد خدا همچین چیزی ست؟!

واقعا چقدر خدا مظلوم است، که اینقدر ظالمش میبینین!!!

نیاز به خوردن بهت داد ، در کنار اون خوراکی مناسب دندان و گوارشت رو بهت نداده؟!

نیاز به جفت درت قرار داد ، جفتش رو پیش از اون برات نیافریده بود؟!

درسته نیاز به دیده شدن و جلوه گری درت قرار داده، اما او که نمیگه نکن، میگه جاش بکن.

اون رو هم تازه چون به صلاح خودته میگه! وگر نه قرار نیست چیزی عائد او بشه...

وَمَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (12) لقمان

+ کسی حوصله پستای بلندو نداره وگرنه مفصلتر می نوشتم، قانع نشدی و مایل بودی، در خدمتیم...

یه سؤال کاملاً جدی...

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۰ ق.ظ

اگه یه غیر مسلمونی رو چند ماهی تو کلاس درسی تعلیم قرآن بدن و یه کتاب روایی هم براش بخونن!

بعدش بیارن سر یه چارراه تو یه شهری از شهرای ما و بگن مسلمونایی که از اینجا میگذرن مشخص کن!

فکر میکنین چند درصد ما رو مسلمون معرفی میکنه؟؟؟؟؟؟!

از گپ و گفت های تلگرامی

دوشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۷ ب.ظ

..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۲:۳۳]

🌙 امام زمان (عج) :  آنگاه که میان شما و راه کعبه مانع شوند من ظهور می‌کنم. 


📚بحارالانوار ج52ص12


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۲:۳۳]

سلام


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۲:۳۳]

این حرفا واقعا صحت داره؟


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۲:۳۳]

👆👆👆


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۱]

سلام


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۱]

إذا حیل بینکم وبین سبیل الکعبة، واجتمع الشمس والقمر، واستدار بهما الکواکب والنجوم...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۲]

یکی از سه چیز اینه. ظاهرش اینه هرسه که کامل شد


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۳]

خورشید و ماه جمع شوندو کواکب دور اونها گرد آیند...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۳]

که معانی کنایی ست و نمیشه دقیقا تطبیق بر افراد خاصی کرد


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۳]

مراد از خورشید و ماه؟! معلوم نیست.


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۴]

شاید هم جمع شدن ماه و خورشید همین ماه و خورشید باشه...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۴]

پس فعلا پازل ناتمامه...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۴]

پس که اینطور...یعنی میتونه این پستی ک براتون گذاشتمم باشه.درسته؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۵]

یه مژده ای میشه به حسابش اورد اما نشانه تام نیست یه نشانه ناقصیه که باید منتظر تکمیل بقیه نشانه ها بمونیم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۶]

خلاصه تطبیق این امور و معانی بر خارج سخته...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۶]

ان شاا.‌..


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۷]

ما جوونا همین که همچین پیاماییرو میبینیم ب خاطر اعمالمون از ظهور کردنشون بیشتر ناراحت میشیم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۸]

؟؟؟؟؟!!!!


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۸]

فرمود فرج و گشایش کار شما در فرج امامتونه...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۸]

من بارها و بارها خاب دیدم که اخر و الزمان شده با خودم میگم (وای بر من)


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۹]

با اومدن ایشون همه چی گل و بلبل میشه چرا باید ترسید؟!..


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۹]

برداشت درستی از ظهور ندارین


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۳۹]

[In reply to محمد شورگشتی]

از اومدنشون خوشحالیم از کردارامون ک جز اون ده هزار نمیشیم ناراحتیم


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۰]

[In reply to محمد شورگشتی]

البته حق با شماست آگاهی کمی داریم


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۱]

[In reply to محمد شورگشتی]

حتی بااین گناهایی ک داریم؟؟؟


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۲]

من که از خودم اصلا راضی نیستم و خییییلی کم پیش میاد از ائمه حاجت بخام و بهشون توسل کنم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۲]

هر انقلابی یه سختی هایی رو هم داره حتی تیر و ترکشهایی  هم داره اما به منزله هرس کردن باغی ست که قراره سبز بشه و میوه بده و زیبایی و طراوت...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۲]

خوب امام زنده ست اگر اعتقادمون به وجود همچین امامی بالا بره خیلی میتونه آراممون کنه


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۳]

خیلی لذت بخشه که بدونی یه جایی این عالم امامت داره نفس می کشه!!


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۳]

[In reply to محمد شورگشتی]

این حرفتونو قبول دارم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۳]

و به اذن الهی میتونی باهاش تماس بگیری و حاجت بخوای و ...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۳]

خیلی زیباست این اعتقاد


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۴]

پس شیعه بی کس و کار نیست... مبادا احساس ترس و غربت و بن بست و ...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۶]

خدا منو ببخشه هر کسی یه گذشته ای داره منم مث بقیه،وقتی گذشتم یادم میاد از خدا و ائمه شرمم میاد که دست ب دامنشون بشم.


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۶]

این حس اتفاقا خیلی ارزش داره


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۷]

آدم بی اشتباه نداریم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۷]

بله باید سعی کنیم کم اشتباه باشیم


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۷]

بخاطر همین اصلا انتظاری هم ندارم ک منو قبول کنن و مهمتر از همه یکی از یاران آقا باشم


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۷]

شب و روزای خوبیه واسه قول و قرارای جدید و اصلاح رویه قبل


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۸]

شکستگی رو خیلی می پسندند تو این درگاه...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۸]

و شما دارین...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۸]

میگم حاج آقا مگه همه چی به نماز شب خوندنه؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۸]

نه نیست...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۹]

اصلا به نماز نیست، تا برسه به نماز شب!!


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۹]

پس چجوری بفهمیم که خدا گناه گذشتمونو بخشیده؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۹]

بله نماز دلیل بر صداقت شماست در ادعای ایمانتون


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۴۹]

دلت که روشن شد نوید رو کردن خداست به شما


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۰]

ب خدا من از گناهی ک از سر نادانی کردم بی نهایت پشیمونم و هر موقع هم ک یادم میاد فقط استغفار میکنم.ب نظرتون این کافیه؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۱]

با گناه خدا توفیقاتتو کم می کنه ، دیدی توفیقت زیاد شده ، خدماتت زیاد شده ، تأثیرگذاریت رو جامعه زیاد شده ،دیدی مردم به چشم دیگه ای بهت نگاه می کنن، همه نشانه پذیرفتن خداست...


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۱]

بله توبه برا همین ماهاست دیگه


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۱]

نمیدونم شایدم هس ولی من توجهی نداشتم تاحالا


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۱]

استغفار البته شرایط داره


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۲]

[In reply to محمد شورگشتی]

خدا توفیق توبه بده ان شاا.


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۲]

[In reply to محمد شورگشتی]

چه شرطی؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۲]

پشیمونی از گناه ،تصمیم بر عدم تکرار در اینده، به قدری که لذت کشیدی در اطاعت خدا خودتو زجر بدی و..


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۳]

حقوقی که به گردنت هست ادا کنی...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۳]

چجوری زجر بدم؟


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۵]

عبادت بیشتر و طولانی تر که نفست رو بخاطر لذتی که چشیده تنبیه کرده باشی، مثلا با روزه گرفتنی که نفست رو اذیت می کنه با کم خوابی با شب زنده داری ...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۵]

[In reply to محمد شورگشتی]

من بیشتر بخشیدم...نمیتونم کسی ک بهم بدی کرده نفرین کنم بیشتر میگذرم


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۶]

دوستام میگن چقد خولی که از حقت میگذری


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۷]

نه ، مثلا حق مالی اگه به گردنت هست، نماز و روزه ای به گردنت هست و ...، آبرویی مثلا از کسی بردی با غیبت و تهمت و تمسخر... آبروش رو سعی کنی بهش برگردونی و...


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۸]

درسته


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۸]

بله آسون بگیر تا خدا بهت آسون بگیره... البته اگه مورد سوءاستفاده قرار نمی گیری. وگرنه :    ترحم بر پلنگ تیزدندان      ستمکاری بود بر گوسفندان


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۹]

قطعا همینطوره


..., [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۹]

برامون دعا کنید


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۹]

شما هم.


محمد شورگشتی, [۲۳.۰۶.۱۶ ۲۳:۵۹]

موفق ومؤید باشین

تعامل با شیخین؟!

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ

میگه:

چرا حضرت رسول (ص) با ابوبکر و عمر تعامل داشت؟! و با دختران اونها ازدواج نمود؟!

چرا حضرت علی (ع) با اونها تعامل داشت؟! مشورت می داد و کمک می کرد؟!

و این با اون چیزی که شما میگین نمی سازه؟!

میگم:

گاهی شخصه ولی حکم درب رو داره

خودش منظور نیست اما به جهت موقعیتی که داره میشه از اون به دیگران دست پیدا کرد...

میشه از طریق اون ارائه خدمت کرد

و اینه اون چیزی که از تعامل با اونها مورد نظره


پس هر رو کردنی به منزله تأیید نمیتونه باشه...

اینا چیکار دارند می کنند؟! (عکس نظر)

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ

اینا دارند چیکار می کنند؟! نظر شما در این خصوص چیه؟!

____________________________________

بعدا نوشت:

با تشکر از مشارکت دوستان...

از شما چه پنهان راستش اول باری که خودم تصویر دور و ناقص این حرکت را دیدم فکر کردم مربوط به رفع حاجت و این جور چیزاست!!

ولی دوستان درست اشاره فرمودند :

« اعتراف به گناه»

حالا کار درستی هست یا نه؟!


ببینید:

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (102) توبه -

و گروهى دیگر به گناهان خود اعتراف کردند و اعمال صالح و ناصالحى را به هم آمیختند، امید مى رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد خداوند غفور و رحیم است .


الإمام الباقر علیه السلام: 

لا والله ما أراد الله تعالى من الناس إلا خصلتین: أن یقروا له بالنعم فیزیدهم وبالذنوب فیغفرها لهم - میزان الحکمة حرف التاء باب التوبة -

نه به خدا! از مردم اراده نکرده است خداوند مگر دو خصلت را: اینکه اقرار به نعمتهای او کنند تا بر ایشان بیفزاید و اقرار به گناهانشان کنند تا بر ایشان ببخشاید.


پس اصل اعتراف به گناه خیلی هم خوبه و در واقع نوعی توبه به حساب می آید...

اما این سبک اعتراف که در سمتی فرد گنهکار قرار بگیرد و در سمت دیگر ، پدر روحانی...

این جالب نیست:

اولا

این کار متأسفانه دکانی را برای ارباب کلیسا باز کرده که به اسم گناه بخشی و فروش بهشت گاه مبالغ هنگفتی از طرف دریافت می کنند که طبق فرمایش قرآن از مصادیق اکل مال به باطل است و حرام :

 یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (34) توبه -

اى کسانى که ایمان آورده اید بسیارى از علما (ى اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را به باطل مى خورند!! و (آنان را) از راه خدا باز مى دارند، و آنها را که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان ) مى سازند، و در راه خدا انفاق نمى کنند، به مجازات دردناک بشارت ده .

ثانیا

عزت و آبروی هر فردی بالاترین سرمایه وجودی او به شمار می آید و این سبک اعتراف چیزی جز در معرض خطر قرار دادن آبروی او نیست (از طرف کشیش یا رهگذران یا وسایل و ابزار جاسوسی و...)

داستان برملا نشود اصل حضور در همچنین محلی به منزله تأیید گناه و اشتباه او بالاخره خواهد بود.

ثالثا

به حکم معصوم نبودن پدر روحانی ، اعتراف به گناه پیش او امکان سوء استفاده او از فرد گنهکار را در کوتاه مدت یا درازمدت فراهم خواهد آورد ( لااقل این دغدغه وجود خواهد داشت)

رابعا

دیدن این صحنه ها که افراد زیادی مشغول اعتراف به گناه هستند به نوعی شکننده حرمت گناه هم می تواند تلقی گردد! و نهایتا جسارت و جرأت بر گناه را افزایش دهد.

خامسا

این زانو زدن در مقابل انسان ولو پدر روحانی، با آموزه های دینی چندان سازگاری نمیتواند داشته باشد.

نتیجه:

بهترین کار این است که اعتراف به گناه را بگذاریم پیش خود خداوند متعال انجام بدهیم: 

آرام و بی سرو صدا ، بدون پرداخت جریمه مالی، بدون در معرض خطر قرار دادن آبرو ، بدون درهم شکستن حرمت گناهان...

مؤید باشین

اگه تونستی متحوّل نشو !!!!

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۸ ب.ظ

اینقدری قلمش جاذبه دارد که مخاطبین ، غافل از حق و باطل بودن کلامش ، همراهی اش کنند! و با کامنت هایی که می گذارند ، اظهار رفاقت و بعضاً همفکری!

فضای مجازی هم عالمی دارد!!

به راحتی آب خوردن و با فشردن یک کلید ، می شود همه ی ارزش ها و اعتقادات یک ملت را به سخره گرفت و به آن خندید!

خود را انسان هایی عاقل ، و متدیّنین را موجوداتی خرافی قلمداد کرد!!

واقعاً عقل با کدام گروه است؟!


مطلب ذیل ، برگرفته از یکی از سخنرانی های حقیر ، و ظرفیت این را دارد که مسیر انسان را کاملا تغییر داده و انقلابی عظیم در او پدید آورد! به شرطی که توجه لازم را مبذول دارد.

پس لطفا بخوانید و با دقت بخوانید و شد چندین بار بخوانید...


به عنوان مقدمه می پرسم : 

آیا در عالم ، خطراتی وجود دارد؟

و آیا انسان ها در مقابل خطرات از خود واکنش نشان می دهند؟

فکر نمی کنم احدی باشد که وجود خطرات و وجود چنین واکنشی را در انسان ها بلکه حیوانات و حتی نباتات انکار نماید.

آنقدر که گاه این واکنش ها شکلی مضحک هم به خود می گیرند:

صندلی عقب ماشین نشسته اید، شاخه درختی به بدنه گرفته و با حرکت ماشین ، به سمت شما رها می شود، چه می کنید؟!

سرتان را ناخود آگاه می دزدید در حالی که شیشه ای ضد ضربه، فاصل بین شما و شاخه بود!

اینجاست که دست را به صورت گرفته و از نوع رفتار خود ، بر خود می خندید!


سؤال دوم: این واکنش در قبال چه خطراتی ست؟! احتمالی؟ یا یقینی؟

مطمئناً و به تجربه میدانید چیدن میوه ی آبدار و رسیده شاه توت از درخت ، همراه است با لک شدن لباس و دست و صورت!

آیا بخاطر متوجه شدن این خطر از خیر شاه توت می گذرید؟!

یا خود به پای خود مسیر طولانیی را هم طی می کنید که به آن دست پیدا کنید؟!


در نقطه مقابل:

فرض کنید در مسیر عبورتان ناگهان زمین دهان باز کرده و شما را می بلعد!

ترس سراپای شما را فرا گرفته است!

منتظر می مانید گرد و خاک فرو بنشیند!

در حالی که چشم ها را می مالید، سر را به اطراف می چرخانید که بناگاه برقش صندوقی پر از طلا و جواهر چشم شما را می گیرد!

از شادی در پوست خود نمی گنجید!

با عجله تمام به صندوق نزدیک می شوید!

ماری بزرگ بر آن چنبره زده!

بی حرکت است!

نمی دانید زنده است یا مرده؟ خواب است یا بیدار؟

نمی دانید اصلاً سمّی ست یا غیر سمّی؟!

کدام از شما حاضر است دستش را به طرف صندوق دراز کند؟!

با این که خطر احتمالی ست؟!

با خود می گوئید:

اگر زنده باشد چه؟

اگر بیدار باشد چه؟

اگر سمی باشد چه؟

پس تا اینجا مشخص شد ، آنچه ما را به واکنش در مقابل خطرات وا می دارد : یقینی یا احتمالی بودن آن نیست.

 بلکه ملاک: بزرگ و کوچک بودن ، مهم و غیر مهم بودن آن است.

(از خطر کوچک ولو یقینی پرهیز نمی کنیم اما از خطر احتمالی بزرگ بلی )


آنچه گفتیم مربوط به ما و فرهنگ ما هم نیست ، رفتاری ست همگانی و فراگیر.

واکسیناسیون که در سراسر جهان مورد اقبال ملل و دول است ، چیزی جز این نیست که به دست خود، میکروب ضعیف شده ی بیماریی را وارد بدن خود و عزیزانمان کنیم، سوزش ، درد ، تب ، و همه ی عوارض آن را با کمال میل به جان می خریم.

برای چه؟!

آیا می دانید شما و فرزندتان قرار است در آینده مبتلا به این مرض بشوید که پیشگیری می کنید؟!

چنین نیست ؛ بلکه آنچه شما را به این عمل فرا می خواند ، احتمال ابتلاء است.

و این همان چیزی ست که می گویند : عقل حکم می کند به وجوب دفع ضرر محتمل.

عقل می گوید خطرات احتمالی و اما بزرگ را باید از خود دور کرد.


سؤال سوم: خطر های مهم و غیر مهم کدامند؟!

نبی مکرم اسلام (ص) پس از سه سال فعالیت پنهانی ، وقتی مأمور به تبلیغ علنی اسلام شدند بر بلندای کوه صفا قرار گرفته ، مردم را صدا زدند.

جمعیت هجوم  آوردند ببینند محمد (ص) چه سخنی با آنها دارد؟!

فرمود:

اگر خبر دهم دشمن پشت کوه در کمین شماست ، چه می گوئید؟

گفتند: تصدیقت می کنیم ( در حالی که جابجایی لشکر در آن زمان و با آن وسایل چیزی نبود که به راحتی و مخفیانه امکان پذیر باشد )

فرمود:

آن دشمن که فکر می کنید : نه ، اما دشمنی بزرگتر در کمین شما ست: آتش جهنم!!

همانها که خود را آماده نبرد با دشمن کرده بودند ، با چهره هایی عصبانی و حق به جانب ، در حالی که به رسول خرده می گرفتند و ناسزا می گفتند از او دور شدند!

آیا آن انسان صادق و راستگو ناگهان تبدیل به دروغگویی شد که دیگر حرف های او ارزش شنیدن ندارد؟!


اگر فرزند خردسالی از شما فریاد مار مار برآرد ، با بیل و چوب و سایر ابزار دفاعی به سوی او می شتابید ، در حالی که شاید به جهت عدم شناخت ، کرمی را ، هزارپایی را ، طناب و نخی را ، مار انگاشته باشد ، اما بر فریادهای هشدار آمیز و پرطنین 124 هزار انسان بالغ عاقل درست گفتار و درست رفتار (جدای از جانشینان وعلمایشان) وقعی نمی نهید!!

آیا جز این است که اینجا هوا و هوس است که خدایی می کند و از عقل و حکم عقل خبری نیست؟!

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ (5) یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ (6) قیامت -


خطر جهنم می دانی چه خطری ست؟!

کدام از خطرات دنیوی که نزد همگان به آن ترتیب اثر داده می شود ، قابلیت عرض اندام در مقابل خطر آتش جهنم را دارد؟!

تصور کن تمام عمر هفتاد هشتاد ساله ی انسان بمثابه ی نشستن در تنور باشد، خوب این فقط هفتاد و هشتاد سال است.

این کجا و جهنم ابدی؟! 

میلیون ها و میلیاردها و تریلیون ها سال نیست ، همیشگی ست !!!

می دانی یعنی چه؟!

یه جمله معترضه: چطور مجازات چند سال گناه ، عذابی ابدی ست؟! ببینید مشت نمونه خروار اینجا معنا پیدا می کند! به عنوان نمونه چند سال را خداوند متعال زمان امتحان قرار داده است. حالا کسی که چند سال ناقابل اینچنین از انسانیت و عبودیت خارج می شود، اگر عمری ابدی داشت، چه می کرد؟! لذاست که استحقاق چنین عذابی را پیدا می کند!

از طرفی کیفیت عذابش هم قابل مقایسه با عذاب های دنیایی نیست:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآَیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا (56) نساء - می فرماید:

کافرین را به آتشی می افکنیم که هر گاه پوستشان سوخت و نابود شد ( همانند جامه ای ) پوست جدید بر تن آنها می کنیم تا عذاب را به درستی بچشند!

وَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَمَا هُوَ بِمَیِّتٍ ... - 17 ابراهیم - مرگ از در و دیوار جهنم می ریزد اما مرگی در کار نیست ( یعنی هرکدام از این اتفاقات اگر در دنیا رخ می داد مساوی بود با مرگ فرد، اما اینجا مرگ آفرین هست و مرگ نیست!!)

بی جهت نیست ناله های امیرمؤمنان در دعای کمیل:

ابکی لالیم العذاب و شدته أم لطول البلاء و مدته؟

خدایا! بر سختی و شدّت عذاب آخرت گریه کنم یا بر زمان و مدّتش؟!

لذا می فرماید:

وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لِهَذَا اَلْجِلْدِ اَلرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى اَلنَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَکُمْ فَإِنَّکُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ اَلدُّنْیَا أَ فَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِکُمْ مِنَ اَلشَّوْکَةِ تُصِیبُهُ وَ اَلْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ وَ اَلرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِیعَ حَجَرٍ وَ قَرِینَ شَیْطَانٍ - نهج البلاغة خطبه 182 -

بدانید این پوست نازک ( بدن ) را تاب شکیب بر آتش دوزخ نیست بنابراین بخودتان رحم کنید ، زیرا شما خویش را هنگام سختیهاى جهان آزموده اید ،و بیتابى خود را در برابر دشواریها ثابت نموده اید ) مگر ندیده اید ، یکى از شما از خاریکه بپایش میخلد ،یا از لغزشى که ( بعضى اعضاى ) او را خونین میکند ، یا از ریگ گرمى که او را میسوزاند چسان مینالد ، پس چنین کسى چه حالى دارد ، هنگامیکه زیر پا و بالاى سرش دو آجر بزرگ از آتش هم بستر سنگ و همنشین شیطان باشد!


تکرار می کنم: بحث یقین به معاد مطرح نیست!

هر چند در همه دنیا خبری را که حتی یک منبع موثّق گزارش کند، می پذیرند و با آن معامله ی خبری یقینی و قطعی می کنند و در قضیه مورد بحث ما و خبر از معاد خبرگزاریهایی از آن خبر داده اند که در صداقت و اطمینان بالاترین ، و در تعّدد بی شمارترینند! و بنابراین خبری یقینی و مطمئن تلقی خواهد شد اما ...

یقین به معاد و قیامت نه ؛ بلکه پرسش من نقطه مقابل آن است : 

کیست در پهنه ی گیتی که صد در صد و به طور قطع و یقین بگوید جهنم نیست؟!

چنین فردی وجود خارجی نخواهد داشت و اگر کسی چنین ادعایی کند ادعایش مردود است!

از کجا و به چه مدرکی به این قطعیّت رسید؟!

بشری را که معلومات همه ی افراد و سراسر تاریخش قابل نسبت سنجی با مجهولاتش نیست، چه به این ادعای بزرگ؟!

لذا قرآن مجید می فرماید: فقط اینها عجیب می دانند وقوع قیامت را :

وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (71) قُلْ عَسَى أَنْ یَکُونَ رَدِفَ لَکُمْ بَعْضُ الَّذِی تَسْتَعْجِلُونَ (72) سوره نمل -

و روی حدس و گمان حرف می زنند ، نه بر پایه ای علمی :

وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ (24)جاثیة -


و وقتی امر معاد برای کافرین هم امری احتمالی شد

عقل حکم می کند به واکنش نشان دادن در مقابل خطرات بزرگ ولو احتمالی!


بپرس : توی منکر معاد! یک درصد هم احتمال معاد نمی دهی؟!

نیم درصد؟

یک هزارم درصد؟

یک ده هزارم درصد؟

مگر آن وقتی که برای واکسینه کردن خود و فرزندت به مراکز بهداشتی مراجعه کردی، چند درصد احتمال خطر می دادی؟!

چطور آنجا کاری کردی که خطر احتمالی را از خودت دور کنی ، اینجا به طریق اولی باید چنان عمل کنی چرا که این خطر عظیم و بی سابقه قابل مقایسه با آن دست خطرات نیست!

خداوند متعال خاشعین را که توصیف می فرماید می گوید:

وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ (45) الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ (46) بقرة -

آنها کسانی اند که گمان به ملاقات با خدا و معاد دارند ! یعنی برای اینکه انسان مسیر خودش را اصلاح کند و مراقبت بر اعمال داشته باشد ، گمان به قیامت هم کافی ست. ( هرچند بعضاً مفسرین ظن در اینجا را به یقین معنا فرموده اند)


کلام پایانی:

امام صادق (علیه السلام ) با ابن ابى العوجاء - مادى و ملحد عصر خود - سخنان بسیارى داشت ، آخرین مرحله که او را در مراسم حج ملاقات کرد ، بعضى از یاران امام عرض کردند:

مثل اینکه ابن ابى العوجاء مسلمان شده ؟!

امام فرمود:

او از این کوردل تر است ، هرگز مسلمان نخواهد شد!!

هنگامى که چشمش به امام صادق (علیه السلام ) افتاد گفت:

اى آقا و بزرگ من !

امام فرمود:

ما جاء بک الى هذا الموضع ؟: (تو اینجا براى چه آمده اى )؟!

عرض کرد:

عادة الجسد، و سنة البلد، و لننظر ما الناس فیه من الجنون و الحق و رمى الحجارة !:

(براى اینکه هم جسم ما عادت کرده!! هم سنت محیط اقتضاء مى کند! ضمنا نمونه هائى از کارهاى جنون آمیز مردم ، و سر تراشیدنها، و سنگ انداختنها را تماشا کنم!!!)

امام فرمود:

انت بعد على عتوک و ضلالک ، یا عبدالکریم !:

(تو هنوز بر سرکشى و گمراهى خود باقى هستى ، اى عبد الکریم! )

او خواست شروع به سخن کند امام فرمود:

(لا جدال فى الحج :

(در حج جاى مجادله نیست و عباى خود را از دست او کشید، و این جمله را فرمود:

ان یکن الامر کما تقول - و لیس کما تقول - نجونا و نجوت ، و ان یکن الامر کما نقول - و هو کما نقول - نجونا و هلکت !:

(اگر مطلب این باشد که تو مى گوئى (و خدا و قیامتى در کار نباشد) که مسلما چنین نیست ، هم ما اهل نجاتیم و هم تو ( ما هم زندگی کردیم مثل شما ، تازه زندگی بی دردسر و سالم و پر از صفا و صمیمیت مال مؤمنین است و زندگی کافران همگی تیرگی و نکبت است) 

ولى اگر مطلب این باشد که ما مى گوئیم ، و حق نیز همین است ، تو چه خواهی کرد؟!

ابن ابى العوجاء رو به همراهانش کرد و گفت :

وجدت فى قلبى حزازة فردونى ، فروده فمات !: (در درون قلبم دردى احساس کردم!!! مرا بازگردانید)

او را بازگرداندند و به زودى از دنیا رفت!

غرور ؟! در مقابل کی؟!

يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ب.ظ

سلام
من بابت کاری میخواستم مزاحمتون بشم میخواستم بدونم قضیه ای درست یا نه؟ 
در مورد مناظره یک کافر و یک مسلمان شنیدید ؟
مناظره مسلمان و کافر

کافر: بالاخره اسلام واقعی شما را پیدا کردم. اسلام واقعی شما همین داعش است که مو به مو آیات قرآن را اجرا میکنند.
مسلمان: ای کافر بی سواد تو دوباره نظر دادی!! اصن تو قرآن ما رو خوندی؟ نخوندی!!... اگه خونده بودی میفهمیدی اسلام کاملا مخالف این رفتارهای داعش است
کافر: اگر ثابت کردم داعش اسلام واقعی است قول میدی دست از اسلام بکشی؟!!
مسلمان: یعنی تو میخوای بگی، داعش که به این راحتی آدم میکشه، قرآن بهشون دستور داده؟
کافر: آیه 123 سوره توبه دقیقا همین حرف رو زده و گفته: « ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است »
مسلمان: یعنی میخوای بگی، این حیوانات که خیلی راحت سر میبرند، تو قرآن اومده؟
کافر: بله طبق آیه 4 سوره محمد . « چون با کافران روبرو شدید، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکندید، اسیرشان کنید و سخت ببندید. آنگاه یا به منت آزاد کنید یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پایان آید. و این است حکم خدا »
مسلمان: ببین این حیوان ها به مسیحیها و یهودی ها هم رحم نمیکنند. یا اونا رو میکشند و یا به زور ازشون پول میگیرند. در صورتی که در قرآن چنین چیزی نیست!!
کافر: پیشنهاد میکنم یه بار آیه 29 سوره توبه رو بخونی که گفته: « با هرکه از اهل کتاب یهودی و نصارا که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده، و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده اند حرام نمیدانند و به دین حق آیین اسلام نمیگروند، قتال و کارزار کنید تا آنگاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند.
مسلمان: این آشغال ها به هر جا حمله میکنند به دختران و حتی زنان شوهردار تجاوز میکنند
کافر: زیاد حرص نخور چون این هم قرآن بهشون اجازه داده . آیه 24 سوره نسا رو ببین: « ازدواج با زن شوهر دار حرام شد، مگر ان زنانی را که در جنگ با کفار متصرف و مالک شده اید »
مسلمان: ولی آخه اینا یک سری قوانین مسخره و رفتارهای خشونت آمیز دیگه هم دارند
کافر: ببین عزیزم، تمام رفتار داعش طبق آیات قرآن و سنت واقعی محمد است. اسلام واقعی همین داعش امروز است.
مسلمان: اگه قرآن واقعا اینا رو گفته باشه من چشم و گوش بسته در برابرش تسلیم میشوم و تو نیز حق توهین به مقدسات ما را نداری!
این درسته شرمنده کسی نمیشناختم که ازش بپرسم.

___________________________________________________

جواب:

سلام.

اگه کسی تو صورتت بزنه ، شما چه می کنین؟!

رفتار خشونت آمیز مشرکین رو با مسلمانان صدر اسلام خوندین؟ شهادت سمیه و یاسر و ...


اسلام در آیات متعدد مردم را به تعقل و تفکر فرا خوانده حتی اهل کتاب رو به مذاکره می خواند.

قُلْ یَاأَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ (آیه 64 آل عمران) 

و باز می گوید: 

ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (125 نحل)

و باز: 

الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18 زمر)


اما اگر طرف مقابل یک حرف بیشتر را نمی فهمد و اون هم حرف زور، باید چه کرد؟!

جنگ های صدر اسلام یک طرفش مسلمین بودند چرا از برخوردهای طرف مقابل از پیمانشکنی از کارهای خشونت آمیز آنان نمی گین؟

اونها که حمزه سید الشهدا رو مثله کردند و از گوش و بینی شهدای اسلام گردنبند ساختن!!

 در مقابل اینها باید چه کرد؟ در مقابل پیمانشکنی ها چه؟


اسلام از خود دفاع کرد که حق طبیعی هر کسی ست.


اما انجا که مسلط بر مکه شد فرمود: 

فإنی أقول کما قال أخی یوسف: لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم وهو أرحم الراحمین (بحارالنوار ج 21 ص 135)

اینهمه اذیت کردین وجسارت اما انتقامی نیست ... همه بخشیده شده این ... حتی کسی مثل ابوسفیان دشمن درجه یک پیامبر!!


آیا صلابت واستحکام درمقابل کسانی که جز زور نمی فهمد مورد ایراد می تواند باشد؟ 

در آیاتی می فرماید خودتون رو مجهز کنین تا از شما بترسند و به صلح راضی شوند!!! 

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (60) وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا... (آیات 60 و 61 انفال)

پیامبر توصیه می کرد پا رو محکم بر زمین بکوبند تا دشمن بهراسد و نتیجةً اقدامی برای جنگ نکنند!


نوع جنگهای اون زمان با الان قابل مقایسه نیست...

الان سربریدن حاکی از خشونت فرد است چون مرگهای سریعتر و آسانتری هست.

اما قبلا ضربه شمشیر بود. می خواستند کسی رو زجر کش کنند دست و پایش را قطع می کردند و او ساعتها در خون خود می غلتید که بمیرد!

پیامبر اسلام این قتل ها رو که به قتل صبر معروفند ممنوع کردند.

سربریدن اون زمان به منزله تیر خلاصی بود که طرف رو زودتر راحت کنه!

آیا این رفتار با اون ذره ای همخوانی داره هرچند ظاهرش شبیه هم بوده باشد؟


جزیه رو انوشیروان باب کرد به این استدلال که هرکسی در قبال دفاع از کشورش تکلیف داره پس اگر به کاری جز دفاع و امور نظامی بخواهد مشغول شود در حالی که در سنین مبارزه هست باید مبلغی رو بپردازد تا دیگرانی استخدام شوند و به جای او بجنگند.

جزیه از جزاست . به جای حضور نظامی، پرداخت مال جایگزین میشه. 

در مورد اهل کتابی هم که در کشور اسلامی زندگی می کنن همینه! آنها به لحاظ اسرار نظامی از شرکت در جنگ معافند اما برای این معافیت باید مبلغی بپردازند و درمقابل حکومت اسلامی از حقوق آنان در مقابل دشمنان موظف است ! دفاع کنه. 

لذا این مربوط به فقط جوانان پسر در سن جنگی هست نه زنان و نه کودکان ونه پیران.

آیا این ظلم است؟ یا عین عدل؟!

همین الان خیلی از مردم حاضرند که خدمت سربازیشون رو بخرند!! این از اون قبیله.


ازدواج با زن شوهردار حتی اگر زناشویی انها مطابق دین اسلام نباشه حرام است.

بله زن مشرکه ای که به اسارت لشکر اسلام درمیاد اسارت او به منزله طلاق اوست ( چرا که برگرداندن او در محیط کفر ظلم به اوست و باعث بقای او در کفر، بقای ازدواج سابق هم ظلم به او خواهد بود مخصوصا اگر مدت به درازا کشیده شود) پس بهترین کار همین است که اسارت او به منزله طلاق تلقی گردد و عده هم نگه داشته شود و پس از ان ازدواج او مجاز بوده باشد حکم اسلام این است و کاملا منطبق بر عقل.

و...


+ جواب دوستان رو هم میشنویم...

مطهّرات

پنجشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۴۸ ب.ظ

جامه اش را آب پاک می کند

گیوه اش را خاک

خانه اش را خورشید

و آدمی را انقلاب

دو کتاب اول اهل سنت صحیح بخاری و مسلم است و روایات این دو کتاب مورد پذیرش و تصدیق ایشان.

حال تصور بفرمائید روایتی در هر دو کتاب موجود باشد و نشود برای آن تفسیر درست و قابل قبولی داشت جز بر مبنای مذهب شیعه امامیه!!


متن روایت از صحیح بخاری باب الاستخلاف:

6796 - حَدَّثَنِى مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِىَّ - صلى الله علیه وسلم - یَقُولُ « یَکُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِیرًا - فَقَالَ کَلِمَةً لَمْ أَسْمَعْهَا فَقَالَ أَبِى إِنَّهُ قَالَ - کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ؛ جابر بن سمره : از پیغمبر شنیدم که: دوازده امیر خواهد بود ؛ پس کلمه ای فرمود که من نشنیدم به پدرم گفتم چه فرمود؟ گفت : فرمود: تمامشان از قریش.


گزیده ای از روایات باب ( النَّاسُ تَبَعٌ لِقُرَیْشٍ وَالْخِلاَفَةُ فِى قُرَیْشٍ )  از صحیح مسلم :

4807 - وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یُونُسَ حَدَّثَنَا عَاصِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « لاَ یَزَالُ هَذَا الأَمْرُ فِى قُرَیْشٍ مَا بَقِىَ مِنَ النَّاسِ اثْنَانِ ». امر خلافت در قریش پابرجاست تا دو نفر از مردم باقی باشند.

4808 - حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ حَدَّثَنَا جَرِیرٌ عَنْ حُصَیْنٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِىَّ -صلى الله علیه وسلم- یَقُولُ ح 4809 - وَحَدَّثَنَا رِفَاعَةُ بْنُ الْهَیْثَمِ الْوَاسِطِىُّ - وَاللَّفْظُ لَهُ - حَدَّثَنَا خَالِدٌ - یَعْنِى ابْنَ عَبْدِ اللَّهِ الطَّحَّانَ - عَنْ حُصَیْنٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ دَخَلْتُ مَعَ أَبِى عَلَى النَّبِىِّ -صلى الله علیه وسلم- فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ « إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لاَ یَنْقَضِى حَتَّى یَمْضِىَ فِیهِمُ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً ». قَالَ ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلاَمٍ خَفِىَ عَلَىَّ - قَالَ - فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ قَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ». جابر بن سمره می گوید با پدرم وارد بر رسول شدیم ؛ شنیدم پیغمبر می گفت : این امر ( خلافت ) پایان نخواهد گرفت تا دوازده خلیفه بر مردم بگذرند! بعد کلامی فرمود که من متوجه نشدم به پدرم گفتم چه فرمود؟ گفت: فرمود: تمامشان از قبیله قریشند.

4810 - حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِى عُمَرَ حَدَّثَنَا سُفْیَانُ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عُمَیْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِىَّ -صلى الله علیه وسلم- یَقُولُ « لاَ یَزَالُ أَمْرُ النَّاسِ مَاضِیًا مَا وَلِیَهُمُ اثْنَا عَشَرَ رَجُلاً ». ثُمَّ تَکَلَّمَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- بِکَلِمَةٍ خَفِیَتْ عَلَىَّ فَسَأَلْتُ أَبِى مَاذَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَقَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ».

4811 - وَحَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ عَنْ سِمَاکِ بْنِ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله علیه وسلم- بِهَذَا الْحَدِیثِ وَلَمْ یَذْکُرْ « لاَ یَزَالُ أَمْرُ النَّاسِ مَاضِیًا ».

4812 - حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ الأَزْدِىُّ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ سِمَاکِ بْنِ حَرْبٍ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- یَقُولُ « لاَ یَزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِیزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِیفَةً ». ثُمَّ قَالَ کَلِمَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ فَقَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ».

4813 - حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِى شَیْبَةَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ عَنْ دَاوُدَ عَنِ الشَّعْبِىِّ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- « لاَ یَزَالُ هَذَا الأَمْرُ عَزِیزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِیفَةً ». قَالَ ثُمَّ تَکَلَّمَ بِشَىْءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ فَقَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ».

4814 - حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ عَلِىٍّ الْجَهْضَمِىُّ حَدَّثَنَا یَزِیدُ بْنُ زُرَیْعٍ حَدَّثَنَا ابْنُ عَوْنٍ ح وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُثْمَانَ النَّوْفَلِىُّ - وَاللَّفْظُ لَهُ - حَدَّثَنَا أَزْهَرُ حَدَّثَنَا ابْنُ عَوْنٍ عَنِ الشَّعْبِىِّ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ انْطَلَقْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- وَمَعِى أَبِى فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ « لاَ یَزَالُ هَذَا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِیفَةً ». فَقَالَ کَلِمَةً صَمَّنِیهَا النَّاسُ فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ قَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ». این دین عزیز وسربلند خواهد بود با دوازده خلیفه. پس کلمه ای گفت که مردم ( پچ پچ و هیاهوی آنها ) مانع شنیدن من شد از پدرم پرسیدم چه فرمود؟ گفت فرمود: تمامی از قریش.

4815 - حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَأَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِى شَیْبَةَ قَالاَ حَدَّثَنَا حَاتِمٌ - وَهُوَ ابْنُ إِسْمَاعِیلَ - عَنِ الْمُهَاجِرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِى وَقَّاصٍ قَالَ کَتَبْتُ إِلَى جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ مَعَ غُلاَمِى نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِى بِشَىْءٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَالَ فَکَتَبَ إِلَىَّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- یَوْمَ جُمُعَةٍ عَشِیَّةَ رُجِمَ الأَسْلَمِىُّ یَقُولُ « لاَ یَزَالُ الدِّینُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ یَکُونَ عَلَیْکُمُ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ...

4816 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِى فُدَیْکٍ حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِى ذِئْبٍ عَنْ مُهَاجِرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدٍ أَنَّهُ أَرْسَلَ إِلَى ابْنِ سَمُرَةَ الْعَدَوِىِّ حَدِّثْنَا مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَقَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- یَقُولُ. فَذَکَرَ نَحْوَ حَدِیثِ حَاتِمٍ.


و خوب تعداد خلفائی که بعد رسول آمدند خیلی بیشتر از دوازده نفر است:


فهرست خلفاء راشدین و مدت خلافت و زمان وفات

1 - ابوبکر بن ابى قحافه ،2 سال و 4 ماه ، 13 ه‍ ق
2 - عمر بن الخطاب ، 10 سال و 6 ماه ، 23 ه‍ ق
3 - عثمان بن عفان ، 12 سال ، 35 ه‍ ق
4 - على بن ابیطالب ، 4 سال و 8 ماه ، 40 ه‍ ق
5 - حسن بن على ، 6 ماه ، 50 ه‍ ق


فهرست خلفاء اموى و مدت خلافت و زمان وفات
 
1 - معاویة بن ابى سفیان،  20 سال ، 60 ه‍ ق

2 - یزید بن معاویه، 4 سال ، 64 ه‍ ق
3 - معاویة بن یزید ، 2 ماه ، 64 ه‍ ق
4 - مروان بن حکم ، 6 ماه ، 65 ه‍ ق
5 - عبد الملک بن مروان ، 21 سال ، 86 ه‍ ق
6 - ولید بن عبدالملک ، 10 سال ، 96 ه‍ ق
7 - سلیمان بن عبدالملک ، 2سال و8ماه ، 99 ه‍ ق
8 - عمربن عبدالعزیز بن عبدالملک ، 2سال و6ماه ، 101ه‍ ق
9 - یزید ثانى بن عبدالملک ، 4 سال ، 105 ه‍ ق
10 - هشام بن عبدالملک ، 20سال ، 125 ه ق
11 - ولید بن یزید ثانى ، یک سال ، 126 ه ق
12 - یزید ثالث بن ولید اول ، 6 ماه ، 126 ه ق
13 - ابراهیم بن ولید ، 2 ماه ، 127 ه ق
14 - مروان بن محمد ، 5سال وسه ماه ، 132 ه ق


فهرست خلفاء عباسی ، و آغاز و پایان خلافت

1 ابوالعباس سفاح ۱۳۱–۱۳۶ . ه ق
۲ منصور
۱۳۶–۱۵۸ . ه ق
۳ مهدی
۱۵۸–۱۶۹ . ه ق
۵ هارون‌الرشید ۱۷۰–۱۹۳
۶ امین
۱۹۳–۱۹۸
۷ مأمون ۱۹۸–۲۱۸
۸ معتصم ۲۱۸–۲۲۷
۹ واثق ۲۲۷–۲۳۲
۱۰ متوکل ۲۳۲–۲۴۷
۱۱ منتصر ۲۴۷–۲۴۸
۱۲ مستعین ۲۴۸–۲۵۲
۱۳ معتز ۲۵۲–۲۵۵
۱۴ مهتدی ۲۵۵–۲۵۶
۱۵ معتمد
۲۵۷–۲۷۹
۱۶ معتضد ۲۷۹–۲۸۹
17 مکتفی ۲۸۹–۲۹۵
۱۸ مقتدر
۲۹۵–۳۲۰
۱۹ قاهر ۳۲۰–۳۲۲
۲۰ راضی
۳۲۲–۳۲۹
۲۱ متقی ۳۲۹–۳۳۴
22 مستکفی ۳۳۴–۳۳۶
۲۳ مطیع
۳۳۶–۳۶۳
۲۴ طائع ۳۶۳–۳۸۱
۲۵ قادر
۳۸۲–۴۲۲
۲۶ قائم
۴۲۲–۴۶۸
۲۷ مقتدی
۴۶۸–۴۸۷
۲۸ مستظهر ۴۸۷–۵۱۲
۲۹ مسترشد ۵۱۲–۵۳۰
۳۰ راشد ۵۳۰–۵۳۱
۳۱ مقتفی ۵۳۱–۵۵۵
۳۲ مستنجد ۵۵۵–۵۶۶
۳۳ مستضی ۵۶۶–۵۷۶
۳۴ ناصر
۵۷۶–۶۲۲
۳۵ ظاهر
۶۲۲–۶۲۳
۳۶ مستنصر
۶۲۳–۶۴۰
۳۷ مستعصم ۶۴۰–۶۵۶

 

با این حساب دوازده نفری که پیامبر خبر از آمدنشان می دهد کدامند؟!

دوازده نفر اولی منظور است؟! در حالی که در بین آنها از باب نمونه یزیدی هست که عملکردش به هیچ عنوان قابل دفاع نیست؟!  و عمر بن عبد العزیزی که مورد تمجید بسیار است جزء آنها نخواهد بود؟ - چه دلیلی بر این گزینش هست؟!

یا منتخبی از این خلفاء منظور است؟ خوب کدامینشان؟ و به چه حسابی؟ آیا اتفاقی بر آنها حاصل می شود؟!

در حالی که ظاهر کلام پیامبر این است که خلفاء دوازده نفر خواهد بود ، نه کم نه زیاد! و مشخص خواهند بود نه مبهم !

به علاوه هدف از بیان این خبر چیست؟! و قرار است چه آثاری بر آن مترتب شود؟ آیا منظور بشارت به آمدن آنها نیست؟ و اینکه وظیفه شما اطاعت از آنها و تقویت آنهاست؟! آنچنانی که فرمود:

4813 - حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِى شَیْبَةَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ عَنْ دَاوُدَ عَنِ الشَّعْبِىِّ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِىُّ -صلى الله علیه وسلم- « لاَ یَزَالُ هَذَا الأَمْرُ عَزِیزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِیفَةً ». قَالَ ثُمَّ تَکَلَّمَ بِشَىْءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ فَقَالَ « کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ». پیامبر گرامی عزت اسلام را به آن دوازده نفر گره می زند! - صحیح مسلم همان باب -

اگر شما این کلام را از ایشان می شنیدید در پی شناخت بیشتر آنها و خصوصیات آنها بر نمی آمدید؟!

باید اعتراف کرد از قرائن معلوم می شود که همه حقیقت در این زمینه بیان نشده و ملاحظه کار ی صورت گرفته و البته کتب شیعه پر است از روایاتی که خلفاء دوازده گانه را با نام و نشان به مردم معرفی می کنند - به عنوان نمونه می توانید به کتاب کافی باب ما جاء فی الاثنى عشر والنص علیهم مراجعه فرمائید. -

اگر بگوئید:

این نصف اعتقاد شیعه را اثبات می کند اما شیعه علاوه بر قائل شدن به خلفاء دوازده گانه معتقد است که خلیفه دوازدهم همین الان زنده و منتظر فراهم شدن شرایط ظهور است.

می گوئیم دقیقا چنین است چرا که قرار نیست بیش از دوازده خلیفه باشد و قرار هم نیست زمین خالی از خلفاء باشد آنجا که علاوه بر بیان عدد خلفاء فرمود: 4807 - وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یُونُسَ حَدَّثَنَا عَاصِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « لاَ یَزَالُ هَذَا الأَمْرُ فِى قُرَیْشٍ مَا بَقِىَ مِنَ النَّاسِ اثْنَانِ » صحیح مسلم همان باب - رسول الله : امر خلافت در قریش پابرجاست تا دو نفر از مردم باقی باشند ( یعنی هیچ زمانی زمین خالی از خلیفه نخواهد بود. و بر فرض دو نفر انسان بیشتر بر روی زمین نباشند ، یکی از آنها خلیفه قرشی است.) -

و از آنجا که یازده تن از ایشان به گواهی تاریخ به شهادت رسیده اند در مورد خلیفه دوازدهم جز این نمی شود قائل بود که ایشان زنده و در میان مردم است تا هنگامی که وعده الهی بر اقامه حکومت جهانی ایشان محقق گردد .

حالا چطور این عمر طولانی ممکن است؟ کجا زندگی می کند؟ امکان ملاقات هست یا خیر ؟ کی ظهور می کند؟ همه در جای خود مورد بحثهای گسترده قرار گرفته است.


+ مطلب مربوط به سال 94 که به مناسبت باز ارسال شد.

اهل یقین باش و عبادت نکن !

سه شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۱۸ ب.ظ

وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ (99) حجر -

از بعضى از صوفیه نقل شده که آیه فوق را دستاویزى براى ترک عبادت قرار داده و گفته اند :

« آیه مى گوید: عبادت کن تا زمانى که یقین فرا رسد!! بنابراین بعد از حصول یقین نیازى به عبادت نیست!!! »

جواب:

اولا معروف و مشهور در میان مفسران این است که منظور از یقین در اینجا « مرگ » است.

به دلیل :

- در سوره مدثر آیه 46 و 47 از قول دوزخیان مى خوانیم : و کنا نکذب بیوم الدین حتى اءتانا الیقین (ما همواره روز رستاخیز را تکذیب مى کردیم تا اینکه یقین فرا رسید. ) که یقین به معنی مرگ آمده است.

( به این جهت مرگ ، یقین نامیده شده که: 1 - مرگ امری مسلم است ، و انسان در هر چیز شک کند در مرگ نمى تواند تردید به خود راه دهد. 2 - و یا اینکه به هنگام مرگ پرده ها کنار مى رود و حقایق در برابر چشم انسان آشکار مى شود، و حالت یقین براى او پیدا مى گردد)

پس آیه می گوید: همواره او را بندگى کن تا یقین - لحظه مرگ- فرا رسد (و اعبد ربک حتى یاتیک الیقین ).

2 - مخاطب به این سخن ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) است ، و مقام یقین پیامبر بر همگان محرز است.

آیا کسى مى تواند ادعا کند که ایشان داراى مقام یقین از نظر ایمان نبوده است؟! پس یقین در آیه به معنای دیگری ست!

- تواریخ متواتر نشان مى دهد که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترک نگفت و على (علیه السلام ) در محراب عبادت کشته شد، و همچنین سایر امامان .


ثانیاً : بر فرض که یقین به معنی خودش باشد ، اگر گفتیم : « نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالاى درخت برسد » معنایش این نیست که هرگاه دستت به شاخه رسید، نردبان را بردار! چون سقوط مى کنى !!

کسى هم که از عبادت جدا شد، مثل کسى است که از آسمان سقوط کند؛ (فکانّما خرّ من السماء) 

پس نمی شود در هیچ زمانی عبادت را ترک کرد و کسانى که یقینا به یقین رسیده اند مانند: رسول خدا و امامان معصوم ، لحظه اى از عبادت دست برنداشتند.

بنابراین مراد آیه : بیان آثار عبادت است نه تعیین محدوده ى عبادت( یقین نتیجه عبادت است، نه انتهای عبادت)


+ و من اضافه می کنم  ثالثاً : کسی که به یقین رسید اصلا آیا می تواند عبادت را ترک گوید؟!! یعنی یقین او خواهد گذاشت؟! بله ادعا سهل و آسان است .

برگرفته از :
تفسیر نمونه ذیل آخرین آیه حجر
و تفسیر نور ذیل آیه 21 بقره

مؤمن یا مسلمان؟!

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ب.ظ

ادعای ایمان:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (14) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ (15) حجرات -

عربهاى بادیه نشین گفتند: « ایمان آورده ایم!! » 

بگو شما ایمان نیاورده اید ولى بـگـوئید اسلام آورده ایم ، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است !

و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید پـاداش اعمال شما را به طور کامل مى دهد، خداوند غفور و رحیم است .

مؤ منان واقعى تنها کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند، سپس هرگز شک و تردیدى به خود راه نداده ، و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد کرده اند، آنها راستگویانند.


بیان تفاوت ایمان با اسلام:

سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: الاسلام یحقن به الدم، وتؤدى به الامانة، ویستحل به الفرج، والثواب على الایمان - بحارالانوار ج 65 ص 243 -

از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود:

به وسیله اسلام خون انسان محفوظ و اداى امانت او لازم و ازدواج با او حلال مى شود ؛ ولى ثواب و پاداش بر اساس ایمان است .


نشانه های مؤمنین در کلام امام سجاد (ع)

عن الطاووس بن الیمان قال: سمعت علی ابن الحسین علیهما السلام یقول: علامات المؤمن خمس، قلت: وما هن یا ابن رسول الله ؟ قال: الورع فی الخلوة، والصدقة فی القلة، والصبر عند المصیبة، والحلم عند الغضب والصدق عند الخوف (بیان: " عند الخوف " کأنه محمول على خوف لم یصل إلى حد وجوب التقیة) - بحارالانوار ج 64 ص 293 -

طاووس یمانی از امام سجاد (ع) شنیدم که :

نشانه های انسان با ایمان پنج است.

گفتم: چه هستند؟ یابن رسول الله!

فرمود: 

1 - دوری از گناه در خلوت 

2 - تصدّق در ناداری 

3 - صبر هنگام مصیبت 

4 - بردباری به وقت خشم 

5 - راستگویی با وجود ترس (شرح مجلسی: اگر به حد تقیه نرسیده باشد.)


+ در جواب یکی از دوستان که نوشته «من که مسلمونم» نیستم:

با جاری کردن شهادتین بر زبان حکم به اسلام شخص می شود ، و آثار خودش را خواهد داشت . بله چیزی که نجات بخش انسان از عذاب الهی ست ایمان است. ایمانی که قاعدتا دایره اش نسبت به اسلام بسیار تنگ تر خواهد بود.

شمـــــــا اهل کدام شهـــــــر هستید؟!

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۴:۵۶ ب.ظ

اسم: احمد          اصالتاً: شیرازی          مقیم: تهران

اسم: علی          اصالتاً: مشهدی          مقیم: مشهد


شمای عزیز مقیم کجایین؟!

خانواده ات مقیم کجا هستند؟!

دوست و رفقایت چه؟!


از جهانگرد که بپرسین ، در جواب سؤال سوم خواهد گفت:

بنده مقیم جای بخصوصی نیستم!


از کسی که نصف سال را در شهری و نیم دیگرش را در شهری دیگر می گذراند اگر پرسش نمائید، نمی گوید: مقیم فلانجا تنها ، بلکه می گوید: مقیم فلانجا و فلانجا هستم.


آری کسی می تواند یک شهر را به عنوان محل اقامت خودش معرفی کند ، که محل زندگی او آنجا باشد، بیشترین اوقاتی را که سپری می کند آنجا باشد ، عشق و علاقه ی او آنجا باشد و...


آیه ذیل را با توجه به این نکته که بخوانی به عظمت درخواست ابراهیم علیه السلام از درگاه الهی پی خواهی برد، آنجا که می فرماید:

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ (40) سوره ابراهیم -

پروردگارا! مرا و ذریه ی مرا مقیم (شهر) نماز بگردان!! پروردگارا! و دعایم را قبول بفرما.

خوشا آنان که الله یارشان بی

که حمد و قل هو الله کارشان بی

خوشا آنان که دائم در نمازند!!

بهشت جاودان بازارشان بی.


آیا وقتی می گویند: «فلانی اهل نماز است» به همان معنا یی می گویند که در جواب سؤال «فلانی اهل کجاست؟» می گویند؟!!

نه ما اهلش نیستیم!!

ما که از ۲۴ ساعت شبانه روزمان نهایتاً اگر ساعتی را برای نماز اختصاص بدهیم، کجا می توانیم خود را از اهالی نماز به شمار آوریم؟!!


مقیم شهر نماز و از اهالی آن که شمرده نشدی، از خودت بپرس پس اهل کجا و مقیم کدام شهر از کشور پهناور دنیایی؟!!

 شهر مد؟ شهر شهوت؟ شهر بطالت؟ شهر ریا؟ شهر خدمت؟ شهر عبادت؟ شهر...؟

کدام؟!


من که خود جهانگردم!!


+ بعداً نوشت:

متعاقب ایراداتی که برادر بزرگوارمان آقا مسعود به این پست داشتند، متذکر می شود که این مطلب برداشت شخصی حقیر است.

بنده معتقدم مقیم علاوه بر هیأتش ، ماده اش نیز مفید معنی دوام است آنچنانی که از موارد دیگر استعمال این کلمه در قرآن برداشت می شود!

یُرِیدُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِیمٌ (37) مائده -

وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ (21) توبه 

و...

این تفسیر قطعاً سؤالی را در ذهن خواننده ایجاد خواهد کرد که: 

مگر می شود دائم در نماز بود؟!

یادمان نرود معنی اصلی صلوة « دعا » است و اینجا هم که از زبان ابراهیم(ع) نقل شده به همان معنای لغوی خودش است نه اصطلاح بعد از اسلام. ( به این اعمال خاص هم صلوة گویند چون متضمن دعاست)

در واقع دعای ابراهیم (ع) درخواست همان چیزی ست که در آیه ذیل بدان توصیه شده:

وَاذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَکُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ (205) اعراف -

پروردگارت را در دل خود از روى تضرع و خوف ، و آهسته و آرام - صبحگاهان و شامگاهان ( همه وقت ) - یاد کن ! و از غافلان مباش ! (آنها که خدا را از یادشان می برند)

والله العالم

همردیف سوسمار و موش و پشه ؟! (ویدیو)

يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۱۷ ب.ظ


 

به افتخارشون...

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۴۱ ب.ظ

به افتخار خانم ها که اگه مجالس عروسی رو اونا هستند که رونق میدن، رونق مساجد هم با اونهاست!!!

جمعیت آقایون واقعا افت کرده...

۶ - ۷ نفر بیشتر تو صف نماز ظهر نبودند!!

اذونو که تموم کردم، به شوخی میگن: حاج آقا! به یه راه حلی رسیدیم ...

« از فردا پیش از غروب بیایین که ظهر و عصر و مغرب و عشاء ، همه رو با هم بخونیم که بدجور سر مردم شلوغه!!! »

میگم:

« شکر خدا نماز جمعه نیست که بند شمارش مأمومین باشم!!! »