ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

عصر یخبندان :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پیوندهای روزانه

عصر یخبندان

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۴ ق.ظ

« خورشید » /
باید زد و شکست فقط این چراغ را !
« دلها » /قرار به سردی اگر که هست ... /بگذار هر چه روی زمین منجمد شود!
  • محمد * شـــــــــورگشتی *

دلسردی

عصر یخبندان

نظرات  (۵)

  • علی حقیقی
  • سلام علیکم
    آخ آخ آخ...
    حاج آقا اگه منظورتونو صریح هم اعلام کنین یا مثلاً ترجمه اش رو هم بزارین بد نیستا! :)))

    خیلی شگفتا!! خیلی...
    پاسخ:
    سلام علیکم ورحمة الله...
    جناب علی آقای احمدی بد نگفتند البته منظور من اینه زندگی ما وامدار نور و حرارت خورشید که هست واگه قراره دلهای ما ادما نسبت به همدیگه سرد باشه کاش خورشید نباشد که سردی و یخبندان به همه چیز می رسید و بساط دنیا جمع می شد.
    زندگی بی مهر لطفی ندارد.

    سربلند باشید
  • علی احمدی
  • من متوجه معنی نهفته در این کلام شدم؛
    توضیح مختصر به عنوان پیش مقدمه معنی: خورشید وقتی به شیشه یخ میتابد احتمال شکستن شیشه زیاد است و چراغ ماشین ها هم از شیشه است پس:

    خطاب به خورشید گفته خورشید آهای خورشید باید فقط این چراغ ماشین ما رو میزدی می شکستی!
    این همه آدم که با ماشین تک سر نشین میرن به مقصدشون و کسی رو در راه خدا سوار نمی کنند.همه سردن و بی معرفت شده دل هاشون.
    دل ها که همه سرد هستند پس(ای خورشید) بگذار روی زمین همه چیز یخ بندد.


    --------------------------------------
    جدا از مزاح که حرف دل من و خیلی ها باید باشه در معنی بالا،معنی اینه:

    به نوعی داره از نور بودن دل ها و دلگرم نبودن و دلسردی و نا امیدی و افسردگی
    بین آدم ها میگه که به اصطلاح یک نور هدایتی هست که ازش استاده نمی کنند
    و دلهاشون رو تاریکی و سردی گرفته و از این ناراحتی میگه، حالا که فایده در دلها
    نداره این نور (خورشید مجاز از چراغ هدایت) بهتره این چراغ را بشکست تا هر چه
    در روی زمین هست منجمد بشه. ( به نوعی مثل این میمونه یه معلمی به دانش
    آموزانش که درس نمی خوانند بگه که حالا که قراره درس نخونید منم درس نمیدم)

    همتون تا آخر بی سواد بار بیاید تا چوبش رو بخورید و سرتون به سنگ بخوره...! :)

    این هم مفهومش بود:

    مَتاب !
    متاب که با تابش تو می شکنند!!!

    خورشید نماد روشنایی و نور نماد هدایت
    یخ نماد سرما سرما نماد افسردگی و نومیدی است.
    پاسخ:
    ممنون...
    نه به این عمیقی نبود!! خخخخخخ
  • علی احمدی
  • ببخشید غلط املایی داشت(خلاصه وار اصلاح می کنم) :

    به نوعی داره از بی نور بودن دل ها و دلگرم نبود و دلسردی و ...میگه.
    یعنی یک نور هدایتی هست و ازش استفاده نمیشه و اگر قرار بر اینه
    بهتره این چراغ هدایت رو خاموش کرد تا بفهمند این سردیها به انجماد،
    (نابودی) می انجامد.
    پاسخ:
    خواهش...
    البته حرف شما هم یه جورایی صحیحه.
  • علی احمدی
  • در واقع به نوعی هم میشه گفت مفهوم همون بیت معروف رو داره میرسونه که میگه:
    آینه چون نقش تو بنمود راست
    خود شکن آئینه شکستن خطاست
    نظامی گنجوی

    میگه یعنی: فقط باید چراغ زندگی انسان را زد و شکست
    در حالی که مشکل از دل هاست که از نور این چراغ محروم اند.


    اگر دل ها گرم از گرمای چراغ امید بخش زندگی نیستند خورشید را می شکنند.
    و حالا که اینجوریه پس بزار بکشن طعم این سردی و افسردگی و دل مردگی را:|
    پاسخ:
    شکر خدا ذهن جوّالی دارین...

    موفق باشین
  • علی احمدی
  • فهمیدم خورشید یعنی امام عصر (عج)!
    یادم نبود و الان یاد خاطره ای افتادم... :|

    یادمه به تازگی به جمع جلسه ای قرآنی
    در شهر پیوسته بودم که، مربی با شوق
    فراوانی از من استقبال کرد تا اینکه بنده
    یک حدیث از قبل شروع جلسه یادم بود.

    همیشه یکی از قاری هایی که مطالبی
    خوب بلد بودند در پایان جلسه می گفتند
    یک بار من اجازه گرفتم و داوطلبانه همان
    حدیث رو شروع کردم به گفتن : (( اگر با
    آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان
    قضاست...! ))
    در واقع با گفتن این حدیث که آخر شبی
    (حدود 12 بامداد) و در آخر جلسهء قرآن
    بود،مربی گفت علی جان منبع و مرجع
    این حدیث هم بگو.گفتم یادم نیست!

    یکی از قاریان گفت خب معنیش چیه
    مثلا که چی یعنی اگر نمی گفتی با
    طلوع آفتاب از خواب بیدار شیم نماز
    قضا میشه، خودمون نمیدونستیم؟

    گفتم من نگفتم این حدیث یا حالا
    روایت که خوندم واسه اماماست
    خندید گفت باز حرف خودشو زد!

    گفت من خودم میدونم ولی ازت
    پرسیدم بفهمم متوجه شدی یا
    نه اگر نه توضیح بدم.
    گفتم اصلا خوشم نمیاد کسی
    بخنده، وقتی دارم حرف میزنم
    و فورا مربی جلسه تذکر داد تا
    کسی نخنده و ادامه دادم که:
    هر بار شما آخر جلسه حرفی
    می زدید من گوش می دادم.

    هیچوقت نمی خواستم بگم
    من بیشتر بلدم یا مستقیم،
    یا غیر مستقیم... .
    مربی برای اینکه من بیشتر
    احساس ضایع شدن نکنم و
    بحث جمع بشه ختم جلسه
    را اعلام کرد و همه پا شدن
    و تو اون حین حالا نرفتن که
    سر پا و پراکنده همه با هم
    حرف حرف حرف می زنند!

    رفتم روی تخته وایت بردش
    با ماژیک،بزرگ همان حدیث
    رو نوشتم، گفتم بخونیدش
    یه چند نفری برگشتن نگاه
    کردن، بعد گفتم این حدیث
    داره گوشزد می کنه دیرتر
    برید نمازتون قضا میشه.
    این بود معنی که میگفتید
    و معنی زنده الان همینجا
    ایستاده اید همه 12 شب

    کم کم داشتند می رفتند
    که یکی از برادرا آمد گفت
    ناراحت نشید علی آقا!
    من فکر می کردم میخواد
    دلداری بده... .

    دیدم میگه علی آقا ماژیک
    رو بده حالا که کسی نیس
    اگر نارحت نمیشی منظور
    اون دوستمان رو بگم بهت

    بلا فاصله گفتم منظورش
    پر واضح بود مغروره منم
    مسخره میکنه و ... .
    گفت بنده خدا خورشیده
    که گفتی امام زمان(عج)

    تازه دوزاریم افتاد خلاصه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی