ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

خسته ی خسته ی خسته! :: آ خدا ( وب مهربانی )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

( مطلب نداری بردار ؛ مطلب داری بذار )

آ خدا ( وب مهربانی )

برای اولین بار
- بعد از دیوار مهربانی و طاقچه مهربانی -
اینک :
« وب مهربـــــــــــانی »
مطلـــــب داری بــــــــــذار
مطلــــب نداری بــــــــــــردار
( مطالب دوستان به اسم خودشان منتشر خواهد شد.
ترجیحا مطالبی متناسب با آ خدا )

*******************************
*******************************
تذکر:
لزوما داستان ها و خاطراتی که در این وبلاگ نوشته میشن مربوط به زمان حال نیست بلکه تجربیات تبلیغی سال ها ومحلات مختلف بنده و بعضا همکاران بنده است و حتی در مواردی پیاز داغ قضیه هم زیادتر شده تا جاذبه لازم را پیدا کنه.
بنابراین خواننده محترم حق تطبیق این خاطرات بر محل تبلیغی فعلی حقیر رو ندارد...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۵ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۰۱ - هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام
    حرم یعنی وصل
  • ۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۰۷ - الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
    کی؟
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۰۲:۴۲ - یا حسین
    جالبه
  • ۳۰ فروردين ۹۶، ۰۸:۱۸ - محمد زیبانویس
    فقط او
پیوندها
پیوندهای روزانه

خسته ی خسته ی خسته!

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ

خسته ام خسته...


نه فقط از دنیا

نه فقط از مردم

نه فقط از خویشان


خسته ام از خود

خسته ام از بودن


می خواهم بخوابم

و خواهش می کنم برای بهشت هم کسی بیدارم نکند!!

  • محمد * شـــــــــورگشتی *

بهشت

خسته

مرگ

نظرات  (۴)

  • چشم به راهم ...
  • ای بابا
    نخسته حاج آقا...
    پاسخ:
    برا هر کسی پیش میاد دیگه...
    دعا بفرمایین
    هه گاهی با خودم که حرف می زنم تهش میگم خسته ام خسته
    و بر می گردم در جواب خودم به خودم میگم خسته نباشی علی!
    ههههههه اون موقع دلم میخواد خودمو بگیرم یه پس کتک بزنم :))
    حتی خودمم خودمو درک نمی کنم و بهونه میارم برای گشتن کار.

    امروز یک آگهی پخش کن خواستن میخوام برم بپرسم فردا صبح.
    چرا امروز نرفتم چون خودم به خودم گفتم کارش بیرونه،هوا سرده
    ولی چون فردا به هر حال باید برم یک شرکتی(میگن نیرو میگیره)
    باید برم اون رو بپرسم سر راه پخش آگهی هم برگشتنی می رم.
    پاسخ:
    خسته نباشی علی آقا!
    حالا چی شده که شما خسته اید؟ جریان چیه مشکلی پیش اومده؟
    پاسخ:
    گاهی مسائلی پیش میاد که انسان احساس میکنه بیش از ظزفیت اونه...
    نمیتونم چیزی بگم فقط میدونم خسته م...
    خسته نباشید! :))
    راستی من دیشب که رفته بودم حوزه بسیج
    وقت نماز رسیده و رفتم نماز خونه و بعد نماز
    روحانی که همسن و سال شماست و اخیرا
    معمم شدند و یکی دوستان بسیجی ما اند،
    شروع کردند به چند کلوم حرف حساب راجع
    به ازدیاد گناه و فحشا و فساد و زنا و لواط در
    جامعه و همه این ها را در ضعیف بودن مردم
    نسبت به دین و اعتقادشون دونستند و تنها
    راه چاره رو باور پذیری اعتقادی دانستند.
    یعنی اینکه در این شرایط نا به سامان اقتصاد
    ما بیاییم ترویج ازدواج یا حتی ازدواج مجددی
    کنیم چاره این آسیب های اجتماعی و دینی
    نخواهد بود.
    در این شرایط سعه صدر و اعتقادی حقیقی
    مانع از بروز چنین فجایع در اجتماع می شود.
    باور پذیر کردن اعتقادی جامعه هم با تبلیغات
    و جذب مردم در مساجد و مکان های معنوی
    و مذهبی امکان پذیر است.
    و (خودم) اضافه می کنم هر چقدر شما بگید
    ازدواج کنید زمینه و شرایط را اکثریت ندارند و
    من چاره ایشان را امروزه مقدم می شمارم.
    پاسخ:
    درستش اینه که همه راهها رو با هم تبلیغ کنیم آنچنان که قرآن کرده...
    از طرفی برا کسانی که امکان ازدواج ندارند: فلیستعفف
    برا کسانی که امکانش هست: و انکحوا الایامی...
    برا زندگیهای موجود : وعاشروهن بالمعروف
    و...
    اما با توجه به حاضر و آماده بودن اسباب تهییج تو جامعه حقیقی و مجازی بهترین کار همون تشویق به ازدواجه اما ازدواجهای آسان و بدور از رسومات غلطو دست و پاگیر.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی